دسته‌ بندی
Loading

چند لحظه ...
هذیان‌های ذهن یک معلول مادر‌زاد

هذیان‌های ذهن یک معلول مادر‌زاد

نسخه الکترونیک هذیان‌های ذهن یک معلول مادر‌زاد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با «۶۰٪ تخفیف» بخرید!

درباره هذیان‌های ذهن یک معلول مادر‌زاد

آدم با صدای بلند قهقهه­ای زد و استکان چایش را هورت کشید. مش یعقوب که پشت میز کناری نشسته بود فریاد زد: "آدم تو مگه گلوت نمی­سوزه! آخه چطور چایی به این داغی رو می­تونی بخوری؟!" آدم که صورت آفتاب سوخته­اش سرخ شدنش را از داغی چای پنهان کرده بود با صدای بلند خندید و مهره دومینوی روی میز را جابجا کرد. سپس نگاهی معنا دار به مش یعقوب انداخت و دوباره باقی چایش را باصدای بلند سر کشید. نزدیک غروب بود. مردان روستا جلوی قهوه خانه سالار جمع شده بودند و گرم مردانگی کردن و خوش گذرانی بودند. روستا داشت آرام آرام آماده­ی شب می­شد. زن­ها در حال آماده کردن شام بودند و برخی دیگر از سر مزرعه برمی­گشتند و حیوانات را از چرا برمی­گرداندند. تنها صدایی که به بلندی و وضوح قابل تشخیص بود صدای آدم بود. او که دومینوی پر سر و صدایش را بازی می­کرد و قصه­های پرهیجان و باورنکردنی از سفرهای نرفته­اش می­بافت، رفت آمدها را هم زیر نظر داشت. مش حسن چوبدار که متوجه نگاه­های آدم و انتظار کشیدنش بود ناگهان گفت: "آدم تو تا به حال ازدواج کردی؟ یا شاید تو یکی از این شهرهایی که سفر کردی زن و بچه داری و ما خبر نداریم؟" آدم سیبیل قیطانی­اش را تکانی داد و نگاه کم زوری به مش حسن کرد و گفت:" نه مش حسن من تنهای تنهام" این را طوری گفت که مش حسن این جمله را از توی لحنش به وضوح شنید: "خفه شو مش حسن با من کاری نداشته باش" و باز نگاهش به انتهای خیابان خاکی روستا رفت. دقایقی نگذشته بود که آدم صدایش خاموش شد و نگاهش بی حرکت خشک شد در انتهای خیابان. ماهتاب داشت از مزرعه به خانه برمی­گشت. صورت آدم شکوفه کرد و گونه هایش گل انداخت. او محو تماشای ماهتاب زن رسول پنبه ای شد.

ادامه...

مشخصات هذیان‌های ذهن یک معلول مادر‌زاد

  • ناشر گنجور
  • قیمت نسخه چاپی قیمت نسخه چاپی ۴۰,۰۰۰ تومان
  • تاریخ نشر ۱۳۹۹/۰۱/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.6 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۱۹ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره هذیان‌های ذهن یک معلول مادر‌زاد

کتاب بسیار خوبی است. اگر شروع به مطالعه کنید نمی دانید کی تمام شد. بسیار شیرین. جذاب و گرم. و پر از خلاقیت نویسنده. و شما با خواندن این کتاب در فضای نویسنده غرق می شوید. حتما حتما ختما پیشنهاد می کنم
در ۱ سال پیش توسط 914...240 ( | )
کتاب عجیبیه .. گیراست .. روایت متفاوتی داره و فضاسازی و تعلیق های خوبی ایجاد کرده .. ارزش خوندن داره .. حسابی آدمو درگیر میکنه !
در ۱ سال پیش توسط داریوش خسروشاهی ( | )
این کتاب عالیه به دوستان توصیه می کنم بخوننش. از لحظه ای که اولین داستان رو می خونی نمی تونی کتاب رو رها کنی و وارد یک سفر هیجان انگیز میشی
در ۱ سال پیش توسط هانیه جداری ( | )
کتاب خیلی عالیی هستش
در ۱ سال پیش توسط مجتبی سلیمی خلیق ( | )
دقیق تر که می شوی، همه ی ما با هیاهوی دومینوی &#۳۴;آدم&#۳۴; های درونمان کج شدن مسیر نگاهمان را همواره مخفی می کنیم. تبریک به نویسنده اش، برای &#۳۴;هذیان های ذهن یک معلول مادرزاد&#۳۴; اش. کتابی گیرا، که سطرهایش ولت نمی کند.
در ۱ سال پیش توسط ahm...hnm ( | )
  • ۱
  • ۲
  • بعدی ›
  • آخرین ››