عادل فردوسی‌پور - پیگیر اخبار نباشید
Loading

چند لحظه ...
نظارت و رهبری آموزشی

نظارت و رهبری آموزشی
رویکردی تحولی

نسخه الکترونیک نظارت و رهبری آموزشی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۱۲,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره نظارت و رهبری آموزشی

با ما همراه شوید، تا با اجازه‌تان ابتدا وارد دبیرستان فینی تایلر شویم که ۱۲۰۰ نفر دانش‌آموز دارد و در محله‌ای پایین یا متوسط از نظر طبقاتی واقع است. تابلوی کنار در ورودی مدرسه از ملاقات‌کنندگان می‌خواهد که به دفتر مراجعه کنند. در راهروها، دانش‌آموزان را می‌بینیم که در جنب و جوش‌اند. آن‌ها گروه‌گروه و برخی هم دو به دو باهم صحبت می‌کنند. زنگ به صدا در می‌آید و دانش‌آموزان به کلاس بعدی‌شان هجوم می‌برند. ما دفتر مدرسه را پیدا می‌کنیم و خودمان را به معاون و مدیر مدرسه معرفی می‌کنیم که منتظر ما هستند. آن‌ها به ما خوش‌آمد می‌گویند و اطمینان می‌دهند که می‌توانیم در مدرسه حضور داشته باشیم و با دانش‌آموزان، معلمان، و سایر کارکنان صحبت کنیم. افراد مدرسه متوجه حضور ما شده‌اند و می‌دانند که می‌خواهیم شاهد کار آن‌ها در دبیرستان باشیم. مدیر به ما می‌گوید که این مدرسه را جایی دوست‌داشتنی خواهیم یافت. با در دست داشتن نقشه‌ای از طبقه‌ها و کلاس‌های درس و بخش‌های دیگر ساختمان، به راه خود ادامه می‌دهیم. توصیف مدیر درست است: به‌نظر می‌رسد دانش‌آموزان خوشحال و بدون واهمه، حتی هنگام تدریس به راحتی با یکدیگر خوش‌وبش می‌کنند. در سالن دبیران، صدای قهقهه و خندۀ پیاپی به گوش می‌رسد. چند معلم در مورد رسم گردهمایی‌های بعد از مدرسۀ روز جمعه در سالن پیتزای محلی با ما صحبت کردند که در آنجا معلمان و مدیران نوشیدنی می‌خورند و با یکدیگر خوش‌وبش می‌کنند. کلاس‌های درس تفاوت قابل ‌توجهی با هم دارند؛ معلمان به ما می‌گویند که می‌توانند به هر نحوی که بخواهند تدریس کنند. بسیاری از معلمان جای‌شان در جلوی کلاس است و از آنجا مطالب را بیان می‌کنند، پرسش می‌کنند و تکلیف می‌دهند. اما برخی از آن‌ها شیوه‌ای انعطاف‌پذیر دارند و به دانش‌آموزان اجازه می‌دهند به‌تنهایی یا درگروه‌های کوچک کار کنند. جوّی سرشار از صبر و حوصله برقرار است. دانش‌آموزان با سرعتی دلخواه خود حرکت می‌کنند و کلاس‌ها به‌ندرت به‌هنگام تشکیل می‌شود. معلمان هر درس از کتاب درسی مشخصی استفاده می‌کنند اما ظاهراً از اختیار کافی برخوردارند تا به شیوۀ دلخواه خود عمل کنند. یکی از معلمان پیشکسوت که هفت‌ سال سابقه دارد، دربارۀ این مدرسه می‌گوید: «ما موقعیتی عالی داریم. یکدیگر را دوست داریم و مدیر کاری به کارمان ندارد. یک بار در سال کارمان را نظارت می‌کند و هر ماه در جلسۀ معلمان شرکت می‌کنیم. من عاشق معلمان دیگرم و همراه با هم اوقات بسیار خوبی داریم. بچه‌ها هم خوب‌اند، البته آن‌چنان که باید درسخوان نیستند، اما این مدرسه محل خوبی برای آن‌هاست. من شخصاً دوست ندارم در جای دیگری تدریس کنم.» حال به آن سوی شهر، به مدرسۀ ابتدایی گرماندو می‌رویم که ۶۰۰ دانش‌آموز دارد و در بخش حاشیه‌ای ثروتمند شهر واقع است. در اینجا هم طبق اعلام تابلوی ورودی مدرسه به دفتر مراجعه می‌کنیم. چند دانش‌آموز رو به دیوار در کنار در کلاس‌هایشان ایستاده‌اند. راهروها خالی و آرام است؛ در همۀ کلاس‌ها بسته است. در دفتر مدیر، دو دانش‌آموز با چشمان اشکبار نشسته‌اند و معلوم است از جلسه‌ای که قرار است به زودی با مدیر داشته باشند در هراس‌اند. مدیر به ما خوش‌آمد می‌گوید و برنامه‌ای از پیش‌تعیین شده در مورد زمان‌هایی که می‌توانیم هر یک از معلمان را ملاقات کنیم به ما می‌دهد. او به ما می‌گوید هنگام تدریس از هیچ‌یک از کلاس‌ها بازدید نکنیم و می‌افزاید: «به‌نظر من متوجه خواهید شد که من کشتی منضبطی را هدایت می‌کنم؛ معلمان و دانش‌آموزان دقیقاً می‌دانند از آن‌ها چه انتظاری می‌رود و بی‌توجهی به این انتظارها چه سرانجامی را دارد. معلمان برای آموزش دادن اینجا هستند و من دقت می‌کنم که این کار انجام شود.» وقتی به انتهای راهروها می‌رویم، از شباهت کلاس‌ها به یکدیگر تعجب می‌کنیم. نیمکت‌ها به‌ردیف‌اند؛ معلم جلوی کلاس است و قوانین مدرسه در سمت راست تخته‌سیاه نصب شده است. در اولین زنگ‌تفریح، به‌نظر می‌رسد دانش‌آموزان به حیاط مدرسه هجوم می‌برند. با این انتظار که گروهی از معلمان را در اتاقشان پیدا کنیم، از این که فقط دو نفر آنجا هستند متعجب می‌شویم. یکی از آن‌ها در حال بافتن چیزی است و دیگری در حال آماده کردن یک فنجان قهوه. معلمان دیگر در کلاس‌های درس مانده‌اند، به تنهایی یا با یک معلم دیگر. در ادامۀ مشاهده بعد از زنگ تفریح، متوجه می‌شویم که معلمان در هر سطح نه‌تنها یک کتاب درسی یکسان را تدریس می‌کنند، بلکه همگی یک صفحۀ مشابه را درس می‌دهند. وقتی در این مورد سؤال می‌کنیم یکی از معلمان به ما می‌گوید که مدیر برنامۀ درسی یکسانی را تنظیم و اجرا کرده و می‌داند در هر کلاسی در هر لحظه از روز چه چیزی تدریس می‌شود. در اولین جلسۀ معلمان در ابتدای ماه اوت، مدیر مطالب درسی و برنامه‌های زمان‌بندی شده توسط دفتر مرکزی را ارائه می‌کند. می‌پرسیم مدیر چگونه می‌تواند چنین فرایندهایی را اجرا کند، و معلم جواب می‌دهد: «او طرح درس‌های هفتگی از ما می‌خواهد؛ حداقل یکبار در هر دو هفته از کلاس من بازدید می‌کند، و پرسنل دفتر مرکزی هم از طرف او بازدید دارند و به او گزارش می‌دهند.» در کلاس‌های درس، دانش‌آموزان عموماً ساکت اما ناآرام‌اند. آن‌ها مراقب رفتار خود هستند؛ درغیراین صورت تنبیه می‌شوند. معلمان بسیار جدی به‌نظر می‌رسند؛ برخی از آن‌ها با دانش‌آموزان گرم می‌گیرند و برخی چنین نیستند. ما بازدید خود را با سه مصاحبۀ جداگانه با معلمان به‌پایان می‌بریم. به‌نظر می‌رسد تدریس در گرماندو کاری اجباری به‌حساب می‌آید. هر کس صرف‌نظر از اینکه قوانین و مقررات مدیر را دوست داشته باشد یا نه، باید از آن‌ها تبعیت کند. معلمان یادآور می‌شوند که وقتی تلاش می‌کردند تغییرات اندکی در تدریس‌شان ایجاد کنند، به آن‌ها گفته شده این تغییرات را کنار بگذارند و به طرح مدرسه بازگردند. هر سه نفر آن‌ها به معلمی‌ اشاره می‌کنند که سال گذشته از تدریس کتاب درسی خودداری کرد و در نتیجه مجبور به استعفا شد. دبیرستان فینی تایلر و دبستان گرماندو نمونه‌هایی از مدرسه‌های واقعی‌اند. کدام‌ مدرسۀ موفق است؟ کدام‌یک حضوری بهتر، نگرشی وسیع‌تر، و موفقیت بیشتری دارد؟ هیچکدام! هر دو مدرسه غیر اثربخش و متوسط‌اند. مدرسه‌های موفق در یک سیستم واحد با این دو شکل تفاوت زیادی دارند. ممکن است نتیجه‌گیری اول‌مان این باشد که چنین مدرسه‌هایی بسیار متفاوت‌اند. به‌نظر می‌رسد دبیرستان تایلر نظارت اندکی بر تعلیم دارد و در مقابل گرماندو نظارت بیش از حدی دارد. اما بر اساس تعریف نظارت آموزشی ارائه شده در این کتاب، نیازهای فردی از طریق هدف‌های سازمانی تحقق می‌یابد. در این دو مدرسه هیچ‌یک از این نیازها پاسخ داده نمی‌شود. سرانجام اینکه محیط کاری این دو مدرسه فقط در ظاهر متفاوت‌اند؛ به‌‌زودی پی می‌بریم که این دو محیط تا چه حد به هم شباهت دارند.

ادامه...

مشخصات نظارت و رهبری آموزشی

نظرات کاربران درباره نظارت و رهبری آموزشی