کتاب صوتی فوتبال علیه دشمن با صدای عادل فردوسی‌پور
Loading

چند لحظه ...
کتاب مرشد و مارگاریتا

کتاب مرشد و مارگاریتا

نسخه الکترونیک کتاب مرشد و مارگاریتا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

معرفی کامل کتاب مرشد و مارگاریتا را رایگان بشنوید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۳۶۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب مرشد و مارگاریتا

روسیه در قرن نوزدهم و بیستم، در گذر از بورژوازی تا کمونیسم نویسندگانی را به ادبیات جهان معرفی کرد که آثارشان خواننده را به وجد می‌آورد. مرشد و مارگریتا بولگاکف یکی از همان رمان‌های جذاب و پیچیده‌ی روسی است که عناصر فلسفی، عاشقانه، فانتزی و کمی طنز را همزمان با هم در بستر داستانی پرکشش و خواندنی در اختیار خواننده می‌گذارد. کتابی که می‌توان به آن لقب یکی از شاهکارهای ادبی قرن بیستم را داد.

مرشد و مارگریتا؛ جادوی بولگاکف

مرشد و مارگریتا (The Master and Margarita) معروف‌ترین اثر میخائیل بولگاکف (Mikhail Bulgakov) است. او نوشتن این رمان را سال 1928، سال‌های آغازین تاسیس اتحاد جماهیر شوروی آغاز کرد. بولگاکف این کتاب را چندین بار بازنویسی کرد تا به نسخه‌ی دلخواهش برسد. او در نوشتن کتابش از نمایشنامه‌ی « فاوست» اثر «گوته» الهام گرفته است. هنگامی که او  چهار هفته پیش از مرگ در سال 1940 نوشتن این رمان را متوقف کرد، هنوز بعضی از جملات کتاب، تمام نشده رها شده بودند. همسرش کتاب را به پایان رساند و آن را برای چاپ آماده کرد. هرچند این کتاب زمان حیات نویسنده منتشر نشد اما پس از مرگش باعث ماندگار شدن نام او در تاریخ ادبیات شد

مرشد و مارگریتا اولین بار از سال 1966 تا 1967 به صورت داستان دنباله‌دار زیر تیغ سانسورچی‌های نظام کمونیستی شوروی سابق در مجله مسکو منتشر شد و سال 1967 به صورت کتاب عرضه شد. از نسخه‌ی سانسور شده‌ی مرشد و مارگریتا با اینکه بخش‌هایی از آن حذف و اسامی بعضی اشخاص و مکان‌ها در آن تغییر داده شده بود؛ به شدت در روسیه استقبال شد. نسخه‌ی کامل کتاب 6 سال بعد به بازار آمد. آمازون مرشد و مارگاریتا  را در فهرست 1001 کتابی که باید قبل از مرگ خواند قرار داده است.

سبک نوشتاری بولگاکف در مرشد و مارگاریتا

بولگاکف، مرشد و مارگریتا را به سبک رئالیسم جادویی نوشته است. سبکی ادبی که در آن، همه‌ی رویدادها در یک قصه واقعی به نظر می‌رسند اما یک عنصر جادویی و غیرطبیعی بین این واقع‌گرایی وجود دارد. انگار افسانه واقعیت باهم  ترکیب شده‌اند. 

بولگاکف هم با  سفر به زمان‌های مختلف در بخش‌های مختلف مرشد و مارگریتا و استفاده از عناصر فانتزی کتاب مرشد و مارگاریتا را به یکی از نمونه‌های مثال‌زدنی سبک رئالیسم جادویی تبدیل کرده است.  

مرشد و مارگریتا از سه مسیر داستانی مختلف تشکیل شده است: سفر شیطان به مسکو،  به صلیب کشیده شدن مسیح در «اورشلیم» در زمان فروانرمایی پونتیوس پیلات و داستان عشق مرشد و مارگریتا. منتقدان می‌گویند او همه این‌ مسیرها را هنرمندانه کنار هم قرار داده تا بتواند دور از تیغ سانسورچی‌های نظام استالینی حرفش را بزند.

در ابتدا شاید مسائل به هم بی ربط به نظر برسند اما کم کم در روند کتاب خواننده متوجه ارتباط میان وقایع خطوط داستانی مختلف می‌شود. مرشد در داستان مرشد و مارگریتا که به عقیده‌ی منتقدان خود بولگاکف است در موازات شخصیت مسیح قرار گرفته است. او در مرشد و مارگریتا با بیان موازی اتفاقات در «مسکو» و«اورشلیم» هدف مهمی را دنبال می‌کند. بولگاکف سعی دارد به خواننده بگوید «اورشلیم» آشوبناک و به‌هم‌ریخته‌ی زمان مسیح همان «مسکو»ی زمانه‌ی خودش است و این‌گونه نگرانی‌هایش را برای سرزمینش بیان می‌کند.

خلاصه داستان مرشد و مارگریتا؛ سه داستان و دو زمانه

مرشد و مارگریتا در دو بخش نوشته شده است. بخش اول کتاب دو خط داستانی دارد. خط داستانی اول در مسکو سال 1930 آغاز می‌شود. شاعری به نام بزدومنی با سردبیری به نام برلیوز نشسته‌اند و درباره‌ی وجود یا عدم وجود «مسیح» صحبت می‌کنند. آن‌ها در همین مکان با ولند که تجسم شیطان در یک جسم انسانی است روبه‌رو می‌شوند. در ادامه داستان می‌فهمیم که ولند همراهانی هم دارند و آن‌ها اتفاقاتی عجیب‌ و غیر طبیعی را در مسکو رقم می‌زنند...

خط داستانی دوم به صلیب کشیده‌شدن مسیح است که ولند آن را برای برلیوز و بزدومنی روایت می‌کند. این بخش از داستان در «اورشلیم» و در زمان فرمان‌روایی پونس پیلات اتفاق می‌افتد. یسوعا ناصری یک زندانی است که متهم شده مردم را تحریک کرده تا پرستش‌گاهی را در اورشلیم آتش بزنند. حکم اعدام او صادر شده و پینوس پیلات باید آن را تایید کند. او درگیری ذهنی شدیدی دارد و احساس وابستگی روحانی به یسوعا رهایش نمی‌کند...

بخش دوم داستان درباره‌ی مارگریتاست، زنی که معشوقه‌ی مرشد است و همین عشق او را واردار می‌کند شوهرش را ترک کند. مرشد نویسنده‌ای است که رمانی درباره‌ی مسیح و پونس پیلات نوشته است.  او رمانش را برای موسه‌ی ادبی که برلیوز سردبیری آن را بر عهده دارد فرستاده است و آن‌ها رمانش را رد کرده‌اند. این اتفاق مرشد را ازلحاظ روانی پریشان می‌کند. نقطه‌ی مشترک بخش اول و دوم داستان شیطان (ولند) است.

میخائیل بولگاکف

میخائیل بولگاکف Mikhail bolgakov نویسنده، نمایشنامه نویس و پزشک روسی است. او پانزدهم می سال 1891 در کیف پایتخت اکراین کنونی که آن زمان قسمتی از امپراطوری روسیه بود به دنیا آمد. او در دانشگاه کیِف؛ پزشکی خوانده است. بولگاکف پس از پایان تحصیلات برای گذراندن دوران خدمت سربازی به روستای نیکلسکی فرستاده شد. او خاطرات این دوران از زندگیش را در کتابی به نام «یادداشت‌های پزشک جوان روستا» نوشته است. میخائیل بولگاکف بعدها پزشکی را کنار گذاشت و فقط به نویسندگی پرداخت و به یکی از چهره‌های مشهور روسیه تبدیل شد. موزه‌ی بولگاکف در روسیه یکی از جذاب‌ترین موزه‌های ادبی جهان است. این موزه که در واقع همان آپارتمان سابق خود نویسنده است، در خیابان بولشایا سادووایای مسکو قرار دارد. در موزه‌ی بولگاکف شما می‌توانید تصاویری از کتاب مرشد و مارگریتا و همچنین المان‌هایی را ببینید که شما را دوباره به فضای کتاب می‌برد. سال 1982 سیارکی به نام بولگاکف - سیارک Bolgakov3469 - نام‌گذاری شد.

از آثار دیگر این نویسنده می‌توان به «دل سگ»، «برف سیاه»، «مرفین» و «تخم مرغ‌های شوم» اشاره کرد که در ایران به فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند. بولگاکف سال 1940 در گذشت. گورستان «نوودویچی» مسکو، محل دفن این نویسنده‌ی نام‌دار روس است.

ترجمه مرشد و مارگریتا در ایران؛ از میلانی تا شهدی

مرشد و مارگریتا هم مانند بسیاری از آثار ادبی معروف، چندین بار در ایران به فارسی ترجمه شده است. اولین و معروف‌ترین ترجمه‌ی فارسی مرشد و مارگریتا متعلق به عباس میلانی، پژوهشگر و نویسنده‌ی ایرانی است. عباس میلانی در پیش‌گفتاری که برای ترجمه‌اش نوشته به بهترین شکل داستان مرشد و مارگاریتا را معرفی کرده است.

هرچند بیشتر افراد معتقدند بهترین ترجمه‌ی مرشد و مارگریتا برگردان عباس میلانی است، اما عده‌ای هم خرید ترجمه‌‌ی بهمن فرزانه از این کتاب را توصیه کرده‌اند. بهمن فرزانه نام کتاب را «استاد و مارگریتا» ترجمه کرده است. نشر «شیرمحمدی» هم ترجمه‌ی «سوفیا جهان» از این کتاب را روانه‌ی بازار کتاب کرد.

سال 1394 پرویز شهدی، مترجم پرکار ایرانی مجددا مرشد و مارگریتا را ترجمه کرد. انتشارات مجید (به سخن) این ترجمه را منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیک  و pdf مرشد و مارگاریتا ترجمه‌ی پرویز شهدی را می‌توانید درهمین صفحه خرید و دانلود کنید.نسخه‌ی الکترونیکی این کتاب قابل استفاده برای موبایل و تبلت است. 

مرشد و مارگریتا در سینما

رمان مرشد و مارگریتا در سینما هم توجه‌های زیادی را به خود جلب کرد  و کارگردان‌های زیادی نسخه‌های اقتباسی از آن ساختند.  اولین بار «الکساندر پتروویچ» سال 1972 فیلم مرشد و مرگاریتا را با اقتباس از این رمان و دقیقا به همین نام و به سبک فانتزی ساخت. نسخه‌ی دیگر مرشد و مارگریتا به کارگردانی «یوری کارا» سال 1994 ساخته شد. این فیلم تا سال 2011 منتشر نشد و تنها در روسیه به شکل خصوصی نمایش داده ‌می‌شد.

شبکه تلویزیونی راسیا-1 هم سال 2005 مجموعه‌ی تلویزیونی‌ای در 10 قسمت 52 دقیقه ای بر اساس این رمان ساخت که با استقبال خوب مخاطبان مواجه شد. «حادثه در یهودیه» هم فیلمی انگلیسی است که سال 1991 بر اساس مرشد و مارگریتا ساخته ‌شد. در این فیلم تنها به قسمت‌هایی از رمان که مربوط به تاریخ مسیحیت است پرداخته شده است.

در بخش‌هایی از مرشد و مارگریتا می‌خوانیم

مارگریتا پروازش را از سر گرفت و دید رهبر ارکستر جاز که می‌کوشید با ارکستری که آهنگ لهستانی را می‌نواخت مبارزه کند، اکنون پشت سر او جنجالی راه انداخته بود و می‌خواست با پرتاب سنج‌ها نوازندگان آن ارکستر را از نواختن بازدارد و آن‌ها هم با اظهار ترسی خنده‌دار سرشان را می‌دزدیدند.

سر انجام رسیدند به پاگرد، همانجایی که «کروویف» شمع به دست توی تاریکی به استقبال مارگریتا آمده بود. اما حالا نور شدیدی که از لوسترهای کریستال خوشه مانند می‌تابید، چشم‌هایشان را خیره کرد. مارگریتا آنجا مستقر شد و ستونی از یاقوت کبود زیر بغلش قرار گرفت.

«کروویف» زمزمه کنان گفت :«اگر واقعا احساس خستگی می‌کنید، می‌توانید به آن تکیه بدهید.»

سیاه‌پوستی بالشتکی را زیر پاهای مارگریتا لغزاند که رویش تصویر سگی با رشته‌های طلا دست دوزی شده بود. آن وقت مارگریتا کوشید با وضوح بیشتری آنچه را دور و برش بود ببیند. «کروویف» و «عزازیل» با حالتی رسمی کنارش ایستاده بودند. کنار «عزازیل» سه مرد جوان حضور داشتند که قیافه‌شان مارگریتا را به یاد «آبادونا» انداخت. نسیم خنکی را پشتش احساس کرد، وقتی برگشت دید از دیواری مرمرین که پشت او قرار داشت، از فواره‌ای نوشیدنی می‌جهد و توی حوضچه‌ای پر یخ می‌ریزد. کنار پای چپش چیزی گرم و مخملین حس کرد، «بهیموت» بود.

مشخصات کتاب مرشد و مارگاریتا

نظرات کاربران درباره کتاب مرشد و مارگاریتا

من این رمان رو خیلی سال پیش خوندم. یکی از چیزایی که ازش تو ذهنمه تصویر سازی بکر و ماهرانه و طنز آمیز بولگاکوفه بطوریکه خوندن کتاب رو مثل تماشای فیلم میکنه برای خواننده. روایت متفاوت و هوشمندانه از امپراتوری روم و تصلیب مسیح خیلی داستان رو جذاب کرده. رمان تقریباً سه خط داستانی بظاهر جداگانه اما در باطن متصل به هم رو دنبال میکنه و در بهترین زمان های ممکن داستان ها رو به هم ارتباط میده. تا اونجایی که یادم میاد نوشتن کتاب برای بولگاکوف ۱۲ سال زمان برده بود و زحمات چندین ساله اون تو کل داستان مشهوده. ضمناً داستان ملهم از فاوست گوته هم هست.
در ۲ سال پیش توسط sae...szd ( | )
این رمان را سالها قبل با ترجمه عباس میلانی خواندم.داستان در سبک رئالیسم جادویی است.برخی این کتاب را پیش زمینه ی نوشته آیات شیطانی می دانند.در کل اگر به ادبیات روس علاقه دارید و جایگاه ابلیس را در نوشته ها می خواهید بدانید پیشنهاد میکنم حتما نمونه کتاب را بخوانید و اگر از ترجمه خوشتان آمد حتما این کتاب را بخوانید.دوستان بزرگوار در ویکی پدیا آورده شده است:"بولگاکف نوشتن این رمان را در سال ۱۹۲۸ آغاز کرد و اولین نسخه خطی آن را دو سال بعد به دست خود آتش زد. دلیل این کار احتمالاً ناامیدی به دلیل شرایط خفقان‌آور آن زمان اتحاد جماهیر شوروی بوده‌است. در سال ۱۹۳۱ بولگاکف دوباره کار بر روی این رمان را آغاز کرد و پیش‌نویس دوم در سال ۱۹۳۵ به پایان رسید. کار بر روی سومین پیش‌نویس نیز در سال ۱۹۳۷ به پایان رسید و بولگاکف با کمک گرفتن از همسرش، به دلیل بیماری، کار بر روی نسخه چهارم پیش‌نویس را تا چهار هفته پیش از مرگش در سال ۱۹۴۰ ادامه داد. مرشد و مارگاریتا در نهایت در سال ۱۹۴۱ توسط همسر بولگاکف به پایان رسید، اما در زمان استالین اجازه چاپ به این اثر داده نشد و سرانجام ۲۷ سال پس از مرگ بولگاکف بود که نسخهٔ سانسورشده‌ای از کتاب منتشر شد. کتاب در سال ۱۹۶۵ با حذف ۲۵ صفحه و تغییر برخی نام‌ها و مکان‌های ذکر شده در تیراژ محدودی به چاپ رسید که با استقبال شدید مردم مواجه شد. نسخه‌های آن یک‌شبه به فروش رفت و کتاب با قیمتی نزدیک به صد برابر قیمت روی جلد به کالایی در بازار سیاه تبدیل شد.رمان از سه داستان موازی تشکیل شده‌است که در نهایت یکپارچه می‌شوند: سفر شیطان به مسکو، داستان پونتیوس پیلاطس و به صلیب کشیده شدن مسیح و عشق مرشد و مارگریتا."
در ۲ سال پیش توسط داود رجبی رجبی ( | )
ی سریا الکی میان میگن عالی بود خوب بود اقاجون اگه خوندیش دوخط ازش بنویس توضیح بده بفهمیم ی چیزی خوندی نقاط قوت یا ضعفی اگه داره بگو. فقط جَو میدین
در ۲ سال پیش توسط asa...r55 ( | )
این کتاب دارای مقام اول در لیست ده رمان خارجی که پیش از مرگ باید خواند/ مرشد و مارگریتا/ میخائیل بولگاکف 📖کتاب با صفحه مکالمه دو شاعر روس در پارکی در مسکو شروع می‌شود که دارند به عادت کمونیست‌های آن زمان به باور‌های خداپرستانه ایراد می‌گیرند. شیطان که دست بر قضا در آن روز در مسکوست به میان حرف‌های آن‌ها می‌رود و می‌گوید بالاتر از همه دلیل‌های اثبات وجود خدا که آن دو ردشان می‌کنند، یک دلیل ساده تر وجود دارد و آن این که «خدا هست».دوشاعر روس به شیطان می‌خندند و ماجراها شروع می‌شود. شاعران روس کشته می‌شوند، پلیس و کا گ ب سرگردان می‌شود. مارگریتا حاضر به فداکاری می‌شود،تئاتر مسکو حادثه آفرین می‌شود،عده زیادی دیوانه می‌شوند...  درس اصلی این کتاب در واقع همین است که «به شیطان نباید خندید.» داستان با سه خط داستانی پیش می‌رود و در انتها هر سه خط به طرز حیرت انگیزی به هم می‌رسند. داستان در دل ماجرای خودش، خیلی آرام و زیر پوستی فضای پلیسی حکومت استالین فوق العاده از داستان تصلیب مسیح پیامبر (ع) –که البته با روایت کتاب مقدس تفاوت دارد و به روایت اسلامی ‌ماجرا شبیه است– را هم می‌توانید بخوانید.پونتوس پیلاطس این کتاب،همواره منتظر است تا مسیح او را ببخشد. (منبع: تارنمای سیمرغ به نقل از همشهری جوان/ شماره ٢۵٩/ احسان رضایی)
در ۲ سال پیش توسط sima ( | )
در اصل این کتاب یک تصویر نمادین از کشور روسیه در آن دوره‌ی زمانی خاص است. ولی به نظرم نویسنده در ورای منظور سیاسی‌اش، یک انتقاد صریح هم به نفی‌کنندگان ماوراطبیعه و وجود خدا و شیطان داشته. و یه کم غرغر: این چه جلد مزخرفیه که نشر به‌سخن واسه این کتاب انتخاب کرده؟
در ۲ سال پیش توسط آ. الف ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ..
  • ۲۸
  • ۲۹
  • بعدی ›
  • آخرین ››