فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب بازاندیشی در مباحثی از نشر و ویرایش

کتاب بازاندیشی در مباحثی از نشر و ویرایش

نسخه الکترونیک کتاب بازاندیشی در مباحثی از نشر و ویرایش به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب بازاندیشی در مباحثی از نشر و ویرایش

«بازانديشی در مباحثی از نشر و ويرايش»، سومين كتاب انتشارات ققنوس در زمينه نشر و ويرايش، و دهمين كتاب نويسنده در اين مباحث است. اين كتاب پانزده نوشته را در بر می‌گيرد كه هشت نوشته در عرصه نشر و هفت نوشته در قلمرو ويرايش است. بسياری از مباحث اين كتاب برای نخستين بار در زبان فارسی مطرح می‌شود و از اين رو می‌تواند زمينه‌ای برای بحث و بررسی‌های بيش‌تر بگشايد. نوشته‌هايی در اين كتاب ارزش پژوهشی و نوشته‌هايی كاربرد آموزشی و خودآموزی دارد. ناشران، برنامه‌ريزان و سياستگذاران نشر و ويرايش، ويراستاران، و حتی بسياری از عناصر توليدی كتاب، روزنامه‌نگاران، رسانه‌گران و دانشجويانی كه دوره‌های نشر و ويرايش را می‌گذرانند، مخاطبان بالفعل اين كتاب هستند. «بازانديشی ...» با نثری ساده و روان نوشته شده و بخش‌هايی از آن حتما چالشگرانه، و از اين رو مطمئنا انديشه‌برانگيز است.

ادامه...
  • ناشر گروه انتشاراتی ققنوس
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 1.79 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۳۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب بازاندیشی در مباحثی از نشر و ویرایش

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

بخش یکم: نشر

۱. فقر نظری نشر

نشانه شناسی و نشانه های فقر نظری را در هر حوزه ای از دانش های نظری و عملی به سادگی می توان یافت: عرصه های آموزش، پژوهش، انتشارات و نشریه های تخصصی، مجامع و محافل علمی ـ فرهنگی از جمله آشکارترین محمل هایی است که می توان وضعیت نظری را در آن ها سنجید. البته در هیچ شاخه ای از علوم و فنون نمی توان رشته ای را یافت که نظر و عمل در آن صددرصد همراه و همپا باشند؛ معمولاً یکی از دیگری پیش تر است و هر کدام که پیش تر می افتد، دیر یا زود بر دیگری تاثیر می گذارد. این که چرا در رشته هایی این تاثیر زودهنگام، و در رشته هایی دیگر دیرهنگام است، به متغیرهایی بستگی دارد که معمولاً بیرون از رشته است، مانند متغیرهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فناورانه، نیروی انسانی، سیر جهانی و نظایر آن. میان نظر و عمل تعامل برقرار است و تاثیرهای منفی و مثبت هر کدام به همه آن عامل هایی وابسته است که رشته ای را به پیش می راند یا شتاب را از آن می گیرد. یکی از شاخص های رشد و پیشرفت در هر حوزه ای، سرعت، نزدیکی و گسترش دامنه تعامل است. از این رو بر پایه نشانه شناسی و شاخص ها می توان وضعیت نظر را در نشر ایران برآورد کرد.
در میان برخی رشته های علمی و عملی، فقر نظری به چشم می خورد. نشر هم یکی از رشته های فقیر است، به رغم آن که از رویدادها، جریان ها و رهاوردهای بسیاری تاثیر پذیرفته و صنعت نشر به یکی از بزرگ ترین صنعت های روزگار ما تبدیل شده است. اما نشر آمیزه ای است از علم، فن، هنر، صنعت و مهارت. این آمیزه، به رغم آن که احتمال دارد اجزایی از آن از رونق بهره مند باشد، در تناسب و توازن نیست. و ناهماهنگی در اجزا، فقر علمی و غلبه جنبه های اقتصادی و صرفا کاربردی بر جنبه های دیگر در نشر پیامدهای ناخواسته دارد. شاید ناگوارترین پیامد، ایجاد فتور در تشخیص و تصمیم در عرصه نشر باشد. غنای نظری، اعتماد و اتکا به نفس به بار می آورد و ناشران مطمئن و متکی به نفس، دست به عمل می زنند، به سمت آرمان هایشان حرکت می کنند، مخاطره می پذیرند و از این رو تاثیرهایی را که نشر کارآمد باید در جامعه بگذارد، بروز می دهند.

به تازگی به نوشته ای برخوردم از فیلیپ اَلْتْ بَک(۱) که نام او در نوشته های فارسی «آلتباخ» و «التباخ» ضبط شده است. او از کسانی است که در مطالعات نشر در جهان سهمی در خور توجه دارد. دانشنامه نشر(۲) که از مهم ترین منابع در باره نشر است، به تدوین، نظارت، ویراستاری و نیز تالیف او، مطالعات مهم در باره وضع نشر کتاب در جهان سوم، و آثار بسیار زیاد دیگری که به قلم، به همت و با همکاری او در اختیار پژوهشگران نشر قرار گرفته است، سهم او در عرصه ای است که به رغم اهمیت آن، حوزه های ناشناخته و زمینه های نکاویده بسیار دارد. الت بک استاد دانشگاه ایالتی نیویورک و مدیر مرکز آموزش تطبیقی در آن دانشگاه است. بیش از ۲۰ سال است که در زمینه نشر در عرصه بین المللی و توزیع دانش به پژوهش فردی و گروهی مشغول است. در سال های اخیر مدیریت مرکزی را پذیرفت که در خصوص رابطه میان نشر و اطلاع رسانی، نشر شبکه ای و نشر از راه شبکه های جهانی پژوهش می کند. این جنبه ها از دیدگاه صاحب نظران، و از حیث آینده نشر، اطلاع رسانی و پراکنش دانش و معرفت در جهان، و نیز تاثیرهای مستقیم و غیرمستقیم آن بر تولید دانش، حائز اهمیت است. پژوهش های الت بک در باره وضع نشر در هندوستان که نتیجه آن به صورت کتاب انتشار یافته است(۳) و توجه ویژه اش به وضع نشر و تحول آن در جهان سوم، معمولاً در همه رشته هایی که به مبحث نشر می پردازند، جزو منابع بنیادی است. او به دیدگاه جامع نگر و همه سوبین در نشر معتقد است و از این رو کوشش می کند هیچ جنبه بااهمیتی از نشر از نظرش دور نماند. چند کتاب و مقاله از او به فارسی ترجمه شده است و دانشنامه نشرش هم به قرار مسموع در دست ترجمه است.

حدود ۵۰۰ سال از زمانی که نشر، پس از گوتنبرگ به عصر جدید خود راه یافت، می گذرد. در این ۵ قرن حجم عظیمی از اطلاعات اشاعه یافت و جهان با دانسته های جدیدی زیر و زبر گردید، اما چرا در این همه سال نظریاتی در باره نشر ساخته و پرداخته نشد؟ این پرسش از جمله پرسش هایی است که الت بک به آن هم می پردازد. او می گوید عالمان علوم اجتماعی به این پرسش به این دلیل پاسخ نگفته اند که آن را دشوار یا غیرشفاف یافته اند. با پیدایش و تکوین علوم ارتباطات، انواع رسانه ها به موضوع های بحث شاخه های این علوم تبدیل شده است. در عین حال تقریبا در همه کشورها، صنعتی تکوین یافته که محصول آن کالای تولید شده کتاب است، اما این صنعت هم موضوع بحث و بررسی منظم، پیگیر و روشمند در هیچ یک از شاخه های آن علوم قرار نگرفته است. از بررسی مطالبی که در خصوص نشر کتاب انتشار یافته است، معلوم می شود که فقط چند کشور به مباحث نظری نشر اعتنا کرده اند، و شگفت آن که کشورهای انگلیسی زبان، که بزرگ ترین ناشران جهانند، پیشگام مطالعات و تحلیل در زمینه نشر نیستند. طرفه تر آن که در عصر نشر بین المللی، در روزگاری که نشر بیش از پیش گرایش های جهانی و مزیت های نسبی را می پذیرد، از مطالعات مربوط به جنبه های بین المللی نشر نشانی نیست. الت بک تاکید می کند: نه این که منابع، اسناد و مواد و مطالب بررسی، موجود یا در اختیار نباشد، این ها همه در دسترس است، اما گرایشی به جمع و تدوین و نیز به تحلیل آن ها دیده نمی شود.
آلمان و ژاپن، دو کشوری بودند که در راه ایجاد نهادهایی برای پژوهش های نشر پیشگام شدند، اما اهتمامی دیده نشد که نتیجه یافته هایشان به زبان انگلیسی ترجمه شود تا از این طریق برای کشورهای دیگر قابل استفاده و ترجمه باشد. رهیافت به تاریخ نشر، به گونه ای که از صرف خاطره گویی ناشران بزرگ فراتر رود و به تحلیل بپردازد، در سال های اخیر در آمریکا، آغاز شده است، هر چند که نتایج آن هنوز چندان نمایان نیست. راهنمای تولید، ویرایش، آماده سازی، فروش و تبلیغ، و در سال های اخیرتر انواع راهنماهای خودْناشری، در آمریکا انتشار یافته است، اما در هیچ کدام بحثی علمی، پژوهشگرانه و روشمندانه در باره نشر نمی توان یافت. از دیدگاه این گونه آثار، گویی که نشر همانا تولید کردن، باب ذوق و روز کردن، و فروختن موفق آثار است. اگر جوینده کنجکاوی چون و چرا کند و بخواهد گامی پیش تر بگذارد و چراهایی را دنبال کند، از این گونه آثار هیچ پاسخی نخواهد گرفت. این وضع کم و بیش در بازار نشر ایران به چشم می خورد. نکته شگفت آور دیگر آن که در کشوری همچون آمریکا، که چندین مرکز آموزشی تا سطح کارشناسی ارشد برای نشر هست و هر سال شمار قابل توجهی از این مراکز فارغ التحصیل می شوند و برای گرفتن مدرک خود پایان نامه های علمی ـ پژوهشی می نویسند، و در کشوری که پایان نامه های خوب به صورت کتاب منتشر می شود، از انتشار پایان نامه های برجسته در زمینه نشر خبری نیست؛ نیز به نظر می رسد استادانی هم که در این مراکز، نشر تدریس می کنند و قاعدتا باید به نشر آثار بهایی بیش از دیگران بدهند، به انتشار پایان نامه های در خور اهمیت توجه لازم را نشان نمی دهند.
الت بک با اشاره به این کاستی ها می پرسد پس چه کسی به نشر می پردازد؟ چه کسی باید به نشر بپردازد؟ به نظر او همزیستی کتاب چاپی و کتاب الکترونیکی جزو مبرم ترین مسائلی است که باید به آن پرداخت و کسانی که این همزیستی به آن ها مربوط می شود، ناگزیرند به موضوع نشر بپردازند. در وهله دوم کسانی که به هر ترتیب سود و درآمد آن ها از راه نشر است و هر اختلالی در این راه به منافع و درآمدهای آن ها خلل وارد می سازد، به ناگزیر با نشر مربوط می شوند. نشر الکترونیکی که بحث آن این روزها داغ است، لاجرم با نشر چاپی، یا به تعبیر عده ای نشر سنتی، پیوند موضوعی دارد و مباحثی که پیش می کشد تا حدودی بحث های نظری نشر را هم به طور کلی در نظر می گیرد. اظهارنظر دقیق در این باره فقط از راه بررسی کتابشناختی مطالبی که در باب نشر الکترونیکی انتشار می یابد، میسر خواهد بود. و البته به نظر نمی رسد که بررسی تحلیلی کتابشناختی در این موضوع انجام گرفته باشد. در ایران هم تا این تاریخ (تابستان ۱۳۸۳) حتی گزارشی که وضعیت نشر الکترونیک را در کشور تحلیل کند، انتشار عمومی نیافته است. اما بر پایه قراین، می توان انتظار داشت که این گونه بررسی ها انجام بگیرد. در هر حال مباحث نظری هر دو گونه نشر به هم پیوسته و بسیاری جنبه های آن ها مشترک است. در خصوص جنبه دیگر، یعنی روی آوردن کسانی به نشر که از آن سود می برند، گرچه هنوز نشانه ای از کوشش های درخور در دست نیست، اما به حکم تجربه و قیاس می توان گفت که اگر منافع قابل توجهی در نشر با خطر و تهدیدی روبرو شود، قطعا اقدام های پژوهشی برای شناخت مسئله و ریشه ها، علت ها و یافتن راه حل ها آغاز خواهد شد؛ البته دولت هایی که به وظایف خود در کمک به ایجاد بنیه های پژوهشی و زیرساخت ها عمل می کنند، در سازمان دادن مطالعات مربوط به نشر نقش موثر خواهند داشت.
الت بک معتقد است شمار مراکز پژوهشی وابسته به دانشگاه ها در زمینه نشر بسیار اندک شمار است و به هیچ روی با نیازهای واقعی به پژوهش ها و بررسی ها در این حوزه، انطباق ندارد. با این که جایگاه واقعی پژوهش های عمیق، مراکز وابسته به دانشگاه هاست، اما از آن گونه پژوهش ها در این گونه مراکز خبری در دست نیست. در بسیاری از کشورها روزنامه نگاری در بسیاری از دانشگاه ها و تا سطح دکتری تدریس می شود و مباحثی از نشر نیز جزو مطالب درسی رشته روزنامه نگاری است. با این وصف طی سال ها تدریس مباحث نشر در این رشته، نتیجه مهمی عاید نشر نشده است. در دانشکده ها و رشته های علوم کتابداری و اطلاع رسانی به دانشجویان می آموزند که چگونه کتاب سفارش بدهند، فهرست نویسی کنند یا با روش های بازیابی کتاب ها آشنا شوند، اما چگونگی نشر کتاب را آموزش نمی دهند و اگر هم آموزش بدهند، آن قدر مجمل، مختصر و غیرفنی است که اطلاع فنی سودمندی به دانشجویان انتقال نمی یابد. تحقیقات دانشجویان را به سمت جنبه های پس از انتشار کتاب هدایت می کنند، نه به جنبه های پیش از آن. تاکید بیش از حد بر منابع غیرکتابی تناسبی با رسانه ای ندارد که ماده اصلی بحث و بررسی همان دانشکده ها و رشته هاست. در ایران هم گروه های علوم کتابداری و اطلاع رسانی تمایلی به تدریس و تحقیق در نشر نشان نمی دهند. معمولاً نشر را با عنوان «چاپ و نشر» به صورت ۲ یا ۳ واحد درسی تدریس می کنند و مدرسان این درس هم معمولاً بیش از آگاهی های عمومی، تبحر یا تسلط خاصی در نشر ندارند. این پیش زمینه فقیر، برای جلب کردن علاقه به تحقیق گسترده تر دانشجویان در زمینه نشر، و به ویژه در دوره کارشناسی ارشد، طبعا انگیزه کافی ایجاد نمی کند.
در بسیاری از رشته های علوم اجتماعی هم با این که میان مباحث آن ها و نشر، انواعی از ارتباط را می توان یافت، اما رهیافتی از این علوم به نشر تکوین نیافته است. حتی در مباحثی که پژوهش کردن و کاربردها و نتایج پژوهش ها جایگاه درخور دارد، موضوع انتقال دانش از راه نشر مسکوت مانده است؛ انگار که در این جا هم بحث در باب نشر را به حوزه ای دیگر متعلق می دانند و دلیلی برای ورود خود به آن نمی بینند. در بخش های علوم اجتماعی ایران تا این زمان کوششی برای ایجاد پیوند میان مسائل نشر و مسائل اجتماعی دیده نشده است و اگر هم کوشش هایی شده، نتیجه آن ها تا این زمان انتشار نیافته است.

از دیدگاه الت بک، نشر در شمار زیرساخت هاست و ایجاد یا تقویت آن می تواند بر زمینه های دیگر تاثیر بگذارد. صنعت نشر، یعنی صنعت تولید کتاب، صنعتی که بتواند نسخه دستنوشت را در زمان معین و در مقیاسی گسترده آماده و تکثیر کند و در اختیار مخاطبان تعریف شده قرار دهد، به نظر او بدون ایجاد و توسعه آموزش و پژوهش در نشر امکان پذیر نیست. صنعت، و به ویژه صنعت در حال گسترش و دستخوش رقابت، نمی تواند بدون مطالعات و قدرت تطبیق با موقعیت ها، که معمولاً از راه آموزش های صحیح منتقل می شود، چه آموزش نظری و چه آموزش عملی، گسترش بیابد. درست است که پژوهش و تحلیل معمولاً در کوتاه مدت به کاربرد نمی رسد، اما در سیاست کلان نگر وقتی پژوهش و تحلیل به سلسله پیوسته تبدیل می شود، کاربرد مداوم و مستمر می یابد و به همین دلیل بر تصمیم گیری های روزمره هم تاثیر می گذارد. در صنعت های زیرساختی، و از جمله در نشر که از مهم ترین صنعت های زیرساختی فرهنگی است، نگاه کوته بینانه هم زیانبار است و هم خطرناک. یکی از دلایل اصلی کشیده شدن نشر ایران به وادی بی مقصد خرده پایی و روزمرگی، همین نگاه کوته بینانه و غافل ماندن از سیاست های کلان نگر متکی به آموزش، پژوهش و تحلیل داده های حاصل از مطالعات است.
الت بک معتقد است که اگر صنعت نشر واقعا در حال گسترش باشد، جامعه دانشگاهی ـ پژوهشگاهی را در مطالعات نشر درگیر می کند. به نظر او تا نهادهای آموزشی و پژوهشی در صحنه نشر حضور نیابند، اهمیت زیرساختی نشر و پیوندهای آن با حوزه های مختلف فعالیت ناشناخته خواهد ماند. تاکید الت بک البته بر بخش خصوصی نشر و توجه دادن آن ها به منافعی است که می توانند از راه سرمایه گذاری های آموزشی و پژوهشی، در زمینه های مختلف نشر برگیرند. در کشورهایی که نشر یا به مرحله صنعتی نرسیده، یا اگر هم رسیده است صنعت سودآوری نیست، البته وظیفه دولت هاست که ظرفیت سازی کنند، نهاد به وجود آورند و صنعت زیرساختی نشر را هم در کنار سایر صنعت های زیرساختی جزو برنامه های اصلی توسعه قرار دهند. الت بک چون در مطالعات آموزش تطبیقی به قدر کافی تجربه دارد، می داند که ساختار و تشکیلات دانشگاه ها و پژوهشگاه ها در همه جای جهان نمی تواند همیشه پذیرای رشته های تازه باشد. طرح ها و اندیشه های نو همواره با تنش، دغدغه، مشکلات ساختاری و دیوانی روبروست و از این رو بسیاری از نهادها از آن ها استقبال نمی کنند. در کشورهایی که بخش خصوصی پردرآمد می تواند در زمینه آموزش و پژوهش سرمایه گذاری کند، این امر چندان دشوار نیست، زیرا که مطالعات امکان سنجی اگر نتیجه کار را سودآور بیابد، معمولاً سرمایه گذاری هم صورت می گیرد، اما در کشورهایی که ساختار دیوان سالارانه بر نظام آموزشی و پژوهشی غلبه دارد، وضعیت به گونه دیگری است. به هر حال، قدر مسلم این که برای در هم شکستن دور باطل، عملِ گسست ـ پیوست لازم است: چیزی باید از جایی قطع شود و به جای دیگری وصل شود، به جایی که امکان تغذیه و رشد در آن محرز باشد. برای مثال در ایران، بریدن نشر از سیاست های حمایت از خرده پایی، که نشر را در نهایت به سمت فقر مادی و معنویِ بیش تر می کشاند، و پیونددادن آن به ساز و کاری که رابطه تعاملی توسعه را میان اجزای توسعه برقرار سازد، شاید راه مناسب بیرون رفتن از دام دور باطل نشر باشد.
الت بک معتقد است تشکیل کانون های بررسی کتاب و نشر در دانشکده های علوم کتابداری و اطلاع رسانی و علوم اجتماعی و ارتباطات، راه برقراری پیوند مناسب میان آموزش ها و پژوهش های نشر و گامی بلند در جهت مرتبط ساختن این ها با اقتصاد و صنعت است. به باور او، نیز تاسیس یا تقویت کتابخانه ها یا مراکز اطلاع رسانی و داده های این گونه کانون ها، گامی در راستای فراهم آوردن منابع مطالعاتی در زمینه نشر داخلی و بین المللی است. خدمات اطلاع رسانی و به ویژه اشاعه اطلاعات برگزیده از پژوهش ها، پایان نامه ها، مقاله ها، گزارش های بین المللی و جز آن، می تواند پژوهشگران، آموزشگران و سایر علاقه مندان به نشر را در جریان مسائل روز نشر بگذارد و آن ها را با سیر تحولات همپا کند. این کانون ها در عین حال می تواند جایگاه های مناسبی برای دعوت از ناشران، برگزاری نشست های علمی، بحث و گفتگو و ایجاد پیوند میان شاخه های نظری، عملی، فنی و خدماتی نشر باشد. دولت ها از طریق اداره درست این گونه کانون ها می توانند به ناشرانِ بدگمان، ظنین، سرخورده و نومید از حمایت های دولتی ثابت کنند که بدنه علمی ـ آموزشی کشور می تواند مشکلات آن ها را بشناسد، درک کند و برای آن ها راه حل ارائه دهد؛ البته مشروط بر این که کانون ها از آزادی های آکادمیک برخوردار باشند و اداره آن ها به لایق ترین مدیران نهادهای آموزشی ـ پژوهشی سپرده شود.
الت بک برای سازمان های بین المللی، تشکیلات وابسته به یونسکو و نیز نهادهای غیرانتفاعی بین المللی هم نقش های خاصی در این زمینه ها قائل است. تجربه مطالعات تطبیقی او این خوش بینی را به وی داده است که کمک این گونه سازمان ها در برخی کشورها به گونه ای محسوس موثر بوده است. این بنده البته تجربه الت بک را در مطالعات تطبیقی نشر ندارد و از این رو در این خصوص اظهار نظر هم نمی کند، اما در باره نقش دفتر ملی یونسکو در ایران، زمانی که هم یونسکو و هم دفتر ملی، هر دو، در ایران فعال بودند، می تواند بگوید که انتشار چند اثر به کمک، حمایت و تشویق آن دفتر، از نخستین گام هایی بود که در راه مطالعه نظری نشر در ایران و جنبه هایی از شناخت اهمیت، نقش و تاثیر نشر برداشته شد.
الت بک انتشار دست کم یک نشریه تخصصی ویژه نشر را در کشور ضروری می داند، ضمن این که بحث نشر در سطوح و از جنبه های مختلف باید در طیف گسترده ای از مطبوعات منعکس شود. انتشار نشریه تخصصی طبعا هزینه بر و زمان بر است، اما زیرساخت نشر به وجود چنان نشریه ای نیاز مبرم دارد.
الت بک بر نقش «انجمن نامرئی»(۴) در نشر هم تاکید دارد. انجمن نامرئی به جمعی می گویند که گرچه به ظاهر تشکل و تشکیلاتی ندارند، یا در جای مشخصی مستقر نیستند، اما در نیات و در ذهنیات در باره امر خاصی مشترکند. به اصطلاح جمعی هستند پراکنده، اما همدل که در عرصه خاصی در نظر و عمل همگرا می شوند. انجمن های نامرئی معمولاً از راه انتشارات، برگزاری سخنرانی ها و مجلس های بحث و گفتگو، فراخوان ها، حتی میهمانی های دوستانه، شکل می گیرد. انجمن های مرئی نیرومند حتی می تواند جریان و جنبش فکری ایجاد کند. از این روست که او بر تشکیل «انجمن نامرئی» در نشر تاکید می ورزد.

این ها از جمله نکاتی است که الت بک صاحب نظر و باتجربه در زمینه مطالعات نشر گوشزد می کند و خوب است که سیاستگذاران، برنامه ریزان و تصمیم گیرندگان ما در زمینه نشر مسئولانه تر به آن ها نگاه کنند.

۲. تحولات جدید در عرصه نشر و ویرایش

ظهور ویراستار هزاره سوم(۵)
دانشگاهی که مبنای آموزشی آن متن باشد علی القاعده باید برجسته ترین ویراستاران را در مجموعه خود جای دهد و با همه شیوه ها، سبک ها و گونه های ویرایش بهتر از جاهای دیگر آشنا باشد؛ به ویژه آن که در بسیاری از مراکز آموزشی از راه دور در بسیاری از کشورها، آموزش نشر و ویرایش از جمله سرفصل های درسی شده است.
عامل های محدودکننده آموزش غالبا این هاست: هزینه، پیش شرط تحصیلی، زمان و بُعد جغرافیایی. نظام آموزش از راه دور بر اثر تحولات الکترونیکی و اخیرا دیجیتالی با غلبه بر محدودکننده های زمان و بُعد جغرافیایی، به آموزش رهایی بخشی تبدیل شده و تسهیلات بانکی و وامی و تعدیل در برخی از ضوابط دست و پاگیر در شماری از کشورهای خردگرا و دورنگر راه را بر انتقال طیف گسترده ای از آموزش ها باز کرده است. این دگرگونی عظیم بر نشر و ویرایش تاثیر عمیق گذاشته و آن را دستخوش تاثیر و تاثر کرده، بدین صورت که هم بر آموزش ها تاثیر می گذارد و هم از آن ها تاثیر می پذیرد. بدیهی است که این گونه تعامل ها بهترین شرط و امکان پیشرفت و تعالی است و خوشبختانه نشر و ویرایش می تواند از آن برخوردار شود. ویرایش در بستر نشر معنی می دهد و منتزع کردن آن از نشر، ما را از درک واقعیت امر دور می کند.
فناوری تحولی که نشر بر گردونه آن سوار شده است، کارکردهای تازه ای ایجاد کرده و امکانات جدیدی عرضه داشته است. گرایش کنونی جهان، یا دقیق تر بگویم، گرایش عمومی در جهان توسعه یافته صنعتی، به سمت نشر بدون کاغذ، نشر بدون چاپ و صحافی، نشر بدون انبار و نشر بدون حمل و نقل و نشر مبتنی بر خبررسانی و اطلاع رسانی و آگاهی رسانی لحظه ای است. البته بین خبررسانی و اطلاع رسانی و آگاهی رسانی تفاوت وجود دارد. کاری که مطبوعات انجام می دهند خبررسانی است، آنچه محصول نظام های اطلاع رسانی است، در حقیقت اطلاع رسانی است و اطلاع رسانی معطوف به هدف برای رسیدن به منظور خاص یا انتقال آگاهی یا بالابردن دانش، آگاهی رسانی است. این سه تعبیر با هم متفاوتند، ولی در جامعه معمولاً و مسامحتا معادل هم به کار می روند. همین گرایش که هم امکانات فناوری های الکترونیکی را در اختیار دارد و هم منافع اقتصادی را به عنوان محرّکی قوی در پس خود می خواهد و هر مانعی را از سر راه خود برمی دارد، درست مثل گرایش عمیق به کشف ناشناخته های جهان در عصر اکتشافات جغرافیایی از سده ۱۵ میلادی به بعد است. وضعیت کنونی که اکنون به وجود آمده، یعنی ترکیبی از گرایش ها به طرف اطلاعات و در ضمن آمیخته شدنش با منافع اقتصادی، به آن وضعیتی که بعد از سده ۱۵ به وجود آمد، شبیه است. دوره اکتشافات جغرافیایی که در آن توسعه طلبی و قدرت خواهی و منفعت اقتصادی، ماجراجویی و نیز کنجکاوی و انگیزه های علمی با هم درآمیخت و محرکی نیرومند برای بسط و گسترش دانش فراهم آورد. این ویژگی عینا در سده ۲۱ موجود است. به نظر صاحبنظران، هم اکنون دسترسی به منابع دانشی و فرهنگی جهان موضوعی است که هیچ صاحب اقتدار و فناوری به آن بی اعتنا نیست. موضوع جریان و انتقال آزادانه اطلاعات که ترکیب ساز و کارهای سیاسی، علمی، فنی، اقتصادی و معرفتی از آن بی قید و شرط حمایت می کند، بحث رایج روز است. هر چیزی که به آزادی این جریان و انتقال خدشه ای وارد کند، مانع قلمداد می شود و به سان مانع هایی که سر راه گسترش جغرافیای جهان در عصر مدرن بود و برداشته شد، در عصر پسامدرن هم باید برداشته شود. این ذهنیت و نگرش در هر پدیده و عملی که به جریان انتقال اطلاعات مربوط باشد دیده می شود. آموزش هم در معنای گسترده لاجرم در دامنه موضوعی جریان و انتقال اطلاعات قرار می گیرد. این پدیده قبلاً نبوده و این تحول در بستر جریان اطلاعات اتفاق افتاده است. ایجاد و گسترش اُ اِل اِل سی ها (مخفف On-line Learning Centers که در فارسی مسامحتا به کانون های آموزشی رایانه ای ترجمه شده است)، که در همه جای جهان در حال گسترش است، از مصداق های بارز جریان و انتقال اطلاعات در فضای جدید الکترونیکی ـ رایانه ای و پدیدآمدن نوع جدیدی از نشر و ویرایش است که به برخی از ویژگی های آن اختصارا اشاره می کنم. نشر، که در چند سال اخیر با عنوان علوم و فنون نشر هم نامیده شده و شماری از دانشگاه ها رشته ای به نام علوم نشر (Publishing sciences) پایه گذاشته اند، آمیزه ای از چند علم، فن و برخی از اصول و مبانی هنری است. نشر، علوم و فنون و شاخه هایی از هنرها را به خدمت خود می گیرد و به کمک آن ها به موضوع انتقال پیام از پدیدآورنده به خواننده، از راه رسانه های دیداری، شنیداری یا ترکیبی از دیداری و شنیداری می پردازد. رسانه اصلی نشر در عصر پیشاچاپ نسخه خطی، در عصر چاپ اثر چاپ شده، عمدتا کتاب و نشریات، و در عصر پساچاپ رسانه های الکترونیکی و دیجیتالی یا ترکیبی از رسانه های الکترونیکی و غیرالکترونیکی و معروف به چندرسانه ای است. البته ما اکنون در عصر پساچاپ هستیم.
برای نمونه هم اکنون چند ناشر بین المللی بزرگ یا به اصطلاح چند غولْ ناشر به صورت تخصصی و فنی روی چند رسانه ای هایی کار می کنند که می گویند در فراگیری تحولی چشمگیر ایجاد خواهد کرد، یعنی ترکیب متن به اضافه سی دی های دیداری ـ شنیداری که در زمان لازم، خودبه خود به شبکه اینترنت وصل می شود و مطالب لازم را پس از شبکه گردی و شبکه پیمایی بازیابی، دسته بندی و از آن ها نتیجه گیری می کند. این ها محصولات جدید نشر است، یعنی نشری که نه تنها در انتقال پیام از پدیدآورنده به خواننده ــ و حالا دیگر اصطلاح خواننده را هم به کار نمی برند، بلکه می گویند بیننده و شنونده ــ به لحاظ رسانه های گروهی تحول ایجاد کرده است، بلکه عنصر استنباط و استنتاج را، که از مهم ترین ارکان آموزش است، جزو کارکردهای نشر قرار داده است. این پدیده به نظر تحولی ساده می نماید، ولی تحولی فوق العاده عمیق است و همین نکته به تنهایی از تغییر بسیار مهم در کارکردهای نشر حکایت می کند. نشر جدید با این امکانات، در حال حاضر، سه هدف اصلی را دنبال می کند:
۱) هرگونه مانعی و واسطی میان خود، پدیدآورنده و خواننده را حذف می کند.
۲) امکان دانش گستری در مقیاس های وسیع فراهم می آورد.
۳) آخرین امکانات سرعت و سهولت را در خدمت تولید و انتقال قرار می دهد.
از مصداق های بارز مورد اول پدیده POD است (POD مخفف Print On Demand است که در فارسی به «نشر مبتنی بر نیاز» ترجمه شده است)، یعنی خواستار، اثر را بر صفحه نمایشگر می بیند، یا صدای آن را به کمک پخش گر می شنود و بنا به موقعیت و نوع نیاز خود تصمیم می گیرد که اثر را روی چه رسانه ای در اختیار داشته باشد، به صورت چاپی یا روی سی دی و دی وی دی یا دیسکت یا دستیابی شبکه ای و غیره. POD نشر را از امکانات محدود تک رسانه ای بودن آزاد می کند. پدیده دیگر DPH نام دارد، مخفف Digital Publishing Houses (نشرسراهای الکترونیکی یا نشرسراهای دیجیتالی). پیشگام این نشر سوئدی ها بودند و کشورهای دیگر، به ویژه ژاپنی ها، در حال گسترش آن هستند. بزرگ ترین مدافع DPH پدیدآورنده ها هستند، زیرا می توانند به مراکزی بروند که در آن جا امکانات نرم افزاری برای تولید، ویرایش و آماده سازی آثارشان وجود دارد و، در عین حال، از مشورت های لازم در نشرسرا برخوردار شوند، آن گاه اثر خود را وارد شبکه کنند. آثار پدیدآورندگان در مراکز تکثیر به کمک دستگاهی به نام Instal Book که تقریبا به اندازه و شبیه دستگاه زیراکس است، ظرف چند دقیقه به صورت کتاب تکثیر، جلدسازی و تحویل می شود. در ضمن به رسانه های دیگر مثل سی دی و دی وی دی هم قابل تبدیل است. نشرسراها و Instal Bookها عملاً موانع تولید، توزیع و نیز هرگونه نظارتی را حذف کرده و هزینه ها را به میزان زیادی به سود هر دو طرف: پدیدآورنده و خواننده، کاهش داده اند. نشرسراها از ویرایش های نرم افزاری و ویرایش های صوری قانونمند استقبال می کنند و از این رو، به توسعه شاخه ای از ویرایش که با ساختار و محتوا کار ندارد و صورت اثر فقط وجهه نظر آن است، یاری می رساند.
جنبه دیگر EC است، مخفف E-Commerce (فروش رایانه ای) و پست کردن سی دی و دی وی دی و نظایر این ها. جنبه دیگر SP است، مخفف Self Publishing یعنی (پدیده خودناشری) که البته نام های دیگری هم دارد. این پدیده با پدیده «ناشرْمولف» که قبلاً رواج یافته بود، متفاوت است. در واقع نهادهای کوچکی به وجود آمده اند که با انواع تخصص ها و با قیمت های بسیار ارزان تر به پدیدآورندگان خدمات فنی ـ تخصصی ارائه می کنند تا آن ها بتوانند آثار خود را بدون واسطه تولید و توزیع کنند. همین پدیده ساده، تحولات اجتماعی ـ اقتصادی بسیار زیادی به وجود آورده و پیامدهایی که اجمالاً به مواردی از آن ها اشاره می کنم:
«خودْناشری» پدیده ای است در حال گسترش سریع، زیرا در سال ۱۹۹۹ حدود ۱۰ درصد کتاب های جهان صنعتی، یعنی حدود ۸۰ هزار عنوان از ۸۰۰ هزار عنوان کتاب در سال، به این شیوه منتشر شد. این رقم در سال ۲۰۰۱ حدود ۱۳ درصد بود و پیش بینی می شود که در چند سال آینده از حدود ۱۶ درصد بالاتر باشد. بنابراین، رقم اقتصادی عظیمی از نشر به اصطلاح سنتی خارج شده و منحنی آن همچنان در افزایش است. معلوم نیست در ۱۰ سال آینده چه پیامدهایی خواهد داشت. از تاثیرهای فراوان آن که بگذریم، بر ویرایش هم تاثیر گذاشته است و «خودْناشران» گذشته از استفاده از نرم افزارهای ویرایشی برای ویرایش های ساختاری ـ محتوایی، ویرایش های موضوعی ـ مضمونی، به سراغ ویراستارانی رفته اند که خود، آن ها را انتخاب می کنند و ویراستاران متخصص موسسات نشر دیگر کسی را بر آن ها تحمیل نمی کنند. برآوردها نشان می دهد که بر اثر رواج پدیده خودناشری، گذشته از نسلی از پدیدآورندگان، نسل جدیدی از ویراستاران نیز در حال ایجاد است. نسلی که در بسیاری از موارد و در بسیاری زمینه ها نسبت به ویراستاران پیشین، پدیدآورنده، پیام اثر و خواننده را بهتر می شناسند (باز تاکید بر این نکته را لازم می دانم که خواننده در دنیای امروز، یعنی «بیننده» و «شنونده»).
جنبه دیگر، ایجاد بازارهای جدید و مراکز جدید فروش است که پیش از این کم استفاده و کم تاثیر بوده است، مانند کیوسک های کوچک مطبوعاتی، فروشگاه های کوچک در پایانه ها، هتل ها، فروشگاه های بزرگ، مراکز عمومی در کنار کتابخانه ها، موزه ها، آموزشگاه ها، تعاونی های دانشجویی، دانش آموزی، کارگری، روستایی و غیره. نشرِ همزمان پدیده ای است که به سرعت در حال رواج است؛ این که یک اثر را می توان به طور همزمان در نقاط مختلف دنیا و کاملاً همسان منتشر کرد، در توزیع تاثیر مستقیم گذاشته است.
مصداق کاربردِ نشرِ همزمان در روزنامه هایی است که تیراژهای میلیونی دارند. برآوردها حاکی از آن است که عرضه و فروش به شیوه جدید، خواننده جدید هم ایجاد کرده است و، بنابراین، سه رکن اصلی نشر، یعنی پدیدآورنده، ناشر و خواننده، به گونه ای متفاوت از پیش بر هم تاثیر می گذارند و پیداست که در جریان تغییر الگوی تاثیرگذاری ها، ویرایش به عنوان وظیفه و تخصصی در حوزه پیام بانی و پیام رسانی از دیدگاه هدف های علم ارتباطات تاثیر و تغییر می پذیرد. این ها مصداق هایی از تاثیر مورد اول از هدف های جدید نشر، یعنی حذف یا کاهش مانع، حاجب و واسط میان پدیدآورنده و خواننده بود. در ضمن به خاطر داشته باشید که روند نشر همیشه با هدف ها و خواست های ناشران همسو نیست و گاه ممکن است این روند در تقابل با آنان قرار بگیرد. در واقع، ناشران، از یک سو با امکانات تازه ای روبرو می شوند و از سوی دیگر، امکانات منحصری را از دست می دهند و به همین دلیل شمار ناشران در حال کم و زیاد شدن است. کسانی که نمی توانند خود را با وضعیت جدید تطبیق دهند، از صحنه بیرون می روند و کسانی که اندیشه ها و ابتکارهای تازه ای دارند به صحنه می آیند. شاید به همین دلیل است که در سال های اخیر کم تر صنفی در دنیای صنعتی به اندازه صنف نشر دستخوش تحول شده باشد. اگر خواستید تصویر زنده ای از این تحولات را بخوانید، کتاب جیسن ایپستاین(۶) مبتکر قطع جیبی و از سرویراستاران باتجربه موسسه های بزرگ انتشاراتی را بخوانید که با عنوان Book Business Publishing: Past, Present and Future منتشر شده است. این کتاب از قلب تحولات تصویری به دست می دهد که در هیچ جای دیگر نمی توان نظیر آن را خواند. ایپستاین نشان می دهد که چگونه نسل ها، اندیشه ها، برداشت ها، روش ها، سبک ها و سلیقه ها در نشر رو به زوال رفت و چه چیزهایی و به چه دلایلی جای آن ها را گرفت و نیز مناسبات فرهنگی در جامعه چگونه در قلب نیویورک، به عنوان قلب نشر جهان، دگرگون شد. چشم اندازهای آینده نشر هم در این کتاب از دیدگاه مردی بسیار باتجربه، که یکی از بزرگ ترین ویراستاران جهان است، از جهاتی ترسیم شده است.

حال می پردازیم به هدف دوم نشر جدید، یعنی امکان دانش گستری در مقیاس های وسیع. از مصداق های بارز تحقق این هدف، مراکز آموزش رایانه ای و مراکز مصرف و کاربرد اطلاعات از راه دور است، مثل مرکز رایانه ای در روستاهای دورافتاده آفریقای جنوبی. سازمان ملل متحد در حال بررسی این اقدامات است و اگر این تجربه قابل تعمیم باشد، برای کشورهای در حال توسعه امکان خیلی بزرگی است؛ یعنی این امکان که بتوان آموزش را در سطوح و موضوعات گوناگون، حتی پزشکی، به روستاهای دورافتاده انتقال داد. در این مراکز در آفریقای جنوبی، روستاییان می توانند آخرین و تازه ترین آمار و اطلاعات مربوط به هواشناسی و کشاورزی و عرضه محصولات را به دست بیاورند و جوانان در رشته های کاربردی و، به ویژه، سازگار با محیط بومی، آموزش ببینند. پزشکی از راه دور دوره دوساله ای است که یک فن ورز می تواند از طریق ارتباط رایانه ای با مراکز مجهز پزشکی به یاری بیماران در دورافتاده ترین نقاط آفریقای جنوبی بپردازد. آنان یاد می گیرند که نشانه شناسی کنند و با کدهایی که در نظر می گیرند درمان را انجام دهند. این ها از نمونه های شناخته شده ای است که تاثیرهای کاربرد آن عملاً محرز شده است. در مراکز رایانه ای دوربُرد، تحول در معنای نشر و تاثیر مستقیم آن بر خواننده بسیار آشکار است: ایجاد مخاطب جدید، یا اصطلاحا «مخاطب آفرینی در نشر» از راه خودِ نشر. البته نشر در معنای جدید کلمه از موارد تحقق هدف دانش گستری است. پدیده اطلاع رسانی از راه دور و مراکز آموزشیِ آن هم اکنون از جدی ترین و زنده ترین بحث های مراکز آموزشی است. به ویژه گروه های صلح طلب، گروه های برابری خواه، گروه های ضدتبعیض و واپس ماندگی و NGOهای جدی انسان گرا و حامیان سرسخت توسعه مراکز آموزشی از هواداران سرسخت توسعه مراکز آموزشی و اطلاع رسانی از راه دور هستند. برآوردها از تحولی عظیم در این زمینه تا سال ۲۰۱۰ حکایت می کند.

مورد آخر از هدف های سه گانه، یعنی امکانات سرعت و سهولت در خدمت تولید و انتقال است. بارزترین مصداق آن پدیده DTP (مخفف Desktop (publishing است. معادل آن در فارسی «نشر رومیزی» است که اصطلاح دقیقی نیست. مراد از نشر رومیزی این است که موسسه انتشاراتی و چاپخانه به لحاظ تحولات الکترونیکی، کوچک و جمع و جور شده و روی یک میز قرار گرفته است و به کمک DTP و با استفاده از نرم افزارهای متن پرداز، متن ویرا، متن آما، متن گردان و نظایر آن می توان وظایف نشر را با سرعت و سهولتی بی سابقه انجام داد. این مورد از اهداف هم مدام در حال دستخوش و تغییر و تحول است، زیرا هر دستاوردی که بر نرم افزار و سخت افزار رایانه ای تاثیر بگذارد، بر DTP هم تاثیر مستقیم دارد و تا زمانی که روند تحول الکترونیک کند و عادی نشده است، DTP هم دستخوش این روند است.
با توجه به هدف های سه گانه در نشر جدید، که روند کنونی نشر در جهان از آن پیروی می کند، ویرایش چه وضعی دارد؟ در موسسات بزرگ انتشاراتی، یا به اصطلاح غولْ ناشران، که دستگاه های آنان به مجموعه های اطلاعاتی و فناوری های اطلاعاتی ـ ارتباطاتی مجهز شده است، زمینه برای تحققِ گونه «نشرِ اثرآفرین» در مقابل «نشرِ اثرگزین» فراهم شده است. نشر اثرگزین یعنی این که ناشر مثل ماهی گیر، منتظر اثر می ماند، تورش را پهن می کند ببیند که چه اثری در این تور می افتد، ولی در نشر اثرآفرین، ناشر خودش با اندیشه و ابتکار به سراغ پدیدآورنده می رود و در واقع آثار را به وجود می آورد؛ یعنی تعدادی از ناشران بر اثر فناوری های جدید اطلاعاتی و ارتباطی به معماران جدید کتاب تبدیل شده اند. این پدیده قبلاً نبود. ناشر به کمک یافته ها و داده های حاصل از مطالعات نشر، برای تامین نیازها آثار متناسب را طراحی می کند، سفارش می دهد و بر تکمیل آن ها مستقیما نظارت دارد. در این حالت ویراستار به عنوان نماینده تام الاختیار ناشر، مانند معمار بر مراحل ساخت اثر نظارت می کند. مانند رهبر ارکستر میان اجزا هماهنگی برقرار می سازد. اصولاً در نشرِ اثرآفرین، نقش ویراستار در اثر، مشابه نقش معمار در بناست. در نظام های گسترده ارتباطی و در رسانه های بزرگ، نقش ویراستاران بیش از پیش برجسته شده است، زیرا گستردگی و بزرگی نظام ها و رسانه های ارتباطی به تجهیزات و عظمت آن ها نیست، بلکه به دامنه برد پیام رسانی آن هاست. هر رسانه ای که مخاطبان بیش تری جلب کند اعتبار بیش تری به دست می آورد، موقعیت بیش تری کسب می کند و درآمد بیش تری هم به چنگ می آورد. در این نظام ها و رسانه ها ویراستاران هستند که به دانش و تجربه می دانند هر پیامی را خطاب به چه کسانی، در چه مدت زمانی و با چه زبان و اصطلاحی و با چه ترتیب و تنظیمی پخش کنند. در واقع، هنجارشناسی های آنان است که میان پسند مخاطبان و بسته های پیام رسانه ها ارتباط برقرار می سازد. در رسانه های دیگر، نظیر روزنامه ها و مطبوعات، چه الکترونیکی و چه کاغذی، رقابت به مراتب بیش تر و جدی تر است و به همین دلیل ویرایش هم کارآمدتر و موثرتر است. رقابت رسانه ها آن ها را به این سمت می راند که حداکثر اطلاعات را در حداقل زمان منتقل کنند. هرچه زمان می گذرد از حوصله مردم برای خواندن بسیاری از مطالب کاسته می شود. این واقعیت را باید شناخت و درست پذیرفت. اخیرا کنفرانس مهمی در خارج حوزه پاسیفیک تشکیل شد که ناشران بزرگ و ویراستاران برجسته در آن شرکت داشتند. آن ها به اجماع اعلام کردند که در جوامع ما (حوزه پاسیفیک) میل به خواندن کتاب رو به کاهش است و به لحاظ رقابت رسانه ها، کتاب دارد مخاطب های خودش را از دست می دهد. معنای این حرف این نیست که کتاب می میرد؛ کتاب به طور قطع می ماند و هرگز نخواهد مرد، ولی در رقابت رسانه ها اگر کارآمدی رسانه ای از کتاب بیش تر باشد، هیچ دلیلی ندارد که مردم کتاب بخوانند. اخیرا یکی از ویراستاران برجسته و باتجربه ژاپنی که به مسئولیت یکی از موسسات انتشارات بزرگ ژاپنی درآمده است می گوید: جوانان ژاپنی دیگر حوصله خواندن کتاب را ندارند و اگر هم خواندن کتابی بیش از دو ساعت طول بکشد، آن کتاب بین جوانان نسل جدید طرفدار ندارد. او می گوید از ویراستارانش خواسته است که کتاب ها را طوری طراحی و معماری کنند که به کمک تدبیرهای بصری و روش های انتقال حداکثر اطلاعات در حداقل زمان، ظرف دو ساعت خوانده شوند. البته همه ما می دانیم که موضوع تحقیق و تخصص و تفحص جداست و اطلاعات هیچ منبعی نمی تواند جای نکته هایی را که از راه غور دقیق و وقت گیر در کتاب ها به دست می آید بگیرد. اما عرصه عمومی کتاب و مطبوعات تغییر کرده است و با توجه به حوصله تنگ و مجال اندک دنیای شتاب زده هزاره سوم و سرعت بازیابی و انتقال اطلاعات از راه شبکه های رایانه ای، باید راه هایی پیدا کرد که اطلاعات غیرلازم و وقت گیر منتقل نشود. تجربه و تشخیص این کار از آنِ ویراستاران کاردیده است و این ها هستند که اثر خواندنی را خواندنی تر می کنند و ارتباط را در نوشته برقرار می سازند. تحول دیگری که در عرصه ویرایش اتفاق افتاده در ویرایش استنادی است. بر اثر تشکیل و رواج کتابخانه دیجیتالی، تحولی چشمگیر در ویرایش استنادی به وجود آمده است. اکنون هزاران کتاب، و تقریبا همه آثار کلاسیک، از طریق کتابخانه های دیجیتالی و سی دی هایی که جزئیات متن در آن ها قابل بازیابی است، در دسترس است. ویرایش استنادی، که ویراستار باید به منابع اثر مراجعه کند و صحت نقل اقوال، داده ها و استنباط و استنتاج بر اساس منابع را بیازماید، با کتابخانه های دیجیتالی متحول شده است، به ویژه آن که ساز و کارهای اطلاع یاب از طریق روش های تحلیل متن و نمایه سازی، موارد مدّ نظر ویراستار را به سرعت در متن پیدا می کند و به او امکان مقایسه و بررسی می دهد. میزان صرف وقت در ویرایش استنادی به طرز چشمگیری کاهش یافته، بنابراین، این شیوه ویرایش، هم رایج تر شده است و هم کارآمدتر. جایگاه ویرایش ساختاری ـ محتوایی و هنری و انواع ویرایش های خلاقانه در نشر امروز، فراتر از پیش است و هر چه به کمیت و صورت قابل تبدیل باشد، به سرعت و سهولت بیش تری موضوع برنامه های نرم افزاری قرار می گیرد. و به همین دلیل ویرایش های صوری را ــ که به غلط در جامعه ما به آن ویرایش های فنی می گویند ــ می توان تا حد زیادی با برنامه های الکترونیکی انجام داد. اما پای موضوع و معنی که به میان بیاید، ذهن انسانی باید مداخله کند. هیچ گونه هوش مصنوعی تاکنون نتوانسته است آن طور که ذهن بشر در فرایند پیچیده استنتاج ها و داوری ها می تواند، تصمیم های اساسی بگیرد. نظام های رایانه ای تسهیلات فراوانی در اختیار ویراستارانِ ساختار و محتوا قرار می دهد، اما وظیفه ویرایش ساختاری ـ محتوایی را انجام نمی دهد. همچنین ویرایش داستان، شعر و سایر آثار آفریده های هنری در حقیقت کاری است که از عهده نظام های مکانیکی به هیچ وجه ساخته نیست. جهان به نسبتی که الکترونیکی تر و دیجیتالی تر می شود، جستجوگرتر، دقیق تر و هنری تر هم می شود. هر چه امکانات رایانه ای و شبکه ای در گردآوری و بازیابی و سازماندهیِ اطلاعات و داده ها افزایش می یابد، نیاز به ساختارهای محتوایی هنری و خلاقانه بیش تر می شود و به همین دلیل توجه به این گونه از ویرایش ها در برنامه های آموزشی برای ما در اولویت بیش تری قرار می گیرد. تاکید رایانه ای متن با تصویر و سایر تدبیرهای بصری و امکان انتقال فایل ها و اصولاً تولید رایانه ای چندرسانه ای، نوع جدیدی از ویراستار، یعنی ویراستار دنیای هزاره سوم را پدیدآورده است. بنگاه های بزرگ انتشاراتی که گاه از ده ها طبقه ساختمان تشکیل می شد، اکنون به یک یا چند اتاق محدود شده است. سرویراستار در دفتر کارش می نشیند و با پدیدآورندگان، ویراستاران و سایر تولیدگران کتاب در نقاط مختلف جهان در تماس است. حضور در یک محل و زیر یک سقف جای خود را به تبادل نظر مخابراتی و ارتباطی داده است. بزرگ ترین مرکز نشر دانشگاهیِ جهان که روزگاری انتشارات دانشگاه شیکاگو بود، اکنون واحد کوچکی بیش نیست، واحدی که کمیت آن تقلیل پیدا کرده، اما محصول و کارآمدی آن افزایش یافته است.
ویراستار دنیای هزاره سوم از راه شبکه ها و پایگاه های اطلاع رسانی، کتابخانه های دیجیتالی و رسانه های جدید بر شکل گیری پدیده مرکبی نظارت می کند که گاه ممکن است هر جزء آن از گوشه ای و هر عنصر آن از جایی فراهم شده باشد. وقتی ویراستار را به رهبر ارکستر تشبیه می کنند، این تشبیه را در تولید چند رسانه ای ها به وضوح می توان دید. اکنون همه کشورها با توجه به این نکات ناگزیر شدند که برای ایجاد و توسعه نشر الکترونیکی خود زیرساخت های فنی و صنعتی و آموزشی آن را فراهم آورند. زیرساخت را با برنامه ریزی راهبردی (استراتژیک) و گذراندن دوره ای از انتقال می توان فراهم ساخت. نشر سنتی، که ویرایش هم به آن وابسته است، برای ورود به عصر نشر الکترونیک ناگزیر است دوره انتقال را طی کند. از عمر ویرایش جدید در ایران زیاد نمی گذرد، اما همین ویرایش جوان بر اثر سرعت تحولات، اکنون در کنار نشر سنتی جای گرفته است. اما بازنگری در مبانی آموزش ویرایش و تربیت ویراستار از جمله ضرورت هاست. بنده به عنوان پژوهشگری مستقل در حوزه نشر و بر اساس مقایسه ها و محاسبات انتظار دارم که دانشگاه پیام نور به عنوان نهادی که تحولات جدید در کارکردها و تاثیرهای آن عمیق ترین تحولات را به بار می آورد و از این رو بهتر از جاهای دیگر می تواند آن را حس کند، پیشاهنگ و پیشگام شود و با برگزاری دوره های آموزشی برای تربیت ناشر و ویراستار جدید، و به کمک تشکیل کتابخانه و مرکز منابع سراسریِ الکترونیکی و دیجیتالی جدید و پرورش دادن نیروهای خود از خلال همین دوره های آموزش، راهی را بگشاید که رهایی بخش آموزش های ما از تنگناهای واپس ماندگی با همه ویژگی های سو و عوارض ناگوار آن است. ظهورِ ویراستار جدید از همین گونه مراکز آموزشی می تواند سرفصلی در تحول نشر و تحول در سرچشمه های تولید دانش، معرفت و اطلاعات باشد؛ مشروط بر آن که چنین مراکزی وظایف و مسئولیت های خود را درست بشناسند و به مسائل عصر در حال تحول سریع واقف باشند. پیشاهنگ چنین تحولی، پاداش افتخارآمیز خود را از مجموعه ارزش هایی خواهد گرفت که همه مراکز آموزشی طرفدار تحول و پیش قدم به عضویت آن درآمده اند.

۳. انواع ناشران 

با توجه به تحولات امروز
ناشران را بر پایه متغیرهای موثر بر نشر می توان دسته بندی کرد، متغیرهای اقتصادی، تولیدی، صوری، محتوایی، مخاطبی و جز آن. در ایران نوعی تقسیم بندی رایج است که با منطق تقسیم بندی در کشورهای دیگر تناسب ندارد و علت یابی آن به بحث جداگانه ای نیازمند است. تقسیم بندی کلی زیر، با برخی تقسیمات جزئی تر هر دسته و با توضیحی کوتاه همراه است. بررسی مقایسه ای میان انواع تقسیم بندی نشر و ناشران در کشورهای مختلف، برای دست یافتن به تقسیم بندی دقیقی از نشر و ناشران در ایران ضرورت دارد؛ ضمن این که دانشجویان دوره های آموزشی نشر نیز نیاز دارند با انواع و معیارهای تقسیم بندی آشنا شوند.
۱. ناشران تجارتی (سودْ محور)
در همه جای جهان بزرگ ترین دسته ناشران را ناشران تجارتی تشکیل می دهند و تمامی ناشران بزرگ جهان در این دسته جای می گیرند. آثار پرفروش، ادبیات پرخواننده، کتاب هایی که ساعت های فراغت مردم را پر می کند، خواندنی های روز و مانند این ها، از سوی این ناشران انتشار می یابد. ممکن است آثار سنگین، پژوهش های دانشگاهی و منابع تحقیقی هم منتشر کنند، حتی آثاری که سود مادی در بر نداشته باشد، اما در مجموع نشر تجارتی باید سود کند تا بتواند کتاب های غیرسودآور را برای مقاصد خاصی، مثلاً کسب شهرت و اعتبار، تکمیل مجموعه، ایجاد تنوع، یا حتی ترویج محتوای اثری خاص، در کنار آثار پرسود، یا از قبل آن ها، انتشار دهد. نیز گفته شده است که شرط حداقل پذیرفته شدن کتابی برای انتشار در نشر تجارتی، این است که هزینه های خود را پس از انتشار تامین کند؛ یا این که شمارگان اثر، هر قدر که تعیین می شود، ظرف مدتی که مطلوب ناشر است، به فروش برسد. به عبارت دیگر، سرعت بیرون رفتن اثر از انبار ناشر در واحد زمان، مبنای محاسبه است، بی آن که ناشر عمد داشته باشد بداند که چه کسانی یا چه نوع مخاطبانی اثر او را می خوانند. هر قدر ضریب شمارگان در سرعت فروش بیش تر باشد، نشر تجارتی در کار خود موفق تر است. البته این ضریب، نسبی است و بنا به موضوع کتاب تفاوت می کند. ضریب فروش آثار داستانی با آثار دشوار فلسفی یکی نیست، اما ممکن است ناشر تجارتی در پی این باشد که بالاترین ضریب ها را در حوزه هایی، یا اگر امکان داشته باشد در همه حوزه ها، از آن خود کند. ناشرانی در پی این هدف هستند، زیرا به تجربه آموخته اند که ضریب بالای فروش در هر حوزه، می تواند بر حوزه های نزدیک و همسایه تاثیر بگذارد و فروش کتاب را در مجموع عملاً بالاتر ببرد.
نشر تجارتی بنا به سرشت، نشری است بازارْمدار، نشری است تابع نیازهای روز و احتیاجات مخاطبان کتابخوان. حتی آن دسته از ناشران تجارتی که با روش های ماهرانه، سلیقه بازار و ذائقه کتاب خوانان را تغییر می دهند و بازارگشایی و بازارآفرینی می کنند، باز هم بازارمدارند، زیرا تغییر بازار گاه به قصد توسعه و دوام بازار است. از این رو ناشران تجارتی نیازهای جاری مردم کتابخوان را بهتر از انواع ناشران دیگر حس و درک می کنند و تجربه هایشان از حیث بررسی جنبه ای از شاخص های فرهنگی جامعه می تواند از اهمیت برخوردار باشد. در ذهن برخی ممکن است عبارت «نشر تجارتی» از آن احترامی برخوردار نباشد که لازمه کار نشر کتاب است، اما این تصور موافق واقعیت نیست، زیرا ممکن است ناشر تجارتی به قصد سودآوری، و تنها به قصد سود، کتاب هایی منتشر کند که اثر اجتماعی ـ فرهنگی آن ها بسیار عمیق باشد. بنابراین، اگر تاثیر اجتماعی ـ فرهنگی مبنای ارزشداوری باشد، احترام اجتماعی ـ فرهنگی ناشران این گونه آثار باید با تاثیر کارشان تناسبی داشته باشد. البته پیداست که بر پایه قرارداد، هر چه تاثیر مثبت تر باشد، ارزش فرهنگی فعالیت ناشر بیش تر است، و به عکس. این که تاثیر مثبت کدام است و تاثیر منفی کدام، به هنجارهایی بستگی دارد که جامعه در دوره های مختلف آن ها را قرارداد می کند. از این رو بر این مبنا هم می توان ناشران تجارتی را به دو زیردسته ناشران هنجارگرا و ناشران هنجارشکن تقسیم کرد.
شماری از ناشران کاملاً سنت پرست در زیردسته ناشران هنجارگرا و شماری از ناشران پیشاهنگ و نوآور در زیردسته ناشران هنجارشکن قرار می گیرند. تغییر هنجارها به تحول سرمشق (پارادایم)ها بستگی دارد. ناشرانی که شاخک های حساس تری دارند، تحولات را حس می کنند و تشخیص می دهند و به نیازهای در حال تحول مخاطبان پاسخ می گویند، ناشران پیشتاز به حساب می آیند و نسبت این پیشتازی به میزان استقبال بستگی دارد. ناشرانِ تجارتیِ هنجارشکن و پیشتاز، که آثار منتشر شده شان از حیث فروش موفق از کار درآید، ناشران نمونه عصر تحولات اجتماعی ـ فرهنگی اند. نکته درخور اهمیت این که این گونه ناشران در واقع ناشران آرمانیِ ناشران تجارتی را تشکیل می دهند، حتی اگر همه همّ و غم ناشر تجارتی چیزی جز کسب سود از راه فروش نباشد؛ البته فروش کتابِ برخوردار از ارزش های خاص خود، نه هر کتابی.
نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، این است که بدنه اصلی نشر هر کشوری را ناشران تجارتی تشکیل می دهند و نشر در هر کشوری در صورتی رشد می کند و توسعه می یابد که نشر تجارتی در آن کشور رشد کند و توسعه یابد. به همین دلیل سیاست های فرهنگی دولت ها در زمینه نشر، بیش از هر عرصه دیگری در صحنه نشر تجارتی ظاهر می شود.
ناشران تجارتی می توانند به دسته های عمومی، تخصصی، یا بر اساس نوع، جنس یا گروه های سنی مخاطبان خود تقسیم بندی شوند.
۲. ناشران کتاب های درسی
مراد از این اصطلاح در کشورهای مختلف، متفاوت است. اصطلاح «کتاب درسی» گاه به کتاب های همه سطوح گفته می شود و گاه نه، و سیاست و روش کشورها در قبال کتاب های درسی و ناشران این دسته از کتاب ها یکسان نیست؛ کما این که اصطلاح «نشر دانشگاهی»، «ناشران دانشگاهی»، «ناشران کمک درسی» و نظایر این ها در زبان فارسی، گواه بر این است که اصطلاح «کتاب درسی» به نوع خاص یا محدودتری از کتاب برای تدریس اطلاق می شود.
نشر کتاب های درسی از اساسی ترین و مهم ترین حوزه های نشر و در عین حال از سودآورترین آن هاست. بازار کتاب درسی، بازاری است ثابت، دایمی، قابل اتکا، شناخته شده و با ضریب مخاطره پذیری به مراتب کم تر. در کشورهایی که نشر کتاب های درسی در اختیار بخش خصوصی است و ناشران این بخش می توانند بر پایه برآوردها و مطالعات مربوط به کتاب های درسی کتاب منتشر کنند، انتشار متون درسی کار و کسب پررونقی است. در برخی کشورها دولت ها سیاست انتشار کتاب های درسی را به گونه ای تدوین می کنند که سود حاصل از فروش این کتاب ها به نحو عادلانه ای میان ناشران واجد شرایط بخش خصوصی توزیع شود. چنین سیاستی به طور قطع به شمار قابل توجهی از ناشران کمک خواهد کرد تا به درآمد نسبتا ثابت و مطمئنی دست یابند و بر پایه آن بتوانند نشر را در حوزه های مختلف توسعه دهند. در واقع سیاست مناسب توزیع عادلانه منافع حاصل از کتاب های درسی، به توسعه عمومی نشر و تقویت کلی فرهنگ کمک خواهد کرد. از این رو سیاست های سنجیده و دوراندیشانه در این زمینه می تواند آثار اصلی و جنبی فرهنگی، و حتی عمومی، داشته باشد.
حضور ناشر در دبستان ها، دبیرستان ها، هنرسراها، دانشکده ها و سایر مراکز آموزشی، حضور بی اهمیتی نیست، حضور در فردا، حضور در آینده و حضور در ذهن نسلی است که میراث گذشته و امروز را به آینده منتقل می کند. از سوی دیگر، آموزش بنا به سرشتش، آینده گرا و آینده زی است. ناشری که بتواند با انتشار آثار مناسب، همراه نسلی پیش برود و خود را به آینده بکشاند، از امتیاز کم نظیری بهره مند می شود، امتیازی که چه بسا ناشرانی در پی ارزش و افتخار آن باشند و آن را برتر از هر جنبه دیگری پیش روی قرار دهند.
نشر کتاب های درسی از سنخ نشر نیازْمدار، نشر واقع گرا و دقیق و امین است. خطا، غلط، القای عقیده و سلیقه خاص، انتقال گرایش و تحمیل نظر در کتاب های درسی، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، به هیچ روی پذیرفتنی و حتی قابل تحمل نیست. به همین دلیل بخش ویرایش در تشکیلات ناشران کتاب های درسی معمولاً باصلاحیت، صاحب تخصص و باکفایت است. نظام آموزشی، جامعه آموزشگران و مجموعه آموزش گیرندگان باید کتاب درسی را به میل و با رغبت بپذیرند؛ گو این که اگر کتابی از ارزش های ویژه برخوردار باشد و به انتقال صحیح و سریع کمک کند، در میان مخاطبان خود به خوبی پذیرفته می شود. در شرایط رقابت آزاد که همه ناشران واجد شرایط بتوانند در زمینه تولید کتاب های درسی فعالیت کنند، کتابی به نظام آموزشی راه می یابد که بیش از همتاهای خود خواستار داشته باشد. و به این دلیل هم نظام رقابتی آزاد در ایجاد و ترویج کتاب های درسی برتر موفق تر است.
نسبت شمار ناشران کتاب های درسی به سرجمع کل ناشران، رقم ثابتی نیست و در جامعه های مختلف بنا به وضعیت اجتماعی و ساختار فرهنگی و آموزشی تفاوت می کند. در باره ایران شاید بر اساس برآوردهای اجمالی بتوان گفت که اگر از میان ناشران فعال، و بنا به تعریفی که از «فعال» (کنشگر) به دست می دهیم و آن را از «منفعل» (کنش پذیر) متمایز می داریم، یعنی بر حسب این تخمین که بار نشر کتاب در ایران بر دوش حدود ۱۰ درصد ناشران سراسر کشور است و ۹۰ درصد بقیه فقط در ۱۰ درصد فعالیت های نشر کشور سهم دارند، شاید بتوان گفت که اگر ۳۰ درصد ناشران فعال، در عرصه نشر کتاب های درسی امکان فعالیت اصلی و جنبی داشته باشند، رقم متناسبی برای نشر کشور خواهد بود.
۳. ناشران علمی ـ پژوهشی
انتشارات دانشگاه ها و پژوهشگاه ها و مراکز علمی ـ فرهنگیِ عمدتا غیرانتفاعی، هسته اصلی نشر علمی ـ پژوهشی کشورها را تشکیل می دهند. مخاطب این نشر در درجه اول متخصصان، پژوهشگران و دسته های خاص حرفه ای خوانندگانند که شمار آن ها معمولاً محدود است. به همین دلیل نشر این دسته از آثار به سختی ممکن است هزینه های خود را بازگرداند، تا چه رسد به این که سودآور باشد. نهادهایی که در زمره وظایف خود می دانند مخاطبانشان را در جریان فعالیت های خود بگذارند، زیرا که بقا و دوام آن ها در گرو واکنش فعال مخاطبان است، مانند کتابخانه ها، سندخانه ها، فیلم خانه ها، مراکز اطلاع رسانی، موزه ها، پارک های طبیعی و بزرگ، مجموعه ها و نظایر آن، و هدف انتفاعی از فعالیت های انتشاراتی ندارند، در دسته ناشران علمی ـ پژوهشی جای می گیرند.
تک نگاشت، که معمولاً گزارش پژوهشی، نتیجه فعالیت علمی یا تدوین مجموعه ای از اطلاعات و داده ها به قصد خاصی است، از بارزترین صورت های انتشارات علمی ـ پژوهشی است. گاه تک نگاشت به صورت مستقل و مجزا انتشار می یابد و گاه به شکل یکی از اجزای مجموعه یا سلسله ای که سیاست و نظارت یگانه ای بر آن برقرار است. از این رو ناشران تک نگاشت ها را می توان ناشران علمی ـ پژوهشی قلمداد کرد.
در سال های اخیر بر اثر تحول در نشر الکترونیکی و انتشار نوع تازه ای از اثر که به آن «مجله الکترونیکی» یا «نشریه الکترونیکی» می گویند، در عرصه نشر علمی ـ پژوهشی تغییراتی ساختاری به بار آمده است. ارزان شدن چشمگیر انواعی از انتشارات، به ویژه برای نهادهایی که درآمدشان محدود است و هدفشان انتفاعی نیست، از عامل های عمده تغییر در نشر علمی ـ پژوهشی است. از این رو شمار ناشران علمی ـ پژوهشی که به نشر الکترونیکی روی آورده اند، بسیار قابل توجه است.
در کشورهای توسعه نیافته و رو به توسعه، نشر علمی ـ پژوهشی معمولاً ضعیف ترین، ناتوان ترین و واپس مانده ترین شاخه نشر، و بیش از شاخه های دیگر به یارانه های دولتی وابسته است. در واقع یکی از شاخص های وضعیت نشر در این کشورها، شاخص های مربوط به نشر علمی ـ پژوهشی است که آیینه ای است از کمیت، کیفیت، توان علمی، قدرت پژوهشی، مهارت های تالیفی و نظایر آن. در این کشورها شمار پدیدآورندگان و خوانندگان آثار علمی ـ پژوهشی محدود است و این محدودیت، قدرت تولیدی و نیاز مصرفی را کاهش می دهد. از سوی دیگر، نشر آثار ساده شده علمی ـ پژوهشی، که معمولاً با نشر آثار سطح بالا نسبت و تناسبی دارد، در این کشورها نمی تواند پررونق باشد. میان این دو وجه، این دو سطح از نشر علمی ـ پژوهشی، پیوندی انداموار برقرار است و رشد هر کدام در گرو دیگری و توسعه یافتن هر کدام، موثر بر دیگری است.
یارانه های دولتی اگر به نحو سنجیده توزیع شود و تخصیص یابد، می تواند در فعال کردن شاخه آثار علمی ـ پژوهشی شماری از ناشران فعال تاثیر بگذارد و با گذشت زمان به پرورش ناشران آثار علمی ـ پژوهشی کمک کند. در هر حال رشد علمی ـ فرهنگی جامعه به انتشار این دسته از آثار وابسته است و تحول در نشر علمی ـ فرهنگی بر تحول جنبه های بسیاری از جامعه تاثیر مستقیم می گذارد.
۴. ناشران کتاب های مرجع
انتشار کتاب های مرجع دقیق و قابل اعتماد، هزینه برترین، زمان برترین و نیروبرترین شاخه نشر است. تنها در برخی از کشورها می توان کتاب مرجع را از طریق نشر خصوصی انتشار داد، در کشورهایی که ناشران خصوصی بتوانند هزینه سنگین انتشار را از راه درآمد حاصل از فروش و از طریق نظام های مطمئن عرضه و بازاریابی، تامین کنند. در کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته، نشر کتاب های مرجع همانند نشر آثار علمی ـ پژوهشی به یارانه های دولتی وابسته است.
دانشنامه ها، فرهنگ ها و واژه نامه ها، چه همگانی و چه تخصصی، اصلی ترین و مهم ترین انواع کتاب های مرجع است. این منابع، همان طور که گفته شد، از پرخرج ترین آثار است و به همین دلیل بهای تمام شده آن ها گران است و تهیه آن ها برای همه خریداران و خوانندگان علاقه مند مقدور نیست و اگر یارانه های دولتی نباشد، کم تر کسی می تواند این گونه منابع مرجع را تهیه کند. در واقع خریداران اصلی کتاب های مرجع کتابخانه ها و شماری از نهادها هستند و بازار مطمئن را برای ناشران کتاب های مرجع، این ها تشکیل می دهند. از آن جا که در کشورهای غیرتوسعه یافته، کتابخانه ها و نهادهای مشابه نمی توانند تقاضای موثری در بازار کتاب داشته باشند، نشر کتاب های مرجع هم نمی تواند بر این بازار اتکا کند و این دور باطل، تاثیر کاهنده به جا می گذارد.
منابع مرجع هم بر اثر تحولات الکترونیکی به شدت دستخوش تغییر شده است. چندرسانه ای ها، که روز به روز علاقه مندان بیش تری می یابد، پایگاه های فراوان اینترنتی که اطلاعات فراوان و متنوعی را به سرعت و سهولت در اختیار قرار می دهد، انواع سی دی ها، و اخیرا دی وی دی، که حجم عظیمی از اطلاعات را با قیمت های ارزان تر در قیاس با بهای کتاب عرضه می دارند، ساز و کار کتاب مرجع و انتشار آن را عمیقا تغییر داده است. ناشرانی که اکنون به اطلاعات بیش تری دسترسی، و قدرت سازماندهی اطلاعات را داشته باشند، بهتر می توانند به ناشران کتاب های مرجع در محیط و در معنای امروزی تبدیل شوند. نشر مرجع بیش از پیش و با سرعتی بیش تر به سمت نشر الکترونیکی حرکت می کند؛ به ویژه آن که منبع مرجع فقط به کتاب محدود نمی شود و شکل های دیگر و جدیدتری که حاصل ترکیب رسانه های مختلف و محتویات آن هاست، رواج می یابد.
در ایران تا این زمان (۱۳۸۳ ش) تنها یک ناشر خصوصی توانسته است به ناشر تخصصی منابع مرجع تبدیل شود. این که این ناشر از لحاظ اقتصادی تا چه حد در کار خود موفق بوده است، یا برای تثبیت جایگاه خود به عنوان ناشر آثار مرجع چه چیزهایی را تحمل کرده است، چندان روش نیست. آنچه مسلم است این که تبدیل شدن به ناشر آثار تخصصی در کشورهای توسعه نیافته، کار بسیار پرزحمت و کم فایده ای است، یا این که فایده آن طی زمانی طولانی، که تحمل آن برای هر ناشری ساده نیست، به تدریج ظاهر می شود.
رشد نشر مرجع به چند عامل اصلی وابسته است: ۱) سرمایه مادی قابل توجه؛ ۲) نیروی مولد مرجع؛ ۳) دسترسی به اطلاعات جامع و دقیق؛ ۴) قدرت استخراج و سازماندهی اطلاعات؛ ۵) نیاز واقعی در جامعه و قدرت جذب؛ ۶) هدف بلندمدت، مدیریت کارآمد و سازماندهی.
ترکیب مناسب این عوامل می تواند زمینه را برای نشر آثار مرجع فراهم سازد.
۵. ناشران غیرانتفاعی
دسته ای از ناشران که برای مقاصدی جز کسب سود کتاب منتشر می کنند. نهادهای نیکوکاری که فعالیت انتشاراتی هم دارند، نهادهای دولتی و وابسته به دولت که به نشر می پردازند، از ناشران غیرانتفاعی به شمار می روند. نشر انتفاعی می تواند جهت گرا (سوگرفته) و ناجهت گرا (سونگرفته) یا محتوامدار و معناگرا باشد. گروه های فکری و سیاسی که نه به قصد مادی، اما با مقاصد دیگری کتاب منتشر می کنند، ناشر غیرانتفاعی جهت گرا هستند. نشر ناجهت گرا به سختی ممکن است یافت شود، زیرا هرگونه انتخابی، ولو آن که طیف آن بسیار گسترده هم باشد، سمت و سوگیری است. از این رو جهت گرایی یا ناجهت گرایی در نشر، به عنوان امری نسبی و در قیاس با فعالیت های مشابه و فعالیت های دیگر تعیین می شود. نشر جهت گرا را بر پایه متغیرهای موثر، مانند تاکید بر گرایش های فکری، موضوعی، سنی، جنسی و نظایر این می توان دسته بندی کرد.
۶. خودْناشران
در معنای جدید به دسته ای از غیر ناشران حرفه ای گفته می شود که به کمک نرم افزارهای نشر و ویرایش، روش های متن پردازی و شیوه های الکترونیکی مربوط به مراحل آماده سازی، اثر خود را از نخستین تا واپسین گام های تولید، خود یا با نظارت و سفارش خود، پیش می برند. خودناشری به سرعت در حال گسترش است و بر شمار خودْناشران، به ویژه در کشورهایی که نشر الکترونیکی در آن ها در حال توسعه است، افزوده می شود. ظهور و رواج نشرسراهای الکترونیکی، مراکزی که پدیدآورندگان هم می توانند از امکانات فنی آن ها استفاده کنند و هم مخاطبان خود را بیابند، به گسترش خودْناشری دامن زده است. نویسندگانی که پایگاه های خاص خود را در شبکه جهانی ایجاد می کنند و با مخاطبان خود مستقیما در تماس قرار می گیرند، عملاً می توانند کتاب های خود را مستقیما و بدون هیچ واسطه ای عرضه بدارند.
خودناشری، نشری است بسیار متنوع و پرامکان. شکل های خاصی از اثر که ناشران هیچ گاه حاضر به سرمایه گذاری در زمینه تولید آن ها نبودند، پدید آمده و در حال پدید آمدن است. خودناشری عرصه فراخی برای نویسندگی خلاق و غیرخلاق، هر دو، فراهم ساخته است. نویسندگان، شاعران، هنرمندان، پژوهشگران، اندیشمندان، مناظره جویان، چون و چراگران و انواع دیگر کسانی که نمی خواهند در محدوده، قالب و با صورت های شناخته شده با مخاطبان خود ارتباط بی واسطه داشته باشند، امکانات گوناگونی را به عرصه خودناشری آورده اند. از این رو برآوردها نشان می دهد که امکان آفرینش گری و نوآوری در پهنه خودناشری، تصاعدی رشد خواهد کرد. خودناشری بیش از پیش، جای خود را در میان گونه های نشر باز می کند، اما رشد این گونه از نشر در گرو زیرساخت های نشر است. در کشورهایی که نشر، زیرساخت استوار و کافی داشته باشد، خودناشری با استفاده از امکانات نشر رو به رشد می گذارد.

نظرات کاربران درباره کتاب بازاندیشی در مباحثی از نشر و ویرایش