ایدهی نوشتن اولین رمان گوتیک، قلعه اوترانتو، از یک کابوس آمد. هوراس والپول در خواب دستی غولپیکر را دید که در قلعهای قدیمی ظاهر شده بود. چند دهه بعد، خشونتهای انقلاب فرانسه و آزمایش برق روی جسد اعدامشدگان، ترسهای تازهای وارد این ژانر کردند و زمینهی شکلگیری آثاری مثل «فرانکنشتاین» را به وجود آوردند.
اما رد گوتیک فقط در کتابها نماند. در سال ۲۰۰۲، مردی اسکاتلندی دوستش را کشت و گفت آکاشا، ملکهی خونآشامها در فیلم «ملکه نفرینشدگان»، در ازای این قتل به او وعدهی جاودانگی داده. انگار ادبیات گوتیک از همان اول جایی میان کابوس، علم، خشونت و جنایت واقعی بود.
در این مطلب سراغ ژانر گوتیک میرویم تا بفهمیم گوتیک یعنی چه؟ ژانری که در قرن هجدهم وارد ادبیات شد و حالا، بعد از بیش از دو قرن و نیم، هنوز زنده است. گوتیک نه تنها از بین نرفته، بلکه این روزها دوباره میان نسل جدید و مخصوصا نسل Z محبوب شده است.
معنی کلمه “گوتیک” چیست؟
کلمه گوتیک از قومی به نام گوتها وام گرفته شده. گوتها ژرمن بودند که احتمالا از بخشهایی از شمال اروپا به سمت جنوب کوچ کردند و در سالهای پایانی امپراتوری روم به یکی از قدرتهای مهم اروپا تبدیل شدند. آنها با رومیها جنگیدند، شهر رم را غارت کردند و در بخشهایی از اروپا حکومتهای خودشان را ساختند. قرنها بعد، نام گوتها در ذهن اروپاییان با فروپاشی روم و آغاز قرون وسطی گره خورد.
در دوره رنسانس، هنرمندان و نویسندگانی که معماری یونان و روم باستان را الگوی زیبایی میدانستند. ساختمانهای قرون وسطی را دوست نداشتند. آنها به ساختمانهایی که کلیساهای بلند، برجهای نوکتیز و مجسمههای عجیب داشتند گوتیک گفتند. این اسم بیشتر نوعی تحقیر بود که چند قرن بعد به معماری قرون وسطی چسبید.
اما تصویر این ساختمانها به مرور تغییر کرد. کلیساهای عظیم، پنجرههای رنگی، راهروهای تاریک، مجسمههای سنگی و برجهایی که در مه ناپدید میشدند، دیگر نشانههای دورانی عقبمانده نبودند. حالا مرموز، باشکوه و خیالانگیز به نظر میرسیدند. انگار گذشتهای فراموششده را در دیوارهایشان پنهان کرده بودند.
همین تصویر در قرن هجدهم وارد ادبیات شد. امروزه گوتیک فقط نام یک نوع معماری یا رمان نیست. این واژه به جهانی تاریک و رازآلود اشاره میکند که ردش را میتوان در سینما، موسیقی، نقاشی، طراحی، مد و فرهنگ عامه هم دید. جهانی که هنوز از همان کلیساهای بلند، ویرانهها و گذشتههای دفننشده تغذیه میکند.
سبک گوتیک چیست؟ گوتیک استایل از چه زمانی به وجود آمد؟
سبک گوتیک بر ترکیب تاریکی و زیبایی استوار است. در این سبک، چیزهای ترسناک یا ناخوشایند فقط برای وحشت استفاده نمیشوند. آنها میتوانند زیبا، باشکوه و حتی شاعرانه باشند. ویرانهها، شب، مه، شمع، ساختمانهای قدیمی، لباسهای تیره، خاطرات سرکوبشده و شخصیتهای مرموز، بخشی از جهان بصری و روایی گوتیکاند.
گوتیک استایل از چه زمانی به وجود آمد؟
در اواخر دههی ۱۹۷۰ و اوایل دههی ۱۹۸۰، گروههایی از جوانان در بریتانیا از دل موسیقی پستپانک، ظاهر تازهای برای خودشان ساختند که نمودی از سبک گوتیک در لباس بود.
به این ترتیب، فضایی که زمانی در کلیساهای قرون وسطی و رمانهای ترسناک دیده میشد، وارد خیابان شد. برجهای تیره جای خود را به لباسهای مشکی دادند، شمع و مه به آرایش رنگپریده و چشمهای تیره تبدیل شدند و شخصیتهای مرموز رمانهای گوتیک، الگوی ظاهری نسلی شدند که میخواست با جریان اصلی جامعه فاصله داشته باشد.
سبک گوتیک در لباس چیست؟
لباس گوتیک اول در خیابانها، کلوبها و کنسرتهای بریتانیا شکل گرفت. خوانندهها و طرفداران موسیقی گوت لباسهایشان را خودشان انتخاب میکردند، تغییر میدادند و گاهی میدوختند. برای آنها مشکی فقط یک رنگ نبود. راهی بود برای فاصله گرفتن از ظاهر معمول و پذیرفتهشده جامعه.
سیوکسسی سو، خواننده گروه Siouxsie and the Banshees، و رابرت اسمیت، خواننده گروه The Cure، از اولین الگوهای این ظاهر بودند. آرایش تیره دور چشم، موهای آشفته و حجیم، لباسهای مشکی، تور، چرم، چکمه و زیورآلات نقرهای بهمرور به نشانههای شناختهشده گوتیک تبدیل شدند. آنها طراح لباس نبودند، اما ظاهرشان را هزاران نفر تقلید کردند و در شکل گرفتن گوتیک استایل نقش داشتند.
یکی از اولین طراحانی که بهطور مشخص برای مخاطبان پانک و گوت لباس تولید کرد، درو برنستین بود. او در سال ۱۹۸۵ برند Lip Service را در لسآنجلس راه انداخت و لباسهای مشکی، چرم، تور و مدلهای الهامگرفته از فضاهای گوتیک و فتیش را به محصولاتی تبدیل کرد که میشد آنها را از فروشگاه خرید.
سالها بعد، این ظاهر از کلوبها و خیابانها به سالنهای مد رسید. طراحانی مانند الکساندر مککوئین و ریک اونز از رنگهای تیره، فرمهای نمایشی، لباسهای تاریخی، چرم و تصویرهای مربوط به مرگ و زوال استفاده کردند. جریانی که گاهی گوتیک فاخر Haute Goth نامیده میشود.
لباس گوتیک امروز شکل ثابتی ندارد. بعضیها به مدلهای ساده دهه ۱۹۸۰ وفادارند و لباس مشکی را با چکمه، خط چشم تیره و موهای آشفته ترکیب میکنند. بعضیها سراغ گوتیک ویکتوریایی با کرست، دامن بلند، تور و مخمل میروند. شاخههایی مانند گوتیک رمانتیک، سایبرگوت و گوتیک لولیتا نیز هرکدام ظاهر متفاوتی دارند.
رمان گوتیک به چه معناست؟ معرفی بهترین رمان های گوتیک
رمان گوتیک را معمولا از همان چند صفحه اول میشود شناخت. لازم نیست حتما روحی از دیوار رد شود یا خونآشامی از تابوت بیرون بیاید. گاهی فقط کافی است خانهای قدیمی در مرکز داستان باشد، گذشتهای پنهان در خانواده وجود داشته باشد و شخصیت اصلی احساس کند چیزی در این مکان درست نیست.
یکی از مهمترین نشانههای رمان گوتیک، فضای آن است. داستانها اغلب در قلعهها، عمارتهای دورافتاده، صومعهها، خانههای متروک، تیمارستانها، گورستانها یا شهرهایی مهگرفته میگذرند. خانه ممکن است صدا بدهد، اتاقی ممنوعه داشته باشد، گذشتهای را پنهان کند یا بر رفتار ساکنانش اثر بگذارد.
شخصیتهای رمان گوتیک هم معمولا آرام و متعادل نیستند. وارثی با گذشتهای مبهم، زنی گرفتار در خانهای بزرگ، مردی اشرافی و مرموز، دانشمندی که از مرزهای اخلاقی عبور کرده، کشیشی فاسد، کودکی عجیب یا راویای که نمیتوان به گفتههایش اعتماد کرد، از شخصیتهای آشنای این ژانرند.
در بسیاری از این داستانها، گذشته هنوز تمام نشده است. رازی خانوادگی، قتلی قدیمی، نفرینی موروثی یا خطایی پنهانشده دوباره به زمان حال برمیگردد.
بررسی ادبیات گوتیک و برترین کتاب های این ژانر
ادبیات گوتیک در طول بیش از دو قرن بارها تغییر کرده است. در قرن هجدهم ادبیات این ژانر بیشتر به قلعهها، صومعهها، راهروهای مخفی و حوادث فراطبیعی علاقه داشت. شخصیتها در مکانهایی دور از جامعه گرفتار میشدند و با نیروهایی روبهرو بودند که نمیتوانستند توضیحشان دهند.
در قرن نوزدهم، ادبیات گوتیک از قلعههای قرونوسطایی فاصله گرفت و سراغ ترسهای تازه رفت. با رشد علم و صنعت، هیولاها دیگر فقط ارواح و شیاطین نبودند. داستانهای گوتیک از ترس انسان نسبت به علم بیمهار حرف میزد و تاریکی را به درون شخصیت انسان میبرد. یا ترس از بیماری، افراد بیگانه و فروپاشی نظم اجتماعی وارد داستان ها شد.
در دوره ویکتوریایی، خانه و خانواده به مکانهای مهم گوتیک تبدیل شدند. ترس با عشق، ازدواج، مالکیت، طبقه اجتماعی و سرکوب زنان درهم آمیخت. عمارتها در این داستانها فقط ساختمان نبودند؛ حافظه خانواده و محل پنهان شدن رازها بودند.
در قرن بیستم، گوتیک بیشتر روانشناختی شد. نویسندگانی نشان دادند که برای ساختن ترس نیازی به هیولای آشکار نیست. یک ازدواج، یک خاطره، یک خانه یا ذهن ناپایدار میتواند بهاندازه هر موجود فراطبیعی ترسناک باشد. مهمترین شاخههای ادبیات گوتیک عبارتاند از:
گوتیک کلاسیک
داستانهایی با قلعه، صومعه، پیشگویی، ارواح و رازهای خانوادگی. قلعه اوترانتو نوشته هوراس والپول و اسرار اودولفو نوشته آن رادکلیف از نمونههای این شاخهاند.
گوتیک ویکتوریایی
آثاری که ترس را با شهر، علم، اخلاق، ازدواج و جامعه قرن نوزدهم پیوند میدهند. دراکولا نوشته برام استوکر، تصویر دوریان گری نوشته اسکار وایلد و دکتر جکیل و آقای هاید نوشته رابرت لوییس استیونسون در این دسته قرار میگیرند.
گوتیک روانشناختی
در این شاخه مشخص نیست خطر بیرونی است یا از ذهن شخصیت سرچشمه میگیرد. گردش پیچ نوشته هنری جیمز و تسخیر عمارت هیل نوشته شرلی جکسون نمونههای مهم آناند.
گوتیک زنانه
آثاری دربارهی زنانی که در خانه، ازدواج، خانواده یا ساختارهای اجتماعی گرفتار شدهاند. در این شاخه، خانه اغلب نماد محدودیت، ترس و سرکوب است. جین ایر نوشتهی شارلوت برونته و ربکا نوشتهی دافنه دوموریه از نمونههای شناختهشدهی گوتیک زنانهاند.
گوتیک معاصر
نسخهی امروزی این ژانر است که عناصر آشنای گوتیک، مثل خانههای رازآلود، گذشتههای پنهان، ارواح و خانوادههای فروپاشیده را با موضوعهایی مانند استعمار، نژاد، جنسیت و آسیبهای تاریخی ترکیب میکند. گوتیک مکزیکی نوشتهی سیلویا مورنو گارسیا و دلبند نوشتهی تونی موریسون از نمونههای شناختهشدهی گوتیک معاصرند.
ادبیات گوتیک زنده مانده چون ترسهایش ثابت نیستند. هر دوره هیولاهای خودش را وارد این ژانر کرده است؛ یک روز قلعه و شبح، روز دیگر علم، شهر، خانواده، استعمار یا ذهن انسان.
۱۰ تا از بهترین کتاب های گوتیک کلاسیک
۱. قلعه اوترانتو نوشته هوراس والپول
داستان دربارهی شاهزادهای به نام مانفرد است که میخواهد با هر روشی قلعه و قدرتش را حفظ کند. اما بعد از مرگ عجیب پسرش، اتفاقهای ترسناک و غیرطبیعی در قلعه شروع میشوند و یک پیشگویی قدیمی کمکم به حقیقت نزدیک میشود.
۲. اسرار اودولفو نوشته آن رادکلیف
امیلی بعد از مرگ پدر و مادرش به دست مردی خشن و قدرتطلب میافتد و در قلعهای دورافتاده زندانی میشود. او در قلعه با صداهای عجیب، اتاقهای بسته و رازهایی روبهرو میشود که هیچکس حاضر نیست دربارهشان حرف بزند.
۳. راهب نوشته متیو لوئیس
داستان دربارهی راهبی به نام آمبروزیو است که همه او را مردی پاک و محترم میدانند. اما او کمکم تسلیم وسوسه میشود و قدمبهقدم به سمت دروغ، خشونت و جنایت میرود. تا جایی که پای نیروهای شیطانی هم به زندگیاش باز میشود.
۴. فرانکنشتاین نوشته مری شلی
فرانکنشتاین داستان ویکتور فرانکنشتاین، دانشمندی جوان، از تکههای بدن مردگان موجودی زنده میسازد. اما وقتی آن موجود جان میگیرد، ویکتور از او میترسد و رهایش میکند. موجود که تنها و طرد شده است، کمکم از سازندهاش انتقام میگیرد.
۵. جین ایر نوشته شارلوت برونته
جین ایر، دختری جوان و مستقل، برای کار به عمارت تورنفیلد میرود و عاشق صاحب خانه، آقای روچستر، میشود. اما صداهای عجیب و اتفاقهای مرموز نشان میدهند که روچستر راز بزرگی را در خانه پنهان کرده است.
۶. بلندیهای بادگیر نوشته امیلی برونته
بلندی های بادگیر داستان کاترین و هیتکلیف است که از کودکی به هم وابستهاند، اما کاترین با مرد دیگری ازدواج میکند. هیتکلیف پس از سالها برمیگردد و برای انتقام، زندگی دو خانواده را به آشوب میکشد. عشقی که حتی مرگ هم نمیتواند تمامش کند.
۷. ماجرای عجیب دکتر جکیل و آقای هاید نوشته رابرت لویی استیونسن
دکتر جکیل دارویی میسازد تا بخش خوب و بد وجودش را از هم جدا کند. با خوردن دارو به آقای هاید، مردی خشن و بیرحم، تبدیل میشود اما کمکم کنترل این چهرهی تاریک را از دست میدهد.
۸. تصویر دوریان گری نوشته اسکار وایلد
دوریان گری جوانی زیباست که آرزو میکند خودش همیشه جوان بماند و تصویرش بهجای او پیر شود. آرزویش برآورده میشود و هر گناه و کار بدی که انجام میدهد، چهرهی نقاشی را زشتتر و ترسناکتر میکند.
۹. دراکولا نوشته برام استوکر
جاناتان هارکر برای انجام یک کار اداری به قلعهی کنت دراکولا در ترانسیلوانیا میرود و خیلی زود میفهمد میزبانش انسان نیست. دراکولا بعدتر راهی انگلستان میشود و جان چند نفر را تهدید میکند. گروهی از دوستان آنها هم تلاش میکنند راز او را کشف کنند و جلویش را بگیرند.
۱۰. گردش پیچ نوشته هنری جیمز
زنی جوان برای مراقبت از دو کودک به عمارتی دورافتاده میرود. کمی بعد، چهرههایی ناشناس در اطراف خانه میبیند و باور میکند ارواح قصد دارند به کودکان نزدیک شوند. اما معلوم نیست این ارواح واقعیاند یا فقط در ذهن او وجود دارند.
معرفی نویسندگان ادبیات گوتیک در ایران
در ادبیات داستانی ایران، جریان مشخص و پیوستهای با عنوان مکتب گوتیک ایرانی شکل نگرفته است. با این حال، در آثار بعضی از نویسندگان ایرانی میتوان نشانههایی نزدیک به ادبیات گوتیک پیدا کرد.
رمان نگهبان نوشته پیمان اسماعیلی
پیمان اسماعیلی از نویسندگانی است که طبیعت در داستانهایش فقط پسزمینه نیست. سرما، برف، بیابان و فضاهای دورافتاده در آثار او گاهی چنان بر شخصیتها فشار میآورند که خودشان به نیرویی تهدیدکننده تبدیل میشوند.
نگهبان بهجای قلعهای قدیمی، شخصیتهایش را در فضایی دورافتاده و ناآشنا قرار میدهد. جایی که تنهایی و طبیعت خشن، حس امنیت را از میان میبرند. ترس در این رمان فقط از یک موجود ناشناخته یا حادثهای بیرونی نمیآید. از انزوا، بیگانگی و احتمال فروپاشی انسان در شرایط سخت نیز شکل میگیرد. از این نظر، نگهبان را میتوان به گوتیک طبیعت یا گوتیک روانشناختی نزدیک دانست.
رمان بهار برایم کاموا بیاور نوشته مریم حسینیان
مریم حسینیان از نویسندگانی بود که به زندگی زنان، روابط خانوادگی و بخشهای پنهان و ناگفته تجربههای زنانه توجه داشت. بهار برایم کاموا بیاور نیز بیش از آنکه به گوتیک کلاسیک با ارواح، قلعهها و اتفاقهای آشکار فراطبیعی شبیه باشد، به گوتیک زنانه نزدیک میشود. شاخهای که در آن خانه، خانواده و روابط نزدیک میتوانند به سرچشمه ترس و فشار تبدیل شوند.
بهار برایم کاموا بیاور رمانی با رگههای گوتیک زنانه است. اهمیت اثر در این است که نشان میدهد فضای گوتیک الزاما به قلعههای اروپایی و شبهای مهآلود نیاز ندارد. گاهی یک خانه معمولی، رابطهای خانوادگی و گذشتهای حلنشده برای ساختن همان حس خفگی و اضطراب کافی است.














