فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب منشی رازدار

کتاب منشی رازدار

نسخه الکترونیک کتاب منشی رازدار به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب منشی رازدار

تی. اس. الیوت با نگارش نمایش نامه ی منشی رازدار بار دیگر به «جوهره ی زندگی» می اندیشد: اینکه آیا زندگی و سرنوشت همان ذهنیت آدمی است که به خواست فرد شکل می گیرد یا از جایی خارج از اختیار وی تحمیل می شود؟ این پرسش ها از غامض ترین مباحث فلسفی است که در داستانی ساده و بدون تنش به صورت سهل و ممتنع گنجانده شده است.

در این اثر، رویداد خاصی رقم نمی خورد، هرچه هست بازنگری اشخاص داستان است نسبت به زندگی، و اعترافات هرکدام از آنها درباره وضعیت خواسته های گذشته و آرزوهای آینده شان.

قلم جادویی الیوت، از خلال ترسیم وضعیت آدمهای معاصر و جامعه مدرن، ما را به اعماق تاریخ اساطیری می برد و این بار به نمایش نامه ایون، اثر اوریپید. نویسنده از ما می خواهد تا با نگاهی شایسته به سفالینه ها، در اصل سرشت و ذات طبیعت را به یاد آوریم.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.74 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۷۰ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب منشی رازدار

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



شناخت نامه ی تی. اس. الیوت

توماس استیرنز الیوت (Thomas Stearns Eliot) در ۲۶ ماه سپتامبر ۱۸۸۸ در یک خانواده ی برجسته ی انگلیسی در میسوریِ امریکا متولد شد. توماس آخرین فرزند بود، و چهار خواهر و یک برادر داشت. آن زمان پنجاه وچهار سالی می شد که افراد خانواده اش در میسوری زندگی می کردند. یکی از نیاکانش، آندرو الیوت از قاضیان محاکمات جادوگران شهر سیلم بود.(۱) یکی از عموزاده هایش چارلز دبلیو الیوت مدت چهل سال (۱۸۶۹-۱۹۰۹) ریاست دانشگاه هاروارد را به عهده داشت و در ضمن مبتکر قفسه ی پنج پایی آثار کلاسیک هاروارد بود. این نیاکان نیوانگلندی برای او، پیوریتنیسم، توحیدگرایی و سبکی خوب برجای گذاشتند. پدربزرگش به سنت لوئیس نقل مکان کرد و در همان جا بود که توماس استیرنز الیوت به دنیا آمد. بعدها همین نامِ او بود که وی را به هاروارد رهنمون شد.
هنری ویر الیوت، پدر تی. اس. الیوت، رئیس هیئت مدیره ی شرکت آجرسازی بود؛ و به طور هم زمان از بانیان موسسه ای فرهنگی نیز به حساب می آمد. او با شارلوت چَمپ، که از اهالیِ نیوانگلند بود ازدواج کرد. مادرِ الیوت علی رغم داشتن شش فرزند، انرژی و توان خود را صرف فعالیت های آموزشی و اخلاقی عموم جوانان می کرد. وی دستی در نویسندگی و سرودن شعر نیز داشت. الیوت در این خانواده رشد یافت که مرام و مسلکی در خدمت مذهب، جامعه و تعلیم و تربیت داشتند. وی بعدها چنین عنوان کرد که میسوری و می سی سی پی بیش از هر جای دیگری در جهان بر من تاثیر گذاشته اند.
در سنت لوئیس، الیوت ابتدا به طور خصوصی، در آکادمی اسمیت، که درواقع آکادمیِ الیوت بود، تحصیل کرد. و به سرودن و مطالعه ی شعر وداعی(۲) پرداخت؛ هم چنین با زبان های لاتین، یونانی، فرانسوی و آلمانی آشنا شد. او در این سال ها با شکسپیر، خیام، تاریخ یونان و روم، انگلیس و امریکا، آشنا شده و شدیداً تحت تاثیر محتوای رباعیات خیام قرار می گیرد.
الیوت پس از یک سال که در آکادمی میلتون تحصیل کرد، در ۱۹۰۶ به هاروارد رفت. سال های ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۴ را برای مطالعه ی ادبیات و فلسفه در هاروارد به سر برد. و در این فاصله فقط یک سال به فرانسه رفت و تحصیلات دوره ی دکترایش را پس از ۱۹۱۴ در آلمان ادامه داد. در هاروارد، در کلاس درس ایروینگ بابینگ، منتقد مشهور و استاد ادبیات تطبیقی، نام نویسی کرد و هم عقیده با استاد، به مخالفت با رمانتیسم ژان ژاک روسو و نظام انتخاب درس، که چارلز دبلیو الیوت رئیس دانشگاه هاروارد معمول کرده بود، برخاست. به جلسات سخنرانی جرج سانتایانا رفت، اما بینش اسپانیایی شکاکانه، دلپذیر و مشرکانه ی او را نسبت به زندگی چندان جذاب نیافت. او فردی خجالتی، و به طور بخردانه ای مستقل بود و در طول دورانی که در هاروارد به سر می برد، هم چنان خوش پوشی و لحن سخن گفتن انگلیسی ها را داشت و نام خود را به طور مشخص «تی. استرنز ـ الیوت» امضا می کرد.
الیوت به هنگام تحصیل در هاروارد، تحت نظر اساتید برجسته ای چون ویلیام جیمز، جرج سانتایانا، جاشوا رویس و اروینگ بابیت بود. و در سال ۱۹۰۸ آرتور سیمونز را که به عنوان نمادی در جنبش ادبی به شمار می رفت کشف کرد.
پس از فارغ التحصیلی در رشته ی فلسفه، برای گسترش بیش تر مطالعات خود به سوربون و آکسفورد رفت. الیوت سالِ ۱۹۱۰ـ۱۹۱۱ را در فرانسه گذراند و در دانشگاه سوربن از جلسات فلسفه ی هانری برگسون بهره برد. آشنایی با فلسفه ی هانری برگسون و فرضیه های او در زمینه ی زمان و کشف و شهود، اثر فراوانی روی تفکر و ذوق الیوت گذاشت. الیوت به همراه آلن فورنیه به مطالعه ی شعر پرداخت. مطالعه ی شعرِ دانته، نویسندگان انگلیسی، جان وبستر و جان دان و هم چنین شاعر سمبولیستی فرانسوی ژول لافورگ رهنمونِ وی دریافتن سبکی متعلق به خود او شد. به طور کلی خواندن آثار شاعران سمبولیست، نظیر بودلر و مالارمه، در شکل دادن به فکر و سلیقه ی او تاثیر به سزایی گذاشت.
الیوت در طیِ سال ۱۹۱۱ به هاروارد بازگشته و به فراگیری زبان سانسکریت و فلسفه ی هند پرداخت. و تا ۱۹۱۴ در هاروارد بود. وی در سال ۱۹۱۳ کتاب «نمود و واقعیت» (Appearance and Reality) نوشته ی بردلی را خوانده بود و تحت تاثیر او قرار گرفته بود. تا سال ۱۹۱۶ رساله ی دکترای خود تحت عنوان «شناخت و تجربه در فلسفه ی اف. اچ. بردلی» را به پایان رسانید؛ ولی با درگرفتنِ جنگ جهانی اول هرگز نتوانست برای شرکت در امتحان شفاهیِ پایانی جهتِ دریافت مدرک دکترا به هاروارد بازگردد. او که در سال ۱۹۱۴ مجدداً با بورس دانشگاه هاروارد برای تحصیل به آلمان رفته بود با شروعِ جنگ جهانی اول به انگلستان بازگشت، راهی آکسفورد شد و در لندن اقامت گزید. در این شهر، به حرفه ی معلمی روی آورد و به نوشتن نقد پرداخت. در سال ۱۹۱۴ در لندن هم میهنش ازرا پاوند را ملاقات کرد که این ملاقات و مصاحبت تاثیر زیادی بر هر دو شاعر داشت. الیوت و پاوند همکاری نزدیکی را آغاز کردند.
الیوت بعد از آشنایی با ازرا پاوند، ژول لافورگ، شاعر سمبولیست فرانسوی را کشف می کند و لافورگ و دانته سبک آفرینان شعر الیوت می شوند. در انگلستان سده ی بیستم، پاوند و جنبش ایماژیسمِ او، اصول شاعری دوره ی ویکتوریا را متحول کرده بود. بنا به اعتقاد ایماژیست ها، شعر ویکتوریایی عموماً تصنعی و غیر اخلاقانه بود؛ بنابراین آن ها سعی کردند که شعر دوران خود را با اتکا به شکل و مفهوم شعری نوین، بهبود بخشند.
الیوت مردی با پشتکار زیاد بود. مدام نامه می نوشت و هرقدر هم که نقد و ویرایش و سخنرانی می کرد، خسته نمی شد. او شاعری بود که از سِمَت پرمزایای کرسی فلسفه در آکادمی امریکا انصراف داد تا در یک کشور خارجی، زندگی نامعلوم ادبی اش را شروع کند.
وی به سال ۱۹۱۵ با یک دختر بالرین انگلیسی به نام ویویان های وود که یک سال از او بزرگ تر بود پیمان زناشویی بست؛ آن هم فقط چند هفته پس از دیدن او. زوج جوان در آپارتمان برتراند راسل، معلم و پیشوای ادبیِ الیوت، اقامت گزیدند. ویویان در آغازِ زندگی مشترک، زنی عاشق و همدمی خوب برای الیوت بود، امّا با گذشت زمان این ازدواج جز ناسازگاری های عاطفی حاصلی نداشت. و همین ناملایمات احساسی در بعضی از قطعات پر شور الیوت نمود پیدا کرده است.
الیوت در سال ۱۹۱۷ به استخدام بانک لیویدز در لندن درآمد. او برای مدتی کوتاه در بانک لیویدز به عنوان کارمند مشغول به کار بود و در همین حین جستارنویس پرکاری هم در حوزه ی نقد ادبی و هم فلسفه ی تخصصی بود. در همان هنگام که کارمند مرتب و آراسته ی بانک لیویدز بود، معاون سردبیر مجله ی ایماژیستیِ اگوئیست شد؛ همان مجله ی نوگرایی که «اولیسِ» جویس را چاپ می کرد. الیوت با همان دیدگاه واپس گرایانه خود، به رادیکال ها پیوست تا تمدن بورژوازی بریتانیایی و آمریکایی را محکوم کند. رادیکال ها، که بیش ترشان تهی دست بودند، از پایین به این تمدن می نگریستند، امّا الیوت از جایگاه رفیع تبار اشراف زاده ای انگلوساکسون خود به آن تمدن نگاه می کرد، او از این که انگلستان بیش از پیش به ایالات متحده شباهت پیدا می کرد به هراس افتاده بود.
طی سال های آتی، کار الیوت سرودن شعر، خدمت در بانک، سردبیری مجله ی کرایتریون، نمایندگی دو نشریه ی دایال و نوول روفرانس، و نوشتن نقد بود. الیوت به کار در بانک ادامه داد تا این که در پاییز ۱۹۲۱ به شدت بیمار شد و به توصیه ی پزشکان، به مرخصی سه ماهه، به لوزان سویس رفت. حاصل این مرخصی شعری شد به نام «سرزمین هرز» که بنیان تازه ای در ادبیات منظوم زبان انگلیسی گذاشت.
سال ۱۹۲۷ برای الیوت سال سرنوشت سازی بود: در این سال کار بانک را رها کرد و نیز تغییر مذهب داد و عقاید ضد کلیسایی خود را ترک گفت. او که درگیری های روزانه با حقوق ناچیز کارمندی در بانک را مانعی بر سر راه شاعری اش می دید، با گذشت زمان خود را ناگزیر دید که با نثر و نقطه گذاری کنار آید و تصمیم گرفت پرسش هوادارانش را پاسخ گوید؛ سوال ها این چنین بود: چگونه می توان این احساس تهی بودن بورژوازی، این ملالت هستی و این زوال پنهان را که با الهه های فساد و تباهی زینت یافته است، درمان کرد؟ او در پی پاسخ به این سوال درگیر نوشتن یک رشته مقالات درخشان شد؛ مقالاتی که در سبک کلاسیک، فلسفه ی محافظه کارانه را بازگو می کرد؛ او هم چون «ادموند بورک» سعی کرد با فصاحت در مقابل انقلابی های روزگار خویش بایستد. انقلابی هایی چون «گای فاکس» که ظاهراً وضعیتی آرمانی و بهتر را به اجتماع نوید می دهند، اما درعین حال تفکرات خشونت گرا و سلطه جو را تحمیل می کنند.
طی این سال ها، عدم ثبات روانی ِ همسر الیوت، ویویان، چنان شدت گرفت که بالاخره از ۱۹۳۰ به آسایشگاه های روانی فرستاده شد. در سال ۱۹۳۲ الیوت برای مدتی تصمیم به ترک همسرش گرفت و در همان سال از طرف دانشگاه هاروارد برای تدریس، با عنوان چارلز الیوت نورتون، دعوت شد (۱۹۳۲-۱۹۳۳). یک سال بعد، در ۱۹۳۳، الیوت به لندن برگشت و ویویان را ترک کرد. امّا به دلیل داشتنِ مذهب کاتولیک نتوانست کاملاً متارکه کند. ویویان از ۱۹۳۸ تحت حمایت برادرش، موریس، قرار گرفت و در بیمارستان روانی لندن با نام خانه ی نورث هامبرلند بستری شد. آن زن باقی عمرش را در آسایشگاه های روانی محبوس بود تا این که در ۲۳ ژانویه ۱۹۴۷ در بیمارستان خصوصی روانی «فینزبری پارک» لندن درگذشت. الیوت از ۱۹۳۲ تا زمان فوت همسرش (۱۹۴۷) حتی یک بار هم به ملاقات او نرفته بود.
الیوت چهار حرفه را پیشه ی خود کرد: سردبیر، منتقد ادبی، نمایش نامه نویس و شاعری اهلِ تفلسف. در فاصله ی دو جنگ جهانی نقدهای او، مانند اشعارش، برای شعر نو انگلیسی ملاکی شد در چالاکی زبان و حساسیت دید و درک منطبق با ضرورت های عصر. اشعارش نیز که در زمان تحصیل ادیبانه و به سبکی متداول سروده شده بود به سوی منطقی نوین پیش می رفت. نخستین اثر مهم وی «سرود عاشقانه ی جی. آلفرد پروفراک» بود که در «مجله ی شعر» شیکاگو درج شد؛ و درواقع اولین شاهکار شعر مدرنیستی در زبان انگلیسی به حساب می آمد. چنان که چاپ کتاب «پروفراک و دیگر ملاحظات»، الیوت را وارد جرگه ی ادیبان لندن کرد.
درحالی که وردزورث می پنداشت که دارد به «زبان راستینِ آدمیان» رجعت می کند، الیوت در تلاش بود تا ضرب آهنگی شعری بر مبنایِ ضرب آهنگ گفتار زمانه ی خویش بیافریند. وی در جستجویِ بیان شعری ای برآمد که ممکن می بود توسطِ فردی تحصیل کرده تکلم شود و نه کتابی یا رسمی باشد و نه عامیانه.
از سال ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۷ الیوت با یکی از دوستانش با نام جان دیوی های وی هم خانه شد. او آثار الیوت را جمع آوری و تدوین نموده و خود را گردآورنده ی آثار وی معرفی کرد. مجموعه ی اشعار پروفراک را نیز همو برای الیوت گردآوری و چاپ کرد.
الیوت مواد کارش را از منابع مختلف می گرفت مثلاً در سرزمین هرز، داستان گریل افسانه ی پادشاه ماهیگیر و قصه ی درخت طلایی سر جیمز جرج فریزر و کمدی الهی دانته را یادآور شده بود. امّا درحالی که دانته سرانجام به بئاتریس در ملکوت می پیوندد، سرزمین هرز نیز درنهایت با تعدادی کلمه ی سانسکریت به صورت مبهمی پایان می گیرد. به طور کلی الیوت از دهه ی بیست میلادی تا انتهای قرن بیستم بر فرهنگ آنگلو-آمریکایی تاثیری شگرف گذاشت. او به سال ۱۹۳۲ به آمریکا رفت و سال بعد مجدداً به انگلستان بازگشت.
الیوت به حوزه ی نمایش نامه نویسی هم علاقه مندانه وارد شده است. اولین نمایش نامه ای که نوشت، «سوئینی اگونیستس»، هرچند از موسیقی سرشار کلام برخوردار بود امّا برای همگان قابل فهم نبود و ظاهراً خود الیوت هم متوجه این نکته شده بود که تا هشت سال بعد در زمینه ی تئاتر اثری منتشر نکرد، و بعد به سال ۱۹۳۴ شعر نمایشیِ «صخره» و سال بعد از آن نمایش نامه ی «قتل در کلیسای جامع» را نوشت که در آن استفاده از صحن و محراب کلیسای جامع به جای صحنه ی نمایش، تاثیر دراماتیک فوق العاده ای ایجاد کرد. در نمایش نامه ی «کوکتل پارتی» کسالت بارترین چشم اندازهای دنیای مدرن و همه ی ابتذالات دادوستدهای اجتماعی را مورد پژوهش قرار داد.
درواقع الیوت همان طور که هدفش در شعر بیش تر برانگیختن احساسات خوانندگان آثارش و تامل آن ها درباره ی مسائل انسانی بود، تلاش کرد تا به وسیله ی نمایش نامه های منظوم و کلام شعرگونه در نمایش نامه نیز آگاهی مذهبی را در مخاطبان خود ایجاد و تشدید کند.
الیوت در دوران زندگی، جوایز متعددی دریافت کرده بود، که ازجمله آن ها به دریافت نشان لیاقت از پادشاه جورج ششم در سال ۱۹۴۸، نشان افتخار دولت فرانسه در سال ۱۹۵۱، جایزه ی گوته در سال ۱۹۵۵، مدال دانته در سال ۱۹۵۹، نشان شوالیه ی ادبیات و هنر فرانسه در سال ۱۹۶۰ و نشان آزادی ریاست جمهوری امریکا در سال ۱۹۶۴ می توان اشاره کرد. در سال ۱۹۴۸ بود که جایزه ی ادبی نوبل به وی اعطا شد. به احتمال قوی، وی دانش آورترین شاعر انگلیسی زبان در عصر خویش بود.
در سال ۱۹۲۸ الیوت در مقاله ای دیدگاه و شخصیت خود را این طور خلاصه کرد: «کلاسی سیست در ادبیات، سلطنت طلب در سیاست و انگلو ـ کاتولیک در مذهب.» لیبرال ها و رادیکال ها از این واکنش صادقانه ی او یکه خوردند و او را ازدست رفته خواندند، در چاپ بعدی مقاله، الیوت این قسمت مبهوت کننده را حذف کرد و گفت که این سخن سوءتفاهمی پیش آورده و خوانندگانش را به این فکر انداخته است که در ذهن او این سه، اهمیتی یکسان دارند، حال آن که تاکید اصلی او روی مذهب است.
نوزده سال پس از مرگ همسر اولش، و در شصت وهشت سالگی، با منشی بیست ونه ساله اش، والری فلچر، پیوند زناشویی بست. این ازدواج که به پیشنهاد کالین پروکز شکل گرفت در دهم ژانویه ۱۹۵۷ در ساعت شش و پانزده دقیقه صبح در کلیسا و تنها با حضور والدین همسرش، در مراسمی کاملاً خصوصی، انجام شد. الیوت این بار دوشیزه فلچر را به خوبی می شناخت؛ زیرا از آگوست ۱۹۴۹ با او که منشی انتشارات فابر اند فابر بود همکاری داشت. الیوت با این ازدواج نشان داد که نمی تواند کاملاً تنها یا در بدبینی خود کاملاً پابرجا باشد. والری تا پایان زندگی الیوت همراه او بود و دو اثر او را، یکی «نامه هایی از تی. اس. الیوت»، و دیگری «سرزمین هرز» ویراستاری و چاپ کرد.
وی از اوایل دهه ی ۱۹۵۰دچار بیماری شد و در سال ۱۹۵۱ حمله ی قلبی خفیفی بر او عارض گشت و همین امر توجه الیوت را به تندرستی خویش برانگیخت. و سرانجام پس از مدت زمان درازی که مبتلا به بیماریِ اتساعِ ریوی شده بود، در چهارم ژانویه ی ۱۹۶۵ به دلیل ناسازگاری با آب و هوای آلوده ی لندن و مصرف بی اندازه ی سیگار در آن شهر درگذشت. طبق وصیت نامه اش، پیکرش سوزانده و خاکستر آن به کلیسای سن مایکل (سنت میشل) در ایست کوکر، دهکده ای که اجداد او از آن جا به آمریکا مهاجرت کرده بودند، منتقل شد. در دومین سالگرد درگذشت او در گوشه شاعران لندن، سنگ بزرگی به یاد او در کلیسای وست مینسترِ لندن برپا شد. از آن جا که سنّت خانوادگی الیوت، او را به هاروارد پیوند داده بود، هم اکنون مجموعه ای از وسایل و اشیای مربوط به دوران تحصیلش در هاروارد نگه داری می شود.

نظرات کاربران درباره کتاب منشی رازدار