مجتبی پورمحسن در نخستین رمانش، از شیوهی روایتی تک گویی برای روایت داستان عشق و خیانت استفاده میکند. راوی داستان شخصیتی به نام فرزین است که خود را به خاطر خیانتهایی که کرده، محاکمه میکند. به گفتهی خودفرزین، او هزار و یک دلیل برای خیانت نکردن دارد، اما خیانت میکند. شریکهای عاطفی زندگی خود را فریب میدهد و به آن ها دروغ میگوید. سرگذشت او، سرگذشت نسل سر خورده و اندوهگین ایران امروز است. سرگذشتی آکنده از نا راستیها و شکستها.