میگویند بهترین نوع آموختن از طرف آدمهاییست که روایتی دستاول ارائه میدهند. خوشبختانه من این فرصت را داشتهام که در حوزهی کارآفرینی بتوانم روایتی دستاول و از نزدیک به مخاطبان برسانم و این کتاب هم به همین قصد نوشته شده است. همسر من قریب به سیسال یک کارآفرین تماموقت بود که برای تحقق آنچه در نظر داشت، مرارتهای بسیاری کشید. سالهای آغازین دههی شصت شمسی را بهیاد بیاورید که اصلا واژهی کارآفرین مصطلح نبود و ایبسا بهکاربردن این واژه بازخوردی منفی در بخش قابل توجهی از مردم بهوجود میآورد. در آن دوران اینکه به دستگاه دولتی بروی و برای خودت جایگاه و منصبی دستوپا کنی، ارزش بالایی داشت و به انسانهایی که به مقام و منصبشان پشت میکردند و دنبال جایگاه و پایگاهی میرفتند که خودشان از صفر برایش زحمت کشیده بودند، جوری نگاه میشد که انگار از سیارهای دیگر آمدهاند.
این کتاب روایتی بیپیرایه از دورانیست که بدون وجود علم روز کارآفرینی و شناخت اجتماعی نسبت به آن، فردی کاری را شروع میکند که مطلقا از صفر است و حتی برای تامین برق و آب آن باید تلاش کند. در ادامه و با توسعهی کار، امروز روند آن کسبوکار به این صورت شده که محصولاتش در بخشهای مهمی از جهان، مشتریان خاص خودش را دارد و این برای کشوری که درگیر غلبهی واردات بر صادرات است و نمیتواند پیشخوان مطمئنی در بازارهای دنیا برای محصولات خود فراهم کند، روایت و تجربهای بسیار ارزشمند بهشمار میآید.
روایتی که قرار است در این کتاب ارائه دهم، به کار کسانی میآید که در مورد وضعیت حرفهای و شغلیشان سرگشتهاند. در دوران امروز، نگاه واحدی از جامعه برای شناخت رویکرد درست ارائه نمیشود و بسیاری از افراد نمیتوانند در این بخش مهم از زندگی خود به جمعبندی قطعی برسند و راه را از چاه تشخیص دهند. این سرگشتگی تبعات خاص خود را در زندگی فرد و در ابعادی وسیعتر حتی در اجتماع خواهد گذاشت و شرایطی را بهوجود خواهد آورد که میدانم برای خیلیها ناآشنا نیست.
در این کتاب، خاطراتی از سه دهه کارآفرینی مستقل در این کشور ارائه میشود که همراه راهکارهاییست که از دل آن خاطرات برای مخاطبان استخراج شدهاند و بهگمانم در رفع آن سرگشتگی که در سطرهای قبل به آن اشاره کردم، میتواند تاثیر قابل توجهی داشته باشد.
در ضمن باید به جنبهی دیگری از کتاب اشاره کنم که میتواند به همین اندازه مهم باشد. کارآفرین یا در مقیاسی وسیعتر، فردی که توانسته رویایی را بهثمر بنشاند، خصوصیاتی اخلاقی داشته که این خصوصیات نقشی محوری در بهبار نشستن آن رویا ایفا کردهاند. اشاره کردم که روایت من، دستاول و نزدیکترین به موضوع بحث است و بخش مهمی از آن شامل همین موردیست که اشاره کردم؛ یعنی چگونه فردی میتواند با تقویت خصوصیاتی در خود، رویایی بزرگ را از هیچ محقق کند و امروز چندین هزار نفر بابت تحقق رویای او، رزق و روزیشان برقرار است و نان به سر سفرهی زن و بچهشان میبرند. اگر میخواهید با جزییات این ویژگیهای شخصیتی که در همسرم بروز و ظهور پیدا کرد، آشنا شوید و به قول معروف، ملکهی ذهنتان شود، خواندن این کتاب را بهشدت توصیه میکنم.
این کتاب، در واقع نامههاییست که برای همسر کارآفرینم، مهندس «حسین حجازی» نوشتهام و در آن تجربیاتی را که از حضور نزدیک در فعالیت کارآفرینانهی او کسب کردهام، با خودش در میان گذاشتهام و هر نامه، یک خصوصیت او را بررسی میکند و راهکارهایی را برای پدیدآوردن آن خصوصیت ارائه میدهد. هرچند مخاطب نامههایم همسرم است، اما در واقع آموزنده و اثربخش برای دیگرانیست که این نامهها را میخوانند و راهکارهای پیشنهادیاش را بهکار میبندند.
باید به یک خصوصیت دیگر این کتاب، جدای از اینکه روایت دستاول از یک تجربهی سیساله است، اشاره کنم و آن این است که خصوصیات رفتاری و عملکردیِ بیانشده در آن، در مورد یک انسان که سختیهای توانفرسایی برای تحقق رویاهایش کشیده، جواب داده است و لزومی ندارد در مورد مخاطبان دیگر این کتاب جواب ندهد. پس این کتاب را با اشتیاق و دقت بخوانید، چون شاید تجربیاتی که به آن اشاره شده، همان گمشدهای باشد که برای تحول در زندگی خود، در جستوجویش بودید.