هنر خوب زندگی کردن
Loading

چند لحظه ...
تأثیر ملاحظات هویتی بر مناسبات آمریکا و عربستان سعودی در غرب آسیا

تأثیر ملاحظات هویتی بر مناسبات آمریکا و عربستان سعودی در غرب آسیا

نسخه الکترونیک تأثیر ملاحظات هویتی بر مناسبات آمریکا و عربستان سعودی در غرب آسیا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۱۸,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره تأثیر ملاحظات هویتی بر مناسبات آمریکا و عربستان سعودی در غرب آسیا

توجه به مؤلفۀ هویت در سال‌های اخیر و به‌خصوص پس از پررنگ شدن آثار و آرای نظریه‌پردازان سازه‌انگاری چون الکساندر ونت، از جایگاه پررنگی در سیاست خارجی و روابط بین‌الملل برخوردار شده است. بر این اساس، نمی‌توان سیاست خارجی و امنیتی یک کشور را بدون در نظر گرفتن منابع و ملاحظات هویتی آن موردتوجه و ارزیابی قرار داد. این امر به‌خصوص در رابطه با بازیگرانی چون عربستان سعودی از اهمیتی دوچندان برخوردار است؛ زیرا ساختار سیاسی آن به‌شدت با منابع هویتی چون وهابیت گره خورده است و این منابع ضمن تأثیر بر سیاست داخلی، رویکرد سیاست خارجی این کشور در ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی را نیز متأثر ساخته است. از دیگر سو، ایالات متحدۀ آمریکا به‌عنوان بازیگری مؤثر در عرصۀ روابط بین‌الملل تحت‌تأثیر گفتمان‌های شکل‌دهنده به آن همچون گفتمان ویلسونی، رویکردهایی چون بسط و توسعۀ دموکراسی، لیبرالیسم و حقوق بشر و... را موردتوجه قرار داده و این گفتمان در کنار سایر گفتمان‌ها در دوره‌های مختلف اساس سیاست خارجی ایالات متحدۀ آمریکا را شکل داده است. با ورود به قرن بیست‌ویکم و بروز رخدادهایی چون ۱۱ سپتامبر، رویکرد سیاست خارجی عربستان و ایالات متحدۀ آمریکا، متأثر از گفتمان و هویت حاکم بر سیاست خارجی دو کشور در مواردی دچار تنش و تضاد شد و این امر رفته‌رفته واگرایی در روابط دو کشور را سبب شد که به‌عنوان موضوع موردتوجه این کتاب، در چارچوب نظریۀ سازه‌انگاری موردبررسی و تجزیه‌وتحلیل قرار خواهد گرفت. ایالات متحدۀ آمریکا و عربستان ازجمله مهم‌ترین بازیگران فرامنطقه‌ای و منطقه‌ای در خاورمیانه به شمار می‌آیند و بخش عمده‌ای از پارامترها و متغیرهای استراتژیک منطقه‌ای به‌واسطۀ نوع عملکرد و بازیگری و همچنین نحوۀ تعامل آن‌ها در محیط منطقه‌ای شکل می‌گیرد. روابط این دو کشور از آغاز شکل‌گیری عربستان سعودی و از سال ۱۹۳۲ تاکنون روابطی استراتژیک و مستحکم بوده است که بسیاری از تحلیلگران از آن به‌عنوان «معادلۀ نفت در برابر امنیت» یاد کرده‌اند. درواقع، ایالات متحدۀ آمریکا و عربستان سعودی در طول قرن بیستم دارای منافع متقابل مهمی بوده‌اند که از طریق روابط دوستانه و باثبات آن‌ها تأمین شده است و عربستان سعودی به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین کشورهای مستقل منطقه پس از استقلال همواره موردتوجه آمریکا قرار گرفته است؛ به‌طوری‌که در طول جنگ سرد نیز، عربستان در چارچوب سیاست دوستونی نیکسون و در راستای تأمین منافع آمریکا در منطقۀ خلیج‌فارس، یکی از متحدان استراتژیک ایالات متحده در کنار شاهنشاهی ایران بود. عمق این روابط تا بدان حد بود که حتی اختلافاتی نظیر جنگ با رژیم صهیونیستی و تحریم نفتی غرب، صلح سوریه و... بر این روابط تأثیر نگذاشت. لیکن با ورود به قرن بیست‌ویکم، شاهد فرازوفرودهای قابل‌توجهی در روابط دو کشور هستیم. آنچه در این میان حائز اهمیت است، توجه به این نکته است که عملکرد و سوگیری کشورها به‌عنوان نافذترین کنشگران عرصۀ جهانی را می‌توان بازتابی از شرایط داخلی و فضای بین‌المللی دانست. این امر بیانگر درهم‌تنیدگی عناصر اجتماعی، کیفیت دولت‌ها و ساختار نظام جهانی است که بر روابط کشورها و سیاست خارجی و امنیتی آن‌ها در قبال هم تأثیرگذار است. در این میان، بخش قابل‌توجهی از مسائل مربوط به واگرایی میان دو کشور معطوف به ملاحظات هویتی آن‌ها است؛ زیرا هرچه موضوعات معتنابه در روابط دو کشور صبغۀ هویتی داشته باشد، واگرایی میان دو کشور بیشتر می‌شود. بر همین اساس، رویکرد سیاست خارجی ایالات متحدۀ آمریکا در قبال منطقۀ خاورمیانه و به‌طور خاص عربستان سعودی، به‌عنوان موضوع این کتاب نیز تحت‌تأثیر متغیرهای داخلی (احزاب سیاسی حاکم، لابی‌ها، کارتل‌ها و...) و منطقه‌ای و بین‌المللی حاکم قرار داشته است. این امر در حالی است که خاورمیانه به‌واسطۀ جاذبه‌های منحصربه‌فردش همواره از اعتبار کلیدی در پهنۀ سیاست خارجی آمریکا برخوردار بوده است. بر همین اساس، درحالی‌که طی جنگ سرد، ایالات متحده مبارزه با کمونیسم را در قالب ایجاد، تداوم و حمایت از ثبات سیاسی سرلوحۀ سیاست خارجی خود قرار داد، استلزامات نظام دوقطبی، ایالات متحده را ناچار ساخت حمایت از دیکتاتورهای خاورمیانه را تحت هر شرایط تضمین کند. لیکن دوران پس از جنگ سرد و بروز تحولات ساختاری در نظام بین‌الملل، مبارزه با تروریسم و ایجاد جهانی امن برای دموکراسی را ناگزیر می‌ساخت. در کنار روابط گستردۀ دو کشور که در آن نفت و امنیت دو حلقۀ اصلی زنجیر نزدیکی بین دو کشور را تشکیل داده‌اند، پس از وقوع حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، روابط این دو با فرازونشیب خاصی همراه بود، به‌طوری‌که در نتیجۀ این حادثه نوعی سردی در روابط دو کشور ایجاد شد که در تاریخ روابط بین دو کشور سابقه نداشت؛ اما در کنار آن، روابط همچنان ادامه یافت. ریشۀ اصلی وضعیت یادشده را باید در پیامدهای پافشاری آمریکا بر رویکرد مبارزه با تروریسم از یک سو و از سوی دیگر بر جهت‌گیری عربستان مبنی بر حداکثرسازی نقش و میزان اثرگذاری بر تحولات منطقه‌ای جست‌وجو کرد، به‌خصوص آنکه سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا در یک دهۀ اخیر مبتنی بر اشاعۀ دموکراسی در منطقه بوده است و کمترین تأثیر را این سیاست در بین کشورهای مطرح منطقه، بر عملکرد حکومت عربستان داشته و این کشور همچنان صاحب یکی از نامأنوس‌ترین سیستم‌های حکومتی با ارزش‌های دموکراتیک است. از طرفی، با روی کار آمدن حکومت دموکرات‌ها در آمریکا، روابط دو کشور با واگرایی بیشتری همراه بوده است. در این میان شاید اولین نشانۀ بزرگ تضعیف بزرگ جایگاه عربستان در آمریکا مربوط به سال ۲۰۱۶ بود؛ زمانی که کنگره قانونی را تصویب کرد و به خانواده‌های قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر اجازۀ شکایت از عربستان را داد و این قانون به‌رغم لابیگری شدید علیه آن تصویب شد. از طرفی، سیاست‌های اقتصادی ایالات متحدۀ آمریکا و نیز روابط این کشور با سایر بازیگران منطقه‌ای در خاورمیانه و از سوی دیگر، رویکرد سیاسی و امنیتی عربستان در قبال مسائل منطقه‌ای که بخشی از آن را می‌توان متأثر از تغییر رهبران سیاسی این کشور دانست، نقش مهمی در تضعیف همگرایی آمریکا و عربستان و شکاف در روابط این دو کشور داشت. در این میان آنچه بیش از همه در این مسئله قابل‌توجه می­نماید، تفاوت‌های هویتی و تأثیر آن بر سیاست خارجی این دو بازیگر است. درواقع، باورهای ناشی از هویت هریک از بازیگران سیاسی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهندۀ سیاست خارجی آن‌ها به شمار می‌رود و این امر خود را در مسائل مهم منطقه‌ای و نیز بین‌المللی نشان می‌دهد. در این میان، ایالات متحدۀ آمریکا و نیز عربستان سعودی با برخورداری از منابع هویت‌بخش متفاوت و راهکارها و دیدگاه‌هایی متفاوت در برابر مسائل مهم منطقه‌ای و بین‌المللی همچون مفهوم و ماهیت تروریسم و افراط‌گرایی، مسئلۀ فلسطین، نگرش به ایران، دموکراسی و حقوق بشر و... در قالب برخی از این مسائل به نوعی تضاد آرا و نیز تقابل سیاسی در برخی برهه‌های زمانی رسیده‌اند و این مسئله زمینۀ واگرایی آن‌ها را ممکن ساخته است. بر این اساس، کتاب پیش رو بر آن است تا به بررسی و تحلیل عوامل هویتی مؤثر بر واگرایی آمریکا و عربستان سعودی در منطقۀ غرب آسیا از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۹ بپردازد.

ادامه...

مشخصات تأثیر ملاحظات هویتی بر مناسبات آمریکا و عربستان سعودی در غرب آسیا

نظرات کاربران درباره تأثیر ملاحظات هویتی بر مناسبات آمریکا و عربستان سعودی در غرب آسیا