Loading

چند لحظه ...
غمِ پنهان

غمِ پنهان

نسخه الکترونیک غمِ پنهان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۷,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره غمِ پنهان

از سروصدای شیون و گریه از خواب پریدم. هراسان و خواب­آلود آمدم توی هال. دیدم رویش را با پتو پوشانده­اند. خواستم بروم صورتش را باز کنم تا یک­موقع نفسش نگیرد آخر چند وقتی بود که دیگر نمی­توانست خوب نفس بکشد! نزدیکش رفتم اما مرضیه بغلم گرفت و برد گوشه­ی اتاق نشاند. بزرگترین­مان مینا بود که پانزده سال داشت و بعد از او امیر که یکسال کوچکتر بود. هر دو داشتند گریه می­کردند، مثل مادرم. فقط محسن گریه نمی­کرد. ماشین­باری­اش را بغل کرده و کنار مادرم نشسته بود. یکسره به اشک­های مادرم نگاه می­کردم. چند نفر از اهل فامیل آمدند تا او را ببرند. ناگهان یخ وجودم آب شد. زدم زیر گریه اما آن­قدر سنم قد نمی­داد که بفهمم او را کجا می­برند. همه رفتند. مادرم ماند و پنج تا بچه­ی قدونیم­قد.

ادامه...

مشخصات غمِ پنهان

نظرات کاربران درباره غمِ پنهان