فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آشنایی با حدیث شیعه

کتاب آشنایی با حدیث شیعه

نسخه الکترونیک کتاب آشنایی با حدیث شیعه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۳۶۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب آشنایی با حدیث شیعه

حدیث یکی از دو رکن رکین دین اسلام است که ثقل اصغر نامیده شده است؛ در مقابل قرآن که ثقل اکبر است. وحی که بر پیامبر(ص) نازل شد دو نوع بود یکی قرآن و دیگری سنت که به آن وحی بیانی نیز می‌گویند. حدیث از بسیاری جهات شبیه قرآن است؛ هر دو وحی هستند، هر دو از جانب خدا آمده‌اند، هر دو معارف دینی‌اند، هر دو توسط پیامبر(ص) بیان شده‌اند، هر دو از پایه‌های تشکیل‌دهنده‌ی اسلام‌اند، هر دو دارای علومی هستند که ابزار فهم آنهاست، هر دو دارای محکم و متشابهند و.... این کتاب به یکی از این دو رکن یعنی سنت و سیر تحول علوم مرتبط با آن در نزد شیعه پرداخته است. از قدیم، علمای ما به جمع، فهم و نقد حدیث اهتمام داشته‌اند و در این­باره، به طور ضمنی و مستقل آثاری را نوشته‌اند. اما جمع حدیث در زمان پیامبر(ص) توسط شیعه شروع شده است، حضرت علی(ع) هزار باب علم را از پیامبر آموخت و نوشت و شیعه احادیث پیامبر(ص) را از ائمه (ع) می‌شنید و جمع­آوری می‌کرد و این مجموعه‌ها اصول نامیده شد سپس این اصول در مجموعه‌های بزرگ­تر مثل محاسن برقی و بصائر صفار و قرب الإسناد حمیری گرد آمد، بعد، مجموعه‌های بزرگ کافی کلینی، من لایحضره الفقیه صدوق و تهذیب و استبصار طوسی از آن‌ها فراهم گردید و در قرن یازده و دوازده از این مجموعه‌ها، مجموعه‌های متأخر مثل الوافی فیض کاشانی، وسائل الشیعه حرعاملی و بحار الانوار مجلسی تهیه شد و در قرن پانزدهم مجموعه‌ی جامع احادیث الشیعه آقای بروجردی فراهم آمد. اما علم‌الحدیث از قرن چهارم در آثار کلینی (۳۲۸)، صدوق (۳۸۱)، شیخ مفید (۴۱۳)، شیخ طوسی (۴۶۰)، و در کتب اصول مثل عدة الاصول طوسی و معارج الاصول محقق حلی و ذکری الشیعه شهید اول و المهذّب البارع ابن فهد حلی به صورت پراکنده ذکر شده است ولی شهید ثانی اولین کسی است که کتاب مستقل بنام غُنیة القاصدین فی معرفة اصطلاحات المحدثین را نوشته است. پس از او، پدر شیخ بهایی، حسین بن عبد­الصمد حارثی عاملی ، وصول الأخیار إلی أصول الأخبار را نوشت و بعد، خود شیخ بهایی کتاب الوجیزة فی علم‌الدرایة را تألیف کرد. پس از او، محمدباقر استرآبادی کتاب الرواشح السماویة را نوشت. این چهار کتاب از منابع اصلی علم‌الحدیث در شیعه است. بعد مامقانی کتاب مقباس الهدایة فی علم‌الدرایة را می‌نویسد و سید حسن صدر عاملی نهایة الدرایة را در شرح الوجیزة شیخ بهایی می‌نگارد. در دوره معاصر نیز کتابهایی مثل درایةالحدیث کاظم مدیر­شانه­چی و اصول الحدیث عبد­الهادی فضلی و کتاب درایةالحدیث شادی نفیسی، علم حدیث علی نصیری و علم حدیث زین­الدین قربانی نوشته می‌شوند.

ادامه...

بخشی از کتاب آشنایی با حدیث شیعه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

ویژگی های الوافی
- ۲۳ جلد است.
- جامع کتب اربعه و غیره.
- احادیث نیازمند به شرح را شرح کرده است.
- با احتساب احادیثی که در شروح به کار رفته است حاوی ۵۰۰۰۰ حدیث است.
- نسبت به کتب اربعه دارای نظم جدیدی است.
- هر باب با آیات مرتبط با آن شروع می شود.
- احادیث متعارض را توضیح داده است.
- فاقد احادیث تکراری است.
- برای کتب اربعه از علائم اختصاری استفاده کرده است: کا: الکافی، یه: فقیه، یب: تهذیب، صا: استبصار.
- اسناد و متون را به طور کامل آورده است.
نکته: مولف، خود، آن را تلخیص کرده و «الشافی المنتخب من الوافی» نامیده است.
انگیزه های تالیف وافی از زبان مولف
- کافی نبودن هریک از کتب اربعه به تنهایی،
- دشواری استفاده از آن­ها،
- پراکندگی ابواب و عناوین آن­ها،
- وجود مکررات در آن­ها.
نمونه
- الکافی، (۳/ ۵۰۶/ ۲۳/ ۱) علی بن محمد عن ابن جمهور عن ابیه عن علی بن حدید عن عثمان بن راشد عن الفقیه، (۲/ ۱۰/ ۱۵۸۴) معروف بن خربوذ عن ابی جعفر (ع) قال انَ الله عزّوجلّ قَرَنَ الزکاهَ بالصلاه قال «وَ اَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ» فمَن اقامَ الصلاهَ و لم یوتِ الزکاهَ فلم یقِم الصلاهَ(۴۸) (فیض کاشانی، ۱۴۰۶ق: ۱۰/ ۳۵).
نمونه ای دیگر
۹۰۹۹- ۵ الکافی، ۳/ ۵۰۴/ ۱۲/ ۱ العده عن سهل عن علی بن حسان عن بعض اصحابنا عن الفقیه، ۲/ ۱۲/ ۱۵۹۴: ابی عبد الله (ع) قال: صلاهٌ فریضه [مکتوبه] خیرٌ من عشرین حجهً و حجهٌ خیرٌ من بیت ٍمملوءٍ ذهباً ینفقه فی بِرٍ حتی ینفد ثم قال فلا افلح من ضیع عشرین بیتاً من ذهبٍ بخمسه و عشرین درهماً فقلتُ و ما معنی خمسه و عشرین قال من منع الزکاه وقفت صلاتُه حتی یزکی.
بیانٌ :
الحج بالکسر الاسمُ و الحجه بالکسر المرهُ منه و عنی بخمسه و عشرین درهماً خمسه و عشرین من کل الفٍ و یاتی ما یوید هذا المعنی فی الباب الآتی.
و المراد نفی الفلاح عمن کان له ما هو خیر من عشرین بیتاً من ذهبٍ ینفق فی بر و هو کل صلاه.
ت) تفصیل وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه (وسائل الشیعه)

تالیف محمد بن حسن حرعاملی (ره) (۱۱۰۴) است. نسلش به حر بن یزید ریاحی می رسد. او در جبل عامل به دنیا آمد، و اکنون در مشهد در آستان قدس رضوی دفن شده است. شیخ حرعاملی ۲۴ عنوان کتاب دارد که مهم­ترین آن ها عبارتند از:
«وسائل الشیعه»، «الجواهر السنیه فی الاحادیث القدسیه»، «اثبات الهداء بالنصوص و المعجزات» و «الفوائد الطوسیه».
ویژگی های وسائل الشیعه
- دارای ۳۵۸۵۱ حدیث است،
- شامل کتب اربعه و ۷۰ کتاب معتبر دیگر است،
- جامع­ترین کتاب در احکام است،
- شرح روایی کتاب «شرایع الاسلام» است.
- منابع خود را در پایان مجموعه معرفی کرده است،
- او احادیث خود را حجت می داند،
- در هر باب ابتدا احادیث کافی را ذکر می کند،
- عنوان هر باب بیانگر فتوای او است،
- در هر باب، ابتدا احادیث قوی تر را ذکر می کند،
- مولف احادیث مفصل را تقطیع کرده است و این امر سبب حذف قرائن متصل و موجود در متن احادیث شده است،
- گاهی احادیث متعارض را تاویل کرده است و یا حمل بر تقیید نموده است.
- تالیفش ۲۰ سال طول کشیده است،
- از آغاز تالیف به خاطر حسن ترتیب، تبویب و جامعیت مورد توجه مجتهدان بوده است.
- دو چاپ ۲۰ جلدی و ۳۰ جلدی دارد،
نکته: آیه الله ربانی شیرازی و آیه الله شیخ محمد شریف رازی برآن حاشیه زده­اند.
انگیزه های تالیف آن از زبان مولف
- وجود تطویل در کتب اربعه
- پراکندگی احادیث در آن­ها
- ناسازگاری احادیث با عناوین باب ها در آن­ها
- فقدان بسیاری از احادیث مرتبط با مسائل شرعی در آن­ها
- وجود تاویل های دور از واقع در آن­ها
شیوه­ی سندگزاری وسائل الشیعه
به اجمال، شیوه­ی وسائل این است که هر باب با احادیث کتب اربعه با ذکر نام مولف شروع می شود و بعد احادیث دیگر کتب را با ذکر نام کتاب و گاهی نیز نام کتاب و نام نویسنده می آورد (دلبری، ۱۳۹۱: ۲۳۵).(۴۹)
چند نمونه از وسائل الشیعه
- الْحَسَنُ بْنُ عَلِی بْنِ شُعْبَهَ فِی تُحَفِ الْعُقُولِ عَنْ اَمِیرِ المومنین(ع) فِی وَصِیتِهِ لِکمَیلٍ قَالَ: یا کمَیلُ- انْظُرْ فِی مَا تُصَلِّی وَ عَلَی مَا تُصَلِّی اِنْ لَمْ یکنْ مِنْ وَجْهِهِ وَ حِلِّهِ فَلَا قَبُولَ(۵۰)(حرعاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۴ق: ۵/ ۱۱۹، باب حکم الصلاه فی المکان المغصوب و الثوب المغصوب).
- وَ عَنْ عَلِی بْنِ اِبْرَاهِیمَ عَنْ اَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِی عَنِ السَّکونِی عَنْ اَبِی عَبْدِاللهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ(ص) لِلْجَنَّهِ بَابٌ یقَالُ لَهُ بَابُ الْمُجَاهِدِینَ یمْضُونَ اِلَیهِ فَاِذَا هُوَ مَفْتُوحٌ وَ هُمْ مُتَقَلِّدُونَ سُیوفَهُمْ وَ الْجَمْعُ فِی الْمَوْقِفِ وَ الْمَلَائِکهُ تُرَحِّبُ بِهِمْ قَالَ فَمَنْ تَرَک الْجِهَادَ اَلْبَسَهُ اللهُ ذُلًّا وَ فَقْراً فِی مَعِیشَتِهِ وَ مَحْقاً فِی دِینِهِ اِنَّ اللهَ اَغْنَی اُمَّتِی بِسَنَابِک خَیلِهَا وَ مَرَاکزِ رِمَاحِهَا(۵۱)(حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۴ق: ۱۵/ ۱۰).
- مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی بْنِ الْحُسَینِ بِاِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ اَبِیهِ عَنْ اَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: قُلْتُ لَهُ لِمَ حَرَّمَ اللهُ الْخَمْرَ وَ الْمَیتَهَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ الدَّمَ فَقَالَ اِنَّ اللهَ تَبَارَک وَ تَعَالَی لَمْ یحَرِّمْ ذَلِک عَلَی عِبَادِهِ وَ اَحَلَّ لَهُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِک مِنْ رَغْبَهٍ فِیمَا اَحَلَّ لَهُمْ وَ لَا زُهْدٍ فِیمَا حَرَّمَهُ عَلَیهِمْ وَ لَکنَّهُ خَلَقَ الْخَلْقَ فَعَلِمَ مَا تَقُومُ بِهِ اَبْدَانُهُمْ وَ مَا یصْلِحُهُمْ فَاَحَلَّهُ لَهُمْ وَ اَبَاحَهُ لَهُمْ وَ عَلِمَ مَا یضُرُّهُمْ فَنَهَاهُمْ عَنْهُ ثُمَّ اَحَلَّهُ لِلْمُضْطَرِّ فِی الْوَقْتِ الَّذِی لَا یقُومُ بَدَنُهُ اِلَّا بِهِ الْحَدِیثَ(۵۲)(حر عاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۴ق: باب ان کل ما لا نص علی تحریمه من الاطعمه المعتاده فهو مباح و ذکر جمله من الاطعمه المباحه، ۲۵/ ۹).
ث) هدایه الامه الی احکام الائمه علیهم السلام
این کتاب خلاصه­ی کتاب وسائل الشیعه است که توسط خود شیخ حرعاملی (ره) تلخیص شده است.
دو نمونه ای از کتاب «هدایه الامه»
- وَ رُوِی: سَافِرُوا تَغْنَمُوا، وَ حُجُّوا تَسْتَغْنُوا(۵۳)(حرعاملی، هدایه الامه، ۱۴۱۴ق: ۵/ ۲۹).
- وَ قَالَ الصادق(ع): الْعُمْرَهُ وَاجِبَهٌ عَلَی الْخَلْقِ بِمَنْزِلَهِ الْحَجِّ، عَلَی مَنِ اسْتَطَاعَ، لِاَنَّ اللهَ یقُولُ «وَ اَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَهَ لِلّهِ» (بقره ۱۹۶؛ حرعاملی، هدایه الامه، ۱۴۱۴ق: ۵/ ۴۴۳).
ج) بِحار الانوار
- نام کاملش «بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار» است.
محمدباقر مجلسی (ره) (۱۱۱۰)، معروف به علامه مجلسی ۱۶۰ عنوان کتاب دارد که ۸۶ عنوان آن فارسی است و مهم­ترین آنها عبارتند از: العقول فی شرح اخبار آل الرسول، حیاه القلوب، عین الحیاه، زاد المعاد.
انگیزه ی تالیف بحار الانوار
انگیزه­ی علامه مجلسی در تالیف بحار روآوردن فقه شیعه به عقل و اجتهاد و کم­توجهی به قرآن و حدیث بوده است.
ویژگی های بحار الانوار
- گروهی از علما آن را زیر نظر علامه مجلسی تالیف کرده­اند.
- ۱۱۰ جلد است.
- بیشتر احادیثش در غیر احکام است،
- هدف مولف از تالیف بحار حفظ احادیث بود، لذا احادیث احکام کتب اربعه را نیاورده است، چون شهرت کتب اربعه مانع از بین رفتن احادیث آن ها می­شد،
- اکثر احادیث شیعه را دربر دارد،
- کاملترین جامع حدیثی شیعه است،
- در آن از ۶۲۹ منبع استفاده شده است،
- در خاتمه­ی هر باب جمع­بندی و نتیجه­گیری شده است،
- در آن، احادیث متعارض و مشکل تفسیر شده است،
- در اول هر باب، آیات مربوط به موضوع آن باب آمده است،
- گاهی کرامات و داستان­هایی از علما نیز در آن آمده است،
- مولف همه­ی احادیث بحار را صحیح نمی داند، از این رو، برخی از احادیث را نقد کرده است (مهدوی راد، بی تا: ۱/ ۸۰).
نکته: سید هدایه الله مسترحمی، سه جلد فهرست تفصیلی برای آن نوشته است.
نمونه هایی از کتاب بحار الانوار
- وَ رَوَاهُ ابْنُ الْمَغَازِلِی بِهَذِهِ الْاَلْفَاظِ وَ رَوَی اَیضاً اَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ فِی مُسْنَدِهِ عَنْ اَبِی رَافِعٍ عَنْ اَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ: لَمَّا قَتَلَ عَلِی(ع) اَصْحَابَ الْاَلْوِیهِ یوْمَ اُحُدٍ قَالَ جبرئیل(ع) یا رَسُولَ اللهِ اِنَّ هَذِهِ لَهِی الْمُوَاسَاهُ فَقَالَ النَّبِی(ص) اِنَّهُ مِنِّی وَ اَنَا مِنْهُ قَالَ جبرئیل(ع) وَ اَنَا مِنْکمَا یا رَسُولَ اللهِ(۵۴)(مجلسی، محمدباقر، ۱۴۰۳ق: ۳۸/ ۳۲۵).
- کشف الیقین مِنْ کتَابِ مُحَمَّدِ بْنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ اِسْحَاقَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ اَبِیهِ عَنْ اِسْحَاقَ بْنِ بُرَیدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ سُلَیمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْاَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَهَ قَالَ: خَطَبَ عَلِی(ع) النَّاسَ فَحَمِدَ اللهَ وَ اَثْنَی عَلَیهِ ثُمَّ قَالَ یا اَیهَا النَّاسُ سَلُونِی قَبْلَ اَنْ تَفْقِدُونِی اَنَا یعْسُوبُ الْمُوْمِنِینَ وَ غَایهُ السَّابِقِینَ وَ اِمَامُ الْمُتَّقِینَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ وَ خَاتَمُ الْوَصِیینَ وَ وَارِثُ الْوُرَّاثِ اَنَا قَسِیمُ النَّارِ وَ خَازِنُ الْجِنَانِ وَ صَاحِبُ الْحَوْضِ وَ لَیسَ مِنَّا اَحَدٌ اِلَّا وَ هُوَ عَالِمٌ بِجَمِیعِ اَهْلِ وَلَایتِهِ وَ ذَلِک قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَ اِنَّما اَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکلِّ قَوْمٍ هادٍ.(۵۵)
بیان: قوله و غایه السابقین ای لا یسبقنی سابق فان کل سابق انما یسبق الی الغایه فی المضمار و لا یتعداها (مجلسی، محمدباقر، ۱۴۰۳ق: ۳۹/ ۳۴۶).
وَ قَالَ عَلِی بْنُ اَبِی طَالِبٍ (ع) سَمِعْتُ رَسُولَ الله(ص) یقُولُ اَنَا وَ عَلِی اَبَوَا هَذِهِ الْاُمَّهِ وَ لَحَقُّنَا عَلَیهِمْ اَعْظَمُ مِنْ حَقِّ اَبَوَی وِلَادَتِهِمْ فَاِنَّا نُنْقِذُهُمْ اِنْ اَطَاعُونَا مِنَ النَّارِ اِلَی دَارِ الْقَرَارِ وَ نُلْحِقُهُمْ مِنَ الْعُبُودِیهِ بِخِیارِ الْاَحْرَارِ (مجلسی، محمدباقر، ۱۴۰۳ق: ۶۶/ ۳۴۳).
نکته: با ظهور وحید بهبهانی (۱۲۸۰)، مبارزه با اخباری­گری آغاز شد و اجتهاد بر حوزه ها حاکم گردید، و با آمدن میرزا حسین نوری (۱۳۲۰ق) و محدث قمی (۱۳۵۹ق) و علامه مامقانی (ق۱۳۵۱) و علامه شوشتری و آیه الله بروجردی و آیه الله خویی، بازار حدیث دوباره داغ می شود.
ح) مستدرک الوسائل
تالیف حسین بن محمد تقی نوری; (۱۳۲۰)، معروف به محدث نوری است.
- نام کامل آن «مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل» است.
ویژگی های کتاب مستدرک الوسائل
- به ترتیب کتاب وسائل الشیعه است.
- ۲۳۵۱۴ حدیث دارد.
- احادیثی که در وسائل نیست در آن آمده است.
- دارای یک خاتمه است که ۶ جلد را به خود اختصاص داده است. - این خاتمه ده فائده دارد که فایده­ی دومش، معرفی کتاب های حدیثی و فایده­ی سومش ذکر طرقش به منابعش است.
- ۲۴ جلد است.
نمونه هایی از کتاب مستدرک الوسائل
۱۳۸۱۳- ۳ الْجَعْفَرِیاتُ، اَخْبَرَنَا عَبْدُ اللهِ اَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِی مُوسَی قَالَ حَدَّثَنَا اَبِی عَنْ اَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ اَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِی بْنِ الْحُسَینِ عَنْ اَبِیهِ عَنْ عَلِی(ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللهِ(ص) مَنْ یشْفَعْ شَفَاعَهً حَسَنَهً اَوْ یاْمُرْ بِمَعْرُوفٍ اَوْ ینْهَ عَنْ مُنْکرٍ اَوْ دَلَّ عَلَی خَیرٍ اَوْ اَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِیک وَ مَنْ اَمَرَ بِشَرٍّ اَوْ دَلَّ عَلَیهِ اَوْ اَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِیک(۵۶)(نوری، ۱۴۰۸ق: ۱۲/ ۱۷۸).
۲۱۸۳۴-۱ دَعَائِمُ الْاِسْلَامِ، رُوِّینَا عَنْ اَبِی عَبْدِاللهِ عَنْ اَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ (ع) اَنَّ رَسُولَ الله(ص) اُتِی بِامْرَاَهٍ لَهَا شَرَفٌ فِی قَوْمِهَا قَدْ سَرَقَتْ فَاَمَرَ بِقَطْعِهَا فَاجْتَمَعَ اِلَی رَسُولِ الله(ص) نَاسٌ مِنْ قُرَیشٍ وَ قَالُوا یا رَسُولَ اللهِ تَقْطَعُ امْرَاَهً شَرِیفَهً مِثْلَ فُلَانَهَ فِی خَطَرٍ یسِیرٍ قَالَ نَعَمْ اِنَّمَا هَلَک مَنْ کانَ قَبْلَکمْ بِمِثْلِ هَذَا کانُوا یقِیمُونَ الْحُدُودَ عَلَی ضُعَفَائِهِمْ وَ یتْرُکونَ اَقْوِیاءَهُمْ وَ اَشْرَافَهُمْ فَهَلَکوا(۵۷) (نوری، ۱۴۰۸ق: ۸/ ۷).
خ) جامع احادیث الشیعه
زیر نظر آیه الله بروجردی (۱۳۴۰ش.) فراهم شده است.
ویژگی های جامع احادیث الشیعه:
- در هر باب آیات­الاحکام مرتبط با آن ذکر شده است،
- احادیث به طور کامل ذکر شده مگر در مواردی که تقطیع بدون آسیب بوده است،
- اختلاف نسخه ها آمده است، مثل: لا اری الموت الا سعاده (شهاده)
- ذیل احادیث متعارض، راه جمع و تاویل آن ها ذکر شده است،
- احادیث سنن، آداب، اخلاق، ادعیه و اذکار از احکام تفکیک شده است،
- در هر باب، ابتدا احادیث موافق فتوا آمده سپس روایات معارض،
- در موارد دشوار، مرجع ضمایر مشخص شده و واژه های دشوار معنا شده­اند.
نمونه هایی از این کتاب
(۲۲) باب تحریم استماع الغناء و الملاهی
قال الله تعالی فی سوره الاسراء (۱۷): ۳۶: «اِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُوادَ کلُّ اُولئِک کانَ عَنْهُ مَسْوُلًا».
الفرقان (۲۵): ۷۲: «وَ الَّذِینَ لا یشْهَدُونَ الزُّورَ وَ اِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کراماً».
- کافی ۶/ ۴۳۴: عَلِی بْنُ اِبْرَاهِیمَ عَنْ اَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَنْبَسَهَ عَنْ اَبِی عَبْدِاللهِ(ع) قَالَ: اسْتِمَاعُ الْغِنَاءِ وَ اللَّهْوِ ینْبِتُ النِّفَاقَ فِی الْقَلْبِ کمَا ینْبِتُ الْمَاءُ الزَّرْعَ(۵۸)(بروجردی، ۱۳۸۶: ۲۲/ ۴۲۴).
- فقیه ۴/ ۳۶۶، خصال ۱۲۶: باسناده المتقدّم فی حدیث وصیه النبی صلی الله علیه و آله لعلی۷: یا عَلِی ثَلَاثَهٌ یقْسِینَ الْقَلْبَ اسْتِمَاعُ اللَّهْوِ وَ طَلَبُ الصَّیدِ وَ اِتْیانُ بَابِ السُّلْطَان(۵۹)(بروجردی، ۱۳۸۶: ۲۲/ ۴۲۴).
- فقیه ۴/ ۹۴: عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ عَنْ اَبِی عَبْدِاللهِ(ع) فِی قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَ اَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیرِ نَفْسٍ اَوْ فَسادٍ فِی الْاَرْضِ فَکاَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً قَالَ هُوَ وَادٍ فِی جَهَنَّمَ لَوْ قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً کانَ فِیهِ وَ لَوْ قَتَلَ نَفْساً وَاحِدَهً کانَ فِیهِ(۶۰) (بروجردی، ۱۳۸۶: ۳۱/ ۵۴).
۱ - ۶) دوره ی شکوفایی
از قرن چهاردهم، نقد و بررسی حدیث شروع شد و قداست بی چون و چرای حدیث جای خود را به نقدحدیث داد.
نمونه هایی از نقد حدیث
رَوَی الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ اَبِی بَصِیرٍ عَنْ اَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ سُئِلَ عَنِ الْغُلَامِ لَمْ یدْرِک وَ امْرَاَهٍ قَتَلَا رَجُلًا فَقَالَ اِنَّ خَطَاَ الْمَرْاَهِ وَ الْغُلَامِ عَمْدٌ فَاِنْ اَحَبَّ اَوْلِیاءُ الْمَقْتُولِ اَنْ یقْتُلُوهُمَا قَتَلُوهُمَا وَ یرُدُّونَ عَلَی اَوْلِیاءِ الْغُلَامِ خَمْسَهَ آلَافِ دِرْهَمٍ وَ اِنْ اَحَبُّوا اَنْ یقْتُلُوا الْغُلَامَ قَتَلُوهُ وَ تَرُدُّ الْمَرْاَهُ عَلَی اَوْلِیاءِ الْغُلَامِ رُبُعَ الدِّیهِ قَالَ وَ اِنْ اَحَبَّ اَوْلِیاءُ الْمَقْتُولِ اَنْ یقْتُلُوا الْمَرْاَهَ قَتَلُوهَا وَ یرُدُّ الْغُلَامُ عَلَی اَوْلِیاءِ الْمَرْاَهِ رُبُعَ الدِّیهِ قَالَ وَ اِنْ اَحَبَّ اَوْلِیاءُ الْمَقْتُولِ اَنْ یاْخُذُوا الدِّیهَ کانَ عَلَی الْغُلَامِ نِصْفُ الدِّیهِ وَ عَلَی الْمَرْاَهِ نِصْفُ الدِّیهِ(۶۱)(صدوق، من لا یحضره الفقیه، ۴/ ۱۱۳).

این حدیث مخالف قرآن است که می گوید: قتل خطائی قصاص ندارد:
وَمَن قَتَلَ مُوْمِنًا خَطَئًا فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُّوْمِنَهٍ وَدِیهٌ مُّسَلَّمَهٌ اِلَی اَهْلِهِ (نساء۹۲؛ ابوریه ۷۶؛ سلیمانی ۱۲۱).
- فَاَمَّا مَا رَوَاهُ ابْنُ رَبَاحٍ فِی کتَابِ الصِّیامِ مِنْ حَدِیثِ حُذَیفَهَ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ مُعَاذِ بْنِ کثِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِاَبِی عَبْدِاللهِ(ع) اِنَّ النَّاسَ یقُولُونَ اِنَّ رَسُولَ الله(ص) صَامَ تِسْعَهً وَ عِشْرِینَ یوْماً اَکثَرَ مِمَّا صَامَ ثَلَاثِینَ فَقَالَ کذَبُوا مَا صَامَ رَسُولُ اللهِ(ص) اِلَی اَنْ قُبِضَ اَقَلَّ مِنْ ثَلَاثِینَ یوْماً وَ لَا نَقَصَ شَهْرُ رَمَضَانَ مُنْذُ خَلَقَ اللهُ السَّمَاوَاتِ مِنْ ثَلَاثِینَ یوْماً وَ لَیلَهً(۶۲)(طوسی، ۱۳۸۰: ۲/ ۶۵).

تجربه و علم نجوم و اخبار متواتر ثابت کرده است که تعداد روزهای ماه ها ثابت نیستند و بین ۲۹ و ۳۰ متغیرند و علاوه بر آن، این حدیث با سندها و الفاظ مختلف نقل شده است، حذیفه آن را گاهی با واسطه و گاهی بدون واسطه از امام(ع) نقل می کند که این امر موجب تضعیف حدیث است (طوسی، ۱۳۸۰: ۲/ ۶۶؛ سلیمانی ۱۴۳).
ویژگی این دوره
در این دوره، فرهنگ نویسی و فهرست­نویسی برای جوامع حدیثی به وجود آمد، منابع حدیثی دیجیتالی شدند و مجلات تخصصی برای مسائل حدیث منتشر گشت، مثل:
- المعجم المفهرس لالفاظ بحار الانوار
- المعجم المفهرس الالفاظ الکتب الاربعه
- الکاشف لالفاظ نهج البلاغه،
- نرم­افزار درایه النور
- نرم­افزار «معجم موضوعی بحار الانوار»
- نرم­افزار «دانشنامه علوی»
- نرم­افزار «اسناد شیخ صدوق (رحمه الله)»
- نرم­افزار «مکتبه اهل­البیت (علیهم­السلام)»
- نرم­افزار جامع احادیث نور،
- فصلنامه «علوم حدیث»
- فصلنامه «حدیث اندیشه»
- فصلنامه «حدیث پژوهی»
- فصلنامه «پژوهش دینی»
- فصلنامه «علوم الحدیث»
- فصلنامه «صحیفه مبین»
- فصلنامه «سفینه»
- دوفصلنامه «علوم قرآن و حدیث»
- فصلنامه «علوم حدیث»
- فصلنامه «پژوهش های نهج البلاغه»
- دوفصلنامه «پژوهش های قرآن و حدیث»
- فصلنامه «تحقیقات علوم قرآن و حدیث»
- دوفصلنامه «حدیث پژوهی»
- دوفصلنامه «حدیث حوزه»
- فصلنامه «پژوهش نامه قرآن و حدیث»
و...

ویژگی های کتاب فقیه
- حدود ۶۰۰۰ حدیث دارد،
- دارای ۴ جزء و ۶۲۶ باب است،
- موضوع اصلی آن فقه است،
- گاهی لابه­لای مباحث فقهی ادعیه و زیارات و اخلاق نیز آورده است،
- بخش پایانی آن، کتاب النوادر است که دارای ۱۵۸ حدیث در باب وصایا و اخلاق است.
- جهت اختصار، سند احادیث را غالباً حذف کرده است و در پایان کتاب، تحت عنوان «مَشیخه» ذکر نموده است.
- گاهی نقل معنا کرده است،
- دارای حدود ۲۰۰۰ حدیث مرسل است.
- ترتیب ابواب من لایحضر: ترتیب ابواب فقه است؛ از طهارت تا دیات. شیخ صدوق تنها روایاتی را آورده است که مطابق فتوای وی بوده است (صدوق، ۱۴۱۳ق: ۱/ ۵).
نکته: توسط محمد جواد غفاری در ۷ جلد ترجمه شده است.
شیخ صدوق دارای تالیفات فراوان بوده است که اکثر آن ها از بین رفته­اند.
وی در ری درگذشت و در سال ۱۲۳۸، که قبرش بر اثر سیل خراب شد، بدنش هنوز تازه بود (مجلسی، محمدتقی، ۱۴۱۴ق: ۶/ ۱۵۳).
نمونه هایی از کتاب «من لا یحضر»
قَالَ الصادق(ع) : الْقُضَاهُ اَرْبَعَهٌ ثَلَاثَهٌ فِی النَّارِ وَ وَاحِدٌ فِی الْجَنَّهِ رَجُلٌ قَضَی بِجَوْرٍ وَ هُوَ یعْلَمُ فَهُوَ فِی النَّارِ وَ رَجُلٌ قَضَی بِجَوْرٍ وَ هُوَ لَا یعْلَمُ فَهُوَ فِی النَّارِ وَ رَجُلٌ قَضَی بِحَقٍّ وَ هُوَ لَا یعْلَمُ فَهُوَ فِی النَّارِ وَ رَجُلٌ قَضَی بِالْحَقِّ وَ هُوَ یعْلَمُ فَهُوَ فِی الْجَنَّهِ وَ قَالَ (ع) الْحُکمُ حُکمَانِ حُکمُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حُکمُ اَهْلِ الْجَاهِلِیهِ فَمَنْ اَخْطَاَ حُکمَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَکمَ بِحُکمِ اَهْلِ الْجَاهِلِیهِ وَ مَنْ حَکمَ بِدِرْهَمَینِ بِغَیرِ مَا اَنْزَلَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ کفَرَ بِاللهِ تَعَالَی(۲۷)(صدوق، ۱۴۱۳ق: باب اصناف القضاه و وجوه الحکم، ۳/ ۴).
- شیوه سندگزاری فقیه
۱. شیخ صدوق از ذکر کامل اسناد علی رغم فایده فراوان آن به دلیل طولانی شدن کتاب، صرف نظر کرده است.
۲. شیخ صدوق درباب پایانی کتاب به نام «مَشِیخه» به ذکر اسناد و تکمیل نام اشیوخی که از اوایل اسناد حذف نموده، پرداخته است.
۳. در فقیه حالات گوناگونی از انواع سند دیده می شود مانند: ضمیری(۲۸) (۵۶۳ مورد)، عطفی(۲۹) (۱۰۰ مورد)، تعلیقی(۳۰) (۷۵ مورد)، تحویلی(۳۱) (۸ مورد)، اشاره ای(۳۲) (۱۳ مورد)، تردیدی(۳۳) (۹ مورد)، تذییلی(۳۴) (۶ مورد) و...
۴. در فقیه ۵۶۳ سند ضمیری واقع شده است که تعیین مرجع آن همواره نیاز به دقت دارد.
۵. در کتاب فقیه، روایات بسیاری که در حدود یک سوم احادیث آن است، مرسل آمده است.
شروح من لا یحضر:
- روضه المتقین از محمدتقی مجلسی.
- لوامع صاحبقرانی از محمدتقی مجلسی که شرح فارسی روضه المتقین است.
نمونه ای از شرح «من لا یحضر»
قَالَ اَبُو جَعْفَرٍ (ع) : بُنِی الْاِسْلَامُ عَلَی خَمْسَهِ اَشْیاءَ عَلَی الصَّلَاهِ وَ الزَّکاهِ وَ الْحَجِ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَایهِ.(۳۵)

این بابی است در فضیلت مطلق روزه؛ اعم از روزه ماه رمضان و غیر آن، چون فضایل روزه رمضان را خدا خواهد گفت اگر چه بعضی از این اخبار در فضل ماه رمضان است و لیکن چون لفظ رمضان ندارد در اینجا ذکر کرده است.
منقول است در صحیح از زراره که حضرت امام محمدباقر(ع) فرمودند که بنای اسلام بر پنج چیز است بر نماز، و زکات، و حج، و روزه، و امامت ائمه معصومین: و بر این مضمون احادیث صحیحه متواتره وارد شده است و دلالت می کند بر آن که اگر کسی این­ها را یا یکی از این­ها را اعتقاد نداشته باشد و انکار کند اصلش را یا وجوبش را کافر است و در این خلافی نیست و این­ها از ضروریات دین است بلکه ظاهرش آن است که اگر کسی نماز نکند یا زکات ندهد یا حج نکند یا روزه نگیرد کافر باشد و حق آن است که حکم کافر دارد یعنی عذابش مثل عذاب کفار است، و هم چنین اگر کسی که یک امام را اعتقاد به امامتش نداشته باشد کافر است به این معنی که همیشه در جهنم خواهد بود چون احادیث متواتره وارد شده است که هر که بمیرد و امام زمان خود را نداند کافر مرده است اگر چه همیشه روزها روزه باشد و شب تا صبح عبادت کند و امام زمان خود را شناسد بعد از خدا و رسول اگر همه عبادت را ترک کند از ایمان به­در می رود اما از اسلام به­در نمی رود چنان­که بر این مضمون نیز احادیث صحیحه متواتره وارد شده است (مجلسی، محمدتقی، ۱۴۱۴ق: ۶/ ۱۵۴).
ت) تهذیب الاحکام
تهذیب الاحکام، تالیف محمد بن حسن، معروف به شیخ طوسی (۴۶۰ ق) است. که به اختصار، تهذیب نامیده می شود.
شیخ طوسی در سال ۳۸۵ق. در خراسان به دنیا آمد و به بغداد هجرت کرد و پس از آتش­سوزی خانه و کتابخانه اش توسط مخالفان متعصّب، به نجف که منطقه­ای متروکه بود رفت و سبب رونق آنجا شد. این رونق تاکنون روز افزون بوده است. وی در همان جا دفن شد (نصیری، ۱۳۸۱: ۱۶۱).
انگیزه شیخ طوسی در تالیف تهذیب
انگیزه شیخ طوسی در تالیف تهذیب این بود که دید احادیث شیعه دچار اختلاف و تباین و تضاد است به طوری که هیچ حدیثی نیست که دچار تعارض نباشد. این امر سبب طعنه مخالفان شده بود، از این رو، تهذیب را نوشت تا در آن به تاویل روایات متعارض بپردازد (طوسی، ۱۳۸۶: ۱/ ۲).
برخی از حادیث در حال تقیه و برخی مطابق با سطح فهم مخاطبی خاص صادر شده است و برخی در طرح مسائل دارای قبض و بسط است (نصیری، ۱۳۸۱: ۱۶۳)، این ویژگی ها در تهذیب، که همه­ی گونه های حدیث را طرح کرده است، هویداست. طوسی در این کتاب عملاً شیوه­ی تعامل با این احادیث متعارض را می آموزد.
ویژگی های تهذیب
- تهذیب الاحکام دارای ۲۹۳ باب و ۱۳۵۹۰ حدیث است.
- همه­ی موضوعاتش فقهی است از طهارت تا دیات.
- سبک سندش به شکل من لایحضر شیخ صدوق است یعنی در پایان کتاب تحت عنوان مشیخه ذکر شده است.
- گاهی در اسنادش تصحیف صورت گرفته است.
- شرح مُقنعه­ی شیخ مفید است: مقنعه­ی شیخ مفید: ابتدا اصول عقاید و سپس احکام فقهی طبق فتوای او بدون ذکر مستندات روایی یا بحث های استدلالی است، شیخ طوسی تهذیب را به عنوان شرح روایی آن نگاشت یعنی مستندات روایی فتوای مفید را آورد.
- تهذیب نسبت به دیگر کتب اربعه از جامعیت بیشتری برخوردار است. چون گاهی در چارچوب معیارهای پذیرش حدیث است اما من لایحضر در چارچوب فتاوی صدوق است (نصیری، ۱۳۸۱: ۱۶۳).
نمونه ای از کتاب تهذیب الاحکام
اِسْمَاعِیلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ اَبِی بَصِیرٍ وَ عَنْ اِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ اَبِی بَصِیرٍ وَ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ یونُسَ بْنِ ظَبْیانَ کلُّهُمْ عَنْ اَبِی عَبْدِاللهِ(ع) قَالَ: صَلَاهٌ فَرِیضَهٌ اَفْضَلُ مِنْ عِشْرِینَ حَجَّهً وَ حَجَّهٌ خَیرٌ مِنْ بَیتٍ مِنْ ذَهَبٍ یتَصَدَّقُ بِهِ حَتَّی لَا یبْقَی مِنْهُ شَی ءٌ(۳۶) (طوسی، ۱۳۸۶: ۵/ ۲۲).
شروح تهذیب
- ملاذ الاخیار فی شرح تهذیب الاحکام در ۱۶ جلد از محمدباقر مجلسی.
- غایه المرام از سید نعمهالله جزائری.
نمونه ای از شرح تهذیب الاحکام
عَلِی عَنْ اَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِی عَنِ السَّکونِی عَنْ اَبِی عَبْدِاللهِ(ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللهِ(ص) وَ بِهَذَا الْاِسْنَادِ قَالَ اَمِیرُ المومنین(ع) مَنِ ابْتُلِی بِالْقَضَاءِ فَلْیوَاسِ بَینَهُمْ فِی الْاِشَارَهِ وَ فِی النَّظَرِ وَ فِی الْمَجْلِسِ(۳۷) (طوسی، ۱۳۸۶: ۶/ ۲۲۶).
ضعیف علی المشهور: پدر قُدّس سره گفت: حدّاکثر وجوب مساوات در سلام و سایر انواع اکرام است تا قلب دیگری نشکند و بتواند دلیل خود را اقامه کند. برخی گفته اند این هم مستحب است (مجلسی، ۱۴۰۶ق: ۱۰/ ۳۴).
ث) الاستبصار فیما اختلف من الاخبار
انگیزه تالیف استبصار
شیخ طوسی به درخواست گروهی از علماء استبصار را به احادیث مختلف فیه(۳۸) که در تهذیب آمده بود اختصاص داد (طوسی، ۱۳۸۰: ۱/ ۱۴۳).
ویژگی های استبصار تهذیب
- استبصار دارای ۳ جزء و ۵۵۱۱ حدیث در همه موضوعات فقهی است.
- احادیثش احادیثی است که در متن یا سندشان تعارض هست که شیخ طوسی در آن به حل تعارض آن ها پرداخته است. از این رو، موضوعش علاج الحدیث است.
- استبصار به خاطر برخورداری از مباحث علمی متقن برای خواص علما تالیف شده است (مجلسی، محمدباقر، ۱۴۰۳ق: ۱/ ۷۱).
- استبصار نیز همچون تهذیب براساس کتاب مقنعه شیخ مفید مرتب شده است. و مثل تهذیب، اسنادش حذف شده و در مشیخه ذکر گردیده است.
- رفع تعارض در استبصار مبسوط­تر و متقن­تر از تهذیب است.
نمونه ای از استبصار
کتَابُ الدُّیونِ
- بَابُ اَنَّهُ لَا تُبَاعُ الدَّارُ وَ لَا الْجَارِیهُ فِی الدَّینِ
مُحَمَّدُ بْنُ یعْقُوبَ عَنْ عَلِی بْنِ اِبْرَاهِیمَ عَنْ اَبِیهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیدٍ عَنِ الْحَلَبِی عَنْ اَبِی عَبْدِاللهِ(ع) قَالَ: لَا تُبَاعُ الدَّارُ وَ لَا الْجَارِیهُ فِی الدَّینِ وَ ذَلِک اَنَّهُ لَا بُدَّ لِلرَّجُلِ مِنْ ظِلٍّ یسْکنُهُ وَ خَادِمٍ یخْدُمُهُ(۳۹) (طوسی، ۱۳۸۰: ۳/ ۶).
- فَاَمَّا مَا رَوَاهُ اَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمَّارٍ عَنْ اَبِی عَبْدِاللهِ(ع) قَالَ: کانَ اَمِیرُ المومنین(ع) یحْبِسُ الرَّجُلَ اِذَا الْتَوَی عَلَی غُرَمَائِهِ ثُمَّ یاْمُرُ فَیقْسَمُ مَالُهُ بَینَهُمْ بِالْحِصَصِ فَاِنْ اَبَی بَاعَهُ فَقَسَمَهُ بَینَهُمْ یعْنِی مَالَهُ(۴۰)(طوسی، ۱۳۸۰: ۳/ ۷).

طوسی: در این حدیث دو احتمال داده است:
- غیر از مسکنش را می فروشد.
- مسکنش را می فروشد و دیون را می پردازد و با الباقی آن مسکن کوچکتر می خرد.
شروح استبصار
- استقصاء الاعتبار از محمد عاملی (نوه ی شهید ثانی)
- جلاء الابصار فی شرح الاستبصار از شیخ عبدالرضا طفیلی
چند نکته
- مجموع کتب اربعه، ۴۰۳۴۴ حدیث دارند.
- همزمان با کتب اربعه، کتاب­های زیر نیز تالیف شده­اند:
۱- عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق
۲- الخصال، شیخ صدوق
۳- الامالی، شیخ صدوق
۴- الغیبه، شیخ طوسی
۵- الاقتصاد، شیخ طوسی
۶- الغیبه، نعمانی
نمونه هایی از کتاب های بالا
- در عیون اخبار الرضا(ع) آمده است(۴۱): ابوالصّلت هروی گوید: حضرت رضا(ع) از پدران بزرگوارش از امام حسین: نقل کردند که سه روز قبل از شهادت حضرت علی(ع) مردی از اشراف تمیم به نام عمرو، نزد آن حضرت آمده، درباره­ی اصحاب­الرّسّ، چنین سوالاتی نمود: اصحاب­الرّس در چه زمانی می زیستند؟ مسکن آنان کجا بود؟ پادشاه آنان چه کسی بود؟ آیا خداوند پیامبری سوی آنان فرستاد یا نه؟ چگونه از بین رفتند؟ در قرآن نام آنان هست ولی از اخبارشان مطلبی ذکر نشده است، حضرت فرمودند: درباره­ی مطلبی سوال کردی که قبل از تو کسی چنین سوالی از من نپرسیده بود، و بعد از من نیز کسی درباره ی آن مطلبی برایت نقل نخواهد کرد مگر از قول من، و هیچ آیه ای در قرآن نیست مگر اینکه آن را می دانم و تفسیرش را نیز می دانم، و نیز می دانم در کجا نازل شده، در کوه نازل شده یا در دشت، و در چه زمانی، شب یا روز. اینجا- با دست به سینه مبارکشان اشاره نمودند- علم بسیاری است ولی طالبان آن کم هستند و به زودی وقتی مرا از دست دادند پشیمان خواهند شد.
ای تمیمی! داستان آنان چنین بود که: درخت صنوبری را به نام «شاه درخت» می پرستیدند، این درخت را «یافث­بن­نوح» بر کنار چشمه ای به نام «دوشاب» غرس کرده بود و این چشمه بعد از طوفان، برای نوح (ع) حفر شده بود، و علّت نام گذاری آنان به اصحاب­الرّسّ این بود که خانه های خود را در زمین حفر می کردند، (رسّ یعنی حفر کردن یا پنهان کردن) و زمانشان بعد از سلیمان بن داود (ع) بود. دوازده قریه در کنار نهری از مشرق زمین به نام رسّ داشتند، آن رود نیز به نام آنان رسّ نامیده شده بود. در آن روزگار نهری پرآب تر و شیرین تر از آن روی زمین نبود و قریه هایی بیشتر و آبادتر از آن ها وجود نداشت، نام آن ها به ترتیب عبارت بود از: آبان، آذر، دی، بهمن، اسفندار، فروردین، اردیبهشت، خرداد، مرداد، تیر، مهر، شهریور، و بزرگترین شهر آنان، اسفندار بود که پادشاه در آن می زیست، نام او ترکوذ بن غابور بن یارش ابن سازن بن نمرود بن کنعان بود که این آخری فرعون زمان ابراهیم (ع) بود.
آن چشمه و صنوبر در همین شهر بود، و در هر قریه دانه ای از میوه­ی آن صنوبر کاشته بودند و آن دانه رشد کرده، درخت عظیمی شده بود، آب آن چشمه و رودخانه ها را حرام کرده بودند و نه خود و نه چهارپایانشان از آن نمی نوشیدند و هر کس چنین می کرد او را می کشتند و می گفتند: این آب، مایه حیات خدایان ماست، و شایسته نیست کسی از حیات و زندگی آن ها چیزی کم کند، و خود و چهارپایانشان از رود رسّ که قریه ها در کنار آن بنا شده بود، استفاده می کردند، و در هر ماه از سال، در هر قریه، عیدی معین کرده بودند که اهل آن قریه جمع شده و بر درخت بزرگ آن آبادی، پشه بندی از حریر که دارای انواع نقش و نگار بود نصب می کردند، سپس گاو و گوسفندهایی آورده و برای درخت قربانی می کردند و بر آن قربانی ها هیزم ریخته، آتش می زدند و آنگاه که دود آن قربانی ها به هوا رفته و بین آن ها و آسمان حائل می شد و دیگر نمی توانستند آسمان را ببینند، در برابر درخت، به سجده می افتادند و گریه و زاری می کردند تا از آن ها راضی شود، و شیطان نیز می آمد و شاخه های درخت را حرکت می داد و از تنه­ی آن همچون کودکی فریاد می زد که: ای بندگانم! از شما راضی شدم، راحت و خوشحال باشید، آنان هم سر از سجده برداشته، شراب می نوشیدند و موسیقی می نواختند و سنج می زدند و آن روز و شب را به همان حال سپری می کردند و سپس می رفتند.
و عجم­ها نام ماه­های خود را از نام این آبادی ها گرفتند و ماه­های خود را آبان ماه، آذر ماه، و غیره نامیدند، چون اهل آن قریه ها می گفتند: این عید فلان ماه است و آن عید فلان ماه و در زمان عید، بزرگترین آبادی، کوچک و بزرگ آنان، در آن شهر جمع می شدند و در نزد چشمه و صنوبر، چادری از حریر که انواع نقش و نگار بر آن بود، برمی افراختند. این چادر دوازده در داشت که هر دری مربوط به اهل یک قریه می شد، آنان در خارج از چادر در مقابل صنوبر سجده کرده و قربانی هایی چند برابر قربانی درخت قریه های کوچکتر، ذبح می کردند، و شیطان نیز نزد آن درخت می آمد و صنوبر را به شدّت تکان می داد و با صدای بلند از درون آن سخن گفته، و بیش از وعد و وعیدهای تمام شیاطین به آنان وعده و وعید می داد، و آنان سر از سجده برمی داشتند و از شدّت شادی و نشاط از حال می رفتند و از شدّت شراب­خواری و اشتغال به موسیقی، توان صحبت کردن نداشتند، و دوازده روز و شب، به عدد اعیادشان در تمام سال، به همان حال می گذراندند و سپس می رفتند.
و چون کفر به خدا، و عبادت غیر خدا در میان آنان طولانی گشت، خداوند عزّ و جلّ پیامبری از بنی اسرائیل از فرزندان یهودا بن یعقوب سوی آنان فرستاد و مدّت زمانی طولانی در بین آنان بوده و آنان را به عبادت خداوند عزّ و جلّ و شناخت ربوبیت او دعوت می کرد، ولی از او پیروی نکردند، و وقتی آن پیامبر دید که آنان به شدّت غرق در ضلال و گمراهی هستند و دعوت او را به سوی رشد و رستگاری ردّ می کنند، در عید شهر بزرگ آن ها شرکت کرد و گفت: خدایا این بندگان تو، جز تکذیب من و کفر به تو کار دیگری نمی کنند، و درختی را که نه فایده دارد و نه ضرر، می پرستند.
تمام درختانشان را خشک کن و قدر و عظمت خود را به آنان بنمایان، صبح روز بعد، درختها خشک شده بود، این مطلب آنان را ترساند و احساس عجز و ناامیدی کردند و به دو گروه تقسیم شدند، گروهی گفتند: این مرد که ادّعا می کند رسول خدای آسمان و زمین است، خدایان شما را جادو کرده است تا شما را از خدایان­تان به سوی خدای خویش متوجّه گرداند، گروه دیگر گفتند: نه، بلکه خدایان شما با دیدن این مرد که از آنان عیب گویی می کند و در موردشان سخنان نامربوط می گوید، و شما را به پرستش خدای دیگری می خواند، خشمگین شده اند و زیبایی و بهای خود را از شما پوشانده اند تا شما نیز به خاطر آنان خشمگین شوید و انتقام آنان را از این مرد بگیرید.
لذا همگی بر آن شدند که او را بکشند، برای این کار لوله های بلندی از سرب که دهانه های گشادی داشت، برگرفتند و آن ها را از قعر چشمه تا روی آب مثل لوله های سفالین آبراهه (فاضلاب) بر روی هم سوار کردند، و آب داخل آن (چشمه یا لوله) را کشیدند و سپس در قعر آن چاهی عمیق با دهانه­ی تنگ حفر کردند و پیامبرشان را به درون آن انداختند و صخره­ی بزرگی بر دهانه آن نهادند و آنگاه لوله ها را از آب بیرون آوردند و گفتند: اکنون که خدایان دیدند که ما، شخصی را که درباره شان به بدی سخن می گفت و ما را از پرستش آنان باز می داشت کشتیم، و در زیر بزرگترین خدایان دفنش کردیم تا دلش آرام گیرد، امیدواریم که از ما راضی شده باشند و غنچه ها و طراوت آن ها مثل گذشته به سوی ما باز گردد، آن مردم در تمام روز، صدای ناله پیامبرشان را می شنیدند که می گفت: «خدای من، تنگی جا و شدّت ناراحتی مرا می بینی، به ناتوانی و درماندگی ام رحم کن و زودتر قبض روحم فرما، و اجابت دعایم را تاخیر نینداز!» تا بالاخره مرد، خداوند عزّوجلّ به جبرئیل(ع) فرمود: ای جبرئیل! آیا این بندگان من، که صبر و بردباری من آن ها را فریب داده و خود را از خشم من در امان می پندارند و کس دیگری غیر از من را می پرستند و پیامبر مرا کشته اند، گمان می کنند که در مقابل غضب من توان مقاومت دارند؟ یا آیا می توانند از محدوده قدرت من خارج شوند؟ چگونه؟! و حال آنکه من از کسی که مرا نافرمانی کند و از عقاب من نهراسد، خودم انتقام خواهم گرفت، و به عزّت و جلالم قسم یاد کرده ام که آنان را مایه­ی عبرت اهل عالم قرار دهم. و خداوند، آن ها را در آن عیدشان جز با بادهای سرخ رنگ به هراس نیفکند، آنان در آن طوفان حیران شده بودند به هراس افتاده بودند و به یک دیگر پناه می بردند، سپس زمین در زیر پاهایشان به گوگردی مشتعل تبدیل شد و ابری سیاه بر آنان سایه افکند و آتشی ملتهب همچون گنبد بر آنان فرو افکند و بدنهایشان در آتش همچون سرب مذاب ذوب شد(صدوق، ۱۳۷۲: ج ۱، ص۴۲۶).
* نمونه ای دیگر(۴۲):
- غسل در هفده مورد است .
محمد بن مسلم از امام باقر(ع) نقل می کند که فرمود: غسل در هفده مورد است: شب هفدهم ماه رمضان و آن شبی است که در آن دو لشکر در جنگ بدر به هم رسیدند، و شب نوزدهم (رمضان) و در آن واردین هر سال نوشته می شوند، و شب بیست و یکم (رمضان) و آن شبی است که اوصیاء پیامبران در آن از دنیا رفته اند و نیز عیسی بن مریم در آن به آسمان بالا برده شده و موسی جان داده، و شب بیست و سوّم (رمضان) که در آن امید شب قدر می رود.(۴۳) و غسل روز عید فطر و قربان، و هنگامی که وارد حرمین (مکه و مدینه) می شوی، و روز احرام حج، و روز زیارت، و روزی که وارد بیت الحرام می شوی، و روز ترویه (هشتم ذی حجّه) و روز عرفه، و غسل میت و وقتی که میتی را غسل دادی و کفن کردی یا او را پس از سرد شدن مسّ کردی، و غسل روز جمعه، و غسل کسوف هنگامی که همه قرص گرفته باشد و تو از خواب بیدار شوی و هنوز نماز آیات نخوانده ای پس غسل کن و نمازت را به جای آور (صدوق، خصال، بی تا: ۲/ ۲۷۳).
* نمونه ای دیگر(۴۴):
- عبدالله بن ابی­یعفور از امام صادق(ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: «حکومت قائم (عج) [یا قائم (عج) حکومت می کند در] نوزده سال و چند ماه است» (ابن ابی زینب، ۱۳۷۶: ۴۶۳).
۱- ۵) دوره ی جوامع متاخر
جوامع متاخر مجموعه هایی بزرگ هستند که از جوامع متقدم تهیه شده اند و برخی نیز مستدرک جوامع متقدم هستند و برخی نیز مستدرک بر جوامع بزرگ.
بعد از شیخ طوسی تا قرن دهم دوره­ی رکود است و کاری شاخص و مهم انجام نشده است. غلبه­ی فقه و اجتهادِ برخاسته از مکتب فقهی شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی از عوامل مهم رکود حدیث است (نصیری، ۱۳۸۱: ۱۸۳). این مکتب بر حدیث تکیه کمتری دارد.
در قرن یازده و دوازده محمدون ثلاث دوم ظهور می کنند که عبارتند از:
محمد بن مرتضی فیض کاشانی (۱۰۹۱)
محمد بن حسن حرعاملی (۱۱۰۴)
علامه محمدباقر مجلسی (۱۱۱۱)
با ظهور این سه نفر، حدیث دوباره پویا شد، آثار این دوره تکمیلی هستند، این سه، پرچمداران اخباری گری معتدل هستند.
آثار این دوره
الف) مُنتَقَی الجُمان فی الاحادیث الصِّحاح و الحسان
- منتقی الجمان(۴۵) فی الاحادیث الصحاح و الحِسان، تالیف جمال الدین حسن بن زین الدین; (۱۰۱۱)، فرزند شهید ثانی; (۹۵۹)، او در جبل عامل متولد شد و همانجا وفات یافت، او ۱۲ اثر دارد که «معالم الدین و ملاذ المجتهدین» در علم اصول یکی از آن ها است.
او در این کتاب، احادیث کتب اربعه را جمع کرده، آن ها را به دو دسته صحیح و حسن تقسیم کرده است و به بررسی دلالی احادیث پرداخته است و سعی می کند احادیث صحیح را از ضعیف جدا کند، او یک مقدمه­ی ۱۲ فایده ای برای این کتاب نوشته است. این کتاب تا پایان باب حج آمده(۴۶) و متاسفانه ادامه نیافته است.
نمونه:
۱۵۶۸۳- ۳ الکافی، ۷/ ۲۷۱/ ۲/ ۱ علی عن ابیه عن عمرو بن عثمان عن المفضل بن صالح عن الفقیه ، ۴/ ۹۶/ ۵۱۶۶ جَابِرِ بْنِ یزِیدَ عَنْ اَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: اَوَّلُ مَا یحْکمُ اللهُ فِیهِ یوْمَ الْقِیامَهِ الدِّمَاءُ فَیوقِفُ ابْنَی آدَمَ فَیفْصِلُ بَینَهُمَا ثُمَّ الَّذِینَ یلُونَهُمَا مِنْ اَصْحَابِ الدِّمَاءِ حَتَّی لَا یبْقَی مِنْهُمْ اَحَدٌ ثُمَّ النَّاسُ بَعْدَ ذَلِک فَیاْتِی الْمَقْتُولُ قَاتِلَهُ فَیشْخُبُ دَمُهُ فِی وَجْهِهِ فَیقُولُ هَذَا قَتَلَنِی فَیقُولُ اَنْتَ قَتَلْتَهُ فَلَا یسْتَطِیعُ اَنْ یکتُمَ اللهَ حَدِیثاً(۴۷)(فیض کاشانی، ۱۴۰۶ق: ۱۶/ ۵۶۴).
ب) الوافی
الوافی، تالیف ملامحسن فیض کاشانی; است. او ۱۴۴ کتاب دارد که اهم آن ها «مفاتیح الشرائع» در فقه، «الصافی» در تفسیر، «الوافی» در حدیث و «المحجه البیضاء» در اخلاق است (نصیری، ۱۳۸۱: ۱۷۸).
از شاگردان برجسته­ی او مجلسی و سید نعمهالله جزایری هستند، او در ۱۰۹۱ در کاشان وفات یافت.

بخش اول: تاریخ حدیث شیعه

تاریخ حدیث شیعه با تاریخ رسالت و امامت پیوندی کامل دارد و هیچ حلقه­ی مفقوده ای ندارد، برخلاف تاریخ حدیث اهل سنت که دارای حلقه­ی مفقوده است و از زمان عمر بن عبدالعزیز (۱۰۱ق.)(۲) شروع می شود (نصیری، ۱۳۸۱: ۱۳۵). حدیث شیعه بر اساس سنت مکتوب، تدوین شده است(۳)
احادیث پیامبر(ص) از طریق ائمه (ع) به ما رسیده است به این صورت که هر امام از امام قبلی نقل می کند تا برسد به پیامبر(ص)؛ از این رو، فاقد انقطاع است و به همین علت پدیده ی جعل در حدیث شیعه اندک است.

دوره های حدیث شیعه

۱- دوره­ی نگاشته های نخستین
۲- دوره ی اصول اربعمائه و کتب
۳- دوره­ی جوامع کوچک
۴- دوره­ی تدوین جوامع متقدم
۵- دوره ی جوامع متاخر
۶- دوره­ی نقد و بررسی
۱-۱) دوره ی نگاشته های نخستین
الف: کتاب علی(ع)
علی(ع) همه­ی مطالبی را که از پیامبر(ص) می پرسید و یا پیامبر(ص) به او تعلیم می داد می نوشت و آن به صورت یک طومار ۷۰ ذراعی درآمد.
رسول خدا(ص) به علی(ع) گفت: آنچه بر تو املا می کنم بنویس. علی(ع) گفت: آیا نگرانید که من فراموش کنم، پیامبر(ص) گفت: نه، از خدا خواسته­ام که تو را از فراموشی حفظ کند ولی برای شرکای خودت؛ یعنی، امامان پس از خودت بنویس (صفار قمی(۴)، ۱۴۰۴ق: ۱۸۷).
امام باقر(ع): کتاب علی به طول ۷۰ ذراع نزد ماست که هیچ نیازی از نیازهای امت تا روز قیامت نیست مگر این که در آن آمده است، حتی دیه خراش (مجلسی، محمدباقر، ۱۴۰۳ق: ۲۶/ ۳۴). یکی از فقهای اهل سنت با امام باقر(ع) درباره­ی یک حکم فقهی اختلاف پیدا کردند، امام(ع) به پسرش گفت: برخیز و کتاب علی(ع) را بیاور. کتاب را آورد و امام(ع) آن حکم را در آن به او نشان داد و گفت این خط علی(ع) و املای رسول خدا(ص) است (فیض کاشانی، ۱۴۰۶ق: ۱/ ۶۳؛ فضلی، ۱۴۱۶ق: ۵۳).
ابو­نصیر از امام صادق(ع) درباره­ی ارث سوالی کرد، امام(ع) کتاب علی(ع) را آورد و حکم آن سوال را از روی آن خواند: اگر مردی بمیرد و تنها وارث او عمو و دایی اش باشند، عمو دو ثلث و دایی یک ثلث ارث می برند (علامه حلی، مختلف الشیعه، بی­تا: ۹/ ۲۹).
شیخ صدوق ۳۰۰ نکته از مطالب کتاب علی(ع) را به نقل از امام صادق(ع) در «امالی» خود در مجلس ۶۶ آورده است (تهرانی، ۱۴۱۳ق: ۲/ ۳۰۶).
کتاب علی(ع) به عنوان میراث علم پیامبر(ص) نزد ائمه (ع) دست به دست می گشت و مرجع احادیث آنان بود. از این رو، سند احادیث ائمه (ع) به «سلسله الذهب» معروف است (فضلی، ۱۴۱۶ق: ۵۴).
عمار به امام صادق(ع) می گوید: به هنگام داوری، مستند شما چیست؟ امام(ع) گفت: هرگاه با چیزی روبرو شوم که در کتاب علی(ع) نیست، روح القدس به ما القاء می کند و خداوند الهام می نماید (مجلسی، محمدباقر، ۱۴۰۳ق: ۲۵/ ۵۶).
ب: مصحف علی(ع)
مصحف علی(ع)، همراه تفسیر و تاویل و سبب نزول بوده است.
علی(ع) گفت: هیچ آیه­ای نازل نشد مگر این که پیامبر(ص) آن را همراه تفسیر، تاویل، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، عام و خاصش بر من املاء کرد و من آن را نوشتم (عیاشی، ۱۳۸۰ق: ۱/ ۱۴).
پ: نهج البلاغه
نهج­البلاغه مجموعه ای از ۲۴۱ خطبه، ۷۹ نامه و ۴۸۰ حکمت حضرت است که سید رضی (۴۰۶ ق) آن ها را جمع­آوری کرد و نهج­البلاغه نامید.
ت: مصحف فاطمه(س) (صُحُف فاطمه(س))
پس از رحلت پیامبر(ص)، جهت تسلای حضرت فاطمه(س)، خدا جبرئیل(ع) را نزد او می فرستاد، حوادث مرتبط با ذریه­ی او را تا روز قیامت برایش نقل می کرد و علی(ع) آن را می نوشت (صفار، ۱۴۰۴ق: ۱۷۳).
ث: صحیفه سجادیه
صحیفه سجادیه مجموعه ای از دعاهای امام سجاد (ع) در موضوعات مختلف است، صحیفه فاقد اتصال سند است ولی مضمونش حاکی از قول معصوم است، صحیفه دارای ۵۴ دعاست و حدود ۵۰ شرح دارد (جبل عاملی، ۱۳۸۰ق: ۱/ ۶۳۸؛ تهرانی، ۱۴۱۳ق: ۱۳/ ۳۶۶).
۱- ۲) دوره ی اصول اربعمائه و کتب
اصل
اصل، مجموعه ی کوچکی از احادیث است که بدون واسطه از امام نقل شده اند (مامقانی، عبدالله، ۱۳۸۴: ۱۶۰) و مورد اعتماداست (بحر العلوم، ۱۳۶۳ق: ۲/ ۳۴۷).(۵) این مجموعه ها بعداً به اصول معروف شدند چون آن ها اصل و منبع فتاوای علما بودند (فضلی، ۱۴۱۶ق: ۵۴). این اصول ۴۰۰ اصل می رسید، از این رو، به اصول اربعمائه معروفند.
نکته: محقق حلی اصول اربعمائه را تنها پاسخ های امام صادق(ع) به پرسش های اصحاب می داند (تهرانی، ۱۴۱۳ق: ۲/ ۱۲۹). طبرسی برخی از اصول اربعمائه را حاوی پاسخ های امام کاظم(ع) می داند و برخی نیز اصول اربعمائه را مجموعه­ی اقوال همه­ی ائمه (ع) می دانند (ملا دربندی، بی تا: ۷۳).
برخی از این اصول عبارتند از: - اصل ابان بن تغلب کوفی، اصل آدم بن متوکل کوفی، اصل ابراهیم بن مسلم ضریر کوفی، اصل اسحق بن عمار ساباطی.
برخی از اصول توسط ائمه (ع) بازنگری و اصلاح شده اند (حرعاملی، وسائل الشیعه، ۱۴۱۴ق: ۱۸/ ۵۹).
کتاب «الذریعه» ۱۳۰ اصل را ذکر کرده است (تهرانی، ۱۴۱۳ق: ۲/ ۱۲۵و۱۶۷). ولی امروز تنها ۱۶ اصل در دست هست که توسط حسن مصطفوی در کتاب «الاصول التسته عشر» جمع­آوری و چاپ شده­اند. بسیاری از این اصول در آتش­سوزی کتابخانه شیخ طوسی در سال ۴۴۸ق. به دست عده ای از مخالفان متعصب سوخت.
نمونه ای از اصول
از اصل سلام بن ابی عمره:
عَنْ اَبِی الْجَارُودِ، عَنْ اَبِی عَبْدِاللهِ الْجَدَلِی ، قَالَ: قَالَ [لِی ] اَمِیرُ المومنین(ع): یا [اَبَا] عَبْدِ اللهِ! اَ لَا اُخْبِرُک بِالْحَسَنَهِ الَّتِی مَنْ جَاءَ بِهَا اَمِنَ مِنْ فَزَعِ یوْمِ الْقِیامَهِ، وَ بِالسَّیئَهِ الَّتِی مَنْ جَاءَ بِهَا کبَّ عَلَی وَجْهِهِ فِی جَهَنَّمَ؟ فَقُلْتُ: بَلَی یا اَمِیرَ الْمُوْمِنِینَ، فَقَالَ : الْحَسَنَهُ حُبُّنَا، وَ السَّیئَهُ بُغْضُنَا اَهْلَ الْبَیتِ.(۶) (عده­ای از علماء، ۱۴۲۳ق: ۳۳۲)
کتاب
کتاب، مجموعه­ای حدیثی بوده است که با واسطه از امام نقل شده، دارای دسته­بندی و توضیحات مولف است(۷).
برخی از این کتابها عبارتند از:
- کتاب سُلَیم بن قیس الهلالی
- کتاب ابراهیم بن مهزم اسدی
- کتاب ابراهیم بن نصر جُعفی
- کتاب ابی شُعیب محاملی کوفی
- کتاب ابن یحیی ابراهیم بن ابی البلاد (تهرانی، ۱۴۱۳ق: ۶/ ۳۰۳).
نمونه ای از کتاب
از کتاب سلیم بن قیس الهلالی:
اَبَانٌ عَنْ سُلَیمٍ قَالَ سَمِعْتُ سَلْمَانَ وَ اَبَا ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادَ [وَ سَاَلْتُ عَلِی بْنَ اَبِی طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیهِ عَنْ ذَلِک فَقَالَ صَدَقُوا] قَالُوا: دَخَلَ عَلِی بْنُ اَبِی طَالِبٍ (ع) عَلَی رَسُولِ الله(ص) وَ عَائِشَهُ قَاعِدَهٌ خَلْفَهُ وَ عَلَیهَا کسَاءٌ [وَ الْبَیتُ غَاصٌّ بِاَهْلِهِ فِیهِمُ الْخَمْسَهُ اَصْحَابُ الْکتَابِ وَ الْخَمْسَهُ اَصْحَابُ الشُّورَی فَلَمْ یجِدْ مَکاناً فَاَشَارَ اِلَیهِ رَسُولُ اللهِ(ص) هَاهُنَا یعْنِی خَلْفَهُ ] فَجَاءَ عَلِی(ع) فَقَعَدَ بَینَ رَسُولِ الله(ص) وَ بَینَ عَائِشَهَ وَ اَقْعَی(۸) کمَا یقْعِی الْاَعْرَابِی فَدَفَعَتْهُ عَائِشَهُ وَ غَضِبَتْ وَ قَالَتْ اَ مَا وَجَدْتَ لِاسْتِک مَوْضِعاً غَیرَ حَجْرِی(۹) فَغَضِبَ رَسُولُ اللهِ(ص) وَ قَالَ [مَهْ ] یا حُمَیرَاءُ لَا تُوْذِینِی فِی اَخِی عَلِی فَاِنَّهُ اَمِیرُ الْمُوْمِنِینَ وَ سَیدُ الْمُسْلِمِینَ وَ صَاحِبُ لِوَاءِ الْحَمْدِ وَ قَائِدُ الْغُرِّ(۱۰) الْمُحَجَّلِینَ(۱۱) یوْمَ الْقِیامَهِ یجْعَلُهُ اللهُ عَلَی الصِّرَاطِ [فَیقَاسِمُ النَّارَ] فَیدْخِلُ اَوْلِیاءَهُ الْجَنَّهَ وَ یدْخِلُ اَعْدَاءَهُ النَّار(۱۲) (الهلالی، ۱۴۰۵ق: ۲/ ۷۴۷).
۱- ۳) دوره ی جوامع کوچک
بعد از اصول، کتاب های زیر از گردآوری تعدادی از اصول نوشته شدند:
- المحاسن تالیف احمد بن محمد بن خالد برقی (۲۷۴)
- بصائر الدرجات: تالیف محمد بن صفار (۲۹۰)
- قرب الاسناد: تالیف عبدالله بن جعفر حمیری قمی (۳۰۰)
نمونه هایی از جوامع کوچک:

۱- نمونه ای از کتاب «المحاسن»
ثواب التفکر فی الله
عَنهْ(۱۳) بُنَانِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنِ الْحُسَینِ الْکرْخِی عَنْ جَعْفَرِ بْنِ اَبَانٍ عَنِ الْحَسَنِ الصَّیقَلِ قَالَ قُلْتُ لِاَبِی عَبْدِاللهِ(ع): تَفَکرُ سَاعَهٍ خَیرٌ مِنْ قِیامِ لَیلَهٍ قَالَ نَعَمْ؛ قَالَ رَسُولُ اللهِ(ص) تَفَکرُ سَاعَهٍ خَیرٌ مِنْ قِیامِ لَیلَهٍ. قُلْتُ کیفَ یتَفَکرُ؟ قَالَ یمُرُّ بِالدَّارِ وَ الْخَرِبَهِ فَیقُولُ اَینَ بَانُوک؟ اَینَ سَاکنُوک؟مَا لَک لَا تَتَکلَّمِینَ(۱۴) ؟ (برقی، ۱۳۷۱ق: ۱/ ۲۶)

۲- نمونه ای از کتاب «بصائر الدرجات»
حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِی بْنِ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِیرَهِ قَالَ حَدَّثَنَا عِیسَی بْنُ هِشَامٍ النَّاشِرِی قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْکرِیمِ عَنْ سَمَاعَهَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ اَبِی عَبْدِاللهِ(ع): قَالَ اِنَّ اللهَ عَلَّمَ رَسُولَهُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ التَّاْوِیلَ وَ عَلَّمَ رَسُولُ اللهِ عِلْمَهُ کلَّهُ عَلِیاً۷(۱۵) (صفار، ۱۴۰۴ق: ۱/ ۲۹۰).

۳- نمونه ای از قرب الاسناد
قرب الاسناد، موضوعش فقه است، و مولفش از یاران امام هادی (ع) و امام حسن عسکری (ع) و امام مهدی (عج) از طریق نائبش؛ و از فقها و رُوات بزرگ شیعه، و از مشایخ کلینی است:
وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِی، وَ عَلِی بْنُ اَبِی طَالِبٍ عَلَیهِمُ السَّلَامُ : «وَ اللهِ لَوْ لَا آیهٌ فِی کتَابِ اللهِ لَحَدَّثْنَاکمْ بِمَا یکونُ اِلَی اَنْ تَقُومَ السَّاعَهُ: «یمْحُوا اللهُ ما یشاءُ وَ یثْبِتُ وَ عِنْدَهُ اُمُّ الْکتابِ» (۱۶).(۱۷) (حمیری، ۱۴۱۳ق: ۳۵۴).
۱- ۴) دوره ی جوامع بزرگ متقدم
این مجموعه ها از اصول و کتب و جوامع کوچک تهیه شده اند و کتب اربعه شیعه را تشکیل دادند:
الف) الکافی
تالیف محمد بن یعقوب کلینی است. وی در سال ۲۵۵ق. همزمان با امام زمان (عج) در کلین به دنیا آمد و در عصر غیبت صغری زیست و معاصر نواب اربعه بود و در ۳۲۹ از دنیا رفت و در بغداد دفن شد.
نام «کافی» بعدها از یکی از عبارات مقدمه­ی کلینی گرفته شد که می گوید «این کتاب برای متعلمان و طالبان هدایت کافی است(۱۸)» (کلینی، ۱۴۲۹ق: ۱/ ۹).
ویژگی های کافی
- از سه بخش اصول (عقائد)، فروع (احکام) و روضه (موضوعات مختلف)(۱۹) تشکیل می شود.
- از ۳۰ کتاب و ۳۲۶ باب تشکیل شده است و دارای حدود شانزده هزار (۱۶۰۰۰) حدیث است.
- اسناد روایات در آن به طور کامل ذکر شده است.
- تصحیف(۲۰) در اسناد و متن احادیث کم است.
- احادیث مرسل(۲۱) در آن کم است.
- تکرار در روایات آن کم است (العمیدی، ۱۳۷۲ش: ۲۵۰).
- روایاتی را که از لحاظ سند و متن قوی تر است اول هر باب آورده است (صدر، حسن، بی تا: ۵۴۵).
- از مهمترین جوامع حدیثی شیعه است.
نمونه هایی از کتاب کافی
- عَلِی بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیادٍ، عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ، عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ، عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِیفٍ ، عَنِ الْاَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَهَ: عَنْ عَلِی(ع)، قَالَ: «هَبَطَ جبرئیل(ع) عَلی آدم(ع)، فَقَالَ: یا آدَمُ، اِنِّی اُمِرْتُ اَنْ اُخَیرَک وَاحِدَهً مِنْ ثَلَاثٍ، فَاخْتَرْهَا وَ دَعِ اثْنَتَینِ، فَقَالَ لَهُ آدم(ع): یا جَبْرَئِیلُ، وَ مَا الثَّلَاثُ؟ فَقَالَ: الْعَقْلُ، وَ الْحَیاءُ، وَ الدِّینُ، فَقَالَ آدم(ع): اِنِّی قَدِ اخْتَرْتُ الْعَقْلَ، فَقَالَ جبرئیل(ع) لِلْحَیاءِ وَ الدِّینِ: انْصَرِفَا وَ دَعَاهُ، فَقَالَا: یا جَبْرَئِیلُ، اِنَّا اُمِرْنَا اَنْ نَکونَ مَعَ الْعَقْلِ حَیثُ کانَ، قَالَ: فَشَاْنَکمَا، وَ عَرَجَ»(۲۲) (کلینی، ۱۴۲۹ق: ۱/ ۲۴)

- کتَابُ الْاِیمَانِ وَ الْکفْرِ - بَابُ طِینَهِ الْمُوْمِنِ وَ الْکافِرِ:
عَلِی بْنُ اِبْرَاهِیمَ، عَنْ اَبِیهِ، عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسی ، عَنْ رِبْعِی بْنِ عَبْدِ اللهِ، عَنْ رَجُلٍ : عَنْ عَلِی بْنِ الْحُسَینِ علیهما السلام، قَالَ: «اِنَ اللهَ- عَزَّ وَ جَلَّ- خَلَقَ النَّبِیینَ مِنْ طِینَهِ عِلِّیینَ قُلُوبَهُمْ وَ اَبْدَانَهُمْ، وَ خَلَقَ قُلُوبَ الْمُوْمِنِینَ مِنْ تِلْک الطِّینَهِ، وَ جَعَلَ خَلْقَ اَبْدَانِ الْمُوْمِنِینَ مِنْ دُونِ ذلِک ، وَ خَلَقَ الْکفَّارَ مِنْ طِینَهِ سِجِّینٍ قُلُوبَهُمْ وَ اَبْدَانَهُمْ، فَخَلَطَ بَینَ الطِّینَتَینِ، فَمِنْ هذَا یلِدُ الْمُوْمِنُ الْکافِرَ، وَ یلِدُ الْکافِرُ الْمُوْمِنَ، وَ مِنْ هَاهُنَا یصِیبُ الْمُوْمِنُ السَّیئَهَ، وَ مِنْ هَاهُنَا یصِیبُ الْکافِرُ الْحَسَنَهَ؛ فَقُلُوبُ الْمُوْمِنِینَ تَحِنُ اِلی مَا خُلِقُوا مِنْهُ، وَ قُلُوبُ الْکافِرِینَ تَحِنُّ اِلی مَا خُلِقُوا مِنْهُ»(۲۳) (کلینی، ۱۴۲۹ق: ۳/ ۹).

- کتَابُ الصَّلَاهِ بَابُ فَضْلِ الصَّلَاهِ
قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ یعْقُوبَ الْکلَینِی مُصَنِّفُ هذَا الْکتَابِ رحمه الله : حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ یحْیی ، عَنْ اَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسی ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ مُعَاوِیهَ بْنِ وَهْبٍ، قَالَ: سَاَلْتُ اَبَاعَبْدِاللهِ(ع) عَنْ اَفْضَلِ مَا یتَقَرَّبُ بِهِ الْعِبَادُ اِلی رَبِّهِمْ، وَ اَحَبِّ ذلِک اِلَی اللهِ- عَزَّ وَ جَلَّ- مَا هُوَ؟ فَقَالَ: «مَا اَعْلَمُ شَیئاً بَعْدَ الْمَعْرِفَهِ اَفْضَلَ مِنْ هذِهِ الصَّلَاهِ؛ اَ لَاتَری اَنَّ الْعَبْدَ الصَّالِحَ عِیسَی بْنَ مَرْیمَ (ع) قَالَ: «وَ اَوْصانِی بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ ما دُمْتُ حَیا»(۲۴) (کلینی، ۱۴۲۹ق: ۶/ ۷).
شیوه­ی سندگزاری کافی
ذکر تمام سند: اغلب احادیث کافی مسند است و سند آن ها به صورت کامل آمده است. بر اساس تقسیم رباعی حدیث نزد متاخرین از میان ۱۶۱۹۹ روایت کافی، ۵۰۲۷ روایت صحیح، ۱۴۱ روایت حسن، ۱۱۱۸ حدیث موثق و ۹۴۸۵ روایت باقیمانده ضعیف است.
شروح کافی
۱- مرآه العقول، تالیف محمدباقر مجلسی در ۲۸ جلد.
۲- الشافی فی شرح الکافی، تالیف مولی خلیل قزوینی که شرح کامل کافی به زبان عربی است.
۳- صافی در شرح کافی، تالیف مولی خلیل قزوینی که شرح کامل کافی به زبان فارسی است.
۴- شرح اصول کافی، که شرح اصول و روضه­ی کافی است، تالیف ملا صالح مازندرانی در دوازده جلد.
۵- الکشف الوافی فی شرح اصول الکافی از شریف شیرازی،
نمونه هایی از کتاب های شروح کافی
۱- عَلِی بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیادٍ، عَنْ یعْقُوبَ بْنِ یزِیدَ، عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ هِلَالٍ، قَالَ: سَاَلْتُ الرضا(ع) عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ: «اللهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ» فَقَالَ: «هَادٍ لِاَهْلِ السَّموَاتِ وَهَادٍ لِاَهْلِ الْاَرْضِ».(۲۵)
وَفِی رِوَایهِ الْبَرْقِی: «هُدی مَنْ فِی السَّمَاءِ، وَهُدی مَنْ فِی الْاَرْضِ».

شرح: نُور در اصل، به معنی روشنی است. و این جا استعاره شده برای راهنماییِ مکلّفان سوی مشکلات، بی توسّطِ راهنمایی دیگر؛ به قرینه این که تکرار لفظ هَادی اشعار است به این که هادیِ اهل آسمان ها، غیرِ هادی اهل زمین است. و اوّل، جبرئیل(ع) است، موافق آیت سوره تکویر: «مُطاعٍ ثَمَّ اَمِینٍ» یا اعمّ از اوست. و دوم، امام زمان است که عالم است به جمیع احکام الهی و به قرینه تتمّه آیت که «مَثَلُ نُورِهِ» تا آخر.
و از این ظاهر می شود که حمل در «اللهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ» از قبیل مَجاز در نسبت است و مراد این است که: تعیین نور سماوات و تعیین نورِ ارض از جانب اوست و مُفَوَّض سوی دیگران نیست.
بَرْقِی (به فتح باء یک نقطه و سکون راء بی­نقطه و قاف) منسوب است به «بَرْقه رود» که از توابع قُم است و اسمش احمد بن محمّد بن خالد است.
الْهُدی : راه نمودن سوی حق. و مصدر این جا به معنی اسم فاعل است برای مبالغه، پس حاصلِ هر دو روایت، یکی است (قزوینی، ۱۴۲۹ق: ۲/ ۲۸۵).

۲- مُحَمَّدُ بْنُ یحْیی عَنْ سَلَمَهَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ سُلَیمَانَ بْنِ سَمَاعَهَ وَ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْبَطَلِ عَنْ اَبِی بَصِیرٍ قَالَ قَالَ اَبُوعَبْدِاللهِ(ع) اَی اِمَامٍ لَا یعْلَمُ مَا یصِیبُهُ وَ اِلَی مَا یصِیرُ فَلَیسَ ذَلِک بِحُجَّهٍ لِلَّهِ عَلَی خَلْقِهِ(۲۶)(کلینی، ۱۴۲۹ق: ۱/ ۲۵۸).

قوله (ای امام لا یعلم ما یصیبه) الغرض منه ان الامام لا بد ان یکون عالما بکل شی ء حتی ما یصیبه و ما یصیر الیه و الا فلا یصلح ان یکون حجه الله و خلیفته علی خلقه لان خلیفته قائم مقامه فیجب ان یکون عالماً بکل شی ء مثله (محمد صالح مازندرانی، ۱۴۲۱ق: ۶/ ۳۳).
ترجمه های اصول کافی
۱- ترجمه محمدباقر کمره ای در ۶ جلد،
۲- ترجمه سیدجواد مصطفوی در ۴ جلد.
ب) فقیه من لایحضره الفقیه
تالیف محمد بن علی ابن بابویه قمی معروف به شیخ صدوق (۳۸۱)، که حضرت مهدی(عج) در توقیعشان او را «یا شیخی» و یا «معتمدی» خطاب کرده است.
علت تالیف
یکی از بزرگان بلخ از شیخ صدوق می خواهد که کتابی در فقه شبیه کتاب «طبیب من لا یحضره الطیب» که تالیف محمد بن زکریای رازی است بنویسید (صدوق، ۱۴۱۳ق: ۱/ ۲)؛ از این رو، کتاب «فقیه من لا یحضره الفقیه» را که به اختصار «فقیه» یا «من لا یحضر» نیز می گویند نوشت.

نظرات کاربران درباره کتاب آشنایی با حدیث شیعه