Loading

چند لحظه ...
مداد سبز مامان

مداد سبز مامان

نسخه الکترونیک مداد سبز مامان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۴,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره مداد سبز مامان

کتاب حاضر سرگذشت آدم‌هایی است که من، د‌ر مقام پزشک متخصص رادیولوژی با قریب بیست سال کار در بیمارستان‌ها و مراکز تشخیصی با آنها از نزدیک برخورد داشته‌ام و خواه‌ ناخواه مخاطب دردها و درددل‌هایشان بوده‌ام. نوشتن را از کودکی دوست داشتم و در سال‌های اخیر این نیاز مبرم را در خود حس کردم که احساس متقابلی را که نسبت به بیماران و مراجعینم دارم به آنها انتقال دهم. کاری که معمولاً از پشت دستگاه‌های غول‌پیکر تصویربرداری یا در اتاق‌های تاریک رادیولوژی نمی‌توان به‌خوبی از عهده‌اش بر‌آمد. نوشتن این داستان در راستای برآوردن این نیاز درونی بوده است. این کتاب روایت گوشه‌هایی از زندگی چند زن ایرانی است که با فراز و نشیب‌ها و چالش‌های گریزناپذیر حیات بر روی این کرهٔ خاکی دست و پنجه نرم می‌کنند. زنانی که عشق را می‌شناسند، زندگی را می‌فهمند، برای لحظه لحظهٔ بودن سخت می کوشند، اما دنیا تلاش‌های صادقانه‌شان را نادیده می‌انگارد. این داستان برای قدردانی هر چند ناچیز از آنها نوشته شده است. بدیهی است اسامی کلیه شخصیت‌های داستان ساختگی بوده و هر گونه تشابه اسمی با افراد واقعی کاملا تصادفی است. در مسیر نوشتن این کتاب از کمک و راهنمایی پیوستهٔ دوست ارزشمندم خانم آرزو سورمه روانشناس بالینی برخوردار بوده‌ام که نوشته را چندین بار بازخوانی و اصلاح کردند و دقت نظر و لطف ایشان جای تقدیر و سپاس فراوان دارد. همچنین همدلی و توصیه‌های مشفقانهٔ عموی عزیزم آقای محمدرضا افضلی - که با صرف وقت و دقت زیاد زحمت ویرایش متن را نیز به‌عهده گرفتند - در به سرانجام رسیدن این اثر تأثیر بسزا داشته است. در پایان مایلم از حمایت و تشویق بی‌دریغ فرزندانم علی و غزل که صبورانه در کنارم بودند و با‌ نظرات ارزندهٔ خود یاری‌ام کردند تا کار را بهتر به پایان برسانم تشکر کنم. نرگس افضلی

ادامه...

مشخصات مداد سبز مامان

  • ناشر محقق
  • تاریخ نشر ۱۳۹۹/۱۲/۰۲
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.14 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۰۹ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره مداد سبز مامان

تمام طول یک شب را با هم خواندیم.معحزه بود و نور که از پنجره میتابید.درد بود اما روشن.درد همه زنان سرزمینم.حیرت آور بود اینهمه نزدیکی.بخوانید و لبریز شوید از آگاهی هر ثانیه اش...خانم افضلی زنان سرزمین من به همت والای شما بی شک خواهند بالید.
در ۷ روز پیش توسط Shiva Moosazade ( | )
سلام نرگس عزیزم .خیلی وقت بود که کتابی نتونسته بود اینطوری منو مجذوب خودش کنه .لحظه به لحظه با قهرمان داستانت رفتم تو اناق درمان ،اتاق درمانی که من هم مانند تو سالهای سال می رم و گوشه ی امن منه .قلمت بسیار روان و زیبا بود .بسیار زیاد همزاد پنداری کردم با قهرمان داستانت و قدم به قدم جلو رفتم کتابت سراسر نور بود و روشنی برای منی که چون قهرمان داستانت خسته و تنها بودم و اتاق درمان برای من و درمانگر معجزه گرم ،امن ترین انسان زندگی من و قهرمان داستان ،نرگس عزیزم بعد از خوندن کتابت مدام گوگل کردم تا نوشته های دیگه ت رو بخونم ولی بعد فهمیدم اولین کتابت بود ،کتابی سراسر درد و غم و رشد و تغییر .خط به خط با قهرمان داستانت همراه بودم و زیبا به تصویر کشیده بودی اتاق درمان رو .سلول سلول تنم حس می کرد ،درد و رنج و تغییر رو کنار قهرمان کتاب .سپاسگزارم ازت به خاطر قلم زیبات و ممنونم که اتاق درمان رو به تصویر کشیدی .دلت سبز لبت خندون
در ۷ روز پیش توسط sah...ndi ( | )
پیشنهاد میکنم حتما بخونید.
در ۷ روز پیش توسط 905...699 ( | )
بسیار زیبا بود😍
در ۷ روز پیش توسط 905...699 ( | )
رمانی جالب با لحنی روان و ساده . در یک کلام آنچه از دل برآید بر دل نشیند. منتظر کتاب بعدی هستیم 😉
در ۶ روز پیش توسط 091...752 ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • بعدی ›
  • آخرین ››