فیدیبو نماینده قانونی نشر چشمه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب حکم در برابر حکم

نسخه الکترونیک کتاب حکم در برابر حکم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب حکم در برابر حکم

نمایش‌نامه‌ی حکم در برابر حکم اواخر سال ۱۶۰۴ میلادی در دربار انگلستان به اجرا درآمد و سال ۱۶۲۳، یعنی هفت سال پس از مرگ شکسپیر، چاپ شد. عنوان نمایش‌نامه از انجیل متی گرفته شده، از موعظه‌ی حضرت عیسا (ع) «درباره‌ی انتقاد از دیگران» که می‎فرماید:
حکم مکنید تا بر شما حکم نشود. زیرا بدان طریقی که حکم کنید بر شما نیز حکم خواهد شد و بدان پیمانه‎ای که پیمایید برای شما خواهند پیمود. و چون است که خس را در چشم برادر خود می‎بینی و چوبی را که در چشم خود داری نمی‎یابی؟ یا چگونه به برادر خود می‎گویی «اجازه دِه تا خس را از چشمت بیرون کنم»؟ و اینک چوب در چشم توست؟ ای ریاکار، اول چوب را از چشم خود بیرون کن، آن‌گاه نیک خواهی دید تا خس را از چشم برادرت بیرون کنی! (انجیل متی، ۵ ـ ۷:۱)
البته این عنوان بیانگر همه‌ی پیام اخلاقی نمایش‌نامه نیست. این نمایش‌نامه به موضوعات رحمت، عدالت و حقیقت و رابطه‌ی آن‌ها با مسئله‌ی تکبر و تواضع می‎پردازد، مسئله‎ای که پویایی و نسبی بودن امر گناه را نشان می‎دهد و این خود آموزه‎ای دینی و مسیحی است و در فرهنگ دینی و عرفانی ما هم وجود دارد.

ادامه...
  • ناشر نشر چشمه
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.87 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۴۷ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب حکم در برابر حکم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پرده ی یکم

صحنه ی یکم

امیر، اسکالوس و اشراف وارد می‎شوند.

امیر: اسکالوس!
اسکالوس: بله قربان.
امیر: امکانات و خصوصیات دولت را اگر تشریح نمایم، میل به وعظ و خطابه در من به نظر خواهد آمد چرا که اذعان دارم که دانش و تخصص شما از دایره ی توان و توصیه ی من فراتر می رود.
پس مطلبی دیگر نمی‎ماند جز این که چنان که فضیلت و شایستگی تان به شما قدرت می‎دهد، اختیارتان را با اقتدار به کار گیرید و اختیار را با اقتدار سازگار کنید. تا جایی که می‎دانیم، تجربه اندوخته و تبحر کسب کرده‎اید و بر طبیعت ملت ما، بر نهادها و ادارات شهر ما و بر مقررات اجرای عدالت بیش از همه اشراف دارید و واقف اید.
این حکم ماست، که نمی‎خواهیم از آن عدول شود. آنجلو را فرا خوانید تا به حضور ما بیاید.

ماموری بیرون می‎رود.

به نظر شما، چگونه ما را نیابت خواهد کرد؟
چون باید بدانید که ما او را به نیابت خود برگزیده‎، و ولایت فکری و معنوی‎مان را به او تفویض کرده‎ایم، تا جای خالی ما را پُر کند؛ مُهر اقتدار و هیبت خود را به او بخشیده‎، و رخت مِهر و رافت خود را به او پوشانده‎ایم، و هر چه در یَد قدرت داریم، به او واگذار کرده‎ایم. در این باره چه می اندیشید؟
اسکالوس: اگر در ویَن کسی باشد که در خور چنین الطاف و افتخاراتی است، او همانا آنجلوست.

آنجلو وارد می‎شود.

امیر: و اینک آنجلو...
آنجلو: همیشه در خدمت گزاری‎تان آماده‎ام.
آمده‎ام تا اوامرتان را بشنوم.
امیر: آنجلو، رموز و نشانه‎هایی در زندگی تو هست که سوابق زندگی‎ات را برای هر بیننده‎ای کاملاً آشکار می‎کند.
وجود تو و صفاتی که واجد آنی، تنها از آن خودت نیستند، تا خود را در راه پرورش فضایل و کمالات خود صرف کرده و تباه سازی و فضایل و کمالاتت را نیز در راه خود مصرف کنی.
خداوند با ما همان می‎کند که ما با چراغ:
چراغ را نه به خاطر خود چراغ، بلکه به خاطر نوری که می‎بخشد می افروزیم.(۱۳)
اگر فضایل ما نیز نوری فراسوی ما نتابانند، گویی این فضایل را نداشته‎ایم.
تنها امور اخلاقی (عامه) است که می‎تواند لطیف‎ترین احساسات معنوی (خاصه) را برانگیزد.
همچنین، طبیعت هرگز ذره‎ای از گوهر کمال خود را به ما وام نمی‎دهد مگر این که همچون الهه‎ای دوراندیش و حسابگر خود را در مقام بستانکار پُرافتخار قرار دهد تا هم ممنون او باشیم و هم مدیون او.
و اما سخن من خطاب به کسی است که در جانشین من بودن نیازی به توصیه و اندرز ندارد.
بنابراین، آنجلو، در غیاب ما تماماً خود ما باش.
شدت و رحمت در ویَن از زبان و قلب تو جاری خواهد بود.
اسکالوس فرزانه نیز گرچه حق تقدم دارد، اما تابع تو خواهد بود.
حکم خود را بگیر.
آنجلو: ولی سرورم، بگذارید پیش از آن که چنین نقش شریف و مهمی بر سکه ی وجودم ضرب شود، فلز وجودم بیشتر محک زده شود.
امیر: بیش از این طفره نروید.
ما پس از غور و بررسی بسیار شما را برگزیده‎ایم پس افتخارات تان را پذیرا باشید.
شتاب ما در راهی شدن چنان اضطراری است که خود را در اولویت قرار می‎دهد و مقدم بر بررسی مسائل مهم دیگر است تا جایی که فرصت و ضرورت ایجاب کند، درباره ی امورمان با شما مکاتبه خواهیم کرد تا بدانید اوضاع ما چگونه است و ما نیز بدانیم که بر شما در این جا چه می‎گذرد.
پس خدا نگه‎دار. حکم خودمان را به شما می‎سپاریم و امیدواریم وظایف‎تان را به بهترین وجه انجام دهید.
آنجلو: ولی سرورم، اجازه دهید تا مقداری از راه شما را بدرقه کنیم.
امیر: عزیمت فوری من چنین امکانی را نمی‎دهد.
شما نیز لازم نیست چنین مبادی آداب باشید.
اختیار تام دارید که قوانین را، هر طور که صلاح می‎دانید و ضمیرتان می‎پسندد اعمال یا تعدیل کنید. دست تان را می‎فشارم و محرمانه می‎روم. من دوست دار مردمم، اما خوش ندارم که در صحنه ظاهر شده و خود را به رخ مردم بکشم.
گرچه این کار خوشایند مردم است، من رغبتی بر تحسین و تشویق و هیاهو و هلهله ی مردم ندارم و تصور نمی کنم که فردی فهیم و دارای عقل سلیم میل به این داشته باشد.
بار دیگر شما را به خدا می‎سپارم.
آنجلو: خداوند پشت و پناه شما باشد و شما را سالم به سر منزل مقصود برساند.
اسکالوس: به امید این که به سلامتی و خوشی رفته و بازگردید.
امیر: سپاس گزارم. خدا نگه‎دار.

بیرون می‎رود.

اسکالوس: استدعا دارم، آقا، که به من اجازه دهید تا با شما به صراحت سخن بگویم. می‎خواهم حدود اختیارات خودم را بدانم.
قدرتی به من واگذار شده، اما از چند و چون و ماهیت آن آگاهی کافی ندارم.
آنجلو: من نیز چنینم. بیایید باهم برویم و به زودی در این باره به تفاهم خواهیم رسید.
اسکالوس: در خدمت عالی جناب هستم.

بیرون می‎روند.

نظرات کاربران درباره کتاب حکم در برابر حکم

جالب بود
در 2 سال پیش توسط