Loading

چند لحظه ...
کتاب گذرگاه کالیبان

کتاب گذرگاه کالیبان
مجموعه‌ی رزیدنت اویل- کتاب دوم

نسخه الکترونیک کتاب گذرگاه کالیبان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۵,۵۶۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب گذرگاه کالیبان

آتنز موفق نشده‌بود. دکتر گریفیث به چراغ چشمک­زن سفید کنار در خیره شد، به آتنز لعنت فرستاد، به لایل آمون لعنت فرستاد، به خودش لعنت فرستاد. به آتنز نگفته‌بود چطور به داخل برگردد و این یعنی مهاجمان از او رد شده‌بودند. آمون برای‌شان یک پیغام گذاشته‌بود یا فرستاده‌بود- تنها چیزی که مهم بود این بود که آن‌ها داشتند می­آمدند و باید فرض می­کرد کلید دارند. هفته­ها پیش تابلوهای راهنما را کنده‌بود اما شاید محل آزمایشگاه را می‌دانستند، شاید پیدایش می­کردند و... نترس، نیازی به ترس نیست. خودتو برای این آماده کردی، فقط نقشه­ی بعدی رو اجرا کن. تقسیمش کن تا هر دو اثر رو بذاره- اسلحه­ی سبک­تر، طعمه برای بعدها... و شانس دیدن عملکرد الن. گریفیث به سمت دکتر کینسون برگشت و سریع شروع به صحبت کرد، دستورالعمل واضح و ساده­ای انتخاب کرد، راهی که باید طی می­کرد هم راحت­ترین بود. گریفیث همین حالا هم سؤالاتی که آن‌ها ممکن بود بپرسند را حدس زده‌بود، گرچه امکان داشت اطلاعات بیشتری هم بخواهند. چند پاسخ الکی به الن یاد داد، بعد اسلحه­ی نیمه­اتوماتیک کوچکی که در کشوی میز دکتر چین بود را به او داد و گفت که آن را زیر روپوش آزمایشگاهش پنهان کند. خشابش خالی بود اما حدس زدنش غیرممکن بود، مخصوصاً وقتی چخماق آن پایین داده شده‌بود. گریفیث کلیدش را هم به الن داد، ریسک بود اما خُب کل قضیه یک ریسک بود. سرنوشت دنیا در دستانش بود، باید تمام راه­ها را امتحان می­کرد. بعد از اینکه الن رفت، گریفیث روی صندلی نشست تا برای مدتی قابل قبول منتظر ­شود، نگاهش روی شش کپسول ضدزنگی که دیگر صبر نداشتند متوقف شد. برنامه­هایش خراب نمی­شد؛ درستی و عدالتی که در کارش بود این حمله را با شکست مواجه می­کرد. اگر به نقشه­ی الن پی می­بردند، Ma۷ها هم بودند، لوئیس هم بود، همچنین سرنگ­ها و محل مخفی شدنش، کنترل محفظه­ی هوا به راحتی در دسترس بود. بعد از همه­ی اینها، طلوع آفتاب منتظرش بود. دکتر گریفیث لبخندی رؤیایی زد. *** کارن هنوز می­توانست راه برود، به نظر می­رسید هنوز بخشی از چیزهایی که به او می­گفتند را درک می­کند اما چند کلمه­ای که به زحمت بر زبان می­آورد به هیچ چیز ربط نداشت. هنگامی که پله­های فانوس دریایی را پایین می­رفتند، دو بار گفته بود: «داغ.» وقتی وارد تونل مرطوب و عریض پای پله­ها شدند، گفته بود: «نمی­خوام.» صورت بی­رنگ و مضطربش از ترس می­لرزید. ربکا می­ترسید که حتی اگر راهی برای خنثی کردن پیشرفت ویروس پیدا کنند، خیلی دیر شده باشد. همه چیز خیلی ناگهانی اتفاق افتاده‌بود، آن‌قدر سریع که هنوز نمی‌توانست درکش کند. در تاریکی فانوس دریایی مردی منتظرشان بود و همان­طور که دیوید حدس زده‌بود یک تله بود. همان لحظه که وارد شده بودند، او آتش مسلسل را به روی‌شان گشوده بود و از سایه­های زیر پله‌های فلزی شروع به سوراخ سوراخ کردن در کرده‌بود. با کمک نقشه­ای که دیوید ریخته‌بود، کار در چند ثانیه به پایان رسیده‌بود. بعد از آن استیو در اصلی را پیدا و رمز را وارد کرده بود و ربکا و جان جسد تیراندازی که منتظرشان بود را بررسی کرده‌بودند. در نور باریک چراغ قوه­ی جان مشخص شده‌بود که مرد حامل ویروس است. بدنش که به سفیدی کاغذ بود، پوسته­پوسته شده‌بود و خط­های برآمده­ی عجیبی روی آن دیده می‌شد. با قربانیانی که در سه­جوخه­ها دیده‌بودند فرق داشت، کمتر فاسد شده‌بود، چشمان باز و خیره­اش انگار انسانی­تر بودند... اما بعد دیوید رفته‌بود تا ربکا را بیاورد و توجه ربکا به طور ناگهانی و ظالمانه­ای به دوستش معطوف شده‌بود.

ادامه...

مشخصات کتاب گذرگاه کالیبان

  • ناشر آذرباد
  • تاریخ نشر ۱۳۹۸/۰۱/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.32 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۴۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب گذرگاه کالیبان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب گذرگاه کالیبان

آره بهتره که کتاب ها کامل خونده بشه
در ۳ هفته پیش توسط rir...0_x ( | )
خوب بود ولی من از جلد اول بیشتر خوشم اومد
در ۱ هفته پیش توسط سیامک رهبری ( | )