دسته‌ بندی
Loading

چند لحظه ...
کتاب صوتی سبکی تحمل‌ناپذیر هستی کتاب صوتی

کتاب صوتی سبکی تحمل‌ناپذیر هستی

نسخه الکترونیک کتاب صوتی سبکی تحمل‌ناپذیر هستی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نسخه نمونه کتاب صوتی سبکی تحمل‌ناپذیر هستی را رایگان بشنوید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با «۶۰٪ تخفیف» بخرید!

نقد و بررسی کتاب صوتی سبکی تحمل‌ناپذیر هستی

درباره کتاب صوتی سبکی تحمل‌ناپذیر هستی

کتاب «سبکی تحمل‌ناپذیر هستی» The Unbearable Lightness of Being نوشته‌ی «ميلان كوندرا» در سال 1984  منتشر شد. این کتاب گرچه در سال 1982 نوشته شد ولی تا دو سال ترجمه‌ی فرانسوی آن منتشر نشد. این کتاب درباره‌ی زندگی دو زن و دو مرد و یک سگ در دوره‌ی بهار پراگ در سال 1968 در تاریخ چکسلواکی است. داستان کتاب در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 عمدتاً در پراگ اتفاق می‌افتد که مطالعه‌ی آن بسیار دل‌نشین و تأمل‌برانگیز است. محتوای آن به‌طور کلی به بررسی زندگی هنری و فکری جامعه‌ی چک از بهار پراگ 1968 تا حمله‌ی اتحاد جماهیر شوروی و سه کشور دیگر پیمان ورشو به چکسلواکی و پیامدهای آن می‌پردازد.

کتاب صوتی «سبکی تحمل‌ناپذیر هستی» اثر «ميلان كوندرا» بانام بار هستی هم به فارسی ترجمه شده است. این کتاب اثری قابل تأمل و تفکر در ادبیات فرانسه است که در قرن بیستم به نگارش درآمده است. «ميلان كوندرا» در این اثر اوج نبوغ و خلاقیتش در نوشتن را به تصویر کشیده و کتابی ماندگار از خودش به یادگار گذاشته است. این اثر به چندین زبان دنیا ترجمه شده و در میان فهرست بهترین آثار دنیا قرار دارد. براساس داستان این کتاب در سال 1988 اقتباس سینمایی با بازی دانیل دی لوئیس، لنا اولین و ژولیت بینوش و کارگردانی فیلیپ کافمن اکران شد که کوندرا در یادداشتی، اظهار داشت که این فیلم ارتباط چندانی با محتوای کتاب «سبکی تحمل‌ناپذیر هستی» یا شخصیت‌های موجود در آن ندارد.

درباره ميلان كوندرا

«ميلان كوندرا» Milan Kundera نویسنده‌ی اهل چک در تاریخ 1 آوریل 1929 در یک خانواده‌ی طبقه‌ی متوسط ​​به دنیا آمد. پدر او، لودویک کوندرا (1891–1971)، یک موسیقی‌دان و پیانیست مهم اهل چک بود که از سال 1948 تا 1961 به‌عنوان رئیس آکادمی موسیقی یاناژک در برنو خدمت می‌کرد. «كوندرا» تحصیلات متوسطه خود را در سال 1948 در برنو به پایان رساند و سپس به تحصیل در رشته‌ی ادبیات و زیبایی‌شناسی دانشکده‌ی هنر دانشگاه چارلز پراگ مشغول شد. او در آن دوران به فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی روی آورد و به حزب کمونیست چکسلواکی پیوست. او در سال 1975 به فرانسه تبعید و حق شهروندی‌اش در چکسلواکی در سال 1979 لغو شد. او خود را یک نویسنده‌ی فرانسوی می‌داند و اصرار دارد که آثارش باید به‌عنوان ادبیات فرانسه مورد مطالعه قرار بگیرند و در فروشگاه‌های کتاب در دسته‌بندی ادبیات فرانسه معرفی شوند. معروف‌ترین اثر او «سبکی تحمل‌ناپذیر هستی» است که تصور می‌شد برنده‌ی جایزه‌ی نوبل باشد.

آثار «ميلان كوندرا» به تأثیر از دوران زندگی‌اش در چکسلواکی است. او با الهام از وقایع آن دوران نوشتن و داستان‌نویسی را آغاز کرد و به یکی از مهم‌ترین نویسندگان قرن بیستم اروپا تبدیل شد. این نویسنده در میان خوانندگان فارسی زبان هم از شهرت بسیار زیادی برخوردار است. تقریباً تمامی آثار او به فارسی ترجمه و در ایران منتشر شده‌اند. کتاب‌های «پرده»، «جشن بی‌معنایی»، «هویت»، «جشن بی‌معنایی» و «مواجهه» ازجمله آثار او هستند که به فارسی ترجمه شده‌اند و نسخه‌ی الکترونیک و صوتی‌شان در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

ترجمه کتاب صوتی سبکی تحمل‌ناپذیر هستی به زبان فارسی

کتاب صوتی «سبکی تحمل‌ناپذیر هستی» نوشته‌ی «ميلان كوندرا» از سوی ناشر کتاب گویا با صدای «فریبا فصیحی» منتشر شده است که در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. این اثر را «حسين كاظمی يزدی» به فارسی ترجمه کرده است. «حسين كاظمی يزدی» مترجم و پژوهشگر ادبی متولد سال 1361 در تهران است. او در چند سال اخیر بیش از ده اثر بین‌المللی را به فارسی ترجمه کرده است. ازجمله ترجمه‌های دیگر او می‌توان به «نژاد» اثر «تونی ماريسن»، «من شدن» اثر «اروين د. يالوم» و «خواهران» اثر «لوئيزا می الكوت» اشاره کرد که نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و مطالعه موجود است.

در بخشی از کتاب صوتی سبکی تحمل‌ناپذیر هستی می‌شنویم

من سال‌ها به توماس فکر می‌کردم. اما تنها در سایه این تأملات بود که او را به‌وضوح می‌دیدم، من او را دیدم که پشت پنجره آپارتمانش ایستاده بود و نگاهش از حیاط به دیواره‌های روبرو خیره شده بود و نمی‌دانست چه کند.

او ترزا را برای اولین بار سه هفته پیش در یک شهر کوچک در چک ملاقات کرده بود. آن‌ها تقریباً یک ساعتی با هم بودند. ترزا در ایستگاه به توماس ملحق شده بود و تا رسیدن قطار به ایستگاه با او مانده بود. ده روز بعد او را ملاقات کرده بود. همان روزی که ترزا رسیده بود، آن‌ها با هم معاشقه کرده بودند. همان شب ترزا تب شدیدی گرفت و کل هفته را با سرماخوردگی‌اش در آپارتمان توماس ماند.

توماس عشق توصیف‌ناپذیری به این فرد کاملاً غریبه داشت. ترزا به نظرش کودک می‌آمد؛ کودکی که فردی آن را در سبدی گذاشته، به رودخانه انداخته و برای توماس فرستاده بود تا توماس آن را در کناره رودخانه تختش از آب بیرون بکشد.  او یک هفته با توماس ماند تا اینکه دوباره حالش خوب شد و به شهرش بازگشت که در ۱۲۵ مایلی پراگ بود. حالا همان زمانی است که من درباره‌اش حرف می‌زنم و نقطه عطفی در زندگی توماس: توماس پشت پنجره ایستاده، نگاهش را از حیاط به دیوارهای روبرو دوخته بود و فکر می‌کرد.

آیا باید از او می‌خواست که به پراگ برگردد؟ او از مسئولیت می‌ترسید. اگر او ترزا را دعوت به آمدن می‌کرد، آن گاه او با آمدنش زندگی‌اش را به‌پای توماس می‌ریخت. یا باید جلوی خود را برای رسیدن به او بگیرد؟ در این صورت همان پیش‌خدمت رستوران هتلی در شهری کوچک باقی می‌ماند و دیگر هم نمی‌توانست او را ببیند.

آیا توماس می‌خواست او بیاید یا نه؟ نگاهش را از حیاط به دیوارهای روبرو دوخته، به دنبال پاسخ بود.

توماس خوابیدن ترزا روی تختش را به یاد می‌آورد؛ او شبیه به هیچ کس دیگری در زندگی توماس نبود. ترزا نه معشوقه بود، نه همسر. کودکی بود که داخل سبدی به رودخانه انداخته و به سوی کناره رودخانه تخت توماس فرستاده شده بود. ترزا خوابیده بود. توماس کنارش زانو زد. نفس تب دارش تند شده بود و ناله‌ای ضعیف می‌کرد. توماس صورتش را به‌صورت او چسباند و برای آرام کردنش کلماتی در گوشش زمزمه کرد. پس از مدتی احساس کرد که تنفس ترزا عادی شد و صورتش در بیهوشی بالا آمد تا به‌صورت توماس نگاه کند. او رايحه لطيف تب ترزا را بو کرد، گویی سعی می‌کرد خود را پر از صمیمیت بدن ترزا کند. بعد خیال کرد که سال‌ها با ترزا بوده است و حالا او در حال مرگ است.

مشخصات کتاب صوتی سبکی تحمل‌ناپذیر هستی

نظرات کاربران درباره کتاب صوتی سبکی تحمل‌ناپذیر هستی

صدای گوینده رسا و خوب بود
در ۹ ماه پیش توسط mah...and ( | )