فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب اقتصاد و اجتهاد

کتاب اقتصاد و اجتهاد

نسخه الکترونیک کتاب اقتصاد و اجتهاد به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب اقتصاد و اجتهاد

امروزه اقتصاد اسلامی دغدغه­ای است که دیگر توجه اغلب اقتصاددانان مسلمان را در سراسر جهان به خود جلب کرده است. اما در این میان باتوجه به فقدان تعریفی واحد و مورد اتفاق همگان در این علم‌، گاه رخ می‌دهد که اقتصاددانان مسلمان با نگاه‌های متفاوتی نسبت به ماهیت اقتصاد اسلامی وارد این حوزه می‌شوند و نظرات خود را تدوین و عرضه می‌کنند. برخی معتقدند که اقتصاد اسلامی‌، علمی مانند دیگر علوم است و از آنجا که علم یک معرفت سازمان یافته بشری است، اقتصاد اسلامی نیز می‌تواند بر پایه روش‌های علمی که دارای ویژگی‌های تجربه‌پذیری، تکرار‌پذیری و ابطال‌پذیری است، بنا شود. در واقع این گروه معتقد به قرائت اثباتی، تحققی یا عینی در علم اقتصاد هستند. این کتاب با مبنا قرار دادن رهیافت‌های تلفیق دو رشته‌، در نظریه‌پردازی در اقتصاد اسلامی پس از بررسی و تطبیق رویکرد‌های مذکور با موضوع بحث، تحلیل خود را در باب ضرورت نیاز به تعمّق در فهم اسلام ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که علی‌رغم اختلاف در میزان دشواری در اتخاذ رویکردهای فوق‌، تعمّق در فهم اسلام مسئله‌ای است که در همه رویکردها ‌ضرورتاً وجود خواهد داشت. زیرا با توجه به اینکه این دو نظام از ماهیت‌های مشابه برخوردار نیستند‌، در بسیاری از مواقع امکان پیوند مستقیم این دو فراهم نبوده و این کار می‌تواند تنها به‌دست فردی واجد شرایط‌، محقق گردد و آن شرایط چیزی نیست جز عمق در فهم اسلام یا اجتهاد در معارف دین. و این مسئله با توجه به سطوح مختلف اجتهادی در فقه شیعه‌، یک شرط غیر ممکن و صوری نبوده و قابلیت به کار بستن را دارد.

ادامه...
  • ناشر دانشگاه امام صادق (ع)
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.21 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۵۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب اقتصاد و اجتهاد

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



سخن ناشر

«بسم اللّه الرحمن الرحیم»
وَلَقَدْ ءَاتَینَا داوُودَ وَ سُلَیمَنَ عِلْمًا و قَالا اْلْحَمْدُ لِلَّهِ اْلَّذِی فَضَّلَنَا عَلَی کَثِیرٍ مِنْ عِبَادِهِ اْلْمُوْمِنِینَ
(قرآن کریم. سوره مبارکه النمل. آیه شریفه۱۵)

فلسفه وجودی دانشگاه امام صادق(ع) که ازسوی ریاست دانشگاه به کرات مورد توجه قرار گرفته، تربیت نیروی انسانی ای متعهد، باتقوا و کارآمد در عرصه عمل و نظر است تا از این طریق دانشگاه بتواند نقش اساسی خود را در سطح راهبردی به انجام رساند.
از این حیث «تربیت» را می توان مقوله ای محوری یاد نمود که وظایف و کارویژه های دانشگاه، در چارچوب آن معنا می یابد؛ زیرا که «علم» بدون «تزکیه» بیش از آنکه ابزاری در مسیر تعالی و اصلاح امور جامعه باشد، عاملی مشکل ساز خواهد بود که سازمان و هویت جامعه را متاثر و دگرگون می سازد.
از سوی دیگر «سیاست ها» تابع اصول و مبادی علمی هستند و نمی توان منکر این تجربه تاریخی شد که استواری و کارآمدی سیاست ها در گرو انجام پژوهش های علمی و بهره مندی از نتایج آنهاست. از این منظر پیشگامان عرصه علم و پژوهش، راهبران اصلی جریان های فکری و اجرایی به حساب می آیند و نمی توان آینده درخشانی را بدون توانایی های علمی - پژوهشی رقم زد و سخن از «مرجعیت علمی» در واقع پاسخ گویی به این نیاز بنیادین است.
دانشگاه امام صادق(ع) درواقع یک الگوی عملی برای تحقق ایده دانشگاه اسلامی در شرایط جهان معاصر است. الگویی که هم اکنون ثمرات نیکوی آن در فضای ملی و بین المللی قابل مشاهده است. طبعاً آنچه حاصل آمده محصول نیت خالصانه و جهاد علمی مستمر مجموعه بنیان گذاران و دانش آموختگان این نهاد است که امید می رود با اتکاء به تاییدات الهی و تلاش همه جانبه اساتید، دانشجویان و مدیران دانشگاه، بتواند به مرجعی تمام عیار در گستره جهانی تبدیل گردد.
معاونت پژوهشی دانشگاه امام صادق۷ باتوجه به شرایط، امکانات و نیازمندی جامعه در مقطع کنونی با طرحی جامع نسبت به معرفی دستاوردهای پژوهشی دانشگاه، ارزیابی سازمانی- کارکردی آن ها و بالاخره تحلیل شرایط آتی اقدام نموده که نتایج این پژوهش ها درقالب کتاب، گزارش، نشریات علمی و.... تقدیم علاقه مندان می گردد. هدف از این اقدام - ضمن قدردانی از تلاش خالصانه تمام کسانی که با آرمان و اندیشه ای بزرگ و ادعایی اندک در این راه گام نهادند- درک کاستی ها و اصلاح آنها است تا از این طریق زمینه پرورش نسل جوان و علاقه مند به طی این طریق نیز فراهم گردد؛ هدفی بزرگ که در نهایت مرجعیت مکتب علمی امام صادق(ع) را در گستره بین المللی به همراه خواهد داشت.(ان شاءالله)

وللّه الحمد
معاونت پژوهشی دانشگاه

پیشگفتار

امروزه اقتصاد اسلامی دغدغه­ای است که دیگر توجه اغلب اقتصاددانان مسلمان را در سراسر جهان به خود جلب کرده است. اما در این میان باتوجه به فقدان تعریفی واحد و مورد اتفاق همگان در این علم ، گاه رخ می دهد که اقتصاددانان مسلمان با نگاه های متفاوتی نسبت به ماهیت اقتصاد اسلامی وارد این حوزه می شوند و نظرات خود را تدوین و عرضه می کنند.
برخی معتقدند که اقتصاد اسلامی ، علمی مانند دیگر علوم است و از آنجا که علم یک معرفت سازمان یافته بشری است، اقتصاد اسلامی نیز می تواند بر پایه روش های علمی که دارای ویژگی های تجربه پذیری، تکرار پذیری و ابطال پذیری است، بنا شود. در واقع این گروه معتقد به قرائت اثباتی، تحققی یا عینی(۲) در علم اقتصاد هستند.
در نقطه مقابل عده ای علم اقتصاد اسلامی را بنا به تعریف خارج از قرائت اثباتی می دانند. زیرا بنا به تعریف اقتصادِ اثباتی ، ارزش ها و مفاهیم ارزشی گزاره هایی غیر علمی(۳) هستند ( زریباف، ۱۳۸۷). از این رو عده­ای اقتصاد اسلامی را در ذیل قرائت دستوری یا ارزشی(۴) طبقه بندی می­نمایند. این تعبیر در معنای عام برای احکام اخلاقی و قضاوت های ارزشی به کار برده می شود. از ویژگی های احکام ارزشی این است که لزوماً به صورت قضیه ای که بتوان حکم صحت و سقم را برای آن صادر کرد نیست. بلکه ممکن است به صورت حکمی انشائی به دست ما رسیده باشد (همان).
برخی دیگر فارغ از روش های فوق، معتقدند که اقتصاد اسلامی هر محتوایی است که به آموزه های متغیر اسلامی(۵) و احکام حکومتی استناد داشته باشد. به عبارت دیگر صرفاً داشتن استناد به فقه شیعه می تواند مبنایی برای اعتبار گزاره های اقتصاد اسلامی باشد (نظری، ۱۳۸۵).
و برخی دیگر در یک نگاه کلی توجه به خطوط اصلی اقتصادیِ موجود در اسلام و فقه اسلامی را ملاک استناد گزاره های اقتصادی به اسلام می دانند (مکارم شیرازی،(۶)).
به طور کلی به نظر می رسد اغلب(۷) نظریاتی که در حوزه اقتصاد اسلامی تا این لحظه ارائه شده است ، متاثر از نوع برداشت ارتکازی اقتصاد دانان از اصطلاح «اقتصاد اسلامی» ، قابل دسته بندی در دو نگرش ذیل باشد:
الف) «اقتصاد اسلامی» به عنوان ترکیب اضافی
ب) «اقتصاد اسلامی» به عنوان ترکیب وصفی
در نگرش اضافی ، اقتصادِ اسلام ترکیب مضاف و مضاف الیه است که اسلامیت به عنوان مضاف­الیه بر اقتصاد، بار می شود. اما در نگرش وصفی ، اقتصاد اسلامی ترکیبی از صفت و موصوف است که اسلامیت به عنوان صفتِ اقتصاد به آن متصل می شود. این ترکیب با توجه به تعریف زبان شناسان از ماهیت صفت و موصوف دامنه شمول اقتصاد اسلامی را وسعت بیشتری می بخشد.
البته ترکیب های وصفی و اضافی، پیش از این نیز در شاخه های مختلفی از علم اقتصاد مورد توجه بوده است که در جدول شماره یک به برخی از این موارد اشاره می شود:

جدول شماره ۱: برخی ترکیب های مضاف و صفت در حوزه اقتصاد



1. Ontology of Economics
2. Epistemology of Economics
3. Methodology of Economics
4. Axiology – Ethology of Economics
5. Teleology of Economics
ماخذ: پیغامی ، ۱۳۸۷.

در واقع هدف از تقسیم بندی مذکور در رابطه با «اقتصاد اسلامی» آن است که بدانیم التزام به هر یک از نگرش های مذکور در «اقتصاد اسلامی» ، موجب حرکت ملتزمین آن به کدام سمت خواهد شد و چشم انداز اقتصاد اسلامی را چگونه و به کدام سمت سوق خواهد داد. این مسئله در ادامه این کتاب مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
در واقع اگر قید اسلامی بار شده بر اقتصاد را ناظر بر علوم اسلامی قلمداد کنیم، می توان اقتصاد اسلامی را علمی تلفیقی دانست که بر اساس رهیافت های تلفیقی - که امروزه در جهان علم توسعه معناداری را پیدا کرده است- قابل تحقق و تبلور است. این روش ها که در قالب رهیافت های تلفیقِ دو رشته، در محافل آکادمیک دنیا مورد استفاده قرار گرفته است و طبعاً، در تولید و تبلور اقتصاد اسلامی نیز قابل استفاده است، می تواند حتی به عنوان بهترین مبنای طراحی اقتصاد اسلامی مورد توجه قرار گیرد.
در این میان اما یک مسئله مهم وجود دارد و آن تفاوت ماهوی اسلام و اقتصاد است. به این معنا که اقتصاد یک علم بشری است و اسلام یک دین الهی. این در حالی است که روش های تلفیق که در ادامه مورد اشاره قرار خواهند گرفت، قابلیت بکار گیری در مواردی را دارد که هر دو سوی فرآیند تلفیق، هم­وزن(۸) باشند. و لذا روش های مذکور عیناً در رشته اقتصاد اسلامی قابل تطبیق نبوده و نیازمند عنصری جبرانی(۹) است که به عنوان برطرف کننده این مشکل به میدان آید و امکان استفاده از روش های تلفیقی را فراهم آورد.
این کتاب با مبنا قرار دادن رهیافت های تلفیق دو رشته ، در نظریه پردازی در اقتصاد اسلامی پس از بررسی و تطبیق رویکرد های مذکور با موضوع بحث، تحلیل خود را در باب ضرورت نیاز به تعمّق در فهم اسلام ارائه می دهد و نشان می دهد که علی رغم اختلاف در میزان دشواری در اتخاذ رویکردهای فوق ، تعمّق در فهم اسلام مسئله ای است که در همه رویکردها ضرورتاً وجود خواهد داشت. زیرا با توجه به اینکه این دو نظام از ماهیت های مشابه برخوردار نیستند ، در بسیاری از مواقع امکان پیوند مستقیم این دو فراهم نبوده و این کار می تواند تنها به دست فردی واجد شرایط ، محقق گردد و آن شرایط چیزی نیست جز عمق در فهم اسلام یا اجتهاد در معارف دین. و این مسئله با توجه به سطوح مختلف اجتهادی در فقه شیعه ، یک شرط غیر ممکن و صوری نبوده و قابلیت به کار بستن را دارد.
به دیگر بیان این عالم اسلام شناس و مسلّط بر اقتصاد است که می تواند اصولاً مفهوم توسعه و پیشرفت اسلامی را درک کند و نه اقتصاددان اسلام جو(۱۰). آنگاه که این مبنا در قالب های علمی و پژوهشی جاری می شود و تجسم پیدا می کند، باید ابتدا شناخت اسلام مبنا قرار گیرد و سپس در بستر آن به مطالعات تخصصی پرداخته شود. بنابراین، تحقق این رسالت تنها با خواندن چند واحد درسی اسلامی به دست نمی آید بلکه باید ساختارها و قالب های آموزشی ناب نیز در کنار آن ایجاد شود و علوم اسلامی با عمق بیشتری مورد توجه و مطالعه قرار گیرند. بنابراین ، نگارنده در این کتاب در تلاش است تا پس از اشاره به ضرورت مطالعه جامع علوم اسلامی پیش از تولید علم اقتصاد اسلامی ، فرآیند تاثیرگذاری این علوم را در شکل گیری بنیادها و نظامات فکری یک متفکر و نظریه پرداز اقتصاد اسلامی نیز نشان دهد. و در حد بضاعت به تحلیل و تبیین نقش الهام بخش و اثرگذار علوم اسلامی در طراحی مبانی نظام اقتصاد اسلامی در ذهن یک نظریه پرداز مسلمان بپردازد.

مقدمه

«اقتصاد اسلامی» از جمله علومی است که از سالیان دور محققان مسلمان را خودآگاه و ناخودآگاه به سوی خویش فرا خوانده است. آنان که در طول تاریخ اسلام همواره آرامش و رفاه مسلمین را در پرتو تعالیم اسلامی جستجو کردند شاید اولین محققان این حوزه باشند. از ابتدای آغاز مطالعاتم در حوزه اقتصاد، فرضیه­ام این بود که کسی که در تلاش برای نظریه پردازی در حوزه اقتصاد اسلامی است، ناگزیر به شناخت همزمان از اقتصاد و اسلام خواهد بود. اما کماکان در این میان، سوالی باقی خواهد ماند که پرداختن به آن ضرورت مبرم دارد؛ و آن نحوه ارتباط اقتصاد با اسلام است. این نوشتار گام کوچکی در این مقال است. امیدوارم به حقیقت آیه شریفه «...اِلیهِ یَصعَدُ الکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ العَمَلُ الصّالِحُ یَرفَعُهُ...(۱)» این سخنان به پاکی اسلام ، پاکیزه شده باشد و تا جایگاه حقیقی خود به محضر صاحب علم بالا رود و می­دانم که عمل صالح من، در به کار بستن هر آنچه از حقیقت این علم می­دانم عامل مهمی در تعالی بیشتر آن خواهد بود که توفیقش را از همان صاحب علم طلب می­کنم.
همچنین وظیفه خود می­دانم تا از اساتید گرانقدر و معزز خود آقایان دکتر مهدی صادقی شاهدانی و دکتر عادل پیغامی که در نگارش این کتاب و پس از آن ارزیابی و رفع برخی از اشکالات بنده را از محبت خود محظوظ کردند تشکر نمایم. همچنین از مسئولین و اساتید گرانقدر دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق (ع)، آقایان دکتر محمد هادی زاهدی وفا و دکتر محمد نعمتی که با حمایت جدی و مستقیم خود بنده را در انتشار این کتاب یاری کردند صمیمانه سپاسگزارم. ضمناً از صدیق بلند همت و ارجمندم جناب آقای رضا باقریان و دیگر دوستان پر تلاش دفتر نشر دانشگاه امام صادق (ع) بابت همکاری های بی دریغ خود در نشر این کتاب، کمال تشکر را دارم.

محمدرضا اسماعیلی
تهران – ۲۹ آذر ماه ۱۳۹۳

نظرات کاربران درباره کتاب اقتصاد و اجتهاد