ظهور و تکوین دین اسلام موضوع بررسیها و مطالعات متعددِ تخصصی و عمومی بودهاست، ولی مسئلۀ عمده این است که علل و موجبات پیدایش تشیّع و رشد و تکوین اولیۀ آن به هیچ روی مورد بررسی و توجه کافی قرار نگرفتهاست. تاکنون، بررسی این موضوع تا حدّ زیادی از طریق آثار ملل و نحل (نظیر بغدادی، ابنحزم، و شهرستانی) صورت گرفتهاست و تصویری که آنان از تشیّع نقش کردهاند این است که این مذهب آیینی رافضی، ارتدادی، و الحادی است که بر مبنای ملاحظات سیاسی و اقتصادی به وجود آمدهاست. در واقع، ارزش آثار ملل و نحل برای درک مسائلی است که با آن درگیر هستیم؛ ولی با در نظر گرفتن وابستگی شدید این آثار به فرقهای خاص و نیز خصومتی که به فرقه مخالف داشتهاند، چنین نتیجهگیریهایی کاملاً طبیعی است.
در عین حال، میتوان اساس نیرومندتر، معتبرتر، و موثّقتری را برای پژوهش و تحقیق در این زمینه در متون تاریخی یافت. بسیاری از این متون اسناد معاصر و قطعات قدیمی و اخبار موثّقتری را ثبت کردهاند، ولی دانشمندان و محققان در مطالعات خود دربارۀ تشیّع بهندرت به آثار واقعی و حقایق عینی و تاریخی توجه کردهاند. البته، سالهای متمادی، این متون به صورت دستنویسهای قدیمی که در مجموعههایی در عالَم منتشر شده بودند در دسترس قرار داشتند و تنها پس از بررسی و مطالعۀ کامل یک اثر امکان دارد که عبارت مورد نظر خود را یافت؛ با وجود این، اکنون توجه به تتبع و تحقیق علمی در دنیای اسلام از شرق تا غرب به ثمر رسیدهاست و هر پژوهشگر مآخذ قدیمی و اصیل تاریخی را با چاپهای تصحیح شدۀ انتقادی به همراه مراجع کمکی ارزشمند فراوان در دسترس دارد.
با عنایت به مدارک موجود، میتوان بار دیگر به ارزشیابی انتقادی علل و موجبات پیدایش تشیّع و سیر تکوین و توسعۀ آن در اسلام مبادرت کرد؛ از این رو، در صفحات آینده کوشش میشود تا عقاید، گرایشها، و روندهای نخستین که منش و ویژگی ممتازی به تشیّع در اسلام داد پیگیری و بازسازی شود. چون این عوامل همگی حول مسئلۀ رهبری دینی متمرکز میشود، بحث ما تا حدّ زیادی بر پاسخ این مسئله از دیدگاه تشیّع دور میزند و ریشههای آن را در میان مسلمانان نخستین تا زمان امامت امام جعفر صادق (ع) بررسی میکنیم. در این زمان، تمام عناصر اساسی تشیّع ظاهر و به صورت یک نظام همبسته متشکل میشود که محتوای آن آیین و احکام (اصول و فروع) مذهب تشیّع اثنیعشری را مشخص میسازد.
در این اثر، هدف آن بود که سیر تکوین آرمان اسلامی (دیدگاه خاص رهبری دینی که نخستین بار پس از رحلت پیامبر(ص) پدیدار شد) را بر اساس شواهد و مآخذ تاریخی بازسازی کرده و ارائه دهیم. در این معنا، این مطلب با فصل هشتم که نهضت توّابون مورد بررسی قرار میگیرد کامل میشود. فصل نهم به مسئلۀ داخلی شیعیان و انشعابات آنان اختصاص یافتهاست و در اینجا مآخذ تاریخی قطعاً نمیتوانند چندان مفید باشند. دیگر بار، در فصل دهم، میتوان توجه خود را به بنیاد تاریخی خالصی برگرداند که زمینه را برای امامت جعفر صادق (ع) مهیا کرد. فصل آخر در حقیقت اوج مدار اصلی و زمینۀ اساسی این اثر را نشان نمیدهد، بلکه خواننده را برای ارزشیابی مرحلۀ تکوین یافته و پیشرفتۀ مفهوم رهبری دینی که از مبادی بنیادین ظاهر شد آماده میسازد.
سید حسین محمد جعفری