آثار ترجمهشده در این کتاب از مجموعههای متفاوت داستانهای کوتاه نابوکوف انتخاب شدهاند و بازتابدهندهی روحیات و نگرشهای مختلفی در هنر دهههای ۱۹۳۰ ـ ۱۹۲۰ او هستند. در داستان ازمابهتران، همانند بسیاری دیگر از نوشتههایش، شاهد نگاه غمبار و پُرحسرت او به زادگاهش، روسیه، هستیم که آن را، به واسطهی انقلاب ۱۹۱۷ و روی کار آمدن حکومت شوروی، نابودشده و ازدسترفته میپنداشت. همین مضمون در داستانهای تصادف و تیغ، و تا اندازهای در اعلام خبر، با زندگی روسهای مهاجر در اروپا درمیآمیزد (بیش از همه، در برلین، که خود نابوکوف از ۱۹۲۲ تا ۱۹۳۷ در آنجا زندگی کرد و همهی داستانهای این کتاب را در همان جا نوشت). در رنجش و بادرنجبویه قهرمان واحدی میبینیم: پسربچهای حساس و تودار و ناتوان از برقراری ارتباط با اطرافیان، که بهجرئت میتوان گفت تجربیاتش همانندیهای بسیاری با کودکیِ خود نابوکوف دارد. در بازگشت چورب و کوتولهی سیبزمینی باز با قهرمانانی روبهرو هستیم غرق در جهان خویشتن، که هر تماس با دنیای بیرون برایشان همانند ضربهی روانی مهلکی گران تمام میشود. برایتناشترِتِر ـ پائولینو متفاوتترین متن این کتاب است. جستاری است ــ و نه داستان کوتاه ــ دربارهی مشتزنی. از نویسندهای «مردانه» مانند همینگوی میتوان انتظار داشت به گاوبازی و بوکس علاقه داشته باشد، ولی بعید است خوانندهی آثار نابوکوف تصور کند که صاحب چنین سلیقه و سبک ظریف و شکنندهای اهل مشتزنی باشد. سایر علاقههای غیرادبی او، مانند جمعآوری پروانه، طراحی مسائل شطرنج و ورزش تنیس، بیشتر با سبک آثارش همخوانی دارد. ولی بههرحال، او از دوستداران پروپاقرص بوکس بود، در جوانی مدتی آموزش مشتزنی دیده بود، در کیمبریج و برلین به این ورزش میپرداخت و در این جستار، توصیفی شاعرانه و ادبی از این ورزش ارائه داده است. بهراستی نیز، فارغ از همهی شباهتها و تفاوتهای داستانهای این کتاب، آنچه حالوهوای واحدی به بیشتر آنها میبخشد، ضربهای بیرحمانه و غیرمنتظره است که نویسنده، همانند مشتزنی باتجربه، با تمام قوت بر خواننده فرود میآورد و گیج و مدهوشش میکند یا، به تعبیر خود نابوکوف در برایتناشترِتِر ـ پائولینو، او را «میخواباند»، و البته، باز همانگونه که خودِ او در آن جستار میگوید، این «خواب» بیش از آنکه دردآور یا ترسناک باشد، دلپذیر و «روانپالا» است.