پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب صوتی سیدارتا کتاب صوتی

کتاب صوتی سیدارتا

نسخه الکترونیک کتاب صوتی سیدارتا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نسخه نمونه کتاب صوتی سیدارتا را رایگان بشنوید

نقد و بررسی کتاب صوتی سیدارتا

درباره کتاب صوتی سیدارتا

کتاب «سیدارتا» Siddhartha نوشته‌ی «هرمان هسه» در سال 1922 منتشر شد. این کتاب داستان دو پسر جوان به نام‌های «سیذارتا» و «گوویندا» در دوران بودا و هند باستان است که از کودکی تحت تعلیمات پدر و افراد فرهیخته‌ی شهر قرار می‌گیرند. این دو جوان برای رسیدن به قدرت درونی و تهی شدن از امیال جسمی از خانه می‌روند و به شمن گرایش پیدا می‌کنند. شَمَن‌باوری یا شمنیسم یکی از باورهای سنتی است، افراد معتقد به این آیین، بر این باور هستند که می‌توان بیماری و رنج افراد را از طریق ارتباط با ارواح بهبود بخشید. «سیذارتا» و «گوویندا» در این داستان به این باور روی می‌آورند و زندگی خود را وقف ریاضت می‌کنند. آن‌ها زندگی خود را صرف تکامل روح و دستیابی به کمال می‌کنند تا به شناخت بیشتری از خود و معنای زندگی دست یابند. «سیذارتا» در این داستان در پی یافتن معنای حقیقی زندگی است و همراه «گوویندا» راهی سفری عرفانی می‌شود. «گوویندا»، دوست «سیذارتا» در این مسیر همراه او است ولی تفاوت‌های آشکاری با او دارد. تلاش آن‌ها برای یافتن خود حقیقی درون‌مایه‌ی اصلی این داستان است که به زیبایی با قلم «هرمان هسه» به نگارش درآمده است.

«هرمان هسه» این اثر را پس از بازگشتش از هندوستان در اوایل قرن بیستم به نگارش درآورد. او این داستان را در میان سده‌ی ششم میلادی هم‌زمان با زندگی بودا نوشته و با خلق این اثر میان ادبیات و عرفان پلی عمیق ایجاد کرده است. این نویسنده این اثر را شعرگونه نوشته است به همین دلیل گوش دادن به نسخه‌ی صوتی آن بسیار لذت‌بخش است. این کتاب مملو از آموزه‌های فلسفی و اخلاقی است که مخاطب را به فکر وامی‌دارد. این نویسنده براساس تجربه‌ی زیسته‌اش در هندوستان و علاقه‌ی زیاد مادرش به هند و شرق این کتاب را بسیار عمیق نگاشته گویی یک نویسنده‌ از دوران بودا آن را نوشته است.  نسخه‌ی صوتی این اثر از دوازده فصل تشکیل شده است که میانگین هر کدام از فایل‌های آن، سی دقیقه است. این فصل‌ها عبارت‌اند از:

  • بخش اول - فصل اول: پسر برهمن
  • فصل دوم: همراه با سامانا
  • فصل سوم: گوت اما
  • فصل چهارم: بیداری
  • بخش دوم - فصل پنجم: کامالا
  • فصل ششم: در میان مردم
  • فصل هفتم: سانسارا
  • فصل هشتم: در کنار رودخانه
  • فصل نهم: قایقران
  • فصل دهم: پسر
  • فصل یازدهم: اُم
  • فصل دوازدهم: گوویندا

معرفت‌شناسی و خودشناسی از آموزه‌های اصلی کتاب «سیدارتا» است به همین دلیل این کتاب علاوه‌بر این که برای علاقه‌مندان و به داستان و رمان‌های ادبیات آلمان خواندنی است برای دوستداران آثار حوزه‌ی عرفان نیز جالب است. این اثر از «هرمان هسه» با نام‌های سیذارتا، سیدهارت، سیدهارتا و سیدهارته نیز معروف است که از «سیدارتا گوت اما بودا» یکی از بت‌های مهم در هند باستان گرفته شده است. اندیشه‌های فلسفی بودایی براساس آموزه‌های این بت بنیان شده است.

درباره هرمان هسه

«هرمان هسه» Hermann Hesse نویسنده‌ی آلمانی- سوئیسی در تاریخ 2 ژانویه‌ی 1877 به دنیا آمد. او از کودکی با دنیای ادبیات آشنا شد و از آنجایی که پدر و مادرش مبلغان مذهبی در هندوستان بودند آیین‌های مذهبی و شرق را نیز شناخت. او در نوجوانی بورس تحصیلی رشته الهیات پروتستانتیسم را دریافت کرد ولی پس از مدتی آن را رها کرد. او بعد از این دوران به افسردگی دچار و پس از آن به مدت سه سال در یک کتاب‌فروشی مشغول به کار شد. او اولین اثرش را سال 1899 نوشت و پس از آن نوشتن آثار دیگرش را به‌طورجدی دنبال کرد. او پرخواننده‌ترین نویسنده‌ی اروپایی در قرن بیستم است که تا امروز همچنان آثارش به زبان‌های مختلف ترجمه می‌شود و در سراسر دنیا خواننده دارد.

«هرمان هسه» نویسنده و ادیبی مشهور و پرافتخار است. او در سال 1976 برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات شد. او در سال 1950 جایزه ادبی ویلهلم و در سال 1955 جایزه صلح انجمن کتاب‌فروشان آلمان را دریافت کرد. تعداد زیادی از آثار او به فارسی ترجمه شده‌اند، «عاشقانه‌های هرمان هسه» با ترجمه‌ی «علی عبداللهی» از نمونه آثار اوست که نسخه‌ی الکترونیک آن در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

ترجمه کتاب صوتی سیدارتا به زبان فارسی

کتاب صوتی «سیدارتا» نوشته‌ی «هرمان هسه» از سوی ناشر صوتی آوانامه با صدای آرمان سلطان‌زاده منتشر شده است که در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. این اثر را محمد بقایی (ماکان)، استاد ادبیات و مترجم معروف ایرانی ترجمه کرده است. او تحصیلاتش را در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران به سرانجام رساند و به‌پاس سال‌ها فعالیت و پژوهش درباره‌ی «اقبال لاهوری»، شاعر پاکستانی در سال ۲۰۰۵ عالی‌ترین نشان فرهنگی پاکستان را دریافت کرد.

«سروش حبیبی» کتاب «سیدارتا» نوشته‌ی «هرمان هسه» را نیز به فارسی ترجمه کرده است که از سوی انتشارات ماهی به چاپ رسیده است. نسخه‌ی الکترونیک این اثر نیز در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. انتشارات جامی هم این اثر را با ترجمه‌ی «امیر فریدون گرگانی» منتشر کرده است.

در بخشی از کتاب صوتی سیدارتا می‌شنویم

 غروب آن روز ساماناها را یافتند و از ایشان خواستند تا به حلقه‌شان درآیند و با آنان همراه شوند. درخواستشان موردقبول قرار گرفت. سیدارتا لباس‌هایش را در راه به برهمنی فقیر داد و تنها لنگ و ردایی ساده و خاکی‌رنگ با خود نگاه داشت. فقط روزی یک وعده‌غذا می‌خورد و هرگز چیزی طبخ نمی‌کرد. یک‌بار به مدت چهارده روز و بار دیگر بیست‌وهشت روز روزه گرفت. پاها و صورتش پوست‌واستخوان شد. رؤیاهای شگفتی در مقابل چشمان درشتش جان می‌گرفت. بلندی ناخن‌های انگشت باریکش از حد گذشت و ریشی خشک و زبر صورتش را پوشاند. چشمش که به نان می‌افتاد نگاهش به سردی می‌گرایید و چون از شهری می‌گذشت که مردمش جامعه‌هایی زیبا به تن داشتند لب‌هایش را با تحقیر می‌پیچاند. تاجران را می‌دید که در کار دادوستدند. شاهزادگان را که به شکار می‌رفتند. سوگوارانی که بر مردگانشان می‌گریستند، روسپیانی که خود را عرضه می‌کردند، طبیبانی که مراقب بیماران بودند، کاهنانی که روز بذرافشانی را تعیین می‌کردند. عشاقی که به عشق‌بازی سرگرم بودند، مادرانی که کودکانشان را تیمار می‌کردند. چیزهایی که ازنظر وی هیچ‌کدام در خور نیم‌نگاهی نبودند. همه‌چیز به نظرش کاذب می‌آمد و بوی افن دروغ از آن‌ها برمی‌خاست. همه‌ی این‌ها سرابی بودند از احساس و شادی و زیبایی. همه محکوم به فنا بودند. جهان آکنده از تلخی، و زندگی مرادفه و رنج بود. سیدارتا تنها یک هدف داشت آن‌هم تهی شدن. تهی شدن از حرص، هوس، رؤیا و لذت و علم. یعنی می‌خواست خود را در خویشتن از میان بردارد. هدفش این بود که دیگر خود نباشد. آرامش و صفای قلبی تهی از تعلقات دنیا تجربه کند. اندیشه‌ای ناب را بیازماید. وقتی خود به‌تمامی مغلوب می‌شود و از میان می‌رود، وقتی همه‌ی حواجب و امیال فرو می‌میرند، آنگاه از ژرف‌ترین نقطه‌ی آدمی چیزی باید سربرآورد که دیگر نمی‌توان آن را خود نامید و این راضی بزرگ است. سیدارتا لب‌بسته، تشنه و آکنده از رنج آن‌قدر در آفتاب شدید می‌ایستاد که دیگر احساس رنج و تشنگی نمی‌کرد. خاموش و آرام در باران می‌ماند. آب از موهایش بر شانه‌ها، ران‌ها و پاهای یخ‌زده‌اش می‌چکید. مرتاض جوان چندان در باران می‌ایستاد، که شانه‌ها و پاهایش سرما را حس نمی‌کردند. آرام می‌گرفتند و بی‌حرکت می‌شدند. از میان خارها می‌گذشت بی‌آنکه صدایی از سر درد برآورد. از پوست مجروحش خون می‌چکید. بدنش زخم می‌شد ولی استوار و محکم بی آنکه لرزشی در او در خارستان ره می‌سپرد. چندان که دیگر نه خارشی احساس می‌کرد و نه سوزشی. صاف می‌نشست و تمرین حبس دم می‌کرد. یاد می‌گرفت که چگونه کم نفس بکشد و چگونه نفس خود را نگاه دارد.

مشخصات کتاب صوتی سیدارتا

نظرات کاربران درباره کتاب صوتی سیدارتا

چه صداى دلنشین و پر احساسى ادرود بر این راوى و تهیه و تنظیم همچین کتاب صوتى دلنشینى👏👏👏🌸🌸🌸
در ۳ ماه پیش توسط نرگس حيدرى ( | )
اقای سلطان زاده عالی هستن واقعا توانایی قابل تحسینی در گویندگی دارند
در ۴ هفته پیش توسط فایزه شفیعی ( | )
آقای سلطان زاده بی نظیرند 👌🏻👌🏻👌🏻🌹 به ویژه در ادای حق مطلب چنین روایت های عمیقی
در ۱ ماه پیش توسط zahra montazeri ( | )
داستانِ سرگشتگی روح و لذت جویی جسم است . ساده روان پذیرفتی همراه با روایت دلنشین اقای سلطانزاده گرامی . مفید بود .
در ۳ هفته پیش توسط مینو رایانی ( | )
من این کتاب را بیش از ۱۰ سال پیش خوندم . واقعا معرکه س ! حتما بخونید ...
در ۴ هفته پیش توسط Amir Malek ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • بعدی ›
  • آخرین ››