Loading

چند لحظه ...
کتاب زوربای یونانی‌

کتاب زوربای یونانی‌

نسخه الکترونیک کتاب زوربای یونانی‌ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۱۲,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب زوربای یونانی‌

زوربا، قهرمان کتاب، گرچه فردی است عامی و تحصیل نکرده، ولی مرد کار است و مرد زندگی. زوربا در کار طرفدار تمامیت و کمال است، خطاب به کارگران می‌گفت : «ترا خدا کارتان را درست انجام دهید. ضربه را درست روی میخ بزنید تا فرو برود. در نظر خداوند نیمه شیطان صد مرتبه از شیطان تمام عیار منفورتر و پلیدتر است...» زوربا فردی است خیرخواه و بیزار از شکستن: «نه هفت طبقه آسمان و نه هفت طبقه زمین برای جا دادن خداوند کافی نیست، ولی قلب انسان به تنهایی می تواند او را در خود جای دهد. پس... خیلی مواظب باش هیچگاه دل کسی را نشکنی.»

ادامه...

مشخصات کتاب زوربای یونانی‌

بخشی از کتاب زوربای یونانی‌

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره

سلام این کتاب با ترجمه ی محمد قاضی بسبار خواندنی تر است. سپاسگزار می شوم اگر با ترجمه ایشان هم امکان خرید فراهم کنید.
در ۳ سال پیش توسط امیر کاشی ( | )
کتاب با ترجمه محمد قاضی بسیار خواندنی تر است. لطفا این حرجمه را در دسترس قرار دهید. با تشکر
در ۳ سال پیش توسط ham...sri ( | )
نویسندگان رمانهای معروف، به مثابه پیامبران ناکامی هستند که نوشته هایشان زمان و مکان محدودی ندارد. بارها میشود آن را خواند و معمولا به بیشتر زبانهای دنیا ترجمه می شوند. البته همواره از ترجمه رمان ها وحتی متون ادبی در فرهنگ ها و گفتمانهای مختلف ، برداشت های متناسب با فرهنگ وسنت های ملی می شود و کاربردهای متفاوتی پیدا می کند وخواننده ها معمولا تاویل و تفسیر خود را از اثر دارند.   کازانتازاکیس یکی از بزرگترین خالقان رمان هایی است که نوشته هایش زمان و مکان نمی شناسد. او در سال ۱۸۸۳میلادی در جزیره کرت یونان دنیا آمد و اثرهای ماندگاری مثل “زوربای یونانی”، مسیح بازمصلوب و آخرین وسوسه مسیح و برادرکشی و گم گشته راه حق را به بشریت عرضه کرد و در سال ۱۹۵۷ در فرایبورگ آلمان درگذشت. با یک نگاه سریع میتوان به این نکته دست یافت که کازانتازاکیس به وادی های گوناگون فکری سر زده است. از رنج مطلقی که در گم گشته راه حق ترسیم می کند تا دم غنیمتی زیبایی که در زوربای یونانی به تصویر می کشد. نگاه مثبت و منفی به مذهب تقریبا در همه آثار او به چشم می خورد و در عین حال نفرتش از متولیان کلیسای ارتدوکس را هم نمیتوان در آثارش نادیده گرفت. او در پاریس حقوق خواند و در ابتدای باز گشتش به یونان چندین کتاب فلسفی ترجمه کرد و سفرهایی به کشورهای فرانسه، هلند، آلمان، اتریش، سوییس، امریکا، قبرس، چکسلواکی، اسپانیا، ایتالیا، بریتانیا، مصر، چین، ژاپن و شوروی سابق داشت. اینها همه در شکل دادن روح و اندیشه او موثر بود و رد پای آنها در نوشته هایش به چشم می خورد. داستان معجزه گونه زوربای یونانی اش در سال ۱۹۶۴ توسط میشل کاکوبانیس، کارگردان مشهور یونانی به صورت فیلم عرضه شد که در شهرت کازانتازاکیس تاثیر زیادی داشت.جدای از نقد های ادبی و نخبه پسند که بر آثار کازانتازاکیس به زبانهای مختلف توسط نقادان دانشمند و حرفه ای نوشته شده، با یک نگاه زمینی و کاربردی، من بر این باورم که در میان آثار او، خواندن چند باره زوربای یونانی در شرایط فعلی کشور برای نسل امروز ضروری است. در این کتاب یک جوان سرخورده از کار و تلاش با داشتن سرمایه فراوان، برای کار دوباره اقتصادی عازم مکانی می شود که معدنی را احیا کند. به طور تصادفی به شخصیت جالب و اثر گذاری بنام زوربا برخورد می کند و با او همراه میشود و از آن پس قهرمان داستانش زوربایی است که به شدت عاشق زندگی است و شخصیت خالی از تعصبی دارد که در همه جا و در هر حادثه ای به انسان و زندگی انسانی و خودش اهمیت اول را می دهد. او همه اعتقادات و سنت های دست و پاگیری که با زندگی منافات دارد را به سخره می گیرد و همیشه با روح ماجراجویش هر اتفاقی را به نفع زندگی تغییر می دهد و با همه مظاهر ضد انسانی به مبارزه بر می خیزد. در این مسیر دوست سرخورده و نا امیدش را هم همراه خودش می کند و یک سر او را با نصایحش، آوازهایش، رقص معروف سماع گونه اش، و سنتوری که آن را از جان عزیز تر می داردش، به زندگی و امید فرا میخواند. خواندن دوباره این داستان را من به عنوان یک سیاستمدار علاقمند به ادبیات به همه توصیه می کنم. حتی کسانی که آن را بارها خوانده اند.به این دلیل توصیه میکنم که شرایط اجتاعی و سیاسی چند سال گذشته، در مجموع یک منش تلخ بینی و نا امیدی فراگیری را در بسیاری از جوانان کشور فراهم آورده است. نتیجه این روحیه در بسیاری به شوق بی برنامه به مهاجرت منجر شده. آنها هم که یا امکان رفتن ندارند ویا هنوز نرفته اند گمان میکنند در آینده ای نزدیک که به زعم آنان امکان تغییر و تحولات ساختاری وجود خواهد داشت، زندگی را آغاز خواهند کرد و به این امید به جای نشاط و کار، زندگی روزمره را میگذرانند و دوران نشاط و تلاش خود را در حال استندبای قرار می دهند. بخشی که واقع بین تر هستند نیز چون شرایط را طبق دلخواه خود نمی بینند، فعالیت و تلاش خود را بدون نشاط و به صورت موقتی انجام می دهند. این بدترین وضع ممکن برای هر ملتی است. این روحیه، ابتکار، نوآوری و رضایت از زندگی کردن را در محاق قرار می دهد و حتی اگر کارهای فراوانی هم انجام پذیرد، به دلیل نبود شادی و نبردن لذت از زندگی، دل وروح فعالان علمی و اجتماعی را با طراوت نگه نمی دارد. این واقعیت را نمی توان انکار کرد که همه ما یک بار زندگی میکنیم. سالهای کودکی، نوجوانی، جوانی و پیری را که هر کدامشان محدود هستند را هم یکبار تجربه می کنیم. به این دلیل یک انسان نمی تواند بخشی از زمان را متوقف کند تا بعدا بهره های آن بخش را ببرد. این نیز طبیعی است که هرکسی باید لذت زندگیش را بر اساس واقعیتهای محیطی اش تعریف کند. افسوس خوردن برای زنگی های بهتر هم مشکلی را حل نمی کند. زوربا، در داستان کازانتازاکیس شخصیت فوق العاده ای دارد. مهم رفتارهای موردی اش نیست. . هریک از رفتارهای زوربا با واقعیت های جوامع و سنت ها و فرهنگ های گوناگون ممکن است تفاوت داشته باشد و یا غیر عملی و حتی نا پسندیده باشد. امامهم جوهر نگاه او به زندگی است. زوربا در حد غیر قابل توصیفی انسان محور است. به فکر همه همنوعانش هست. این روح اومانیستی و نوع دوستی اش شامل همه می شود. دایره دوست داشتن او کارگران معدن، هتل دار، ارباب، روسپی روستا را شامل میشود و به فکر لذت بردن همه آنها است. خصوصیت مهم دیگر زوربا، دم غنیمت دانستن است. در هر شرایطی دست از لذت بردن بر نمی دارد. در سخت ترین شرایط که کار معدن به بن بست خورده، زحماتشان فنا شده و تا یک قدمی مرگ پیش رفته اند و ارباب همه چیز را وا داده است، اولین کاری که می کند، بساط نوشیدنی را فراهم می کند و گوشت را کباب می نماید و به فکر لذتهای دیگر می افتد وبه ارباب دلداری می دهد که اگر این لذتها را به وقت استفاده کردی، میتوانی مشکلات بزرگ معدن را هم حل کنی. مهمترین نکته زندگی زوربای مخلوق کازانتازاکیس این است که برای همه چیز در زندگی اش جا باز می کند. لذت می برد که بتواند کار کند. کار را هم با چنان جدیتی انجام می دهد که گویا اصلا هیچ نسبتی با زوربای دم غنیمت دان ندارد. به همراه کارگران تا عمق زمین می رود. رنج و درد کار را با تمام وجودش حس می کند. لذت بردن را در کار کردن هم جستجو میکند. هرگز گمان نمی برد که برای زندگی کردن نباید کار کرد. اما می داند که نباید کار را با تلخی و نا امیدی انجام داد. جالب تر اینکه این روحیه مانع اعتراض او نمی شود. انتقاد و اعتراض را هم جزئی از زندگی می داند. بشر بی اعتراض، انسان راکد و میرا است. وقتی ماجرای اعدام یک زن را در کنار کلیسای ده می بیند هم اعتراض می کند و هم کمک می کند که این کار صورت نپذیرد. نگاه انسان دوستانه نمی تواند به نفی اعتراض و نقد بیانجامد. روح نقادی و اصلاح خواهی هم جزئی از یک زندگی مقبول است. مهم این است که زندگی را با امید و نشاط انجام داد. این همان نیازی است که بنا به آن معتقدم باید داستان زوربای یونانی بازخوانی شود.جدای از اینکه قلم کازانتازاکیس در این داستان و رمان های دیگرش آن قدر شیوا است که خستگی را از دل و روح انسان می زداید. اساسا زندگی کردن با رمان و شخصیت های آن یکی از بهترین کارهایی است که آرامش و صبوری و رواداری را در جامعه رواج می دهد.رمان زوربای یونانی از یک امتیاز مهم دیگر هم برای ایرانیان برخورداراست و آن ترجمه شیوای مرحوم محمد قاضی است که در مقدمه کتابش یک هم زاد پنداری جالبی با شخصیت زوربا را تعریف می کند و همان باعث شده که فقط کلمات را ترجمه نکند. احساس لایه های درونی را هم به خواننده منتقل می کند.
در ۷ سال پیش توسط ... ( | )
کتاب زوربافوق العاده است به خصوص ترجمه آقای محمدقاضی... پیشنهاد می کنم آثاردیگرکازانتزاکیس نظیر گزارش به خاک یونان و مسیح بازمصلوب راهم مطالعه کنید...موفق باشید.
در ۲ سال پیش توسط r.a...391 ( | )
کتابی بسیار خواندنی باترجمه‌ای قوی از محمد قاضی...مضمون اصلی این کتاب به عقیده‌ من رهایی است. رهایی از هر ‌آنچه انسان را محدود می‌کند، حتی زمان. غنیمت شمردن لحظه‌ی اکنون و رهایی از گذشته‌های پشت سر و آینده‌ّای پیش‌رو... رهایی‌ای که با خود شادی‌ و آرامشی عمیق به همراه دارد. و دل‌نگرانی‌ها و اضطراب‌ّها را می‌زداید. چند مورد تو کتاب خیلی ذهنم رو به خودش مشغول کرد... 1- تفکر ساده‌ی زوربا؛ با اینکه مردی تقریبا پیر و بی سواد بود اما چنان تفکر و ذهن پخته‌ای داشت که ارباب متحیر حرف‌های فیلسوفانه‌اش می‌موند اغلب اوقات... 2- آزادی؛ زوربا خودش رو انسان ِآزادی می‌دونست و حقیقتا هم بود. خودش رو تحت فشار و مسئولیت هیچ مسئله‌ای نمی‌ذاشت... 3- زوربا در حال زندگی می‌کرد... غم دیروز و فردا رو نمی‌خورد و فقط به لحظه‌ی حال فکر می‌کرد و تمرکز داشت. شاد بود و نمی‌ذاشت هیچ چیز ناراحتش کنه. 4- اما مسئله‌ی دیگه‌ای که خیلی منو به فکر وا داشت فرهنگ جامعه‌ی یونان در اون زمان و همچنین تفکر و دید اون‌ها نسبت به زن، دختر و خانوم‌ها بودش... فرهنگی بسار سیاه که توش هیچ آزادی و قدرت فکری برای زن قائل نیست... این تفکر سیاه حتی تا جایی پیش رفت که بیوه‌زنی رو به راحتی سر برید به هیچ جرمی... 5- و اما تفکر زوربا که نه به خدایی معتقد بود و نه به شیطانی و یا هر دو را همسان در نظر می‌گرفت... این کتاب در ستایش انسان و زندگیست. و خط بطلانی می کشد بر روی تمامی تفکرات و باید‌ها و نباید‌هایی که فاصله‌ای عمیق میان انسان و زندگی ایجاد نموده‌است. زوربا بی‌اعتنا به همه چیز درس زندگی‌ می‌دهد و به خصوص برای زندگی امروزه‌ی ما که سرشار از اضطراب‌ها و باید‌ها و نباید‌ّهاست چون آبی گوارا در کویری لم یزرع ارزشمند است.در کل کتابی ستودنی و بسیار خواندنی است که بسیار با فکر و ذهن و باورهای خواننده دست و پنجه نرم می‌کند.
در ۵ سال پیش توسط ... ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ۶
  • ۷
  • بعدی ›
  • آخرین ››