Loading

چند لحظه ...
سازمان همکاری اقتصادی  دستاوردها و چشم‌اندازها

سازمان همکاری اقتصادی دستاوردها و چشم‌اندازها
اکو

نسخه الکترونیک سازمان همکاری اقتصادی دستاوردها و چشم‌اندازها به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره سازمان همکاری اقتصادی دستاوردها و چشم‌اندازها

منطقه­گرایی در روابط بین­الملل از دهه ۱۹۵۰ مورد توجه روزافزون قرار گرفت. در دهه ۱۹۷۰ این گرایش رو به افول نهاد، اما از دهه ۱۹۸۰ و سپس با فروپاشی نطام دو قطبی از دهه ۱۹۹۰ به بعد به یکی از کانون­های اصلی توجه و مطالعه در روابط بین­الملل تبدیل شد. این روند با همکاریهای اقتصادی شروع می­شود و با همکاریهای تجاری و بانکی تعمیق یافته و سرانجام به همگرایی سیاسی در کشورهای عضو می­انجامد که دوره بلوغ همکاریهای منطقه­ای برآورد می­شود. نمونه کامل و عالی این روند اتحادیه اروپا است. از نظر پل اوانز منطقه­گرایی تمایلی برای دادوستد پیوندها و اشتراک­ها است. منطقه طبیعی وجود ندارد، از دیدگاه برخی هم مناطق ایجاد می­شوند، از میان می­روند و دوباره (چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی) در فرایند دگرگونی­های جهانی، از راه گردآوری فعالیت­های بشری یا شناخت گونه­های مختلف این تجربه­ها ایجاد می­شوند. یکی دیگر از نظریه­پردازان به نام هویم، منطقه­گرایی (افزایش تاکید بر سازماندهی مبادلات مرزی در درون یک منطقه) را مسیری برای سازگاری و یا آماده شدن برای مشارکت در روند جهانی شدن می­داند. نهادگرایان منطقه­گرایی را ابزاری در جهت بهبود حکمرانی جهانی به شمار می­آورند. از دیدگاه برساخته­گرایان منطقه­گرایی راهی برای ساخت و تحکیم هویت‌های محلی به شمار می آید. بر این اساس از آنجا که دولتها "برساخته­هایی اجتماعی" هستند، منطقه گرایی می­توان به کمک هنجارها و هویت‌ها تحلیل کرد. درک آثار همکاری‌های منطقه‌ای در کشورهای جهان سوم هم موضوع پیچیده­ای‌ است. این پیچیدگی در تعریف «همکاری‌های منطقه‌ای» ریشه دارد، به ویژه هنگامی که خود مفهوم منطقه از تعریف واحد مورد قبول همگان برخوردار نیست. شمار قابل توجهی از طرح‌های همکاری منطقه‌ای در میان این کشورها وجود دارد. دلایل گوناگونی در مورد مشارکت دولت‌های جهان سوم در طرح‌های همکاری منطقه‌ای وجود دارد، می­توان به مهم‌ترین آنها اشاره کرد: -مشارکت در یک طرح‌ همکاری منطقه‌ای ممکن است از نیاز به مشروعیت بخشی به یک حکومت در سطح بین المللی ایجاد شود. این مسئله به احساس نیاز به مشارکت در طرح‌های منطقه‌ای ختم می‌شود. مشارکت در طرح‌های منطقه‌ای ممکن است نتیجه نیاز به حل یک مشکل مشترک هم باشد. -ایجاد طرح‌های همکاری منطقه‌ای توسط دولت‌های جهان سوم، به ویژه طرح‌های اقتصادی را می‌توان تلاشی در جهت جبران زیان­های جهانی شدن و ناکامی در مشارکت برابر با کشورهای پیشرفته دانست. -به حاشیه رانده شدن این کشورها به طرح­هایی در جهت برای استفاده از مزایای مجاورت جغرافیایی انجامید. مشارکت در طرح‌های همکاری منطقه‌ای بیشتر با هدف تقویت اقتصادهای ملی و افزایش ظرفیت آنها انجام می­شود. در نتیجه همکاری‌های منطقه‌ای در کشورهای جهان سوم به ابزاری برای جبران ضعف ساختاری اقتصادی این کشورها و مشارکت فعال آنها در اقتصاد جهانی شده صورت می­گیرد. این دو روند، یعنی جهانی­شدن و همکاری‌های منطقه‌ای، را می­توان فرایندهای موازی به شمار آورد. در این صورت همکاری‌های منطقه‌ای مکمل فرایند جهانی شدن است. موارد معدودی از همکاری‌‌های منطقه‌ای در میان دولت‌های جهان سوم با موفقیت روبرو شده است. -یکی از پیش شرط­های موفقیت این است که ساختارهای اقتصادی و ساختارهای تولیدی مکمل یکدیگر باشند. مشارکت در اتحادیه‌های اقتصادی که در آن دولت‌ها ساختارهای رقابتی و نه مکمل دارند، از عوامل شکست این همکاری‌ها محسوب می‌شود. همکاری اقتصادی خود به خود به همگرایی اقتصادهای کشورهای عضو آن منجر نمی­شود. آرامش سیاسی در کشورهای شرکت­کننده در طرح همکاری منطقه‌ای ضروری است. اهداف باید به صورت کامل تعریف شوند و با توجه به ویژگی­های کشورهای شرکت­کننده از نظر عملی قابل اجرا باشند. سطح توسعه اقتصادی کشورهای شرکت­کننده در طرح‌های همکاری منطقه‌ای، نقش حیاتی در موفقیت یا ناکامی همکاری‌ها دارد. عامل دیگر، وجود دیدگاه‌های مشترک ایدئولوژیک و سیاسی میان کشورهای شرکت کننده است. وجود اراده سیاسی برای اتخاذ سیاست‌های اقتصادی باز به گشودن مرزها، حذف تعرفه صادرات و سرانجام ایجاد زیربنایی برای منافع مشترک از راه همکاری می‌انجامد. توانایی این طرح‌ها برای ایجاد همکاری و فضای گفتگو و درک متقابل مناسب به نظر می­رسد و توان مذاکره کشورهای شرکت­کننده را افزایش می‌دهد. به طور کلی، نبود تناسب میان اقتصادها، مشکلات ساختاری اقتصاد و فقر، فضای منفی سیاسی و اقتصادی بین­المللی و آشفتگی‌های سیاسی از دلایلی هستند که سبب محدودیت و ناکارآمدی همکاری‌های منطقه‌ای در جهان سوم می­شوند. با توجه به نکات مورد اشاره همکاری منطقه­ای در منطقه غرب آسیا در سه دهه­ اخیر، که با حمایت موثر جمهوری اسلامی ایران در چارچوب سازمان همکاری اقتصادی (اکو) تداوم یافته است، در شمار تلاش­هایی است که در میان گروهی از کشورهای در حال توسعه صورت گرفته است. این سازمان با همان فرصت­ها و چالش­های عمومی در میان این گروه از کشورهای جهان روبه رو بوده است. دولت‌های عضو اکو از بستر هنجاری مشترک برای رسیدن به همگرایی در قالب هویت مشترک برخوردار نیستند. مهم‌ترین موانع شکل‌گیری بستر هنجاری مشترک در میان اعضای اکو عبارت است از: نخست، عامل ادراکی: در مقایسه با اعضای سازمان‌هایی مانند شورای همکاری خلیج (فارس)، اتحادیه اروپا و آ سه‌ آن، کشورهای عضو اکو خود را به یک منطقه خاص جغرافیایی متعلق نمی‌دانند. برای نمونه ترکیه بیش از آنکه به ارتباط آسیایی خود اهمیت بدهد، در پی پیوستن به اتحادیه اروپا بوده است. پذیرش ترکیه در فهرست انتظار ورود به اروپا، کم‌توجهی ان را به اکو تشدید کرده است. پاکستان نیز در اساس از نظر جغرافیایی و فرهنگی بیشتر متمایل به حوزه شبه‌قاره هند است. ولی در میان کشورهای ایران، افغانستان، کشورهای آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان (کشورهایی که بیشتر در حوزه تمدنی ایران بوده‌اند) از نظر جغرافیایی و فرهنگی – تاریخی پیوستاری بیشتری مشاهده می‌شود. همچنین داشتن شخصیت حقوقی مستقل از دولت‌های عضو، برای یک سازمان تضمین‌کننده اعتبار آن است. اما اکو از چنین ویژگی برخوردار نیست. از نظر امنیتی– نظامی، اعضای اکو در اساس نگاهی برون‌گرایانه داشته‌اند و ائتلاف‌ها و اتحادهای نظامی آنها بیشتر با قدرت‌های منطقه ای یا فرامنطقه‌ای بوده و یا در چارچوب همکاری‌های جانبه محدود مانده است. در واقع این کشورها هنوز برای کارآمدسازی اکو و وفاداری به هنجارهای آن تردید دارند. از نظر ادراکی- امنیتی هنوز سازوکار امنیت درون‌منطقه‌ای در میان اعضای اکو فراهم نشده است. دوم، نبود انسجام سیاسی در کشورهای عضو اکو: افغانستان حکومت جمهوری اسلامی دارد، ولی دچار مشکلات جدی سیاسی و امنیتی است. در پاکستان هم حکومت جمهوری اسلامی هست، اما نظامیان همواره بسیار نفوذ داشته‌اند. نظام سیاسی آن با توجه به فعالیت­های گسترده تندروها و عناصر قبیله­ای و منطقه­ای به شدت شکننده است. ایران هم نظام جمهوری اسلامی دارد، اما با داشتن نظام ولایت فقیه در میان اعضای اکو وضعیتی منحصر به فرد دارد. در ترکیه یک نظام دموکراسی به شیوه غربی استوار شده، ولی به قدرت رسیدن «حزب عدالت و توسعه» تعدیل‌هایی را در گرایش‌های افراطی غیردینی ایجاد کرده است. در کشورهای آسیای مرکزی نیز پس از هفتاد سال نظام‌های بدون انتخابات آزاد، جمهوری­های لائیک برپا شده است. با گذشت بیش از دو دهه از استقلال کشورهای این کشورها اقتدارگرایی در این کشورها تداوم دارد.

ادامه...

مشخصات سازمان همکاری اقتصادی دستاوردها و چشم‌اندازها

نظرات کاربران درباره سازمان همکاری اقتصادی دستاوردها و چشم‌اندازها