دسته‌ بندی
Loading

چند لحظه ...
کتاب با  شبیرو

کتاب با شبیرو

نسخه الکترونیک کتاب با شبیرو به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف salam این کتاب را در اولین خریدتان با «۹۰٪ تخفیف» بخرید!

درباره کتاب با شبیرو

این داستان بلند که بطور مستقل به چاپ رسیده، جزو کارنامه سپنج محمود دولت آبادی است؛ مجموعه ای از داستان های او که در فاصله 15 سال (از دهه 40 تا نیمه دهه 50 ) نوشته شده است. دولت آبادی از جمله نویسندگانی بود که در دهه های 40 و 50 خونی تازه در رگ های ادبیات و فرهنگ ایران جاری کردند و امروز خوانش داستان ها و نمایشنامه هایشان، ما را با یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین دوره های ادبیات نو ایران آشنا می کند. دولت آبادی چندی پیش در مصاحبه ای درباره همین مجموعه گفته بود: «این داستان‌ها در دوره‌ای از زندگی من نوشته شده‌اند که جا و مکانی برای نوشتن‌شان نداشتم و تقریبا همه‌شان را در قهوه‌خانه‌های تهران و عمدتا در قهوه‌خانه وطن - کنار ورودی سینما سعدی - می‌نوشتم از صبح تا نهار بازار، که قهوه‌خانه شلوغ می‌شد. وقتی پول دیزی نداشتم پا می‌شدم می‌رفتم بیرون، نصف نان. و با خلوت‌شدن قهوه‌خانه برمی‌گشتم آنجا و می‌نشستم پشت همان میز کوچک ته آن باریکه. زمستان‌ها هم پشت به دیوار گرم مطبخ می‌دادم تا بدنم جان بگیرد.»

ادامه...

مشخصات کتاب با شبیرو

  • ناشر انتشارات نگاه
  • قیمت نسخه چاپی قیمت نسخه چاپی ۱۵,۰۰۰ تومان
  • تاریخ نشر ۱۳۸۳/۱۰/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.56 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۰۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب با شبیرو

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب با شبیرو

متن کتابای آقای دولت آبادی شاید سخت و گاهی حتی توی اولین نگاه به اولین کتابی که از ایشون می خونید، ناخوانا باشه. اما این فقط اولشه. کتابای این آقا رو باید بلعید. اینو توی دومین باری که سلوک رو خوندم متوجه شدم...
در ۳ سال پیش توسط darya birang ( | )
👌
در ۱ ماه پیش توسط 937...791 ( | )
به سیر تاریخی آثار دولت آبادی که بنگریم این داستان که بین سالهای ۴۷ تا ۵۰ نگاشته شده انگار نقطه عطفی است از دو منظر. یکی شیوه روایت که چند شخصیت و واکاوی حوادث مترتب بر احوالشان را در محوریت داستان قرار میدهد و دیگری درآمیختن مفاهیم مختلفی که در داستانهای قبلی یکی محوریت اصلی را داشت. از انقیاد زنان تا ظلم جامعه و درگیری اش با خرافات و رفتارهای سیاسی. از این منظر این داستان را شاید از نوشته های پیشین پخته‌تر یافتم. از طرفی دیگر حس میکنم نویسنده درگیر مرحله ای گذار بوده که اندیشه های تازه ای درسر داشته که در اینجا به طور کامل پرداخته نشده و این نوید بخش داستانهای بهتری در آینده است. کما اینکه سیر تاریخی هم نشان میدهد که سه داستان تا کلیدر باقی مانده است
در ۴ ماه پیش توسط امین ( | )