هنر خوب زندگی کردن
Loading

چند لحظه ...
درس‌های زندگی و مدیریت در سرخ و سپید

درس‌های زندگی و مدیریت در سرخ و سپید
با مقدمه‌ای از: فاطمه حسیبی

نسخه الکترونیک درس‌های زندگی و مدیریت در سرخ و سپید به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۵,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره درس‌های زندگی و مدیریت در سرخ و سپید

کسانی که کتاب من با عنوان «نامه‌هایی به همسر کارآفرینم» را خوانده‌اند، می‌دانند که در آن کتاب، ویژگی‌های یک کارآفرین را با تحلیل مشی و سلوک زندگی کارآفرینانه‌ی همسرم، مرحوم مهندس «حسین حجازی»، بنیان‌گذار برند باریج‌اسانس معرفی کرده‌ام و حالا در سرآغاز کتابی که یکی از افراد اثرگذار جهان در دنیای ورزش مدرن نوشته است، می‌خواهم از شباهت‌های بین ورزش با مدیریت و کارآفرینی بگویم و هم به آموزه‌های کتابی که در دست دارید اشاره کنم و هم گوشه‌چشمی به مباحث مطرح‌شده در آن کتابم داشته باشم. در همان کتاب «نامه‌هایی به همسر کارآفرینم» توضیح داده‌ام که چگونه به عرصه‌ی مدیریت ورزش کشیده شدم و حالا که این سطور را می‌نویسم، تنها زنی در کشور هستم که مدیریت یک باشگاه ورزشی در ایران را بر عهده دارد. دوران مدیریت من در باشگاه فرهنگی‌ورزشی باریج‌اسانس اگر واجد یک نکته‌ی کاربردی و قابل عرض باشد، این است که باشگاه‌داری هم همان مهارت‌ها و تمهیداتی را می‌طلبد که یک کسب‌وکار نیاز دارد و همان جامع‌نگری و توجهات چندگانه را می‌خواهد که در دنیای کسب‌وکار به‌عنوان ویژگی‌های یک کارآفرین برمی‌شمارند. می‌گویند وقتی پا در دنیای کارآفرینی می‌گذاری، باید چند مهارت را در سطح موثری بلد باشی. مثلا یک ارتباط‌گیرنده‌ی قوی باشی یا خلاقیت و ایده‌های نوآورت را به‌خوبی مطرح کنی یا از هوش مالی و حساب‌وکتاب سر دربیاوری و چندین و چند مهارت دیگر که همچنان می‌توان از آن‌ها نام برد. بگذارید از تجربه‌ی خودم بگویم. تا پیش از مدیریتم بر باشگاه باریج‌اسانس کاشان در دوره‌ها و همایش‌های مختلف مدیریتی و کارآفرینی شرکت کرده بودم و وقتی به مدیریت باشگاه رسیدم، گمان می‌کردم با موضوعی جدای از این مباحث سروکار خواهم داشت. بیش‌تر گمان می‌کردم که سابقه‌ی ورزشی‌ام در هیات والیبال کاشان و نیز فعالیت‌هایم در هیات کوهنوردی به کارم خواهم آمد. اما به‌تدریج که جلو رفتم متوجه شدم، مدیریت ورزش عینا همان کارآفرینی و مدیریت کسب‌وکار است و بی‌خود نیست که امروز در دنیای ورزش تا چه حد موضوع‌های تجاری و کسب‌وکاری با این رشته عجین شده‌اند و مدیران ورزش در زمره‌ی کارآفرینان قرار می‌گیرند و بسیاری از کارآفرینان هم دنبال این هستند که دستی در مدیریت ورزش و باشگاه‌داری داشته باشند و سهام بعضی باشگاه‌ها را بخرند. این نکات را از چندین و چند سال پیش در ذهن داشتم و تجربه‌ی هر روزه‌ام بود تا این‌که به این کتاب از «آرسن ونگر» مربی شهیرحوزه‌ی فوتبال رسیدم که سابقه‌ای چند دهه‌ای در مربیگری آن هم در بالاترین سطح فوتبال در دنیا دارد. «ونگر» در این کتاب از همان مباحثی می‌گوید که جدای از مربی یا مدیر یک باشگاه، در مورد یک کارآفرین هم مصداق تام‌وتمام دارد. آن‌جا که از تمهیداتی سخن می‌گوید که برای ساخت ورزشگاه امارات در لندن اندیشیده‌اند و مدیریت مالی را برای وصول به این هدف، با بهترین کیفیت توضیح می‌دهد و نکاتی که می‌گوید می‌تواند الهام‌بخش بسیاری از مدیران و کارآفرینان در دوران حاضر باشد. یا آن‌جا که از سفر به ژاپن و مواجه‌شدن با فرهنگی بسیار متفاوت سخن می‌گوید و از این‌که چگونه رویکردهای مدیریتی خود را در کارآورده تا با تلفیق دانش خود و فرهنگ خاص ژاپن بهترین‌ها را رقم بزند. «ونگر» در جایی از این کتاب می‌گوید که برای پیشرفت در زندگی‌اش هربار دستاوردهای قبلی‌اش را زیرسوال می‌برده و راهکارهای جدیدتری می‌اندیشیده و بهبود و تحول در هر بار، بعد از آن به‌دست می‌آمده است. به گمانم تک‌تک مباحثی که مطرح می‌کند، بس درس‌آموز است و نکاتی ارزنده برای کسانی در خود دارد که از خواندن این آثار، طریق تحول می‌جویند و می‌خواهند بهترین‌ها را رقم بزنند. هدف از انتشار چنین کتابی هم به فارسی در همین نکته خلاصه شده است. این‌که بتوانیم با علم روز دنیا در حوزه‌ی مدیریت آشنا شویم و برای تحول فردی و سازمانی خود، آن را به‌کار ببندیم. اما در میان مباحث ارزشمندی که در کتاب «درس‌های زندگی و مدیریت از سرخ‌وسپید» مطرح می‌شود، آن‌چه بیش از همه توجهم را جلب کرد، موضوع خاص استعدادیابی از نگاه «آرسن ونگر» بود. او در مباحث مختلفی که در کتاب مطرح می‌کند، توجه ویژه‌ای به موضوع پرورش استعدادها و استعدادیابی نشان می‌دهد تا آن‌جا که شروع کارش به‌نوعی از این مراکز بوده و در سال‌های مربیگری‌اش دائما ارتقای کیفیت آموزش در مرکز استعدادیابی باشگاه محل فعالیتش را در نظر داشته و نسبت به آن، اقداماتی انجام می‌داده است. همچنین بسیاری از افراد مستعد آن زمان را شناسایی کرده که امروز در شمار بازیکنان افسانه‌ای دنیای فوتبال هستند. باید توجه داشته باشیم که «آرسن ونگر» بر خلاف بسیاری از مدیران و مربیان باشگاه‌های سرآمد دنیا به‌نوعی پخته‌خواری نکرده است و از ابتدا دنبال استعدادهایی بوده که می‌توانسته‌اند نام‌آوران دنیای فردا باشند و ناگفته پیداست که این کار ریسک‌ها و مخاطرات خاص خودش راداشته است که در کتاب هم به آن‌ها اشاره می‌شود. اما جدای از موضوعات مطرح‌شده از سوی «ونگر» در این کتاب، باید بگویم رویکرد آموزشی او همان نگاه و روشی‌ست که من می‌پسندم و در تمام طول دوران مدیریتم در حوزه‌ی ورزش تلاش کرده‌ام آن را اجرا کنم. چندان‌که بارها گفته‌ام باشگاه باریج‌اسانس کاشان، باشگاهی با رویکرد آکادمیک و آموزش‌محور است که تلاش خود را به کشف و پرورش استعدادها اختصاص داده است و در سایه‌ی چنین راهبردی بوده که مقام قهرمانی کشوری را در والیبال بانوان در سال ۹۷ کسب کرده‌ایم و در تمام این سال‌ها هم در رتبه‌های بالای لیگ حضور داشته‌ایم. ولی وقتی کتاب «ونگر» را می‌خواندم متوجه امکانی در فضای حرفه‌ای اروپا شدم که متاسفانه ما از آن محرومیم و این موضوع، آثار و تبعات مخرب خود را دیر یا زود نشان خواهد داد (اگر تا به‌حال شروع به نشان‌دادن آثار خود نکرده باشد). در این کتاب می‌خوانیم که «ونگر» وقتی استعدادی را کشف می‌کرده، بلافاصله با او قرارداد می‌بسته و در حین پرورش استعداد این فرد، از او و استعدادش در باشگاه استفاده می‌کرده و در امتیازآوری تیمش، استعداد این فرد یا افراد را به‌کار می‌گرفته است. همین امکان باعث شده هرچه بیش‌تر به‌دنبال کشف استعداد افراد دیگر باشد و همین رونق و شکوفایی روزافزون دنیای فوتبال را در آن‌جاها باعث شده است. متاسفانه باید بگویم این امکانی‌ست که ما از آن در ایران محرومیم. ما هم استعدادهایی را در ورزش‌های مختلف پیدا می‌کنیم و به باشگاه می‌آوریم و روی استعداد آن فرد، سرمایه‌گذاری می‌کنیم و تا به مرحله‌ی شکوفایی این استعداد می‌رسیم، فرد با ما خداحافظی می‌کند و به باشگاه‌های دیگر می‌رود و نتیجه‌ی شکوفاشدن استعدادش را دیگران بهره‌برداری می‌کنند؛ چراکه قانون به هیچ‌وجه در این زمینه حامی باشگاهِ استعدادیاب نیست و در واقع پخته‌خواری و استفاده‌ی حاضروآماده از ثمره‌ی تلاش‌های دیگران را تشویق می‌کند. ما قانونی می‌خواهیم که حقوق باشگاهی را که به‌دنبال کشف استعداد افراد می‌رود و آن را به شکوفایی می‌رساند، به رسمیت بشناسد و ازاین رهگذر باعث شود که دیگران هم تشویق به استعدادیابی شوند و رونق یک رشته‌ی ورزشی را از طریق کشف نیروهای تازه‌نفس و مستعد رقم بزنند. تا زمانی‌که این حمایت قانونی از باشگاه‌ها در جهت استعدادیابی نشود، حضور نسل‌های جدید در ورزش‌های مختلف قهرمانی با اما و اگر همراه خواهد بود و نتایج منفی‌اش را در عرصه‌های بین‌المللی نشان خواهد داد. انتشار این کتاب ارزشمند بهانه‌ای شد تا این موضوع مهم را مطرح کنم و البته باید بگویم که این کتاب موضوعات بسیار ارزنده و آموزنده‌ی دیگر هم دارد که پرداختن به آن‌ها را می‌سپاریم به کارشناسان حوزه‌ی کسب‌وکار و مدیریت تا مخاطب جوینده‌ی ایرانی در این حوزه‌ها را با علم روز دنیا در این زمینه به‌شکل موثر و نتیجه‌بخشی آشنا کنند. سخت امیدوارم که چنین باشد.

ادامه...

مشخصات درس‌های زندگی و مدیریت در سرخ و سپید

نظرات کاربران درباره درس‌های زندگی و مدیریت در سرخ و سپید