«دامنۀ تواناییهای انسان نامحدود است». این جملهای است که طرفداران روانشناسی مثبتگرا دوست دارند به مخاطبان خود بقبولانند تا از دل این شعار تکراری، بلیت همایشهای خود را بفروشند، کتابهایشان را به دفعات تجدید چاپ کنند و تصویری غیرواقعی از ماهیت انسان و مسائلش ارائه دهند.
واقعیت اما این است که در جهان پیچیدۀ امروز با هزار عامل درونی و محیطی که بر کار انسان تأثیر میگذارند نمیتوان به این نوع نسخهپیچیها دل خوش کرد. دامنۀ توانایی انسان میتواند بسته به قوت شخصیت و شرایط مساعد او گسترده باشد اما نامحدود نیست. از طرفی عدهای از سوی دیگر بام افتادهاند و مدام تأکید دارند نباید «از این شاخه به آن شاخه بپریم». آنها والدین و نهادهای آموزشی را تشویق به تمرکزگرایی در آموزش حسب علاقه و نیاز فراگیران دانش میکنند و بر این تأکید دارند که کودک برای داشتن آیندهای روشن باید از همان سنین پایین بداند که میخواهد چه کاره شود! انگار نه انگار که علاقۀ واقعی به یک شغل یا حوزۀ کاری، علمی، هنری و ذوقی بهتدریج در ذهن فرد شکل میگیرد و از هر هزار کودکی که رویای خلبان و دکتر شدن دارند یک نفر هم گاه به این آرزوی دوردست نمیرسد!
نویسندۀ کتاب حاضر، در میانۀ دو سر این طیف گام برداشته و با ذکر نمونههای متنوع از حوزههای مختلف، در جهت اثبات ادعای جنجالی خود برآمده است. ایدۀ او این است آنان که یادگیری در یک حوزۀ خاص را زود شروع میکنند الزاماً موفقتر از کسانی نیستند که علاقه و استعداد خود را در جنبههای مختلف میآزمایند و بعد وقتی به نقطهای رسیدند که فضایی برای آزمون و خطا نبود، بر کار خود متمرکز شده و از تمام آنچه پیشتر یاد گرفتهاند و دانش و تجربیاتی که انباشت کردهاند برای پیشرفت هر چه بیشتر بهره میگیرند.
درواقع تعریفی که در این کتاب از «دامنه» ارائه میشود، طیف تجربیات یک فرد است و نه الزاماً توانایی و استعدادهای او. مثالها آنقدر مفصل و گویا هستند که خواننده را با این دیدگاه تازه آشنا و او را قانع کنند. خود نویسنده هم در همین دسته افراد قرار میگیرد که حوزههای مختلف- از کار پژوهشی علمی در کف دریا گرفته تا روزنامهنگاری ورزشی- را تجربه کرده و از «تغییر مسیر» حرفهای نهراسیده است. برای همین شاید خواندن یافتههای او از همصحبتی و کنکاش در زندگی چهرههای موفقی که تابع الگوی تخصص زودهنگام نبودهاند بتواند نگاه تازهای به خوانندۀ فارسیزبان که در جامعهای پیچیده زندگی میکند و ناچار است بر بسیاری از رؤیاهای کودکی خودش سرپوش بگذارد و با واقعیت زمانه زندگی کند، مفید باشد.
این کتاب، روانشناسی موفقیت از نوع بازاری و گل و بلبل نیست بلکه تشریح نوع دیگری از نگاه به خویشتن است که شاید در نظام تربیتی رسمی چندان مجالی برای بروز و ظهور پیدا نکرده باشد.
مهرداد ملایی