فیدیبو نماینده قانونی نشر نویسه پارسی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زبان­‌شناسی اینترنت

کتاب زبان­‌شناسی اینترنت
راهنمایی برای دانشجویان

نسخه الکترونیک کتاب زبان­‌شناسی اینترنت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب زبان­‌شناسی اینترنت

امروزه اینترنت به بخش جدانشدنی زندگی معاصر تبدیل شده است، و زبان‌شناسان هر روز بیشتر از روز قبل به بررسی تأثیر آن بر زبان می‌پردازند. در این کتاب راهنمای دانشجوپسند، استاد پیشرو زبان، پروفسور دیوید کریستال، بعد از کتاب پرفروشش، زبان و اینترنت، این حوزه را به‌عنوان رشته جدیدی معرفی می‌کند: زبان‌شناسی اینترنت. کریستال با سبک جذاب و جامعه‌پسندش، با استفاده از مثال‌های واقعی و ارتباط شخصی‌اش با شرکت‌های اینترنتی به مسائل زبانی اینترنتی‌ای می‌پردازد که به طور روزمره بر ما اثر می‌گذارند. وی تحلیل‌های زبانی جدیدی از توئیتر، امنیت اینترنت، و تبلیغات اینترنتی ارائه می‌دهد، ویژگی در حال رشد چندزبانگی اینترنت را بررسی می‌کند، و مشاهدات روشنگرانه‌ای از گستره وسیعی از رفتارهای اینترنتی، از اسپم گرفته تا علامت تعجب، به‌دست می‌دهد. این اثر که فعالیت‌ها و پیشنهادهای بسیاری برای پژوهش‌های آتی ارائه کرده است، برای دانشجویان در تمام سطوح زبان انگلیسی، زبان‌شناسی، و رسانه‌های جدید، درآمدی ضروری بر یک رشته جدید و مهم به شمار می‌رود.

ادامه...

بخشی از کتاب زبان­‌شناسی اینترنت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

۱. چشم­انداز زبان­شناختی

هرجا که زبان هست، زبان شناس هم هست. این کار زبان شناسان است که نمودهای زبان را در هرجایی جستجو، توصیف، و تحلیل کنند. بنابراین، وقتی ما با بزرگ ترین پایگاه دادگان زبانی ای که جهان تاکنون به خود دیده است، مواجه می شویم، باید انتظار داشته باشیم که زبان شناسانی آن را بررسی کنند تا بدانند چه اتفاقی در حال روی دادن است. این کار شروع شده است. و درنتیجه، یک رشته جدید در حال شکل گیری است: زبان شناسی اینترنت.
این نام هنوز در همه جا به کار نمی رود؛ یکی از دلایل آن این است که نام های دیگری برای تمرکز بر نقش ارتباطی اینترنت پیشنهاد شده اند. در دهه ۱۹۹۰، ارتباط رایانه بنیاد(۱۲) (سی ام سی) شهرت گسترده یافت، و وقتی وارد عنوان مجله اینترنتی تاثیرگذار ژورنال ارتباط رایانه بنیاد(۱۳)(۱) شد، کاربرد بیشتری یافت. بااین وجود، از دیدگاه زبان شناختی، این نام مشکل ساز بود: بیش از حد گسترده بود. همه شکل های ارتباط را دربرمی گرفت، مانند موسیقی، عکس، خط-نقاشی(۱۴)، ویدیو، و همچنین زبان در معنای محدود آن. همین «معنای محدود» است که اساس هر دوره ای در زبان شناسی را تشکیل می دهد و در آن زبان شناسان به تفاوت بااهمیت بین زبان گفتار، زبان نوشتار، و زبان اشاره، از یک طرف، و مفاهیم بدیعی(۱۵) مانند «زبان نقاشی» و «زبان چهره»، ازطرف دیگر، می پردازند.(۲) اصطلاح های زبان و ارتباط هم معنا نیستند.
اما عنوان ارتباط رایانه بنیاد هنوز هم کاربرد گسترده ای دارد، با اینکه دو اصطلاح دیگر هم به وجود آمده اند که حوزه گسترده تری هم دارند. ظهور تکنولوژی تلفن همراه فشار خاصی به ایده «به واسطه رایانه» وارد کرد. افراد وقتی دارند با تلفن همرا شان صحبت می کنند، واقعاً این حس را ندارند که یک رایانه درِ گوش خود گرفته اند، علی رغم این واقعیت که فرایندهای رایانشی زیادی در کارکرد این وسیله نقش دارند. و نگرانی با افزایش دستگاه های تعامل گفتاری(۱۶) افزایش یافت. چه یک ماشین با ما صحبت کند (مانند کار با راهنمای ناوبری ماهواره ای درزمان رانندگی یا سیستم اعلان در فرودگاه)، چه زمانی که ما با یک ماشین صحبت کنیم (مانند دستگاه رزرو تلفنی یا ماشین لباسشویی هایی که با صدا فعال می شوند)، چه زمانی که داریم کتاب الکترونیک(۱۷) می خوانیم، در وهله اول این دستگاه ها را «رایانه» نمی دانیم. یا، حداقل، آن ها رایانه های کاملاً متفاوتی نسبت به آن هایی هستند که ما عادت کرده ایم روی میز یا درون کیفمان باشند. بنابراین، بسیاری از افراد از اسامی جامع تری مانند ارتباط الکترونیکی(۱۸) (ای ام‎سی) یا ارتباط دیجیتال(۱۹) (دی ام سی) استفاده می کنند. فعلاً برای اینکه بگوییم که کدام یک از این اسامی معیار خواهد شد – یا اینکه نام دیگری در درون رایاسپهر(۲۰) ساخته می شود خیلی زود است. درهرصورت، از منظر زبان شناختی، همه این اصطلاحات بسیار گسترده هستند و تمایز بین زبان و دیگر اشکال ارتباط را مشخص نمی کنند.
من زبان شناسی اینترنت را مناسب ترین نام برای مطالعه علمی نمودهای زبان در رسانه الکترونیک می دانم. این نام تمرکز ضروری را در مقایسه با سایر اشکال ارتباط انسانی به عنوان یک کل (که برای آن نام نشانه شناسی اینترنت(۲۱) می تواند مناسب تر باشد) در خود دارد. و مطمئناً در مقایسه با عناوینی که در روزهای ابتدایی ظهور اینترنت معرفی شدند، نام رضایت بخش تری است. واژه هایی مانند Cyberspeak (زبان(۲۲) رایاسپهر)، Netspeak (زبان شبکه) و دیگر واژه هایی که با –speak ساخته شده بودند به منظور صحبت درمورد یک مجموعه کلی به کار می رفتند،(۳) اما نقطه ضعفشان این بود که بیش از اندازه بر فردویژگی(۲۳) زبانی این رسانه تاکید داشتند و این گونه القاء می کردند که گویی این رسانه بسیار همگون تر از چیزی است که واقعاً هست. برتری انگلیسی در اینترنت منجر به ظهور نام هایی مانند Netlish و Weblish شد، اما باتوجه به حضور الکترونیک(۲۴) روزافزون زبان چینی و دیگر زبان ها، اصطلاحاتی که با –lish ساخته شده اند، امروزه بسیار محدودکننده هستند. گفتمان الکترونیک(۲۵) و گفتمان رایانه بنیاد(۲۶) نیز در بعضی جاها به کار رفته اند و تمرکز این اصطلاحات بر تعامل(۲۷) و مکالمه(۲۸)، آن ها را در عصر شبکه های اجتماعی زنده نگه داشته است. با پیشوند e- واژه هایی مانند e-language (زبان الکترونیک) و e-linguistics (زبان شناسی الکترونیک) ساخته شده اند، اما به نظر نمی رسد هیچ یک از آن ها کاربرد عام بیابد، این موضوع درباره cyberlinguistics (زبان شناسی رایاسپهر) نیز صادق است. در برخی موارد، این نوعِ فعالیت بود که عنوان جدیدی می ساخت، مانند searchlinguistics (زبان شناسی جستجو). زبان شناسی اینترنت، آن گونه که من آن را به کار می برم، همه آن ها را دربرمی گیرد، درست مانند netlinguistics (زبان شناسی شبکه). زبان شناسی شبکه، مطالعه زبان در اینترنت است – یا آن گونه که در عنوان یک مجله برخط به کار رفته است، زبان@اینترنت(۲۹). (۴)
زبان شناسی اینترنت، به عنوان یک رشته آکادمیک، در دوران کودکی خود به سر می برد، اما می توان پیش بینی کرد که احتمالاً چگونه رشد خواهد کرد. اساساً، همه شاخه های شناخته شده زبان شناسی در دسترس آن هستند. می توان انتظار مطالعه نحو، ساخت واژه، ابزار انتقال(۳۰) (آوایی، خطی، چندرسانه ای)، معنی شناسی، گفتمان، کاربردشناسی، جامعه شناسی زبان، روان شناسی زبان، و... اینترنت را داشت. البته باید توازن بین مطالعه ویژگی های صوری زبان اینترنت و مطالعه اهداف و تاثیرات آن را حفظ کرد. با گردآوردن یافته های توصیفی و نظری، می توان انتظار ظهور رشته ثمربخش زبان شناسی کاربردی اینترنت(۳۱) را داشت که به ارائه راه حل هایی برای مشکلات زبانی ای بپردازد که کاربران مختلف اینترنت با آن ها مواجه می شوند، مانند مشکلات مربوط به جستجو، تبلیغات الکترونیک، و امنیت در اینترنت. درواقع، همان گونه که خواهیم دید، تا به امروز نیز انگیزه بسیاری از تحقیقات انجام شده در زمینه زبان اینترنت، ملاحظات کاربردی بوده است.

تصورات غلط

همان گونه که چندین بار در طول تاریخ مطالعه زبان اتفاق افتاده است، یکی از کار های مهم زبان شناس، از بین بردن تصورات غلط عموم است، و مطمئناً اینترنت تاکنون بسیاری از این تصورات غلط را به وجود آورده است. پیامبران آیه یاس می آیند و هرگونه نگرانی زبانی درزمان کنونی را به این تکنولوژی نسبت می دهند و مرگ زبان ها و انحطاط معیارهای نوشتار و گفتار را پیش بینی می کنند. و وقتی این نگرانی ها را بررسی می کنیم، می بینیم که ریشه در افسانه ها دارند. وحشت عمومی درزمان ظهور پیامک (یا SMS، مخفف «short massaging service» [سرویس پیام کوتاه]) نمونه خوبی از این داستان ها است.
وقتی حدود سال ۲۰۰۰ پیامک در بریتانیا فراگیر شد، بسیاری از افراد آن را یک فاجعه زبانی می دانستند. پنج سال بعد، وقتی پیامک داشت در آمریکا فراگیر می شد، آنجا نیز همین عکس العمل ها را به دنبال داشت. این اعتقاد فراگیر شده بود که پیامک به عنوان پدیده ای مدرن، پر است از اختصاراتی(۳۲) که نسل جوانی آن ها را در تکالیف و امتحانات خود به کار می بردند که معیارها را از دست داده اند. یکی از این نظرات معمول را دیلی میل(۳۳) در سال ۲۰۰۷ از قول گوینده ای به نام جان هامفریس(۳۴) بیان کرد. وی در مقاله ای با عنوان «من از پیامک متنفرم: پیامک چگونه زبان ما را خراب می کند(۳۵)» نوشت: پیامک نویسان «خرابکارانی هستند که با زبان ما کاری را می کنند که چنگیزخان با همسایگانش هشتصد سال پیش کرد. دارند نابودش می کنند: علائم نگارشی ما را غارت می کنند؛ وحشیانه به جملات ما حمله می کنند؛ به واژگان ما تجاوز می کنند. و باید جلوی آنان را گرفت.» او تنها نبود. نظرات تحقیرآمیز دیگر، این ژانر را «تکستیز» (۳۶)، «اسلنگوئج»(۳۷)، و«ویروس دیجیتال» نامیدند.
در نبود تحقیقات زبان شناختی مرتبط، برخورد با این دیدگاه ها سخت بود. اما اکنون چند پژوهش نشان داده اند که تشویش درباره تازگی زبانی (و بنابراین خطرات) پیامک نابجاست. همه اعتقادات رایج درباره پیامک نادرست است. خلاصه ای از نتایج نوشتگانی که هر روز به تعداد آن ها نیز افزوده می شود، این است:(۵) فقط کسر کوچکی از پیامک ها از اختصارات (پیام نگاره ها(۳۸)) استفاده می کنند؛ این اختصارات پدیده ای جدید نیستند؛ محدود به نسل جوان نمی شوند؛ جوانان آن ها را در تکالیف و امتحاناتشان سرازیر نمی کنند؛ و پیامک فرستادن بیشتر معیارهای سواد را بهبود می بخشد تا اینکه مانعی بر سر راه آن معیارها باشد.
پیامک ها «پر از اختصار» نیستند. یک پژوهش در آمریکا نشان داد در کمتر از ۲۰ درصد از پیامک ها نوعی اختصار به کار رفته بود - تقریباً سه مورد در هر پیام. در پژوهشی در نروژ، این نسبت کمتر هم بود، و فقط در ۶ درصد از پیامک ها اختصار به کار رفته بود. در مجموعه ای که خود من گردآوری کردم، این عدد حدود ۱۰ درصد بود. ظاهراً مردم همه داستان هایی را که گاه به گاه منتشر می شود درباره اینکه نوجوانان از چیزی غیر از اختصارات در پیامک هایشان استفاده نمی کنند، باور می کنند. مشهورترین مورد، داستانی بود که در سال ۲۰۰۳ مطرح شد و ادعا می کرد که نوجوانی آن قدر در انشای خود از پیام نگاره ها استفاده کرده بود که معلمش اصلاً نتوانسته بود آن را متوجه شود. بخشی از آن در اینترنت قرار گرفت و بدون وقفه دست به دست شد. اما کل داستان شوخی بود، شوخی ای که همگان باور کردند.
اختصاراتی هم که در پیامک ها به کار می روند، «پدیده جدیدی» نیستند. بسیاری از آن ها در چت روم هایی استفاده می شدند که تاریخشان به قبل از ظهور تلفن همراه بازمی گردد. برخی از آن ها را می توان در نوشته های غیررسمی قبل از اختراع رایانه نیز یافت که تاریخشان به صدها سال قبل یا حتی پیشتر بازمی گردد. بارزترین ویژگی، استفاده از یک حرف، عدد، یا نشانه برای نشان دادن یک واژه و یا قسمتی از یک واژه است، مانند b به جای «be» یا ۲ به جای «to». این ها آوانگاره(۳۹) هستند و قدمتی به اندازه چند قرن دارند. بزرگسالانی که «c u» را در پیامک افراد کم سن و سال تر محکوم می کنند، فراموش کرده اند که خودشان هم روزی در بازی های واژه ای(۴۰) همین کار را انجام می دادند. به همین صورت، استفاده از حروف اول واژه به جای کل آن (n به جای «no» [خیر]، gf به جای «girlfriend» [دوست دختر]، cmb به جای «call me back» [به من زنگ زن]) چیز کاملاً جدیدی نیست. مردم سال هاست که از سرواژه ها(۴۱) به جای عبارات متداول استفاده می کنند. IOU در سال ۱۶۱۸ ثبت شده است. به جز رسانه ارتباطی، تفاوت دیگری وجود ندارد بین کودک امروزی ای که از lol [خنده با صدای بلند] («laughing out load») ) استفاده می کند و نسل های قبلی که از SWALK ( [بستن با بوسه عاشقانه] «sealed with a loving kiss» ) استفاده می کردند.
حذف حروف – مانند «msg) «message) و «xlnt) «excellent) – نیز پدیده جدیدی نیست. اریک پارتریج(۴۲) فرهنگ اختصارات(۴۳) خود را در سال ۱۹۴۲ منتشر کرد. این فرهنگ شامل صدها نمونه شبه پیامکی مانند «agn «again (دوباره)، «mth «month (ماه)، و «gd «good (خوب) است. پیامک نویسان همچنین از املاهای متفاوت از املاهای معیار استفاده می کنند، مانند «wot «what (چه) و «cos «because(زیرا). اما آن ها به هیچ وجه اولین کسانی نیستند که از این صورت های غیرمعیار استفاده می کنند. تعدادی از آن ها آن چنان با سنت ادبی انگلیس پیوند خورده است که در فرهنگ انگلیسی آکسفورد(۴۴) مدخل هایی به آن ها اختصاص داده شده است. cos از سال ۱۸۲۸ و wot از سال ۱۸۲۹ در آن ثبت اند.
مهم ترین دستاورد پژوهش ها این است که پیامک نویسی توانایی کودکان برای خواندن و نوشتن را از بین نمی برد. برعکس، سواد را بهبود می بخشد. پیوندهای مثبت محکمی بین استفاده از پیام نگاره ها و مهارت های زیربنای موفقیت در انگلیسی معیار در کودکان قبل از سنین نوجوانی یافت شده است. جالب اینجاست که کودکان هرچه بیشتر از اختصارات استفاده می کردند، در آزمون های خواندن و واژگان نمره بالاتری می گرفتند. کودکانی که در نوشتن و هجی کردن(۴۵) بهتر بودند، بیشتر از همه از پیام نگاره ها استفاده می کردند. و هرچه در سن پایین تری اولین تلفن همراهشان را خریده بودند، نمره بالاتری می گرفتند. اندازه نمونه ها کوچک است، اما جهت همه نتایج به همین سو است.
این نتایج برخی افراد را متعجب می کند. اما چرا باید تعجب کنیم؟ کودکان اگر قبلاً آگاهی سوادی قابل توجهی به دست نیاورده بودند، نمی توانستند عملکرد خوبی در پیامک نویسی داشته باشند. قبل از اینکه بتوانید صورت های اختصاری را بنویسید و با آن ها بازی کنید، باید بدانید ارتباط آواهای زبانتان با حروف آن چگونه است. باید بدانید که چیزی به نام املای جایگزین وجود دارد. باید حافظه دیداری و مهارت های حرکتی خوبی داشته باشید. اگر می دانید که رفتار پیامک نویسی تان متفاوت است، باید قبلاً درک کرده باشید که چیزی به عنوان معیار وجود دارد. اگر دارید از اختصاراتی مانند lol و brb
«be right back» [زود برمی گردم])
استفاده می کنید، باید توانسته باشید نسبت به نیازهای ارتباطی کسی که به او پیامک می دهید توجه نشان دهید، زیرا این صورت ها نشان می دهند که شما دارید به آن ها پاسخ می دهید.
مدتی طول می کشد تا وحشت عمومی از زبان پیامک از بین برود. زمان زیادی طول نمی کشد تا افسانه ای در ذهن عموم نقش ببندد، اما پاک کردن آن یک عمر زمان می برد. این یکی از مسئولیت های اصلی زبان شناسان است – افسانه زدایی. زبان شناسان باید با استفاده از نمونه ها(۴۶)ی بزرگ تر، پایگاه های دادگان ایجاد کنند، صبورانه یافته های خود را منتشر کنند، و سعی کنند جو مثبت تری ایجاد کنند. زبان شناسان همچنین می توانند به پروژه های آموزشی کمک کنند با پیشنهاد روش هایی که ازطریق آن ها بتوان اینترنت را به طور عام (و پیامک را به طور خاص) به کلاس معرفی کرد تا آموختن درباره زبان تسهیل شود. یکی از تمرین های ثمربخش «ترجمه» پیامک ها به اشکال رسمی تر زبان معیار و بالعکس است تا درک دانش آموزان از تناسب سبک های زبانی در موقعیت های مختلف افزایش یابد. چند مدرسه نیز به انجام پروژه های خلاقانه دست می زنند، مانند سرودن اشعار پیامکی.
کاری که زبان شناسان نمی توانند انجام دهند، مشارکت تخصصی در بحث هایی است که درباره خطرات اجتماعی، روانی، و دیگر خطرات مرتبط با اینترنت مطرح می شوند. آیا وقتی دانش آموزی در کلاس دارد از تلفن همراهش استفاده می کند، معلم باید آن را از وی بگیرد؟ آیا والدین باید مقدار زمانی را که فرزندانشان در اینترنت صرف می کنند کنترل کنند؟ آیا کارفرمایان باید استفاده از رایانه برای اهداف غیرکاری را محدود کنند؟ آیا باید اینترنت را سانسور کرد؟ آیا باید تبلیغات را کنترل کرد؟ چگونه می توانیم از آسیب های ماهیچه ای ناشی از استفاده بیش از اندازه از صفحه کلید جلوگیری کنیم؟ سوالات این چنینی زیادی وجود دارند که من (به عنوان یک انسان) نیز نظر خود را درباره آن ها دارم؛ اما این نظرات ارتباطی با شغل من به عنوان یک زبان شناس ندارند. این سوالات در قلمرو جامعه شناسان، روان شناسان، فیزیولوژیست ها، کارشناسان آموزش وپروش، وکلا، و دیگران قرار می گیرد. این ها زیرمجموعه زبان شناسی اینترنت نیستند، هرچند همکاری زبان شناس کاربردی با این حوزه ها می تواند روشنگر باشد.
آنچه من به عنوان زبان شناس در اینترنت می بینم، گسترش انتخاب های بیانیِ در دسترس در زبان است – بسیار بیشتر از گسترش سبکی که با آمدن چاپ و سخن پراکنی(۴۷) اتفاق افتاد. این رسانه های ابتدایی تر گونه های زبانی جدید بسیاری را به وجود آوردند، مانند مقاله های خبری، تبلیغات، تفسیرهای ورزشی، و پیش بینی وضع هوا. همین اتفاق در اینترنت نیز افتاده است، نمونه های آن نیز گونه های جدیدی مانند ایمیل(۴۸)، چت(۴۹)، پیامک، وبلاگ نویسی، توئیت، پیام رسانی فوری(۵۰) و شبکه های اجتماعی هستند. تفاوت در این است که اینترنت بسیار بزرگ تر از آن رسانه های ابتدایی تر است – می تواند جهان های چاپ و سخن پراکنی را تحت سلطه خود درآورد – و سریع تر تغییر می کند. بنابراین باید یاد بگیریم که مدیریتش کنیم، و این مسئله نه تنها درمورد محتوای اینترنت، بلکه درمورد زبانی که محتوا با آن بیان می شود نیز صدق می کند.
همیشه استفاده شفاف و موثر از زبان در اینترنت به آسانی ممکن نیست. تعامل بین فرستنده و گیرنده با مکالمه های سنتی تفاوت دارد. ناشناختگی(۵۱) طرفین انتظارات ارتباطی شناخته شده را تغییر می دهد. رفتار زبان نوشتاری روی نمایشگر با رفتار نوشتار روی کاغذهای سنتی متفاوت است. متفاوت می نویسیم و متفاوت می خوانیم. به راحتی می توان مبهم، گمراه کننده، یا موهن بود. راهنماهای آداب اینترنتی(۵۲) که توصیه هایی درمورد رفتار صحیح در اینترنت ارائه می دهند، این مسئله را به خوبی نشان می دهند. خلاصه اینکه باید مراقب باشیم. اما نمی توانیم مراقب باشیم اگر نقاط قوت و ضعف انتخاب های زبانی گوناگونی که در اینترنت در دسترس ما هستند را نشناسیم. باید بدانیم چگونه زبان در فضای مجازی کار می کند، چگونه از نقاط قوت آن استفاده کنیم و چگونه از خطرات آن بپرهیزیم، و اینجاست که شاخه رو به گسترش زبان شناسی اینترنت می تواند کمک زیادی بکند.

درمورد اصطلاحات احتیاط کنیم

دانشجویان زبان شناسی اینترنت باید آگاه باشند که برخی از اصطلاحات(۵۳) مرتبط با علم زبان شناسی در اینترنت شکل دیگری به خود می گیرند. این اولین باری نیست که چنین اتفاقی می افتد. زبان شناسی معمولاً نشان داده است که می تواند برای دیگر علوم عقلی(۵۴) مفید باشد، چراکه این علوم اصطلاحات آن را قرض می گیرند و معانی آن ها را تغییر می دهند. اینترنت نیز همین کار را انجام داده است، مثلاً معنای واژه های معنایی(۵۵) و معنی شناسی(۵۶) را تغییر داده است.
معنی شناسی به عنوان شاخه ای از علم زبان شناسی شکل گرفت.(۶) درواقع، خود واژه علم در تعریف اصلی آن نیز به کار رفته است: لغت شناس(۵۷) فرانسوی، میشل برآل(۵۸)، که این اصطلاح را در دهه ۱۸۹۰ معرفی کرد، آن را «la science des significations» - علم معنی در زبان – تعریف کرد. در آثار دوران سازی مانند کتاب زبان(۵۹) اثر لئونارد بلومفیلد،(۶۰) به معنی شناسی، در کنار آواشناسی، واج شناسی، ساخت واژه، و نحو به عنوان سطحی در پژوهش زبانی نگاه شد؛ اما ماهیت انتزاعی و مبهم «معنی» باعث شد تا معنی شناسی تا دهه ها مورد بی اعتنایی قرار بگیرد. اولین بار جان لاینز(۶۱) بود که در سال ۱۹۷۷ در کتاب دوجلدی خود به نام معنی شناسی،(۶۲) از دید زبان شناختی به طور جامع به این رشته پرداخت. این اثر اکنون کاری کلاسیک در زبان شناسی نوین و فلسفه زبان شناختی(۶۳) محسوب می شود. در طی این مدت و در نبود آثار زبان شناختی، دیگر رشته ها اندیشه معنی شناسی را مفید دانستند و آن را به صورت های جداگانه به کار بردند.
در سال ۱۹۴۶، فیلسوفی به نام چارلز موریس(۶۴) تفسیر کلی تری از معنی شناسی به دست داد و آن را تعبیر نشانه (۶۵) به طور عام تعریف کرد – در اینجا نشانه به معنای انتزاعی به کار رفته است تا هر چیزی را که اطلاعاتی را منتقل می کند دربربگیرد. پس نشانه، حالات چهره، ژست های بدن، تابلوهای جاده، سیگنال های راه آهن، و دیگر نظام های غیرزبانی را دربرمی گرفت. همچنین در دهه ۱۹۴۰، این اصطلاح در زبان عموم مردم معنای بدی پیدا کرد و عبارت «it’s just semantics» (فقط معنی شناسی است) به معنای انتقاد آزاردهنده و بیجا به کار رفت. چارلز آزگود(۶۶)، روان شناس، در سال ۱۹۵۳ از این اصطلاح درجهت دیگری استفاده کرد: برای اشاره به قضاوت های افراد درمورد واژه ها و همچنین برای شکل دهی نظامی از مقیاس های رتبه بندی که به آن «افتراق معنایی(۶۷)» می گفت – اینکه آیا افراد واژه ها را قوی/ضعیف، خوب/بد، فعال/منفعل، و غیره می دانند. گاه معنای این اصطلاح محدود می شد، مانند زمانی که این اصطلاح برای اشاره به یک نشانگان بالینی وارد علم پزشکی شد - «زبان پریشی معنایی»(۶۸) که در آن افراد توانایی شان برای استفاده از واژه ها را بعد از آسیب مغزی از دست می دهند. گاه نیز معنای آن گسترش می یافت، مانند زمانی که آلفرد کورژیبسکی(۶۹) «معنی شناسی عمومی»(۷۰) را در دهه ۱۹۳۰ به عنوان روشی برای اجتناب افراد از تله های ایدئولوژیک موجود در زبان مطرح کرد. اما این اصطلاح یکی از گسترده ترین کاربردهایش را در مفهوم «وب معنایی(۷۱)» یافته است، جایی که همه مفاهیم و روابط درون دانش انسانی را شامل می شود.
تیم برنرز-لی(۷۲)، مخترع وب، در اولین صفحه از شرح زندگی نامه مانندش، بافتن وب،(۷۳) (۷) می نویسد«تصویری که من از وب دارم این است که هر چیزی به طور بالقوه به هر چیز دیگری متصل باشد». وی کمی بعد می گوید که وب معنایی «بدون وابستگی به انگلیسی یا هر زبان طبیعی دیگری برای فهم» تکامل می یابد. هیچ تعریفی از معنی شناسی نمی تواند از این تعریف گسترده تر باشد، و هیچ تعریفی نمی تواند بیشتر از این از تعریف اصلی زبان شناختی آن دور باشد. اعتقاد بر این است که وب معنایی حاصل تکامل وب است: وب کنونی برای انسان خواندن پذیر(۷۴) است، درحالی که وب معنایی برای ماشین خواندن پذیر خواهد بود. در وضعیت کنونی وب، این کاربر انسانی است که باید لینک های بین دو صفحه یا دو سایت را مشخص، پیدا، و برقرار کند؛ در وب معنایی، لینک ها توسط رایانه و بدون دخالت انسان پردازش می شوند. هم بُعد زبانی و هم بعد دانشنامه ای(۷۵) درگیر خواهند شد. برای مثال، برای دستیابی به حضور(۷۶) خودرو در وب معنایی، تعریف زبانی (شبیه به آنچه در فرهنگ های لغت دیده می شود) ویژگی هایی مانند «وسیله نقلیه»، «تایر»، «رانندگی کردن»، و «جاده» را دربرخواهدگرفت؛ و توصیف دانشنامه ای عناصری مانند مدل های مختلف ماشین، قیمت آن ها، و پیشینه ایمنی آن ها را شامل خواهد شد.
معنی شناسی این روزها در اینترنت بسیار محبوب شده است و بسیاری از شرکت ها و رویکردهای مدیریت، دانش خود را «معنایی» می نامند (برای اطلاعات بیشتر، نگاه کنید به بخش ۶). نباید پنداشت که همه آن ها درباره یک چیز واحد صحبت، یا بر روی جنبه واحدی از زبان تمرکز می کنند. و این نکته احتیاطی اصولاً درمورد استفاده از همه اصطلاحات زبان شناختی، وقتی در بافت(۷۷) اینترنت به کار می روند، صدق می کند.
سوال اصطلاح شناختی نسبتاً متفاوت دیگر این است که هستار های(۷۸) متنوعی که گفتمان اینترنتی را شکل می دهند، مانند ایمیل، وبلاگ، چت و توئیت را چه بنامیم؟ هدف اصلی زبان شناسی اینترنت، شناخت ویژگی های زبانی آن هاست. این تنوع ها را معمولاً ژانر(۷۹) می دانند، اما این موضوع همگونی ای را تلقین می کند که هنوز تثبیت نشده است. اگر آن ها را گونه(۸۰) یا گویش(۸۱) یا سیاق(۸۲) بنامیم، باز همین مشکل پیش می آید. استفاده از هر اصطلاح دیگری که جامعه شناسی زبان و سبک شناسی(۸۳) برای کاربردهای موقعیت محور زبان ابداع کرده باشند نیز با همین مشکل مواجه خواهد بود. زبان شناسی باید پیوستگی زبانی(۸۴) را نشان بدهد، نه اینکه آن را فرض کند. ما به اصطلاحی نیاز داریم که از منظر زبان شناختی، از دیدگاه نظری طبیعی باشد. در کتاب حاضر، من استفاده از اصطلاح برون داد(۸۵) را پیشنهاد می کنم. برای مثال، من درمورد ایمیل به عنوان یکی از برون دادهای تکنولوژی اینترنت صحبت خواهم کرد. این اصطلاح متضمن هیچ ویژگی زبانی برای ایمیل یا چگونگی ارتباط آن با دیگر برون دادها نیست.

مشکلات پژوهش

برخی از ویژگی های زبان اینترنت برای زبان شناسانی که می خواهند این رسانه را مطالعه کنند، چالش زا است. اولین مورد، میزان داده های آن است. هیچگاه پیکره زبانی ای به بزرگی این پیکره وجود نداشته است. اینترنت بیشتر از مجموع همه کتابخانه های جهان، در خود زبان نوشتاری دارد و با پیوستن قسمت های بیشتر جهان به این شبکه، محتوای اطلاعاتی آن به سرعت افزایش می یابد، ذخیره ویدویی آن (با شبکه هایی مانند یوتیوب(۸۶)) افزایش می یابد، و آوانت(۸۷) معمول می شود.
دوم، تنوع زبانی ای که در اینترنت با آن ها مواجه می شویم بسیار زیاد است. پیوستار سبک شناختی باید نه تنها صفحات وب را تشخیص دهد، بلکه باید محتوای گسترده درون ایمیل، چت روم ها، جهان های مجازی(۸۸)، وبلاگ ها، پیام رسانی فوری، پیامک، توئیت، و دیگر برون دادها، و همچنین میزان روبه رشد ارتباطات زبانی در فوروم های(۸۹) شبکه های مجازی (بیشتر از ۱۷۰ مورد تا ۲۰۱۱) مانند فیسبوک(۹۰)، مای اسپیس(۹۱)، های فایو(۹۲)، و ببو(۹۳) را نیز شناسایی کند. هریک از این برون دادها چشم اندازها، ویژگی ها، راهبردها، و انتظارات ارتباطی متفاوتی را نشان می دهند. به سختی می توان ویژگی های زبانی ای را یافت که به زبان اینترنت به صورت یک کل به راحتی قابل تعمیم باشند.
یکی از دلایل این وضعیت، یکی دیگر از ویژگی های چالش زای اینترنت برای زبان شناس است: سرعت تغییر. نمی توان به راحتی پابه پای فرصت های ارتباطی ای که تکنولوژی های جدید به دست می دهند پیش رفت، چه برسد به تحلیل آن ها با تمام جرئیات زبان شناختی لازم. برای مشخص شدن بهتر موضوع می توانم به تجربه شخصی خودم اشاره کنم. ویرایش اول کتاب زبان و اینترنت(۹۴) من در سال ۲۰۰۱ منتشر شد. در آن کتاب به وبلاگ نویسی و پیام رسانی فوری که در آن زمان محبوبیت عمومی زیادی نیافته بود، اشاره ای نشده است. بنابراین، در فاصله زمانی کمی نیاز به ویرایش دوم آن احساس شد که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد. ویرایش دوم بخش هایی درمورد زبان وبلاگ ها و پیام رسانی فوری داشت، اما باز در آن به شبکه های اجتماعی که در آن زمان توجه زیادی به آن ها نمی شد، اشاره ای نشده بود، و هیچ حرفی هم از توئیتر که در همان سال تاسیس شد، به میان نیامده بود. مطالعات زبان شناختی اینترنت همیشه در معرض خطر قدیمی شدن در همان لحظه نگارش قرار دارند.
حتی در درون یک برون داد واحد نیز نمی توان همپای تغییرات پیش رفت. برای مثال، چگونه می توانیم یک سبک خاص زبانی را به کل ایمیل ها تعمیم دهیم؟ وقتی در اواسط دهه ۱۹۹۰، ایمیل برای اولین بار کاربرد عام یافت، میانگین سنی کاربران آن، بین ۲۰ تا ۳۰ سال بود. امروز، میانگین سن کاربران ایمیل، اواخر دهه چهارم زندگی است: براساس اطلاعات نیلسن آنلاین،(۹۵) (۸) در انگلستان، میانگین سن کاربران ایمیل از ۳۵.۷ سال در اکتبر ۲۰۰۶ به ۳۷.۹ در اکتبر ۲۰۰۷ افزایش یافت. مطمئناً چنین افزایشی را در دیگر کشورها نیز می توان یافت. این بدین معنا است که برای مثال، امروزه بسیاری از کاربران ایمیل شهروندان سالخورده هستند، همان کسانی که گاه «وب گردان سفیدموی»(۹۶) خوانده می شوند. نتیجه این می شود که سبک محاوره ای(۹۷) و افراطی اولیه ایمیل (با املا، نشانه گذاری(۹۸)، و بزرگ نویسی(۹۹) غیرمعیار) جای خود را به سبک های محافظه کارانه تر و رسمی تر داده است، چراکه افراد مسن تر هنجارهای زبان معیار را وارد ایمیل ها می کنند.
نمونه دیگری از تغییرات سریع در توئیتر به وجود آمد. توئیتر برای کاربران سوالی مطرح می کند تا به آن پاسخ دهند. در نوامبر ۲۰۰۹، این پرسش که سابقاً «چه می کنید؟»(۱۰۰) بود، به «چه خبر؟»(۱۰۱) تغییر کرد. آن گونه که سایت توئیتر توضیح می دهد:

الگوی اساساً باز توئیتر نوع جدیدی از شبکه های اطلاعاتی را به وجود آورد و از مفهوم بیان حالات شخصی عبور کرده است. توئیتر به شما کمک می کند تا بدانید که چه اتفاقاتی دارد برای چیزها، افراد، یا رویدادهایی که برای شما مهم هستند می افتد و آن ها را به اشتراک بگذارید. «چه می کنید؟» دیگر پرسش مناسبی نیست – از امروز ما دو کارکتر آن را کوتاه کرده ایم. توئیتر اکنون می پرسد، «چه خبر؟»(۹)

نویسنده اضافه می کند: «ما انتظار نداریم این کار نحوه استفاده هر فرد از توئیتر را عوض کند». اما، درواقع، تغییر یک پرسش درون نگرانه به یک پرسش برون نگرانه نمی تواند محتوای سایت را تغییر ندهد. توئیتر اکنون پست های منفرد بسیار کمتر و رشته های معنایی(۱۰۲) بسیار بیشتری دارد (برای اطلاعات بیشتر، نگاه کنید به فصل ۳). در اصطلاح زبان شناسی سنتی، ما با یک حالت زبان(۱۰۳) (état de langue سوسور) جدید مواجه هستیم که این سوال را برمی انگیزد که چگونه ما حالت های زبان قبلی را بررسی می کنیم.
برای بیشتر مردم، اینترنت بعد از آمدن وب در سال ۱۹۹۱ تبدیل به واقعیت شد، و در سال ۱۹۹۹ و با آمدن گوگل به یک واقعیت قابل جستجو تبدیل شد. در آن زمان، در چند نوبت تغییراتی در اینترنت به وجود آمد که منعکس کننده پیشرفت های تکنولوژی در آن دوران بود. هریک از این تغییرات تبعات زبانی خاص خود را داشت. برای مثال، محدودیت هایی که ویژگی های زبانی خاصی را برای بازی های اینترنتی (ام یودی ها(۱۰۴) و ام اُاُها(۱۰۵)) در دهه ۱۹۹۰ رقم می زد، مدت زیادی است که از بین رفته اند. این بدین معناست که زبان آن بازی ها (عصر دهه ۱۹۹۰) از جهاتی شبیه به دوره ای مشخص از تاریخ یک زبان است، و باید به صورت مستقل مطالعه شود. اما تعیین مرزهای این عصر بسیار مشکل است. نقطه آغاز یک برون داد زبانی جدید را تقریباً می توان به راحتی مشخص کرد، زیرا با تکنولوژی مبتکرانه مرتبط است: افرادی که با تاریخ علم آشنایی دارند می توانند با دقت خوبی بگویند زبانی که ما آن را با پیامک، وبلاگ نویسی، و توئیت نویسی مرتبط می دانیم از چه زمانی آغاز شده است. آنچه سخت تر است، شناسایی نقطه پایان است، زمانی که یک تکنولوژی از رده خارج می شود یا به صورت تکنولوژی دیگری تکامل می یابد. و حتی وقتی تقریباً زمان آغاز و زمان پایان را بدانیم، ردیابی داده های مرتبط می تواند بسیار سخت باشد.
هویت زمانی(۱۰۶) اینترنت گاه فوق العاده دقیق است، ولی در مواقع دیگر به طرز ناامیدکننده ای نادقیق است. پایین هر صفحه اطلاعاتی درباره زمان ایجاد آن وجود دارد؛ اما فقط در برخی موارد این زمان روی صفحه ظاهر می شود. وقتی (برای مثال) جستجو برای جمعیت یک کشور، چند عدد متناقض را به دست می دهد، و مشخص نیست که آیا این اعداد منظر هم زمانی را منعکس می کنند یا منظر درزمانی را، این مسئله می تواند سردرگمی زیادی ایجاد کند. وقتی هم تاریخ نمایش داده می شود، گاه ناقص است: برای مثال، بسیاری از سایت های خبری روز و ماه را مشخص می کنند، اما سال را مشخص نمی کنند. تکنیک هایی برای یافتن تاریخ ایجاد صفحه، تاریخی که آن صفحه برای اولین بار توسط یک موتور جستجو اسپایدر(۱۰۷) شده است یا زمان به روزرسانی مجدد آن وجود دارد، اما به کارگیری این تکنیک ها برای غیرمتخصصین دشوار است.
وقتی این تاریخ ها در دسترس هستند، زبان شناسان باید با مشکل دیگری دست و پنجه نرم کنند: چگونه با این دقت بی سابقه کنار بیایند؟ زبان شناسان عادت دارند درباره تغییرات زبان به صورت مبهم صحبت کنند: فلان واژه «در اوائل قرن شانزدهم» یا «در دهه ۱۷۸۰» وارد زبان شد. درواقع، به غیراز مواردی نادر، این امکان وجود نداشته است تا دقیقاً لحظه ای که واژه یا معنای جدیدی وارد زبانی می شود را مشخص کنیم. اما تاریخ گذاری صفحات وب و امکان ردیابی تغییرات، فرصت های جدیدی را در اختیار ما گذاشته است. اگر من واژه جدیدی مانند digitextualization را فردا در ساعت ۰۹:۴۲ در وبسایتم معرفی کنم، فرهنگ نویسان(۱۰۸) می توانند بگویند که اولین استفاده ثبت شده این واژه در ساعت ۰۹:۴۲ آن روز بوده است. این دقت زمانی تاکنون فقط مورد توجه تخصصی زبان شناسان حقوقی(۱۰۹) قرار گرفته است که در پی شناسایی الگوهای تعامل جنایی(۱۱۰) هستند، اما در آینده کاربردهای بیشتری خواهد داشت. هنوز مشخص نیست که زبان شناسی اینترنت با این سطح از جزئیات توصیفی چگونه برخورد خواهد کرد.
درنهایت، فارغ از مسئله تاریخ گذاری، برخی از انواع زبان اینترنت مشکل دیگری ایجاد می کنند: عدم دسترسی(۱۱۱). البته در چارچوب محدودیت های قانونی و تجاری ای که صاحبان وبسایت ها وضع می کنند، مشکلی برای یافتن و دانلود داده ها از صفحات وب وجود ندارد. اما درمورد برون دادهایی مانند ایمیل، چت، و پیامک، داستان متفاوت است. مشخص است که افراد تمایل ندارند مکاتبات الکترونیکی شخصی خود را در اختیار زبان شناسانی بگذارند که ناگهان سروکله شان پیدا می شود. اکنون پیکره های فوق العاده خوبی از تعاملات ایمیلی و چت رومی وجود دارد، اما مسئله قابلیت اطمینان(۱۱۲) و معرّف بودگی(۱۱۳) باید کاملاً مورد بررسی قرار گیرد، و برخی از حوزه ها، مانند پیامک، مبهم باقی می مانند، به خصوص در زبان های غیرانگلیسی. نوشتگان پژوهشی میزان زیادی از گمانه زنی های نظری را شامل می شوند، ولی تعداد پژوهش های تجربی نسبتاً کم است.
مشکل دیگر پژوهش، از ناشناختگی ناشی می شود. معمولاً زبان شناسان تلاش فراوانی می کنند تا عوامل موقعیتی را که برای کاربرد زبان انگیزه ایجاد می کنند یا شرایط کاربرد زبان را به وجود می آورند، شناسایی کنند. عواملی مانند سن(۱۱۴)، جنسیت(۱۱۵)، طبقه اجتماعی(۱۱۶)، و قومیت(۱۱۷) مهم هستند. اما در رسانه ای که تعداد بسیار زیادی از شرکت کنندگان هویت خود را پنهان می کنند، و یا نمی توانیم به اطلاعاتی اعتماد کنیم که افراد درباره خودشان در اینترنت قرار می دهند، به سختی می شود فهمید چگونه باید کاربرد مشاهده شده را تفسیر کنیم. حتی اطلاعات پایه ای، مانند اینکه یک شهروند اینترنتی(۱۱۸) زن است یا مرد، یا گویشور بومی(۱۱۹) است یا غیربومی(۱۲۰)، ممکن است مخفی شده باشند. البته، همان گونه که تاریخچه تلفن و رادیوی آماتور نیز نشان می دهد، اینترنت اولین رسانه ای نیست که امکان تعامل بین افرادی را به وجود می آورد که ترجیح می دهند ناشناس بمانند؛ اما مطمئناً اینترنت ازنظر مقیاس و گستره موقعیت هایی که مردم در آن ها هویت خود را پنهان می کنند، به خصوص در چت روم ها، وبلاگ ها، و شبکه های اجتماعی، بی سابقه است. تاثیر ناشناختگی بر رفتار زبانی را نیز باید مطالعه کرد. به نظر می رسد شخصیت دروغین، افراد را بی پرواتر می کند: احتمالاً جرات می کنند تا بیشتر و به شکل متفاوتی نسبت به دنیای واقعی از ذخیره زبانی شان استفاده کنند. همچنین باید انتظار داشته باشند پیام هایی از افرادی دریافت کنند که آن ها نیز بی پرواتر هستند، و باید برای نتایج منفی نیز آمادگی داشته باشند. مشخص است که در صحبت کردن با افرادی که نمی شناسیم خطراتی وجود دارد و مزاحمت، توهین، زبان خشونت آمیز، و طفره روی زیاد دیده می شود.
ملاحظات اخلاقی را نیز باید در نظر گرفت: برای استفاده از داده های اینترنتی به چه نوع مجوزهایی نیاز است؟ همان مسائلی که زبان شناسان باید در دهه ۱۹۶۰، در اولین روزهای ساخت پیکره ها، به آن ها می پرداختند – مانند تمایز بین زبان عمومی(۱۲۱) و زبان شخصی(۱۲۲) - امروز دوباره به صورت الکترونیک مطرح شده اند. اگر من پیامی را به اینترنت ارسال کنم، احتمالاً آن را به حوزه عمومی سپرده ام: پس اگر زبان شناسی آن را در پیکره خود قرار دهد، آیا من حق اعتراض دارم؟ صاحب پیامک های درون آرشیو تلفن همراه من کیست: خودم یا فرستندگان آن ها؟ در جهانی که در آن هر روز مراجعه به دادگاه بیشتر می شود، زبان شناسان باید مراقب باشند که روش گردآوری داده شان ازنظر مسئله مالکیت مشکلی نداشته باشد.
همان گونه که مثلی قدیمی می گوید: ورق چالش را برگردان تا فرصت ببینی. اینترنت فرصت های بی سابقه ای را برای مطالعات اصیل پیش روی زبان شناسان قرار می دهد. ازآنجاکه ما با یک رسانه الکترونیک سروکار داریم، نه تنها باید انواع جدید زبانی را که این تکنولوژی معرفی کرده است (وبلاگ نویسی، توئیت، غیره) مطالعه کنیم، بلکه باید هرچه را که تاکنون درباره زبان جاری در دیگر رسانه های گفتار، نوشتار، و اشاره(۱۲۳) می دانسته ایم، مورد بازبینی قرار دهیم. هر واقعیت تثبیت شده ای درباره، مثلاً، تفاوت بین واژگان و دستور گفتار و نوشتار، اکنون باید مورد بازنگری قرار گیرد، زیرا شیوه ای که ما زبان را در اینترنت به کار می بریم، از جنبه های قابل توجهی با شیوه ای که آن را در گفتار و نوشتار سنتی به کار می بریم متفاوت است. کدام سبک نوشتاری اینترنتی از اختصارات و شکلک ها(۱۲۴) بیشترین بهره را می برد؟ عرض ستون های نوشتاری چگونه بر ساختار گفتمان اثر می گذارد؟ آیا لینک ها بر شیوه سازمان دهی متن نوشتاری تاثیر می گذارند؟ چگونه تاخیر گفتار(۱۲۵) بر مکالمه های گفتاری در اسکایپ(۱۲۶) و آی چت(۱۲۷) اثر می گذارد؟ هر کاربرد زبان در اینترنت ویژگی هایی را نشان خواهد داد که با ویژگی های کاربرد متناظر آن در گفتار یا نوشتار سنتی متفاوت است. زبان نوشتار باید ازنظر گرافیکی ترجمه شود(۱۰) تا محتوای آن به وضوح روی نمایشگر ظاهر شود و بتوان به راحتی به آن دست یافت و در متن حرکت کرد. زبان گفتار نیز باید پردازش شود تا بتوان محتوای آن را نمایه(۱۲۸) کرد و در آن حرکت کرد، البته کارهای ممکن در این زمینه به پیشرفت در بازشناسی خودکار گفتار(۱۲۹) وابسته است.
حتی وقتی فقط متنی را اسکن می کنیم تا در رسانه الکترونیک روی نمایشگر دیده شود، این رسانه این متن را به شیوه های جدیدی ارائه می دهد که به ما امکان می دهد کارهای جدیدی با آن انجام دهیم. می توان یک نسخه خطی باستانی را بزرگ نمایی کرد و جزئیاتی را دید که قبلاً به راحتی قابل دیدن نبود، یا جستجوهای زبانی ای انجام داد که قبلاً قابل انجام نبودند. کاربردهای شناخته شده گفتار و نوشتار به صورت های جدیدی ظاهر می شوند. برای مثال، مطبوعات خبری می توانند روی نمایشگر نسبت به شکل چاپی شان به صورت بسیار متفاوتی ظاهر شوند – برای مثال، اندازه بندها معمولاً کوتاه تر است. خواندن شعر روی نمایشگر تجربه بسیار متفاوتی است نسبت به خواندن آن در یک کتاب چاپی، به خصوص در جاهایی، مانند شعرهای پیامکی، که نمایشگر کوچک فقط امکان نمایش بخشی از شعر را در یک لحظه واحد فراهم می کند. بیشتر از همه جا، تازگی در نوشتار دیده می شود، زیرا تاکنون اینترنت غالباً رسانه ای گرافیکی بوده است، اما زبان گفتار نیز بدون تاثیر نمانده است. حتی امکان «شنیدن دوباره» در ایستگاه های سخن پراکنی امکان های جدیدی را به وجود می آورد: برنامه همانی است که توی رادیو بود، اما اکنون شنونده این امکان را دارد که هرگاه دوست داشت، آن را متوقف کند، تا چیزی را دوباره گوش کند، یا بخشی را رد کند، یا برنامه را به جلو یا عقب ببرد. مدیریت تجربه شنیداری از تولیدکننده به شنونده منتقل شده است.
بنابراین، اولین قدم در زبان شناسی اینترنت، مشخص کردن ویژگی های رسانه ای است که تجربه زبانی و رفتار کاربرانش را معین می کند. ازنظر من، بهترین شیوه برای انجام این کار، متمایز کردن آن از جهان های آشنای گفتار و نوشتار است.
***
همچنین نگاه کنید به «پژوهش و فعالیت»، صفحه ۲۱۷.
***

پیشگفتار مترجم

روزی با دوست زبان شناسی در یکی از فروشگاه های کتاب اصفهان مشغول نگاه کردن به کتاب های جدید زبان شناسی بودیم که کتابی با طرح صفحه جستجوی گوگل توجه مرا به خود جلب کرد. عنوان کتاب، زبان‍ شناسی اینترنت: راهنمایی برای دانشجویان، آن قدر جذاب بود که اشتیاق خواندنش درلحظه مرا فراگرفت. نویسنده کتاب دیوید کریستال بود، دیوید کریستال بزرگ، دیوید کریستالی که من سال ها پیش با کتاب فرهنگ زبان شناسی و آواشناسی(۶) با وی آشنا شده بودم. نتیجه مشخص بود، این کتاب را باید خواند! کتاب را گرفتم و در اتوبوس واحد شروع به خواندن آن کردم، بدون اینکه متوجه حرکت اتوبوس شوم، به مقصد رسیده بودم، در مسیر ۲۰ دقیقه ای، ۱۵ صفحه از کتاب را خوانده بودم. به همین سادگی! طی سه روز کل کتاب را خواندم. شکی نداشتم که این کتاب باید ترجمه شود، و مترجم هم باید محمدحسن ترابی باشد! و فکر می کنم کسانی که مرا می شناسند دلیل آن را به خوبی می دانند! این حس را داشتم که اگر این کتاب را یک نفر بخواهد ترجمه کند، آن یک نفر باید من باشم. با آقای امیر احمدی، دوست گرامی ام و مدیر نشر نویسه پارسی تماس گرفتم و پیشنهاد ترجمه این کتاب را دادم. ایشان هم استقبال کردند و گفتند که از مدت ها پیش این کتاب را برای اینکه من آن را ترجمه کنم کنار گذاشته اند، اما چون من مشغول ترجمه کتاب کلیدواژه های فلسفه ذهن بودم، آن را به من نداده بودند. بعد از اتمام کتاب قبلی، با هیجان فراوان شروع به ترجمه این کتاب کردم، اما به دلیل مشغله زیادم، ترجمه کتاب بیش از حد انتظار به طول انجامید، اما سرانجام در دی ماه ۱۳۹۶ ترجمه و ویرایش آن به پایان رسید.
خواندن این کتاب را به همه کسانی که با زبان شناسی آشنایی دارند و یا به گونه ای با زبان سروکار دارند پیشنهاد می کنم، اما خواندن آن را به ویژه به کسانی توصیه می کنم که نگران تاثیر منفی اینترنت و فضای مجازی بر زبان فارسی هستند. در این کتاب، کریستال با نگاهی علمی و بدون سوگیری خاصی به بررسی زبان اینترنت پرداخته، و به خوبی حوزه هایی را که در این زمینه باید مورد بررسی قرار گیرند معرفی کرده است. وی در این کتاب به بسیاری از پرسش ها در زمینه تاثیر فضای مجازی بر زبان پاسخ داده و مشخص کرده است که باید نگران چه چیزی بود، نگران چه چیزی نبود، و چه چیزی را باید مطالعه کرد، و چگونه باید مطالعه کرد. شک نیست که تجربه کریستال در فعالیت های مربوط به زبان و اینترنت راهنمای خوبی برای وی در مسیر نوشتن این کتاب ارزشمند بوده است.
این کتاب چشم اندازهای تازه ای در برابر حوزه های مختلف مطالعه زبان می گشاید: صرف، نحو، معنی شناسی، کاربردشناسی، تحلیل گفتمان، زبان شناسی رایانشی، جامعه شناسی زبان، زبان شناسی حقوقی، حتی روان شناسی زبان و دیگر حوزه های مرتبط با زبان شناسی به معنای دقیق آن: مطالعه علمی زبان.
در متن کتاب در جاهایی یادداشت هایی برای توضیح مطالب اضافه شده است. بهتر این بود که این یادداشت ها در پایین صفحه مربوط می آمدند تا راحت تر در اختیار خواننده قرار داشته باشد، اما به چند دلیل نمی توانستم یادداشت ها را در پایین صفحه بیاورم. اول اینکه این یادداشت ها در نسخه انگلیسی خود کتاب در آخر کتاب آمده بودند. دوم اینکه من از پانویس ها برای معرفی معادل انگلیسی اصطلاحات و همچنین ارائه توضیحات خودم (که با «م.» مشخص کرده ام) استفاده کردم و برای همین اگر یادداشت های اصلی هم در پایین هر صفحه می آمدند، خواننده دچار سرگرمی می شد. و سوم اینکه استاندارد نشر این است که یادداشت ها در پایان کتاب بیایند.
نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که در این کتاب، دیوید کریستال از سیستمی خاص خود برای ارائه مشخصات کتاب شناسی کتاب ها و مقالات استفاده کرده بود. اما من به این دلیل که خوانندگان ایرانی با سیستم APA آشناتر هستند، همه این اطلاعات کتاب شناسی را به سیستم APA درآوردم تا استفاده از کتاب برای خوانندگان عزیز راحت تر باشد.
در ترجمه اصطلاحات از منابع مختلفی استفاده کردم و بنابراین خود را موظف می دانم برای احترام به نویسندگان این منابع و همچنین خوانندگانی که حق دارند بدانند برابرنهادها از کجا انتخاب شده اند، این منابع را معرفی کنم؛ بنابراین، فهرست این منابع را به ترتیب الفبایی در اینجا می آورم:

دبیرمقدم، م. (۱۳۸۶). زبانشناسی نظری: پیدایش و تکوین دستور زایشی. تهران: سمت.
شقاقی، و. (۱۳۹۴). فرهنگ توصیفی صرف. تهران: نشر علمی.
مدرسی قوامی، گ. (۱۳۹۴). فرهنگ توصیفی آواشناسی و واج شناسی. تهران: نشر علمی.
همایون، ه. (۱۳۷۹). واژه نامه زبان شناسی و علوم وابسته (با تجدید نظر و اضافات). (ویرایش دوم). تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
وبسایت فرهنگستان زبان و ادب فارسی به نشانی http://www.persianacademy.ir.

برای وضع برابرنهاد برای اصطلاحاتی که در منابع برابرنهادی برای آن ها نیافتم، از کمک ها و راهنمایی های استاد دکتر سید مصطفی عاصی بهره بردم و از ایشان به دلیل همین کمک ها و راهنمایی های ارزشمندشان تشکر می کنم. از دوست خوب و چندین ساله ام، آقای مصطفی کبیری و همچنین خانم فاطمه ترابی نیز به دلیل کمک هایشان در ترجمه کتاب حاضر صمیمانه سپاسگزارم. در فرایند ترجمه و آماده سازی این کتاب، آقای امیر احمدی، مدیر نشر نویسه پارسی، بسیار بیشتر از وظایف یک ناشر با من همکاری داشتند و در تمام مراحل ترجمه کتاب از راهنمایی های ایشان بهره بردم. از ایشان و سایر همکارانشان در نشر نویسه پارسی که همگی از دوستان فرهیخته من نیز هستند، کمال تشکر را دارم.
امیدوارم توانسته باشم ترجمه مناسبی از این کتاب ارزشمند در اختیار علاقمندان قرار دهم و خوانندگان از خواندن این کتاب لذت ببرند.

م. ت.
زمستان ۱۳۹۶

پیشگفتار نویسنده

چگونه می توان برای دانشجویان راهنمایی برای رشته ای نوشت که هنوز وجود ندارد – یا حداقل به شکلی که به عنوان یک درس معمول در برنامه دانشگاه ها یا فصلی در کتاب های مجموعه زبان شناسی شناخته شود وجود ندارد؟ ناگزیر، این راهنما نوشته ای شخصی خواهد بود که اطلاعات آن از چندین پروژه اینترنتی که من درگیر آن ها بوده ام به دست آمده است. این شرایط برای من یادآور دهه ۱۹۸۰ است، زمانی که کاربردشناسی زبان به عنوان رشته مطالعاتی جدیدی در حال شکل گیری بود، و کتاب های مقدماتی مختلفی که منتشر می شدند به موضوعات کاملاً متفاوتی می پرداختند. زبان شناسی اینترنت اکنون در همین مرحله ابتدایی قرار دارد. من به راحتی می توانم کتاب های مقدماتی دیگری در این زمینه را تصور کنم که شاید تخصص نویسنده آن زبان شناسی رایانشی باشد و بسیار با این کتاب متفاوت باشد. تخصص من زبان شناسی توصیفی است، و این موضوع مشخص است. اما این تخصص مناسبی است، زیرا آن چیزی که زبان اینترنت بیش از هر چیزی به آن نیاز دارد، توصیفی مناسب است.
تعداد رو به افزایشی از دانشجویان زبان شناسی در سطوح کارشناسی و کارشناسی ارشد مطالعه این موضوع را آغاز کرده اند و من این کتاب را در وهله اول برای آنان نوشته ام. امیدوارم این کتاب برای کسانی هم که درس زبان را به عنوان بخشی از رشته مطالعات رسانه یا ارتباطات انتخاب می کنند جذاب باشد. فرض من بر این بوده است که خوانندگان یک درس زبان شناسی مقدماتی گذرانده اند، یا حداقل یک کتاب مقدمات زبان شناسی خوانده اند و با حوزه های مختلفی که اینترنت را شکل می دهند و جدیدترین پیشرفت های آن ها آشنا هستند. دانشجویان در این کتاب مطلبی درمورد نحو یا جامعه شناسی زبان و یا وبلاگ نویسی یا شبکه های اجتماعی نخواهند یافت. این کتاب برای کسانی نوشته شده است که با اصول اولیه و روش های زبان شناسی آشنایی دارند، با فعالیت های اینترنتی آشنایی کامل دارند، و درمورد رابطه بین این دو کنجکاو هستند. این کتاب همچنین برای کسانی نوشته شده است، که در بین این افراد، مجذوب شیوه ظهور زبان اینترنت هستند، و می خواهند درمورد آن کاوش کنند. بنابراین، من تا جایی که امکان داشته است به حوزه هایی که در آن ها به تحقیق نیاز است، اشاره کرده ام. هدف من فقط آگاهی دادن نیست، بلکه الهام بخشی به زبان شناسان بیشتر برای کار در این زمینه است، زیرا، همان گونه که خواهید دید – و عجیب نیز به نظر می رسد – این حوزه نیاز فوری به آنان دارد. به ویژه، من همه مثال هایم را از انگلیسی آورده ام، و اگر قرار باشد نتایج به دست آمده قوی باشند، باید این محدودیت را برطرف کرد.
این کتاب، با دیگر کتاب من، زبان و اینترنت، کاملاً متفاوت است. در آن کتاب، تاکید بر تنوع سبک شناختی این رسانه بود، پس توجه بر ویژگی های زبانی ای بود که به شناسایی گونه های زبانی کمک می کردند. در کتاب حاضر، مسائل کلی مرتبط با توصیف و روش شناسی اهمیت دارند. فصلی که در این کتاب به توصیف توئیتر می پردازد از آن کتاب بیرون گذاشته نمی شد، اما از جنبه های دیگر، زبان شناسی اینترنت سعی می کند که در راستای نامش حرکت کند و نسبت به زبان و اینترنت منظر گسترده تری را اتخاذ کند. کمی هم پوشی بین دو کتاب اجتناب ناپذیر بود، اما امیدوارم این هم پوشی زیاد جلب توجه نکند.
از کسانی که به نمایندگی از ناشر، این کتاب را بازبینی کردند، تشکر می کنم. از ساشا کارتن(۷)، یان ساوندرز(۸)، و دیگر کسانی که در شرکت هایی (ای ان دی،(۹) کریستال سمنتیکس،(۱۰) ادپپر مدیا(۱۱)) کار می کردند که برای شکل دهی رویکردهایی که در فصل ۶ آمده اند با من همکاری داشتند نیز تشکر می کنم. بیشتر از همه، باید از همسرم و شریک کاری ام، هیلاری، تشکر کنم که در طول ۲۰ سال گذشته در برخورد نزدیک من با اینترنت چه به صورت تخصصی و چه به صورت خصوصی سهیم بوده است.

دیوید کریستال
جولای ۲۰۱۰

نظرات کاربران درباره کتاب زبان­‌شناسی اینترنت