فیدیبو نماینده قانونی انتشارات متن دیگر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب هر قلبی بودای خویش است

کتاب هر قلبی بودای خویش است

نسخه الکترونیک کتاب هر قلبی بودای خویش است به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب هر قلبی بودای خویش است

این شب‌ها قله‌ها دوباره سبز می‌شوند نهرهای میان بیشه‌ها دوباره زلال. به تمامی، خالی می‌شوم از بارِ دانسته‌هایم: درباره‌ی رام کردن گاو یا تو بگو غارهای کاو. بر فراز ساحلی روستایی، تُنُک‌مه‌ها نرم‌نرمک گردِ هم می‌آیند. دریا آرام است، اما بدون ماهی در آسمان. قایقی تنها، گویا راهش را گم کرده است. اکنون گوش‌بسپار به جوشش چشمه‌های پاییزان!

ادامه...

بخشی از کتاب هر قلبی بودای خویش است

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

این ترجمه تقدیم است به
دارا صادقی دوست عزیز و دانشمندم
که از او بسیار آموختم.

مقدمه

مفسران متون مقدس سانسکریت، کوه نشینان ژنده پوش، راهبان و راهبه ها، کارمندان دولتی بازنشسته، دانشمندان درباریِ امپراتوری چین، ساکنین دیرهای محقر کوهستانی، مهتران بودایی که اعتبار و نفوذ اخلاقی شان اغلب آن ها را رقیب قدرت های حاکم می ساخت: شاعران قرون چهارم تا بیستم همه در این جنگ گرد آمده اند. این خطوط شاعرانه ی شاداب و درخشان با اینکه همگی یک اندیشه ی یکسان را منتقل می کنند، در عین حال به روشنی کثرت روش ها، تنوع تکنیک ها، و آزادی خلاقانه ی روح انسان که تجسم راستین "چان(۱)" است را باز می نمایند؛ گونه ای از طریقت بودایی که در چین زاده شده و در آسیای شرقی برای بیش از ۱۵ قرن رشد و رونق یافته است. روشی زنده و اغلب شادی بخش به سوی، و از دل، رستگاری روحانی؛ راهی صلح جویانه و تاثیرگذار برای همیشه ی جهان که به واژه ژاپنی اش "ذن" در غرب مشهورتر است. ذن در غربِ قرن بیستم پر رمق و زنده، در حال رشد و دگرگونی مداوم است با این نوید که به سرعت بدل به ویژگی ای از فردای فرهنگ جهان در قرن بیست و یکم گردد، همان طور که هزاران سال در دیروزِ آسیا نقش آفرینی کرده است.
شعرهای این جُنگ به ترتیب زمانی ای ارائه گردیده اند که دانش مدرن به دست می داد. بنابراین مجموعه حاضر تلاش می کند بینشی -هر چند- اندک از جوهر تکامل مکتب "چان" عرضه نماید؛ مکتبی که اصالتن به گونه ای ظریف و بطئی وقف مسیر روشنگری شده که از مجرای مراقبه ی عمیق ذهنی، به این نهادِ پویا که امروز ذن می نامیم، رسیده است. آن شور معنوی که مسیرهای بی شماری را، در دنیای امروزین، پیشتیبانی می کند، چه رهبانی و چه غیر روحانی، می تواند در نخستین شعرها هم مشاهده شود. رشد بینش "چان" در دوره دودمان تانگ(۲) آغاز گردید؛ اتفاقی نیست که این دوره توامان عصر طلایی "چان" و عصر طلایی شعر چینی لقب گرفته است. این امر در طیف متنوع آثار از اندرزهای عامیانه ی راهب کوهستانی افسانه سرا "هان شان(۳)" تا مراقبه های بازیابی شده ی شاعر، نقاش نامدار و اندیشمند صاحب منصب مکتب "چان"، "وَنگ وِی(۴)" قابل دیدن است. میان این دو، به یاری شاعران راهبی چون "چیاو جان(۵)"، "لینگ یی(۶)"، "کوان سیو(۷)"، و نُه راهب "سونگ(۸)"، شاعران غیر روحانی مانند "لی پو(۹)"، "پو چو-یی(۱۰)"، "لین هو-چینگ(۱۱)"، و "سو شی(۱۲)"، تلاقی اشعار مذهبی دوره ابتدائی "چان" در بستر این جریان عظیم با شعر سنتی چین آغاز گردید. در پی این رخداد، علاوه بر تعمیق بستر جریان شعری، این پیوند مبارک در کالبد "چان" روح تازه ای دمید و اجازه داد این تعامل با توان باورنکردنی نهفته در فصاحت زبان مکتوب چینی و تاثیر کلی تکنیک ها و ابزارهای شعری آن، صورت پذیرد. "چان" که از تائوئیسم(۱۳) گونه ای شک به سلامت کلمه را آموخته بود، منبع جدیدی از توانش زبانی را در شعر کلاسیک یافت که صراحتن بر اساس این اصل که "هیچ اندیشه ای وجود ندارد مگر در چیزها" شکل گرفته بود.
بسط همزیستی سلسله ی "تانگ" با هر دو سنت شعری روحانی و غیر روحانیِ "چان" برای آماده نگه داشتن دو گروه شاعران (که اغلب با هم دوست بودند)، عاملی برای رویارویی و ارتقاء کیفیت هنر آنان شد. شعرهای شوک آور برهنه ای از "هان شان" و "شی ته"، شعری که تظاهر و تدلیس را مورد استهزا قرار می دهد، و سیلی محکمی بر صورت مراقبه کنندگان سست مایه و مقلدان احمق آئین قراردادی می نوازد، برای صدها سال سایه به سایه ی سنت روحانیِ پویایی که به مراقبه و آرامش، خود آگاهی و مهربانی اهمیت می دهد، گام می زند. هردوی این جریانات، زیبایی و زوال تدریجی را در زندگی دنیوی به ما یادآور می شوند. و همچنین نهایت ابتذالی را فرا یاد می آورند که اغلب بسیاری از مردم را به گودال رنج می کشاند. هر دو ضعف را می پذیرند و قبول می کنند همان حال که وجود قدرتی روحانی را که در بینشی باطنی نهفته است به آهستگی نوید می دهند.
بودیسم زنده ی امروزین رسومی را در بر می گیرد که اندکی با ساختار و کارکرد مذاهب و مکاتب سنت های روحانی بزرگ دنیای مدرن متفاوت است. در ذن، بودیسم مکتبی عام را دربردارد که در واقع یک مکتب نیست، اجتماعی است از مشارکت کنندگان روحانی و غیر روحانی در رویه ای گزینشی و تجربی که دریچه هایش به روی تاثیرات بیرون از مرزهای مشخص خود گشوده است. این گروه که دربرگیرنده ی شمار فزاینده ای از شاعران و هنرمندان غربی است، قدیمی ترین مسیرهای مکتب "چان" را پوییده، هدف خود را همان پایه کشف شایستگی های رستگاری قرار داده اند که رهایی از هرگونه احساسات گرایی؛ تو گویی از این منظر کشف شایستگی ها مقدم بر خود شایستگی هاست.
با وجود اینکه "ذن" برای مدت طولانی در غرب با ویژگی های تاریخیِ بسیار مانگار و یگانه خود، به خصوص مراقبه ی نشسته(۱۴) و روش کوآن(۱۵) شناخته شده است، این امر در حقیقت صریحن به سرزندگی آن بر می گردد، به میل به زیستن اش، التقاطی بودن و کاربردگرایی روحانی که آنرا همواره ذن قلمداد می کنند حتا به زمان ظهور آن در چین. در حالی که این مکتب تحت تاثیر بسیار قوی طبیعت گرایی تائوئیسم چینی واقع شده و خود "چان" نیز به طور جوهری در ارتباط با رستگاری همان "مهایانه(۱۶)"ست. این ارابه ی بزرگ بوداست، آنسان بزرگ که می تواند هر چیز حساسی را به خارج از دایره رنج که همانا نیروانا(۱۷)ست برهاند. در بومی ترین شکل خود، ذن انگیزه ی اندکی برای پرستشگاه های بزرگتر دارد، انگیزه ی کمی برای خطوط عقیدتی سخت یا سازمان رسمی "بزرگ تر": عمارت های بزرگ مذهبی که چون طاعون به جان مسیحیت افتاده در "چان" با سائقی سرزنده و شاد جایگزین شده اند؛ به یافتن طریق هایی برای راهی کردن سالک طریقت، به یافتن مکان های بیشتری برای هم نشینی با هستی، یا ایستادن و دراز کشیدن در راه اگر لازم باشد، برای رهایی از توهم. سرانجام، احتمالن، تجسم واقعی، نشانه، هستی و ساختار ذن تنها روح رها و آگاهی انسانی زینده در جهان است.
اگر چان، همانطور که بسیاری ادعا می کنند، یک دین نباشد- چون دارای دستورالعمل ها، ساختارها و سخت گیری های اندک است- چندان اشتباه نخواهد بود که بگوییم شعر، در چین و ژاپن، آئینی بوده است پیوند خورده با چان. این شعر است که با هدف اشتراکی اش از مجرای تعامل در طریق، با کوشش برای ایجاد همراهی(۱۸) میان تمام فرهنگ های انسانی در جهان، جامعه ی رهبانی را به جامعه غیر روحانی و دیروز را به امروز گره می زند.
شعر در این آنتولوژی شعری انسانی ست، نه الهی و نه حتا از جانب خدایان. تعداد کمی از شاعران این مجموعه در تاریخ با عنوان استادان ذن شناخته می شوند در حالی که همگی به روشنی پویندگان آزادی برای خود و دیگران هستند. برای تمام آنها شعر، همانطور که احتمالن برای بسیاری از شاعران دیگر این گونه می بایست باشد، بیان پالایش یافته ی آگاهی ای ست که هر کسی –با آن روبرو شود- به سوی آن گام خواهد برداشت. در کنار این تعبیر مفهوم پارادوکسی که مشخصه ی ذن است در رویکرد عینی بسیاری از شعر نیز هویدا می شود: شعری در مورد شرایط انسان، شعری توسط او و برای او؛ همان قدر از لذت می گوید که از اندوه و همان قدر درباره ی اشتیاق است که پذیرش.
اشتباه نیست اگر گفته شود شعر چان هیچ استعاره ای را در بر نمی گیرد: ترانه ی است از پدیده . کوه همان کوه است؛ رودخانه همان رودخانه. صخره ای در هان شان(۱۹)، صخره ای ست در یوان می(۲۰)، صخره ای در جهان. در سایه اش بنشین به وقت تابش آفتاب داغ بر قله ی کوه ها. اما، احتمالن باز هم در طریقی متناقض (پارادوکسیکال)، تمام شعر های ذن، یک به یک کنار هم جمع می شوند و تبدیل به استعاره ای یگانه می شوند: طبیعت، بازساخته شده در کلام شعر، خلوص یافته در دایره آگاهی، استعاره ای واحد از طبایع ماست که از هم جدا نیستند. ماهی که از پس باران های گوناگون می تابد همیشه همان یک ماه است. وقتی ابرها کنار می روند، نوری یگانه پدیدار می شود؛ قایق طوفان زده ات را اینجا ببند، در دل این نور.

جِی. پی. سیتُن

پیش از امپراتوری دودمان تانگ(۲۱)

سده ی ۴ تا ۷ میلادی

هویی یونگ(۲۲) (۳۳۲ تا ۴۱۴ میلادی)

*ماه نشین

آبشارهای کوهسارِ بلند کف می کنند.
این دِیر جنگلی اندکی فانوس دارد.
نشسته رو به ماه تاب:
نابه هنگام
در دلِ یخ.

میاو یین(۲۳) (شکوفایی ۳۷۶ تا ۳۸۰ میلادی)

*باد و آب

بادی پیوسته ماهِ پاییزی را می پردازد
از آبگیر راکد، از چشمه ی بلور؛
اکنون همه چیز بکر است... درست همان گونه که هست.
پس، چرا، بخت هنوز پیچیده و پرده پوش ست؟

نظرات کاربران درباره کتاب هر قلبی بودای خویش است