فیدیبو نماینده قانونی نشر افق و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب عیسی پسر انسان

کتاب عیسی پسر انسان

نسخه الکترونیک کتاب عیسی پسر انسان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب عیسی پسر انسان

باراباس می‌گويد: «او را گرفتند و مرا آزاد كردند، او بالا رفت و من فرو رفتم... و من به خوبی می دانم اين كسانی كه عيسی را به جای من به صليب كشيدند، مرا به عذابی جاويدان محكوم كردند، زيرا به صليب كشيدن او يک ساعت بيش‌تر طول نكشيد، اما من تا پايان عمر، صليب خويش را بر دوش می كشم.» جبران خليل جبران شاعر، نويسنده و نقاش پرآوازه‌ لبنانی با قدرت كلماتش از مرز زمان و مكان می گذرد و با نگاهی كه ريشه در حكمت شرق دارد، به آواز خاموش هستی گوش می سپارد. انسان معاصر، در آيينه‌ انديشه‌های ژرف او تقابل بين زندگی و مرگ، طبيعت و ماورا، زيبايی و زشتی و نگرانی ها و ناكامی های خويش را به تماشا می نشيند. «آنچه امروز به يک زبان می گويم، آينده با زبان‌های بی شمار خواهد گفت.» جبران خليل جبران

ادامه...
  • ناشر نشر افق
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.15 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۶۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب عیسی پسر انسان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



خدایا چرا ما را تنها گذاشته ای

از ز مان ر فتن جبر ان تا به امر وز بیش از هفتاد سال می گذر د. در این مدت، شمار خوانندگان او هموار ه ر و به افز ایش بوده و جغر افیای کلمات جبر ان سال به سال مساحت بیش تر ی ر ا در بر گر فته است. جامعه ی فر هنگی ما نیز چند سالی است که به سمت و سوی آثار نر م و پالاینده جبر ان ر ویکر دی آشکار به خود گر فته است. علت این توجه چیست؟
به ز عم این قلم یکی از دلایل مهم این ر ویکر د، خطاب در ونی آثار جبر ان است. ماهیت این خطاب در ونی به گونه ای است که بر ای تر میم شبکه عاطفی ز خم دیده ی ر وز گار ما مدد می ر ساند و بر ای انبساط ر وح افر ادی تلاش می کند که در مقطع هز ار ه ها علی ر غم داشتن نهادهای مدنی با نابسامانی ها و چالش ها و خلاهای عاطفی ر و به ر و هستند.
جبر ان خلیل جبر ان مسیحی، آدمی فر ادینی است. او خود ر ا صاحب ر سالتی انسانی می داند و شاید هم خویشتن ر ا خلیفه ای مسئول، و در بر ابر بی مسئولیتی خلفای خداوند ر وی ز مین - که به هر قر یه ای که می ر وند با خود تباهی همر اه می بر ند - قد علم کر ده است. با نگر یستن به جبر ان از این در یچه سخن گفتن او از پیام آور ان الهی و فر ستادگان آسمانی معنا پیدا می کند و بر این مبنا جبر ان ر ا می توان از مصلحان معاصر به شمار آور د.
مشهور تر ین اثر جبر ان کتاب "پیامبر " اوست. این اثر یکی از کتاب های خواندنی و به یاد ماندنی است که فقط در ز بان فار سی دواز ده بار و به قلم دواز ده متر جم منتشر شده است. در بار ه ی کتاب "پیامبر "، فواد البستانی، ادیب لبنانی می نویسد که جبر ان این کتاب ر ا نخستین بار به ز بان عر بی نوشت و وقتی آن ر ا به مادر خود داد تا بخواند، مادر ش گفت خوب است اما پیش از موعد نوشته شده است. این پاسخ باعث شد که جبر ان دست نوشته کتاب "پیامبر " ر ا دور بینداز د و بر ای نوشتن مجدد آن پنج سال صبر کند. در این مدت مادر او در گذشت و او بار دیگر کتاب ر ا به عر بی نوشت. اما باز هم با یادآور ی گفته مادر ، نسخه ر ا یک بار دیگر کنار گذاشت. سپس تصمیم گر فت که آن ر ا به ز بان انگلیسی بنویسد. دیر ی نگذشت که این کتاب بر ای نویسنده اش شهر ت جهانی به همر اه آور د و به ز بان های مختلف تر جمه شد. البستانی می نویسد: «با این حال این اثر جهانی جبر ان ر ا ر اضی نکر د و او باز هم تلاش می کر د که کتاب "پیامبر " ر ا به عر بی بنویسد که به سر چشمه اصلی نز دیک باشد.»
این ر وایت ادیب لبنانی از کار جبر ان نشان می دهد که او همانند اغلب نویسندگان بز ر گ همیشه در ستیز میان معنا و مبنا یا قالب و مضمون به سر بر ده و عقل و عاطفه اش هموار ه در تکاپو بوده که مکنونات خود ر ا بیان کند. اما همان گونه که نفّر ی عار ف بز ر گ قر ن چهار م گفته هر چه اندیشه وسعت پیدا کند، ز بان از گفتار باز می ماند، جبر ان هموار ه احساس می کر ده که کلمات و عبار ات او ناتوان از گفته اند و لذا نگار ش و باز نگر ی او ر وندی همیشه به خود گر فته است. بر این اساس، به نظر می ر سد که جبر انِ نگر ان، از طر یق نوشتن به جست و جوی بهشت از دست ر فته انسان و ساحل آر ام می گشته و بر ای اتصال مجدد به ر وح بز ر گ لحظه شمار ی می کر ده است. سیر کلی ز ندگانی جبر ان هم این حس بیم و امید و نوسان در مر ز های کامیابی و ناکامی ر ا به خوبی نشان می دهد. او در آغاز جوانی با توفانی از احساسات عاطفی ر و به ر و شد که با گذشت ز مان به آر امشی همر اه با افسر دگی ر سید و سپس میل شدیدی به عز لت و دور ی از مر دم و جامعه پیدا کر د و در پنجاه سالگی در گذشت.
جبر ان در نامه ای که به خانم می ز یاده می نویسد، ضمن شکایت از حک و اصلاح همیشگی و نار ضایتی خود از نوشته ها می گوید: «من به این دلیل به دنیا آمده ام و به ز ندگی ادامه می دهم که فقط یک کتاب کوچک بنویسم نه بیش تر ، نه کم تر . ز اده شدم، ز ندگی کر دم و ر نج بر دم فقط بر ای این که یک "کلمه ی" ز نده بگویم. اما طاقت نیاور دم، منتظر و خاموش نماندم که ز ندگی این کلمه ر ا بر ز بان من جار ی کند. یاوه گفتم و هیاهو ر اه انداختم و چه مایه تاسف و شر مسار ی آن قدر ور اجی کر دم که از پا افتادم و وقتی ز مانی ر سید که می توانستم اولین حر ف این کلمه ر ا بر ز بان بیاور م، دیگر دیر شده بود، من به پشت افتاده بودم و ز بانم سنگ شده بود.»
جبر ان در نامه دیگر ی به می ز یاده - که با او ر ابطه ی عاشقانه داشت - می نویسد: «می دانی می؟ من هر گاه که به ر فتن - یا همان که مر دم مر گ می نامند - می اندیشم لذتی عجیب و اشتیاقی فر اوان به این ر فتن پیدا می کنم. اما بلافاصله به یاد می آور م که ر سالت من گفتن آن "کلمه" است و من هنوز این "کلمه" ر ا بر ز بان نیاور ده ام و هنوز آتش من فقط دود کر ده است، و این امر مر ا از ر فتن باز می دار د. من این ر از ر ا فقط به تو می گویم.
می! اگر اتفاقی افتاد که من پیش از بر ز بان آور دن آن کلمه از دنیا ر فتم، به این دنیا بر می گر دم که این کلمه ای ر ا که الان مانند مه در اعماق ر وحم خلجان دار د، بر ز بان جار ی کنم.»
این عبار ات ر وانکاوانه، از تاملات عمیق و صوفیانه جبر ان حکایت می کند و نشان می دهد که او به ر ستاخیز و تناسخ ر وح و فلسفه های شر قی معتقد بوده. او همیشه تکر ار می کر ده که من چشم انتظار م؛ انتظار چیز ی که نمی دانم چیست و همیشه فکر می کنم که ز ندگی ام چشم به ر اه چیز ی سپر ی شده که هنوز اتفاق نیفتاده است.
می ز یاده در تحلیل آثار جبر ان می گوید: «در اغلب آثار جبر ان از "دیوانه" گر فته تا "پیامبر " و "کف و ماسه" تا "عیسی پسر انسان" - که موضوع کتاب ماست - هموار ه یک صدا شنیده می شود و صداهای گوناگون از یک شخص سخن می گویند. او در توصیف های خود ابعاد گوناگون انسان ر ا بیان می کند. بعضی هم از معانی و ستایش و شیفتگی می گوید و هم از لعنت و نفر ت و عذاب و ستم غافل نمی شود.»
بر این اساس، در کتاب حاضر ، عیسای ناصر ی انسانی است مانند تمام انسان های دیگر و اطر افیان او هر کدام از دیدگاه خود او ر ا می بینند. بعضی از این اطر افیان با او دوست هستند و بر خی هم غیر دوست و به قول مولانا هر کسی از ظنّ خود شد یار او. اما باید افز ود که این شخصیت ها که به هفتاد نفر می ر سند، همگی واقعی و تار یخی نیستند و عده ای از آن ها ساخته و پر داخته ذهن سر شار از خیال جبر ان است.
"عیسی پسر انسان" همان گونه که از عنوان کتاب پیداست، موضع گیر ی آشکار ی دار د. ز یر ا مسیحیان می گویند عیسی پسر خداست. اما جبر ان در این کتاب می گوید: «عیسای ناصر ی مانند ما به دنیا آمد و مانند ما پر ور ش یافت. او انسان بود.»
در بار ه ی تفاوت عیسای انجیل با عیسای جبر ان، میخائیل نعیمه دوست گر مابه و گلستان جبر ان می گوید:
- عیسای انجیل از مادر ی دوشیز ه در بیت لحم به دنیا آمده. اما عیسای جبر ان از پدر و مادری در شهر ناصر ه متولد شده است.
- عیسای انجیل گر یه می کر د و عذاب می کشید اما عیسای جبر ان فر اتر از در د و عذاب و اشک و ناله است.
- عیسای انجیل فقیر ان و گدایان ر ا به ز یر سایه ی ر وح خود می گیر د اما عیسای جبر ان تهیدستی و ندار ی نمی شناسد و به آن وقعی نمی نهد.
- عیسای انجیل از ر وی صلیب بانگ بر می دار د که خدایا، چر ا مر ا به حال خود واگذاشته ای و این نشان می دهد - طبق گفته جبر ان - که عیسای انجیل نتوانسته است از محاصر ه نقص بشر ی خود ر هایی یابد. اما عیسایی که جبر ان از او سخن می گوید ضعیف نیست و اگر از ر وی صلیب بانگ بر می دار د، بر ای شخص خود نیست، بلکه می گوید خداوندا، چر ا ما ر ا به حال خود واگذاشته ای، نه مر ا!
- عیسای جبر ان همانند عیسای انجیل به موعظه می پر داز د اما موعظه هایش با اولی تفاوت دار د و جبر ان حس شاعر انه خود ر ا نیز به آن افز وده است. بر این اساس، جبر ان در این کتاب مانند یک تار یخ نگار عمل نکر ده و ر ویدادها ر ا آن گونه که در کتاب های مقدس اتفاق افتاده، باز نویسی نمی کند.
و سر انجام به این گفته های میخائیل نعیمه باید افز ود که عیسای جبر ان انسانی معمولی به دنیا آمده اما در جایگاهی نشسته است که می گوید: «به دست من نگاه کنید، فکر نمی کنید که شان شان اجلّ از آن است که عصای پادشاهی به دست بگیر ند و قوی تر از آنند که شمشیر ی معمولی ر ا چنگ بز نند؟»
هم چنین، این شخص معمولی با سخنان غیر معمولی نیر ویی غیر معمول تر به همر اه دار د که در این کتاب می گوید: «سخنان من قشونی است با تمام جنگ افز ار ها، نیز ه ها، سر نیز ه ها، اسب ها و سر باز ها. شما این لشکر ر ا نمی بینید اما من با همین نیر و، کاهنان بیت المقدس ر ا شکست خواهم داد و بر سز ار های ر وم پیر وز خواهم شد.»
قدر ت سخن و کلمه شمشیر آخته پیامبر ان الهی و اولیا و مصلحان و نویسندگان است و هیچ عجیب نیست که کتاب انجیل با این عبار ت آغاز می شود که در آغاز "کلمه" بود و کلمه خدا بود. جبر ان خلیل جبر ان نیز - به قول خود او - در تمام عمر تلاش کر ده است که این کلمه ر ا بیان کند، یعنی خدا ر ا بر ز بان آور د.
در بار ه ی ز بان این کتاب نیز باید گفت که جبر ان همانند دیگر نویسندگان سال های پس از جنگ او ل جهانی، بر ای انتخاب لفظ و شیوه ر وایت کلنجار ر فته است ز یر ا در آن سال ها پا به پای انقلاب های اجتماعی، انقلاب های ادبی نیز بر پا بود. هدف این انقلاب های ادبی، آز ادساز ی ز بان و اندیشه از قید و بند خودنمایی ها و اسار ت لفاظی ها بود. اما به گفته ژ ان لوسیه در کتاب کوچک "گر ایش های صوفیانه جبر ان"، این انقلاب ها در نز د جبر ان نتوانست به عمق و جوهر بر سد. با این حال اساس کار او سیطر ه ی معنا بر لفظ بوده و این کار ر ا محل ز یست او در غر ب بر جبر ان شر قی مسلک دیکته می کر ده است.
در همین ر ابطه دکتر ثر وت عکاشه متر جم تمام آثار جبر ان از انگلیسی به عر بی می گوید: «جبر ان از کسانی بود که عاطفه شان بر عقل شان غلبه داشت. بر این اساس او آدمی ایده آلیست بود و به انتز اع فکر می کر د و ر ابطه اش با اشیای پیر امون ساده و آسان بود. بر ای او اهمیت نداشت که مر دم شیوه نوشتار او بپسندند یا نه، ز یر ا او خود آن ر ا می پسندید.»
و سر انجام در بار ه ی پیدایش سوژ ه و اندیشه نوشتن کتاب "عیسی پسر انسان"، میخائیل نعیمه در کتاب خود با عنوان "جبر ان خلیل جبر ان" می نویسد: «جبر ان یک ر وز به من گفت که موضوع کتاب های "باغ پیامبر " و "پیامبر " هم چنان در ذهن من طنین می انداز د اما نظر ت چیست که کتابی در بار ه ی عیسی بنویسم؟ می دانی میشا (میخائیل نعیمه)، خیلی وقت است که به این طر ح فکر می کنم و ر استش دیگر از دیدگاه دیگر ان در بار ه ی عیسی خسته شده ام. بعضی ها چنان از مسیح حر ف می ز نند که انگار ز نی ر یشدار است! یعنی فر دی ز یبا اما ضعیف و ناتوان و بیچار ه و کم ار ز ش است. بعضی هم طور ی او ر ا توصیف می کنند که انگار یک جادو گر و شعبده باز است. عده ای هم با دلیل و بر هان سعی دار ند وجود این شخص را - که بز ر گ تر ین حقیقت در ز ندگی بشر است - نفی کنند. از مدعیان علم لاهوت هم خسته شده ام که با گفتار های بی اساس از او شخصی می ساز ند که از عقل و عاطفه آدمی به دور است و نمی دانی که آیا او ر ا انسان به حساب بیاور ی یا او ر ا عبادت کنی؟!
می دانی، من معتقدم که مسیح آدمی مثل من و شما بوده، اما یکی از نیمچه نویسندگان آمر یکایی آمده و او ر ا تاجر ی معر فی کر ده که به خاطر مال و منال دنیا دست به هر تر فندی می ز ند. دوست من، یقین دار م که مسیح، مر دی مقتدر و صاحب عز م و در همان موقع هم شخصی مهر بان و ر ئوف بوده است. اما هیچ وقت آدمی بیچار ه و متواضع نبوده و اصولاً من از آدم های بی دست و پا، متنفر م و تواضع ر ا هم نشان ضعف می دانم.»
نعیمه می گوید که من به او گفتم مسیح موضوعی پایان ناپذیر است و هر چه در بار ه ی او گفته شود، باز هم جا دار د. با این حال تو چگونه می خواهی از او سخن بگویی؟
جبر ان پاسخ می دهد: ر اهش ر ا پیدا کر ده ام. من در کتابم کار ی می کنم که دیگر ان - دوست و دشمن - از دیدگاه خود در بار ه عیسی سخن بگویند و از این طر یق من دیدگاه خودم ر ا در بار ه ی مسیح نشان می دهم...
این گونه بود که کتاب "عیسی پسر انسان" در ذهن و قلم جبر ان خلیل جبر ان شکل گر فت و به گفته نعیمه، جبر ان که دچار بیمار ی بی علاجی شده بود، هموار ه می تر سید که پیش از تمام شدن کتابش بمیر د. اما کتاب "عیسی پسر انسان" به پایان ر سید و به باز ار آمد و آن گاه جبر ان با خیالی آسوده به دیار باقی شتافت و این آخر ین "کلمه" جبر ان خلیل جبر ان به شمار می آید.

موسی بیدج
ار دیبهشت ۱۳۸۲

نظرات کاربران درباره کتاب عیسی پسر انسان