فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی

کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی
جلد چهارم

نسخه الکترونیک کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی

ویژگی‌های ذاتی نهادهای اجتماعی، رفع نیازهای مهم و اساسی آدمی از قبیل تأمین امنیت، رفع نیازهای فیزیولوژیک، جامعه‌پذیری و غیره است. اکنون با توجه به تجارب مثبت بین‌المللی و جهانی باید گفت که شهرداری در قامت یک نهاد عمومیِ غیردولتی باید بتواند بعضی از وظایف نهادهای اجتماعی سنتی، به‌علاوه نیازهای مدرن شهرنشینی، ارتقای کیفیت زندگی شهری در شهرهای جهانی مثل تهران را در دایره شهرْ مدیریت و تمشیت کند و نقش فعالانه‌ای در رفع نیازهای شهروندان در حوزه شهری بیابد. به این ترتیب شهرداری مانند دولت به عنوان، نهاد نهادها عمل می‌کند البته در امور شهری. این مطلب به معنی تصدی کلیه وظایف سازمان‌های تخصصی نیست؛ لذا در این همایش به واکاوی مفاهیم مربوطه، تجارب، ایده‌ها و روش‌های تغییر پرداخته می‌شود.

ادامه...

بخشی از کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

شهر، این محصول بشری، مجموعه ای از «کالبد و اجتماع» را دربرمی گیرد و انسان شهرنشین را در سطحی بسیار وسیع و در بستری از ارتباطات پیچیده، به سویی رهنمون می سازد که علی القاعده باید جهت گیری آن در راستای دستیابی او به «کمال انسانیت و حیات طیّبه» باشد؛ چرا که شهر، فقط یک سکونت گاه نیست، بلکه «آبادی» است که باید «روح اجتماع» در آن متبلور شده و هویت بگیرد.
باید پذیرفت که شهر، تجلی گاه «مناسبات و عرصه تولید اجتماعی» است و اساس پیدایش شهر و گسترش شهرنشینی در دنیای امروز برمبنای «همکاری و تعامل نیروهای اجتماعی» ساکن در آن برای «پاسخگویی بهتر به نیازهای مشترک» بوده اما تعمق در سیر و سیره پرفراز و نشیب شهرها، بیانگر آن است که متاسفانه شهر به عنوان یک «محیطِ صرفِ جغرافیایی» که تنها جمعیتی در آن زیست می کنند، نگریسته شده و نه به عنوان یک «سازه اجتماعی» و بستری «پویا و زنده برای تعالی انسان ها» در درون آن؛ و قطعاً تالی چنین نگاهی انسان های درون شهر را ملقب به «شهرنشین» خواهد کرد و نه «شهروند» دارای هویت و روح و روان.
البته، باید اذعان نمود که هر پدیده ای در جامعه شهری ‎ دارای یک «وجه اجتماعی» است که در «ساحت برنامه ریزی شهری» و «ساختار مدیریت شهری» بتوان به گونه ای فعالیت ها را تنظیم کرد که به «توسعه اجتماعی» ذیل محورهای اساسی «معنویت»، «عقلانیت» و «عدالت» کمک کند و طبعاً این امر بیشترین کمک را به ارتقای حس تعلق اجتماعی ، هویت یابی و تامین نیازهای روحی و روانی شهروندان خواهد کرد که متاسفانه خلا این فرایندها در کلانشهرها «محسوس و محرز» است.
کارآمدی سازی شهرداری در ارائه کمّی و کیفی خدمات به شهروندان صرف نظر از «کارکرد اجتماعی» آن، فلسفه رویکرد شهر پایدار را عینیت می بخشد و در این رویکرد ساکنان شهر به عنوان شُرکا و منتفعان اصلی فرایند توسعه خدمات شهری شناخته می شوند که به منظور تحقق آن باید کارکردهای خدماتی را که مبتنی بر زیست شهری استاندارد می باشد، در نظر گرفت؛ زیرا خدمات شهری بخش مهمی از قلمروی شهرداری بوده که همانند «پلی کوچکْ شهر، شهروند و شهرداری» را به هم متصل می کنند و با توجه به این نقش مهم است که باید مدیریت شهری در یابد آسیب شناسی عملکردی، اثربخشی کارکردی اش در فضاهای شهری موجود تا چه اندازه کارآمد و یا ناقص و نامتناسب بوده است.
افزایش «کیفیت زندگی شهری به همراه پررنگ شدن نقش اجتماعات محلی»، از مزایای اتخاذ رویکردهای اجتماعی شهرداری می باشد که اجتماعات محلی را به عنوان «پایه ای اساسی برای توسعه پایدار» می پذیرد؛ اما در رویکرد پیشین، «شهرنشینان» در حد «مردمِ متقاضیِ خدمات شهری» باقی می ماندند؛ لیکن تاکید رویکرد اجتماع محور در مدیریت نوین شهرداری به تبدیل شدن «شهرنشینان به شهروندان فعال» است و در این بین «پدیده خدمات شهری» هم نقشی اساسی دارد.
از آنجا که نگاه مدیریت خردگرای انسان محور به عنوان زیرشاخه ای از گفتمان مدیریت دینی به شهر، شهروند و شهرداری، می طلبد که باید آسایش عینی و آرامش ذهنی شهروندان مورد توجه باشد، ضروری است که گفتمان مدیریت شهری با رویکردی اجتماعی، «پی ریزی» و «پیگیری» شود تا آرمان هایی همچون «شهر انسانی و انسان شهری» محقق گردد؛ ازاین رو می بایست «کالبدِ شهر» و «ساختارِ شهروندی» را اساساً با در نظر گرفتن «کارکرد و عملکرد» اجتماعی شهرداری توسعه دهیم؛ و این به منزله تامین توامان «نیازهای خدماتی» و «خواسته های روحی و روانی» است.
توجه به این امر که شهر و شهرداری با شهروندان معنا می یابد ما را به این امر واقف خواهد کرد که اگر برخی از کلانشهرهای ما و جهان، امروزه با تراکم معضلات اجتماعی که فرساینده کالبد شهر و ساحت شهروندی هستند، شناخته می شوند، دلیل آن چیزی جز «غفلت» از جنبه های اجتماعی در فضای زیست شهری نیست و به همین خاطر بنده بارها تاکید کرده ام که در ساختار مدیریت شهری بایستی درباره سازگار نمودن «تغییرات تکنولوژیک» با «تغییرات اجتماعی» دغدغه دائمی داشت؛ چرا که در رویکرد اجتماعی به مدیریت شهر تاکید می شود که هیچ توسعه و رشد کالبدی در شهر پذیرفته نیست مگر اینکه از قبل درباره ابعاد و آثار فرهنگی و اجتماعی آن فکر شده باشد.
در رویکرد اجتماعی قطعاً به این واقعیت برخواهیم خورد که شهرداری متعهد و موظف است که در منش و روش توسعه گرایانه خود، توامان خلقِ «شهر خوب» و تربیتِ «شهروند خوب» را پیگیری کرده و با پیوند زدن توسعه کالبد شهر با تعالی روحی شهروندان، زندگی شهری را برای آنها مومنانه و زیبا و در نهایت به حیات طیّبه رهنمون سازد.
شهرداری تهران درصدد است تا بتواند نیازهای اجتماعی و فرهنگی شهر و شهروندان را از طریق مطالعه و تحقیق علمی به درستی شناسایی کرده و بین یافته های پژوهشی در سطوح راهبردی و کاربردی و سیاست گذاری و برنامه ریزی و اجرا، پیوند کارآمد و مستمر برقرار نماید که برنامه ریزی و اجرای همایش «شهرداری به منزله نهاد اجتماعی» در این راستا ارزیابی می شود.
تلاش و مساعی ما در چند سال اخیر با کاربست رویکرد اجتماعی همین بوده که «شهر ما انسانی تر» و «انسان های ما شهری تر» از پیش باشند تا در بسط و تعمیق پارامترهایی همچون معنویت، عقلانیت پیشرفت و عدالت دست یافتنی تر از گذشته شود؛ اما این نیاز به همراهی و همدلی نخبگان علمی و عملی دارد؛ به گونه ای که تهران به عنوان الگوی ممتاز الهام بخش دیگر شهرهای ما و جهان اسلام باشد که امید است انتشار کتاب هایی پیرامون موضوع «شهرداری به منزله نهاد اجتماعی» نیز مقوّم گام های ما در این مسیر باشد.آمین.

و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب
محمدباقر قالیباف

مقدمه

تغییر در ماهیت پدیده ها و مسائل کلان استراتژیک یکی از ویژگی های دوران مدرن به شمار می آید. دامنه این تغییر و تحولات در تمامی سطوح خُرد و کلان و در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، بین المللی و مدیریتی مشهود و قابل لمس است. از جمله این مسائل و تحولات، تغییر در ساختار مدیریت شهر است. در اینجا دغدغه ها و مسائل جدیدی از جمله رقابت برای جهانی شدن شهرها، حل مسائل و معضلات شهرنشینی (ترافیک، آلودگی هوا، معضلات اخلاقی، فرهنگی، منابع پایدار مالی، مشارکت شهروندی، مدیریت مسکن و اراضی شهری) برای مدیریت کلان شهرها مطرح می شود و بر این اساس مدیریت شهری به ویژه در کلان شهر موظف و مجبور به تغییر در ساختار اداری ـ نهادی خود و نیز ایجاد تحول در کارکردها و وظایف خود می شوند. در این چهارچوب است که مدیریت شهری باید از وضعیت سنتی و تاریخی خود فاصله بگیرد و از نهادی صرفاً خدماتی و اداری به نهادی پُردامنه و اجتماعی تغییر ماهیت یابد. از آنجا که این تحول به سادگی میسر نیست و به تاملات و بررسی های علمی و پژوهشی نیاز دارد، مشارکت نخبگان و دانشگاهیان برای طی کردن این مسیر و تغییر وضعیت مدیریت شهری حائز اهمیت فراوان است. در همین راستا، شهرداری تهران بر آن شد تا با یاری اساتید، پژوهشگران و دانشگاهیان متخصص در مسائل شهری و علوم اجتماعی، اقتصادی، مدیریت و سایر رشته های مرتبط، همایش تغییر وضعیت شهرداری از نهاد خدماتی به نهاد اجتماعی را برگزار کند.
با توجه به خلا ادبیات در این حوزه، برگزارکنندگان همایش در ابتدا کوشیدند مفهوم محورهای همایش را تنقیح و مشخص نمایند. منظور از تبدیل و یا ارتقا، اصلاح و تغییر وظایف، ماموریت ساختارهای مدیریت شهری تهران از نهاد صرف ارائه کننده خدمات به موقعیت راهبری، تاثیرگذاری، مشارکت جویی و مشارکت طلبی، مدیریت فراگیری مسائل شهری، مدیریت جامع پدیده ها، مسائل، روندها و چالش ها و آسیب های فرهنگی اجتماعی و نهایتاً پذیرش مشروعیت عمومی و حقوقی نهاد شهرداری از سوی نهادهای حاکمیتی و عمومی و شهروندان می باشد. در واقع در این رویکرد شهرداری نباید در کنار سایر نهادهای خدماتی (مثل آب، برق، گاز و...) قرار گیرد و یا صرفاً به عنوان سازمان متولی امور جاری و یا حتی عمرانی شهر شناخته شود بلکه واجد ویژگی ها و صفاتی شود که در سایر نهادهای اجتماعی مثل خانواده، دولت، مذهب، آموزش و پرورش، اوقات فراغت و... قرار می گیرد.
ویژگی های ذاتی نهادهای اجتماعی، رفع نیازهای مهم و اساسی آدمی از قبیل تامین امنیت، رفع نیازهای فیزیولوژیک، جامعه پذیری و غیره است. اکنون با توجه به تجارب مثبت بین المللی و جهانی باید گفت که شهرداری در قامت یک نهاد عمومیِ غیردولتی باید بتواند بعضی از وظایف نهادهای اجتماعی سنتی، به علاوه نیازهای مدرن شهرنشینی، ارتقای کیفیت زندگی شهری در شهرهای جهانی مثل تهران را در دایره شهرْ مدیریت و تمشیت کند و نقش فعالانه ای در رفع نیازهای شهروندان در حوزه شهری بیابد. به این ترتیب شهرداری مانند دولت به عنوان، نهاد نهادها عمل می کند البته در امور شهری. این مطلب به معنی تصدی کلیه وظایف سازمان های تخصصی نیست؛ لذا در این همایش به واکاوی مفاهیم مربوطه، تجارب، ایده ها و روش های تغییر پرداخته می شود.
در پایان باید تصریح کرد شهرداری تهران طی دو دهه گذشته اقدامات مهمی را در این مسیر انجام داده که در اینجا مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در واقع پذیرش مسئولیت هایی چون سلامت شهروندان، آموزش شهروندی، ایجاد فضاهای گذران اوقات فراغت برای شهروندان، ورود به حوزه زنان سرپرست خانوار و سالمندان و همچنین برنامه ریزی و فعالیت اجتماعی برای گروه های سنی از جمله کودکان و سالمندان برای بالا بردن کیفیت زندگی، و ورود به رفع آسیب های اجتماعی در فضاهای مختلف شهری، از مهم ترین اقدامات شهرداری در محورهای مختلف مسائل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بوده که ایجاب می کند شهرداری تهران در شکل نهادی اجتماعی مطرح شود.

اهداف کلان همایش

۱. ایجاد فرصتی برای بازاندیشی و تامل در خصوص تغییر رویکرد و ارتقای وضعیت شهرداری تهران توسط نخبگان و جلب توجه به مردم به این موضوع؛
۲. ایجاد زمینه لازم برای انتخاب راهبردهای کلان و اجرایی مدیریت شهری تهران به منظور ارتقای جایگاه آن از نهاد خدماتی به نهاد اجتماعی؛
۳. جلب مشارکت نخبگان، اساتید و صاحب نظران برای تحقق و ارتقای موقعیت اجتماعی ـ فرهنگی شهرداری تهران.

اهداف خُرد همایش

۱. مرور ادبیات موجود و تجمیع آنها در قالب این همایش؛
۲. بررسی تجارب موفق مدیریت شهری در سایر کشورها برای تبدیل وضعیت مدیریت شهری به نهاد اجتماعی در کلان شهر تهران؛
۳. تعیین و تعریف اهداف و جایگاه مطلوب برای شهرداری تهران به منزله نهاد اجتماعی؛
۴. بررسی راهکارها و راهبردهای مناسب برای حرکت به سمت وضع مطلوب؛
۵. بررسی تجارب و وضعیت موجود در مدیریت شهری.

چهارچوب کلی و مفهوم شناسی



محورهای برگزاری همایش

براساس مباحث مطرح شده در کمیته علمی همایش، محورهای هفت گانه زیر برای برگزاری همایش مشخص شد:

۱. مباحث پایه

۱-۱. مفهوم شناسی؛ تبیین جایگاه و موقعیت، ضرورت ها و ویژگی های مدیریت شهری به عنوان نهاد اجتماعی (ضرورت بازنگری در تعریف شهرداری به منزله یک سازمان خدمات محور)؛
۲ -۱. تبیین نظری شهرداری به منزله نهاد اجتماعی؛
۳ -۱. مطالعه زمینه های لازم برای تحقق مدیریت شهری به منزله نهاد اجتماعی؛
۴- ۱. بررسی تحول جایگاه شهرداری در برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور پس از انقلاب اسلامی؛
۵ -۱. جایگاه شهرداری و مدیریت شهری در نظام حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران (تقسیم کار ملی و محلی)؛
۶- ۱. شهرداری و ارتقای جایگاه شهروندی در مدیریت یکپارچه شهری؛
۷- ۱. شهرداری و بازتعریف نیازهای شهروندی در چشم انداز ۱۴۰۴.

۲. تجارب

۱- ۲. تجزیه و تحلیل تجارب جهانی در تبدیل وضعیت مدیریت شهری از سازمان خدماتی به نهاد اجتماعی (بررسی تطبیقی مدیریت یکپارچه شهری در کشورهای آسیایی و اروپایی)؛
۲- ۲. تجزیه و تحلیل تجارب مدیریت شهری در کلان شهرهای ایران برای ایفای وظایف جدید در قالب نهاد اجتماعی (بررسی ظرفیت ها، امکانات و منابع موجود شهرداری ها)؛
۳- ۲. تحلیل موقعیت کنونی مدیریت شهری از حیث برخورداری از ویژگی های نهاد اجتماعی.

۳. راهبردها و راهکارهای ارتقای شهرداری به مثابه نهاد اجتماعی در شهروندان و شهر

۱- ۳. استراتژی های تحقق نهاد اجتماعی در شهر و شهروندان
۱- ۱ -۳. روش ها و راهبردهای فرهنگی حرکت به سمت شکل گیری نهاد اجتماعی در مدیریت شهری؛
۲ -۱ -۳. روش ها و راهبردهای جلب مشارکت اجتماعی شهروندان در حرکت به سمت شکل گیری نهاد اجتماعی؛
۳ - ۱ - ۳. روش ها و راهبردهای اقتصادی ـ عمرانی و توسعه ایِ حرکت به سمت شکل گیری نهاد اجتماعی؛
۲ -۳. راهکارهای مردمی شدن شهرداری (از مردم، با مردم، برای مردم).

۴. الزامات و زمینه های ارتقای شهرداری به مثابه نهاد اجتماعی در حوزه مدیریت شهری

۱- ۴. اهداف، وظایف و ماموریت های جدید مدیریت شهری در شرایط شکل گیری نهاد اجتماعی؛
۲- ۴. الزامات ساختاری، سازمانی و تشکیلاتی تحقق نهاد اجتماعی؛
۳- ۴. الزامات مدیریتی، منابع انسانی و آموزشی برای تحقق ارتقای شهرداری به مثابه نهاد اجتماعی؛
۴- ۴. بررسی و ارزیابی بسترهای حقوقی ـ قانونی و اداری برای ارتقای موقعیت شهرداری تهران به عنوان نهاد اجتماعی؛
۵- ۴. وضعیت منابع مالی (پایدار) در تبدیل شهرداری به نهاد اجتماعی؛
۶ -۴. ظرفیت تکنولوژی های اطلاعاتی و رسانه ای در مدیریت شهری یکپارچه؛
۷ -۴. نظارت پذیری شهرداری و شرایط شکل گیری نهاد اجتماعی.

۵. چالش ها

۱ -۵. موانع و مشکلات سیاسی و اجرایی ارتقای جایگاه شهرداری به نهاد اجتماعی؛
۲- ۵. تداخل و تعارض های وظایف شهرداری آتی با سایر نهادها و سازمان ها و راهکارهای برون رفت؛
۳- ۵. چالش های مدیریتی، تشکیلاتی و ساختاری؛
۴ -۵. موانع و چالش های حقوقی و قانونی ارتقای جایگاه شهرداری به نهاد اجتماعی؛
۵- ۵. موانع و چالش های اقتصادی و مالی ارتقای جایگاه شهرداری به نهاد اجتماعی؛
۶- ۵. موانع و چالش های فرهنگی و اجتماعی ارتقای جایگاه شهرداری به نهاد اجتماعی؛
۷ -۵. موانع و چالش های نظارتی ارتقای جایگاه شهرداری به نهاد اجتماعی.

۶. ترسیم وضعیت مطلوب شهرداری به منزله نهاد اجتماعی در افق چشم انداز ۱۴۰۴

۱- ۶. وضعیت مطلوب فرهنگی در افق چشم انداز ۱۴۰۴؛
۲ -۶. وضعیت مطلوب اجتماعی در افق چشم انداز ۱۴۰۴؛
۳ -۶. وضعیت مطلوب مدیریت شهری در افق چشم انداز ۱۴۰۴؛
۴- ۶. طراحی شاخص های شهرداری به منزله نهاد اجتماعی در افق چشم انداز ۱۴۰۴.

۷. قدرت، امنیت و سیاست شهری

۱- ۷. رابطه بین قدرت و نشانه های شهری؛
۲ -۷. فضاهای شهری و نقش آنها در امنیت و ناامنی شهری؛
۳ -۷. طراحی شهری در ارتباط با فضاسازی شهری، نشانه سازی و رابطه آنها با قدرت و حکمرانی در شهر؛
۴- ۷. نقش سیاست گذاری شهری در تحقق شهرداری به منزله نهاد اجتماعی.

سازوکارهای اجرایی

به منظور اجرای هرچه بهتر همایش، از طریق معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران و نیز مدیر کل و کارشناسان اداره کل مطالعات فرهنگی شهرداری تهران، اعضای کمیته علمی همایش مشخص شدند که لیست و اعضای آن در ادامه آمده است. اعضای کمیته علمی همایش در خصوص طراحی محورها، انتخاب مسئولان محورها، اعلام نظر در مورد داوری چکیده مقالات و نحوه داوری آنها، سفارش مقالات و در نهایت داوری مقالات، مشارکت فعالانه و مجدانه ای با کمیته علمی همایش مبذول داشته اند که جا دارد از تک تک این عزیزان سپاسگزاری و قدردانی شود. لازم به ذکر است داوری چکیده مقالات و نیز داوری اصلی مقالات با تعیین محورهای نظری، روشی و ویرایشی مشخص انجام شده است.
داوران همایش: دکتر سید رضا صالحی امیری، دکتر علی اصغر محکی، دکتر تقی آزاد ارمکی، دکتر رحمت الله صدیق سروستانی، دکتر مسعود کوثری، دکتر حمید شفیع زاده، دکتر سروش فتحی، دکتر پرویز پیران، آقای سید رضا مصطفوی (مشاور محترم معاونت اجتماعی ـ فرهنگی شهرداری)، سردار مرتضی طلایی (رئیس محترم کمیسیون اجتماعی ـ فرهنگی شهرداری تهران)، احمد مسجدجامعی (عضو محترم شورای اسلامی شهر تهران)، دکتر مهرداد نوابخش، دکتر منصور وثوقی، دکتر سید محمود نجاتی حسینی، دکتر ابراهیم حاجیانی، دکتر محمد سلطانی فر، دکتر داود کریمی، دکتر محمد رضایی، دکتر آیت میرزایی، دکتر حسین ایمانی جاجرمی.

تقدیر و تشکر

کمیته علمی همایش لازم می داند از همکاری کلیه اساتید، پژوهشگران و محققانی که با ارسال مقالات خود بر غنا و محتوای این همایش علمی افزوده اند سپاس گذاری کند. همچنین از کمیته اجرایی همایش که در چاپ و انتشار مجموعه مقالات همایش، قبول زحمت کردند، تقدیر می شود. در پایان از کلیه عزیزانی که در دبیرخانه کمیته علمی برای وصول، ارسال برای داوری، اعمال نظرات داوری، تماس های مستمر با نویسندگان مقاله و آماده سازی آثار، همت و تلاش فراوان مبذول داشته اند، تشکر نماید.

سید رضا صالحی امیری
دبیر علمی همایش

مشارکت شهروندی مهم ترین مولفه تغییر رویکرد شهرداری از سازمانی خدماتی به نهادی اجتماعی براساس تحلیل دستاوردهای دو الگوی «شورایاری» و «مدیریت محله»

محمدرضا طالبی نژاد(۱)

چکیده

مقاله حاضر به تبیین این موضوع می پردازد که در فرایند گذار ماموریتی، ساختاری، عملکردی و ارتباطی شهرداری از یک سازمان صرفاً سیستم محور و خدماتی به یک نهاد فراگیر اجتماعی و مردم محور، اصلی ترین مولفه «مشارکت شهروندان» است و به این سوال پاسخ می دهد که چگونه مشارکت اثربخش شهروندی هم ورودی نهاد اجتماعی شهرداری و هم خروجی و دستاورد آن می تواند باشد؟ بنابراین سوال اصلی مقاله حاضر عبارت است از اینکه چرا، چگونه و بر چه مبنای نظری و تجربی، مشارکت شهروندان مهم ترین عنصر و مولفه نهاد اجتماعی شدن شهرداری است؟ برای پاسخ به سوال مذکور و سوالات فرعی مرتبط با آن با روش تحلیلی و توصیفی و با استناد مستقیم به برخی اهداف، سازوکارهای قانونی و شیوه های اجرایی پیش بینی شده و همچنین عملیاتی شده در جریان طرح شورایاری و طرح مدیریت محله و استناد به داده ها، اطلاعات و نتایج به دست آمده این دو الگوی مشارکتی در شهر تهران تلاش خواهد شد رابطه بین مشارکت شهروندی و نهاد اجتماعی شهرداری تبیین، تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری شود. حاصل آنکه در گذار شهرداری از سازمانی خدماتی به نهاد اجتماعی در حوزه گفتمانی و رویکردی، در حوزه ساختاری و تشکیلاتی در حوزه عملکردی و برنامه ای و حوزه تعاملات درون و برون نهادی با محوریت دادن به مشارکت واقعی، اثربخش، پایدار و فراگیر شهروندان باید تحول و تغییری صورت گیرد نهادسازی در قالب شورایاری ها و مدیریت محله به انجام و تحقق این تحول کمک می کند. بررسی اجمالی این دو تجربه نشان می دهد که توفیقات زیادی در این راه حاصل شده است.
کلیدواژگان: مشارکت، مشارکت اجتماعی، مشارکت شهروندی، سازمان خدماتی، نهاد، نهاد اجتماعی و مدیریت محله.

مقدمه

جهانِ امروز جهانِ تغییر و تحولات فراوان، متکثر و شتابان اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تکنولوژیک با همه پیامدها، عوارض و دستاوردهای مثبت و منفی آن است. این تغییرات، هم ابعاد ذهنی و رویکردی افراد و جامعه را مشتمل می شود و هم ابعاد عینی و ملموس زندگی بشری را در بر می گیرد. از سوی دیگر، این تغییر و تحولات هم در نوع و کیفیت مناسبات و تعاملات بخش های مختلف جامعه، نقش ها و مسئولیت های زمامداران، دولتمردان، سازمان ها و نهادهای سیاسی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، شرح ماموریت ها و وظایف آنها و هم در ذائقه ها، سلایق و انتظارات شهروندان به عنوان ضلع دیگر جامعه اثرگذار است و مناسبات بین مردم و حاکمیت را در معرض تحول و دگرگونی قرار می دهد.
تمدن امروز دنیا، تمدن شهری است و شهرها به عنوان موتور توسعه و تحول، کانون اصلی رخداد تغییر و تحولات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بوده و مرکز تجلی و رونمایی پیامدها و دستاوردهای این تغییرات می باشند.
شهرنشینی یک نمود اجتماعی است که بر اثر تعامل عوامل عدیده و به هم بافته پدیدار می شود. اقتصاد، سیاست، محیط زیست فرهنگ و سایر عوامل دیگر از یکسو بر رشد و کیفیت زندگی شهری تاثیر می گذارد و از طرفی خودِ اینها در شهر به عنوان کانون اصلی تعاملات دچار تغییر و تحول می شوند.
مدیریت شهری به عنوان یک واقعیت مهم و با دارا بودن نقش های پیش بینی امور، طراحی، برنامه ریزی، سازماندهی، اجرای امور و هماهنگی و کنترل فعالیت ها متاثر از این تغییر و تحولات بوده و لازم است دایره گسترده تری از چهارچوب های قبلی و سنتی خود ایجاد نماید و ناگزیر از پرداختن و توجه به برخی مقولات، بیش از گذشته است؛ از آن جمله: منظورکردن منافع ذی نفعان متعدد پیرامون خود، رواج تعاملات در فرایندهای تصمیم گیری و اجرا، بسط مشارکت و حضور شهروندان و نگاهی جامع و فراگیرتر به همه موضوعات و مسائل شهر با همه خصوصیت ها و شرایط آن.
ورود مفاهیم و مولفه هایی مانند حکمروایی مطلوب، سرمایه اجتماعی، مشتری مداری و شهروندمداری، مشارکت شهروندی، توسعه پایدار، اجتماع محوری و... به حوزه مدیریت شهری را باید در راستای مدیریت کردن صحیح تغییر و تحولات حادث شده در شهرها و افزایش انعطاف پذیری و آمادگی مدیریت شهری برای پاسخ گویی به نیازها و اقتضائات جدید دانست.
بررسی وظایف، اختیارات، مسئولیت ها و قلمرو نفوذ و دامنه تاثیرگذاری شهرداری ها در جهان، حاکی از این موضوع است که در گذر زمان، وظایف و ماموریت های این نهاد به طور فزاینده ای توسعه یافته و ماموریت های بیشتر و متنوع تری را در عرصه مدیریت شهری برعهده گرفته اند. الزامات و اقتضائات امروزین به ویژه تحولات اجتماعی و نیازهای مادی و فرامادی زندگی شهری دیگر نقش و کارکرد شهرداری ها را صرفاً به عنوان سازمان های خدماتی برنمی تابد و انتظارات و مطالباتی را در حد نهادهای فرهنگی و اجتماعی از آنها مطرح ساخته است. دیگر شهرداری به عنوان پیمانکاری بزرگ که باید برخی فعالیت های عمرانی، رفاهی و خدماتی شهر را به انجام برسانند، قلمداد نمی شوند، بلکه نهاد و موسسه ای عمومی و به نوعی مردمی هستند که با اتکاء به مشارکت شهروندان، هدایت شهر به سمت توسعه پایدار را عهده دار بوده و به همین دلیل در بخشی از ماموریت های خود انجام فعالیت ها و برنامه های فرهنگی و اجتماعی و متعلقات آن را به عنوان پاسخ گویی به یک مطالبه شهروندی وسیع و فراگیر در دستور کار خود قرار داده اند.
در چنین فضایی، متاثر از شرایط جدید حادث شده، اولاً رویکردها و جهت گیری های مدیریت شهری و شهرداری ها لازم است تغییر و تکامل یابد، ثانیاً در ماموریت ها و فعالیت ها و اقدامات این نهاد تجدیدنظر صورت گیرد، ثالثاً در درون این نهاد از جنبه های تشکیلاتی، انسانی و بودجه ای، متناسب با شرایط، الزامات رویکردی و ماموریتی جدید، تغییر و تحول مثبت صورت گیرد و درنهایت در نوع و کیفیت ارتباطات، تعاملات و مناسبات این نهاد اجتماعی با شهروندان و ذی نفعان به عنوان بازیگران اصلی صحنه تجدیدنظر شود. نهایت اینکه در این ۴ محور طرحی نو و اندیشه ای جدید انداخته و پرداخته شود.
برای ایجاد چنین تغییراتی (رویکردی، ساختاری، ماموریتی و ارتباطی) در شهرداری ها اصول و مولفه های مهمی باید مورد توجه و عنایت بیشتر قرار گیرد که از محوری ترین و مهم ترین این اصول «مشارکت آگاهانه، پایدار و معطوف به اثربخشی مطلوب شهروندی» است که تبیین ضرورت، نقش، چگونگی آن و تحلیل الگوهای مختلفِ اجرا شده در شهر تهران، موضوع اصلی این مقاله است.
مقاله حاضر به تبیین این موضوع می پردازد که در فرایندگذار ماموریتی، ساختاری، عملکردی و ارتباطی شهرداری از یک سازمان صرفاً سیستم محور و خدماتی به یک نهاد فراگیر اجتماعی و مردم محور، اصلی ترین مولفه «مشارکت شهروندان» است و به این سوال جواب می دهد که چگونه مشارکتِ اثربخش شهروندی می تواند هم ورودی نهاد اجتماعی شهرداری و هم خروجی و دستاورد آن باشد؟

طرح مسئله

در سال جاری در حوزه مدیریت شهری متناسب با برخی از تغییر و تحولات و بنا بر درک شرایط و مختصات امروزین، موضوعی که در شهر تهران به ویژه از طرف راس مدیریت اجرایی شهرداری تهران مطرح و به مناسبت های مختلف به بازگویی و تشریح ابعاد آن گاه و بیگاه پرداخته شد، مفهوم «نهاد اجتماعی شدن» شهرداری بود و ضرورت تغییر رویکرد و ساختار شهرداری از سازمانی صرفاً خدماتی به نهادی اجتماعی اگرچه این مفهوم و موضوع نیز مانند بسیاری از مفاهیم و مولفه های دیگر حوزه انسانی و اجتماعی در ابتدای کار خیلی واضح و تبیین شده نبود و ابعاد آن موشکافی نگردیده بود و بنابراین هر کسی از ظن خود آن را می فهمید و توضیح و تفسیر می کرد ـ به خصوص مدیران و کارشناسان بخش های اجرایی ـ اما به مرور وارد ادبیات گفتمانی و اجرایی مدیریت شهری، متخصصین و صاحب نظران حوزه مدیریت شهری به ویژه پژوهشگران و محققین حوزه علوم اجتماعی و دست اندرکاران حوزه فرهنگی و اجتماعی مدیریت شهری گردید و این تلاش ها برای فهم، تبیین، مصداق یابی و بسط آن ادامه دارد که برگزاری همایش «شهرداری به منزله نهاد اجتماعی» خود تلاشی در این راستاست.
همان گونه که اشاره شد از مناظر و زوایای مختلف می توان به این رویکرد و رهیافت جدید مدیریت شهری توجه کرد. از منظر جامعه شناسی، از منظر مدیریتی، از منظر اجرایی و عملیاتی و... عوامل و دلایل زیادی هم به لحاظ مفهومی و تئوریک و هم به لحاظ مصداقی و عینی را می توان برشمرد که هم توضیح دهد چرایی و ضرورت تلقی کردن شهرداری به عنوان یک نهاد اجتماعی و هم پیامدها و نتایج و دستاوردهای نهاد اجتماعی شدن شهرداری را.
اینکه چرا باید شهرداری را نهاد اجتماعی تلقی کرد؟ در سطح جامعه و انتظارات شهروندان و در سطح شرایط حاکمیتی و مدیریتی چه تغییراتی ایجاد شده که باید شهرداری به منظور آمادگی و پاسخ گویی به این مطالبات و شرایط از سازمان خدماتی به نهاد اجتماعی تبدیل شود؟ چه پیش نیازها و الزامات درون سازمانی و برون سازمانی برای گذار شهرداری از سازمانی خدماتی به نهاد اجتماعی لازم است؟ شاخص ها و مولفه های اصلی نهاد اجتماعی شدن شهرداری چیست؟ تجارب و دستاوردها و اقدامات شهرداری تهران در سال های اخیر را چگونه می توان در راستای این تغییر و تحول رویکردی و ساختاری تبیین کرد و راهکارهای پیشنهادی برای تحقق این رویکرد چیست؟ و با چه موانعی در این راه مواجه هستیم؟ اصلی ترین و مهم ترین سوالاتی است که پیرامون موضوع تلقی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی می توان طرح و به هر کدام به طور دقیق و مبسوط جواب داد.

سوالات اصلی نوشتار

مسئله اصلی نوشتارِ حاضر این است که با مفروض دانستن «اهمیت و ضرورت بی بدیل مشارکت آگاهانه، پایدار و اثربخش شهروندان به عنوان مهم ترین عنصر و رکن و مهم ترین مولفه تغییر شهرداری از سازمانی خدماتی به نهادی اجتماعی» با توجه به تلاش ها و تجارب نگارنده در بیش از سیزده سال کار نظری و تجربی در حوزه مشارکت اجتماعی در شهر تهران در دو حوزه شورایاری ها و مدیریت محله و بازشکافی ضرورت ها، دستاوردها و اهداف این دو الگوی فراگیر مشارکت شهروندی در شهر تهران به طرح و بسط این موضوع بپردازد که چرا مشارکت شهروندی مهم ترین مولفه نهاد اجتماعی شهرداری تهران است؟ چه رابطه ای بین تحقق مشارکت شهروندان و نهاد اجتماعی شدن شهرداری وجود دارد؟ و چگونه مشارکت شهروندی هم مهم ترین پیش نیاز و ورودی نهاد اجتماعی شدن شهرداری است؟ و هم مهم ترین دستاورد و رهاورد آن؟ چگونه مشارکت شهروندان می تواند فرایند تبدیل شهرداری به نهاد اجتماعی را تسهیل و سریع و از طرفی نهاد اجتماعی شهرداری چه رسالت و نقش و تاثیری در توسعه مشارکت مردمی دارد؟
بنابراین سوال اصلی مقاله حاضر عبارت است از: «چرا، چگونه و بر چه مبنای نظری و تجربی، مشارکت شهروندان مهم ترین عنصر و مولفه نهاد اجتماعی شدن شهرداری است؟»
برای پاسخ به سوال مذکور و سوالات فرعی مرتبط با آن، با روش تحلیلی و توصیفی و با استناد مستقیم به برخی اهداف، سازوکارهای قانونی و شیوه های اجرایی پیش بینی شده و همچنین عملیاتی شده در جریان طرح شورایاری و طرح مدیریت محله و استناد به داده ها، اطلاعات و نتایج به دست آمده این دو الگوی مشارکتی در شهر تهران تلاش خواهد شد رابطه بین مشارکت شهروندی و نهاد اجتماعی شهرداری تبیین، تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری شود.
برای تحقق این مهم، با استفاده از منابع علمی مرتبط، ابتدا مفاهیمی مانند: نهاد اجتماعی، سازمان خدماتی، مشارکت اجتماعی توضیح و معنا می شوند. ابعاد و اجزای این مفاهیم و ارتباط آنها با یکدیگر با استفاده از نظریه ها و تئوری ها بیان و سپس با توضیح و تبیین موضوع شورایاری ها و مدیریت محله، نقش، اهمیت و جایگاه این دو الگو در شهر تهران در تحقق شهرداری به منزله نهاد اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد. از این منظر آنچه یک سازمان خدماتی و سیستم نهاد را با روابط عمودی، آمرانه و اقتدارگرا به نهادی اجتماعی، مردمی و شهروندمدار تبدیل می کند، اعتقاد آن به مشارکت شهروندی و پایبندی و تعهد عملی برای بهره گیری از ظرفیت مشارکت مردمی و مداخله و مشارکت دادن شهروندان در تصمیم گیری ها، امور اجرایی و پذیرفتن قواعد و هزینه های مشارکت مردم می باشد.
بنابراین «مشارکت شهروندی» در این نوشتار هم متغیر مستقل است، هم متغیر وابسته؛ بدین معنا که: در ابتدای کار (عملی شدن و تحقق رویکرد اجتماعی شدن شهرداری به عنوان متغیر وابسته)، بستگی به (کمیت و کیفیت مشارکت شهروندان به عنوان متغیر مستقل) و میزان توفیق شهرداری در این راه دارد».
در مرحله دوم، نهادینه کردن و گسترش مشارکت های شهروندی به عنوان متغیر وابسته به میزان اعتقاد، تلاش و اهتمام نهاد اجتماعی شهرداری در راه تحقق مشارکت شهروندان به عنوان متغیر مستقل است.
خروجی تحقق مشارکت شهروندان اصلی ترین کارکرد نهاد اجتماعی شده شهرداری [ تبدیل شهرداری از سازمانی خدماتی به نهادی اجتماعی] ورودی مشارکت شهروندان.
وظیفه و تکلیف نهاد اجتماعی شهرداری [ مشارکت شهروندی] وظیفه و تکلیف شهروندان.
انتظار و مطالبه نهاد شهرداری [ مشارکت شهروندی ] حق اساسی شهروندان.

مفهوم نهاد اجتماعی

نهاد اجتماعی را می توان نوع خاصی از ساخت اجتماعی تلقی کرد که موقعیت های منزلتی آن بر محور اموری متمرکز است که اعضای جامعه این امور را مهم و فراگیر تلقی می کنند. هنجارهایی عام برای هدایت رفتارها و مسئولیت ها وجود دارد و کنشگران ایفای وظیفه و نقش خود را یک ضرورت اخلاقی نیز می دانند و هنجارها، ارزش ها و بایدها و نبایدها هدایتگر رفتار هستند (ترنر، ۱۹۷۲). بین این نهادها روابط و همکاری متقابل وجود دارد و ساخت و کارکرد و حوادث یکی بر دیگری تاثیر می گذارد و برعکس.
نهاد اجتماعی واژه ای است در مقابل مفهوم institution که در مواردی آن را به موسسه یا سازمان اجتماعی نیز ترجمه کرده اند. این کلمه از ریشه یونانی instituter به دست آمده که مفهوم آن برقرار کردن، ساختن و ثابت کردن است.
در زبان فرانسه این کلمه به معنای ارگانیسم یا نوعی سازمان اجتماعی است. نهادها دارای کارکردهای اجتماعی ویژه ای هستند و به نحوی مستقل از اراده اعضاء به حیات خود ادامه می دهند؛ هرچند در طول زمان دچار تغییراتی نیز می شوند. نهاد اجتماعی دارای هنجارهایی است که گرایش به اجباری بودن دارند، هدف های آشکاری را تعقیب می کند، هنجارها و هدف های موردنظر و ارزش ها همگی نظامی را می سازند که می تواند تحول یابد اما در عین حال دارای وحدت و انسجام نیز هستند. تعاریف جدیدتر اگرچه تفاوت دارند اما همه متفق القول هستند که نهاد یکی از روش های انجام رفتارهای اجتماعی استقرار یافته است. نهاد اجتماعی از استمرار و دوام در طول تاریخ برخوردار است. نهادها دارای قالب های رفتاری هستند که در سطح فردی بر رفتار افراد جامعه تاثیراتی دارند و این الگوهای رفتاری مبتنی بر اصول قاطع پایدار و مستمری است.
نهادها دارای کارکردهای آشکار و پنهان هستند. ممکن است بعضی کارکردهای آن حتی با هم ناهمساز باشند. ممکن است کارکردهای آنها با همدیگر تداخل نیز پیدا کند به نحوی که نوعی وابستگی داخلی میان آنها موجود باشد و یکدیگر را به طور متقابل حمایت کنند.

برخی تعاریف دیگر از مفهوم نهاد اجتماعی

دکتر منوچهر محسنی جامعه شناس: نهاد، نظامی از تشکیلات، ارزش ها، شیوه های قومی، آداب و رسوم و قوانین است که نقش آن استقرار رفتارهای مناسب اجتماعی برای ایفای کارکردهای اساسی در جامعه است.
دورکیم: نهاد اجتماعی مجموعه ای از اصول و مقررات است که در جامعه بنیان یافته و بر رفتار فرد ناظر است به طوری که سرپیچی از آنها مشکل و گاهی غیرمقدور است. نهادها را مجموعه اعمال افکاری می داند که فرد آنها را ساخته و پرداخته در برابر خود می یابد و آنها خود را کم و بیش برافراد تحمیل می کنند.
مالینوفسکی: نهاد اجتماعی را اجزاء واقعی فرهنگ می داند که دارای حد قابل ملاحظه ای، همراه با دوام، عمومیت و استقلال است.
اگبرن و نیم کف: نهاد اجتماعی را به مجموعه ای از پوشش های اجتماعی اطلاق کرده اند که ناظر بر اهداف و کارکردهای معینی بوده و کل یگانه ای را به وجود می آورد.
رویتر در فرهنگ اطلاعات جامعه شناسی: نهاد نظام متشکل شیوه های عمل و نقش های اجتماعی مبتنی بر یک یا مجموعه ای از ارزش ها و دستگاه تنظیم اجرا و دارای مقررات است.
سامنروکلر: نهاد عبارت از فعالیت حیاتی است که در مجموعه ای از آداب و رسوم و تشریفات محصور می باشد.
هانری پرات: نهاد، نمونه و الگوی رفتاری با دوام، پیچیده، منظم و جامع است که از گذر آن نظارت و کنترل اجتماعی صورت می گیرد و به وسیله آن امیال و نیازمندی های اساسی اجتماعی تامین می گردد.
فرهنگ معین ذیل واژه نهاد، ۱۰ معنای گوناگون ذکر کرده که عبارت اند از: نهادن، استقرار، ادا (پرداخت) سرعت، وضع، بنیاد، رسم، باطن، سنت و قرارداد.
در زبان جامعه شناسی: یک نهاد نه یک شخص است نه یک گروه، نه یک بنا. پاره ای از فرهنگ است، یک قسمت نظام یافته از نوع زندگی یک ملت است. الگوهای رفتاری آشکار و پنهان است که در قالب نقش های اجتماعی و انواع روابط اجتماعی بروز پیدا می کند. روابط اجتماعی عناصر اصلی نهادها را تشکیل می دهند. نهاد پیکربندی configuration الگوهای رفتاری مشترک گروه اجتماعی است که در محور تامین نیاز اساسی آن سامان یافته است.
تعریف کامل نهاد باید شامل مشخصات زیر باشد:
*نهادها هدف دارند و هر کدام از آنها با قصد و نیت تامین یک نیاز اساسی گروه سامان یافته اند.
*محتوای نهادها نسبتاً دایمی اند هرچند مستعد تغییر هستند.
*نهاد ساخت دارد، اجزایی که نهاد را می سازند متقابلاً موقعیت یکدیگر را در کل تقویت می کنند.
*هر نهاد یک ساخت واحد است و به عنوان یک واحد یکپارچه عمل می کند.
*نهاد حامل ارزش است، هنجارهای نهادی دستورالعمل رفتار هستند.
بنابراین تعریف کامل تر اینکه: نهاد ساختی است نسبتاً پردوام از الگوهای رفتاری، از نقش ها و روابط که اشخاص به طرزی التزام آور و یکنواخت برای تامین نیازهای اجتماعی پایه ایجاد کرده اند (نیک گهر، ۲۴۳).

کارکردهای عمومی نهادها

*نهاد، رفتار اجتماعی شخص را ساده می کنند. شیوه های فکرکردن و عمل کردن را در فرایند جامعه پذیری به فرد می آموزند و نهادی می شود.
*علاوه بر شیوه های فکر کردن و عمل کردن، نهادها صورت های آماده روابط اجتماعی و نقش های اجتماعی را در اختیار فرد می گذارند و انتظارات و نقش های فرد را به او یادآور می شوند.
*نهادها به عنوان عامل همبستگی، هماهنگی و ثبات برای مجموع فرهنگ عمل می کنند. دوام و استمرار رفتار فرد را تضمین می کنند.
*بر رفتار افراد و گروه ها نظارت و مراقبت می کنند. به دلیل وجود نهاد و فشار نهادی، فشار اجتماعی روی کسانی که می خواهند از اصول و هنجارهای موردنظر نهادها که بازتاب انتظارات جامعه است تخطی نمایند، زیاد است.
*بدون تصویب و تایید مثبت افراد یک جامعه، یک نهاد نمی تواند اهمیت محوری پیدا کند و هرگونه اختلال در کارکردهای نهاد بازتاب گسترده ای در تمامی فرهنگ آن جامعه خواهد داشت.
همه نهادها با ارزش های اجتماعی درهم آمیخته شده اند. نهاد، نظامی به نسبت پایدار و سازمان یافته از الگوهای اجتماعی است که برخی از رفتارهای نظارت شده و یکسان را با هدف برآوردن نیازهای اساسی جامعه در بر می گیرد (بروس کوئن). عام ترین خصوصیات مشترک نهادها را می توان در سه مقوله: نمادهای فرهنگی، قواعد رفتار و اصول اعتقادی خلاصه کرد.
نهادی شدن: فرایند توسعه نظامی از هنجارها، پایگاه ها و نقش های مشخص و به هم پیوسته است که جامعه آن را پذیرا شده است. از طریق نهادی شدن، رفتارهای خودانگیخته و پیش بینی ناپذیر جای خود را به رفتار نظام یافته و پیش بینی پذیر می دهد. نهادینه سازی هر موضوع اجتماعی علاوه بر درونی کردن آن از سوی اکثریت شهروندان، نیازمند پذیرش آن از سوی قدرت حاکمه و ایجاد سازوکارهای قانونی برای اجرای آن هست. با نهادینه شدن برای تحقق یک کنش در جامعه خواست عمومی افزایش می یابد و سازمان منسجمی تشکیل می شود. به عبارت دیگر، در پدیده نهادینه شدن یک فرهنگ یا ارزش به مجموعه ای از نقش ها و هنجارها در بین شهروندان تبدیل می شود که اجبار اجتماعی و به تعبیر حقوقی، قانون از آن حمایت می کند. با این توضیحات منظور از نهادینه سازی: درونی سازی در بین شهروندان و قانونی سازی آن در سازوکارهای حقوقی جامعه است به گونه ای که وجود آن مفهوم نهادینه شده در جامعه به یک ضرورت اجتماعی تبدیل شود.

سازمان و نهاد و تفاوت آنها

جامعه شناسان، نهادهای اجتماعی و سازمان های رسمی و غیررسمی را از یکدیگر متمایز می دانند، نهادهای اجتماعی نظام های از هنجارها و ارزش هایی است که به جامعه در شناخت و وصول به اهداف معینی کمک می کنند. اهداف نهادهای اجتماعی دامنه گسترده ای دارند و ارزش هایی که از آنها سرچشمه می گیرد اساس شیوه زندگی جامعه است.
سازمان های رسمی: متشکل از گروه هایی از افراد و نه نظام های هنجاری و ارزشی است که تلاش های خود را برای دستیابی به هدف تعریف شده و کاملاً مشخص هماهنگ می نمایند. سازمان های رسمی نسبتاً وسیع بوده، دارای قوانین و مقررات معین و سلسله مراتب مشخصی از اقتدار و مسئولیت هستند.
خودِ سازمان های رسمی به دو نوع: به شدت ساختمند و کمتر ساختمند تقسیم می شوند که وجه متمایزکننده آنها میزان انعطاف پذیری و خودمختاری و میزان مشارکت اعضاء در تصمیم گیری آنهاست.
در فرهنگ لغت از سازمان سه تعریف ارائه شده است: «موسسه ای که برای انجام کارِ معین تاسیس می شود»، «نهاد مستقلی که رئیس آن از سوی بالاترین مقام دولتی یا حکومتی کشور منصوب می شود» و «نظام و برنامه مشخص که گروهی از افراد یا مجموعه ای از نهادها یا دستگاه ها از آن تبعیت می کنند» (فرهنگ سخن).

ویژگی های سازمان دیوان سالارانه

ماکس وبر پنج ویژگی عمده برای دیوان سالاری قائل شده است:
۱. تخصصی شدن کارها؛
۲. صلاحیت های فنی و شایستگی؛
۳. سلسله مراتب؛
۴. آیین نامه ها و مقررات؛
۵. رفتار غیرشخصی.
در تعریف سازمان برخلاف نهاد، جنبه عینی و ملموس و کارکردی آن به صراحت مشاهده می شود و بیشتر با مفاهیمی مانند: تشکیلات، وسایل، ابزار و عوامل انسانی شاغل در آن، هیئت مدیره، ساختمان، جایگاه، اعضاء، روابط اداری و تشکیلاتی، پرداخت دستمزد و انجام وظایفی سازمانی، مشخص و تعریف شده برای رسیدن به هدفی قانونی و مجاز سروکار داریم. سازمان یک ساختار اجتماعی رسمی و پایدار است که منابعی را از محیط پیرامون دریافت کرده و پس از پردازش، آنها را به صورت کالا یا خدمات به محیط باز می گرداند.
سازمان یا نظام اداری و آموزشی را مسئولین، معتمدین، مدیران، سرمایه گذاران و دولت طرح ریزی و پایه گذاری می کنند. یک سازمانِ خدماتی با سازوکارهای مشخص اداری و تشکیلاتی صرفاً به دنبال انجام اهداف سازمان خود و رفع نیازهای پایه، اولیه و روزمره شهروندان می باشد. کمتر نگاه بلندمدت به انواع مطالبات اجتماعی، فرهنگی شهروندان دارد یا اگر چنین رویکردی داشته باشد، قابلیت برنامه ریزی و هوشمندی اجتماعی و فرهنگی را ندارد. مشارکت معنادار و آگاهانه شهروندان در عرصه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، عمرانی و خدماتی برای سازمان با کارکرد کاملاً خدماتی یا اهمیت ندارد یا صرفاً تزیینی، صوری و سطحی است و اولویت دسته چندمی محسوب می شود.
رابطه شهروندان با مدیریت در سازمان خدماتی، رابطه ای منقطع، غیرمستمر، یک سویه و گزینشی است. در طرف دیگر شهروندان هم از سازمان خدماتی، صرفاً انجام بهینه و به موقع یک سری خدمات تعریف شده و توزیع و ارائه امکانات و محصولات خدماتی را دارند و این رابطه هیچ گاه متعامل و حداکثری نیست. روابط درون یک سازمان صرفاً خدماتی عمودی و با شهروندان هم تقریباً آمرانه است.

مروری بر تعاریف و نظریه های مشارکت

مفهوم مشارکت از جمله مفاهیمی است که با رویکرد مثبت به آن در عرصه توسعه و پیشرفت همواره توجه شده و برداشت های مختلف و متعددی از آن صورت گرفته است. تقریباً تمامی تعاریف و برداشت های آن بر روی تاثیر مشارکت در توسعه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی اتفاق نظر دارند.
در فرهنگ لغات و اصطلاحات مختلف در برابر واژه مشارکت معانی مختلف به کار رفته است: اشتراک مساعی، قدرت دادن، سهیم شدن، بسیج مردم، مسئولیت پذیری، واگذاری امور، خودگردانی، تقسیم کار، خودیاری، خوداتکایی، عدم تمرکز معمولاً نیز این مفهوم در کنار واژه «توسعه» به کار رفته است (دری نوگورانی، ۱۳۶۹).
برخی صاحب نظران، مشارکت را به معنای «شرکت فعالانه افراد در حیات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و به طور کلی تمامی ابعاد حیات دانسته اند و تمامی ابعاد حیات را عرصه مشارکت دانسته اند (ساروخانی، ۵۲۱) در بسیاری از نوشته ها، کنش مشارکتی از طریق سه شاخص محوری از کنش غیرمشارکتی تفکیک شده است: الف. داوطلبانه بودن؛ ب. آگاهانه بودن؛ ج. مسئولیت پذیری.
قرن بیست و یکم را قرن همیاری و مشارکت نام نهاده اند و با هدف شناخت عمیق تر این مفهوم، طبقه بندی های مختلفی از آن ارائه شده است که رایج ترین آن مشارکت اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی می باشد.
مشارکت اجتماعی، از انواع مهم مشارکت محسوب می شود. اگرچه تمامی اشکال مشارکت دارای نوعی رابطه اجتماعی هستند و بحثی جامعه شناختی به شمار می آیند اما عرصه هایی که به عمل متقابل افراد و گروه های اجتماعی با محیط پیرامونشان مربوط است، موضوع مشارکت اجتماعی است. مشارکت های محلی، روستایی، شهری، انواع انجمن ها، اجتماعات، گروه ها، سازمان های داوطلبانه و غیردولتی، حقوق شهروندی در وجوه اجتماعی آن و... از مظاهر مهم مشارکت اجتماعی به شمار می رود.
مشارکت اجتماعی: فرایندی است که از طریق آن اجتماع، جماعت یا گروه به هم می پیوندند تا عملکردهای مورد انتظار یا موردنیاز را به اجرا درآورند. همچنین فرایندی است که از طریق آن شخصیت انسانی شکل می گیرد و فرد برای زندگی گروهی آماده می شود (دری نو گورانی، ۱۳۶۹: ۳۵). مشارکت اجتماعی در معنای وسیع آن در بردارنده انواع کنش های فردی و گروهی به منظور دخالت در تعیین سرنوشت خود و جامعه و تاثیر نهادن بر فرایندهای تصمیم گیری درباره امور عمومی است (رضایی، ۱۳۷۵: ۵۴).

تبیین مختصر مشارکت اجتماعی از منظر جامعه شناختی

نظریه ها و تئوری های متعددی در باب تبیین موضوع مشارکت اجتماعی وجود دارد که با رهیافت های مختلف و مبتنی بر بینش و متدولوژی خاص خود به شرح و تفسیر موضوع پرداخته اند. نظریه های اختیار عاقلانه، عمل جمعی، تفسیرگرایی، ساختارگرایی و کارکردگرایی، نظریه همراه ساختن، نظریه مشورتی، نظریه درمان، آموزشی، نظریه قدرت جامعه و... هر کدام از منظری به کالبد شکافی مشارکت پرداخته اند.
نظریه «اختیار عاقلانه» کنش مشارکتی افراد را محصول اغراض و معتقدات و انتخاب عاقلانه آنها می داند و بر این اعتقاد است که بروز اعمال دسته جمعی، وجود نهادهای بادوام اجتماعی و شرکت در فعالیت ها و برنامه های اجتماعی حاصل جمع و محاسبات عقلانی افراد می باشد (سعیدی، ۱۳۸۱: ۲۰).
طرفداران تئوری «عمل جمعی» قائل به نوعی تناقض میان عقلانیت فردی و عمل جمعی هستند. آنان محصول عمل جمعی را از نوع «کالاهای همگانی» (کالاهایی که غیرقابل قسمت کردن است و کسی را نمی توان از استفاده کردن از آن محروم کرد مثل آب و هوا) می دانند و معتقدند که انسان های عاقل و نفع طلب به دنبال منافع عمومی گروه خود نیستند. آنها از جمله مکنون اولسون بر این باور هستند که در رفتار گروهی و مشارکتی انگیزه ای عقلانی برای طفیلی گری و سربار دیگران شدن، وجود دارد (همان: ۲۱).
بدین صورت که هریک از مشارکت کنندگان که می توانند در تامین نفع مشترک سهیم شوند، ترجیح می دهند که خودشان سربار دیگران شوند اما دیگران چنین تصمیمی نگیرند.
«تفسیرگرایان» هنجارها، ارزش ها، مبانی فرهنگی، باورها و رویکردهای مذهبی، دینی را مبنای تصمیم گیری افراد برای مشارکت، همکاری و همیاری در فعالیت های اقتصادی، اجتماعی می دانند. بنابراین برای فهم افعال و رفتارهای مشارکتی یا غیرمشارکتی به فهم معانی و ارزش هایی که رفتارکنندگان به آنها استناد می کنند، نیازمندیم.
«کارکردگرایان» نهادهای مشارکتی را برحسب آثاری که بر نظام اجتماعی می گذارند، تبیین می کنند. سازمان ها، گروه ها و تشکل ها، نهادهایی هستند که از مشارکت کنندگان تاثیر می پذیرند و از سوی دیگر بر همدیگر و به نوبه خود بر جامعه تاثیر می گذارند. از این دیدگاه مشارکت و نهادهای مشارکتی زمانی در جامعه گسترش می یابد که در بقا و تعادل جامعه اثرگذار باشد.
از نظر «ساختارگرایان» ساختارهای اجتماعی و نظام ها رفتارهای مشارکتی را هدایت یا محدود می کنند و عامل مشارکت را در نظام های مدیریتی جستجو می کنند. این گروه، ساختارها و چهارچوب های قانونی را دارای نقش اساسی در گسترش مشارکت می دانند و به همین دلیل بر نهادینه شدن مشارکت و وجود چهارچوب های قانونی تاکید می نمایند.
نظریه «قدرت محله ای» به بعد اعمال قدرت در محله توجه می کند و قدرت محوری ترین موضوع در این تئوری است.
نظریه «همراه ساختن» معتقد است که اصولاً ساکنین محلی و مردم قادر نیستند که نقش سازنده ای درجهت انجام پروژه ایفا نمایند. لذا مشارکت آنها می تواند تنها درجهت کاهش ضدیت آنها با انجام پروژه ها از طریق دخالت صوری آنان باشد.
نظریه «مشورتی» ارتباط با مردم و شهروندان جهت آشنایی با افکار و ارزش های آنها را یکی از مقتضات برنامه ریزی می داند و بر سه روند تاکید دارد: اطلاع رسانی به ساکنین در مورد گزینه های موجود، اخذ نظرات شهروندان و لحاظ کردن افکار جامعه در طرح ها و برنامه های نهایی (علوی تبار، ۱۳۷۹: ۸۹).
نظریه «درمان، آموزشی اجتماعی» معتقد است که مشارکت مردمی زمینه آموزش و تربیت شهروندان را مهیا می سازد و بر این اصل استوار است که تنها با مشارکت دادن و دخیل کردن ساکنین محلی، شهروندان می توانند بهبود بخشیدن به وضعیت خود را به دست بیاورند.

کارکردهای مشارکت اجتماعی

کارکردهای مختلف و متنوع را می توان از ابعاد روانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، ذهنی و عینی برای مشارکت متصور شد از جمله:
*شنیدن صدای دیگران را آسان می سازد.
*ایستادگی و مقاومت را در برابر دگرگونی و نوسازی کاهش می دهد.
*احساس مسئولیت بیشتری ایجاد می کند.
*احساس وابستگی، تعلق و علاقه مندی را تقویت می کند.
*کناره گیری و نفوذ را از بین می برد.
*فرهنگ سکوت را می شکند (طوسی، ۱۳۷۲: ۸).
*بهره وری را افزایش می دهد و رشد و توسعه را شتاب می بخشد.
*هزینه ها را کاهش می دهد.

عناصر و متغیرهای اثرگذار مشارکت اجتماعی

*وجود فرهنگ و زمینه های فرهنگی بسترساز مشارکت؛
*احساس مسولیت شهروندی؛
*احساس تعلق و هویت فردی و جمعی؛
*سطح بالای آگاهی های عمومی در جامعه؛
*وجود میزان در خور توجهی از اعتماد و اطمینان متقابل بین دولت و شهروندان؛
*پذیرش مشارکت اجتماعی توسط مقامات و مسئولین؛
*وجود نهادهای شکل دهنده، گسترش دهنده و جلب کننده مشارکت شهروندان؛
*رفع موانع قانونی، اداری و اجرایی موجود بر سر راه مشارکت شهروندان؛
*چربش فواید مشارکت در ابعاد مختلف بر هزینه های آن در محاسبه و ارزیابی شهروندان؛
*وجود عناصر و مولفه های اصلی سرمایه اجتماعی، همدلی، همکاری، همبستگی، اجتماعی شبکه های اجتماعی، روابط اجتماعی ایثار، دیگرخواهی، مدارا، گفت وگو؛
*مهیا بودن عوامل اقتصادی و انگیزه های مادی برای مشارکت اجتماعی؛
*پذیرش اصل فعالیت داوطلبانه اجتماعی توسط شهروندان؛
*آگاهی، آموزش و توانمندسازی شهروندان در زمینه اهداف، ضرورت ها، کارکردها، فنون و تکنیک های مشارکت در عرصه های مختلف جامعه؛
*به رسمیت شناختن و تحمل تنوع افکار و دیدگاه ها، عقاید، سلایق و روش های مختلف شهروندان؛
*محلی گرایی؛
*حمایت سیاسی و مدیریتی؛
*سیستم های اطلاع رسانی به روز متقابل؛
*مشخص بودن آورده ها و سرمایه های هر بخش در شراکت اجتماعی؛
*پذیرش گفت وگو، اقناع و اجماع مشترک برای اتخاذ راه حل های مشترک برای رفع نیازهای مشترک.



اکنون با مرور دستاوردهای «شورایاری محلات» و «مدیریت محله» به بیان تاثیر این دو تجربه در افزایش سطح مشارکت شهروندان و تحقق بخشیدن شرایط، الزامات و پیش نیازهای لازم برای تبدیل رویکرد و ساختار شهرداری از سازمانی خدماتی به نهادی اجتماعی می پردازیم.

الف: برخی از ضرورت ها و چرایی تشکیل شورایاری ها و مدیریت محله

*ایجاد و تکمیل فرایند مشارکت آگاهانه و پایدار شهروندان، به عنوان مهم ترین مولفه تغییر رویکرد شهرداری از سازمانی خدماتی به نهادی اجتماعی.
*ضرورت های اجتماعی و فرهنگی برای گسترش و نهادینه کردن مشارکت شهروندان در حوزه مدیریت شهری.
*ضرورت ها و دلایل اقتصادی مشارکت شهروندان.
*ضرورت ها و الزامات متاثر از مردم سالاری دینی برای حضور، مشارکت و اعمال اراده مردمی.
*ضرورت ها و الزامات ناشی از تغییر و تحولات محیطی.
*ضرورت های مدیریتی و اجرایی تمرکززدایی، تراکم زدایی، کم شدن تصدی گری، واگذاری امور و برون سپاری.
*تغییر نگاه شهروندان به مدیریت شهری و تبدیل شدن مشارکت شهروندی به یک مطالبه مردمی و شهروندی.
*شرایط خاص محیطی، اجتماعی، اقتصادی، جغرافیایی، جمعیتی و فرهنگی شهر تهران به عنوان یک کلان شهر.
*متفاوت بودن و متنوع بودن مسائل و مشکلات موجود در سطح ۳۷۴ محله تهران که هر کدام نسخه ای مختص به خود می خواهد.
*تطابق هرچه بیشتر تصمیمات مدیریت شهری با خواسته ها و مطالبات اولویت دار شهروندان.

ب: دستاوردها و کارکردهای شورایاری ها در جلب، تقویت و گسترش مشارکت شهروندان (در طول ۳ دوره)

۱. مشارکت مستقیم در شناسایی، دسته بندی و اولویت گذاری مسائل و چالش های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، رفاهی، خدماتی، ورزشی و ترافیکی.
۲. ایجاد ظرفیت های جدید برای مشارکت شهروندان در سطح محلات (ظرفیت سازی نهادی، ساختاری).
۳. تقویت فرهنگ همکاری، مشارکت و همیاری و کار مبتنی بر خرد جمعی در سطح محلات و در بین اقشار مختلف (ظرفیت سازی رویکردی).
۴. فراهم کردن زمینه های لازم برای طرح و بیان دیدگاه ها، نظرات و مشاوره های شهروندی (مشارکت در تصمیم سازی).
۵. فراهم کردن بستر لازم برای ظهور و بروز و معرفی توانمندی ها و ابتکارات و خلاقیت های مختلف فرهنگی و اجتماعی، هنری.
۶. بسط و گسترش تعاملات و ارتباطات مردمی، دستگاه های مختلف اجرایی به ویژه شهرداری در سطح نواحی و محلات.
۷. جلب مشارکت شهروندان (انواع مختلف مشارکت) مشارکت فکری، زبانی، مشارکت همدلانه، مشارکت در تصمیم گیری، مشارکت اجرایی، مشارکت مالی، مشارکت در نظارت، کنترل و نگه داری.
۸. تسریع و تسهیل در انتقال مطالبات و خواسته های شهروندان به مدیریت اجرایی، دستگاه ها و مدیریت شهری.
۹. فراهم کردن فضای گفت وگو، پرسشگری و بالابردن آستانه حساسیت مردم به عملکردها و فعالیت های مدیریت شهری.
۱۰. محقق کردن نظارت فراگیر شهروند در سطح محلات.
۱۱. فعالیت موثر در آموزش های شهروندی و ارتقاء سطح بینش، دانش و مهارت های شهروندی.
۱۲. اعمال مراقبت های عمومی شهروندی در حوزه های مختلف از طریق بالابردن احساس مسئولیت شهروندی.
۱۳. تقویت حس تعلق، هویت و همبستگی اجتماعی در سطح محلات (به عنوان پیش نیاز شکل گیری مشارکت اجتماعی).
۱۴. تقویت سرمایه اجتماعی در سطح محلات از طرق مختلف (به عنوان یکی از مولفه های اصلی مشارکت اجتماعی).
۱۵. سوق دادن مدیریت اجرایی شهری به مسئولیت پذیری، نظارت پذیری و پاسخ گویی بیشتر و مطلوب تر.
۱۶. حل و فصل فهرست فراوانی از مشکلات، مطالبات و نارسایی های موجود در محلات در زمینه های خدمات شهری، ترافیکی، فرهنگی، اجتماعی، رفاهی، ورزشی، عمرانی، اقتصادی، کالبدی، شهرسازی و... در سطح ۳۷۴ محله از طریق تلاش ها، پیگیری ها و همکاری شورایاری ها.
۱۷. درگیر ساختن بیشتر شهروندان با مسائل و مشکلات محله خودشان، کمتر شدن فضای بی تفاوتی و بی توجهی، ناامیدی و یاس و احساس نیاز بیشتر به مشارکت و مسئولیت پذیری در قبال مسائل جامعه.
۱۸. تراکم زدایی، تمرکززدایی و توزیع قدرت در لایه های پایین جامعه.
۱۹. شناخت و معرفی بسیاری از استعدادها، توانمندی ها و به اصطلاح گنجینه های محله در حوزه های مختلف.
۲۰. محله محورشدن بسیاری از برنامه ها، تصمیمات و فعالیت های مدیریت شهری.
۲۱. ترویج گفتمان مردم سالاری دینی، مشارکت جویی و مشارکت پذیری.
۲۲. تعدیل کردن و منطقی تر ساختن فضای طرح مطالبات و مشکلات شهروندان و توجه دادن شهروندان به درک بهتر محدودیت ها و معذورات سازمانی و بودجه ای مدیریت شهری.
۲۳. فراهم کردن شرایط مساعد برای حضور مسئولین بخش های مختلف دستگاه های اجرایی ملی به حضور در جلسات شورایاران، شنیدن صدای آنها و مطالبات آنها و طرح درخواست ها و مشکلات مردم به نمایندگی از آنها، دستگاه هایی مانند: آب، برق، گاز، مخابرات، فاضلاب، نیروی انتظامی، بهزیستی، کمیته امداد و...
۲۴. تلاش برای افزایش سرانه های فرهنگی، خدماتی، اجتماعی، ورزشی، هنری، اقتصادی، در سطح محلات و توسعه و آبادانی محلات که کاملاً قابل مشاهده و رصد است.
۲۵. سازماندهی ظرفیت های موجود در محلات در حوزه مشارکت های اجتماعی حول محور شورایاری ها مانند کانون های داوطلب، سمن ها، گروه های اجتماع محور، خیریه ها.
۲۶. انتقال بسیاری از سیاست ها، تصمیمات، مصوبات و فعالیت های شورای شهر، شهرداری و سایر دستگاه ها در سطوح مرکزی به سطوح مردمی و محلی و عمل کردن شورایاران به عنوان یک هسته ارتباطی، اطلاع رسانی و متعامل با مردم و مدیریت شهری.
۲۷. عملکرد شورایاری ها به عنوان چشمان بینا و دیده بانان خوب محلی و کاهش برخی از تخلفات به دلیل حضور مشارکت و نظارت شورایاری ها.

نظرات کاربران درباره کتاب مجموعه مقالات همایش علمی شهرداری به منزله نهاد اجتماعی