صدها کتاب حال خوب کن همراه با منصور ضابطیان - ۷۰ درصد تخفیف
Loading

چند لحظه ...
هذیان‌های ذهن یک معلول مادر‌زاد

هذیان‌های ذهن یک معلول مادر‌زاد

نسخه الکترونیک هذیان‌های ذهن یک معلول مادر‌زاد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۷,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره هذیان‌های ذهن یک معلول مادر‌زاد

آدم با صدای بلند قهقهه­ای زد و استکان چایش را هورت کشید. مش یعقوب که پشت میز کناری نشسته بود فریاد زد: "آدم تو مگه گلوت نمی­سوزه! آخه چطور چایی به این داغی رو می­تونی بخوری؟!" آدم که صورت آفتاب سوخته­اش سرخ شدنش را از داغی چای پنهان کرده بود با صدای بلند خندید و مهره دومینوی روی میز را جابجا کرد. سپس نگاهی معنا دار به مش یعقوب انداخت و دوباره باقی چایش را باصدای بلند سر کشید. نزدیک غروب بود. مردان روستا جلوی قهوه خانه سالار جمع شده بودند و گرم مردانگی کردن و خوش گذرانی بودند. روستا داشت آرام آرام آماده­ی شب می­شد. زن­ها در حال آماده کردن شام بودند و برخی دیگر از سر مزرعه برمی­گشتند و حیوانات را از چرا برمی­گرداندند. تنها صدایی که به بلندی و وضوح قابل تشخیص بود صدای آدم بود. او که دومینوی پر سر و صدایش را بازی می­کرد و قصه­های پرهیجان و باورنکردنی از سفرهای نرفته­اش می­بافت، رفت آمدها را هم زیر نظر داشت. مش حسن چوبدار که متوجه نگاه­های آدم و انتظار کشیدنش بود ناگهان گفت: "آدم تو تا به حال ازدواج کردی؟ یا شاید تو یکی از این شهرهایی که سفر کردی زن و بچه داری و ما خبر نداریم؟" آدم سیبیل قیطانی­اش را تکانی داد و نگاه کم زوری به مش حسن کرد و گفت:" نه مش حسن من تنهای تنهام" این را طوری گفت که مش حسن این جمله را از توی لحنش به وضوح شنید: "خفه شو مش حسن با من کاری نداشته باش" و باز نگاهش به انتهای خیابان خاکی روستا رفت. دقایقی نگذشته بود که آدم صدایش خاموش شد و نگاهش بی حرکت خشک شد در انتهای خیابان. ماهتاب داشت از مزرعه به خانه برمی­گشت. صورت آدم شکوفه کرد و گونه هایش گل انداخت. او محو تماشای ماهتاب زن رسول پنبه ای شد.

ادامه...

مشخصات هذیان‌های ذهن یک معلول مادر‌زاد

  • ناشر گنجور
  • تاریخ نشر ۱۳۹۹/۰۱/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.6 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۱۹ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره هذیان‌های ذهن یک معلول مادر‌زاد

این کتاب عالیه به دوستان توصیه می کنم بخوننش. از لحظه ای که اولین داستان رو می خونی نمی تونی کتاب رو رها کنی و وارد یک سفر هیجان انگیز میشی
در ۲ هفته پیش توسط هانیه جداری ( | )
کتاب عجیبیه .. گیراست .. روایت متفاوتی داره و فضاسازی و تعلیق های خوبی ایجاد کرده .. ارزش خوندن داره .. حسابی آدمو درگیر میکنه !
در ۶ روز پیش توسط داریوش خسروشاهی ( | )
نمیتونین کتاب رو کنار بزارین ، با خودتون همه جا میبرین تا در هر فرصتی به خوندنش ادامه بدین تا تموم بشه ، گاهی برمیگردین و یک داستان یا بخشی از یک داستان رو دوباره می خونین . . . توصیه میکنم این کتاب رو از دست ندین
در ۲ روز پیش توسط 912...427 ( | )