فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مدیریت شهری و سبک زندگی

کتاب مدیریت شهری و سبک زندگی

نسخه الکترونیک کتاب مدیریت شهری و سبک زندگی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب مدیریت شهری و سبک زندگی

شهرهای امروزین و به‌ویژه کلان‌شهرها، موجودیت‌هایی بسیار پیچیده‌اند که همراه با گذر تاریخی آنها به سوی این پیچیدگی، ادراکات و شناخت‌های متفاوت و روزبه‌روز پیچیده‌تری نیز از آنها پدیدار شده است. قریب به پنج‌دهه پیش‌تر، شهرها هویت‌هایی فیزیکی با غلبه زیرساخت‌های خدمات شهری و موجودیت‌هایی قابل دستکاری که تغییرات در آنها به قصد ایجاد حداکثر نفع کارکردی صورت می‌گرفت، تلقی می‌شدند. برنامه‌ریزی شهری در معنای برنامه‌ریزی فضایی، جایابی و مکان‌یابی برای استقرار کاربری‌ها، و تحلیل‌های اقتصادی، رویکرد غالب به شهرها را تشکیل می‌داد. با چنین رویکردی، اداره کردن شهر بر اساس مدیریت زیرساخت‌ها و متغیرهای فضایی ـ اقتصادی در اولویت بود. اما با گذر این سال‌ها، محیط‌های شهری با انبوهی از مشکلات مواجه شدند، برنامه‌ریزی‌های فضایی نتوانستند اهداف مطلوب را محقق سازند، مشکلات زیست‌محیطی به ساختارهای شهری هجوم آوردند. مطالعات نشان داد که بهبود زیرساخت تکنولوژیک و خدمات شهری، نه بدون مردم ممکن است و نه این اقدامات باید در خدمت چیزی جز مردم باشند.

ادامه...

بخشی از کتاب مدیریت شهری و سبک زندگی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

شهرهای امروزین و به ویژه کلان شهرها، موجودیت هایی بسیار پیچیده اند که همراه با گذر تاریخی آنها به سوی این پیچیدگی، ادراکات و شناخت های متفاوت و روزبه روز پیچیده تری نیز از آنها پدیدار شده است. قریب به پنج دهه پیش تر، شهرها هویت هایی فیزیکی با غلبه زیرساخت های خدمات شهری و موجودیت هایی قابل دستکاری که تغییرات در آنها به قصد ایجاد حداکثر نفع کارکردی صورت می گرفت، تلقی می شدند. برنامه ریزی شهری در معنای برنامه ریزی فضایی، جایابی و مکان یابی برای استقرار کاربری ها، و تحلیل های اقتصادی، رویکرد غالب به شهرها را تشکیل می داد. با چنین رویکردی، اداره کردن شهر بر اساس مدیریت زیرساخت ها و متغیرهای فضایی ـ اقتصادی در اولویت بود. اما با گذر این سال ها، محیط های شهری با انبوهی از مشکلات مواجه شدند، برنامه ریزی های فضایی نتوانستند اهداف مطلوب را محقق سازند، مشکلات زیست محیطی به ساختارهای شهری هجوم آوردند. مطالعات نشان داد که بهبود زیرساخت تکنولوژیک و خدمات شهری، نه بدون مردم ممکن است و نه این اقدامات باید در خدمت چیزی جز مردم باشند. هم زمان، رسانه ای شدن و انبوه شدن تولید محصولات فرهنگی، پیدایش جنبش های اجتماعی جدید، بروز خواسته های جدید در آدمیان عصر مدرن، و ناخرسندی هایی که برای افراد در محیط های شهری پدید آمد، نیازها و مطلوب های دیگری برای محیط های شهری و انسان های حاضر در آن خلق کرد. در ادبیات توسعه نیز به تدریج جایگاه توسعه انسانی، توسعه اجتماعی، فرهنگ و توسعه، سرمایه اجتماعی، و خلاصه محوریت انسان، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی به عنوان ترکیبی از عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، زیست محیطی بروز کرد. طبیعی بود که رویکردهای جدیدی در مدیریت شهری بروز کنند تا بشود صورت بندی نوینی از مسائل، اولویت ها و اهداف مدیریت شهری ارائه داد و بر مبنای آنها برای مدیریت شهری برنامه ریزی کرد.
این تحولات اصلاً بدان معنا نبوده که جایگاه تکنولوژی، اقتصادی، و برنامه ریزی فضایی در شهرها کم رنگ شده است. مدیریت شهری، متخصصان شهری و تکنولوژیست ها دائماً ابزارهای جدیدی برای بهبود سیستم های حمل و نقل، کاهش آلودگی زیست محیطی، بهبود ارتباطات، کم هزینه تر کردن خدمات شهری، و سایر نیازمندی ها ارائه کرده اند، اما مسئله این است که باید همه این دستاوردها در کنار توجه به انسان، هدف قرار دادن کیفیت زندگی انسان، مشارکت مردمی در اداره و پیشبرد امور شهری، و تقویت فضای زیست مدنی نگریسته شوند.
شهر تهران و مدیریت شهری آن نیز در چند دهه گذشته، حرکت تدریجی از رویکردهای اقتصادی ـ فنی به مدیریت شهری تا رویکردهای جدید انسان محور را پشت سر گذاشته است. این شهر و مردمانش در عصر جدید و با ضرورت هایی که گفته شد حضور دارند، و توسعه پایدار این شهر و ارتقای کیفیت زندگی مردم آن مستلزم همسو شدن با جهات جدید در مدیریت شهری در جهان، و هم زمان لحاظ کردن مشخصات بومی ایران و این کلان شهر بوده و هست. از همین رو، شهرداری تهران در هشت سال گذشته (دوره مدیریت دکتر قالیباف) کوشیده است ابعاد گوناگونی از رویکرد مبتنی بر اولویت «انسان، جامعه و فرهنگ» در مدیریت شهری را برای ارتقای کیفیت زندگی در این کلانشهر به کار بگیرد. در اساس، چهارده رویکرد، راهنمای تدوین برنامه ها و فعالیت ها جهت تحقق چشم انداز فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران بوده اند. این رویکردها عبارتند از:
۱. توسعه مدیریت اجتماعی و فرهنگی؛
۲. تولید اندیشه و دانش شهری؛
۳. تقویت هویت اسلامی، انقلابی و ایرانی شهر تهران؛
۴. ارتقای فرهنگ عمومی و باورهای دینی شهروندان؛
۵. توسعه مشارکت های شهروندی؛
۶. تحکیم بنیان خانواده؛
۷. بهبود سبک زندگی شهروندان؛
۸. توسعه فرهنگ شهروندی؛
۹. توسعه گروه های اجتماعی و توانمندسازی اقشار آسیب پذیر؛
۱۰. ترویج جامعه سلامت محور؛
۱۱. توسعه آموزش شهروندی؛
۱۲. توسعه ورزش همگانی؛
۱۳. توسعه و تقویت اقتصاد فرهنگی شهر؛
۱۴. توسعه فضاهای اجتماعی و فرهنگی.
تغییر رویکرد به مدیریت شهری و داشتن نگاهی اجتماعی و فرهنگی، علاوه بر آنکه تغییر در نگرش به شهر را نیاز داشته، مستلزم مداخله شهرداری در حیطه های مرتبط با این رویکردها و انجام اقداماتی نیز بوده است. این اقدامات بر سه بنیان متفاوت بنا شده و ضرورت یافته اند. تمایل مدیریت شهری در این دوران برای تحقق توسعه پایدار، ایجاد حکمرانی خوب شهری و تبدیل کردن شهرداری به نهاد اجتماعی و نه صرفاً سازمانی خدماتی، ایجاب می کرده که شهرداری الزامات نظری چنین رویکردی را نیز پذیرا باشد. نمی توان مدعی تحقق توسعه پایدار، حکمرانی خوب شهری و گذر به شرایط ایجاد نهاد اجتماعی بود و به مقولات اجتماعی و فرهنگی گفته شده بی توجهی کرد؛ هرچند همه اقدامات شهرداری در این عرصه ها برآمده از الزامات نظری نبوده است.
شهرداری تهران ذیل مجموعه ای از اسناد فرادستی و الزامات حقوقی و قانونی عمل می کند. در این اسناد، وظایفی برای شهرداری تعریف شده که برخی از مهم ترین آنها ماهیت اجتماعی و فرهنگی دارند. بدیهی است چنین اسنادی معمولاً شیوه تحقق بخشیدن به اهداف یا نوع رویکرد لازم برای رسیدن به آنها را مشخص نمی کنند؛ بنابراین، رویکرد نظری مدیریت شهری در این دوران که بر آمده از الگوهای نوین توسعه بوده، مکملی برای این اسناد و الزامات بوده است.
با این همه، شرایط محیطی نیز شهرداری تهران را به مداخلات اجتماعی و فرهنگی واداشته است. تهران کلانشهری با آسیب های اجتماعی، سرانه فعالیت و مصرف فرهنگی اندک، غلبه الگوهای سبک زندگی نامتناسب با دنیای جدید و مطلوب های توسعه، مشارکت نامناسب گروه های اجتماعی در مدیریت شهر، و البته انبوهی از کاستی های اجتماعی و فرهنگی بوده و هست. بنابراین جدای از ملاحظات نظری و الزامات اسناد فرادستی، مدیریت شهری اقدامات ضروری ای را باید انجام می داده است. بر همین اساس، می توان مدعی شد شهرداری تهران بنا بر ملاحظات نظری، الزامات حقوقی و قانونی و شرایط محیطی که در آن مدیریت شهری اعمال می شده، نسبت به انجام برخی فعالیت های اجتماعی و فرهنگی اقدام کرده است.
کتاب حاضر با عنوان مدیریت شهری و سبک زندگی، مجلدی از میان ۱۴ جلد آثاری است که به مستندسازی و ارزیابی تحلیلی و انتقادی مجموعه فعالیت های شهرداری تهران در سال های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ در حیطه اجتماعی و فرهنگی، و بر اساس رویکردهای چهارده گانه ای که اشاره شد می پردازند. آثار این مجموعه، الزامات مداخله شهرداری در هریک از مقولات اجتماعی و فرهنگی را ذیل الزامات نظری، حقوقی و محیطی بررسی کرده و توضیح می دهند که شهرداری در عرصه هر رویکرد چه اقداماتی انجام داده است. سعی شده که بررسی اقدامات صورت گرفته شکل گزارش کار نداشته باشد زیرا گزارش فعالیت های شهرداری منتشرشده و در اختیار شهروندان قرار گرفته تا بلکه گزارشی تحلیلی و انتقادی باشد از آنچه انجام شده است و کلیت اقدامات شهرداری در یک دوره هشت ساله را برای خواننده معنادار سازد. سپس نویسندگان این مجموعه کوشیده اند اقدامات انجام شده را به صورت انتقادی تحلیل کنند و در نهایت دستاوردهای آنها را برای شهر و شهروندان تهران ارائه کنند.
در این میان باید به نکته ای مهم توجه داشت. مشکل اینجاست که نسبت دادن دستاوردها یا ناکامی های احتمالی به مدیریت شهری تهران، دشوار است. در هرکدام از عرصه های بررسی شده به غیر از شهرداری تهران، سایر سازمان های عمدتاً دولتی نیز فعالیت داشته اند و به سختی می توان اثر اقدامات این شهرداری را از نتیجه فعالیت های این سازمان ها جدا کرد و سهم شهرداری در وضع موجود را مشخص ساخت. اما می توان بر مبنای مجموعه آثار فعلی، ارزیابی ای از آنچه شهرداری در مدت هشت سال انجام داده است به دست آورد. این مجموعه همچنین راهی برای تامل و بازاندیشی در اقدامات و دستاوردهای شهرداری تهران در هشت سال گذشته است و می تواند مبنایی برای انتقال تجربه به مدیریت شهری بعدی تلقی شود. همچنین مکتوب شدن تجربه مدیریت شهری در این دوره، ماده خامی برای اصحاب آکادمی است تا این دوران را تجزیه و تحلیل کرده و بر شناخت های موجود از سازوکارهای مدیریت شهری و دستاوردها و کاستی هایش بیفزایند.

سید محمدهادی ایازی
معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران

فصل اول: کلیات

«توسعه شهرهای مدرن، نه فقط بر عادت ها و شیوه های رفتار، بلکه بر الگوهای اندیشه و احساس نیز تاثیر شایانی بر جای گذاشته است».

آنتونی گیدنز (۲۰۰۴)
۱. سرآغاز
مفهوم سبک زندگی(۱) پس از آن که ابتدا به ترتیب در آثار وبر و وبلن به کار رفت، برای مدتی از رونق افتاد و سال ها در جامعه شناسی مسکوت باقی ماند و در این سال ها بیشتر در پژوهش های بازار مورد استفاده قرار می گرفت (Reimer, 1995، به نقل از بنت، ۱۳۸۶).
در سال های نخست دهه ۱۹۹۰، سبک زندگی با آثار نظریه پردازان اجتماعی و فرهنگی معاصر مانند بوردیو(۲)، فدرستون(۳)، شیلدز(۴)، رایمر(۵) و چنی(۶) بار دیگر به مباحث جامعه شناسی راه یافت. مطالعه پرآوازه بوردیو تحت عنوان «تمایز» (۱۹۸۴) با بسط دادن به اندیشه های وبر، زیمل و وبلن سبک زندگی را مفهومی معادل بازتاب منزلت اجتماعی معرفی می کند (بوردیو، ۱۹۸۴). در این راستا، دست کم دو برداشت از سبک زندگی وجود دارد: در روایت نخست سبک زندگی معرف ثروت و موقعیت اجتماعی افراد و بیشتر شاخصی برای تعیین طبقه اجتماعی است. در روایت دوم، سبک زندگی شکل اجتماعی نوینی تلقی می شود که فقط در متن تغییرات فرهنگی مدرنیته و رشد فرهنگ مصرف گرایی معنا می یابد. در همین معنای دوم است که سبک زندگی با مصرف و تمایز ارتباط دارد (رضایی و کاظمی، ۱۳۸۷: ۲).
بوردیو معتقد است: «هرچند سبک های زندگی در ظاهر به طور مستقل برساخته شده و شکل هایی از عمل فرهنگی هستند که به صورت تاملی پیکربندی می شوند، ولی پیوندی جدانشدنی با تجربه های مربوط به طبقه دارند.» بنابراین می توان گفت بیشترین میراث اندیشه بوردیو برای جامعه شناسی مصرف و تحلیل سبک های زندگی، تحلیل ترکیب انواع سرمایه برای تبیین الگوهای مصرف، بررسی فرضیه تمایز طبقه ها از طریق الگوهای مصرف و مبنای طبقاتی سلایق و مصرف فرهنگی است. از سوی دیگر تاکید بوردیو بر الگومندی اعمال مصرف که نتیجه الزامات منش است، الهام بخش فنون پژوهش درباره الگوهای سبک زندگی بوده است (فاضلی، ۱۳۸۲: ۴۶). بوردیو بررسی سبک زندگی را نخست از طریق دارایی هایی (کالاهای تجملی یا فرهنگی) می داند که افراد دور خود جمع کرده اند مانند خانه، ویلا، قایق تفریحی، ماشین، اثاثیه، نقاشی ، کتاب، نوشیدنی، سیگار، عطر، لباس و دوم، فعالیت هایی که با آن خود را متمایز نشان می دهند مانند ورزش ها، بازی ها، انواع تفریح (پیاده روی، کوهپیمایی، اسکی، سوارکاری، گلف و تنیس)، لباس پوشیدن، رسیدگی به ظاهر بدن خود، نحوه استفاده از زبان و بودجه بندی (بوردیو، ۱۹۸۴: ۱۷۳).
امروزه چرخش زاویه تحلیل های اجتماعی از فعالیت های تولیدی به فعالیت های مصرفی، به معنی عوض شدن تصور بنیادی مربوط به شالوده تفاوت های اجتماعی و هویت اجتماعی است. این تغییر رویکرد را می توان از سه جهت یا در سه متن و زمینه، مورد بحث قرار داد:
۱. رابطه کار و فراغت؛
۲. پیدایش طبقه های متوسط؛
۳. رشد و گسترش فرهنگ مصرف و مصرف گرایی (اباذری و چاوشیان، ۱۳۸۱: ۱۱).
به طورکلی، هویت های جدید در جوامع مدرن مبتنی بر دو رویکرد هستند: در رویکرد اول و قدیمی تر، فعالیت مولد و جایگاه فرد در نظام تولید، شالوده هویت اجتماعی اوست و در رویکرد دوم و جدیدتر، رفتارهای مصرفی فرد مبنای شکل گیری هویت اجتماعی او محسوب می شوند. رویکرد اول در مفهوم «طبقه اجتماعی» و رویکرد دوم در مفهوم «سبک زندگی» فرمول بندی می شود (اباذری و چاوشیان، ۱۳۸۱: ۵).
از طرفی، مصرف از دهه ۱۹۷۰ شاخصی مهم برای فهم دنیای مدرن شده است و از طرف دیگر، مصرف حداقل در شکلی که در جوامع مدرن غربی تجلی یافته، ایجادکننده تمایز بین سبک های زندگی است. مطالعات بسیاری برای کشف ارتباط بین سبک زندگی با مفهوم مصرف انجام شده و پژوهش ها به نتایج متمایزی دست یافته اند (شیلدز، ۱۹۹۲ و بوردیو، ۱۳۸۷). امروزه مصرف به یکی از اساسی ترین مفاهیم برای فهم جامعه مدرن تبدیل شده است، به طوری که از زوایای مختلف مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته است. هرچند مصرف در ابتدا فعالیتی برای رفع نیاز یا عملی اقتصادی درک می شد، اما اندیشمندان قرن بیستم بیش از همه بر شکل فرهنگی مصرف تاکید کرده و مصرف فرهنگی را مهم ترین مولفه جامعه جدید دانستند (کاظمی، ۱۳۸۷: ۱۴۳). برخی از نظریه ها در حوزه جامعه شناسی با تغییرات شگرفی روبه رو شدند و نگاه به مقوله های گوناگون مانند مصرف کنندگان، بسیار تغییر یافته است. از آن میان می توان به ارزش یافتن نقش مصرف کننده در مقام تولیدکننده ثانویه از نظر معنادادن به کالاهای مصرفی بسیار مهم اشاره کرد (رضایی، ۱۳۸۷: ۳۴).
مصرف در شکل های غربی پایان سده بیستم را می توان روندی اجتماعی و فرهنگی محسوب کرد که شامل نشانه ها و نماد های فرهنگی است، نه تنها یک روند اقتصادی منفعت گرایانه. در این دوره جنبه های اجتماعی و فرهنگی روند مصرف باید مورد توجه اصلی قرار گیرد (باکاک، ۱۳۸۱: ۳).
مصرف فرهنگی(۷)، فعالیتی اجتماعی و کرداری روزمره است. فرهنگ، به واسطه همین کردارهایی که مصرف فرهنگی می نامیم، تولید یا بارور می شود. مصرف فرهنگی سبک زندگی ما را شکل می دهد، نیازها و خواسته های ما را سامان می بخشد، مواد لازم را برای تولید تخیلات و رویاهای ما فراهم می کند، تفاوت ها و تمایزهای اجتماعی را نشان می دهد و نمایانگر تولیدات ثانویه ما در به کارگیری ابزارهای موجود است (استوری، ۱۹۹۹).
از سوی دیگر، شهر که مکانی از انباشت تجربه های زیسته انسانی در گذار تاریخی آن است و این تجربه ها دارای ابعاد مادی مانند ساختمان ها، بزرگراه ها، خیابان ها، کوچه ها، میدان ها و غیرمادی مانند باورها، نگرش ها، رفتارها، عقاید، دانش ها و علوم مختلف و تمامی سرمایه های اجتماعی و فرهنگی جامعه است و منبعی سرشار و غنی نه فقط برای شهروندان، بلکه برای سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های شهری در ابعاد گوناگون و حتی برای نسل های آتی تلقی می شود. شهر، برخلاف سایر زیستگاه های انسانی، پیچیدگی های جغرافیایی، محیطی، اجتماعی و فرهنگی بسیاری دارد که اداره آن به سادگی امکان پذیر نیست و مشروط به داشتن سیاست ها و برنامه ریزی های بنیانی و نیز برخورداری از دانش و مدیریت شهری بین رشته ای است. در شهر جمعیتی متراکم و ناهمگون، با تراکم اخلاقی و درنتیجه تقسیم کار گسترده و فزاینده و نیز ابعاد روانی، اجتماعی و فرهنگی پیچیده و در قالب گروه ها، قشرها و طبقه های مختلف و از همه مهم تر با نیازها و خواسته های متفاوت و متضاد در مناطق و محله های گوناگون زندگی می کنند. از سوی دیگر، در شهر تضاد فرهنگی، بحران هویت، آسیب های اجتماعی، ظهور زیستگاه های غیررسمی، ازهم گسیختگی اجتماعی، غریبگی و انزوای اجتماعی و ده ها مسئله دیگر خودنمایی می کند که حل آنها چندان آسان نیست. هرقدر از بخش سخت افزاری (یا همان بعد مادی قضیه که برشمردیم) به بخش نرم افزاری یعنی ابعاد اجتماعی و فرهنگی نزدیک تر می شویم، پیچیدگی ها بیشتر و بیشتر می شوند، چراکه در این بخش با کنش ها، رفتارها، عقاید، باورها و نگرش های شهرنشینان سروکار داریم. جالب اینکه باورها و نگرش های شهرنشینان در پرتو تحولات شهری تغییرات قابل ملاحظه ای می یابند و این تغییرات خود را در نظام شهری منعکس می سازند و البته تاثیر و تاثر دوجانبه ای بر جای می گذارند.
فرایند شهری شدن در سده بیستم، فرایندی جهانی است که افزایش روزافزون آن در کشورهای درحال توسعه به خوبی مشاهده می شود. توسعه شهرهای مدرن نه فقط بر عادت ها و شیوه های رفتار بلکه بر الگوهای اندیشه و احساس نیز تاثیر شایانی داشته است. ابعاد فقر شهری و شکاف و تفاوت فاحش بین محله های شهری از مهم ترین عوامل موثر بر نخستین تحلیل های جامعه شناختی از زندگی شهری است (گیدنز، ۱۳۸۶: ۸۲۸).
تهران پایتخت ۲۰۰ ساله ایران و شهری نوظهور است که با کمی تساهل و تسامح می توان آن را محصول زندگی صنعتی و مدرن نیز به حساب آورد؛ هرچند قبل از سربرآوردن صنعت و مدرنیته در ایران شکل گیری اولیه آن اتفاق افتاده است. به هر حال زندگی شهری در ۲۰۰ سال گذشته کم وبیش در این شهر جریان داشته و در چند دهه اخیر شدت عجیبی یافته است، به گونه ای که تهران شهری با ۱۵۰۰۰۰ نفر جمعیت در حدود سال ۱۳۰۰ خورشیدی، به کلان شهری ۸ میلیون نفری در سال ۱۳۹۱ خورشیدی تبدیل شده است. زندگی شهری در تهران ابعاد و ویژگی های گوناگون و پیچیده ای دارد و خود متاثر از ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و حتی سیاسی است. درواقع می توان گفت زندگی شهری هم متاثر از شهر و هم تاثیرگذار بر شهر است. حال اینکه بین زندگی شهری و سبک زندگی شهروندان چه رابطه ای هست که در اینجا از آن سخن به میان آمده است، باید گفت سبک زندگی در زندگی شهری تجلی می یابد و فرهنگ شهری در اصل سازنده و ایجادکننده آن است. به عبارت دیگر، در فرهنگ و زندگی روستایی نشان از سبک و شیوه زندگی نیست و این زندگی و فرهنگ شهری است که منبع و ساختار مهمی برای بروز و خلق سبک زندگی است. از آنجایی که سبک زندگی بستگی زیادی به انتخاب کنشگران اجتماعی دارد و در شهر به دلیل تنوع اجتماعی و فرهنگی زیاد چنین حق انتخابی به وفور یافت می شود، بنابراین به نوعی سبک زندگی معنای واقعی خود را پیدا می کند. علاوه بر این، سبک زندگی نوعی هویت یابی است که از طریق آن گروه های اجتماعی و به ویژه جوانان سعی در تنظیم ابعاد هویتی خود خواهند داشت. از این دید، سبک زندگی یکی از منابع هویتی گروه های اجتماعی مختلف محسوب می شود و بر اساس آن افراد دست به هویت سازی می زنند. اگر در زندگی روستایی (سنتی) هویت افراد بیشتر مبتنی بر خانواده و ارزش های خانوادگی یا عرف اجتماعی بوده است و نوعی محدودیت در آن دیده می شد، این وضعیت در زندگی شهری تا حدود زیادی متفاوت شده است، به گونه ای که بر اساس شیوه و سبک زندگی شامل الگوی مصرف، اوقات فراغت، خرید و گردشگری «هویت شهرنشینان» شکل می گیرد. نکته مهم دیگر اینکه موضوع تمایز در دوره جدید و در زندگی شهری به طور کامل مبتنی بر سبک زندگی بوده و همان طور که پی یر بوردیو، جامعه شناس مشهور فرانسوی، در کتاب تمایز(۸) (۱۹۸۴) سبک زندگی را «اساس تمایز افراد از یکدیگر» معرفی می کند، این موضوع نوعی چرخش نظری در بحث قشربندی اجتماعی نیز به حساب می آید؛ به این معنا که اگر در گذشته اساس قشربندی اجتماعی و ملاک طبقه بندی افراد شغل، درآمد و تحصیلات بوده است، امروزه ملاک چنین تمایزی «الگوی مصرف، الگوی فراغت، خرید و گردشگری» است. همه این روایت ها در زندگی شهری تهران به خوبی قابل مشاهده است.
اگر زندگی روزمره از دو دریچه متن (آثار هنری) و میدان (زیست جهان) بررسی شود، خواهیم دید که هر دوی آنها در کلان شهر تهران جریان دارند. از دریچه متن، پژوهشگران به بازنمایی زندگی روزمره در آثار هنری و متونی چون رمان، فیلم، موسیقی، نقاشی و مانند آن می پردازند. دریچه دوم میدان است که در آن به جای بحث بازنمایی، نفس زندگی روزمره مورد تامل قرار می گیرد. تهران هم از نظر متن (آثار هنری) و هم از نظر میدان (زیست جهان شهری) محور اصلی زندگی روزمره ایران هم محسوب می شود، چراکه عمده آثار هنری در این شهر تولید و مصرف می شود و مسائلی چون مد، خرده فرهنگ سبک زندگی و آرایش، از مواردی هستند که بیشتر در این شهر خودنمایی می کنند. می توان گفت تمامی فیلم های سینمایی، فیلم های تلویزیونی، سریال ها، کنسرت های موسیقی ، نقاشی ها، رمان ها، آثار ادبی و مانند آن در تهران تولید می شوند و حتی بخش بزرگی از آنها در همین تهران به مصرف می رسند. ضمن آنکه در تهران انواع مد، خرده فرهنگ های جوانان، زنان، مصرف مادی و مصرف فرهنگی هر روز در خیابان های تهران و زندگی روزمره تهرانی ها، بروز و گسترش می یابند. نگاهی به خیابان ها، مراکز خرید، متروها، اتوبوس های تندرو وغیره در تهران به خوبی روشن می کند که مصرف و تولید انبوه تا چه اندازه وارد زندگی مردم شده است.
اماکن پرتردد کلان شهر تهران مانند مترو محلی برای عرضه کالاها شده است؛ ازاین رو فزونی تولید و تقاضا به مصرف انبوه می انجامد و مصرف انبوه به گسترش مکان های عرضه کالاها منجر می شود. از خلال حضور در مترو و فعالیت در آن، زندگی روزمره شکل می گیرد و هویت تازه ای رقم می خورد. زندگی روزمره مبتنی بر انجام امور تکرارشونده بدین معنا که زنان فروشنده هر روز از صبح تا شب و ایستگاه به ایستگاه به فروشندگی و عرضه کالاهای خود می پردازند و روز دیگر دوباره این کار را از سر می گیرند و به دلیل داشتن چنین زندگی روزمره ای، هویت جدید زن فروشنده بودن نیز برای آنها به وجود می آید. مصرفی شدن جامعه و فراوانی کالاها و محصولات مصرفی، برای مترو کارکردهای جدیدی ایجاد کرده است؛ ازاین رو، مترو مکانی برای توزیع کالا، شکل گیری زندگی روزمره و همچنین هویت یابی برای دسته ای از زنان تلقی می شود. از سوی دیگر، جذابیت امر خرید برای بسیاری از زنان مسافر، عامل مهمی در تکوین و تثبیت حضور زنان فروشنده در مترو با وجود اعمال محدودیت ها و موانع موجود است (فکوهی، ۱۳۸۹).

نظرات کاربران درباره کتاب مدیریت شهری و سبک زندگی