پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب آشفته حالانِ بیداربخت

کتاب آشفته حالانِ بیداربخت

نسخه الکترونیک کتاب آشفته حالانِ بیداربخت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب آشفته حالانِ بیداربخت

غلامحسین ساعدی می‌داند چطور امید و ناامیدی را مثل کلافی تو در تو به هم بپیچد و آن را در دل قصه‌هایی بگنجاند که تاریخ و سیاست زمانه‌اش به آن متصل شده است. او نمی‌تواند مردم کشورش را نادیده بگیرد و از زندگی، افکار، اعتقادات و خستگی و تنهایی آن‌ها حرفی نزند. ساعدی این بار هم در مجموعه داستان آشفته‌حالان بیدار بخت داستان‌هایی تعریف می‌کند که دید ریزبین او را به زندگی، محیط و اتفاقات زمانه‌اش نشان می‌دهد. این کتاب هم وصف آدم‌های آشفته‌حالی است که در روزگاران سخت و خفقان زندگی کرده‌اند.

درباره کتاب آشفته‌حالان بیداربخت

کتاب آشفته حالانِ بیداربخت اثر غلامحسین ساعدی نویسنده و پزشک ایرانی است. این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه ساعدی است که انتشارات نگاه آن را منتشر کرده است. ساعدی در سال‌های مختلف یعنی بین سال 1340 تا سال 1360 داستان‌های این مجموعه را نوشته است. او در این کتاب هم سبک و سیاق همیشگی‌اش را دارد. داستان‌هایی تمثیلی با شخصیت‌پردازی و خلق صحنه‌های ظریف از ویژگی‌های این کتاب است.

آشفته حالانِ بیداربخت مجموعه‌ای از ده داستان کوتاه است که فضای آن‌ها فضایی واقعی است و با چاشنی بزرگ‌نمایی جذاب‌تر شده است. ساعدی کلام قدرتمندی دارد او به خوبی از پس واژگان بر می‌آید و در این داستان‌ها هم او به شکل موشکافانه ژانر وحشت را در فضای سیاسی دهه 40 تا 50 وصف کرده است. او صحنه‌های دلهره‌آوری مثل تحت تعقیب بودن و دستگیر شدن و اتهام را در چندین جای کتاب توصیف کرده است. ساعدی علاوه بر فضای سیاسی دنیای شخصیت‌های داستان را هم با توصیفات دقیق و ریزبین خود خلق کرده است و شیوه‌ای را برای توصیف و روایت تنهایی آدم‌ها انتخاب کرده است که متفاوت از دیگر آثار اوست. توصیفاتی که گاهی برای خواننده ویرانگر و دردناک است و در واقع نشان از تجربه‌های شخصی خود او هم دارد. ساعدی تنهایی را با تمام وجود درک کرده و خود او که سالها از سوی حکومت طرد و محکوم شده، تنهایی آدم‌های داستان‌هایش را هم به شکلی ترسیم کرده که جامعه آن‌ها را نمی‌پذیرد. به شکلی که شاید خود او تجربه کرد است.

خلاصه داستان‌های کتاب آشفته حالانِ بیداربخت

اسکندر و سمندر در گردباد: سمندر و اسکندر از بالکن خانه‌های هم با یکدیگر صحبت می‌کنند؛ اما یک روز سمندر حرفی میزند که به ضررش تمام می‌شود.

شنبه شروع شد: نویسنده‌ای جوان عاشق شارلوت شده است اما او هر شنبه باید با دلهره منتظر آمدن او باشد.

بازی تمام شد: حسنی و دوستش تصمیم می‌گیرند تا کاری کنند که دیگر پدر حسنی او را کتک نزند.

خانه باید تمیز باشد: زن و مرد جوانی برای ماه‌عسل به کنار دریا می‌روند اما آنجا اتفاق عجیبی برایشان می‌افتد.

آشفته‌حالان بیدار بخت: شاعری در کافه منتظر آمدن معشوقه‌ی خود است. او آشفته و کلافه است.

صدا خونه: سربازی در پادگان نمی‌تواند رژه برود به همین دلیل مدام تنبیه می‌شود.

پادگان خاکستری: زن و مردی در کویر زندگی آرامی دارند اما بنای یک پادگان کنار خانه‌ی آن‌ها همه‌چیز را عوض می‌کند.

میهمانی: معلمی در خانه کوچک خود زندگی می‌کند اما ناگهان یک روز دوست قدیمی‌اش به سراغ او می‌رود.

ای وای تو هم: مردی با نام مستعار کتاب و مقاله می‌نویسد اما ناشر تمام مقالات او را این بار با نام اصلی‌اش منتشر می‌کند.

واگن سیاه: مامور ساواک باید پرونده مردی مشکوک را بررسی کند.

درباره غلامحسین ساعدی

غلامحسین ساعدی با نام مستعار گوهر مراد روان‌پزشک، نمایشنامه‌نویس، نویسنده، فیلم‌نامه‌نویس، سردبیر نشریات ادبی و فعال سیاسی بود. ساعدی جزو نویسندگانی بود که فارغ از تعصب و سیاست‌زدگی، از سرِ دلسوزی برای جامعه‌ای دردمند و آشفته می‌نوشت. او یکی از برجسته‌ترین روشن‌فکران ایران است که دغدغه‌ها و حرف‌هایش محدود به دوران خودش نمی‌شود. ساعدی در ۲۴ دی ‌ماه ۱۳۱۴ در شهر تبریز به دنیا آمد. او از دوران دبیرستان شروع به نوشتن کرد و اولین نوشته‌ها و داستان‌هایش در هفته‌نامه دانش‌آموز چاپ شد. ساعدی در دانشگاه تبریز درس ‌خواند و در سال ۱۳۴۱ از تبریز به تهران رفت و تحصیلات تکمیلی خود را به پایان رساند. ساعدی در تهران با نشریات مختلف همکاری می‌کرد. «ناصر تقوایی» کارگردان و نویسنده نامدار ایرانی جزو افرادی است که با او همکاری داشته است. غلامحسین ساعدی با نمایشنامه‌های منحصر به فرد خود که هر کدام بیانگر شرایط اجتماعی و تاریخی جامعه‌ هستند یکی از تأثیرگذارترین نمایشنامه‌نویسان معاصر ایران بعد از «بهرام بیضایی» و «جعفر والی» است. نمایشنامه‌های او بارها و بارها بر روی صحنه‌ی تئاتر درخشیده‌اند. ساعدی علاوه بر نمایشنامه داستان و فیلم‌نامه هم در کارنامه‌ی درخشان خود دارد. از آثار او می‌توان به «تک‌نگاری ایلخچی»، «خیاو یا مشکین‌شهر»، «هشت داستان پیوسته عزاداران بیل»، داستان بلند «مقتل»، نمایشنامه‌های «چوب به دست‌های ورزیل»، «تک‌نگاری اهل هوا»، «بهترین بابای دنیا»، «پنج نمایشنامه از انقلاب مشروطیت»، مجموعه داستان «واهمه‌های بی‌نام‌ و نشان» و نمایشنامه «آی بی‌کلاه، آی با کلاه»، رمان «توپ»، «نمایشنامه پرواربندان»، «تک‌نگاری قراداغ»، «جانشین» و فیلم‌نامه‌ی موفق «گاو» که فیلم آن را «داریوش مهرجویی» ساخت اشاره کرد.

بعد از انقلاب 57 در ایران ساعدی وطن خود را به قصد اقامت در فرانسه ترک کرد. این نویسنده‌ی پرکار و موفق در سال 1364 در پاریس از دنیا رفت.

در بخشی از کتاب آشفته حالانِ بیداربخت می‌خوانیم

چهار ساعت یا بیش‌تر از چهار ساعت که تمام شهر زیر پای بادهای عمودی لگدکوب می‌شد، همه‌جا تاریک شد. گردبادهای ریز و درشتی مثل فرفره، از این و آن گوشه به هوا بلند می‌شد هم چون چاه‌های پشت و رو شده در یک قطر ولی با اندازه‌های مختلف که بعد از ده‌ها متر فوران، مثل چترباز می‌شد و آن‌وقت، انواع و اقسام نخاله و زباله، سقف آسمان را می‌پوشاند. روزنامه، لنگه‌کفش، پیرهن‌های پاره که باد در آستینشان افتاده بود، ظرف‌های کائوچویی، سطل‌های حلبی پوسیده، دستکش‌های پلاستیکی، کیسه‌های پر زباله که گاه در آسمان منفجر می‌شدند و از درون آن‌ها، پوست هندوانه و پوست پیاز و پوست سیب‌زمینی همراه با مقداری سیاهی، هرکدام راهی را در پیش می‌گرفتند. کلاه‌های جورواجور، دستارهای رنگ بارنگ که مثل نواری باز می‌شدند و مثل جاده‌های متحرک به هر طرفی می‌رفتند و در تقاطع هم دیگر قرار می‌گرفتند و به هم دیگر می‌پیچیدند. چوب بلال، ساندویچ‌های نیم‌جویده، آنتن‌های تلویزیون پوسیده که یک‌مرتبه سقوط می‌کردند و دوباره بلند می‌شدند. پوسترهای عکس که هرچه بالاتر می‌رفتند به حشره‌ی غریبی شباهت پیدا می‌کردند. بطری‌های شکسته و فراوان کتاب که با صدها و هزاران بال، خود را به این طرف و آن طرف می‌زدند و جایی برای پایین آمدن پیدا نمی‌کردند. لقمه‌های نیم‌خورده که از دست بسیاری گرفته‌شده بود، لباس‌های فراوانی که از روی‌بند لباس‌ها کنده‌ شده بود، نوارهای زخم بندی چرکین و سنگین و اشیاء نامشخص دیگری مثل تابوت، یک مغازه‌ی شیک از جا کنده‌شده، قایق‌های سبک پر از جوانان که مدام به هم می‌خوردند و از هم جدا می‌شدند و گاه به هم می‌پیوستند و به شکل پرنده‌ی غریبی درمی‌آمدند و آنگاه ضربه‌ای آن‌ها را از هیئت غریبشان درمی‌آورد و مطلوب‌ترشان می‌کرد. گوسفندانی که هیچ‌وقت بال نداشتند و پرندگان بسیار بدهیبت و بی‌بالی که تیزپروازی را بدانجا می‌رساندند که از میان آن همه اشیاء، راهی به جای ناشناخته‌ای باز می‌کردند و بعد انواع و اقسام اجسام سنگینی که می‌شد آن‌ها را تراکتور یا یدک‌کش یا ماشین‌آلات قراضه و پوسیده در قبرستان‌های اطراف شهر فرض کرد.

مشخصات کتاب آشفته حالانِ بیداربخت

نظرات کاربران درباره کتاب آشفته حالانِ بیداربخت

داستانهای این مجموعه بینهایت گیرا هستند و سیر خوبی دارند با وجود اینکه بعضا پایان بندی ها ضعیفه ولی سیر داستانها انقدر گیراست که خیلی به چشم نیاد
در ۱ سال پیش توسط ahm...2.t ( | )
آدم های تمام قصه های این کتاب به نوعی تنهان. فضای تمام داستان ها پر از دلهره، اضطراب، سیاهی و کثیفیه. تعقیب و دستگیر شدن و تقتیش و اتهام هم در این کتاب به وفور به چشم میخوره. فعالیت های سیاسی و احساسات و ترس ها و زندان رفتن های نویسنده در اون دوران تاثیر زیادی در داستان های این کتاب داشته. ولی با این همه سیاهی داستان های جوری نوشته نشدن که از خوندنشون لذت نبری. اصلا هم کتاب حوصله سر بری نیست. نثرش قویه. میتونی با خیلی از شخصیت های کتاب احساس همدردی و حتی همذات پنداری کنی. من شش تا ازین ده تا داستان رو دوست داشتم و پسندیدم.
در ۸ سال پیش توسط ... ( | )
داستان کوتاه «آشفته حالان بیدار بخت» در مجله های آدینه، و دنیای سخن برای نخستین بار در سال 1360 چاپ شده، اما کتاب حاضر که در سال 1388 توسط انتشارات نگاه منتشر شده، مجموعه‌ی ده داستان کوتاه است از مرحوم غلامحسین ساعدی، شامل داستانهای: «اسکندر و سمندر در گردباد»، «شنبه شروع شد»، «بازی تمام شد»، «خانه باید تمیز باشد»، «آشفته حالان بیدار بخت»، «صداخونه»، «پادگان خاکستری»، «میهمانی»، «ای وای تو هم!»، و «واگن سیاه». ا. شربیانی
در ۵ سال پیش توسط ... ( | )
وحشتی که تو آثار ساعدی هست، عجیب و غریبه؛ یه ترس نامعلوم، ولی هراس آور.
در ۵ سال پیش توسط ... ( | )
خب بجز داستان "ایوای تو هم" بقیه داستان های این مجموعه زیاد برام جالب نبود البته... داستان در فضای سیاسی دهه 40-50 نوشته شده و مناسب اون فضا است. برای من در کل زیاد جذابیت نداشت؛ اما می تونم اعتراف کنم غلامحسین ساعدی تسط قابل توجهی به زبان فارسی دارد.کلا تسلط نویسنده به زبان فارسی و رقص واژگان در کتاب برام جالب بود....در اوایل خوانش هم مدام به خودم می گفتم انگار ساعدی دارد از دست نویسندگان هم عصرش رو نویسی می کند که بعدها متوجه شدم سخت در اشتباهم ....در کل همان دو ستاره......
در ۶ سال پیش توسط ... ( | )
  • ۱
  • ۲
  • بعدی ›
  • آخرین ››