Loading

چند لحظه ...
فرکانس صفر

فرکانس صفر
هواوپونوپونو ساده‌ترین راه رسیدن به صلح، شادی و فراوانی

نسخه الکترونیک فرکانس صفر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۵,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره فرکانس صفر

حالا دیگر فکر کنم بیش از ده سال می‌شود که هر کتاب تحول فردی مهمی را که به‌دستم رسیده است، خوانده‌ام. نه‌تنها خوانده‌ام که خیلی از همین‌ها را در قالب فعالیتم در انتشارات نگاه‌نوین و مجله‌ی خلاقیت ویرایش کرده‌ام که همین یعنی بیش از سه‌چهاربار خواندن و دقیق‌شدن روی تک‌تک کلمات. پنج‌شش سال پیش مجالی پیش آمد که با مفهومی آشنا شوم به‌نام هواوپونوپونو که بر اساس یک سنت متفاوت در میان بومیان سرزمین هاوایی شکل گرفته بود. بعد از خواندن مطالبی در موردش به‌نظرم رسید که دیگر آن‌چنان که باید خیلی از کتاب‌های تحول فردی به چشمم نمی‌آیند و تو گویی جان‌کلام در این کتاب گفته شده و بقیه‌ی کتاب‌های این حوزه یا در تایید مفهوم آن هستند یا در بیراهه‌اند و به‌کاربستن راهکارهای‌شان دلگرمی و شادکامی که نمی‌آفریند، هیچ، غم هم می‌افزاید. اما این هواوپونوپونو چه دارد که خواندنش این‌چنین به‌مثابه‌ی پایانِ پایان‌ها و رسیدن به مقصد جلوه می‌کند؟ نخستین مفهوم و شاید اصلی‌ترین مفهوم آن اصل پذیرش مسوولیت باشد که برای کسانی که دستی در خواندن کتاب‌های کامیابی و تحول‌فردی دارند، ناآشنا نیست. به‌هرحال هر فرد برای اثرگذاری بر زندگی‌اش لازم است در جایی بپذیرد که اختیاردار است و نباید آن‌چه خود دارد، از غریبه تمنا کند و در جایی بیرون از خویش در جست‌وجوی رهایی از غم و تیرگی و رسیدن به تحول و آن اتفاق بزرگ خوشایند باشد که فرمود، «از خود بطلب هرآن‌چه خواهی که تویی». اما هواوپونوپونو (لاکردار تلفظ اسمش هم چه‌سخت است) پا را از این فراتر می‌گذارد و حیطه‌ی مسوولیت‌پذیری را به هر آن‌چه در زندگی خود شاهدش هستیم می‌کشاند و در این حد افراط می‌کند که مثلا اگر در یک جاده صرفا شاهدِ از راهِ دورِ یک تصادف دلخراش هستیم، مسوولیت آن را هم بر عهده بگیریم و بدانیم اگر شاهدش هستیم، حتما از جایی در هزارتوی ذهن‌مان سربرآورده و این‌گونه خود را نمایانده است. اگرچه این حد از مسوولیت، در ابتدا ترسناک به‌نظر می‌رسد، ولی چون در آن دقیق شویم می‌بینیم چه خوشایند است؛ که هرجا مسوولیتی باشد و امکانی برای اقدام، شادی‌زاست و بن‌بست‌گشا. اگر غمی هست ناشی از دست‌بسته‌بودن در عمل است و وقتی تا ثریا اختیار و مسوولیت داده شده است، چه از این مسرت‌بخش‌تر. اما حالا که مسوولیت پذیرفتیم، با این همه عهده‌داری چه کنیم و چگونه اسباب تحول را در زندگی خویش پدید آوریم؟ این‌جا وضعیت عجیب‌تر می‌شود. هواوپونوپونو می‌گوید به ذکر چند عبارت اکتفا کنید تا اتفاقاتی که در زندگی‌تان می‌افتند و صرفا بازتاب میلیون‌ها میلیون اطلاعات و خاطراتی هستند که در ذهن ناخودآگاه‌تان انباشته شده‌اند، «پاکسازی» شوند و مسیر زندگی‌تان در مسیر الهام و شهود و رسیدن به صفر حرکت کند. معروف‌ترین این عبارت‌ها چهار عبارت «متاسفم»، «لطفا مرا ببخش»، «متشکرم» و «عاشقتم» است و به این‌ها بیفزایید عبارت‌هایی مثل «کلید برق»، «نم‌نم باران»، «قطره‌ی شبنم» و... را که به‌زعم راویان رویکرد هواوپونوپونو امکانی برای پاک‌شدن ذهن و رهایی از خاطرات فراهم می‌کنند؛ «حافظ وظیفه‌ی تو دعاگفتن است و بس / در بند آن مباش که نشنید یا شنید». این سه‌گانه‌ی هواوپونوپونوست که از مسوولیت‌پذیری اعجاب‌آور به هر آن‌چه در زندگی‌مان جریان دارد، شروع می‌شود و به تکرار مکرر و حتی بیست‌وچهارساعته‌ی عبارت‌های پاکسازی‌کننده می‌رسد و بعد از آن پای اقدام در میان می‌آید؛ اقدامی بر اساس شهود و الهام و خداگونگی. از من بپرسید می‌گویم در دنیای ذهن‌آگاهی که این روزها از چین‌وماچین و شرق دور تا آن‌سوی اقیانوس اطلس هواداران پرشماری دارد، آن‌چه پراهمیت است، زمان حال است و شاید سخت‌ترین کار هم این باشد که از ما خواسته شود در همین زمان حال زندگی کنیم، نه در گذشته، نه در آینده؛ که اگر سیرمان صرفا در گذشته باشد و از حال غافل بمانیم، افسرده‌دلیم و اگر این در مورد آینده باشد، گرفتاریم در تشویش و اضطراب. حالا این‌که چرا زیستن در زمان حال این‌قدر سخت است، علتش را باید در ذهن‌مان جست که از دیرباز و در میان نیاکان‌مان به‌قصد حفظ‌ جان‌شان از درندگان، دائم ندای مواظبت سر می‌داده و این رَویه را تا امروز که دیگر خبری از درنده‌ی تیزدندان غیرانسانی در اطراف‌مان نیست، ادامه داده و باعث شده نتوانیم در زمان حال زندگی کنیم. به قول بزرگی، در این دنیای مدرن بزرگ‌ترین دشمن‌مان جایی میان دو گوش ماست که همان ذهن است و با صدای آرام و زیر اما ممتدی که دارد، نمی‌گذارد زندگی‌مان مصداق آن شعر سهراب باشد که، «زندگی آب‌تنی‌کردن در حوضچه‌ی «اکنون» است». هواوپونوپونو راهکاری ساده اما بسیار مقرون به نتیجه برای خاموش‌کردن صدای ذهن و زیستن در زمان حال دارد که همان تکرار عبارت‌هایی‌ست که گفته شد و کسانی که آن را به‌کار بسته‌اند می‌دانند که تا چه حد در زمان‌هایی که ذهن‌شان آوای ترس و یأس سر داده، تکرار آن عبارت‌ها حس‌شان را بهتر کرده و در مسیری قرارشان داده که محل اتفاق‌افتادن بهترین‌ها برای‌شان بوده است. چه، همه‌ی اتفاقات خوب در لحظه‌ی حال پیش می‌آیند و جایزه‌ی کسانی که آن را بیش از همه ارج می‌نهند، آرامش است و کامیابی. در طول یک‌ونیم دهه‌ی اخیر، کتاب‌های زیادی در مورد هواوپونوپونو منتشر شده‌اند که سرآمدش چند کتابی‌ست که دکتر «ایهالیاکالا هیولن» و دکتر «جو ویتالی» به‌عنوان روایتی مدرن از سنت بومیان هاوایی منتشر کرده‌‌اند و کتاب‌های دیگری هم هستند که از جنبه‌هایی دیگر به آن پرداخته‌اند. کتابی که در دست دارید، کتاب خانم «میبل کتز» در اواخر سال ۲۰۲۰ در مورد هواوپونوپونوست و به‌گمانم در میان همه‌ی کتاب‌هایی که در مورد این نگاه منتشر شده است، بیش از همه اصل و ریشه‌ی آن را به مخاطب توضیح داده و باعث شده است که شفافیت بیش‌تری در مورد موضوعات آن به‌وجود بیاید. این شفافیت باعث خواهد شد، تحولی که در استفاده از این نگاه در جست‌وجوی آنیم، زودتر در زندگی‌مان حادث شود و از این جهت انتشار چنین کتابی را می‌توان یک اتفاق در این موضوع تلقی کرد. خودِ خانم «میبل کتز» یکی از فعالان پرکار آموزش هواوپونوپونو در جهان است و این کتاب را می‌توان ثمره‌ی ده‌سال تجربه‌ی آموزش و هم‌نفسی با مخاطب علاقه‌مند به این حوزه دانست. ترجمه و آماده‌سازی این کتاب، تجربه‌ای بس‌شیرین بود و از این جهت از تک‌تک دوستان فرهیخته و خونگرمم در انتشارات نگاه‌نوین سپاسگزارم که این فرصت را برایم ایجاد کردند و ترجمه‌ی این کتاب را تقدیم می‌کنم به همسرم که گفت‌وگویی چندین و چندساله با هم در زمینه‌ی هواوپونوپونو داشته‌ایم و هر دو از علاقه‌مندان و دنبال‌کنندگان آنیم. حسین یاغچی

ادامه...

مشخصات فرکانس صفر

نظرات کاربران درباره فرکانس صفر