فیدیبو نماینده قانونی نشر معیار اندیشه و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب هفت عادت بازاریابان شبکه‌ای مؤثر

کتاب هفت عادت بازاریابان شبکه‌ای مؤثر

نسخه الکترونیک کتاب هفت عادت بازاریابان شبکه‌ای مؤثر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب هفت عادت بازاریابان شبکه‌ای مؤثر

اساس هر عادتی یک اصل است. اصول، قوانین طبیعی هستند. این نکته بسیار مهم را به یاد داشته باشید: این عادت‌ها قابل جعل شدن نیستند. باید بهای آن را بپردازید. رشد و توسعه واقعی را هرگز نمی‌توان جعل کرد. چرا که موفقیت واقعی با رعایت اصول قابل دست‌یابی است. نکته مهم این که ارزش‌ها، عادات و رفتارهای خود را براساس اصول تنظیم کنیم، اما نکته مهم‌تر همانا "انگاره" است. انگاره یعنی تصویری که از واقعیات بیرون در ذهن شکل میگیرد. ما همواره در ذهن خود این تصاویررا که از تجربه‌های خود ما ناشی می‌شوند داریم. در بدو فعالیت خود در کسوت یک بازاریاب شبکه‌ای کمی نگران یا سردرگم هستید. این‌جاست که باید با انگاره‌ای موثر شروع کنید. حتی بازاریابان شبکه‌ای کهنه‌کار هم از بازبینی انگاره‌های خود معاف نیستند؛ چرا که در ارتقای عمل‌کردشان موثر خواهد بود. اگر به دنبال تغییرات کوچک هستیم، باید رفتار خود را تغییر دهیم.

بازاریابان شبکه‌ای موثر نخست خودشان را مدیریت می‌کنند.

ادامه...
  • ناشر نشر معیار اندیشه
  • تاریخ نشر
  • زبانفارسی
  • حجم فایل 0.8 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۱۲ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب هفت عادت بازاریابان شبکه‌ای مؤثر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



عادت اول: عامل(کنش گر) باشید

بازاریابی شبکه ای، مترادف عامل بودن افراد درگیر در صنعت فروش مستقیم است. اگر آنها عامل نباشند، موثر هم نخواهند بود. برعکس کارهای اداری که باید کارت زد و متناسب با تعداد ساعات حضور حقوق گرفت، بازاریابان شبکه ای از پورسانتی که در ازای مشتری یابی و فروش عاملانه می گیرند کسب درآمد می کنند. با این که عامل بودن لغت رایجی است، اما کمتر تعریف دقیقی از آن در فرهنگ لغات می توان یافت. عامل بودن یعنی پیش قدم بودن، ولی معنای آن فراتر از این است؛ یعنی ما جوابگوی پی آمدهای اعمالمان هستیم؛ یعنی ما، خود، راه خود را برمی گزینیم، کسی در انتخاب ما دخالتی ندارد. این تصمیم گیرهای ماست که زندگی ما را رقم می زند نه شرایط ما. یعنی این که اتفاقات دوست داشتنی در زندگی ما، تنها، با احساس مسئولیت و چاره اندیشی خودمان شکل می گیرد. عامل بودن در بازاریابی شبکه ای یعنی رها شدن از انگاره پاولوف(۵). به عبارتی دیگر، برای عامل شدن باید فاعل بود نه منفعل. شما نباید به دام بازتاب شرطی بیافتید؛ گوشت را نشان سگ دهید، زنگ را بزنید، بزاق سگ ترشح می کند، گوشت- سگ- بزاق. گوشت را کناری بگذارید، زنگ را بزنید، بزاق سگ ترشح می کند. این یعنی بازتاب شرطی.
برای مثال، وقتی می گویند بازاریابی شبکه ای سخت است و از این طریق نمی شود مشتری جذب کرد. پس باید درست باشد. اما نیست. اگر چه ممکن است جواب نه بشنوید، آیا باید واکنش به جواب نه را انتخاب کنید؟ یا باید به اندازه ای عامل باشید که بتوانید کاری را انجام دهید که در توانتان هست؟ اگر این هفته محصول شرکت خود را به پنج نفر معرفی کنید عامل بودن ایجاب می کند در هفته آینده هشت یا ده معرفی ترتیب داده باشید. شما این توانایی یا دقیق تر، توانایی انتخاب نوع واکنش خود به شرایط معین و واکنش های دیگران را دارید. لذا عادت اول یعنی، عامل باشید، عادت چاره اندیشی و قدرت تشخیص است.
بازاریابان شبکه ای میان مایه همواره منتظرند تا سرشاخه شان دست شان را بگیرد و راه را نشان شان بدهد. آن ها در مواجهه با موانع می توانند آه بکشند و بهانه بیاورند. آنها غالبا می گویند: "من تمام تلاشم را کردم و محصول را به هر کسی که می شناختم معرفی کردم." اما بازاریابان شبکه ای عامل می گویند: "من این هفته با هر چند نفری که لازم باشد صحبت خواهم کرد تا مشتری جدیدی جذب کنم."، "همیشه راهی هست."، "آیا کسی مانده است که کار را به او معرفی نکرده باشم؟"، "کجا بروم که دوست یابی کنم؟"
"لنی اونس" نمونه مثال زدنی از یک بازاریاب شبکه ای موثر و حرفه ای است. وقتی کار به لنی معرفی شد حدود هشتاد ساعت در هفته کار می کرد. او می دانست که تنها راه رسیدن به نتیجه، معرفی کار به بیشترین افراد ممکن است.
او تصمیم گرفت هرگز تنها ناهار نخورد، در هر پنج روز کاری هفته، کار را روزانه دست کم به دو نفر معرفی کند. در سال اول، لنی توانست کار را به پانصد و بیست نفر معرفی کند.۹۰ درصد آن ها به لنی نه و فقط ۱۰ درصد بله گفتند. درنتیجه او در سال اول پنجاه و دو نفر را جذب کرد. جالب این جاست که یک دست ورق بازی هم پنجاه و دوتاست که چهار تای آن تک خال است. در واقع همین تعداد هم بودند که به کمک لنی آمدند. زیرا در بین آن پنجاه و دو نفر، او چهار آس واقعی داشت. در چهار سال پس از آن، لنی و چهار تک خال او بیش از بیست و سه هزار نفر را وارد کار کردند. در واقع، این خصیصه عامل بودن، بود که اسباب موفقیت لنی را فراهم آورد. او ابتکار عمل را به دست گرفته بود.
در نقطه مقابل بازاریاب شبکه ای عاملی چون لنی، بازاریابان شبکه ای منفعل هم هستند که فقط سختی راه را می بینند. "می دانم که جوابش نه است."، "هیچ وقت نمی توانم افراد با انگیزه را وارد مجموعه ام کنم." بازاریابان شبکه ای عامل، موانع را می شناسند، ولی با زیر نظر گرفتن اطرافشان راه حل را می یابند:" گفت نه؟ باشد، این پایان کار نیست بلکه بخشی از کار من است. فردا کار را به دو نفر دیگر معرفی می کنم."
هرگاه می بینم کسی منتظر است تا یکی دیگر کار را انجام دهد یا راه کار معرفی کند؛ می گویم تو قدرت تشخیص داری، چاره اندیشی کن. بعد از این همه سال، صحبت در باره این دو کلمه خیلی جالب است. بعضی مواقع صحنه با مزه ای اتفاق می افتد. برای مثال وقتی چه در زندگی شخصی، چه درمحیط کار، کسی با مانع یا مشکلی مواجه می شود، بچه های من خطاب به وی می گویند،:"می دانم، می دانم. ازقدرت تشخیص و چاره اندیشی خودت استفاده کن."
آن زمان هم که در دانشگاه تدریس می کردم بسیار اتفاق می افتاد که شرایط، خلاف خواست و میل ما بودند. دستیار من اغلب می گفت: "نمی شود، غیر ممکن است بتوانیم این کار را بکنیم." من هم همیشه می گفتم: " نیروی تشخیص و چاره اندیشی را فراموش نکن، فکرت را روی این دو بگذار."
از کدام راه کار می توانیم استفاده کنیم؟ با کدام قدرت تشخیص می توانیم ابتکار عمل را به دست بگیریم؟ از همین روست که پس از سال های سال عمیقا به اهمیت تفکر در قدرت تشخیص و چاره اندیشی ایمان آورده ام. قدرت تشخیص و چاره اندیشی.
حال با دقت تلاش های گذشته خود در بازاریابی شبکه ای را مرور کنید. آیا ابتکار عمل در دست شماست؟ البته مواظب باشید، چرا که داشتن ابتکار عمل به معنی تحمیل وظایف خود به دیگران نیست، یا این که سمج باشید و چندش آور یا ستیزه جو. داشتن ابتکار عمل، یعنی تشخیص مسئولیت های خود برای رسیدن به نتیجه دل خواه.
چندین سال است که دارم مشاوره می دهم. مشاوره به افرادی که می خواستند به شغل شان علاقه مند باشند و بتوانند ابتکار عمل را در دست داشته باشند. نه تنها در مورد آن مطالعه کنند، بلکه مشکلات خاص مجموعه شان را بررسی کنند. من به آن ها توصیه می کردم با شرایط ارتباط احساسی برقرار کنند و بر اساس آن اقدام لازم را انجام دهند تا بر مشکلات فایق آیند.
در بازاریابی شبکه ای، داشتن ابتکار عمل یعنی مطالعه عمیق در چگونگی صنعت بازاریابی شبکه ای و شرکتی که با آن کار می کنید اما در سطح فردی تر، شناخت و درک دل واپسی های مشتری احتمالی و معرفی کار به گونه ای که به او بفهماند، توانایی غلبه بر مشکلاتش را دارد. این مورد را در عادت پنجم، " قبل از درک شدن، خوب درک کنید." بازتر خواهیم کرد به قول آنتونی رابینز: "بگذارید مشتری احتمالی نحوه معرفی کار را تعیین کند." به این کار فروش راه حل می گویند که انگاره ای کلیدی در موفقیت شما دربازاریابی شبکه ای است.
دکتر "آندریاس بچر" یک پزشک عمومی است. آرزوی او داشتن یک مرکز درمانی بود که آن را به همراه خانمش، "استیسی" که یک دندان پزشک است، بگرداند. آن ها رویای خود را که با ریسک بسیاری هم همراه بود چند سال پیش و با هزینه ای بالغ بر یک و نیم میلیون دلار عملی ساختند. آن ها گمان می کردند که به رویاهای شان رسیده اند. اما وقتی وضعیت زندگی شخصی شان را بررسی کردند، متوجه تاثیر منفی رویاهایشان بر زندگی شان شدند. آقا و خانم بچر به اجبار برای بچه های شان دایه ای تمام وقت گرفته بودند. آندریاس خیلی زود متوجه شد که این طرز زندگی دل خواه او نیست. آندریاس و استیسی چاره کار را در بازاریابی شبکه ای یافتند که به آنان اجازه می داد روی یاری رسانی تمرکز کنند. آن ها با فروش مرکز درمانی خود با فراغ بال به حرفه خود برگشتند و زمان بیشتری را با خانواده خود گذراندند. آن ها در مسیر موفقیت خود، پزشکان و کارآفرینان بسیاری را که به دنبال راه حل مشابه بودند؛ جذب کردند. چرا که آندریاس و استیسی جدی بودن در عمل را می فهمند و با آن زندگی کرده اند. آن ها استرس های کارآفرین بودن را درک کرده اند. آن ها راه برقراری ارتباط با کسانی که به فرار می اندیشند را می شناسند. آندریاس و استیسی شیوه های فروش راحت را کشف کرده اند و با ابتکار عمل مزایای آن را با کسانی که در جست و جویش هستند، شریک می شوند. به یاد داشته باشید این که مشتریان احتمالی به سوی شما هجوم بیاورند، بعید می نماید. باید فاعل باشید نه منفعل، عامل باشید و در جست و جوی علاقه مندانی که می توانند پیام شما را جدی بگیرند. آن ها در بین مردم هستند، باید عاملانه به دنبال آن ها بگردید. فرق بین بازاریاب شبکه ای عامل و منفعل مانند تفاوت بین شب و روز است. من راجع به بیست و پنج تا پنجاه درصد تفاوت در موثر بودن صحبت نمی کنم. در واقع منظور من تفاوت پنج هزار درصدی است. به عبارتی دیگر، تفاوت چشم گیر. شما از کدام دسته اید، عامل یا منفعل؟ برای تشخیص آن باید چگونگی گفت وگوهای شما را بسنجیم. کلماتی که به کار می بریم دلالت مستقیم بر نگرش ما به درجه عامل بودن مان دارد. واژگان افراد منفعل، نشان از مسئولیت پذیری نازل آنان دارد. طوری عمل می کنند که انگار بر خودشان تسلط ندارند. با مقایسه صحبت های دو فرد عامل و منفعل در نمونه زیر، به تفاوت بین آنها پی می بریم:



مشکل اساسی در دیالوگ منفعلانه این است که به پیشگویی کامبخش(۶) منجر می-شود. در بازاریابی شبکه ای باید پیوسته امواج مثبت تولید کنید. نباید کسی را سرزنش کرد. هم چنین نباید شرایط را مقصر دانست که چرا بر وفق مراد شما نگشته است. افراد عامل به چگونگی حرف زدن خود توجه دارند. عصاره معنای عامل بودن را به یاد بسپارید: شما محصول تصمیم گیری های خود هستید، نه شرایط محیط.
مبحث هیجان انگیز دیگری که مایلم به شما آموزش دهم بسیار با عامل بودن مرتبط است. دو حلقه با اندازه متفاوت را در نظر بگیرید؛ حلقه بزرگ تر که حلقه بیرونی است را نگرانی و آن که کوچک تراست و درونی را تاثیرگذاری می نامیم. حلقه تاثیرگذاری در واقع نماد موقعیت هایی است که می توانید برای آن ها کاری انجام دهید. می توانید بر آن ها تاثیر بگذارید یا بر آن ها مسلط شوید. مانند شغل، وضعیت جسمانی و نگرش اما حلقه نگرانی، یا حلقه بیرونی، نماد شرایطی است که نمی توانید راجع به آن ها اقدامی بکنید؛ مانند اقتصاد، اعمال دیگران، حتی آب و هوا.
عنصرعامل، روی کدام یک متمرکز می شود؟ حلقه درونی. و به نظر شما چه اتفاقی برای این حلقه می افتد؟ بزرگ و بزرگ تر می شود و توانایی تان در تاثیرگذاری بیشتر وبیشتر می شود. به نظر شما عناصر منفعل روی کدام یک تمرکز می کنند؟ روی حلقه بیرونی یا همان حلقه نگرانی. روی موقعیت هایی که هیچ تسلط و تاثیری بر آن ها ندارند.
حلقه تاثیرگذاری موضوع فوق العاده ای است. چون می توانید از آن در انگیزه دادن به خودتان استفاده کنید و بگویید: "مهم نیست اوضاع چگونه باشد، مهم نیست چند تا نه بشنوم، مهم نیست چقدر این مسیر پر دست انداز باشد؛ من تصمیم گرفته ام عامل باشم و تمرکزم را روی حلقه درونی ام بگذارم. روی کارهایی که می توانم در خصوص آن ها اقدام بکنم"
البته اگر صبور باشید و با پشتکار، حلقه تان بزرگ تر خواهد شد و به موفقیت واقعی خواهید رسید. با تمرین روزانه عامل بودن، مسیر را برای موثر شدن هموار می سازید.

نظرات کاربران درباره کتاب هفت عادت بازاریابان شبکه‌ای مؤثر