فیدیبو نماینده قانونی مؤسسه تدوين و نشر آثار علامه جعفری و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب قرآن‌ نماد حیات معقول‌

کتاب قرآن‌ نماد حیات معقول‌

نسخه الکترونیک کتاب قرآن‌ نماد حیات معقول‌ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۶۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب قرآن‌ نماد حیات معقول‌

مستی‌ها و ناهشیاری‌هایی که با انواعی فراوان در جوامع بشری رواج داشته، و هم‌چنین خودخواهی‌های ویران‌گر و بنیان‌کنِ هر چه که «جز خود» است، نگرانی مطلق از فرداها، بی‌هدفی در زندگی، سودجویی در حدّ شرم‌آور، جنگ و خونریزی‌های بناحقّ، ادامه پدیده دروغ-مانند یک ضرورت برای ادامه اجتماعات-و امثال این نابسامانی‌ها که تاریخ بشر را از قابلیت ارزش ساقط کرده است-همه و همه-دلایل قطعیِ این مسأله است که: بشر با مغز خود نتوانسته است «انسان آن‌چنان‌که هست» را بشناسد و «باید»های لازم و «شاید»های مطلوب را برای وی مطرح کند و انسان کامل را تحویل جوامع بدهد.

ادامه...

بخشی از کتاب قرآن‌ نماد حیات معقول‌

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

قرآن تجلّی گاه خداوندی

درست است که مردم با بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، خدا را با چشم سر ندیدند و این امری محال است، ولی کلمات خداوندی در قرآن مجید، تا آن جا که مردم بتوانند از استعداد خدایابیِ خود استفاده کنند، خدا را برای آنان قابل شهود ساخت؛ کلمات علیای خداوندی، علم، قدرت و دیگر صفات جمال و جلال کبریایی را قابل دریافت کرد. این کلمات، خبر از هستی و جریان آن را داد که هیچ مخبری جز خالق آن هستی، نمی تواند چنین خبری بدهد؛ واقعیات را آن چنان روشن ساخت که با هیچ وسیله و ابزاری نمی توان به آن ها رسید؛ انسان را با همه ابعاد و سطوح و استعدادها و سرمایه هایی که دارد و به کدامین فعلیت ها و کمالات می تواند برسد، چنان بیان فرمود که فروغ ربّانیِ حاصل از معرفت انسان-بدان گونه که خدا طرح فرموده است-برای هر انسان آگاهی قابل شهود می باشد.
از طرف دیگر، کلمات خداوندی در قرآن، در تفسیر سقوط و نابودی جوامع، چنان روشن و چنان ارائه دهنده است که هر شخص آگاه و خردمندی با مطالعه و تفکر در آن ها، نظم و قانونمندیِ هستی را مشاهده می کند و یقین پیدا می کند که: با گردنده گرداننده ای هست. حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید:

وَ اِنَّهُ سَیاْتی عَلَیکمْ مِنْ بَعْدِی زَمَانٌ لَیسَ فِیهِ شَی ءٌ اَخْفَی مِنَ الْحَقِّ، وَ لَا اَظْهَرَ مِنَ الْبَاطِلِ، وَلَا اَکثَرَ مِنَ الْکذِبِ عَلَی اللهِ وَ رَسُولِهِ؛ وَلَیسَ عِنْدَ اَهْلِ ذلِک الزَّمَانِ سِلْعَهٌ اَبْوَرَ مِنَ الْکتَابِ اِذَا تُلِی حَقَّ تِلَاوَتِهِ، وَلَا اَ نْفَقَ مِنْهُ اِذَا حُرِّفَ عَنْ مَوَاضِعِهِ؛ وَ لَا فِی الْبِلَادِ شَی ءٌ اَ نْکرَ مِنَ الْمَعْرُوفِ، وَلَا اَعْرَفَ مِنَ المُنکرِ!(۱)
«و قطعی است که پس از من، روزگاری برای شما روی خواهد آورد که چیزی پوشیده تر از حق و آشکارتر از باطل و فراوان تر از دروغ بستن به خدا و رسولش نخواهد بود. و در نزد اهل آن زمان، کالایی کسادتر از قرآن وجود نخواهد داشت. اگر حقِ خواندن آن ادا شود، متاعی با رونق تر از کتاب الهی نخواهد بود. اگر از معانی و حقایق خود منحرف شود، و در آن روزگار هیچ چیزی ناشناخته تر از معروف (زشت تر از نیکو) و شناخته تر از زشتی ها (نیکوتر از زشتی)ها وجود نخواهد داشت.»

وقتی اعتقادوعمل به قرآن از بین رفت، مجبورندبرای حفظ مقام خود، خط و شکل و حتی تجوید و قرائت آن را حفظ کنند! زیرا همان قرآن بوده است که آن جاه پرستانِ خودکامه را از سقوط نجات داد و دنیا را متوجه آنان ساخت و به ثروت و جاه و مقامی رسیدند که حتی تصورش نیز برای آنان محال بود. حال، اگر بخواهند حتی نام و نشان و قرائت و مباحث لفظیِ محض آن را از دست بدهند، هیچ مبنایی برای سلطه گری و عیش و خوشگذرانیِ خود نخواهند داشت. بحث از این که قرآن «حادث» است یا «قدیم»، و تحقیق در این که قرآن بر مبنای ادبیات کدامین قبیله نازل شده است، برای اثبات این که آنان اهل قرآن هستند و از قرآن حمایت می کنند، کافی است!

ما چو خود را در سخن آغشته ایم
از حکایت، ما حکایت گشته ایم(۲)

اما این که:
فَاسْتَقِمْ کمَا اُمِرْتَ وَ مَنْ تَابَ مَعَک(۳)
«همان گونه در دین خدا استقامت کن که مامور شده ای و کسانی که با تو به سوی خدا بازگشت کرده اند»؛

اتَّقُوا الله(۴)
«به خدا تقوا بورزید»؛

اعْدِلُوا(۵)
«عدالت بورزید»؛

لاَ ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِین(۶)
«عهد [زمامداری و امامتِ ] من به ستمکاران نمی رسد»؛

وَ لاَ تَبْخَسُوا النَّاسَ اَشْیاءَهُمْ(۷)
«هیچ چیز مردم را از ارزش نیندازید.»

نه تنها کاری باآن ها ندارند، بلکه بایدمطابق خواسته های آن خودکامگان، تفسیروتاویل شوند؛ هر چند که محکم ترین آیات باشند نه متشابه. باز حضرت چنین فرموده است:

وَمِنْ قَبْلُ مَا مَثَّلُوا بِالصَّالِحِینَ کلَّ مُثْلَهٍ، وَسَمَّوْا صِدْقَهُمْ عَلَی اللهِ فِرْیهً، وَجَعَلُوا فِی الْحَسَنَهِ عُقُوبَهَ السَّیئَه(۸)
«و آنان پیش از آن زمان، عذاب هایی را بر مردم صالح وارد کردند و سخنان راست آنان را افتراء به خدا تلقی نمودند و آن نابکاران، کیفر گناه را به کار نیک و دارای ثواب قرار دادند.»

سلطه گری و استبداد تباه کننده آن نابخردان، با شکنجه و زجر انسان های پاک شروع می شود و به نابودی خود آنان پایان می یابد. مرحوم محقق هاشمی خویی از علامه حلی از صاحب کتاب الهاویه چنین نقل می کند:

«معاویه از مهاجرین و انصار چهل هزار نفر را کشت، و آن چه که پسر ملعون او یزید در کربلا و قتل عام مدینه کرد، بی نیاز از بیان است، و آن چه که عبدالملک بن مروان و کارگزار او حجاج بن یوسف در عراق و حجاز و غیر آن ها انام داده اند، مشهور است.»(۹)

بدیهی است که آنان برای توجیه شکنجه ها و کشتاری که انجام می دادند، می بایست هر گونه خلاف واقع را مرتکب شوند و آیات و روایات را به سود خود تفسیر کنند. حتی اگر مقتضی باشد، روایاتی را جعل کنند و سخنان حقِ آن ستمدیدگان و آن مردان راه حق را به دروغ و افتراء متهم کنند. آن شاگردان مکتب ماکیاولی که از یک جهت اساتید این مرد و بنیان گزاران اصلیِ مکتب او بودند، می گفتند: «برای هر هدفی که می خواهی به دست بیاوری، هر حقیقتی را می توانی به عنوان وسیله، قربانی آن هدف کنی!!»
اُف بر تو ای خودکامگی و سلطه گری که بعضی ها بی شرم ترین دروغگویی را برای بقای چند روزه خود مرتکب می شوند و در شام شایع می کنند که علی بن ابیطالب علیه السلام نماز نمی خواند!!! وقتی آن حضرت در محراب عبادت شهیدشده وخبر آن در تمام جوامع اسلامی شایع می شود، مردم از یکدیگر می پرسند مگر علی بن ابیطالب نماز هم می خواند؟! امام حسین بن علی علیه السلام را با فجیع ترین وضعی که تاریخ به خود دیده است، می کشند و تکبیر هم می گویند!!

جاووُا بِرَاْسِک یاابْنَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ
مُتَرَمِّلاً بِدِمائِهِ تَرْمیلاً

وَیکبَّرُونَ بِاَنْ قُتِلْتَ وَاِنَّما
قَتَلُوا بِک التَّکبیرَ وَالتَّهْلیلاً

«سربریده تورا ای پسردخترمحمدصلی الله علیه وآله آوردند، و درحالی که آغشته به خون خودبود.
آنان تکبیر می گفتند که تو رابه قتل رساندند! در حالی که کشتند تکبیر و تهلیل را با کشتن تو.»

«خالدبن معدان»

بِسم الله الرَّحمن الرَّحیم

پیشگفتار

در این که قرآن کتابی آسمانی است که برای پاسداشت مرزهای عقلانیت و انسانیت به قلب پیامبر نازل شده و سبب قوام عالمگیر دینی به نام اسلام در پهنه هستی گشته است، تردیدی وجود ندارد. هم چنین، به گواه آن چه بر خامه های تمدن نگاران اسلامی و غیر اسلامی جاری شده است، باید پذیرفت که قرآن، گرانسنگ ترین و ماناترین مائده وحیانی است که از قلب ملکوت آسمان بر تکه ای از خاک و ریگزار داغ و تپنده شبه جزیره عربستان فرود آمده و عظیم ترین و عزیزترین دین را به ارمغان آورده است.
این از آن روست که نخستین و جدّی ترین منبع و مخزن اسلام در قلمرو اقتصاد، سیاست، فرهنگ، اندیشه، احکام، اجتماع و علوم مختلف، از فقه گرفته تا کلام و نجوم، قرآن است و آیه های روشنگرِ آن و اگر نیز به نصّ سخن پیامبر، پای اهل بیت در قلمروی از متن دین مشاهده می شود، باز به خاطر قرآن است، زیرا علی و اولاد علی، مفسّرینِ واقعی قرآنند و قرآن باقی ماندنِ راستین، خود را، وامدار شجره طیبه ای است که خود، آن ها را «راسخون فی العلم» خوانده است. بدین سان، اهل بیت منفک از قرآن نیستند و در حقیقت، هرچه هست قرآن است.
این نام نورانی، هرگاه که با اخلاص و جدیت مورد توجه قرار گیرد، گوشه هایی از رازهای الوهیت آمیز خویش را برملا نموده و دروازه های فراخ رشد و سازندگی را پیش روی بشر می نهد. این نه سخن اسلام باوران، که تجربه زوال ناپذیر بشر در تاریخی است که پشت سر نهاده ایم. هر انگاره و پدیده مثبتی که در گوشه ای از فانوس شکسته جام بشریتِ قرن بیست و یکم سوسو می زند، بی تردید ریشه به انوار و حقایق قرآن می رساند؛ یا مستقیم و یا غیر مستقیم. تمام این موضوعات دارای شواهد و براهینی است که در خلال آیات الهی می درخشد.
کتابی که پیش روی دارید، اثر بدیعی است از قرآن پژوه رحیل علامه محمدتقی جعفری که اینک تقدیم علاقه مندان و قرآن دوستان فرزانه می گردد. در باب علامه جعفری، نخستین موضوعی که بایسته است مورد توجه جدّیِ محققین قرار گیرد، این است که آشناییِ آن عالم محقق با قرآن و زبان تفسیرِ کلام الله مجید، به پاس بهره گیری از خرمن اساتید والامقام حوزه علمیه نجف و اساطین حکمت و عرفان ایران، و مطالعات دامنه دار در مسائل اصیل اسلامی و اجتماعی در اوج بود و به گواه آثار قلمی که از وی به یادگار مانده است، به مبادی و مجاری قرآن-به واقع-تسلّط اساسی و بنیادین داشت. مشاهده مطالعه در مجلّدات گوناگون و مباحث مختلف تفسیر مثنوی و تفسیر نهج البلاغه، مشاهده و استناد و تمسّک به صدها و هزارها آیه متعدد و متنوع قرآنی در ابواب گوناگون، نشان دهنده انصراف جدّی و علاقه علمی و مکتبیِ استاد به قرآن به شمار می رود، و نشانی است ماندگار از کاوش پرنده فکر اسلام شناسی راستین که «قرآنی» بود و «قرآنی» می اندیشید.
راست است که علامه جعفری معلومات بشری را در برابر تابش انوار وحیانیِ قرآن، بسی کم نور می نگریست و هیچ گاه اصالت را به تئوری های ضد قرآنی نمی داد؛ امری که در زبان و اعتقاد بسیار گفته می شود، ولی در عمل کمتر کسی را دیده ایم که اصالت را به مکتب خالص قرآن و ایده های منحصر به فرد قرآن بدهد. این کتاب که مجموعه ای از مباحث قرآنی پراکنده استاد را شامل می شود، به نوبه خود، نشانگر این واقعیت اصیل و با ارزش است که علامه جعفری قرآن را مائده پایان ناپذیری می دانست که برای تنظیم ساختارا و اصلاح زیرساخت ها، هیچ چیزی مثل آن دارای اهمیت و کارکرد نیست. در این کتاب، کوشش های فراوانی به عمل آمده است تا بخشی از تفکرات قرآن پژوهانه استاد از خلال نوشته های پراکنده، با تمرکز به ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، در اختیار دانش پژوهان ارجمند-علی الخصوص نسل جوان-قرار بگیرد.

بمنه و فضله و کرمه



نظرات کاربران درباره کتاب قرآن‌ نماد حیات معقول‌

«مانیفست کمونیست» نماد اقتصاد آزاد
در 2 سال پیش توسط محمد خلیلی
خوب خوب خوب
در 3 ماه پیش توسط سید علی رضا عریف
متاسفانه کتاب حرف خاص و اموزنده ای ندارد و با اینکه فرضیه جذابی را مطرح میکند، اما سرشار از پیش فرضها و تکرار مکرراتی است که به هیچ سوال خواننده ای کنجکاو پاسخ نمیدهد
در 3 سال پیش توسط امین آشنا