این کتاب دربارهی روش روانکاوانه ایست که در ۴۰ سال گذشته توسط فرد بوش شکل گرفته و خلق یک ذهن روانکاوانه نام دارد و در عین حال، چشمانداز فرویدی تازه و معاصری به بسیاری از مسائل امروزی روانکاوی ارائه میدهد. این چشمانداز، بر اساس آن روند درمانی که پایهی اغلب نظریههای روانکاوانه است–به تغییر مسیر در رابطهی بیمار با ذهن خود، نیاز دارد. بوش نشان میدهد که با رشد ذهن روانکاوانه، بیمار میتواند به توانایی تغییر مسیر، از ناگزیری کنش به امکان تعقل، دست یابد. خلق یک ذهن روانکاوانه نتیجهی افزایش شفافیت در چگونگی کارکرد ذهن است که منجر به برخی تغییرات پارادایمی در روش روانکاوانه شده است. علیرغم اینکه روشهای درک شرایط انسانی از زمان فروید تکامل یافته است اما امکانات انتقال این درک به بیماران، آن هم به صورتی تعیینکننده، همیشه فراهم نبوده است. در طول کتاب، فرد بوش نشان میدهد که هر چند تخصص تحلیلگر در روند درمان حیاتی است، اما او به جای آنکه نقش متخصص محتوای ذهن بیمار را ایفا کند، عمدتاً باید آن کسی باشد که به بیمار کمک میکند تا ذهن خود را بیابد.
خلق یک ذهن روانکاوانه برای روانکاوان و رواندرمانانی جالب است که علاقهمند به یادگیری نظریه و روشی هستند که مفهوم روانکاوانه و یافتن معنا و مفهوم بهطور کلی را تلفیق میکنند. این کتاب به متخصصان امکان کار متفاوت و نتیجه بخشتر با بیمارانشان را میدهد.