فیدیبو نماینده قانونی مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب منابع مکتوب دین زردشتی

کتاب منابع مکتوب دین زردشتی
مجموعه پژوهشهای ایرانشناسی

نسخه الکترونیک کتاب منابع مکتوب دین زردشتی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب منابع مکتوب دین زردشتی

مری بویس در سال ۱۹۲۰ در دارجلینگ هند دیده به جهان گشود. پدرش از قضات دستگاه حکومتی بریتانیا در هند، و مادرش نوه مورخ انگلیسی سموئیل گاردنر بود. او تحصیلات دبیرستان خود را در انگلستان به پایان برد. سپس در دانشگاه کمبریج ادبیات انگلیسی، باستان‌شناسی و انسان‌شناسی آموخت و با درجه ممتاز تحصیلات خود را به اتمام رساند. در سال ۱۹۴۴ به تدریس ادبیات انگلوساکسن در دانشگاه لندن پرداخت و همزمان وارد مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن شد و به تحصیل در رشته زبانهای ایرانی پرداخت. در آن روزها مینورسکی، هنینگ و تقی‌زاده در این مدرسه تدریس می‌کردند. در سال ۱۹۴۸ تدریس متون مانوی، پهلوی و پارتی را در همین مدرسه به عهده گرفت. پس از رفتن هنینگ به دانشگاه کالیفرنیا، بویس جانشین او شد و به مقام استادی در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی رسید و تا سال ۱۹۸۶ در آنجا به تدریس پرداخت. بویس مقالات و آثار ارزشمندی تالیف کرد که عمدتاً درباره آیین‌های ایران باستان، متون مانوی، ادبیات شفاهی ایران و به‌ویژه جنبه‌های مختلف کیش زردشتی است. مهمترین اثر او با عنوان «تاریخ کیش زردشت» اثری است ماندگار که نتیجه سالها تحقیق و پژوهش درباره این آیین باستانی است. بویس در سال ۱۹۸۲ بازنشسته شد و به همین مناسبت دو تن از ایران‌شناسان برجسته، دیوید بیوار و جان هینلز جشن‌نامه‌ای حاوی مقالات قدیمی همکاران بویس فراهم آوردند که در سال ۱۹۸۵، به مناسبت شصت‌و‌پنجمین سال تولد وی، منتشر شد. این مجموعه دو جلدی زندگینامه بویس و همچنین فهرستی از آثار چاپ شده و زیر چاپ او را را تا آن تاریخ در بر دارد. رنج بیماری جسمی بویس، که سال‌ها همراهش بود، سرانجام او را خانه‌نشین و سپس زمین‌گیر کرد. اما او از ادامه کار باز نایستاد و علاوه‌بر تدوین تاریخ کیش زردشت، مقالاتی برای دانشنامه ایرانیکا ‌نوشت. بویس واپسین روزهای عمر را در بیمارستانی در لندن گذراند و سرانجام در روز چهارم آوریل ۲۰۰۶/ فروردین ۱۳۸۵ درگذشت. اثر حاضر تالیف دانشمند فقید، پرفسور مری بویس، به عنوان کتاب درسی برای دانشجویان رشته ادیان، فرهنگ و تاریخ فراهم و نخستین بار در سال ۱۹۸۴ در منچستر منتشر شد. این اثر دارای یازده فصل است و آثار و منابع مکتوب موجود درباره دین زردشت را در اختیار خوانندگان قرار می‌دهد. این اثر حاوی کهن‌ترین سروده های مکتوب دین زردشت همچون گاهان و یشتهای اوستا تا آثار متاخرتر پارسیان است.

ادامه...
  • ناشر مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.85 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۴۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب منابع مکتوب دین زردشتی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

۱ -۳ زردشت و آموزه هایش

۱-۳-۱ زمان پیامبر و پیشینه زندگی او
تاکنون تاریخی قطعی برای زمان زندگی زردشت ارائه نشده اما با توجه به سرودهای گاهان به نظر می رسد او در زمانی می زیست که پیشرفتهای دوران مفرغ تاثیری نامطلوب بر مردم آن زمان گذاشت. زیرا توده مردم هنوز به اقتصادی مبتنی بر جامعه شبانی متکی بود. زردشت واژه «rathaeshtar» را که معمولاً در متون اوستای متاخر کاربرد دارد، در اثرش، گاهان استفاده نکرده و واژه هایی که او در این اثر به کار برده نمایانگر طبقه اجتماعی دوگانه باستانی است که شامل روحانیون و شبانان جنگجو می شد. زردشت خود عضو طبقه موبدان بود. با این حال او در آثارش به کرار از واژه هایی چون حمله، بی رحمی و کشتار استفاده می کند و تصویری از جامعه ای گسسته و در آشوب نشان می دهد. گاهشمار تغییرات وقایع عصر مفرغ در سراسر دشتهای جنوب روسیه احتمالاً متعلق به قبیله ای بود که این تغییرات تاثیری بر آن نداشت. بر این اساس می توان زمان شکوفایی او (زردشت) را در میان ۱۴۰۰ و ۱۲۰۰ پیش از میلاد در ناحیه ی شمالی دشتها تصور کرد. آموزه های او اگرچه جهانی و کلی، متکی به جامعه ای بود که او خود می شناخت و مسائل برجسته در آموزه های او عبارت بود از: چهارپا و پرورش آن، عدالت و مراحل قانون، خویشاوندی، دوستی، مهمان نوازی و اعمال پرستش و ستایش. برای اینکه ستایش نزد ایزدان مقبول واقع شود باید در بجای آوردن آیین ها به سه مورد توجه می شد: پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک. به نظر می رسد این سه مورد که در آموزه های اخلاقی سه گانه او (پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک) نیز منعکس شده اند، مرتباً در گاهان بدان اشاره شده و مفاهیم اصلی دین کنونی زردشتی است.
۱- ۳- ۲ آموزه های زردشت: هفتگانه مقدس
بسیاری از آموزه های زردشت بواسطه بررسی گاهان و سنت زردشتی روشن می شود. همچنین این آموزه ها از طریق آموزه های مشابه ای که در ادیان یهودی، مسیحی و اسلام دارند و همگی وامدار دین باستانی ایران هستند، به سادگی قابل فهم هستند. با این حال، یک آموزه اصلی دین زردشتی یعنی «هفت مقدس» بدلیل منحصر به فرد بودن آن در آیین زردشتی مشکلات فراوانی برای افراد غیر زردشتی ایجاد کرده است. به نظر می رسد زردشت بواسطه اندیشه بر آیین یسنه روزانه به چنین تفکری دست یافت. روحانیون ایرانی تا کنون به این مسئله اذعان داشته اند و پیش زمینه این تفکر را چندگانه بودن پدیده هایی که در این آیین ستایش می شوند، می دانند(نک: ۱-۲-۶، ۱-۲). بنابر آن در اصل تنها یک گیاه، یک حیوان و یک انسان وجود داشت و پیامبر چنین یگانگی و وحدتی مشابه را در موارد الهی نیز تجسم کرد. بنابراین تنها یک خدای ابدی و نیافریده که منبع تمامی موجودات سودمند بود وجود داشت. در نظر زردشت، خداوند هرمزد بود که بنابر آموزه هایش، جهان را و هرآنچه نیکی در آن وجود داشت بواسطه روح مقدس خود، یعنی سپَنْد مینو، آفرید که هم فعالانه از او فرمان می برد و با این وجود با او یکی، ناپیدا و پیدا است. بعلاوه، زردشت آموخت که خداوند این جهان هفتگانه را به یاری شش ایزد کم اهمیت تر آفرید که برای کمک به خود ایجاد کرده بود. این شش ایزد، اَمْشاسْپَندان «نامیرایان مقدس» نام داشتند و به همراه خود هرمزد و یا سپندمینو هفت اَمْشاسْپَند را تشکیل می دادند. این شش ایزد، پس از یاری هرمزد برای آفرینش جهان، به نگهبان بر آنچه خود آفریده اند تبدیل می شوند. بنابراین ایشان هم مینوی و هم مادی بودند. سپندمینو نیز عضوی از «اَشَوَن ْها» با ظاهر مرد پارسا می شود. انسان، آفریده خاص هرمزد است. در مقام موجوداتی مینوی، شش ایزد، نمادی تجسم یافته از ویژگی های هرمزد هستند و آنچنان به او نزدیک و شبیه اند که در گاهان در برخی موارد زردشت ضمیر «تو» را خطاب به هرمزد بکار می برد و (در مواردی که مورد خطابش هرمزد به همراه یک یا دو ایزد امْشاسْپنَد است) ضمیر جمع «شما» را برمی گزیند. قدرت مینوی هر یک از این ایزدان را بواسطه نماد هر یک از ایشان بر روی زمین می توان شناخت. همچنین ممکن است نام هر یک از آفریده های ایزدان برای نشان دادن اَمْشاسْپَندی که آن را آفریده و برعکس استفاده شود. این جنبه از آموزه اَمْشاسْپَندان آشکارا نمادی از نگرشی باستانی و عرفانی به حقیقت است در زمانی که «امور انتزاعی و مادی... به صورت موجودی واحد در نظر انسان جلوه گر شدند، آنچه انتزاعی (مینوی) بود به عنوان حقیقت درونی آنچه مادی بود. بنابراین، به عنوان مثال، ایمان پرهیزگارانه و زمین جنبه های مادی و مینوی امری واحد بودند.»(۲) همچنین ارتباطات ظریف و درهمی میان هر ایزد و آفریده او وجود داشت.
۲- در جدول زیر نام هر یک از اَمْشاسْپَندان به ترتیب هفت آفرینش مرتب شده است. نخست صورتهای اوستایی، سپس پهلوی و آنگاه ترجمه فارسی آنها ذکر شده است. آفرینش هر یک از آنها به همراه اجسامی که نماد هر یک از آنها در مراسم یَسْنه به شمار می رود درج شده است. در متن گاهان، زردشت در مواردی القاب ایزدان را برای اشاره بدانها ذکر کرده و این القاب در سنت زردشتی به بخش اصلی و جدانشدنی این ایزدان تبدیل شد. القاب در دو کمان ذکر شده است. ایزد اَشَه نمودار تجسم یافته اصل «اَشَه» (نظم و هماهنگی) است که در تمامی اَهورَها وجود دارد (نک: ۱-۲-۳). در مواردی در سنت، ترتیب هفت اَمْشاسْپَند بنابر ارزش معنوی و اخلاقی آنها قرار می گیرد و آفرینش نیز بنابر همین اصل مرتب می شود (برای نمونه نک: ۱-۲-۹).
۳- همچنین، زردشت مرتباً از این ایزدان با عنوان هایی (چون خشَثْرَه، اَشَه و...) یاد می کند که نمایانگر قدرت و ویژگی های این شش موجود برتر است. هر مرد پارسایی (اَشَوَن) خواهان برخورداری از چنین ویژگی های الهی است. به نظر می رسد دو مفهوم نیروی الهی و نیروی ذاتی انسان مرتباً بواسطه این اندیشه که نیروی ایزدی هرمزد از طریق متجلی شدنش به صورت نیرویی در انسان به او منتقل می شود در هم آمیخته می شوند. چنین تصوری ابعاد جدیدی را به آموزه فطرت هفت اَمْشاسْپَند در جهان اضافه می کند، با این حال انتقال این باور از طریق ترجمه (گاهان) امری دشوار است. برخی از مترجمان متاخر گاهان، که تنها بر نیرو و ویژگی های (امشاسپندان) تکیه دارند، از ارائه مفهوم کاملی از نیروی الهی موجود در ایشان بازمی مانند. بنابراین، در ترجمه های گزیده حاضر در مورد اصطلاحاتی که مفاهیم مرتبط با این ایزدان اند، واژه مورد نظر در گیومه قرار گرفته(۳) و در صورتی که با ایزدان مرتبط نبوده، به صورت اسم خاص ذکر شده است. تنها نام مزدا «دانا» ترجمه نشده و «اهورا» به صورت «سرور» ذکر شده است.



۴- آموزه هفت اَمْشاسْپَند هسته اصلی تعالیم زردشتی را تشکیل می دهد. چنین آموزه ای به همراه دوگانه پرستی افراطی (نک: ۲-۲-۲) بنای اصلی معنویت و اخلاق زردشتی را شکل داده و بستری برای نگرش سرپرستی مسئولانه (انسان) در جهان فراهم می سازد. مراسم یَسْنَه و تمامی اعمال مذهبی ستایشگرایانه تجسم محسوس و قابل رویت چنین اندیشه هایی است (نک: ۱-۳-۲ و قس: Persian Stronghold, Mary Boyce, p.۵۱). همچنین زردشت از طریق قرار دادن هفت روز مقدس برای عبادت (هفت جشن گاهنبار، نک: ۱-۶) چارچوبی برای مراسم عبادی سالانه ایجاد کرد. این آموزه اگرچه آموزه ای باستانی است، هنوز در میان زردشتیان باقی مانده و سنتی اعتقادی و جدا نشدنی، عبادت و اعتقاد راسخ و انجام امور عبادی آن را همچون آموزه ای قدرتمند نگه داشته است. اما این تنها ناشناخته بودن آفرینش هفتگانه نبود که دانشمندان غربی را در توانایی درک کامل آن ناتوان کرده بود، بلکه گسترش مطالب مربوط به شهریاری (خشَثْرَه) و آفرینش مادی او یعنی آسمان مانعی بر سر این راه به شمار می رفت. زردشت خود آشکارا این باور قدیمی را که آسمان از ماده ای سخت یعنی سنگ (نک: ۲-۲-۲-۵) ایجاد شده و به گونه مرموزی در بالا نگه داشته شده (قس: ۲-۲-۱-۴) پذیرفت. بنابراین ارتباطی میان خشَثْرَه که سرور آسمان سنگی محسوب می شد با سلاحهای سنگی در دستان مردان «اَشَوَن» ایجاد شد در حالیکه در دفاع از راستی اعمال زور و نیرو می کردند. چنین ارتباطی، آنگاه که سلاح سنگی جای خود را به سلاح مفرغی داد همچنان حفظ شد. آنگاه موبدان دانشمند ایرانی ماهیت آسمان را به گونه ای دقیق تر، از سنگ آبگینه برشمردند (قس: گونه ای بلورین یونانیان) که جزء فلزات به شمار می رفت. ارتباطی اخلاقی میان مینوان و آفرینش مادی ایشان وجود داشت و در نتیجه در سنت بر نگهبانی و نظارت کلی خشَثْرَه بر فلزات تاکید شد. انسان در رساندن یاری به آسمان دور دست ناتوان بود در حالیکه فلز به گونه ای شایسته کاربردهای فراوانی داشت از جمله تبدیل آن به سلاح در راستای دست یابی به اهداف راستین، استفاده از صورت مذاب فلزات در امور حقوقی(۴)، ضرب سکه برای یاری رساندن به فقرا، تبدیل آن به ابزار و ظروف پرکاربرد و یا استفاده از آن برای تزئینات و وسایل تزئینی که همیشه براق و درخشان نگهداری می شد (قس:۱۱-۳-۱-۲۵). بنابراین خشَثْرَه در مقام سرور فلزات ستوده می شد اما از نگهبانی او بر آسمان در دورانهای اخیر چشم پوشی شد. این امر خود باعث ایجاد ابهام در ارتباط بی نقص هفت اَمْشاسپَند با هفت آفرینش شد. این آموزه بطور کامل در پژوهشهای بیلی (Zoroastrian Problems in the Ninth Century Books, ch۴)، ر.س. زنر (The Teachings of the Magi, pp.۳۲-۳) و نگارنده (مری بویس) (Zoroastrians, pp.۲۳-۴,۴۱) بازسازی شده است. در حقیقت ارتباط خشَثْرَه با آسمان فلزی به گونه ای کامل و روشن در بخشهای ۲-۳-۲-۵ و ۶ به همراه ۲-۳-۳-۱۶ بررسی شده است. (در آنجا نیز مینوان یاری دهنده او، مینوان آسمانی هستند).
۱- ۳-۳ موجودات مینوی کم اهمیت تر
زردشت در گاهان دو اَهورَه کم اهمیت تر را به همراه هرمزد و سایر مینوان سودرسان قدیمی فرامی خواند با عبارتی که ظاهراً در آن زمان معمول بوده یعنی«مزدا و اهوره های دیگر») همچنین کاملاً واضح است که زردشت چنین می آموخت که این ایزدان مینوی نیز آفریده هرمزد هستند. (قس: ۲-۳-۱،۵۳) از آنها نیز همانند مینوان هفتگانه که با نام اَمْشاسْپَندان، «جاودانان نامیرا» ستوده می شدند، با عنوان «یَزَته ها» به معنی «آنانکه قابل ستایش هستند» یاد می شد. به نظر می رسد بنابر آموزه های زردشت، ایزدی که به این شش اَمْشاسْپَنْد بسیار نزدیک و شبیه بود، ایزد سروش به معنی «گوش دهنده و فرمانبردار» است. وی فرمانبرداری انسانها را نسبت به خداوند تجسم بخشیده و شنیده شدن ستایش ها و نیایش های انسان را توسط خداوند به او منتقل می کند. او نگهبان نیایشها است. نکته قابل توجه این است که تجسم آنچه امروز به عنوان مجردات شناخته شده، در دوران باستان به روشنی نیرو محسوب می شد و مادی بودن آن به دوران اقوام هندوایرانی باز می گردد.

۱. مقدمه

۱-۱ منابع مکتوب

۱-۱-۱ نوشته های دینی:
اوستا
مهمترین و اصلی ترین منبع برای مطالعه آموزه های زردشت (این نام میان پژوهشگران غربی به صورت Zoroaster شهرت یافته) مجموعه ای مدون از آثار دینی به نام اوستا است که احتمالاً معنای «احکام زردشت» را دارد. کتاب اوستا در دو مرحله و به زبانی متعلق به شرق ایران نگارش یافته و چنانچه اوستا نگارش نمی یافت، از این زبان هم اثری یافت نمی شد. نام این زبان «اوستای گاهانی» (.GAv) است که در ساختار شباهت فراوانی به زبان ریگ ودای هندی دارد (ریگ ودا را عموماً متعلق به هزاره دوم پیش از میلاد می دانند) و نام بخش دیگر آن «اوستای جدید» (.YAv). عنوان اوستای گاهانی بر متونی از همین گویش اطلاق می شود، یعنی هفده سرود گاهانی که توسط خود زردشت سروده شده اند. اگرچه تنها این بخش از اوستا (گاهان) مستقیماً به خود زردشت نسبت داده می شود، در سنت زردشتی مجموع این کتاب و آموزه های آن متعلق به خود او تصور می شود و بسیاری از متون اوستایی متاخر به گونه ای ارائه شده که گویی مستقیماً از سوی هرمزد به او الهام شده است. در زمان حیات زردشت، ایرانیان با سنت نگارش آشنا نبودند و تا سده های پس از او نیز این مهارت بیگانه را تنها برای امور غیر دینی مناسب می دانستند. تمامی آثار دینی ایرانیان بواسطه سنت شفاهی منتقل می شد و احتمالاً حدود سده پنجم میلادی بود که این آموزه ها نهایتاً صورت کتبی یافت. این نوشته ها با حروف اوستایی که برای همین هدف اختراع شده بود نگارش می شد. قدیمی ترین نسخه موجود از این نوشته ها متعلق به ۱۳۲۳ میلادی است.
۱-۱-۱ -۲ گاهان
واژه گاهان (که در زبان سنسکریت نیز وجود دارد) به صورت «سرود»، «شعر» و یا «سرود دینی» برگردان شده است. گاهان زردشت متنی است کوتاه و منظوم که عموماً به صورت گفتارهایی از سوی او به هرمزد ضبط شده است. چنین اشعاری بواسطه الهامات شعرگونه، تصاویری از هرمزد و اهداف او، پیش گویی درباره رخدادهای آینده، دنیا و آخرت را آشکار می سازد. این اشعار حاوی احساسات لطیف و اعتقاداتی است که هر یک از واژه های آن دارای معانی ظریف و تلویحی است. به نظر می رسد صورت این اشعار متعلق به طبقه خاصی از روحانیون آگاه بوده که از طریق مطالعه و تفکر ارتباط مستقیم با الهیات را خواهان بوده اند. چنین نمونه ادبی منحصر به فردی با چنان قدمتی بدین معناست که واژگان بسیاری در آن وجود دارد که آگاهی چندانی از معنای آنها در دست نیست و از پیچیدگی دستوری و نحوی بسیاری برخوردار است. همه این مسائل به همراه عمیق و ناب بودن آموزه ها و اندیشه های موجود در این اشعار، ترجمه آنها را به گونه شگفت انگیزی دشوار می سازد. تنها تعدادی از این ابیات به صورت مستقل قابل درک هستند، اما متون اوستایی متاخر و زند کلید رمزگشای این سرودها به شمار می روند. این متون در مواردی به آموزه هایی اشاره می کنند که در گاهان تنها به صورت ضمنی بدانها اشاره شده است. ریگ ودا، که از لحاظ زبانشناختی به زبانی همچون خواهر زبان اوستایی نگاشته شده و تقریبا همزمان به شمار می رود کمک شایانی برای برگردان اوستا به شمار می رود. همچنین بر اساس سنت امروزه زردشتیان نیز می توان این اشعار را تا حدودی درک کرد.
۱-۱-۱ -۳ بخش گاهانی یسن ها
گاهان بواسطه قرار گرفتن در میان یَسْن ْها (.Y) جزئی از آیین روزانه ستایش یَسنْه شد و بر همین اساس با اعتقادی راسخ توسط زردشتیان طی سالهای متمادی حفظ گردید. وزن شعری گاهان به پنج بخش تقسیم گردید و بخشی از آن پیش از یَسْن هَپْتَنْگهاییتی (ستایش هفت فصل) و بخش دیگر پس از آن قرار گرفت. یسن هفت ها که به اوستای گاهانی نگاشته شده حاوی بخشهایی است که ظاهراً در اصل حتی قدیمی تر از گاهان به نظر می رسد. احتمالاً هدف اصلی از ایجاد هفت ها و خواندن آن به هنگام اجرای سنت تقدیم نذورات به آب و آتش بوده که با آموزه های زردشت تطبیق داده شده است. بنابراین متن گاهان در مقام ارزشمندترین مانْثرَه ها (کلام مقدس) آیین های اصلی و هسته این دین را با نیروی الهی نگهبانی می کند. پیش و پس از خواندن گاهان، چهار دعای معروف زردشتی سروده می شود، چهار دعایی که اگرچه کوتاه اما به کرار بر زبان آورده می شوند.
۱-۱-۱ -۴ بخشهای یَسْنها به اوستایی متاخر
یسنه در طول سده های متمادی گسترش یافت و نهایتاً به هفتاد و دو بخش تقسیم شد. این بخشها که تقریبا همه آنها در قسمت اوستای متاخر کتاب مقدس قرار گرفته، از لحاظ قدمت و محتوا متفاوت اند. بخش گاهانی در دل متن متعلق به مراسم یسنه قرار داشت که اکنون نیز بواسطه الحاقات اوستای جدید نگهداری می شوند.
۱-۱-۱ -۵ یَشْتها
بخشهایی از یسنهی گسترش یافته از یشتها برگرفته شدند. یشتها سرودهایی برای ستایش ایزدان کم اهمیت تر آیین زردشتی هستند. برخی از آنها بدلیل طولانی بودن عنوان «یشتهای بزرگ» را به خود اختصاص دادند و نیز ماهیت شعری و قدمت برخی از بندهای آنها (همانطور که از معادل ریگ ودایی آنها بر می آید) اساساً به دوران هندوایرانی یعنی تا حدود هزاره دوم پیش از میلاد باز می گردد. با وجود این، از آنجا که تنها متون گاهانی بدلیل ارزش و تقدسی که داشتند بطور کامل حفظ شدند، یشتها تنها به گویش اوستای جدید باقی مانده اند. دیگر آثار کم اهمیت تر به شیوه آزادانه تری بواسطه سنت شفاهی، یعنی بخشی به صورت سینه به سینه و بخشی به صورت نوشتار به نسلهای بعد منتقل می شد. صورت مکتوب این آثار در هر نسل توسط موبدان شاعر از نو نوشته می شد، بنابراین زبانی که در هر دوره برای نگارش آن به کار می رفت با صورت تحول یافته زبان گفتار انطباق داشت. همچنین مسائل جدید به این متون اضافه می شد، بنابراین، این آثار ترکیبی از آموزه های آشکار زردشت به شمار می روند که به صورتی دقیق با سنتهای دیرینه پیش از او و مسائل متاخرتر آمیخته شده است.
۱-۱-۱ -۶ وندیداد
وندیداد (Vd) مجموعه ای از متون منثور به گویش اوستایی جدید است که احتمالاً در دوره اشکانیان تدوین شده. بیشتر این متون مربوط به قوانین طهارت برای مقابله با نیروهای اهریمنی است و نام وندیداد که از اوستایی: -vidaēvadāta مشتق شده به معنای «قوانین ضد دیو» یعنی موجودات اهریمنی است. احتمالاً در مرحله ای در اوایل دوران اسلامی، وندیداد جزء متونی قرار گرفت که در مراسم یسنه در شب، به صورت کامل و با صدای بلند خوانده می شد. البته امروز متن وندیداد تنها متن آیینی است که به طور کامل از حفظ خوانده نمی شود.
۱-۱-۱ -۷ ویسْپَرَد
این متن آیینی بلند حاوی یسنه ی گسترش یافته و بخشی از وندیداد است و این اضافات احتمالاً در دورانهای متاخرتر بدان افزوده شده اند. ویسْپَرَد به معنی «ستایش همه رَدان» است و بویژه در هفت روز مقدس (هفت گاهنبار) در آیین زردشتی سروده می شوند. (نک: ۱-۶).
۱-۱-۱ -۸ نیایش و گاه
پنج نیایش (NY.) دعاهایی هستند که مدام توسط موبدان و افراد غیر روحانی خوانده می شود. این نیایش ها در ستایش و خطاب به ایزد خورشید ایزد مهر (که باید روزانه سه بار به همراه هم خوانده شوند)، ماه (سه بار در یک ماه)، و آب و آتش است. نیایش ها نیز آثاری ترکیبی و حاوی بخشهایی از گاهان، یشتها نیز مطالب متاخرتر هستند. پنج گاه یا زمان نماز در هر بیست و چهار ساعت بوده نیز حاوی ستایش هایی در مدح ایزدان کم اهمیت تر موکل بر هر پنج گاه هستند. (قس: ۲-۳-۳-۲۱).
۱-۱-۱ -۹ خُرده اوستا یا اوستای کوچک
این نام متعلق به گزیده ای از متون مذکور است که به همراه بخشی از متون دوره میانه، کتابی برای دعاهای روزانه را شکل می دهند. خرده اوستا دارای دعاهایی با کاربرد روزانه است که البته نسبت این دعاها و بخشهایی که از یشتها برگرفته شده در هر نسخه متفاوت است. در پایان برخی از نسخه های خرده اوستا دعاهایی به زبان فارسی امروزی و یا گجراتی وجود دارد. افراد غیر روحانی تنها از قرن نوزدهم میلادی خرده اوستا را می خواندند. (یعنی زمانی که متون دینی برای نخستین بار چاپ شدند. پیش از این، افراد غیر روحانی دعاها و نیایش ها را از طریق روحانی خانوادگی و یا والدین خود از حفظ می کردند).
۱-۱-۱ -۱۰ اوستای کامل (بزرگ)
در دوره ساسانیان مجموعه ای از کتب دینی اوستایی در بیست و یک نَسْک (فصل) گردآوری شد و همین مجموعه عظیم متون مقدس، در نهایت در حدود قرن پنجم و ششم میلادی مکتوب گشت. چنین اوستای کامل متونی را که تا کنون توصیف شده، به همراه بسیار متون دیگر نظیر زندگی و اسطوره پیامبر، متون مربوط به توصیف آموزه ها، آثار پیشگویانه، متون حقوقی، متون مربوط به جهان بینی و متون کلامی را در بر داشت. رونوشتهایی از این اوستا احتمالاً در کتابخانه های آتشکده های اصلی نگهداری می شد. اما در دوره اسلامی تمامی این آتشکده ها از بین رفت و توسط حملات پیاپی اعراب، ترکها و مغولان نابود شد. بنابراین، حتی یک نسخه از این اوستای کامل بجای نمانده است. با وجود این، حدود مطالب موجود در این اوستای کامل، بنابر توصیف کاملی که در یکی از آثار فارسی میانه، یعنی دینکرد (نک: زیر) بجای مانده مشخص می شود. با توجه به این توصیف به نظر می رسد که متون اوستایی موجود حدود یک چهارم کل مجموعه متون دینی آن زمان را تشکیل دهد. علت بجای ماندن این بخش از اوستا، کاربرد مدام و روزانه آن بوده که احتمالاً باعث شده این متون هم سینه به سینه حفظ شوند و هم در دستنویس هایی که موبدان خود در خانه ها یشان نسخه برداری می کردند بجای ماند.
۱-۱-۱ -۱۱ قطعاتی به زبان اوستایی
قطعاتی از متون اوستایی بجای مانده که شامل بخشهایی از هادُخْت نَسْک (که احتمالاً زمانی به عنوان متنی آیینی به کار می رفت)، قطعاتی از دو اثر بسیار رمزگونه و پیچیده درباره آیینهای روحانیون و نیز نیرنگستان و هیربدستان است.
۱-۱-۱ -۱۲ زند پهلوی
اصطلاح «زند» یا «برگردان» به معنی تفسیرهایی از متون اوستایی، توضیحات و حواشی و ترجمه متون (به زبان پهلوی) است. احتمالاً از دوره های قبل در خود متن اوستایی نیز «زند» به صورت توضیحات و حواشی وجود داشته که گاهی در متن اصلی اوستایی نیز قابل تشخیص اند. همچنین احتمالاً زندهایی برای تمامی مردمان ایران با زبانهای گوناگون تا قرن چهارم میادی وجود داشته است. در زمان حکومت ساسانیان، آخرین پادشاه زردشتی که بر ایران حکومت کرد، عموماً زبان حکومتی یعنی فارسی میانه یا پهلوی (بر تمامی ایران) تحمیل کرد. بنابراین، تنها «زندی» که از اوستا تا کنون کاملاً بجای مانده تفسیری است که به زبان پهلوی نگاشته شده. اصطلاح «زند» به تفسیر و توضیح اوستا به زبان پهلوی مرسوم شده است. زبان فارسی میانه دارای نظام دستوری بسیار ساده ای است که گاهی همین سادگی باعث ایجاد ابهاماتی در آن می شود. همچنین خط پهلوی نیز دشوار است زیرا تعداد حروف و نشانه های آن اندک بوده و حتی در آن از هزوارش های آرامی که بسیار قدیمی هستند استفاده می شود. پس مطالعه زبان پهلوی نیز دشواری های خاص خود را دارد.
۱-۱-۱ -۱۳ زند اوستای کنونی
تقریباً تمامی متون اوستایی کنونی، بجز یشتها دارای معادل زند هستند که در برخی از دستنویس ها به همراه هم (یعنی صورت اوستایی به همراه تفسیر آن به زبان پهلوی) نوشته شده اند. هر دو صورت اوستایی و پهلوی معمولاً با هم خوانده و به همین دلیل در نسخه ها صورت «زند اوستا» مشاهده می شود. همین مسئله باعث شد که متخصصان غربی در مراحل اولیه اصطلاح «زند» را معادلی برای «اوستایی» تصور کنند و یا زند را نامی برای زبانی بدانند که بدان متون مقدس نوشته می شد. در نسخه هایی که صورت اوستایی و زند متن در یک جا نوشته شده اند، می توان مشاهده کرد که تا چه اندازه روحانیون دانشمند متن اوستایی را به صورت تحت اللفظی یا واژه به واژه ترجمه می کردند. سپس آنها ترجمه ای از اصطلاحات به زبان پهلوی می نوشتند و نهایتاً توضیحات و حواشی که معمولاً بسیار طولانی بود و در مواردی نام برخی از آنها (زند نویسان) در پایان نوشته می شد.
۱-۱-۱ -۱۴ زند اوستای گم شده
تعدادی از کتابهای مهم پهلوی به طور کامل یا جزئی حاوی گزیده هایی از متون زند متعلق به نَسْکهایی از اوستای گم شده هستند. در برخی از نسخه ها، نام بخشهای گزیده نیز ذکر می شود. بنابراین با مقایسه این بخشها با متون زند از اوستای موجود می توان تقریباً به طور قانع کننده ای توضیحات و تفاسیر را از ترجمه اصلی تشخیص داد و اطلاعاتی را درباره آموزه های گم شده و آثار اوستایی روایی بدست آورد. از میان این آثار می توان به بندهش (.Bd) «به معنی آغاز آفرینش» اشاره کرد. این اثر نه تنها به مسئله آفرینش و اهداف آن، بلکه به ماهیت موجودات مینوی و معاد شناسی نیز می پردازد. این متن در دو نسخه تصحیح شده موجود است: یکی نسخه ایرانی یا «بندهش بزرگ(یا ایرانی)» و دیگری «بندهش هندی». نام دیگر این متن «زَند آگاهی» به معنی «آگاهی از زند» است. «گزیده های زادسپرَم» «گزیده هایی از متون زند» را روحانی بانفوذ و قدرتمند آن دوره یعنی زادسپرم در سده نهم میلادی نوشت (علامت اختصاری این متن .WZ). گزیده های زادسپرم حاوی مطالبی درباره زندگی پیامبر است که در بخشی از یک نسک اوستا موجود است. اطلاعات بیشتری که درباره زندگی پیامبر از متون زند در دست است در کتاب دینکرد (.DK) موجود است. این اثر تدوین کاملی از مطالب بسیار گسترده است که در سده های نهم و دهم میلادی به کتابت درآمده. در این زمان فعالیت در زمینه ادبیات و نگارش متون گسترش یافت و آثار بسیاری توسط موبدان زردشتی برای مقابله با ادیان دیگر تهیه شد اما بیشتر مطالبی که در دوره های بعد دوباره ویرایش و برای آگاه سازی جامعه دینی زردشتی تهیه شد ماهیت بسیار قدیمی داشتند.
۱-۱-۱ -۱۵ دیگر آثار گم نام پهلوی
بسیاری از آثار ادبیات پهلوی ماهیتی روایی دارند که بعدها به صورت مکتوب درآمدند بنابراین بسیاری از ویژگی های ادبیات شفاهی را حفظ کردند. به همین دلیل بسیاری از آثار ادبی پهلوی بدون عنوان و ذکر نام مشخصی برای متن باقی ماندند. تدوین کنندگان دوره های متاخر آزادانه و به میل خود بخشهایی به آنها اضافه کردند تا آنها را برای اهداف خود آماده سازند. بنابراین، معمولاً به سختی می توان با قاطعیت تاریخ دقیقی برای این دستنویس ها در نظر گرفت زیرا مطالب آنها در برخی موارد بسیار قدیمی و در بخشهایی بسیار متاخر به نظر می رسد.
۱-۱-۱ -۱۶ آثار پهلوی که مولف مشخصی دارند
تعداد اندکی از متون پهلوی برای ما باقی مانده اند که دارای نام مولف بوده و اغلب در سده های ششم تا دهم میلادی نوشته شده اند. تمامی این آثار را نسخه بردارانی که خود به طریقی با دین زردشتی در ارتباط بودند نگهداری کرده اند.
۱-۱-۱ -۱۷ متون فارسی زردشتی
پس از پایان قرن دهم میلادی، حتی جامعه زردشتی نیز دیگر نگارش آثار را به خط پهلوی بطور کامل رها کرد و بجای آن از زبان فارسی بهره گرفت که با خط عربی نگارش می شد و واژه های دخیل عربی بسیاری در آن وجود داشت. با گذشت زمان، تعداد افراد جامعه زردشتی بواسطه کشتارهای اعراب کاهش چشمگیری یافت و بقایای جامعه تنها تعداد اندکی از روشنفکران منزوی بودند. تلاش این اندک نیز برای برقراری و استوار نگه داشتن هسته اصلی دین و آموزه ها و اعتقادات زردشتی بود. بنابراین متون فارسی زردشتی، چه به نثر و چه به نظم عمدتاً بازسازی مطالب پیشین این دین است.
۱-۱-۱- ۱۸ آثار سنسکریت، گجراتی باستان و پازند
در سده نهم میلادی، موجی از زردشتیان ایران برای دست یابی به آزادی دین به گجرات در غرب هندوستان مهاجرت کردند. در آنجا با عنوان «پارسی» به معنی «ایرانی» شهرت یافتند. ایشان زبان گجراتی را به عنوان زبان مادری برگزیدند و در اواخر سده یازدهم و اوایل سده دوازدهم میلادی برخی از روحانیون دانشمند ترجمه متون اوستایی را از زند به سنسکریت و گجراتی باستان آغاز کردند. برخی متون پهلوی دیگر نیز ترجمه و یا به خط اوستایی برگردانده شدند تا واضح تر شوند. همین کار که در حقیقت نوعی ترجمه محسوب می شد، اصطلاحاً «پازند» نام گرفت. متون پازند که در حقیقت به صورت هجایی آوانویسی شده اند نمودار تلفظ زبان پهلوی متاخر و آسیب دیده ای است که بررسی آن مشکلات خاص خود را دارد.
۱-۱-۱ -۱۹ روایات فارسی
موبدان ایرانی و پارسی از سده پانزدهم تا هجدهم میلادی به طور نامنظم و پراکنده درباره آداب وسنن دین زردشتی نامه هایی به یکدیگر ارسال می کردند. پاسخ موبدان ایرانی به پرسشهای موبدان پارسی به صورت مجموعه ای با عنوان «روایات فارسی» حفظ گردیده که حیات دینی جامعه زردشتی را در آن زمان بر ما آشکار می سازد. این متن بویژه نکاتی را درباره قوانین بسیار پیچیده و دشوار طهارت در اختیار ما قرار می دهد.
۱-۱-۱ -۲۰ ادبیات معاصر
ادبیات بسیار غنی و چشمگیری به زبانهای گجراتی و انگلیسی درباره آموزه ها و آداب دینی زردشتیان از نیمه قرن نوزدهم باقی مانده است یعنی زمانی که جامعه پارسی در اوج شکوفایی بود. پیش از این، سنت زردشتی بسیار متعصب و محافظ کار به نظر می رسید اما جامعه دینی پس از رویارویی با دنیای اندیشه مدرن دچار سردرگمی بسیاری شد و حتی بسیاری از پیروان وفادار به دین متعجب و بهت زده شدند. بنابراین، آنها شتابان در پی تفسیر و ترجمه هایی به روز از آموزه ها و آیین های باستانی خود شدند. در نتیجه بسیاری از آثار موبدان پارسی معتقد از این زمان به بعد ناآگاهانه زیر تاثیر ادیان مسیحی، هندی و یا آموزه های فلسفی قرار گرفت و افراد اصلاح طلب تنها به خداپرستی ساده بدون آیین و مناسک بسنده کردند. از حدود قرن بیستم آثار کمتری از نویسندگان ایرانی در ارتباط با دین زردشتی یافت می شود و در همین آثار اندک نیز نفوذ ناآگاهانه دین اسلام کاملاً قابل مشاهده است. موبدان پارسی در سده های نوزدهم و بیستم دست به تالیف و تدوین آثار بسیاری به زبانهای انگلیسی و گجراتی زدند که موضوع اصلی آنها شرح و توصیف دین زردشتی بود. از آنجا که درک آیین ها از متون پهلوی بدلیل بسیار تخصصی بودن شان دشوار است، چنین آثار متاخرتری برای دین زردشتی بسیار ارزشمند محسوب می شوند و اطلاعاتی ارزشمند با زبانی ساده در اختیار ما قرار می دهند. از سوی دیگر، مجاز نبودن حضور اشخاص غیر زردشتی در آیین ها، (و در نتیجه در دست نبودن اطلاع کافی از چگونگی برگزاری آنها) اهمیت این متون را چندان برابر می کند.
۱-۱ -۲ اسناد غیر دینی
۱-۱ -۲ -۱ اسناد دوره هخامنشی (۵۵۰- ۳۳۰ پ.م)
حدود اواخر هزاره دوم پیش از میلاد، قبیله های ایرانی از استپهای جنوب روسیه به سمت جنوب حرکت کردند و به مرور زمان بر سرزمینی که امروزه بنابر نام خود ایشان «ایران» نامیده می شود چیره شده و در آنجا ساکن شدند. ایرانیان ناحیه شرق آشکارا دین زردشتی را با خود بدان ناحیه بردند و در نهایت، ایرانیان ساکن غرب یعنی مادها و پارسها نیز این آیین را برگزیدند. همین آیین، دین رسمی پادشاهی هخامنشی شد، حکومتی که قلمرواش بزرگترین قلمرو دوران باستان به شمار می رفت. مطالبی را درباره دین زردشتی در این دوره در کتیبه های هخامنشی می توان مشاهده کرد. با این وجود، زبان و ماهیت اوستا همچنان شرقی باقی ماند. همچنین در متن اوستا اشاره ای به ایرانیان ساکن غرب نشده اما مغ های مادی ـ پارسی بهترین موبدان زردشتی به شمار می رفتند.
بعلاوه، گزارشهایی از «دین پارسی» در آثار برخی از مورخان یونانی پس از چیره شدن اسکندر بر سلطنت هخامنشی و این ناحیه در دست است. به نظر می رسد چنین تسخیری بواسطه کشتارهای بسیار موبدان آسیب های فراوانی بر انتقال سنت شفاهی اوستا وارد کرده باشد.
۱-۱ -۲-۲ اسناد دوره پارتی (اشکانی) (۱۴۱پ.م- ۲۲۴ م)
قوم اشکانی که متعلق به ناحیه شمال شرقی ایران بودند، دومین سلطنت ایرانی را بنیان گذاشتند که «پادشاهی اشکانیان» نام داشت. آثار باقی مانده ناچیز متعلق به این دوره نشان می دهد که این پادشاهی نیز آیین زردشتی را برگزیده بودند. منابع مختلفی به زبانهای یونانی و لاتینی در دست است که حاکی از برگزاری آیین زردشتی در این دوره اند. همچنین آثاری در ادبیات دوره اشکانی بجای مانده که نشان دهنده انتقال متون دینی در این دوره است. منظومه عاشقانه پارتی «ویس و رامین» حاوی مطالب جالبی درباره دین زردشتی است.
۱-۱- ۲- ۳ اسناد دوره ساسانی (۲۲۴- ۶۵۱ میلادی)
دومین پادشاهی پارسیان یعنی سلسله ساسانی، حکومتی بود که در آن دین زردشتی به عنوان دین رسمی شناخته شد. نخستین پادشاهان این دوره و موبد برجسته آن، کرتیر، همه کتیبه هایی از خود برجای گذاشته اند. همچنین از سده پنجم میلادی، موبدان پارسی نگارش و تدوین گاه شمار وقایع، یعنی «شاهنامه» (فارسی میانه: khwadāy nāmag، فارسی نو: خدای نامه(را آغاز کردند. بخشهای نخستین این اثر خاندان سلطنتی ساسانیان را به گونه ای تصنعی با خاندان گشتاسپ یعنی حامی زردشت مرتبط می کند. خدای نامه تنها به صورت ترجمه هایی به عربی و در بزرگترین اثر حماسی زبان فارسی، یعنی شاهنامه که سرایش آن در سال هزار میلادی پایان یافت، از زبان فردوسی شاعر بجای مانده است. تعدادی دیگر از آثار دوره ساسانی که حاوی مطالبی درباره دین زردشت است تنها بواسطه برگردان آنها به زبان عربی یا فارسی نو حفظ شده اند.
۱-۱- ۲- ۴ گزارشهای نویسندگان دوره اسلامی
پس از براندازی پادشاهی ساسانی توسط مسلمانان عرب، تعدادی گزارش درباره زردشتیان در آثار جغرافیایی و تاریخی مسلمانان بجای ماند. تعداد این گزارشها در قرن نهم و دهم میلادی بیش از پیش شد اما نگارش این مطالب با چیره شدن قوم مغول بر ایران در قرن سیزدهم متوقف شد. در این زمان جامعه زردشتی هم از لحاظ تعداد و هم از لحاظ قدرت و جایگاه اجتماعی آنقدر بی اهمیت و ناچیز شده بود که دیگر موردتوجه نبود.
۱-۱ -۲ -۵ اسناد پارسی مقدم
در سال ۱۵۹۹ میلادی، موبدی پارسی شعری را با نام «قصه سنجان» به زبان فارسی سرود. در این اثر قدیمی ترین آتش مقدس پارسیان ستوده و سرگذشت آن توصیف شد. این داستان اساساً بر مبنای سنت شفاهی آغازین در میان پارسیان نگاشته شده است. از این سال به بعد، تعداد اسناد پارسیان به گونه های متفاوت (کتیبه ها، اسناد حقوقی، تبارشناسی ها و...) به صورت پیوسته افزایش یافت.
۱-۱- ۲- ۶ گزارشهای تجار و گردشگرهای اروپایی
در سده های هفدهم و هجدهم میلادی تجار و گردشگران اروپایی با دین زردشتی در ایران و هند آشنا شده، گزارشهایی درباره آن نوشتند.
۱-۱ -۲ -۷ نوشته های متاخر پارسیان و اروپاییان
در سده نوزدهم، پارسیان غیر روحانی شخصاً توصیفاتی درباره آداب و سنت هم دینان خود نوشتند و محققان اروپایی نیز در همین زمان نوشته های مشابهی را درباره جامعه زردشتی ایران قدیم عرضه کردند. چنین گزارشهایی امکان مقایسه سنتها و آداب را، چنانکه با گذشت زمان بجای آورده می شد و هم اکنون نیز برگزار می شود، برای ما فراهم می سازد. با توجه به اختلاف نظرهایی که در این دین در سده نوزدهم ایجاد شد و اختلافهایی که همچنان در حال گسترش است چنین اثری بسیار ارزشمند است.

۱- ۲ پیشینه آیین زردشتی

۱-۲-۱ ابزارهای بازسازی دین ایرانی باستان
اغلب از زردشت با عنوان اصلاح طلب دینی یاد می شود اما او را تنها در قیاس با سایر بنیانگذاران ادیان دیگر جهان می توان چنین نامید. او در حقیقت بیشتر اعتقادات دینی را که در آن بدنیا آمده بود پذیرفت و آن را به آموزه های جدیدتر مبدل ساخت. دین ایران باستان را می توان از یک طرف با قیاس آن با دین مشابه و هم زمانش، یعنی آیین برهمن ها در هند و متون ودایی، و از طرف دیگر بواسطه آنچه که در خود آیین زردشت وجود دارد و آشکارا عناصر متعلق به دوران پیش زردشتی است و توسط او و پیروانش دوباره زنده شد بازسازی کرد.
۱- ۲-۲ پیشینه جغرافیایی و اجتماعی
آداب و باورهای موجود در ادیان ایران باستان و ادیان ودایی آشکارا زیر تاثیر پیشینه جغرافیایی و اجتماعی که مردمان هندواروپایی به صورت مشترک داشتند بود و بواسطه آنها شکل گرفت. احتمالاً آنها در هزاره پنجم تا هزاره دوم پیش از میلاد اجتماع واحدی را تشکیل دادند و آن شاخه ای از جامعه بزرگتر هندواروپایی بود. محل سکونت ایشان ظاهراً دشتهای جنوب روسیه، آنسوی رود وُلگا تصور شده است. آنها جامعه ای شبانی داشتند و چهارپایان خود را به چراگاه می بردند. آنها ظاهراً از بهار تا پاییز از سرزمینها و چراگاههایی که میراث اجدادشان به شمار می رفت (همچون ایرانْویج اوستایی:Airyanem vaejah، فارسی میانه: Erānvej که در سنت زردشتی به معنی «سرزمین ایرانیان» بود) عبور می کردند و زمستان را در دره های رودخانه ها یا در نزدیکی جنگلها و کوههای اطراف دشت سپری می کردند. آنها در مجاورت حیواناتشان می زیستند. (اصطلاح اوستایی برای این جامعه pasu-vira «چهارپا (و) انسان» است). به نظر می رسد این جامعه به دو گروه روحانیون و گله داران جنگجو تقسیم می شد. آموزش مسائل دینی برای آمادگی فرد به عنوان روحانی از سنین پنج تا هفت سال آغاز می شد و پانزده سالگی سن بلوغ به شمار می رفت. در همین سن (قس: متون برهمنی) کمربند مقدس به نشانه ورود آنها به جامعه مردان به ایشان اهدا می شد.
۱- ۲- ۳ ایزدان ایران باستان
وسعت دشتهای محل سکونت هندوایرانیان باعث شد تا آنها ایزدان خود را جهانی و بزرگ و نه تنها منحصر به ناحیه ای خاص بدانند. ایشان به اصلی جهانی، آنچه که در اوستایی «asha» و در سنسکریت «rta» نامیده می شد اعتقاد داشتند. این مفهوم را به گونه هایی متفاوت «قانون»، «نظم» و «راستی» ترجمه کرده اند. به اعتقاد ایشان، این اصل بر تمامی امور ناظر است، از چرخه طبیعت گرفته تا قوانین مربوط به انسان و اعمالش. در نظر هندوایرانیان اَشَه را تثلیث ایزدان: سروران (اوستایی: ahura و سنسکریت asura) نگهبانی می کردند. برترین این سروران نزد ایرانیان، هرمزد یعنی «سرور دانا» بود. همو همکار و یاور موبدان بلند مرتبه به شمار می رفت. در جامعه دینی، موبدان از طریق آموزش افراد و نیروی الهی که تصور می شد در اختیار آنها بود، قدرت و نفوذ خود را افزایش دادند. به نظر می رسد این ایزد (اهورا) در ریگ ودا تنها با واژه «اسورَه» ستایش شده. در مرتبه ای پایین تر از او، ایزدان کم اهمیت تر یعنی وَرونَه و میترَه (ودایی: Mitra) قرار داشتند که هر یک به ترتیب موکل بر سوگند و پیمان بودند و بنابراین راستی و وفاداری را حقیقت می بخشیدند. آنها در اجرای خواسته های او (اشَه) فعالانه عمل می کردند. این دو ایزد ظاهراً همتای الهی آن دسته از روسای قبیله بودند که با عنوان «اَشَوَنها» از آنها یاد می شد یعنی آنهایی که پیرو اَشَه هستند. آنها حامیان قانون و نظم در جهان بودند. ایزد وَرونَه بویژه در مقام ایزد موکل بر سخن راست و ایزدی آفریننده ستوده می شد. نام او در سنت شناخته شده ایرانی ذکر نمی شود، در آنجا او ایزد آیینی است. اینْدرَه، دیگر ایزد نیرومند، در مقام همتای الهی جنگجویان ستوده می شد. موجودی بی مرگ که برای نیرو و قدرت، شجاعت و پیروزی در نبرد او را می ستودند. هندوایرانیان همچنین ایزدان موجود در عناصر طبیعت و عناصر آیینی را می پرستیدند. آنها ایزدان را موجوداتی بخشنده می پنداشتند و همه بدی جهان را با بدی مادی، جادوگران و مشابه آنها مرتبط می دانستند.
۱- ۲- ۴ آیین پرستش در دین باستانی ایران
جامعه هندوایرانی که عمدتاً جامعه ای دامدار بود معبد یا پرستشگاهی برای ستایش ایزدان نداشت و معمولاً اعمال دینی را در فضای باز انجام می داد بدون محراب یا تصاویر ایزدان. اعضای این جامعه سرودهایی برای ستایش و شکرگزاری سرمی دادند، نماز می خواندند و همزمان قربانی و یا نذورات خود را به درگاه ایزدان پیشکش می کردند. یکی از اعمال مهمی که در مراسم یَسْنَه انجام می شد تهیه افشره گیاهی مخدر به نام هوم بود (اوستایی: haoma، سنسکریت: soma). این افشره پس از تقدیس، به ایزدان پیشکش و به عنوان بخشی از اعمال مراسم یَسْنَه توسط نمازگزاران نوشیده می شد. نذورات روزانه به آتش و چشمه های آب پاک هدیه می شد. بنابراین پیشکش کردن نذورات به آب و آتش توسط موبدان بخشی از آداب مراسم یَسْنَه گشت.
۱- ۲- ۵ ستایش نیاکان و اعتقادات درباره آخرت
آیین پیشینیان از اهمیت بسیاری برخوردار بود و مبنای آن اهمیت دادن به روانِ (اوستایی: urvan) درگذشتگان بواسطه پیشکش خوراک تقدیس شده و جامه بود تا در جهان زیرین و سرای مردگان آنها را به کار آید. جَم (سنسکریت: Yama) فرمانروای سرای مردگان بود. او نخستین پادشاه روی زمین و نخستین انسانی بود که مرگ به سراغش آمد. راههای پرمخاطره ای به قلمرو او منتهی می شد که از آنجا فرد به سوی پل چینْوَد هدایت می شد. پل چینْوَد احتمالاً پُلی بود که بر روی رودخانه ای در زیر زمین قرار داشت و سگهایی افسانه ای از آن نگهبانی می کردند. همچنین، احتمالاً آیینی برای ستایش و تمجید روان قهرمانان و پهلوانان وجود داشت. این روانها فَرَوَشی نام داشتند و اگر آنگونه که شایسته آنها بود ستایش می شدند، از آن فرد ستایش کننده در جهان نگهبانی می کردند. زمانی که اقوام هندوایرانی هنوز در یک جا و با هم ساکن بودند، باوری میان ایشان شکل گرفت که بواسطه آن برخی از روانهای نیک بخت پس از مرگ توانایی پیوستن به ایزدان را در بهشت (سرای سرود) پیدا می کردند و در آنجا از سعادت ابدی لذت می بردند. چنین باوری با اعتقاد به رستاخیز تن مرتبط می شد که به نظر می رسد ایرانیان بر این باور بودند که تن، یک سال پس از مرگ فرد، دوباره از استخوان های خشک شده ساخته می شد و روانی که در این تن بازسازی شده قرار می گرفت می توانست دوباره تمامی لذایذ زندگی بر روی زمین را تجربه کند. امیدواری به قرار گرفتن در بهشت وسعت یافت و گذرگاه چینْوَد را پلی میان زمین و بهشت پنداشتند. چنانچه روان موفق به گذشتن از این پل می شد، دوشیزه ای زیبا او (روان فرد درگذشته) را به سوی بالا و ایزدان هدایت می کرد.
۱ -۲ -۶ باورهای جهان شناسی و پیدایش جهان
۱- دو قوم هند و ایرانی مجموعه تصورات مشابه ای درباره دنیای مادی داشتند. روحانیون اندیشمند ایرانی این تصورات را توسعه بخشیدند و نهایتاً به تحلیل بسیار ساده ای در این باره دست یافتند که احتمالاً سادگی آن با هموار و عریان بودن سرزمین اطراف ایشان مرتبط است. تصور ایشان را می توان چنین بازسازی کرد (قس: ۱-۵): ایزدان جهان را در هفت مرحله آفریدند، نخست آسمان را از سنگ، همچون فضای بزرگ مدوری که همه چیز را در بر گیرد، سپس در مرحله دوم، در ناحیه زیرین این محفظه، آب را آفریدند، سوم، زمین را که همچون سطح صافی بزرگ بر آب شناور بود. سپس، در مرکز زمین گیاهی و در نزدیکی آن گاو یکتا آفرید و انسان را بوجود آوردند که کیومرث «gayo-maretan» (یعنی زندگی میرا) نام داشت. در مرحله هفتم، آتش را هم به صورت مادی و هم به صورت مینوی آفریدند، آن نیروی حیاتی که به جهان گرما و زندگی می بخشید. خورشید که بخشی از آفرینش آتش محسوب می شد، ساکن بر فراز آسمان ایستاد و همه چیز ثابت و بی حرکت ماند. آنگاه ایزدان سه قربانی کردند: گیاه را فشردند و گاو و انسان را قربانی کردند. توسط همین قربانی سودمند گیاهان، حیوانات و انسانهای بیشتری زاده شدند. پس از آن چرخه حیات به حرکت درآمد که در آن در پی هر مرگ، حیات تازه ای به وجود می آمد. خورشید در عرصه آسمان چرخید تا فصول سال را بنابر «اَشَه» منطبق سازد.
۲- به نظر می رسد اقوام هندوایرانی اعتقاد داشتند چنانچه مردم عادی نیز به سهم خود در اجرای مراسم روزانه یَسْنَه، که نمادی برای هفت مرحله آفرینش بود شرکت می کنند، مراحل چرخه طبیعی آفرینش همیشگی و بی پایان باقی می ماند. در آیین یَسْنَه هر یک از مراحل آفرینش چنین بازسازی می شد: محوطه ای که در آن مراسم انجام می شد نماد زمین بود، آب و آتش در ظروف خاص خود قرار داشت و هاون و دسته آن نماد سنگی که آسمان از آن ساخته شد. گیاه هوم و برسم (دسته گیاهی که زیر قربانی قرار می دادند) نماد گیاه نخستین و گاو (یا حیوانات اهلی سودمند) نیز موجودی که قربانی شده بود و یا فراورده هایی که از آن بدست می آمد (نظیر چربی و شیر) نمایان می شد و روحانی در حال انجام مراسم، نماد انسان بود.
۳- علاوه بر چنین تحلیل نظام مندی که از مراحل آفرینش در مراسم یَسْنَه مشاهده می شود، مفاهیمی قدیمی تر نیز (از اعتقادات هندوایرانیان) باقی مانده است. مثلاً «هرای بلند» (قس: سنسکریت: Meru) قله ای در مرکز زمین که تصور می شد خورشید به دور آن حرکت می کند و در شب ناپدید می شود. نیز «اَرْدَوی نیرومند»، رودی که از قله هَرا به سوی دریای وُرُکَشَه (vourukasha) جاری می شود و تمامی آب جهان را تامین می کند، درخت بَسْ تخمه که در دریای وُرُکَشَه می روید... اینها همه بازمانده هایی از اعتقادات قوم هندواروپایی است. باور ایشان در مورد درخت بَسْ تخمه چنین بود که هر سال باران تخم های این درخت را به همه جای جهان پراکنده می کند. زمین نیز به هفت ناحیه (اوستایی: kashvar) تقسیم می شد که هر ناحیه نیز از طریق جنگل و یا کوه از یکدیگر جدا می شد. انسان در ناحیه مرکزی زمین، به نام خُوَنیرَث (اوستایی: khvaniratha) به سر می برد.
۱ -۲ -۷ پیشرفتهای دینی و اجتماعی پیش از ظهور زردشت
اقوام هندوایرانی، حتی پس از اینکه از یکدیگر جدا شدند و زبان و هویت متفاوتی کسب کردند همچنان اکثر سنتهای دینی مشترک خود را حفظ کردند که در طی نسلهای متمادی از طریق شبانان عصر سنگی و با سماجت روحانیت موروثی تکامل یافت. در حدود ۱۷۰۰ پیش از میلاد، این ساکنان دشتها استفاد از برنز را فراگرفتند و اقتصاد جدیدی را پایه گذاری کردند که در آن جنگجوی سوار بر ارابه نقش بسیار مهمی ایفا می کرد. طبقه ارتشدار (اوستایی: rathaeshtar) که تحت اللفظی به معنی «ایستاده بر ارابه» است، گروه مهمی را در جامعه ایرانی تشکیل داد: ایشان سنت شبانی و نگهداری از چهارپایان قبیله را رها کردند و بواسطه نبرد و ستیز در مقام سرداران جنگجویان برای خود شهرت و ثروت اندوختند. چنین دورانی، عصر حماسی ایرانیان به شمار می آید که بخشهایی از آن به گونه اشعار حماسی در شاهنامه باقی ماند(نک: ۱-۱-۲-۳). البته همانند تمامی اعصار حماسی، این مرحله نیز جنبه نامطلوبی هم برای مردم عام داشت که همانا بی قانونی و کشتار بود. احتمالاً قهرمانان جنگجو ستایش هایشان را معطوف به اینْدرا برگزار می کردند، ایزدی جدای از اهوره های اخلاقی. (قس: ۱-۲-۳). اما پس از اینکه طبقه جنگجویان گروه برتر جامعه ایرانی شدند، روحانیون شاعر هم به مرور زمان تمامی ایزدان اصلی را به سوارکاران ارابه ران مبدل ساختند و حتی ایزد مهر را دارای گُرزی برنزی مجسم ساختند. (قس: ۱-۱-۲).

۱ -۴ دلایل اختلاف نظر در پژوهشهای اخیر درباره آیین زردشتی

۱-۴-۱ اختلاف نظر درباره زمان و مکان زردشت
۱- زردشت در زمانی بسیار دور می زیست آنچنان که هیچ گونه اطلاع قابل اعتمادی از زمان و مکان تولد او بجای نمانده. این مسئله باعث شد بسیاری از جوامع زردشتی این پیامبر را متعلق به خود بدانند. بسیاری از اقوام ایران شرقی (نظیر بلخی ها، سغدیان، اشکانیان و سایر اقوام) افسانه هایی درباره اینکه زردشت در ناحیه ایشان متولد شده و در آنجا می زیست پرداختند. اما سنت مغ های مادی حاکی از این بود که او در ناحیه شمال غربی ایران می زیست و همین سنت وارد متون زند و دوره میانه شد. بنابراین بیشتر از دیگر گزارشها شناخته شد. پیش از اینکه متخصصان زبان شناسی تاریخی غیر ممکن بودن آن را به اثبات برسانند، برخی دانشمندان غربی این فرضیه را پذیرفتند. هیچ پیامبر ایرانی متعلق به ناحیه شمال غربی نمی توانست به زبانی از شرق ایران سخن بگوید. با این وجود هنوز در برخی از کتب متاخر نیز به چنین ادعایی اشاره می شود.
۲- در دوره های بسیار قدیم ثبت تاریخی دقیق برای وقایع امکان پذیر نبود. پس از اینکه سلوکیان نخستین هزاره را در تاریخ بشر بنا نهادند، که آغاز آن ۳۱۱-۳۱۲ پ.م بود، مغان به مرور زمان با استفاده از این تاریخ زمان زندگی زردشت را به اشتباه حدود ۵۵۸پ.م محاسبه کردند. اعتدالی که ظاهراً در تعیین این تاریخ به کار رفته بود به همراه دقت ظاهری در تعیین آن برخی دانشمندان غربی را در پذیرش آن تشویق کرد. (اگرچه تنها در برخی منابع متاخر چنین پذیرشی مشاهده می شود). سایر دانشمندان از آغاز می دانستند که تاریخی حدود سده ششم پیش از میلاد بسیار متاخرتر از تاریخی بود که بتوان آن را قبول کرد و این فرضیه امروزه متداول گشته است. اگرچه هنوز تاریخ حدود سده ششم پ.م در برخی آثار نویسندگان مشاهده می شود.
۳- ارسطو در سده چهارم پ.م، افلاطون، آموزگار خود را تجسم دوباره زردشت پنداشت که به نظر او حدود شش هزار سال پیش می زیست. بسیاری از پارسیان بویژه عرفا بواسطه چنین محاسباتی که توسط یونانیان انجام گرفته بود، پیامبر خود را متعلق به دوره ای بسیار باستانی پنداشتند.
۱ -۴ -۲ اختلاف نظر درباره آموزه ها
بسیاری از دانشمندان مسیحی، پیش از آنکه اوستا را بشناسند و هر گونه ارتباطی با جامعه زردشتی داشته باشند، دست به بازسازی آموزه های زردشت زدند. نخستین فرضیه ایشان درباره زردشت چنین بود که او همتای ایرانی پیامبر یهودی بوده و همانند او برای هموار ساختن مسیر برای ظهور عیسی مسیح فرستاده شده است. بنابراین ایشان چنین ادعا کردند که زردشت یکتاپرستی معتقد بود. پس از شناخت اوستا، بر این اعتقاد پافشاری کردند و گزیده هایی از گاهان را که با این ادعا همخوانی داشت ترجمه کردند که هرمزد را «پدر» سپند مینو و اَنْگرَه مینو، یعنی منبع خیر و شر معرفی می کرد (نک:۱۱-۱-۲). چنین «بی دینی اروپایی» که از آیین زروانی زردشتی الهام می گرفت (نک: ۸) تمامی متون پساگاهانی را در ادبیات زردشتی مردود می ساخت تا آنجا که هرچه را که با آیین دوگانه پرستی و آموزه هفت اَمْشاسْپَند مربوط بود مبتنی بر داده های اشتباه ذکر می کرد. در قرن نوزدهم این فرضیه دانشمندان غربی، اصلاح طلبان پارسی را تحت تاثیر قرار داد و هنوز در برخی بخشهای عرفانی پارسی فرضیه غالب به شمار می رود. همچنین هنوز هم مورد تایید برخی دانشمندان غربی است.
۱ -۴ -۳ اختلاف نظر درباره اعمال دینی
دیدگاه غالب دیگر دانشمندان غربی نسبت به زردشت چنین بود که پیامبر تمامی مناسک اعتقادی را بجز نماز مردود ساخته است. چنین فرضیه ای احتمالاً تا حدودی از طریق برداشتی اشتباه از مردود ساختن قربانی های خونین بوسیله زردشت و خشم او در برابر کشتار چهارپایان ایجاد شد. بنابر این فرضیه، مناسک عبادی زردشتیان در دورانهای متمادی نیز غیر قابل قبول و اشتباه بود. چنین برداشت غربی را پارسیان با استقبال فراوان پذیرفتند. ایشان تا قرن بیستم تقریباً تمامی مناسک قربانی خونین را کنار گذاشتند و حتی فراموش کردند که اجدادشان چنین آیین هایی را اجرا می کردند. زردشتیان ایرانی که در جامعه ای مسلمان زندگی می کنند (و هنوز برخی از آیین های اهدای قربانی را انجام می دهند) روند آهسته تری را در مردود ساختن این آیین طی کردند. اگرچه اصلاح طلبان جامعه زردشتی ایران اکنون معتقدند که در حقیقت اجرای مناسک اهدای قربانی را از دین اسلام برگرفته اند. بنابراین اختلاف چشمگیری درباره این موضوع و مسائل دیگر مرتبط با آن امروزه وجود دارد.

۱ -۵ تصویر جهان از دیدگاه ایرانیان باستان

(قس: ۱-۲-۶) بنابر جهان بینی زردشتی، پس از یورش اهریمن (قس: ۲-۳-۴) کوهها از زمین صاف روییدند تا آن را مستحکم سازند اما باران سیل آسا بارید و زمین را به هفت ناحیه یا کشور بخش کرد (قس: ۱-۲-۶-۳). در پایان هزاره ها، این هفت کشور دوباره به یکدیگر خواهند پیوست و زمین دوباره هموار خواهد شد (قس: ۱۰-۲-۱-۲). ایرانیان معتقد بودند که قله هَرا دارای سیصد و شصت روزنه بود که از هر یک از آنها خورشید در سیصد و شصت روز سال می گذشت (قس: ۱-۷) و از هر روزنه دوبار عبور می کرد و نیمی از جهان را در تاریکی رها می کرد. از آنجا که ستارگان کمترین نور را از میان تمامی اجسام آسمانی ساطع می کنند، چنین تصور می شد که به زمین نزدیکتر و از آسمان دورتر باشند. برفراز ستاره ها، ماه و پس از آن خورشید قرار داشت (قس: ۶-۳-۶). تمامی آبها یک سرچشمه مشترک داشتند که از زیر زمین به قله هَرا فراز می رفت و از آنجا به سوی دریای وئوروکشه و سپس به هفت کشور جاری می شد (قس: ۲-۱-۷). از آنجا نیز دوباره به زیر زمین رفته و پالوده می شد. چنین مفاهیم باستانی زمان بسیاری پس از اینکه دانشمندان زردشتی آنها را با توجه به داده های جدید بازسازی کردند، ظاهر شدند همانگونه که مسیحیان کتاب «سفر پیدایش» را منبع موثق الهی قرار دادند، متون اوستایی نیز همین مراحل را طی کردند.



تصویر جهان از دیدگاه ایرانیان باستان

۱ -۶ هفت روز مقدس تکلیف

«گاهنبار» اصطلاح فارسی میانه برای شش روز از هفت روز مقدس تکلیف است. به نظر می رسد اینها جشنهای فصلی باستانی بودند و برای گرامی داشت هرمزد و شش اَمْشاسْپَنْد به همراه هفت آفرینش دوباره بازسازی شدند (قس: ۴-۴-۱). هر جشن در اصل تنها یک روز به طول می انجامید، اما پس از اصلاح تقویم که در قرن سوم میلادی صورت گرفت، هر یک از جشنها به شش روز گسترش یافت و کمی بعد تعداد آنها به پنج رسید. هفتمین جشن در زبان فارسی میانه «نوروز» یا «روز جدید» نامیده می شود و مهمترین روزهای مقدس است که سالانه «نوروزی» همراه با سعادت جاوید برای آینده از پیش رقم می زند.



۱ -۷ تقویم زردشتی

از دیرباز ایرانیان دارای سالی دوازده ماهه بودند که هر ماه به سی روز تقسیم می شد. تقویم زردشتی که احتمالاً حدود قرن چهارم پ.م. ایجاد شد ویژگی خاصی داشت و آن اختصاص دادن هر روز و ماه به یکی از مینوان بود. اختصاص هر روز به یک ایزد، نخست در ستایش سی ایزد تقویمی در یسن ۱۶، اعلام شد. چهار روز متعلق به «Dadvah» (آفریننده) هرمزد بود. احتمالاً برای اقراری رمزگونه به وجود زروان که در آن زمان به گونه تربیع (چهارگانه در برابر تثلیث) ستوده می شد. (نک: ۸-۲-۲) در دوره متاخرتر، نخستین روز از این چهار روز «هرمزد» نام گرفت و سه روز دیگر به او در مقام «آفریننده» با عنوان «دی» (صورت فارسی میانه برای dadvah-) خوانده شد. سه روزی که «دی» نام دارند به واسطه قرار دادن نام ایزدی که روز بعد از آن متعلق به اوست مثلاً روز Dai-pad-Adar «دی به آذر» (یعنی روز دی که روز بعد از آن متعلق به ایزد آذر است). صورت اسامی و روزهایی که امروزه در تقویم زردشتی به کار می رود مشابه معادل پهلوی آنها است اگرچه برای پارسیان (زردشتیان هند) کاربردهای اندک متفاوت دارند. دوازده ماه نیز هر یک به ایزدی اختصاص یافت که در برخی موارد با نام روز همان ایزد در آن ماه منطبق می شد. اسامی ماهها نیز نخست به صورت پهلوی به کار رفت.
۱-۷-۱ سی روز



۱ -۷ -۲- دوازده ماه



هرگاه یک روز با نام موسوم به همان ماه مقارن می شد، آن روز را به نام ایزد آن روز و ماه جشن می گرفتند. بنابراین، در هر ماه چنین جشنی برگزار می شد بجز ماه دهم که در آن چهار جشن برای بزرگداشت هرمزد برگزار می شد. جشن های اصلی مربوط به تقارن روز و ماه چون آبان و آذر هنوز در میان پارسیان برگزار می شود. زردشتیان ایران نیز جشن های سپندارمد، تیر و مهر را با آیین خاصی برگزار می کنند.
۱ -۷ -۳ پنج روز گاهانی
بواسطه اصلاح گاهشماری در قرن سوم میلادی، پنج روز به پایان سیصد و شصت روز سال اضافه شد. این پنج روز را به نام پنج گروه سرودهای زردشت نامیدند. (همه این نامها بجز نخستین نام از واژه نخستین در هر سرود زردشت برگرفته شده است). نام گاه «اَهونَوَیتی» از دعای یَثااَهووَئیریو (اَهونور) اقتباس شده که در نیایش ها پس از آن قرار می گیرد.
۱- اَهونَوَد (ahunavad)
۲- اُوشْتْوَد (ushtavad)
۳- سپندمد (spentomad)
۴- وُهوخشَثْرَ (vohukhshathra)
۵- وَهیشْتویشت (vahishtoisht).
جشن گاهنبار هَمَسْپَسمَئدیه که تا آن زمان گسترش یافته بود در این پنج روز برگزار می شد (قس: ۴-۴-۱-۵).
اصلاحات گاهشماری مختلفی که در پی این اصلاح صورت گرفت، همه به این هدف انجام شد که سیصد و شصت و پنج روز با دوازده فصل متناسب شود. (همان گاهشماری پیشین نیز که شامل سیصد و شصت روز بود، گاهی با جا دادن یک ماه اضافه در آن تغییر می کرد). چنین تلاشهایی برای اصلاح گاهشماری بود که باعث ایجاد سه تقویم زردشتی امروزی شد.

۱ -۸ سال کیهانی در آیین زردشتی

در زمان هخامنشیان، (یعنی حدود قرن ششم تا چهارم پ.م) روحانیون دانشمند زردشتی با فرضیه منجمان بابلی آشنا شدند که بنابر آن «یک سال بزرگ» وجود داشت که در آن تمامی اجسام آسمانی چرخه کاملی از حیات و حرکت را طی می کردند و در هر «سال بزرگ» هرآنچه که در سالهای گذشته اتفاق افتاده بود دوباره کاملاً تکرار می شد و این چرخه تا جاودان ادامه داشت. این فرضیه در دوران باستان بسیار مورد استفاده قرار گرفت و اقوام مختلف، سالهای بسیار متفاوتی را برای تعیین «یک سال بزرگ» انتخاب کردند. در میان زردشتیان ایرانی، احتمالاً زروانیان نخستین گروهی بودند که تلاش کردند چنین نظرات بیگانه ای را با آیین زردشتی مرتبط سازند (نک: ۱-۸). آنها یک سال بزرگ را ۱۲۰۰۰ سال فرض کردند (یعنی دوازده هزاره که با دوازده ماه تقویم سالانه انطباق داشت). اگرچه زردشتیان این تفکر را که چرخه ای جاودانه از حوادث تاریخی تکرار خواهد شد، نپذیرفتند، اما محدوده تاریخ زندگی انسان را به سه هزاره (یعنی ۹۰۰۰-۱۲۰۰۰) تقسیم کردند که به ترتیب زردشت و دو منجی در پایان آن ظهور خواهند کرد. بنابر تصور ایشان، در هر یک از این هزاره ها طرح کلی رخدادها تکرار می شود تا اینکه در سال ۱۲۰۰۰ سوشیانس، سومین منجی، غلبه نهایی را بر اهریمن انجام دهد و زمان تاریخی متوقف شود. چنین طرحی به مرور زمان توسط مسیحیان ارتدکس برگرفته شد (تصویر کلی آن در ۲-۳ ذکر شده است). تمامی حوادث از زمان زردشت تا زمان ایشان (روحانیونی که سال کیهانی را بنیان کردند) مربوط به هزاره پیامبر (یعنی ۹۰۰۰-۱۰۰۰۰) بود. بنابراین آنگاه که مغان آگاه، گاهشماری وقایع را نوشتند، برای اینکه بتوانند رخدادهای واقعی را با این طرح فرضی عظیم منطبق سازند با مشکلات فراوانی روبرو شدند.
۰- ۳۰۰۰: هرمزد با این پیش آگاهی که باید اهریمن را از بین برد، مخلوقاتش را به صورت ناپیدا و مینوی می آفریند. اهریمن نیز که از اعماق برخاست، این آفرینش هرمزد را دید. او روانهای موجودات اهریمنی پست را شکل داد و (به هرمزد و مخلوقاتش) حمله برد. هرمزد نیز با خواندن دعای اَهونَوَر او را ناتوان کرد و شکست داد.
۳۰۰۰- ۶۰۰۰: اهریمن گیج افتاد. هرمزد موجودات را به صورت مادی آفرید و جهان را در هفت مرحله به همراه یک گیاه، یک چهارپا و یک انسان آفرید.
۶۰۰۰- ۸۹۶۹: اهریمن به جهان مادی حمله برد و آن را آلوده کرد. گیاه، چهارپا و انسان را از بین برد. از تخمه ایشان تمامی گیاهان، چهارپایان و انسانها بوجود آمدند. نخست جمشید بر انسانها حکومت کرد و همگی حوادث اساطیری ایرانی و حماسه باستانی در این دوران صورت گرفت.
۸۹۷۰: زردشت متولد شد.
۹۰۰۰: آغاز هزاره زردشت. او به همپرسگی رسید و آموزش دین را آغاز کرد.
۹۰۱۲: زردشت کی گشتاسپ را به دین آورد.
۹۰۱۳- ۹۹۶۹: در پی دوران نیکی، رکودی ایجاد شد که تا کنون ادامه دارد.
۹۹۷۰: نخستین منجی جهان متولد می شود. او اوخْشیَت رتَه (Ukhshyat-ereta، پهلوی: Ushedar) نام داشت.
۱۰۰۰۰: آغاز هزاره اوشیدر. او سرور نیروهای خیر خواهد بود و بر نیروی شر غلبه خواهد کرد. دوباره دوران نیکی خواهد بود و پس از آن دوباره اندکی رکود رخ خواهد داد.
۱۰۹۷۰: دومین منجی جهان متولد خواهد شد، اوخْشیَتْ نمَه (Ukhshyat-nemah، پهلوی: Ushedarmah).
۱۱۰۰۰- آغاز هزاره اوشیدَر ماه. او نیز سرور نیروهای خیر خواهد بود و بر نیروهای شر غلبه خواهد کرد. دوران جدیدی از نیکی خواهد بود و پس از آن دوباره رکود.
۱۱۹۴۳- سومین منجی جهان متولد خواهد شد، اَسْتْوَت ارتَه (Astvat-ereta) سوشیانس راستین.
۱۱۹۷۳- او (سوشیانس) کار فرَشْکَرْد را آغاز خواهد کرد (Frasho-kereti، پهلوی: Frashegird) مردگان را برمی خیزاند، آخرین داوری و چیرگی نهایی بر شر انجام می شود.
۱۲۰۰۰- تاریخ در این مرحله به پایان می رسد. قلمرو هرمزد (Khshathra) بر روی زمین می آید و او در سعادت همیشگی حکومت خواهد کرد.

نظرات کاربران درباره کتاب منابع مکتوب دین زردشتی