دانلود اپلیکیشن
اسپنسر جانسون

خرید کتاب های اسپنسر جانسون

نویسنده

پاتریک اسپنسر جانسون ۲۴ نوامبر ۱۹۳۸ در واترتاون ایالت داکوتای جنوبی آمریکا به دنیا آمد و ۳ ژوئیه‌ی ۲۰۱۷ در سن‌دیگو کالیفرنیا از دنیا رفت. او پزشک و نویسنده‌ای بود که با کتاب‌هایی مانند «چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟» و «مدیر یک‌دقیقه‌ای» شناخته شد. جانسون درباره‌ی تغییر، مدیریت، تصمیم‌گیری و زندگی در زمان حال می‌نوشت و برای توضیح این موضوع‌ها از داستان‌های کوتاه و تمثیل استفاده می‌کرد.


اسپنسر جانسون کیست؟

اسپنسر جانسون نویسنده‌ای در حوزه‌ی توسعه‌ی فردی و مدیریت بود، اما تحصیلاتش را در روان‌شناسی و پزشکی گذراند. او به‌جای نوشتن کتاب‌های دانشگاهی، ایده‌های خود را در قالب داستان‌هایی ساده بیان می‌کرد؛ داستان‌هایی که معمولا چند شخصیت محدود، یک مسئله‌ی روشن و نتیجه‌ای عملی داشتند.

مهم‌ترین توانایی جانسون خلاصه‌کردن بود. او مفاهیمی مانند سازگاری با تغییر یا مدیریت کارکنان را از زبان تخصصی بیرون می‌آورد و به تصویری مانند پنیر گمشده در یک هزارتو تبدیل می‌کرد. همین سادگی آثارش را بسیار پرفروش کرد، اما باعث شد منتقدان او را به ساده‌کردن بیش از اندازه‌ی مسئله‌های پیچیده متهم کنند.


از روان‌شناسی تا پزشکی

جانسون در سال ۱۹۵۷ از دبیرستان نوتردام در شرمن اوکس کالیفرنیا فارغ‌التحصیل شد. سپس در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی روان‌شناسی خواند و در سال ۱۹۶۳ مدرک کارشناسی گرفت. برای ادامه‌ی تحصیل به ایرلند رفت و از کالج سلطنتی جراحان ایرلند مدرک پزشکی دریافت کرد. دوره‌های بالینی خود را نیز در مایو کلینیک و دانشکده‌ی پزشکی هاروارد گذراند.

او مدتی مدیر ارتباطات شرکت مدترونیک بود؛ شرکتی که در ساخت ضربان‌سازهای قلب نقش مهمی داشت. جانسون همچنین به‌عنوان پزشک پژوهشگر و مشاور فعالیت کرد و سال‌ها بعد در مدرسه‌ی کسب‌وکار هاروارد عنوان پژوهشگر حوزه‌ی رهبری را به دست آورد. تجربه‌ی هم‌زمان او در پزشکی، ارتباطات و مدیریت، زمینه‌ی ورودش به نویسندگی آموزشی را فراهم کرد.


قصه‌هایی برای آموزش ارزش‌ها

فعالیت جدی جانسون در نویسندگی از میانه‌ی دهه‌ی ۱۹۷۰ و با مجموعه‌ی کودکان «قصه‌های ارزش» یا ValueTales آغاز شد. این کتاب‌ها زندگی چهره‌هایی مانند هلن کلر، لویی پاستور، آبراهام لینکلن و برادران رایت را با یک ارزش انسانی مانند پشتکار، احترام، صبر یا اعتمادبه‌نفس پیوند می‌دادند.

جانسون در این مجموعه با همسر نخستش، آن دانگان جانسون، و تصویرگر و نویسنده‌ای به نام استیو پیلگی همکاری کرد. ساختار کتاب‌ها ساده بود: یک شخصیت واقعی، با مشکلی روبه‌رو می‌شد و با تکیه بر یک ویژگی انسانی راه خود را پیدا می‌کرد. همین الگو بعدها در آثار بزرگسال جانسون نیز ادامه یافت؛ با این تفاوت که محیط داستان از تاریخ و کودکی به محل کار و زندگی روزمره منتقل شد.


همکاری با کن بلانچارد و تولد مدیر یک‌دقیقه‌ای

در آغاز دهه‌ی ۱۹۸۰، جانسون با کن بلانچارد، نویسنده و مشاور مدیریت، همکاری کرد. نتیجه‌ی این همکاری کتاب «مدیر یک‌دقیقه‌ای» بود که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد. کتاب داستان جوانی است که در جست‌وجوی مدیری کارآمد، با فردی آشنا می‌شود که روش خود را بر سه اصل کوتاه بنا کرده است: هدف‌گذاری یک‌دقیقه‌ای، تشویق یک‌دقیقه‌ای و بازخورد یک‌دقیقه‌ای.

این کتاب در دوره‌ای منتشر شد که بسیاری از کتاب‌های مدیریت طولانی و دانشگاهی بودند. جانسون و بلانچارد نشان دادند می‌توان یک الگوی مدیریتی را با داستانی کوتاه و زبانی روزمره توضیح داد. موفقیت اثر به شکل‌گیری مجموعه‌ای از کتاب‌های «یک‌دقیقه‌ای» درباره‌ی فروش، خانواده و خودمدیریتی کمک کرد.


پنیری که جهان را تسخیر کرد

مشهورترین اثر جانسون، «چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟»، در سال ۱۹۹۸ منتشر شد. داستان درباره‌ی دو موش و دو آدم کوچک است که در هزارتویی به‌دنبال پنیر می‌گردند. وقتی پنیر همیشگی ناپدید می‌شود، هر شخصیت واکنشی متفاوت نشان می‌دهد: بعضی زود حرکت می‌کنند، یکی پس از ترس راه تازه را می‌پذیرد و دیگری همچنان منتظر بازگشت وضعیت قبلی می‌ماند.

پنیر در کتاب نماد خواسته‌هایی مانند شغل، پول، رابطه، آرامش یا موفقیت است و هزارتو محیطی است که فرد باید در آن راه خود را پیدا کند. کتاب مدت‌ها در فهرست پرفروش‌ها ماند، به زبان‌های گوناگون ترجمه شد و میلیون‌ها نسخه فروخت. شرکت‌ها، مدیران و حتی ارتش آمریکا از آن برای گفت‌وگو درباره‌ی تغییر سازمانی استفاده کردند.


بیماری و آخرین بازگشت به هزارتو

جانسون در سال‌های پایانی زندگی به سرطان پانکراس مبتلا شد. او هنگام روبه‌روشدن با بیماری، دوباره به جهان «چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟» بازگشت و داستان «خارج از هزارتو» را نوشت. این کتاب درباره‌ی شخصیتی است که در اثر قبلی از حرکت سر باز زده بود و این بار باید باورهای قدیمی خود را بررسی کند.

اسپنسر جانسون در ۳ ژوئیه‌ی ۲۰۱۷ بر اثر عوارض سرطان درگذشت. «خارج از هزارتو» یک سال پس از مرگ او منتشر شد و آخرین پیامش درباره‌ی تغییر را کامل کرد: گاهی مانع اصلی فقط شرایط بیرونی نیست، بلکه باوری است که اجازه نمی‌دهد راه دیگری را ببینیم.


مهم‌ترین کتاب‌های اسپنسر جانسون


چه کسی پنیر مرا جا به‌ جا کرد؟

چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد؟ داستانی کوتاه درباره‌ی مواجهه با تغییر است. جانسون چهار واکنش را نشان می‌دهد: تشخیص زودهنگام تغییر، اقدام سریع، ترس همراه با حرکت و مقاومت کامل. کتاب نمی‌گوید هر تغییری خوب است؛ پیام اصلی آن این است که نادیده‌گرفتن واقعیت، وضعیت ازدست‌رفته را بازنمی‌گرداند.


مدیر یک‌ دقیقه‌ ای

مدیر یک دقیقه ای با همکاری کن بلانچارد نوشته شده و سه کار مدیریتی را برجسته می‌کند: مشخص‌کردن انتظارها، توجه سریع به عملکرد درست و اصلاح روشن اشتباه. منظور از «یک دقیقه» زمان دقیق نیست؛ تأکید بر کوتاهی، شفافیت و انجام بازخورد در زمان مناسب است. برخی نسخه‌های تازه‌تر کتاب، زبان سخت‌گیرانه‌ی نسخه‌ی اصلی را تغییر داده‌اند.


هدیه

هدیه درباره‌ی ارزش زمان حال است. شخصیت اصلی سال‌ها به‌دنبال هدیه‌ای اسرارآمیز می‌گردد و بعد می‌فهمد منظور از آن، همین لحظه‌ی اکنون است. جانسون در کنار توجه به حال، از یادگرفتن از گذشته و ساختن آینده نیز حرف می‌زند. کتاب برای خواننده‌ای مناسب است که داستانی آرام و کوتاه درباره‌ی تمرکز می‌خواهد.


قله‌ ها و دره‌ ها

قله ها و دره ها دوره‌های خوب و بد زندگی را به قله و دره تشبیه می‌کند. کتاب می‌گوید هیچ‌کدام همیشگی نیستند و رفتار انسان در روزهای خوب می‌تواند دره‌ی بعدی را کوتاه‌تر یا دشوارتر کند. اثر بیش از آنکه راه‌حلی تخصصی برای بحران باشد، یادآوری ساده‌ای درباره‌ی گذرا بودن شرایط است.


بله یا خیر انتخاب با شماست

بله یا خیر انتخاب با شماست راهنمایی داستانی برای تصمیم‌گیری است. جانسون پیشنهاد می‌کند فرد میان واقعیت و خواسته‌ی شخصی فرق بگذارد، اطلاعات لازم را بررسی کند و از خود بپرسد آیا تصمیمش هم نیاز واقعی او را برطرف می‌کند و هم با ارزش‌هایش هماهنگ است. چارچوب کتاب ساده است و برای تصمیم‌های روزمره کاربرد بیشتری دارد.


چرا جانسون از داستان‌های تمثیلی استفاده می‌کرد؟

جانسون می‌دانست بیشتر مردم تعریف‌ها و نمودارهای پیچیده را فراموش می‌کنند، اما یک تصویر ساده در ذهنشان می‌ماند. پنیر، هزارتو، قله، دره و هدیه‌ی پنهان، مفاهیم انتزاعی را به چیزی دیدنی تبدیل می‌کنند. خواننده می‌تواند خودش را جای شخصیت‌ها بگذارد و بدون روبه‌روشدن با زبان خشک آموزشی، رفتار خود را بررسی کند.

کتاب‌های او کوتاه‌اند و معمولا در یک یا دو نشست خوانده می‌شوند. جمله‌ها ساده‌اند و پیام اصلی چند بار از زاویه‌های مختلف تکرار می‌شود. این ویژگی برای خواننده‌ی تازه‌کار مفید است، اما کسانی که دنبال تحلیل عمیق روان‌شناختی یا مدیریتی‌اند ممکن است آثار او را بیش از اندازه ساده ببینند.