پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب میعاد در سپیده دم

کتاب میعاد در سپیده دم

نسخه الکترونیک کتاب میعاد در سپیده دم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب میعاد در سپیده دم

زندگی‌نوشت، سرگذشت نویسی، شرح‌حال‌نویسی را اگر به عنوان ژانری مستقل در ادبیات در نظر بگیریم، می‌توانیم آن را با اصطلاح زندگینامه داستانی تعریف کنیم. زندگینامه‌ای مستند که با روایتی داستانی بیان می‌شود و خواننده ضمن اطلاع از سرگذشت واقعی نویسنده گویی با داستانی مواجه شده است که باید جایی، به نقطه‌ی پایان برسد. کتاب میعاد در سپیده‌دم خود نوشتی از رومن گاری است که زندگی او را از کودکی تا زمان مرگ مادرش شرح می‌دهد. او در این کتاب روایتی از حوادث و اتفاقات زندگی خود دارد. خواندن این کتاب به خواننده کمک می‌کند تا درک بهتری از زندگی و شخصیت نویسنده پیدا کند.

درباره کتاب میعاد در سپیده دم

کتاب میعاد در سپیده دم سرگذشت سه دهه نخست زندگی نویسنده فرانسوی «رومن گاری» در قالب مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است که به قلم خود او نوشته شده است. رومن گاری که متولد لیتوانی و بزرگ شده لهستان است، سرانجام به فرانسه سفر می‌کند چرا که مادرش معتقد است تنها فرانسه برای پرورش استعدادهای فرزندش جای مناسبی است. او در نگارش این کتاب به هیچ عنوان از قالب‌های مرسوم استفاده نکرده و وقایع زندگی‌اش را در یک ترتیب زمانی مشخص روایت نمی‌کند. گاری در خلال داستان مرتب از عشقش به فرانسه و مهم‌تر از آن عشق دیوانه‌وار به مادرش «نینا» صحبت می‌کند. در حقیقت مادر نقش اول داستان اوست. از خودگذشتی‌ها و فداکاری‌های مادر برای تحقق آرزوهای فرزند از او نه تنها برای خودش، بلکه برای خواننده نیز یک اسطوره می‌سازد. مادری که همه‌ی توان خود را به کار می‌گیرد که او را از زندگی در فقر به جایگاهی که یقین دارد شایسته اوست، هم در ادبیات و هم در سیاست برساند. شروع جنگ جهانی دوم باعث نگرانی مادر برای آینده فرزندش می‌شود اما همان‌طور که انتظار می‌رود رومن سرانجام علاوه بر کسب عناوین ارزشمند در حوزه‌ی ادبیات، خلبان نیروی هوایی سلطنتی فرانسه می‌شود و در خلال جنگ جهانی دوم برای ارتش فرانسه می‌جنگد. در نهایت مدال شجاعت و نشان لژیون را از آن خود می‌کند. گاری هنوز درگیر جنگ در خارج از کشور است که مادر از دنیا می‌رود اما نامه‌هایی را که پیش از مرگ نوشته یکی یکی برای پسرش فرستاده می‌شود تا مبادا غم از دست دادن مادر در عزم و اراده او خللی ایجاد کند و او تازه پس از پایان جنگ و بازگشت به کشور متوجه مرگ مادر می‌شود.

«میعاد در سپیده دم» کتابی است درباره‌ی غم‌ها، حسرت‌ها و آرزوها که با نگاه طنزآمیز نویسنده به زندگی بازگو می‌شود. یک رمان زندگینامه، مبتنی بر یک زبان شاعرانه با تواضعی عظیم. یک طغیان طولانی مدت از عشق از دوران نظامی و دیپلماتیک تا موفقیت‌های ادبی او با گذر از روابط انسانی. همه چیز در پرتو عشق به مادری توانا دیده می شود که فقدان او خلاءای را برای همیشه در سینهی قهرمان باقی می‌گذارد.

کتاب میعاد در سپیده دم را انتشارات کتاب‌سرای تندیس با ترجمه‌ی مهدی غبرائی اولین بار در سال 1379 منتشر کرد. مهدی غبرائی از مترجمان پرکار و برجسته‌ی ایرانی است که کتاب دیگری از رومن گاری با عنوان «لیدی ال» با ترجمه‌ی او در سایت فیدیبو موجود است.

درباره رومن گاری نویسنده‌ی کتاب میعاد در سپیده دم

«رومن گاری» با نام اصلی «رومن کاتسف» roman katsefدر 8 مه سال 1914 میلادی در شهر ویلنا واقع در لیتوانی در خانواده‌ای یهودی به دنیا آمد. پدرش چند سال بعد خانواده را رها کرد و مجدد ازدواج کرد. او از آن پس تنها با مادرش در ورشوی لهستان زندگی می‌کرد و در چهارده سالگی به همراه مادرش به فرانسه مهاجرت نمود. در فرانسه در رشته حقوق به تحصیل پرداخت و خلبانی را در نیروی هوایی ارتش فرانسه آموخت. پس از اشغال فرانسه توسط نازی‌ها در جنگ جهانی دوم به نیروهای آزاد فرانسه پیوست و در اروپا و آفریقای شمالی جنگید. او نگارش نخستین رمانش با نام «تربیت اروپایی» را هنگامی که در ارتش بود شروع کرد. گاری پس از جنگ با داشتن مدرک حقوق به عنوان دیپلمات در شهرهای مختلف کار کرد و به عنوان سخنگوی هیئت نمایندگان فرانسوی سازمان ملل در نیویورک و لندن فعالیت نمود. رومن در دوران زندگی سیاسی‌اش حدود 12 رمان نوشت و به همین دلیل برخی از آثارش را با نام مستعار منتشر کرد. او تنها نویسنده‌ای است که دو مرتبه موفق به اخذ جایزه گنکور شد. این جایزه تنها یک بار به هر نویسنده تعلق می‌گیرد اما به دلیل این که او کتاب را با نام مستعار «امیل آژار» نوشته بود برای دومین بار توانست این جایزه را دریافت کند و پسرعمویش به جای او این جایزه را دریافت کرد. او بعدها در کتابی با عنوان «زندگی و مرگ امیل آژار» حقیقت را بازگو کرد.

رومن گاری سرانجام در دسامبر 1980 بعد از مرگ همسرش با شلیک گلوله به زندگی خود خاتمه داد. وی در یادداشتی عنوان کرده بود که دلیل این کار را باید در کتاب زندگی‌نامه‌ام بیابید. «واقعا به من خوش گذشت، متشکرم و خداحافظ».

در بخشی از کتاب میعاد در سپیده دم میخوانیم

سیزده ساله بودم که برای نخستین بار به هدف زندگی‌ام پی بردم. آن وقت‌ها توی نیس زندگی می‌کردیم. هر روز صبح از خانه بیرون می‌آمدیم و صحبت‌کنان درباره‌ی آینده‌ی درخشانمان از پرومناد دزانگله می‌گذشتیم. من در هتل نگرسکو از مادرم جدا می‌شدم و به طرف مدرسه راه می‌افتادم. مادرم در آنجا غرفه‌ای اجاره کرده بود. فروشندگان محلی مقداری «اشياء تجملی» به او می‌دادند تا در هتل به نمایش بگذارد. از هر شال‌گردن، کمربند، شانه یا گرمکنی که می‌فروخت ده درصد عایدش می‌شد. معمولا اجناس را اندکی بیشتر از بهای تعیین شده می‌فروخت و مابه‌التفاوت را به جیب می‌زد. از صبح تا غروب به استثنای دو ساعتی که من برای ناهار برمی‌گشتم - با چشمان باز همان جا در انتظار مشتری می‌نشست و با عصبانیت سیگار پشت سیگار دود می‌کرد، چون بقای ما یکسره به این شغل محقر و بی‌ثبات بستگی داشت.

ده سال بود که یکه و تنها، بی‌شوهر و معشوق و بی‌یار و یاور مبارزه‌ی دلیرانه‌ای در پیش گرفته بود تا به هر نحوی که شده زندگی ما را بچرخاند، از عهده‌ی مخارج نان و کره، اجاره‌ی خانه، هزینه‌ی تحصیل و لباس و کفش برآید و بالاتر از همه به آن معجزه‌ی روزمره دست بیابد، یعنی به بیفتکی که با لبخندی چنان شادمانه و پرغرور به عنوان ناهار جلویم می‌گذاشت که انگار مظهر مبارزه‌ی پیروزمندانه‌اش علیه تهیدستی و فلاکت است. در حالی که دست‌ها را روی سینه می‌گذاشت، می‌ایستاد و با نگاه خشنود و مشتاق مادری که به فرزندش شیر می‌دهد، خوردنم را تماشا می‌کرد. خودش هرگز به بیفتک لب نمی‌زد و می‌گفت که پرهیز غذایی دارد و پزشک خوردن چربی حیوانی را برایش قدغن کرده است.

یک روز از پشت میز بلند شدم و برای نوشیدن لیوانی آب به آشپزخانه رفتم. مادرم را دیدم که روی چهارپایه‌ای نشسته و تابه را روی زانوانش گذاشته بود و داشت با تکه‌های نان ته تابه‌ای را که بیفتک در آن سرخ شده بود به دقت پاک می‌کرد و لقمه‌ها را با اشتهای فراوان می‌خورد. وقتی مرا دید کوشید تابه را زیر دستمال سفره‌ای پنهان کند، اما دیگر خیلی دیر شده بود: حالا دلیل حقیقی گیاهخواری‌اش کاملا برایم روشن شده بود. چند لحظه‌ای خشکم زد. به تابه و لبخند سردرگم و نگاه گنهکارانه‌ی مادرم زل زدم. بعد بغض‌ام ترکید و از آشپزخانه بیرون دویدم.

آنچه در بالا خواندید بررسی و نقد کتاب میعاد در سپیده دم بود. خرید و دانلود این اثر در همین صفحه امکان‌پذیر است. برای مطالعه‌ی دیگر کتاب‌ها در زمینه‌ی خاطره‌ و سرگذشت نامه می‌توانید به قسمت دسته‌بندی کتاب‌ها مراجعه و کتاب‌های این موضوع را یکجا مشاهده کنید.

مشخصات کتاب میعاد در سپیده دم

نظرات کاربران درباره کتاب میعاد در سپیده دم

داستان زندگی واقعی رومن گاری است .تکان دهنده وتاثیر گذار
در ۲ سال پیش توسط سعيد لطيف زاده ( | )
عالی
در ۶ روز پیش توسط نازلی محب علی ( | )