فیدیبو نماینده قانونی گروه انتشاراتی ققنوس و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب استنفورد ۷۰  ...طبیعت گرایی

کتاب استنفورد ۷۰ ...طبیعت گرایی

نسخه الکترونیک کتاب استنفورد ۷۰ ...طبیعت گرایی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب استنفورد ۷۰ ...طبیعت گرایی

بسیاری از کسانی که در ایران به نحوی از انحا کار فلسفی میکنند و با فضای مجازی اینترنت نیز بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد را شنیده اند و چه بسا از این مجموعه کم نطیر بهره برده باشند.کتابی که در دست دارید حاصل طرحی برای ترجمه و انشار گزیده ای از مدخل های این دانشنامه است با هدف گستردن دامنه تاثیر آن و فراهم کرد امکان دسترسی هر چه بیشتر خوانندگان فارسی زبان به مقالات راهگشایی در این مجموعه آمده است.با توجه به ویژگی های دانشنامه فلسفه استنفورد شاید بیراه نباشد که بگوییم برای کسی که میخواهد برای اولین بار با مسئله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود یا شناخت بهتری از آن حاصل کند.یکی از گزینه های مناسب این است که کار را با خواندن مدخل های مربوط به آن در این دانشنامه آغاز کند.

ادامه...

بخشی از کتاب استنفورد ۷۰ ...طبیعت گرایی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



[ درآمد]

اصطلاح «طبیعت گرایی» معنای چندان مشخصی در فلسفه معاصر ندارد. کاربردِ امروزی آن از مناقشات نیمه اول قرن گذشته در آمریکا ناشی می شود. از جمله کسانی که در آن دوره خود را «طبیعت گرا» اعلام کردند می توان جان دیویی،(۳) ارنست نیگل،(۴) سیدنی هوک،(۵) و روی وود سلرز(۶) را نام برد. این فیلسوفان می خواستند فلسفه را هرچه بیشتر با علم همگام کنند. آن ها استدلال می کردند که واقعیت صرفا طبیعت است و هیچ امر «فراطبیعی» در خود ندارد، و برای تحقیق در تمام حوزه های واقعیت، از جمله «روح انسانی»، باید روش علمی را به کار برد (Krikorian 1944; Kim 2003).
«طبیعت گرایی» بدین معنا، وقتی که در مورد فیلسوفان معاصر به کار می رود، اصطلاح چندان اطلاع بخشی نیست. بیشینه عظیم فیلسوفان معاصر طبیعت گرایی را به آن صورتی که در این جا توصیف شد با خرسندی می پذیرند ــ به عبارت دیگر، آن ها هم امور «فراطبیعی» را انکار می کنند و هم روا می دارند که علم (اگر ضرورتاً یگانه راه ممکن نباشد، دست کم) راهی ممکن برای حصول حقایق مهم درباره «روح انسانی» باشد.
با این حال، این مدخل بر آن نیست که به دقت تعریف اطلاع بخش تری از «طبیعت گرایی» به دست دهد. تلاش برای تعیین شیوه ای رسمی از فهم این اصطلاح بیهوده است. فیلسوفان مختلف معاصر «طبیعت گرایی» را به شیوه های مختلف تعبیر می کنند. این اختلاف نظر بر سر کاربرد اصطلاح تصادفی نیست. چه بخواهیم چه نخواهیم، «طبیعت گرایی» به طور وسیعی در محافل فلسفی به چشم اصطلاحی مثبت نگریسته می شود ــ این روزها فیلسوفان فعالِ معدودی هستند که با خرسندی خود را «غیرطبیعت گرا» اعلام می کنند.(۱ ) این امر لاجرم به واگرایی در فهمِ ملزومات «طبیعت گرایی» راه می برد. تمایل آن فیلسوفانی که پایبندی های طبیعت گرایانه نسبتاً ضعیفی دارند به این است که «طبیعت گرایی» را به نحوی غیرمحدودکننده بفهمند تا خودشان را از دسته «طبیعت گرایان» خارج نسازند، حال آن که فیلسوفانی که آموزه های طبیعت گرایانه پررنگ تری اختیار می کنند خوش دارند که ملاک سختگیرانه تری برای «طبیعت گرایی» وضع کنند.( ۲)
این مدخل، به جای آن که خود را گرفتار مسئله تعریف ذاتی کند، راهکار دیگری در پیش خواهد گرفت. نمای کلیِ طیفی از پایبندی های فلسفی از سنخِ عموماً طبیعت گرایانه را ترسیم خواهد کرد و نکاتی در باب اتقان فلسفی آن ها خواهد گفت. در درجه اول بر این مسئله تمرکز خواهد شد که آیا این پایبندی ها را باید پذیرفت یا خیر، نه این که آیا آن ها معرِّف «طبیعت گرایی» هستند یا نه. مسئله مهم، مدون سازی و ارزیابی استدلالی است که فیلسوفان را به جهتی در کل طبیعت گرایانه سوق داده است، نه تصریح این امر که برای آن که بتوانید خودتان را «طبیعت گرا»یی پروپاقرص بدانید، تا کجا باید پیش روید.
همان طور که توصیف مذکور از جریان آمریکایی نیمه قرن بیستم نشان می دهد، طبیعت گرایی را می توان به دو عنصر هستی شناختی(۷) و روش شناختی(۸) تقسیم کرد. سروکار عنصر هستی شناختی با محتویات واقعیت است، و این عنصر حکم می کند که در واقعیت جایی برای انواعِ «فراطبیعی» یا دیگر انواعِ «موهوم»(۹) موجودات نیست. در مقابل، عنصر روش شناختی به شیوه های تحقیق درباره واقعیت می پردازد، و دعوی نوعی مرجعیت عام برای روش علمی دارد. متناظرا این مدخل دو بخش اصلی خواهد داشت؛ بخش ِ نخست به طبیعت گرایی هستی شناختی اختصاص یافته و بخش دوم نیز به طبیعت گرایی روش شناختی.
البته پایبندی های طبیعت گرایانه هم از نوع هستی شناختی و هم از نوع روش شناختی آن ممکن است در حوزه هایی غیر از فلسفه نیز اهمیت داشته باشند. تاریخ مدرن روان شناسی، زیست شناسی، علوم اجتماعی و حتی خود فیزیک را می توان به نحو سودمندی وابسته به نگرش های متغیر نسبت به اصول هستی شناختی و قواعد روش شناختی طبیعت گرایانه دید. با این حال، این مدخل صرفاً به آن دسته از آموزه های طبیعت گرایانه اهتمام خواهد داشت که مختص به فلسفه اند. از این رو، بخش نخست مدخل، که در باب طبیعت گراییِ هستی شناختی است، به طور خاص به دیدگاه هایی خواهد پرداخت که درباره محتویات عام واقعیت اند و از استدلال و تحلیل فلسفی برخاسته اند. تمرکز بخش دوم نیز، که در باب طبیعت گرایی روش شناختی است، به طور خاص بر آن دسته از مناقشات روش شناختی خواهد بود که به کار فلسفی، و علی الخصوص به ارتباط بین فلسفه و علم، مربوط می شوند.

پیشگفتار دبیر مجموعه

بسیاری از کسانی که در ایران به نحوی از انحا کار فلسفی می کنند و با فضای مجازی اینترنت نیز بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد(۱) را شنیده اند و چه بسا از این مجموعه کم نظیر بهره نیز برده باشند. این دانشنامه حاصل طرح نیکویی است که اجرای آن در سال ۱۹۹۵ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. به لطف کمک هایی که گردانندگان این مجموعه از آن ها برخوردار شده اند، متن کامل تمامی مقالات این دانشنامه در اینترنت به رایگان و به آسان ترین شکل در دسترس خوانندگان علاقه مند قرار گرفته است.
نگاهی به ساختار و مندرجات مقاله ها و مرور کارنامه نویسندگان آن ها، که عموما در حیطه کار خویش صاحبِ نام و تالیفات درخور اعتنا هستند، گواهی می دهد که با مجموعه ای خواندنی مواجهیم، مجموعه ای که غالبا مدخل های مناسبی برای ورود به گستره های متنوع تامل فلسفی به دست می دهد. به این اعتبار، می توان به جرئت گفت کسی که می خواهد اولین بار با مسئله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود، یکی از گزینه های راهگشایی که پیش رو دارد این است که ابتدا به سراغ مدخل یا مدخل های مربوط به آن در این دانشنامه برود.
دانشنامه فلسفه استنفورد (به سرپرستی دکتر ادوارد ن. زالتا(۲)) افزون بر این که پیوندی فراگیر میان فضای دانشگاهی و عرصه عمومی برقرار کرده، ویژگی های درخور توجه دیگری هم دارد. حجم بسیاری از مقاله های این دانشنامه چشمگیر است. ظاهرا دست نویسندگان در شرح و بسط کثیری از موضوعات و مباحث باز بوده است. دیگر این که در کنار مدخل های نام آشنا گاه به موضوعات و مسائل کم و بیش بدیعی پرداخته شده است که شاید در نظر اول ورودشان به دانشنامه ای فلسفی غریب بنماید و در عین حال خواننده را به بازاندیشی درباره دامنه تفکر فلسفی و نسبت آن با زیست جهان خویش فرابخواند. کتابنامه های مندرج در پایان مقاله ها نیز، که معمولاً به دقت تدوین شده اند، یکی از محسنات این دانشنامه است که به ویژه به کار دانشجویان و محققانی می آید که می خواهند در زمینه ای خاص پژوهش کنند. این را هم نباید از نظر دور داشت که خاستگاه این دانشنامه به هیچ روی موجب نشده است که متفکران و مباحث فلسفه قاره ای نادیده گرفته شوند.
انتشار تدریجی این دانشنامه به زبان فارسی و فراهم کردن امکان مواجهه شمار هرچه بیشتری از خوانندگان علاقه مند با آن، چه بسا استمرار همان غایتی باشد که مورد نظر بانیان این طرح بوده است. بر این اساس، در گام نخست انتخابی اولیه از میان مدخل های پرشماری که در دانشنامه آمده است صورت گرفته و کار ترجمه آن ها به سعی مترجمانی که با این طرح همکاری دارند به تدریج پیش می رود. ترجمه کل دانشنامه البته غایتی بلندپروازانه است، به ویژه با توجه به این که هنوز همه مقاله های آن به نگارش درنیامده اند. با این حال، تلاش بر این است که، در صورت فراهم بودن شرایط، انتشار این مجموعه استمرار پیدا کند و به سرنوشت مجموعه هایی دچار نیاید که آغازی چشمگیر داشته اند ولی دولتشان چندان پاینده نبوده است.
روال غالب این است که هر کدام از مدخل ها در یک مجلد منتشر شود، اما در مواردی که حجم یک مدخل از حداقل لازم برای این که به هیئت مجلدی مستقل منتشر شود کمتر باشد، آن مدخل همراه با مدخل دیگری که با آن قرابت موضوعی دارد انتشار می یابد. به توصیه دکتر زالتا، نسخه اساس ترجمه ها آخرین ویراستی خواهد بود که در بخش آرشیو دانشنامه درج شده است، و همین امر در چاپ های مجدد ترجمه ها مبنا قرار خواهد گرفت. در مرحله ویرایش، تمامی ترجمه ها سطر به سطر با متن انگلیسی مقابله خواهند شد تا عیار کار درخور این مجموعه باشد. در این میان تلاش می شود توازن شایسته ای میان احترام به سبک و زبان هر مترجم از یک سو و اقتضائات مجموعه از سوی دیگر به دست آید.
طرح انتشار این مجموعه شاید فردی بوده باشد، اما اجرا و اتمام آن البته کاری جمعی است و با تلاش مشترک و همراهی دوستانی میسر می شود که به این کار دل می سپارند. افزون بر مترجمانی که در این طرح همکاری می کنند، سپاسگزار دیگرانی هستم که مساعدتشان پشتوانه اجرای شایسته آن است. به ویژه از آقای دکتر زالتا و سایر گردانندگان دانشنامه قدردانی می کنم که اجازه دادند مجموعه حاضر به زبان فارسی منتشر شود. همچنین، باید یاد کنم از آقای امیر حسین زادگان، مدیر انتشارات ققنوس، که زمینه اجرای طرح را فراهم کردند؛ آقای دکتر سید نصراللّه موسویان، که یاری بی دریغشان برای این مجموعه بسیار مغتنم بوده است؛ و آقای جهانگیر ملک محمدی و یکایک همکاران ایشان در بخش فنی انتشارات، که می کوشند این مجموعه با شکل و شمایلی درخور منتشر شود.

مسعود علیا
زمستان ۱۳۹۲

۱ : طبیعت گرایی هستی شناختی

۱.۱. ایجاد تفاوتی علّی

یکی از اندیشه های محوری طبیعت گرایی هستی شناختی آن است که تمامی موجودات زمانی ـ مکانی یا باید با موجودات فیزیکی( ۳) این همان باشند یا از نظر متافیزیکی متقوم به موجودات فیزیکی باشند. بدین جهت، بسیاری از طبیعت گرایان هستی شناختی نسبت به موضوعات ذهنی، زیست شناختی و دیگر موضوعات «خاص ِ»(۱۰) این چنینی، نگرشی فیزیکالیستی اختیار می کنند. آن ها معتقدند که در قلمروهای ذهنی، زیست شناختی و اجتماعی، چیزی غیر از ترتیباتی از موجودات فیزیکی وجود ندارد.
انگیزه اصلی این نوع طبیعت گراییِ هستی شناختی لزوم تبیین این مسئله است که چگونه ممکن است موجودات خاص آثار [ یا معلول های] فیزیکی داشته باشند. بدین جهت، بسیاری از متفکران معاصر نسبت به قلمرو ذهنی دیدگاهی فیزیکالیستی اختیار می کنند، زیرا بر این باورند که در غیر این صورت نمی توانیم تبیین کنیم که فرایندهای ذهنی چگونه ممکن است به لحاظ علّی بر بدنمان و دیگر اشیای فیزیکی اثرگذار باشند. ملاحظاتی از همین دست انگیزه دیدگاه هایی است که از نظر هستی شناختی، نسبت به قلمرو زیست شناختی، قلمرو اجتماعی و نظایر این ها رویکردی طبیعت گرایانه دارند.
ممکن است بی درنگ آشکار نباشد که چرا این لزوم توضیحِ آثار فیزیکی باید قیود «طبیعت گرایانه» محکمی بر مقوله ای تحمیل کند. هرچه باشد، به نظر می رسد در این اندیشه که رویدادهای اساساً غیرعلمیِ «فراطبیعی» تاثیری علّی بر فرایندهای فیزیکی اِعمال می کنند هیچ گونه عدم انسجام پیشینی(۱۱) وجود ندارد، چنان که اتقان مفهومی داستان های سنتی ای که درباره مداخلات خدایان غیرمادی و دیگر موجودات عجیب و غریب در امور این جهانی می گویند بر این امر گواهی می دهد.
اما، حتی اگر هیچ اعتراض ِ پیشینی ای وجود نداشته باشد، ممکن است نسبت به این دست اثرگذاری های علّی غیرطبیعی اعتراضاتی پسینی(۱۲) وجود داشته باشد. در ذیل خواهیم دید که نظریه علمی مدرن چگونه برای آن انواع موجودات که می توانند آثار فیزیکی داشته باشند قیود سفت و سختی تعیین می کند. با توجه به این که پدیده های ذهنی، زیست شناختی و اجتماعی واجد این گونه آثار هستند، آن ها باید قیود مربوطه را برآورده سازند.
توجه داشته باشید که فقط آن مقولاتی که واجد آثار فیزیکی هستند مستقیماً مشمول این نوع استدلال قرار می گیرند. این استدلال هیچ قید مستقیمی بر مقولاتی که فاقد این گونه آثارند اعمال نمی کند، مقولاتی که به تحقیق قلمروهای ریاضیاتی و موجهاتی(۱۳) و شاید قلمرو اخلاقی را در بر می گیرد. در قسمت های ۱. ۷ و ۱ .۸ به این مسئله بازخواهیم گشت که آیا دلایل دیگری وجود دارد که موید دیدگاه های به لحاظ هستی شناختی طبیعت گرایانه درباره مقولاتی که از نظر علّی موثر نیستند باشد.

نظرات کاربران درباره کتاب استنفورد ۷۰ ...طبیعت گرایی