فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب رهایی از ضربه‌های عاطفی

کتاب رهایی از ضربه‌های عاطفی
ترمیم قلب شکسته

نسخه الکترونیک کتاب رهایی از ضربه‌های عاطفی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب رهایی از ضربه‌های عاطفی

سراسر زندگی این‌گونه است: باید از دست داد تا به دست آورد. تحمل تنهایی قبل از تجربه‌ی عشق بسیار راحت‌تر است. این جمله، بسیاری از ما را با این خاطره‌ی تلخ روبه‌رو می‌سازد که یکی از تجربه‌های از دست دادن، تجربه‌ی عشق‌هایی نافرجام است که ما را با حکایت «سندرم قلب شکسته» آشنا می‌کند، حکایتی که به از دست دادن‌ها دلالت می‌کند؛ از دست دادن عشق، زوج، یا عزیز. ولی همان‌گونه که خواهیم دید حکایت به‌دست آوردن‌ها هم می‌باشد. نوشته‌ی حاضر این حکایت را با همه‌ی پیچ‌وخم‌ها با زبانی ساده نقل می‌کند تا آنانی که از دست دادن را تجربه کرده‌اند و آن را به صورت حملات، آسیب‌های جسمانی و استرس‌های روانی نشان می‌دهند، بتوانند در مسیر سلامت قرار گیرند.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.64 مگابایت
  • تعداد صفحات ۹۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب رهایی از ضربه‌های عاطفی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



سندرم قلب شکسته

قلب برای خود دلایلی دارد، دلایلی که خودش هم از آن ها بی خبر است. اما آیا تو هم برای عاشقیت دلیلی داری؟... عشق فرمانی است که از قلب صادر می شود، از درون می جوشد و این تنها دلیل عاشق شدن است.
پاسکال (۱۶۷۰،م)

از گذشته های دور، بشر همواره به طور ذاتی از وجود نوعی ارتباط بین فشارهای عاطفی و روانی و قلب، آگاهی داشته است. قرن هاست که انسان ها از حوادثی مثل حمله ی قلبی یا مردن بر اثر شکستگی قلب(۱) می هراسند.
شواهد پزشکی نیز مرگ های بی شماری را که بر اثر ایست ناگهانی قلب(۲)(MI) درمواقع ترس، اضطراب و داغ دیدگی به وقوع پیوسته اند، تایید می کنند. در علم جدید نیز ارتباط بین حادثه های آسیب زای طبیعی و غیرطبیعی مثل زلزله، جنگ و حملات قلبی یا ایست های ناگهانی قلب کاملاً مشخص شده اند. اخیرا نیز سندرم جدیدی وارد ادبیات پزشکی و روان شناسی شده است که با اختلال در کارکرد ماهیچه های قلب که در اثر استرس های شدید روانی و جسمانی به وجود می آید، معرفی می شود.
سالیان زیادی بود که علایم این سندرم را به خطا جز علایم حمله ی قلبی به شمار می آوردند. اما به تازگی پزشکان و روان شناسان این علایم را تحت عنوان اختلال خاصی طبقه بندی کرده اند. در این طبقه بندی، در حال حاضر، این علایم به نام حملات «شبه قلبی یا آسیب پذیری قلبی در مقابل فقدان» شناخته شده است.
اصطلاح قلب شکسته اولین بار توسط لیندوال(۳) ابداع شده تا توصیفی باشد برای احساس غم شدیدی که به هنگام اتمام یک ارتباط عاطفی شدید گریبان گیر آدمی می شود. واکنش رایج اکثر انسان ها به جدایی های ناگهانی، نوعی معلق ماندن در میان زمین و آسمان است تا حدی که فرد خود را دور از تمام آرزوهایش می بیند، کنترل خود را از دست می دهد، ناامیدانه تلاش می کند تا خود را به شخص دیگری نزدیک کند و در دریایی از بلاتکلیفی غوطه ور می شود. برای اکثر مردم تشخیص شکستگی قلب در مراحل ابتدایی آن کار آسانی نیست و برای درک این امر که یک فقدان جسمی یا روانی تا چه حد بر فرد تاثیرگذار بوده است، نیاز به گذشت زمان دارد. علاوه بر این، انسان ها به رغم تمام قدرت و خلاقیتی که دارند، همیشه قادر به تشخیص احساسات خود نیستند. فروید در سال های اولیه ی ۱۹۰۰ میلادی، زمانی که موضوع «ضمیر ناهشیار» را مطرح می کند، در این باره به صراحت می گوید که «آن چه مسلم است، این است که «ما دارای احساساتی هستیم که از آن ها آگاه نیستیم». اما گاهی این احساسات علایمی دارند که ما باید با مشاهده ی این علایم، به عواطف اصلی خود پی ببریم.» شاهد سخن این که در بسیاری از روایات و افسانه های تاریخی، افراد پس از مواجه شدن با فقدان یک عزیز، اصطلاحا دق کرده و مرده اند. در صورتی که دیگران دقیقا نتوانسته اند دلایل و یا نشانه های مذکور را درک کنند. در واقعیت هم این مسئله محرز است که انسان ها در بحران هایی مثل از دست دادن عزیزان و یا شکست عشقی، به شدت عکس العمل نشان می دهند.

مطالعات مرتبط با سندرم قلب شکسته

از گذشته های دور مردم معتقد بودند شنیدن یک خبر پرهیجان و دردناک می تواند فرد را دچار حمله ی قلبی کند. اگرچه در گذشته این یک نظر بوده است اما امروزه ارتباط بین قلب، عواطف و حالات روانی انسان به اثبات رسیده است. در دهه ی ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ تحقیقی ۹ ساله روی بیماران بخش قلب بیمارستان های انگلستان نشان داد تعداد مردان متاهل مبتلا به بیماری های قلبی که در حادثه ای همسر خود را از دست داده بودند، ۱۴۰ درصد بیش از سایر مردان متاهل هم سن و سالشان بود که با همسر خود زندگی می کردند. بر این اساس سرگذشت تعدادی از این افراد در مقاله ای تحت عنوان «تاثیر مرگ یکی از زوجین بر دیگری»(۴) منتشر شده که حمله ی قلبی یکی از زوجین منجر به حمله ی قلبی دیگری شده است. اما حمله ی قلبی دوم که مربوط به دیگری بوده است، درواقع یک شبه حمله بوده، به نحوی که پس از آرامشی که ایجاد شد اثرات حملات قلبی به طور کل رفع شد. در این مقاله تصریح شد که نمونه های موردنظر در نتیجه ی یک تهدید ناگهانی و فشار حاد روانی به وجود آمده اند و هیچ حمله ی قلبی واقعی در کار نبوده است. بر اساس تحقیقاتی که محققان انجام داده اند اولین بار گزارش سندرم قلب شکسته در یک روزنامه ی ژاپنی منتشر شده است، اما امروزه این اختلال در بیمارانی با ملیت ها و قومیت های مختلف دیده می شود. با پیشرفت تحقیقات، ابهامات زیادی در خصوص این بیماری برطرف شده است. یکی از محققان این عرصه «جیانی» است که در سال ۲۰۰۶ به این نکته اشاره می کند که بسیاری از بیماران مبتلا به «سندرم قلب شکسته» را خانم های یائسه تشکیل می دهند. در یک تحقیق نظام مند و طولی بر روی سندرم قلب شکسته مشخص شد که ۸۸/ ۸ درصد این بیماران را خانم هایی بین سنین ۵۸ تا ۷۷ سال تشکیل می دهند. به بیان دیگر حدود ۸۰ درصد از این بیماران را خانم هایی با میانگین سنی ۶۰ سال دربر می گیرند. در دهه ی ۸۰ دو محقق به نام «سبلین و هیرچ»(۵) گزارشی منتشر کردند مبنی بر مرگ تعدادی انسان که همه پیش از مرگ دچار آسیب های روحی ـ روانی شده بودند. در کالبدشکافی این اجساد هیچ گونه تخریب داخلی مشاهده نشد به جز این که در اکثر آن ها نوعی «نکروز گسترده ی ماهیچه های قلبی» وجود داشت.
نتایج آزمایش های هورمونی و آنزیمی در این افراد نشان داد که سطح کاتاکولامین ها بالاتر از حد معمول بوده است و این خود شاهدی بر این نکته بود که افراد مذکور تحت تاثیر کاتاکولامین روی عملکرد ماهیچه های قلب شان فوت کرده اند. محققان بر اختلال مذکور «بدکاری ماهیچه ای قلب بر اثر استرس» نام نهادند. این عنوان تا سال ۱۹۹۷ نیز در فرهنگ لغات ادبیات پزشکی مورد استفاده قرار می گرفت. در حالی که در ادبیات پزشکی غرب این اختلال زیاد شناخته شده نبود، در کشور ژاپن مدت ها بود از آن تحت عنوان «اختلالی که در پی یک حادثه ی آسیب زای روحی یا جسمی به وجود می آید و عملکرد ماهیچه های قلب را مختل می کند» یاد می شد. در فوریه ی سال ۲۰۰۵ میلادی مجله ی پزشکی «نیوانگلند» از این اختلال تحت عنوان «مایوپاتی استرس» یاد کرد. اما از آن جا که اکثر بیماران مبتلا به این اختلال پس از مرگ یک عزیز و یا شکست عشقی علایم مذکور را از خود بروز می دادند، خیلی زود این اختلال به سندرم قلب شکسته تغییر نام داد. اختلالی که مدت ها پیش شناخته شده بود. اگرچه این اختلال در میان مردم هم چنان ناشناس باقی مانده بود، اما با به دست آوردن نام جدید خود به ناگاه توجه عده ی کثیری از مردم را به خود جلب کرد (شاید دلیل شهرت آن این بود که درست قبل از روز «والنتاین» به مردم معرفی شد). هنوز یک سال و نیم از نام گذاری این اختلال نگذشته بود که سرفصل و عناوین اکثر مجلات پزشکی را به خود اختصاص داد. در حال حاضر اسامی مختلف این اختلال، گویای ویژگی بارزی است که پیش از این از آن ها نام برده شد. علاوه بر این «کوباسا»(۶) ( ۱۹۷۹ ) بر اساس تحقیقی که روی ۵۷ بیمار مبتلا به سندرم قلب شکسته انجام داد به این نتیجه رسید که میزان شیوع اختلال سندرم قلب شکسته در زنان حدود ۵/۴ برابر مردان است. تحقیقات «کوباسا» در این زمینه نشان می دهد که زنان مجرد و بیوه ی بالای ۴۵ سال به علت به وقوع پیوستن تغییرات گسترده ی هورمونی و فیزیولوژی و به وجود آمدن ویژگی های جدید شخصیتی نظیر احساس ترس از آینده، دلشوره نسبت به از دست دادن سایر اعضای خانواده، حس بدبینی و عدم اعتماد به اطرافیان و ترس از تنهایی، نسبت به ابتلا به این سندرم آسیب پذیرترند.
«کوستاوبایل»(۷) ( ۲۰۰۵ ) طی تحقیقی که روی حدود ۱۰۰ بیمار مبتلا به سندرم قلب شکسته انجام داد به این نتیجه رسید که اختلال مذکور در میان زنان بیوه و مجرد بالای ۵۰ سال شیوع بیش تری دارد. «گوستاوبایل»، چهار ویژگی افراد مبتلا به سندرم قلب شکسته را این گونه طبقه بندی کرد:
الف ـ افراد مبتلا به سندرم قلب شکسته را بیش تر زنان یائسه ی بین ۵۰ تا ۷۰ سال تشکیل می دهند.
ب ـ بیماران مبتلا به سندرم قلب شکسته را افرادی تشکیل می دهند که بر اثر حادثه ای همسر یا یکی از افراد مورد علاقه ی خود را از دست داده اند.
ج ـ بیماران مبتلا به سندرم قلب شکسته را افرادی تشکیل می دهند که در طولانی مدت تحت فشارهای شدید روانی و عاطفی قرار گرفته اند.
د ـ بیماران مبتلا به سندرم قلب شکسته را افرادی تشکیل می دهند که برای مدت های طولانی بدون احساس داشتن حمایت اجتماعی زندگی کرده اند.
«آلاستی و مهربان فر» ( ۱۳۸۶ ) در تحقیقی که در بخش قلب دانشگاه پزشکی جندی شاپور اهواز با همکاری تعدادی از پزشکان انجام دادند به نتایج زیر دست یافتند:
ــ سندرم قلب شکسته با نام اختصاری پزشکی (۸)ABS نوعی اختلال قلبی ـ عروقی است که کاملاً علایم حمله ی حاد قلبی را تقلید می کند.
ــ سندرم قلب شکسته با علامت درد شدید در قفسه ی سینه و تنگی نفس مشاهده می شود.
ــ نتایج آنژیوگرافی بیماران در سندرم قلب شکسته، هیچ گونه گرفتگی عروق توسط پلاکت ها را نشان نمی دهد.
ــ وقوع حوادث ناگوار از قبیل مرگ نزدیکان، شکست عشقی، اطلاع از یک بیماری لاعلاج در خود یا یکی از نزدیکان، ورشکستگی های مالی، حملات آسم(۹)، آندوسکوپی معده، اعمال جراحی طولانی مدت، شیمی درمانی، نیش عقرب، شوک هیپوگلیسمی(۱۰) و بیهوشی از عواملی هستند که زمینه ساز سندرم قلب شکسته اند.

علایم و پیش آگهی سندرم قلب شکسته

سندرم قلب شکسته دارای علایم متعددی است که عبارتند از:

احساس گرفتگی در ناحیه ی قفسه ی سینه، به خصوص سمت چپ: در این حالت فرد دچار تنگی نفس می شود و حس می کند وزنه ی سنگینی به قلب او فشار می آورد. اضطراب سرتاسر وجود فرد را دربر می گیرد، و قلب دچار ضربان های نامنظم و یا تندی و کندی ضربان می شود. گاهی علاوه بر احساس گرفتگی و تنگی نفس، درد شدیدی قفسه ی سینه را فرامی گیرد و موجب هراس فرد و اطرافیان او می شود.

احساس درد در ناحیه ی معده: در این حالت درد شدیدی معده و سایر اعضای گوارشی را دربر می گیرد. فرد دچار سوهاضمه می شود و بازگشت اسید معده به مجرای مری موجب آزردگی زیادی می شود. سیستم عملکرد گوارشی مختل و یا به شدت فعال می شود، به حدی که فرد نیاز به دفع فوری پیدا می کند، یا به شدت دچار کندی فعالیت می شود و او را با مشکلات عدیده ای مواجه می سازد. در این زمان شخص اشتهای خود را تا حد زیادی از دست می دهد و مواد غذایی که در گذشته برای او اشتهاآور بودند، اکنون کاملاً جذابیت خود را از دست می دهند و طی مدت کوتاهی فرد وزن زیادی را از دست می دهد.

اختلال خواب: در این حالت فرد دچار کم خوابی(۱۱) می شود و در اکثر اوقات در به خواب رفتن مشکلات شدیدی پیدا می کند و گاهی ساعت ها برای خوابیدن تلاش می کند. در مواقعی هم که فرد بدون مشکل به خواب می رود، پس از مدت کوتاهی (به خصوص صبح های زود) از خواب بیدار می شود و دیگر قادر به خواب مجدد نخواهد بود. در موارد حاد نیز بعضی از افراد برای روزهای متوالی اصلاً قادر به خوابیدن نخواهند بود و نخوابیدن کافی، عملکرد فیزیولوژیک و متابولیک بدن را به شدت مختل می کند.
گاهی اختلال خواب منجر به پرخوابی در فرد می شود. در این حالت فرد ساعت های متوالی در خواب به سر می برد و برای بیدار شدن هیچ گونه انرژی و رغبتی از خود نشان نمی دهد. پرخوابی همراه با بی اشتهایی نیز عملکرد بدن فرد را مختل می کند و زمینه ساز بیماری های جدی در او می شود.

افسردگی(۱۲): در این حالت فرد غمگین و دل مرده می شود.
هر چند که دو اصطلاح اندوه و افسردگی غالبا با هم هم پوشی پیدا می کنند و به جای یک دیگر به کار می روند اما این دو کاملاً از هم متمایزند. برخلاف اندوه، افسردگی به واسطه ی اطمینان بخشیدن و نصایح مفید دوستان و خانواده تسکین پیدا نمی کند. «دو ویژگی اختصاصی افسردگی عبارتند از: خلق ناشاد (اندوه، نگرانی، ناامیدی و ناراحتی) و فقدان علاقه و لذت در تقریبا همه ی فعالیت های عادی و سرگرمی های فرد. به علاوه دست کم چهار مورد از رفتارها و یا احساسات زیر هم باید وجود داشته باشد: فقدان نیرو، آشفتگی روانی ـ حرکتی یا کندی پاسخ، آن قدر مشخص که از سوی دیگران قابل تشخیص باشد، خستگی، عدم توانایی در تمرکز حواس و افکار مرگ و خودکشی.»
افراد مبتلا به سندرم قلب شکسته معمولاً حادثه ای را که باعث از دست دادن عزیزشان می شود به خود نسبت می دهند و دچار توهم اسنادی منفی هستند. به بیان دیگر این افراد خود را مسئول از دست رفتن عزیز یا محبوب می دانند و دایما در حال سرزنش خود هستند.
از دست دادن احساس خودارزشمندی(۱۳) و ابتلا به درماندگی آموخته شده(۱۴): در این حالت به نظر می رسد که فرد در کنترل محیط خود احساس درماندگی می کند. او فکر می کند که دست به هر اقدامی بزند باز نمی تواند تاثیری در نتیجه ی کار و به بیان دیگر، بازگشت محبوب از دست رفته اش داشته باشد. از دست دادن عزیزی باعث می شود که فرد احساس درماندگی را یاد بگیرد. گاهی فرد احساس درماندگی کلی می کند و گاهی تنها در موقعیت های خاص دچار این احساس می شود. چگونگی برخورد فرد با این موقعیت مشخص می کند که آیا او احساس درماندگی خواهد کرد یا نه.

انکار(۱۵) واقعیت: در این حالت فرد تلاش می کند اتفاقی را که موجب از دست رفتن عزیز یا محبوبش شده است، انکار کند و دایما به خود نهیب می زند که خواب می بیند! او برای پذیرفتن واقعیت، مقاومت به خرج می دهد و سعی می کند با بازگشت به گذشته و خاطرات، از پذیرفتن حقیقت فرار کند.

بروز افکار خودکشی(۱۶): در این حالت افسردگی در فرد باعث ضعف عزت نفس می شود. و این احساس را در او به وجود می آورد که آینده بیش تر از گذشته امیدوارکننده نخواهد بود. این نوع ناامیدی، پیش بینی کننده ی خوبی برای خودکشی نهایی به شمار می آید. در این مواقع فرد فقط به سرزنش خود بسنده نمی کند و از تفکر به سمت عمل حرکت می کند. تهدید فرد به خودکشی خود از بهترین پیش بینی کننده های اقدام واقعی به خودکشی در فرد است.

پیش آگهی و بازگشت در سندرم قلب شکسته

به طور کلی پیش آگهی ابتلا به سندرم قلب شکسته خوب است. میزان مرگ و میر در بیمارانی که تحت مراقبت های پزشکی و روانی قرار گرفته اند تنها در حدود ۱/۱ درصد است.
زمانی که بحث پیش آگهی مطرح می شود، آن چه اهمیت دارد این است که بیمارانی که قبلاً دچار تنش های روانی شده اند، از بیمارانی که قبلاً دچار تنش های جسمانی شده اند، کاملاً مجزا می شوند. در طی ۷ سال گذشته که اطلاعات دقیقی از میزان مرگ و میر این بیماران جمع آوری شده است، هیچ کدام از کسانی که در معرض تنش های روانی قرار گرفته اند، نمرده اند. (جیانی و دیگران(۱۷)، ۲۰۰۶). بیش تر مرگ و میرها مربوط به افرادی بوده است که قبل از ابتلا به سندرم قلب شکسته در معرض تنش های جسمانی (فیزیکی) قرار گرفته اند. درمان این بیماران نیز نتیجه ی مطلوبی دربر داشته است. اگرچه برخی از علایم این اختلال مثل درد در ناحیه ی قفسه ی سینه گاهی نیز ظاهر می شود، اما با توجه به موارد گزارش شده، میزان بازگشت مجدد این اختلال تنها ۵/ ۳ درصد بوده است. (جیانی و دیگران، ۲۰۰۶).

تشخیص سندرم قلب شکسته

اگرچه علامت بالینی مشخصی جهت تشخیص سندرم قلب شکسته موجود نیست، اما با مشاهده ی الگوی بالینی معینی می توان به وجود این اختلال مشکوک پی برد. (انجل(۱۸)، ۱۹۷۱).
الف ـ رویداد آسیب زا
مشخصه ی اصلی سندرم قلب شکسته، وجود یک حادثه ی تنش زای(۱۹) روانی یا فیزیکی حاد است. بیماری که تحت این عنوان مورد بررسی قرار می گیرد، علایمی از اختلالات مزمن از خود نشان نمی دهد. برعکس آن ها افرادی هستند که هیچ گونه سابقه ی قبلی بیماری های مزمن قلبی نداشته و به طور ناگهانی دچار علایمی مثل درد قفسه ی سینه و یا تنگی نفس بعد از یک رویداد تنش زا شده اند. تحقیقات نشان داده اند که رایج ترین حوادث آسیب زایی که می توانند فرد را دچار تنش شدید عاطفی کنند عبارتند از: غم از دست دادن یک عزیز یا شخص مورد علاقه، ترس شدید ناشی از مورد حمله ی سارقان قرار گرفتن، تصادفات اتومبیل و یا صحبت کردن در مجامع عمومی. (سوچیا هاشی(۲۰) ۲۰۰۱).
از سوی دیگر رایج ترین حوادث آسیب زایی که می توانند فرد را دچار تنش جسمی کنند عبارتند از: اختلالات شدید ریوی و تنفسی، تومورهای دستگاه عصبی و اعمال جراحی. اگرچه در بسیاری از موارد وجود یک حادثه ی آسیب زای جسمی یا روحی پیشایند(۲۱)، سندرم قلب شکسته آشکار نیست. اما با دقت و تحقیق بیش تر در تاریخچه ی زندگی این افراد می توان به وجود آن ها پی برد.

نظرات کاربران درباره کتاب رهایی از ضربه‌های عاطفی