فیدیبو نماینده قانونی نشر نیلوفر و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تونل

کتاب تونل

نسخه الکترونیک کتاب تونل به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب تونل

«تونل» داستان تنهايي و انزواي انسان است. شخصیت اصلی رمان، «کاستل» نقاش نسبتاً معروفي است که ترجيح مي‌دهد کمتر ديده شود. از منتقدان متنفر است و احساس مي‌کند که کارش را هيچ کس نمي‌فهمد. در يک نمايشگاه، کاستل متوجه زني مي‌شود که به نکته‌اي در تابلوي او که ديگران نسبت به آن بي‌اعتنا بودند توجه نشان مي‌دهد. زن از نمايشگاه مي‌رود و کاستل روزهاي متمادي به او فکر مي‌کند تا اين که يک بار به صورت اتفاقي او را در خيابان مي‌بيند و تعقيبش مي‌کند. در تمام اين مدت کاستل مشغول خيالبافي است که در اولين ملاقات چه چيزي به زن بگويد. کاستل و زن با هم آشنا مي‌شوند. اسم زن ماريا ايربيارنه هانتر است. کاستل متوجه مي‌شود که ماريا همسر مرد کوري به نام آلنده است. با اين حال ارتباط خود را با ماريا ادامه مي‌دهد...

ادامه...
  • ناشر نشر نیلوفر
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.95 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۷۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب تونل

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:


یادداشت مترجم فارسی

ادبیـات، هنـر، و فلسفه، بازتاب شرایط زندگـی اجتماعی انـد. اگزیستانسیالیسم به عنوان یک فلسفه و شاید رهنمودی برای عمل اجتماعی نیز از این قاعده مستثنی نیست. در این یادداشت کوتاه تنها می خواهم برداشت خودم را از این جهان بینی که رمان حاضر یک نمونه بارز از آن است به اختصار بیان کنم و البته که خواننده صاحب نظر از شرح و توصیف این نگارنده مستغنی است و این نوشتار برای او تنها جنبه یک یادآوری و شاید تکرار را دارد. ولی گاه یادآوری و تکرار سودمند است.
فلسفه و جهان بینی اگزیستانسیالیستی و به تبع آن ادبیات و هنر برگرفته از آن فرآورده سیر تفکر و دانش بشر در قرن بیستم است که حقا نمی دانم باید نام رشد و تکامل نیز بر آن نهاد یا نه.
به هر حال این فراورده بینش علمی و خردورزی مانند هر اندیشه انتقادی دیگر در قرن گذشته تجربه دردناک تاریخ بشری و به خصوص آگاهی بر آن رویه دیگر سرشت انسان، رویه نه چندان خوشایند و دلپذیر که دلهره آور و عبرت آموز را در پشت سر خود دارد. قرن ها ستم و شقاوت، جنگ و خونریزی که در قرن گذشته ابعاد نجومی به خود گرفت، و به خصوص جنایات فاشیسم با کوره های آدم سوزی اش، جنایات پیشوایان کمونیسم و پیروان چشم و گوش بسته شان که به نام انسانیت و رهایی بشر بدترین ستم ها را بر مردمان بی دفاع و بی پناه روا داشتند (اجازه بدهید این کلام خردمندانه را تکرار کنم که ظلم ظلم است، و آدمکشی آدمکشی است، و فرق نمی کند که ظلم و آدمکشی زیر پرچمی مدعی عدالت و برابری انجام گیرد یا با دعوی عریان و بی پرده قدرت طلبی: هر دویشان برای قدرت اند و برای زیر سلطه گرفتن مردمان بی پناه و گاه فریب خورده) آری این را می گفتم که مظالم و شقاوت های بشری و رشد خردورزی به این انجامید که متفکران و فیلسوفانی در پاکی و نیکویی سرشت انسان تردید کنند، خوشبینی خود را نسبت به طبیعت پاک و منزه انسان از دست بدهند، و دیالکتیک زشتی و زیبایی، پاکی و پلیدی، رافت و سنگدلی را در برداشت خود از انسان و جامعه بشری برجسته سازند. و آن رویه دیگر سرشت انسان که در نوشته های اگزیستانسیالیست ها، از سارتر گرفته تا کامو و دیگر اندیشه ورزان این مکتب و در اندیشه و آثار ارنستو ساباتو که مترجم حاضر افتخار ترجمه دومین اثر از او را دارد همین است.
راستی هیچ به این فکر کرده ایم که چرا هرآنچه از خوبی، زیبایی، و نیکویی است باید برچسب انسانی بگیرد و هرچه بدی و شقاوت است ددمنشی و حیوان صفتی نامیده شود؟ درحالی که ظالمانه ترین و بیرحمانه ترین رفتارها نیز از آن انسان است. همین انسان مهربان، ایثارکننده و از خود گذشته! راستی چرا؟ و متفکران اگزیستانسیالیست و از جمله ارنستو ساباتو که همگی انسان های مهربان و رئوفی بوده اند و عده ای از آنها در مبارزات اجتماعی به نفع محرومان و در برابر ستمگران روزگار نقش های برجسته ایفا کرده اند به آن رویه دیگر پرداخته اند و با افسوس و حسرت ــ و نه برای برداشتن پابند وجدان و اخلاق از دست و پای بشر ــ آن را برجسته کرده اند. وقتی در فصل «گزارش درباره نابینایان» از کتاب درباره قهرمانان و گورها با زن و شوهری که یکدیگر را دوست دارند و خود قربانی توطئه فرقه مرموز نابینایان ــ که شاید تمثیلی و نمادی است از آدمیانی که به خاطر منافع و مطامع خویش دیده بر هر حقیقتی بسته اند ــ مواجه می شویم یا ماجرای کاستل و ماریا ایریبارنه را ــ که درون مایه رمان حاضر است می خوانیم این رویه پلید و این جنبه نفرت بار از سرشت انسانی را به وضوح مشاهده می کنیم و مانند نویسنده کتاب قلب و جان مان مالامال از افسوس و دلسوزی به حال انسان می شود: انسانی که باز هم باید او را قربانی دانست و اسیر سرنوشت یا شرایط اجتماعی که او را از آنها گریزی نیست شمرد.
به هر حال این نیز یک چهره انسان است که فیلسوفان و نویسندگان و هنرمندان اگزیستانسیالیست آن را برجسته کرده اند، بی آنکه انسان را محکوم کنند یا اندکی از دلسوزی و رافت شان نسبت به این محکوم ازلی کاسته شود.
سخن را کوتاه می کنم. بی مناسبت ندانستم که با این یادداشت کوتاه عمق بینوایی بشر و محکومیت گریزناپذیر او را که از زبان و قلم اگزیستانسیالیست ها بیان شده است به خواننده صاحب نظر یادآوری کنم.
رمان از دیدگاه روانکاوی نیز مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است که خود فرصتی دیگر و جای دیگر برای شکافتن اش می طلبد.
ولی اجازه بدهید که این نکته را نیز تاکید کنم که تاکید بر این جنبه نفرت بار و دلزدا از سرشت انسان، از مقام انسانیت والایی که برای همنوع خویش، برای طبیعت، جامعه، و برای حقیقت ــ حقیقتی همواره دست نیافتنی ــ تلاش کرده است و از جان و دل مایه گذاشته است نمی کاهد؛ و این را اگزیستانسیالیست ها نیز نادیده نمی گیرند: آنها که خود در صف مقدم پیکار با جهل و بی عدالتی موضع گرفته اند و برای تقویت جنبه مثبت و رویه دلپذیر سرشت انسانی از هیچ تلاشی فروگذار نکرده اند. تشکر می کنم که یادداشت مرا خواندید.

تشکر و قدردانی

وظیفه خود می دانم از آقای علی اکبر یزدان سپاس به خاطر نسخه پردازی دقیق و مسئولانه شان که مانند همیشه همراه با پیشنهادهای مثبت و اظهارنظرهای سازنده ای بوده است که در ارتقاء کیفی ترجمه موثر بوده اند سپاسگزاری کنم و آرزوی بهترین ها را برای ایشان ابراز دارم.
مترجم
اردیبهشت ۱۳۸۶

نظرات کاربران درباره کتاب تونل

داستانی که مبدا و مقصد پیچیده ای نداره ، یک قتل و روایت رسیدن به این قتل هست ، اما با ظرافت و زیبایی تمام پیچیدگی ها دو قطبی گری ها و حرص انسان رو به تصویر میکشه ، زمانی که انسان همزمان عشق رو تجربه میکنه و نفرت حاصل از شک رو ، ترس از تنهایی و آرزوی تنها شدن ، تمام داستان پیرامون کشمکش های فکری یک نقاش هست که تشنه توجه و نگاهی هست که خودش آرزوش و داره و وقتی این نگاه رو پیدا میکنه وارد سرنوشتی میشه که به قتل منتهی میشه . کتاب اصلا تم پلیسی و جنایی نداره ، و زیباییش بخاطر به تصویر کشیدن ذات آدمی و افکار مختلف انسان در حین انجام یک عمل مثل عاشق شدن هست
در 7 ماه پیش توسط rez...292
داستان از زبون نقاشی هست که بالاخره یه مخاطب رو تو زندگیش پیدا میکنه که آثار اش رو میفهمه و به همین دلیل عاشق اش میشه و بعد میبینه که اون زن همسر داره و حتی معشوقه های دیگه
در 1 سال پیش توسط سامان حاتمی نژاد
فوق العاده کتاب خوش قلمی است. من خودم نویسنده هستم و‌ واقعا عاشق این شاهکار هستم
در 1 سال پیش توسط ham...3id
لطفا مقدمه مترجم به عنوان نمونه نذارید ی تیکه از متن خود کتاب بذارید که ترجمه رو محک بزنیم قلم نویسنده و درک کنیم
در 10 ماه پیش توسط متین رضوان
حسی که بعد از خوندن کتاب پیدا می‌کنی یه جور رخوت و پوچی‌ئه که حتا فکر کردن درباره کتاب برات سخت می‌شه. البته که این حس من بود ولی لحن راوی به طور ناخودآگاه این احساس رو ایجاد می‌کرد. من هنوز برام زیادی‌‎ئه که بهش سه بدم ولی فکر می‌کنم چیزی که در واقع مدنظر نویسنده‌ بوده همین حسی‌ئه که دارم. و این‌که شاید دنیا چیزی جز همین نیست. اما شباهت خیلی خیلی زیاد این کتاب با کتاب «دلتنگی» نوشته‌ی آلبرتو موراویا برام ناخوشایند بود. شباهت‌هایی در شخصیت راوی‌ها و موضوع داستان و تفسیر و تحلیل‌های متعدد راوی در خلال داستان. و نمی‌دونم این جمله‌ی راوی چقدر درسته که می‌گه؛ «آیا زندگی چیزی جز یک سلسله زوزه‌های بی‌معنی در بیابانی از ستارگان بی‌اعتنا نبود؟»
در 4 سال پیش توسط Mis...avi
اصلا دوستش نداشتم. اصلا با این آدم هایی که در تونل زندگی می کنند و این طور از آدم های دیگر و خودشان متنفرند احساس نزدیکی نمی کنم. این جور مالیخولیای ناشی از رابطه با یک زن هم خیلی دور و غیر قابل فهم است برای من. خیلی دور و نفهمیدنی بود کتاب. خیلی.
در 4 سال پیش توسط Saf...ura
لطفا نمونه‌ای از رمان رو بذارید. خواندن مقدمه، چندان به کار نمی‌آد.
در 1 سال پیش توسط hed...yat
پریشان‌گویی‌های یک نقاشِ قاتلِ متفرعن.
در 3 ماه پیش توسط پرستو ایمان‌علیزاده
لوس و آروغ روشنفکری. ادای اگزیستانسیال‌نویسی با قلم بسیار گیر و قفل. از هر حربه‌ای که تونسته بود استفاده کرده بود تا جذاب نبودن نثرش رو بپوشونه. از منقطع کردن روایت و فصل‌های بی‌نهایت کوتاه، تا دوئیدن دنبال تجربه‌های همگانی مخاطب و قمپزهای هنرطلبانه! خیلی بد. ترجمه خوش‌لحن و یه‌کم تکلف‌گرا بود.
در 4 سال پیش توسط Poo...ani
خوب بود. ولی خاص، نه
در 11 ماه پیش توسط lililolin