فیدیبو نماینده قانونی سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب راز خلقت و بقا

کتاب راز خلقت و بقا

نسخه الکترونیک کتاب راز خلقت و بقا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب راز خلقت و بقا

سؤال از راز خلقت ممکن است برای اکثر خوانندگان تکراری و تداعی‌گر پرسش از فلسفه و غایت آفرینش باشد که جزء سؤالات، بلکه معماهای تاریخ بشری است؛ لکن سؤال فوق دغدغه این کتاب نیست، بلکه آنچه نگارنده را به تدوین و تسوید این اوراق سوق داد معمای دیگری است که راز آن از راز فلسفه آفرینش بیشتر است و آن نحوه ارتباط و علقه خداوند به عنوان آفریدگار با جهان هستی به عنوان آفریده و پدیده است. خلقت نخستین چگونه آغاز شد؟ آیا خدا از کتم عدم، جهان را آفرید؟ یا اینکه جهان، اثر و صدور و تجلی ذات الوهی است؟ سؤال از فلسفه خلقت سؤال فرعی این تحقیق خواهد بود. به تقریر دیگر، رابطه خدا با جهان هستی از حیث علت فاعلی و غایی چگونه است؟ آیا خدا آفریدگار جهان (علت فاعلی) و نگه‌دارنده آن (علت مبقیه) است؟ آیا خداوند از خلق، فعل و تجلی خویش غایت و هدف (علت غایی) دارد؟ در صورت پاسخ مثبت آیا می‌توان از آن تبیین عقلی ارایه نمود؟ نویسنده در این تحقیق بعد از پاسخ اجمالی به سؤالات فوق، در صدد گزارش دیدگاه‌ها و پاسخ‌های مختلف اندیشوران و تحلیل و ارزیابی آنها بر آمده است؛ مثلاً داستان و راز خلقت نخستین و فاعلیت خداوندی چگونه قابل تصور، تبیین و دفاع است؟ آیا خلقت جهان از عدم «من لا شیء» (نظریه متکلمان) یا بعد از عدم «لا من شیء» (نظریه فلاسفه) صورت گرفته است؟ یا اینکه جهان نمود و تجلی خداست (نظریه عرفا)؟ نقش اهل بیت در خلقت جهان چیست؟

ادامه...
  • ناشر سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3.04 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۲۳ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب راز خلقت و بقا

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

طرح بحث

سوال از راز خلقت ممکن است برای اکثر خوانندگان تکراری و تداعی گر پرسش از فلسفه و غایت آفرینش باشد که جزء سوالات، بلکه معماهای تاریخ بشری است؛ لکن سوال فوق دغدغه این کتاب نیست، بلکه آنچه نگارنده را به تدوین و تسوید این اوراق سوق داد معمای دیگری است که راز آن از راز فلسفه آفرینش بیشتر است و آن نحوه ارتباط و علقه خداوند به عنوان آفریدگار با جهان هستی به عنوان آفریده و پدیده است. خلقت نخستین چگونه آغاز شد؟ آیا خدا از کتم عدم، جهان را آفرید؟ یا اینکه جهان، اثر و صدور و تجلی ذات الوهی است؟ سوال از فلسفه خلقت سوال فرعی این تحقیق خواهد بود.
به تقریر دیگر، رابطه خدا با جهان هستی از حیث علت فاعلی و غایی چگونه است؟ آیا خدا آفریدگار جهان (علت فاعلی) و نگه دارنده آن (علت مبقیه) است؟ آیا خداوند از خلق، فعل و تجلی خویش غایت و هدف (علت غایی) دارد؟ در صورت پاسخ مثبت آیا می توان از آن تبیین عقلی ارایه نمود؟
نویسنده در این تحقیق بعد از پاسخ اجمالی به سوالات فوق، در صدد گزارش دیدگاه ها و پاسخ های مختلف اندیشوران و تحلیل و ارزیابی آنها بر آمده است؛ مثلاً داستان و راز خلقت نخستین و فاعلیت خداوندی چگونه قابل تصور، تبیین و دفاع است؟ آیا خلقت جهان از عدم «من لا شیء» (نظریه متکلمان) یا بعد از عدم «لا من شیء» (نظریه فلاسفه) صورت گرفته است؟ یا اینکه جهان نمود و تجلی خداست (نظریه عرفا)؟ نقش اهل بیت در خلقت جهان چیست؟
بخش دوم کتاب متکفل تبیین رابطه فاعلیت خدا با جهان از حیث علت غایی است که آیا می توان از فلسفه خلقت جهان سوال نمود؟ هدف خدا از خلقت چیست؟ در صورت داشتن هدف، آیا نقص در ذات الهی لازم نمی آید؟ و در صورت نداشتن غایت، آیا فعل خدا لغو و عبث خواهد بود؟
در بخش آخر و سوم کتاب مباحثی در تبیین رابطه خدا با جهان از حیث وابستگی یا عدم وابستگی و نیز از حیث حلول و عدم حلول در جهان دیدگاه های مختلفی چون: استقلال و استغنای جهان از خدا، فاعلیت مباشر خدا، فاعلیت با واسطه؛ نسبت حلول خدا در جهان و نسبت قیومی مطرح خواهد شد.

انگیزه تحقیق

پاسخ به سوالات فوق در اندازه توان خود یکی از انگیزه های تحقیق و تالیف کتاب حاضر را فراهم نمود. افزون بر اینکه نگارنده در دو مذاکره علمی با یکی از استادان الهیات مسیحی دانشگاه پادربورن آلمان به نام پروفسور فون اشتاس در سال ۱۳۹۰ داشت، متوجه این نکته شد که چگونگی رابطه خدا با جهان و انسان از مسائل جدی الهیات مسیحی است که ایشان آن را از بنده سوال نمود که این جانب دیدگاه فلاسفه و عرفا را به اجمال گزارش نمودم و مورد استقبال قرار گرفت.

ساختار تحقیق

از آنجا که این تحقیق متکفل تبیین رابطه علّی و معلولی جهان با آفریدگار است، ساختار آن نیز بر اساس علل چهارگانه (علت فاعلی، غایی، مادی و صوری) شکل گرفته است. در بخش اول کتاب نیاز جهان به علت فاعلی و نحوه رابطه آن (عدم رابطه، رابطه معلول با علت، رابطه ظاهر با مُظهر) مورد تبیین و تحلیل قرار می گیرد.
بخش دوم عهده دار تبیین علت غایی خلقت جهان است. در بخش سوم رابطه معلول تحقق یافته - صورت در مجردات و ماده و صورت در مادیات - با علت فاعلی سنجیده می شود که آیا معلول در بقای خود به علت فاعلی خویش نیازمند است یا نه؟ در صورت وجود نیاز رابطه آن دو چگونه است؟

سوال اصلی

رابطه خدا با جهان در مقام حدوث و بقا و نیز از حیث علت غایی چیست؟

سوالات فرعی

۱.آیا جهان فعل و مخلوق خدا از عدم است؟ (خلقت از عدم متکلمان).
۲. آیا جهان معلول و صادر از ذات الهی است (نظریه فیض و صدور فلاسفه).
۳. آیا جهان نه فعل که تجلی و ظهور خداست؟ (نظریه عرفا).
۴. نقش اهل بیت در خلقت جهان چیست؟
۵. غایت خلقت جهان و انسان چیست؟
۶. آیا جهان در بقای خود مستقل و مستغنی از خداست؟
۷. آیا اداره و تدبیر جهان فعل مباشر خداست؟
۸. آیا اداره و تدبیر جهان به عهده علل واگذار شده است؟
۹. نقش اهل بیت در اداره جهان چیست؟
۱۰. نسبت خدا با جهان از حیث حلول و عدم آن چیست؟

فرضیه تحقیق

فرضیه نگارنده در توجیه نحوه خالقیت خدا تقویت نظریه فیض فلاسفه و تجلی عرفاست، هرچند این دو نیز کاستی هایی دارند که در متن مورد تحلیل قرار گرفته است؛ به این معنی که جهان معلول و پرتو وجود الهی است؛ چنان که نور از کانون نور متشعشع می شود؛ البته نظریه خلقت جهان از کتم عدم متکلمان نیز به عنوان یک نظریه محتمل قابل طرح است که استحاله اش ثابت نشده است.

روش تحقیق

روش تحقیق کتابخانه ای با رویکرد توصیفی، تحلیلی و نقدی است.

مزایا و نوآوری های تحقیق

۱. نوبودن اصل موضوع: نگارنده تحقیقی با عنوان راز خلقت و بقا (رابطه خدا با جهان) تا کنون مشاهده نکرده است، هرچند مباحث مختلف تحقیق هر کدام ذیل عناوین و فصول مختلف در ضمن کتب مختلف مطرح شده است.
۲. نوآوری در نقد: یکی از ویژگی های این تحقیق تحلیلی و نقدی بودن آن است؛ به این معنی که بعد از گزارش یک دیدگاه و دلیل آن، خود دیدگاه و ادله آن، بلکه برخی از نقدها نیز، مورد تحلیل و نقد قرار می گیرد، برخی از نقدها مستخرج از آثار پیشینیان و برخی دیگر محصول تامل نگارنده است.
نگارنده در پایان از اعضای شورای علمی گروه کلام و قطب فلسفه دین و همچنین از ارزیابان فرزانه حجج اسلام آقایان دکتر حمیدرضا شاکرین و دکتر سعید رحیمیان - که با تذکردادن کاستی های این تحقیق بر این بنده منت نهادند- کمال سپاس و قدردانی خود را ابراز می کند.

محمدحسن قدردان قراملکی

پیشگفتار

در پرتو پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، بار دیگر دین و معرفت دینی به ویژه تعالیم متعالی اسلامی، به عنوان فکر و فرهنگ مترقی و نجات بخش آدمی، در عرصه حیات انسان معاصر ظاهر شد. تجدید حیات تعالیم وحیانی و ارزش های اسلامی از سویی سبب بیداری و خودباوری ملت های مسلمان و احیای روح ستم ستیزی در آنان شد و از دیگر سو باعث نمایان ترشدن سست پایگی مسلک ها و مکاتب بشری و نظام های مبتنی بر آنها گشت.
بایستگی تحقیقات دقیق و منسجم، نظریه پروری و نوآوری درباره زیرساخت های اندیشه دینی و نظامات اجتماعی مبتنی بر آن و ضرورت پرداخت علمی و روزآمد به حوادث واقعه فکری، به فراخور شرایط کنونی و درخور این رستخیز عظیم و نیز لزوم آسیب شناسی در حوزه فرهنگ ملی و باورداشت های رایج دینی به منظور عرضه صحیح و دفاع معقول از اندیشه دینی و زدودن پیرایه های موهوم و موهون از ساحت قدسی دین و تبیین و عرضه صحیح و دفاع معقول از اندیشه دینی و صیانت از هویت فرهنگی و سلامت فکری اقشار تحصیل کرده و نسل جوان کشور، تاسیس نهاد علمی- پژوهشی و آموزشی، دانشگاهی و حوزوی ممحض و کارآمدی را فرض می نمود.
بر این اساس «پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی» به عنوان یک نهاد علمی- فکری حسب الامر و بر اساس نظر رهبر فرهیخته انقلاب اسلامی آیت الله العظمی خامنه ای(مدظله العالی) و با تلاش فراوان آیت الله علی اکبر رشاد در سال ۱۳۷۳ تاسیس شد.
این پژوهشگاه دارای شخصیتی حقوقی، مستقل و در حکم نهاد عمومی و غیردولتی و غیرانتفاعی است که در قالب چهار پژوهشکده حکمت و دین پژوهی، نظام های اسلامی، فرهنگ و مطالعات اجتماعی و دانشنامه نگاری دینی و همچنین مرکز پژوهش های جوان فعالیت می کند.
گروه کلام که از جمله گروه های پژوهشکده «حکمت و دین پژوهی» است به منظور تحقق هدف های زیر در سال ۱۳۷۵ شکل گرفت:
۱. بازپژوهی کلام اسلامی و بررسی تحلیلی آثار و آرای متکلمان برجسته شیعه؛
۲. تبیین و تنسیق عقاید اسلامی به زبان زمان؛
۳. اهتمام به تعمیق و توسعه دین پژوهی و کلام اسلامی سعی بر نظریه پردازی و نوآوری در حوزه فعالیت گروه با توجه به نظرها و نیازهای جدید؛
۴. پاسخ گویی به شبهه های القایی در قلمرو عقاید و کلام اسلامی و نقد دیدگاه های معارض؛
۵. مطالعه تطبیقی در عقاید اسلامی و در نسبت دین با دانش های دیگر.
پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، توانسته است با بهره مندی از توانمندی علمی اعضای هیئت علمی، محققان و همکاری دیگر نهادهای علمی، مباحث فلسفه دین را توسعه و تعمیق دهد. در همین راستا این نهاد موفق گردید در سال ۱۳۹۱ مجوز رسمی قطب فلسفه دین را از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برای توسعه، تعمیق، ساماندهی و مدیریت این حوزه اخذ کند.
قطب علمی مرکزی است که در آن دانشمندان و محققان برجسته یک رشته با همکاری و در قالب کارگروهی می کوشند با تولید دانش و نوآوری، پاسخگوی نیازهای علمی، اجتماعی و فرهنگی این رشته بوده و در راستای کسب مرجعیت علمی گام بردارند. با توجه به بیانات مهم مقام معظم رهبری در خصوص تحقق مرجعیت علمی جمهوری اسلامی ایران در جهان، در پنجاه سال آینده، قطب های علمی کشور کوشش مضاعفی برای دستیابی به جایگاه مرجعیت در کشور دارند.
اهداف عمده این قطب عبارتند از:
۱. نقد فلسفه دین غربی؛
۲. تاسیس و توسعه فلسفه دین اسلامی؛
۳. پاسخ به پرسش ها و شبهه ها در زمینه مسائل فلسفه دین در عرصه جهانی و داخلی؛
۴. تغذیه و جهت دهی فعالیت های علمی در حوزه فلسفه دین در حوزه و دانشگاه در دو ساحت آموزش و پژوهش برای احراز مرجعیت؛
۵. پشتیبانی نظری از مبانی عقلی و برون دینی نظام اسلامی و کاربردی کردن فلسفه دین اسلامی از این رهگذر؛
۶. کشف و تبیین و دفاع از مبانی علوم انسانی اسلامی و نقد مبانی رقیب؛
۷. ارتقای سطح کمی و کیفی آموزش فلسفه دین اسلامی در دانشکده های مربوطه در سراسر کشور؛
۸. سوق دادن محققان برجسته فلسفه دین به سمت مسئله یابی در زمینه های مرتبط با حوزه فلسفه دین و تبیین تاثیر آن بر زندگی فردی و جمعی و ارائه راه حل برای آن؛
۹. بسترسازی مناسب برای تربیت اندیشمندان متمحض و تراز اول در حوزه مسائل فلسفه دین اسلامی.
آنچه پیش روی شماست، نتیجه یکی از پژوهش های مشترک گروه «کلام» با «قطب فلسفه دین» است که توسط محقق ارجمند جناب حجت الاسلام والمسلمین محمدحسن قدردان قراملکی، دانشیار گروه کلام پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به سامان رسیده است.
تحقیق حاضر به تبیین نسبت و رابطه خداوند با جهان در سه مقام (علت فاعلی، غایی و بقا) با رویکرد عقلی و نقلی می پردازد.
بخش اول چهار دیدگاه معروف (۱. قول به ازلیت جهان و انکار وجود خدا یا انکار نقش فاعلی خدا، ۲. جهان فعل مغایر و مخلوق خدا از کتم عدم، ۳. جهان صادر از ذات الوهی، ۴. جهان تجلی ذات الوهی) و ابهام و کاستی نظریه دوم (متکلمان) امکان خلقت از عدم، کاستی نظریه فلاسفه (صدور) و نظریه عرفا (تجلی)، چگونگی تصور اصل صدور یا تجلی از ذات بسیط الهی، مورد بررسی قرار داده است. در این بخش گفته شده است که با توسل به قراین و شواهدی مثل خلق صور ذهنی توسط ذهن می توان امکان خلقت از عدم را ثابت کرد؛ چنان که با تمسک به رابطه قیومی و فاعلی ذهن با صور ذهنی خود، می توان تاحدی امکان نظریه فلاسفه و عرفا را تقریر نمود.
بخش دوم متکفل تبیین رابطه غایی خداوند با جهان است که بعد از اثبات امکان وجود غایت برای خداوند (غایت راجع به ذات الوهی= اتحاد علت فاعلی و غایی)، در تبیین غایت خلقت جهان به سه غایت (سعادت انسان، وجود اهل بیت، شناساندن ذات الوهی) اشاره شده است. در توضیح خلقت انسان، یک مرتبه غایت ناظر بر خداوند به عنوان علت فاعلی (حب ذات و شناساندن ذات خود و التذاذ عقلی) و مرتبه دیگر غایت ناظر به انسان به عنوان مخلوق (عبادت، معرفت رب، جود، و تحصیل رضای الهی) بررسی شده است.
بخش سوم تحقیق رابطه خدا با جهان بعد از خلقت را بررسی می کند که درباره نحوه نسبت افعال حوادث جهان با خداوند چهار دیدگاه مهم (۱. فعل مباشر خدا (نظریه عاده الله) ۲. فعل با واسطه (نظام علیت) ۳. پرتو و تجلی الوهی (تحویل علیت به تشان و تجلی) مورد بررسی قرار گرفته است. بحث دیگر درباره رابطه خدا با جهان از حیث قرابت و بُعد و حلول است که با نفی دیدگاه حلول و عدم حلول این نکته تقریر شده که رابطه خدا رابطه قیومی و معی مثل رابطه فاعل با معلول مانند ذهن با صُور ذهنی است.
نویسنده کتاب از دو دهه پیش در حوزه کلام و فلسفه دین به تحقیق و تالیف بیش از بیست کتاب و هشتاد مقاله در نشریات علمی پرداخته است که اینجا می توان از کتاب های: «خدا و مسئله شر» (کتاب سال حوزه)، «قرآن و پلورالیسم» (کتاب سال حوزه)، «اصل علیت در فلسفه و کلام»، «معجزه در قلمرو عقل و دین»، «کلام فلسفی» و مجموعه شش جلدی «پاسخ به شبهات کلامی» نام برد. توفیقات محقق فرهیخته را از خدای سبحان خواستاریم.
در پایان از همه اعضای شورای علمی گروه کلام، قطب علمی فلسفه دین، ارزیابان محترم جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای دکتر سعید رحیمیان و جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای حمیدرضا شاکرین و به ویژه مولف گرامی که با سعه صدر در تولید و بالندگی اثر تلاش کردند و سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی که مسئولیت آماده سازی، انتشار و توزیع آن را بر عهده دارد، قدردانی نموده و از استادان و صاحب نظران درخواست می شود با ارسال نظرها و پیشنهادهای سازنده خویش ما را یاری نمایند.

قطب علمی فلسفه دین

گروه کلام
پژوهشکده حکمت و دین پژوهی

بخش اول: نقش و رابطه خدا با جهان از حیث فاعلیت و حدوث

فصل اول: ازلیت جهان و انکار خدا یا فاعلیت خدا

طرح مسئله
انسان شاهد وجود جهان بی کران اعم از مادی و مجرد است. در نگاه نخستین این سوال رخ می نماید که آیا چنین عالمی ازلی است یا حادث؟ آیا به آفریدگاری نیازمند است؟ در صورت حادث بودن جهان و نیاز به هستی بخش سوال دیگر نمود پیدا می کند که آفریدگار عالم را از چه آفرید؟ آیا ماده اولیه جهان قبلاً و به صورت ازلی تحقق داشته و خدا آن را دگرگون کرده و به صورت عالم کنونی متحول کرد؟ یا اینکه خدا جهان را از هیچ و عدم آفرید؟ یا اینکه جهان معلول و نمود ذات الهی است؟
به تعبیر دیگر، آیا جهان از شیء (ماده اولیه) یا از «لاشیء» و عدم آفریده شد؟ آیا دو فرض فوق (خلقت من شیء یا لا شیء) بدون محذور است؟ آیا افزون بر دو فرض فوق، فرض سومی هم وجود دارد؟
به تقریر دیگر، آیا رابطه ای بین خدا و جهان وجود دارد؟ در صورت پاسخ مثبت، رابطه آن دو چگونه است؟ آیا وجود خدا و جهان از یک سنخ وجود است یا اینکه دو وجود متفاوت اند؟ در صورت مسانخت وجه تفاوت و در صورت مغایرت وجه اشتراک آن دو چیست؟
پاسخ به سوالات فوق و تبیین رابطه جهان و خدا به نوع نگاه و تفسیر از هر دو طرف نسبت (جهان و خدا) وابسته است که در نظر ابتدایی و کلی می توان به پنج فرض ذیل اشاره کرد که تفصیل آن در فصول آینده خواهد آمد.
۱. حصر وجود به عالم ماده و ازلی انگاری آن و انکار وجود خدا (دهریون و ملاحده): روشن است در این فرض نسبتی بین جهان و خدا وجود نخواهد داشت؛ چراکه نسبت با وجود دو طرف نسبت معنا پیدا می کند.
۲. حصر وجود به عالم ماده و قول به حدوث و استناد آن به صدفه: برخی چنین احتمال می دهند.
۳. جهان دارای ماده ازلی و مستقل و متغایر با خدا: آنان وجود جهان مادی ازلی را موجود مستقل از وجود خدا در مقام حدوث انگاشته و رابطه خدا با جهان را تنها در مقام تدبیر و سامان دهی تفسیر کرده اند که اینجا می توان به تعریف افلاطون از خدا به عنوان «خدای صورتگر» و تعریف ارسطو «خدای محرک» اشاره کرد (درباره صدق نسبت فوق در موضع خود بحث خواهیم کرد).
۴. جهان نمود خدا و حصر وجود حقیقی به خداوند: برخی دیگر منکر وجود مستقل جهان شده و وجود حقیقی را به وجود خدا حصر می کنند (عرفا). قایلان به این مبنا نسبت جهان با خدا را نسبت تجلی با متجلی و نسبت مظهر با ظهور ذکر می کنند.
۵. جهان مخلوق خدا از عدم: طیف دیگر وجود دو طرف نسبت را قبول داشته، لکن جهان را حادث زمانی، معلول و آفریده خدا از عدم می دانند (متکلمان).
۶. جهان معلول و صادر از خدا: طیف دیگر ضمن اذعان به وجود دو طرف نسبت، جهان را صادر از ذات خدا، قدیم زمانی، اما حادث ذاتی توصیف می کنند (فلاسفه).
امکان تبیین معنای آفرینش و خلقت؟
آیا عقل توان تصور معنای خلقت را دارد؟ به تعبیری آیا ذهن بشر می تواند به تبیین یک مفهوم فلسفی به نام «علیت» بپردازد؟ برخی از فلاسفه غربی و نیز ماتریالیست ها به دلیل عجز از تحلیل دقیق این مسئله منکر الوهیت شدند. استاد مطهری در تبیین تحیر انسان، بلکه برخی از فلاسفه در این مقوله می گویند:
از جمله سردرگمی های غربی از ناحیه فلسفی، که به مسئله علّیت مربوط می شود، تحلیل و بررسی آفرینش است. آفرینش یا خلقت یعنی چه؟ آیا آفرینش به معنی این است که آفریننده معدومی را موجود می کند یا به معنی این است که موجودی را موجود می کند؟! هیچ کدام از اینها مفهوم معقولی ندارد و شقّ سوّمی هم فرض نمی شود.(۲)
مشکل دیگر تصور معنای خلقت، نحوه آفرینش از علت بسیط و مطلق است که این سوال مطرح می شود که آیا صدور معلول یا تجلی وجود از خداوند بسیط و مطلق مستلزم تغییر و انفعال در ذات الهی می گردد؟(۳)
در تبیین زوایای مختلف بحث، دیدگاه های متفاوتی مطرح شده است که ما در این تحقیق می کوشیم با تبیین و تحلیل اصل دیدگاه ها، کاستی ها و نقاط قوت هر نظریه را ذکر و سپس به تبیین و تقریر نظریه مختار بپردازیم.
گفتار اول: ازلیت جهان و انکار وجود خدا
برخی از فلاسفه منکر حدوث جهان شده، معتقدند جهان وجود ازلی و قدیم دارد، و اصل وجود نیز به وجود مادی منحصر شده است. آنان از این مبنا (ازلیت و استقلال جهان) عدم وجود خدا و به تعبیری انکار خدا را استنتاج کرده اند. بعضی از معاصران پیامبران مانند دهریون و نیز مادی گرایان معاصر منکر وجود خداوند هستند.(۴)
طیفی از فلاسفه ملحد مانند «اصحاب کمون و بروز» در طول تاریخ با استناد به استحاله خلقت از عدم، منکر اصل خلقت و وجود خدا شده و جهان را موجود ازلی می انگارند. ابن سینا به گزارش دیدگاه و دلیل آنها پرداخته است.(۵)
ظاهر عبارت های اکثر فلاسفه پیش از سقراط نشان می دهد که آنان برای جهان ماده مبدئی مادی قایل بودند؛ مثلاً طالس آب، اناکسمینس هوا، هراکلیتوس آتش و امپدکلس چهار عنصر (خاک، هوا، آب و آتش) را ذکر کرده، بدانها اعتقاد داشتند.(۶) هراکلیتوس در مقام استدلال برآمده و متذکر می شود که اگر بپذیریم جهان نه ازلی بل مخلوق است، یا باید از «وجود» خلق شده باشد یا از «لاوجود»، اولی تحصیل حاصل و دومی محال است، چون از عدم چیزی خلق نمی شود.(۷)
در دوره بعد از سقراط باز دیدگاه ازلی انگاری جهان مادی یا انکار نقش خالقیت خدا در بین فلاسفه رایج بود؛ چنان که افلاطون و پیروانش مانند دهریون به ازلی بودن عالم ممکنات معتقد هستند، لکن آنان به وجود خداوند اعتقاد دارند، اما نقش وی را نه در خلقت، بلکه در نظم و سامان دهی و به تعبیری صورت بخشی به عالم می دانند. به تعبیری نقش خدا این است که صورت ها را بر ماده سابق الوجود برافکند و بدین سان یک کل معقول و منظم پدید آورد.(۸) از خدای افلاطون دو تصور ارایه شده است. یکی خدای صانع یعنی صنعت گر و صورتگری که به صُور مثالی می نگرد و بر حسب آن سر مشق های جاودانه ماده را صورت می بخشد که آن مبدا المبادی نیست.(۹) دومی خدای برتر و خالق است که مبدا المبادی است.
ارسطو شان خدا را نه آفرینشگری که محرکیت و حرکت بخشی به جهان تفسیر می کند که نخستین محرک است. وی معتقد بود خدا نه علت فاعلی جهان که علت غایی بود که حرکت ها به سبب وی صورت می گیرد. خدا به پدیده های جهان الهام می کند که به او به عنوان غایت جهان عشق بورزند. وی صریحاً ماده را نامخلوق و سرمدی می داند.(۱۰) وایتهد نیز طرفدار این نظریه است.(۱۱)
برخی از منکران خدا با توجه به اینکه نتوانستند تصویر روشنی از خلقت ارائه دهند، آن را بهانه الحادشان ذکر کردند.(۱۲)
راسل خلقت جهان از عدم توسط خدا را بی معنا و خارج از تبیین قوانین علّی و تجربی دانسته و ممتنع وصف می کند.(۱۳) وی موضع ادینگتون را نیز گزارش می کند که قایل بود تصور جهان هم با گذشته نامتناهی و هم به صورت حادث بعد از عدم غیر قابل فهم است.(۱۴)
۱. دلیل نظریه (استحاله خلقت از عدم)
طرفداران ازلیت جهان در اثبات فرضیه خود، به ابطال فرضیه رقیب خود (حدوث جهان) پرداخته اند، به این صورت که: در تبیین خلقت جهان، دو فرضیه الف) عدم خلقت و ازلی انگاری و ب) خلقت و حادث انگاری بیشتر وجود ندارد. فرضیه «ب» مستلزم تبدیل عدم به وجود است که عقل آن را بر نمی تابد، چراکه لازم می آید که امر معدوم و نیستی محض منشا وجود و مبدا قابلیت گردد که آن موجب تبدیل و انقلاب ذات «عدم» به «وجود» گردد که امر محال است؛ حتی اگر گفته شود خداوند جهان را با قدرت خود از عدم خلق می کند،(۱۵) چون مانع فوق (انقلاب ذات) مانع عقلی برای تصور خلقت از عدم است، باز توجیه ادعا شده محذور عقلی را از بین نمی برد. پیشینه استدلال فوق به فلاسفه دوره یونان باستان برمی گردد که در صفحات پیش به دلیل. هراکلیتوس اشاره شد که وی در مقام استدلال برآمده و متذکر می شود که اگر بپذیریم که جهان نه ازلی بل مخلوق است، یا باید از «وجود» خلق شده باشد یا از «لاوجود»، اولی تحصیل حاصل و دومی محال است، چون از عدم چیزی خلق نمی شود.(۱۶)
به تقریر دیگر، عقل ذاتی و ضروری شیء را از خود شیء قابل انفکاک و عدم نمی داند، عدم - که عدم است- نمی تواند به نقیض خود یعنی «وجود» تبدیل شود، یا برعکس «وجود» نمی تواند بر نقیض خود یعنی «عدم» تحویل گردد، به دیگر سخن، خلق از عدم برای عقل قابل تصور و توجیه نیست.(۱۷)
راسل خلقت جهان از عدم توسط خدا را بی معنا و خارج از تبیین قوانین علّی و تجربی دانسته و ممتنع وصف می کند.(۱۸) در ایران نیز استدلال فوق توسط برخی از مادی گرایان مثل دکتر ارانی نشر و ترویج می شد، چنان که استاد مطهری در تبیین دلیل آنان می نویسد:

خلقت و علیت (یا هرچه می خواهید نام بگذارید) و بالاخره وجوددادن چیزی به چیزی محال است به جهت آنکه آن معلول و مخلوق یا معدوم است یا موجود، اگر معدوم است لازمه تاثیر علت در معلول این است که عدم را تبدیل به وجود کند و انقلاب عدم به وجود محال است، و اگر موجود است، پس نیازی به علت ندارد و علت نمی تواند موجود را موجود کند و تحصیل حاصل نماید؛ پس درهرحال تاثیر علت و خالق در ایجاد مخلوق و معلول محال است.(۱۹)

ازلی انگاران جهان با اثبات نامعقولیت نظریه خلقت از عدم - به زعم خود - نتیجه گرفتند که تنها فرضیه باقی مانده برای تبیین جهان قول به ازلیت آن است که مدعای آنان است.
۲. نقد و نظر
دیدگاه فوق بیشتر به جای اثبات مدعای خود (ازلیت و قدمت جهان طبیعت) به نقد دیدگاه متکلمان (حادث بودن جهان و خلقت از عدم) مثل ابهام و غیرقابل تصوربودن خلقت از عدم، پرداخته است که پاسخ آن ذیل دیدگاه بعدی خواهد آمد که برخی قایل اند نه تنها خلقت از عدم ممکن بلکه واقع هم شده است. افزون بر آنکه توجیه خلقت جهان به دیدگاه خلقت از عدم متکلمان منحصرنشده، بلکه دیدگاه های دیگری مانند نظریه صدور فلاسفه و تجلی عرفا وجود دارد که تفصیل آنها در فصول بعد خواهد آمد.
گفتار دوم: ازلیت جهان و انکار نقش آفریدگاری خدا (ابن رشد و برخی از معتزله)
در دیدگاه پیش گفته با توسل به ازلیت جهان به انکار وجود خدا پرداخته شده بود، لکن دیدگاه دیگری ضمن پذیرفتن ازلیت جهان، به وجود خدا معتقد بوده و لکن نقش خدا را نه در خلق و ابداع وجود بلکه در تغییر و تصرف در آن توصیف می کند. با نیم نگاهی به فلسفه و کلام می توان در دو دیدگاه ذیل از آن دو استنباط نمود.
از ظاهر عبارت های ابن رشد چنین بر می آید که او خلقت از عدم را محال انگاشته و به ازلیت جوهر، معتقد و نقش خدا را ایجاد تغییر و تحول در ماده و صورت جوهر می داند، به نحوی که فاعل با تحریک و تصرف در ماده کمالات بالقوه آن را بالفعل می کند.(۲۰)
به برخی از متکلمان معتزلی نسبت داده شده است که به ازلیت جهان مادی و عدم خلقت آن توسط خداوند قایل اند که لازمه آن اشتراک با دیدگاه مادیون در استقلال جهان و عدم ارتباط و عُلقه آن با خداوند در مقام حدوث است.(توضیح نظریه آن در فصول بعدی خواهد آمد).
یکی از مبانی دیدگاه فوق، اختلاف در تفسیر «معدوم» است که اشاعره(۲۱) و امامیه(۲۲) آن را عدم مطلق و اکثریت معتزله آن را «شیء» تفسیر می کنند.(۲۳) این تفسیر موجب شده است که متکلمان امامیه و اشاعره خلقت از معدوم را خلقت از «عدم محض= هیچ» و معتزله خلقت از شیء و ماده اُولی و ازلی - که از ازل وجود داشته است- تفسیر و تبیین نمایند.
ولفسن مستشرق معروف مدعی شده که مسلمانان نظریه خلقت از عدم (معادل خلق من لا شیء)را نخستین بار از مسیحیان سُریانی و یوحنای دمشقی فرا گرفته اند. این نظریه تا زمان ترجمه آثار فلسفی یونان مثل تیمایوس افلاطون، فیزیک و کون و فساد ارسطو ادامه داشته که بعد از آشنایی مسلمانان با آثار فوق - که در آنها نوعاً خلقت از عدم رد شده و ازلیت جهان پذیرفته شده است - جمعی از معتزله نظریه افلاطون را قبول کردند که جهان از ماده قدیم از پیش موجود آفریده شده است.(۲۴)
وی اضافه می کند اکثر معتزله خلقت الهی را از «معدوم» می انگاشته اند، اما «معدوم» در نظرگاه آنان نه «معدوم صرف و مطلق= هیچ= مِدِن» بلکه «چیزی= تی» است.(۲۵)
اگر ادعای ولفسن درست باشد - که تایید آن نیازمند شواهد متقنی است - رابطه خدا با جهان در مقام حدوث قطع می شود، چراکه لازمه نسبت فوق ازلی انگاری جهان حداقل در ماده اولیه و به تبع آن استقلال آن از خداست، اما اینکه خدا در مقام دیگر به تغییر و تحول آن پرداخت آن به بخش سوم (مقام بقا) مربوط می شود که خواهد آمد.
چکیده فصل
۱. در تبیین نوع رابطه خدا با جهان در مقام حدوث دیدگاه های مختلفی ارایه شده است، یک دیدگاه به ازلیت و استقلال جهان از خدا معتقد است، لکن این دیدگاه خود به دو طیف ملحد و متاله منشعب شده است. طیفی از قدما «دهریون»، «اصحاب کمون و بروز» و فلاسفه ملحد منکر حدوث جهان شده و معتقدند که جهان وجود ازلی و قدیمی دارد، و اصل وجود نیز به وجود مادی منحصر شده است، آنان از این مبنا (ازلیت و استقلال جهان) عدم وجود خدا و به تعبیری انکار خدا را استنتاج کرده اند.
۲. طرفداران ازلیت جهان در اثبات فرضیه خود، به ابطال فرضیه رقیب خود (حدوث جهان) پرداخته اند، به این صورت که: در تبیین خلقت خلقت جهان، دو فرضیه الف) عدم خلقت و ازلی انگاری ب) خلقت و حادث انگاری بیشتر وجود ندارد. فرضیه «ب» مستلزم تبدیل عدم به وجود است که عقل آن را بر نمی تابد، چراکه لازم می آید که امر معدوم و نیستی محض منشا وجود و مبدا قابلیت گردد که آن موجب تبدیل و انقلاب ذات «عدم» به «وجود» گردد که امر محال است. حتی اگر گفته شود خداوند جهان را با قدرت خود از عدم خلق می کند، چون مانع فوق (انقلاب ذات) مانع عقلی برای تصور خلقت از عدم است، باز توجیه ادعا شده محذور عقلی را از بین نمی برد.
۳. در تحلیل دیدگاه فوق اشاره شد که آن بیشتر به جای اثبات مدعای خود (ازلیت و قدمت جهان طبیعت) به نقد دیدگاه متکلمان (حادث بودن جهان و خلقت از عدم) مثل ابهام و غیرقابل تصوربودن خلقت از عدم، پرداخته است که پاسخ آن در فصول بعدی خواهد آمد. اشاره خواهد شد که نه تنها خلقت از عدم ممکن بلکه واقع هم شده است. افزون بر آنکه توجیه خلقت جهان به دیدگاه خلقت از عدم متکلمان منحصر نشده، بلکه دیدگاه های دیگری مانند نظریه صدور فلاسفه و تجلی عرفا وجود دارد که تفصیل آنها در صفحات بعد خواهد آمد.
۴. طیفی از خداباوران ضمن پذیرفتن ازلیت جهان، به وجود خدا معتقد بوده و لکن نقش خدا را نه در خلق و ابداع وجود بلکه در تغییر و تصرف در آن توصیف می کند. با نیم نگاهی به فلسفه و کلام می توان دو دیدگاه ذیل از آن دو استنباط نمود.
از ظاهر عبارت های ابن رشد از میان فلاسفه چنین بر می آید که او خلقت از عدم را محال انگاشته و به ازلیت جوهر معتقد و نقش خدا را ایجاد تغییر و تحول در ماده و صورت جوهر می داند، به نحوی که فاعل با تحریک و تصرف در ماده کمالات بالقوه آن را بالفعل می کند.
به برخی از متکلمان معتزلی نسبت داده شده است که به ازلیت جهان مادی و عدم خلقت آن توسط خداوند قایل اند که لازمه آن اشتراک با دیدگاه مادیون در استقلال جهان و عدم ارتباط و عُلقه آن با خداوند در مقام حدوث است.
۵. یکی از مبانی دیدگاه فوق، اختلاف در تفسیر «معدوم» است که اشاعره و امامیه آن را عدم مطلق و اکثریت معتزله آن را «شیء» تفسیر می کنند. این تفسیر موجب شده است که متکلمان امامیه و اشاعره خلقت از معدوم را خلقت از «عدم محض= هیچ» و معتزله خلقت از شیء و ماده اُولی و ازلی - که از ازل وجود داشته است- تفسیر و تبیین نمایند.

نظرات کاربران درباره کتاب راز خلقت و بقا