نیک والندا «سلطان بندبازی» ترس را نمیشناسد. به عنوان هفتمین نسل از خاندان افسانهای والندا، با اجرای نمایش و شکستن مرزهای جاذبه و تعادل پرورش یافت. در چهار سالگی فیلمی از جد مادریاش کارل والندا دید، که در سال ۱۹۷۸ حین راه رفتن روی بند به دلیل اشتباه بستن طنابها، لیز خورد و سقوط کرد و کشته شد.
نیک از پدرش به نقل از جد مادریاش شنید: زندگی روی سیم است باقی چیزها فقط انتظار است. این جمله در عمق وجودش طنین انداخت و قسم خورد قهرمانی شبیه کارل والندا شود. نیک والندا هنرمندی است که نه تنها میخواهد قلبها را به هیجان درآورد، بلکه میخواهد قلبها را به سمت مسیح هدایت کند. مسیح میلهی تعادلی است که او را از خطر افتادن محافظت میکند.
وی هفتمین نسل از والندای بزرگ است و هر قدمی که برمیدارد به افتخار جد مادریاش کارل والنداست، که در سال ۱۹۷۸ کشته شد. او حتی پیش از آنکه به دنیا بیاید در شش ماهگی و در رحم مادرش (که هنوز با وی برنامه اجرا میکند) روی بند راه رفت. گرند کانیون هشتمین رکورد جهانی او بود.