کتاب صوتی فوتبال علیه دشمن با صدای عادل فردوسی‌پور
Loading

چند لحظه ...
کتاب قیدار

کتاب قیدار نوشته رضا امیرخانی

نسخه الکترونیک کتاب قیدار به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۸,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب قیدار

معرفی کتاب قیدار

کتاب قیدار نوشته رضا امیرخانی از نشر افق را در بحبوحه سال ‌های دانشجویی ‌ام خوانده بودم، اما بعد از این همه سال دوباره هوس خواندن آن را کردم. با اینکه در تمام این سال‌ها دیدگاهم نسبت به زندگی تغییر کرده بود، ولی در جستجوی جوانمردی گم شده این روزها بودم. مردانگی و مرام در نظرم نه فقط کمک به دیگران، بلکه بیشتر کمک به خود خلاصه می ‌شود. با اینکه این کتاب به دنبال تعریف جدیدی از مردانگی جامعه امروز ماست، اما آن را از قبل تعریف شده یافتم.

امیرخانی سعی در ایجاد الگوسازی شخصیتی دارد، ولی خود به خوبی می ‌داند که قهرمانش نه تنها انسانی جدیدی نیست، بلکه او دقیقاً همان شمایل آشنای پیامبران دینی را دارد. با اینکه در ظاهر داستان شخصیت اصلی در پی رویدادهایی که برایش رخ می ‌دهد، به بینشی جدید دست می ‌یابد، ولی بینش او بیشتر شبیه لوطی ‌های بالا شهری است که خود را به ارزش‌ های حاکم بر طبقه متوسط می ‌چسباند. با این حال، امیر خانی در پرداخت این مورد بسیار هوشمندانه برخورد می ‌کند. با اینکه من در پایان کتاب، توجهم به این اخلاقیات کتاب متمرکز نشد، ولی بیش از همه، غرق در روایت قصه‌ گویی بسیار روان و گیرای او بودم.

 

قیدار کیست؟

در کتاب رضا امیرخانی شخصیت اصلی داستان مردی است به نام قیدار که نامش برگرفته از اسم فرزند حضرت اسماعیل است. تمام داستان حول شخصیت او تعریف می ‌شود و هر گونه فضایل مثبت اخلاقی اعم از: رفاقت، لوطی‌گری، مروت، مرام، محبت و انسانیت را در خود دارد.

قهرمان داستان با همان چهره آشنا داش مشدی‌های، صاحب بزرگترین گاراژ باربری تهران و مردی ثروتمند است. در همان نخستین جملات کتاب، نویسنده در صدد آن است که به قهرمان اصلی کتاب نقشی پیامبر گونه دهد که جوانمردی راه و پیشه زندگی اوست.

به علاوه، نویسنده در کنار این خصوصایت اخلاقی، سعی در این دارد که شخصیت اصلی داستان را با مذهب و عرفان نیز پیوند دهد. پیش از این چنین رویکردی در دیگر لوطی ‌های مشهور ادبیات (داش اکل) یا سینما دیده نمی‌شد.

قهرمان داستان سرگردان میان سنت و مدرنیته است، همانطور مردم روزگارش در چنین وضعیت آشفته ای هستند. از سویی زندگی مرفه و ویلا نشین دارد، از سویی به جوانمردی و لوطی گری گرایش دارد. با اینکه کتاب هیچ وقت تحلیل درستی از این وضعیت ندارد، ولی مدرنیته - نه به معنای عمیق انسانی بلکه تعریف مادی از آن - را ابزاری مناسب برای پیشبرد اخلاقیات سنتی می ‌داند.

در اینجاست که برای نخستین بار گرایش دینی شخصیت لوطی داستان به مسلمان بودن او گره می ‌خورد و عملاً زمینه بنیادین داستان که باید ریشه در اصل جوانمردی بدون هیچ کنش دینی باشد، در کتاب رنگ و بویی مذهبی - تبلیغی پیدا می ‌کند.

شخصیت اصلی کتاب که اهل زورخانه و علم گردانی در هیئت‌های عزاداری است، تیپ شخصیتی غیر قابل تصوری دارد که در روزگار سخت می توان شبیه او را یافت. کاراکتر اصلی داستان که اخلاقیاتش زبان زد عام و خاص هست، از کاراکتر تعریف شده‌اش فراتر نمی ‌رود.

 

موضوع داستان قیدار چیست؟

این کتاب داستان مردی است از نو جوانمردی را زنده می ‌کند که هدف نهایی ‌اش گم نامی است. رضا امیرخانی این بار در کتاب دیگرش مردی به نام قِیدار را معرفی می ‌کند که اهل تهران می باشد و صاحب گاراژ بزرگی است که افرادی را بسیاری را نان می ‌دهد.

فضای داستان به دهه پنجاه و زمان‌های قبل از انقلاب بر می‌ گردد. قهرمان داستان با نامزدش شهلاجان که بسیار جوان ‌تر از اوست به اصفهان سفر می کنند تا در قبرستان تخته فولاد و بر سر قبر پدر شهلا کسب اجازه کند (ازدواج با شهلاجان)، اما در طول مسیر با مرسدس کوپه کروک آلبالویی اش با یکی از کامیون‌ هایش تصادف می ‌کند و سفر ناتمام باقی می ‌ماند. با این حادثه وقایع مختلفی در داستان شکل می‌ گیرد که زندگی قهرمان داستان را متحول می ‌کند.

رضا امیرخانی در ترسیم فرهنگ دهه 50 از طریق ادبیات آن روزگار موفق عمل می‌ کند، طوری که خواننده به خوبی شمایل آن روزها و تیپ شخصیت‌های آن را ترسیم می ‌کند. داستان بسیار گیراست و امیرخانی با لحن طنز خواننده را تا پایان داستان با خود همراه می‌ کند.

امیر خانی با واژه و اصطلاحات جالبی کتاب را روایت می کند که در گام نخست ممکن است برای خواننده کمی دشوار به نظر آید، ولی در ادامه خواننده به خوبی با داستان هماهنگ می شود. توصیفات جذاب در کنار پرداخت دقیق به جزئیات، نقطه موفقیت کار امیرخانی است.

کتاب 9 فصل دارد که در هر فصلش با حکایتی از زندگی قیدار روایت می ‌شود، از ماجرای آشنا شدنش با شهلاجان گرفته تا اتفاقات مختلف و پایان زیبای کتاب. همچنین،  هر نه فصل کتاب با همان شیوه گفتاری او و هم قطارانش، دارای تیتری جالب از یکی از ماشین‌های گاراژ قهرمان داستان است.

کتاب قیدار از نشر افق را می‌توانید از سایت فیدیبو دانلود کنید، همچنین اگر از گوش فرا دادن به داستان بیشتر از خواندن لذت می ‌برید، خرید آنلاین نسخه کامل و یا خلاصه آن را در قالب کتاب صوتی پیشنهاد می‌ دهیم.

 

آیا قیدار یک رمان است؟

این کتاب، رمانی نوشته رضا امیرخانی است که توسط نشر افق در سال 1391 منتشر شد. این رمان با استفاده از قصه گویی و داستانی خیالی سعی در پرداخت به معضلات جامعه و حل آن از طریق رجوع به مسلک جوانمردی با زمینه دیدنی و روحانی دارد.

بر خلاف بسیاری از کتاب ‌هایی که در باب لوطی گری نوشته شده است، همانند داش آکل، کتاب حال حاضر برداشتی جدید از این فرهنگ دارد. به این صورت که در داش آکل، هدایت با کشتن شخصیت اصلی داستان، عصر جوانمردی را مرده می ‌پندارد، ولی در کتاب، امیرخانی جوانمردی را از نو زنده کرده و طوری وانمود می ‌کند که تنها مصلح زمانه باید چنین و چنان باشد.

 

جملاتی از کتاب قیدار

«در قرآن، اسم بعضی پیامبران آمده است؛ اسم بعضی غیرِ پیامبران هم، چه صالح و چه طالح آمده است... این صلحا عاشق حضرت باری هستند... اما حضرتِ حق، بعضی را خودش هم عاشق است... عاشقی خدا توفیر دارد با عاشقی ما... خدا عاشقی است که حتا دوست ندارد، اسم معشوفش را کسی بداند... به او می‌گوید، رجل! همین... مرد! ... همین ... می فرماید و جاء من اقصی المدینة رجل یسعی ... جای دیگر می فرماید و جاء رجل من اقصی المدینة یسعی، یعنی این دو تا رجل با هم فرق می کنند... یکی میاد موسای نبی را نجات می دهد... قوم بنی اسرائیل را در اصل نشان می دهد... دیگری هم قومی را از عذاب نجات می دهد... اسم ش چیست؟ اسمشان چیست؟ نمی دانیم... رجل است...»

«حکم دسته، مال کسی است که به پخی نترسد و به چشمم ببیند صحرای عاشورا را و پاکار تیغ باشد... حمن هیأت تو سیاهی و خاموشی است؛ که اگر کسی خواست شبانه بزند به صحرا و گم گور شود... من هنوز تو تهران ِ به این بزرگی مردی را ندیده ام که بشود حکم دسته تو گوشش خواند! حق؟!»

«آدمی که یکبار خطا کرده باشد و پاش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئن تر است از آدمی که تا به حال پاشش نلغزیده … این حرف سنگین است … خودم هم می دانم.

خطا نکرده، تازه وقتی خطا کرد و از کارتن آکبند در آمد، فلزش معلوم می شود، اما فلز خطا کرده رو است، روشن است…

مثلِ کف دست، کج و معوج خطش پیداست.

از آدم بی خطا می ترسم، از آدم دو خطا دوری می کنم، اما پای آدم تک خطا می ایستم…!»

 

درباره رضا امیرخانی

رضا امیرخانی، رمان نویس معاصر ایرانی متولد سال 1353 در تهران است. او نوشتن رمان «ارمیا» را در زمان تحصیل مهندسی مکانیک در دانشگاه صنعتی شریف شروع کرد. او همچنین فارغ التحصیل سازمان ملی توسعه استعدادهای استثنایی است. کتاب‌ ها، مقالات و تحقیقات او در مورد مشکلات علمی و اجتماعی امروز ایران است، برای مثال: داستان سیستان و نشت نشا به برخی از مشکلات اجتماعی و راه حل ‌های آن می ‌پردازد.

 

معرفی سایر آثار رضا امیرخانی

ارمیا

این کتاب نخستین اثر بلند امیرخانی است که در حوزه ادبیات مقاومت و در سال 1374 نگاشته شده است و داستان آن حول محور جنگ ایران و عراق اتفاق می‌افتد. کتاب ارمیا داستان سرگشتگی جوانی است که بعد از پایان جنگ زندگی برایش سخت و دشوار شده است. او در جنگ رفیقش را از دست داد و به زنده بودنش یقین دارد.

این خانواده‌ای مرفه دارد که بر خلاف نظر آنها تصمیم می ‌گیرد به جبهه برود. او در جبهه با مصطفی آشنا می ‌شود، او برایش به فردی مقدس تبدیل می‌ شود. بعد از شهادت مصطفی در جبهه، ارمیا آرام و قرار ندارد و هر آن همسنگری خود را در ذهن می ‌آورد. به همین دلیل روز به روز از خود و جامعه فاصله می ‌گیرد. این کتاب در زمان خودش به عنوان کتاب برگزیده بیست سال ادبیات دفاع مقدس انتخاب شد.

من او

یکی از پرخواننده ترین کتاب های امیرخانی است که در سال 1378 از سوی او  به رشته تحریر درآمد. این کتاب حول داستانی عاشقانه و نافرجام با زمینه مذهبی و عرفانی اتفاق می افتد. داستان درباره بلوغ فکری و دینی کودکی به نام علی است که در خانواده‌ ای ثروتمند و مؤمن زندگی می ‌کند.

خانواده علی را به خاطر دوستی با کریم به دلیل آنکه کریم بچه پایین شهر هست، سرزنش می ‌کنند. ولی علی بدون توجه به خواست خانواده با کریم دوستی عمیقی را پایه ‌ریزی می ‌کند. علی در طول داستان از عشق تعریفی جدید بدست می ‌آورد: عشق فانی در مقابل عشق جاودان.

رهش

رمان دیگری از امیرخانی است که در سال 1396 منتشر شد. این کتاب روایتی داستانی بین لیلا و همسر معمارش است که حول اتفاقاتی در جریان است که در توسعه شهر در حال رخ دادن است. این کتاب به زندگی شهری و تأثیر فناوری در آداب زندگی مردم بحث می ‌کند.

داستان از سوی لیلا بیان می‌شود که زندگی مشترک خود را روایت می‌ کند. موضوع اصلی بر سر توسعه بی رویه شهرها و مدیریت نادرست مدیران است که منجر به مشکلات اجتماعی و فاصله‌ های طبقاتی شده است. این کتاب برنده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی در بخش ادبیات داستانی شده است.

 

چرا باید کتاب قیدار را بخوانیم؟

کتاب ‌های امیرخانی فارغ از موضوعات و دغدغه‌هایش که سرانجامی چون توسل به دین ندارد، در قصه گویی فوق العاده قوی عمل می ‌کنند. خواننده به طور یقین با داستان ‌های او همراه می‌ شود، زیرا نویسنده قلمی قوی دارد و در کشاکش اتفاقات کتاب، روایت داستانی را بسیار روان تعریف می ‌کند.

در این میان، کتاب امیرخانی با تمسک به آئین پهلوانی و جوانمردی، سعی در ایده‌آل ‌سازی اخلاقیاتی دارد که آن را لازمه زمانه خود می‌ داند. هر چه که قهرمان اصلی شمایلی پیامبرگونه به خود می ‌گیرد، همانطور هم شخصیت از قبل تکامل یافته او برای خواننده واقعیت نمی‌ یاید.

او که در ورای انسانیت گم شده این روزگار است و پیغام جوانمردی سر می‌ دهد، خود بیش از هر فرد دیگری تنها در ظواهر غرق می ‌شود. لوطی که از دل گذشته بیرون کشیده شده و این بار نه با فرهنگ کوچه بازاری، بلکه با اخلاقیات دینی، تلاش در تعریف دوباره انسان زمانه خود دارد.

 

مشخصات کتاب قیدار

  • ناشر نشر افق
  • تاریخ نشر ۱۳۹۱/۱۰/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.52 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۹۶ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره کتاب قیدار

این کناب، عالیه!
در ۳ سال پیش توسط ؛ ( | )
اولین رمان ایرانی که باهاش حال کردم . دمت گرم قیدار خان خیلی مردی ! دمت گرم رضا امیرخانی برای نوشتن چنین داستانی!
در ۳ سال پیش توسط Mah...oor ( | )
بی نظیره !!! ولت نمیکنه تا آخرش رو باید بخونی
در ۲ سال پیش توسط م ص ( | )
رو مخته تا تمومش کنی.بعد عین معتادا بر میگردی تیکه تیکه می خونیش
در ۲ سال پیش توسط الا میرا ( | )
کتابای اقای امیرخانی که کلا حرف ندارند! این کتاب هم یکی از بهترین کتابای ایشون بود. من دوسش داشتم و باهاش خیلی حال کردم و به همه توصیه میکنم بخوننش.
در ۲ سال پیش توسط شیما صداقت ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ..
  • ۱۵
  • ۱۶
  • بعدی ›
  • آخرین ››