هنر خوب زندگی کردن
Loading

چند لحظه ...
پرسه در اسفند

پرسه در اسفند

نسخه الکترونیک پرسه در اسفند به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۷,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره پرسه در اسفند

هوا تقریباً تاریک بود. مرد آهسته و سنگین قدم برمی‌داشت. پیدا بود عمداً قدم‌هایش را کند برمی‌دارد. در میان این‌همه شلوغی و هیاهو، صدا به صدا نمی‌رسید. نزدیک عید بود. مرد با حسرت به هیجان مغازه‌دارها و مردم نگاه می‌کرد؛ به لبخندهایشان، دست‌های پر از پاکت و خرید. دلش می‌خواست هرگز به خانه نرسد. شاید اگر می‌توانست، شب هم به خانه برنمی‌گشت؛ اما افسوس.... در همین افکار بود که دید به سر کوچه رسیده. درِ بزرگ و زنگ‌زدۀ خانۀ اجاره‌ای‌شان در انتهای کوچه خودنمایی می‌کرد. آن‌قدر قدیمی و رنگ‌ورورفته بود که به‌سختی می‌شد رنگش را حدس زد. البته خانه‌های دیگر آن محله هم کم از این خانه نداشتند. انگار همه قوارۀ این کوچۀ تنگ و خاکی بودند. چشمان پردردوحسرتش را به انتهای کوچه دوخت. با نگرانی قدم برمی‌داشت. بالاخره کلید را روی در انداخت، بسم‌اللهی گفت و وارد خانه شد. هاشم از آن جوانمردهای روزگار بود. با وجودی سرشار از انسانیت و دست‌هایی پینه‌بسته که هیچ‌وقت باعث خجالتش نبودند. ولی این بار، این دست‌های خالی شرمنده‌اش کرده بودند؛ شرمنده از نگاه غم‌بار دخترانش؛ شرمنده از سفرۀ بی‌نان خانه‌اش؛ شرمنده از چشمان منتظر همسرش.

ادامه...

مشخصات پرسه در اسفند

نظرات کاربران درباره پرسه در اسفند