دسته‌ بندی
Loading

چند لحظه ...
کتاب صوتی من از گورانی‌ها می‌ترسم کتاب صوتی

کتاب صوتی من از گورانی‌ها می‌ترسم

نسخه الکترونیک کتاب صوتی من از گورانی‌ها می‌ترسم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نسخه نمونه کتاب صوتی من از گورانی‌ها می‌ترسم را رایگان بشنوید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با «۶۰٪ تخفیف» بخرید!

نقد و بررسی کتاب صوتی من از گورانی‌ها می‌ترسم

«من از گورانی‌ها می‌ترسم» از آثار ارزشمند ادبیات معاصر ایران است. «بلقیس سلیمانی» با نوشتن این کتاب ثابت کرده که از نویسندگان قدرتمندی است که رسالتی فراتر از روزمره‌های کلیشه‌ای و نخ‌نما دارد. مثل همیشه قهرمان این کتاب زنی میان‌سال و محوریت داستان، واگویه‌ها و دغدغه‌های اوست. این کتاب در سال 94 در انتشارات چشمه منتشر شده و آوانامه با صدای «مریم پاک ذات» نسخه‌ی صوتی آن را منتشر کرده است.

خلاصه داستان کتاب صوتی من از گورانی‌ها می‌ترسم

«فرنگیس» زنی میان‌سال، اهل گوران است. او سال‌هاست که برای زندگی به تهران رفته، ازدواج کرده و زندگی آرام و مرفهی دارد. اما حالا مانند خواهر و برادرهای‌اش، باید به مدت دو ماه برای پرستاری از پدر و مادر و برادرش که بیمار ذهنی و حرکتی است، به گوران برگردد. این بازگشت برای فرنگیس به معنای برگشتن به فضای خفقان‌آور و اسارتی کهنه و پوسیده است که حتی گذر زمان هم نتوانسته آن را کم‌رنگ کند.

گوران، تهران؛ تقابل سنت و مدرنیته

سلیمانی مانند سایر آثارش، این بار هم به سراغ زنان میان‌سال رفته است و از درون ذهن یک زن به مسائل اجتماعی و فرهنگی اطراف‌اش نگاه کرده است. این نویسنده شناخت کامل و درستی از حال و هوای زندگی زنان میان‌سال دارد، زنانی که در ادبیات معاصر در حاشیه مانده‌اند و کمتر کسی از زندگی و احساسات این زنان می‌نویسد. سلیمانی با قلم قدرتمند خود توانسته نه فقط فرنگیس را، که تمام زنان و مردان این کتاب را به خوبی شخصیت‌پردازی کند. آدم‌های این کتاب همه ملموس و زمینی هستند. همه‌ی آن‌ها خودِ ما هستیم، در تهران، گوران، یا هر جای دیگر، آسمان همین رنگ است. همه بندهایی را پاره کرده‌ایم، که حالا فکر برگشتن به آن‌ زندان‌ها و آن بندها، مخوف و ترسناک به نظر می‌رسد. فرنگیس نماینده‌ی انسان سرگردان معاصر است. او بین دنیای سنتی گوران و زندگی مدرن تهران سردرگم است. او انسانی گمشده در مرز دیروز و امروز است. کسی که آرام و قرار ندارد. با وجود این که سال‌هاست از گوران دل کنده و رفته، باز هم سایه‌ی سیاه و شوم گوران همراه اوست.

درواقع قهرمان این کتاب را می‌توان گوران دانست، نه فرنگیس. عنصری که حالا صرفا بستری برای رخ دادن اتفاقات و حوادث نیست. در ابتدای داستان، به نظر می‌رسد که ترس فرنگیس از اهالی گوران است. در طول داستان این ترس آنقدر جان می‌گیرد و قوی می‌شود که گوران کم‌کم به هیئت موجودی زنده درمی‌آید و آسایش را از فرنگیس می‌گیرد. هنر سلیمانی در جان دادن و قهرمان‌سازی یک مکان، پیش از این کمتر در ادبیات ایران دیده شده است. این نویسنده‌ توانسته بسیار هنرمندانه و قدرتمند، مکان را عامل وحشتی برای داستان‌اش کند. شناخت نویسنده از این منطقه و استفاده از عناصر بومی گوران، حال و هوای غریب و مرموزی به این کتاب داده است.

نویسنده در این کتاب، ترس‌ها و نگرانی‌های فرنگیس را موشکافی می‌کند. ریشه‌ی تمام این رنج، در گوران است. درواقع سنت‌های قدیمی گوران است که فرنگیس را اسیر و زبان‌بسته کرده است. او با این که سال‌هاست از گوران به تهران مهاجرت کرده، و رفتار و ظاهرش شباهتی به گورانیان ندارد، باز هم جایی در ذهنش گرفتار گوران است. ترس و هراس آدم‌های گورانی، چنان زنده و قدرت‌مند نوشته شده، که شاید حتی بعد از شنیدن کتاب، نتوانید از فکر آن بیرون بیایید. هنر نویسنده در این کتاب، واقع‌گرایی است: آدم‌های واقعی، اتفاقات واقعی، مکان‌های واقعی. همه‌ی این‌ها باعث شده که با کتابی سرراست و ملموس سروکار داشته باشیم.

زمان در این داستان مدام در گذر است. گاهی از بین خاطرات گذشته در دهه‌ی شصت و دوران جوانی فرنگیس داستان را دنبال می‌کنیم. گاهی هم به زمان حال برمی‌گردیم و پابه‌پای قهرمانان، شاهد حوادث داستان هستیم. راوی داستان، راجع‌به فرنگیس و سایر شخصیت‌ها، مستقیما اطلاعاتی به مخاطب نمی‌دهد. تنها از طریق گذر در زمان، مرور خاطرات و یا از خلال گفتگوها، متوجه حقایق زندگی افراد می‌شویم و به شخصیت‌شان پی می‌بریم. در این کتاب صوتی، گاهی ردپای شخصیت‌های دیگر سلیمانی از سایر کتاب‌هایش پیدا می‌شود. کسانی که کارهای این نویسنده را دنبال می‌کنند، بی‌شک هیجان‌زده می‌شوند و سرذوق می‌آیند. اما برای کسانی که شناختی از شخصیت‌های این نویسنده ندارند، ممکن است کمی گیج‌کننده باشد. البته در طول داستان به بیشترِ این سوال‌ها جواب داده شده است. شاید هم زیرکی نویسنده در این باشد که با پیش کشیدن حرف آدم‌هایی که سرنوشتشان در این کتاب کمی مبهم و رازآلود است، مخاطبان را وادار کند، به کتاب‌های دیگرش هم سری بزنند.

بلقیس سلیمانی، زنی که می‌نویسد تا افشاگری کند

بلقیس سلیمانی نویسنده‌ی ایرانی متولد سال 1342 در کرمان است. سلیمانی نویسنده‌ی جسور و شجاعی است که بی‌محابا می‌نویسد. او چندان پیرو سیاست‌های اخلاق‌گرایانه‌ و محافظه‌کارانه‌ی نویسندگان معاصر نیست. از دید او زندگی همیشه چندان هم زیبا نیست و زشتی و بدکاری بخشی از آن است. سلیمانی با شجاعت، واقعیت‌ها را می‌گوید. اصراری برای زیباسازی حقایق زشت و آزاردهنده ندارد. او موضوعاتی را مطرح می‌کند که کمتر نویسنده‌ای جسارت گفتنش را، آن هم با این قلم و توصیفات قوی دارد. «خاله بازی»، «پیاده»، «آن مادران، این دختران»، «شب طاهره» و «پسری که مرا دوست داشت» از آثار این نویسنده هستند که بارها تجدید چاپ شده‌اند. در این میان کتاب «بازی آخر بانو» برنده‌ی جایزه‌ی ادبی مهرگان و همچنین بهترین رمان بخش جایزه ادبی اصفهان در سال 85 شده است.

بخش‌هایی از کتاب صوتی من از گورانی‌‌ها می‌ترسم

نقش‌ها جابه جا شده‌اند. تصویری محو از سال های کودکی در ذهنم شکل می‌گیرد. ایستاده‌ام و دست روی دست روی شانه‌ی مادرم گذاشته‌ام که پیش پایم نشسته و انگار دامن پیراهنم را تو می‌زند. پیراهن مرتب رنگ عوض می‌کند و من و مادرم هم تغییر می‌کنیم. گاه دختربچه‌ای می‌شوم پنج شش ساله که دلش می‌خواهد مادرش همان طور که با دامنِ لباس‌اش ور می‌رود، سرش را بالا بگیرد و در چشم‌هایش بخندد. گاه دختر لاغری می‌شوم که دستم را روی سر مادرم گذاشته‌ام و به دست‌هایش که دامن لباس را تنظیم می‌کند، زل زده‌ام. دست‌های مادرم را دوست داشتم، انگشت‌های کشیده و سفیدش مبهوتم می‌کرد. در تمام دوران مدرسه به اولین چیزی از بدن معلم‌ها که نگاه می‌کردم، دست‌های‌شان بود، فقط برای این که آن‌ها را با دست‌های مادرم قیاس کنم.

مشخصات کتاب صوتی من از گورانی‌ها می‌ترسم

نظرات کاربران درباره کتاب صوتی من از گورانی‌ها می‌ترسم

کتاب خوبی بود و خواننده هم خیلی خوب خوانده بود، کاملا میشد وارد فضا و ذهن زن شد، هرچند من شخصا این نوع پایان بندی را دوست ندارم ولی در مجموع تجربه زیسته جدیدی به مخاطب میدهد.
در ۱ سال پیش توسط rez...mad ( | )
ممنون از فیدیبو به خاطر فیدی پلاس . خیلی عالیه 👌👌👌👌
در ۲ ماه پیش توسط 936...097 ( | )
روایت دلنشینی داره خسته کننده نیست . روایتی از لب جوی بشین و گذر عمر ببین رو در حقیقت در این داستان می‌شنویم. خیلی خوب ذهن یک زن میانسال رو با تک تک احساسات و درگیری ها و دغدغه ها و خاطراتش بیان میکنه . البته پایان آزادش اول غافلگیرم کرد ولی بعد فهمیدم این از گیرایی داستان بوده که منو در خودش فرو برده و مانند یک زندگی واقعی که انگار خودم داشتم زندگیش میکردم، منتظر ادامش بودم که ... خلاصه اینکه دوستش داشتم و توصیه میکنم .
در ۲ ماه پیش توسط 936...097 ( | )
داستان بد نبود. ولی راوی با صدای خش دار و خییییلی آروم و کند می خوند که برای من واقعا اعصاب خرد کن بود. تقریبا با سرعت دو برابر گوش کردم که بتونم تحمل کنم.
در ۲ ماه پیش توسط 914...215 ( | )
چقدر کتاب رو دوستداشتم؛و چقدرررررر راوی عالی بود
در ۲ ماه پیش توسط 936...539 ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • بعدی ›
  • آخرین ››