فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب مدیریت شهری و مشارکت های اجتماعی

کتاب مدیریت شهری و مشارکت های اجتماعی

نسخه الکترونیک کتاب مدیریت شهری و مشارکت های اجتماعی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب مدیریت شهری و مشارکت های اجتماعی

کتاب حاضر در هفت فصل تنظیم شده است. در فصل اول به نقش و سهم مشارکت در حیات شهری و در فصل دوم به اختصار مبانی، مفهومی، نظری و برخی از الگوهای تجربه‌شده در مدیریت شهری از حیث اجتماعی و مدیریت محلی پرداخته شده است. فصل سوم به امر مشارکت و شهروندی اجتماعی در جامعه ایران اختصاص دارد. در فصل چهارم پشتوانه‌ها و الزام‌های حقوقی و قانونی که موجد ورود شهرداری به گسترش و تقویت مشارکت شهروندان و نیز مدیریت محلی است، آورده شده است. در فصل پنجم به مجموعه‌ای از برنامه‌ها و اقداماتی که در دو دهه اخیر مورد اجرا قرار گرفته‌اند، اشاره شده است. در فصل ششم بر مبنای مصاحبه‌هایی که با مدیران و مسئولین شهرداری داشته‌ایم و نیز بررسی اسناد و مدارک، ابتدا به معرفی و بیان سیاست‌ها و برنامه‌های عملی که شهرداری در سال‌های اخیر، به‌منظور فراهم‌سازی زمینه برای حضور و مشارکت بیشتر شهروندان در عرصه عمومی شهر داشته، پرداخته‌ایم. در فصل هفتم به کاستی‌ها و قوت‌های این برنامه‌ها و در نهایت به اهداف، الزام‌ها و راهکارهایی که باید برای استمرار و تقویت این برنامه‌ها مورد توجه قرار گیرند، اشاره شده است.

ادامه...

بخشی از کتاب مدیریت شهری و مشارکت های اجتماعی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

امروزه این واقعیت که اداره و مدیریت کلان شهری چون شهر تهران که با جمعیت انبوه، وسعت جغرافیایی زیاد و آسیب های اجتماعی متنوع، با انبوهی از نیازها و انتظارات اجتماعی نیز مواجه است، بدون حضور جدی و مشارکت واقعی شهروندان امکان پذیر نیست، امری مسلم است که مورد اعتنای بسیاری از صاحب نظران مسائل و مطالعات شهری است. بسیاری از متخصصان و دستاندرکاران امور شهری ضرورت نگرشی نوین در زمینه امور شهری را مطرح میکنند؛ از این رو لزوم توجه به توسعه مشارکت واقعی شهروندان و تحقق شهروندی فعال به عنوان دو امر و مقوله ای که دارای ارتباط متعامل با یکدیگر هستند مورد اعتنای جدی نهاد های اجتماعی شهری، که مهم ترین آن مجموعه شهرداری است، قرار گرفته است. مشارکت شهروندان عادی در فرایند برنامه ریزی و انجام امور، عامل مهمی برای مشروعیت بخشیدن به برنامه و نهادهای درگیر است. مشارکت شهروندان، زندگی در شهر و سیاست ها و برنامه های مربوط به آن را برای آحاد افراد جامعه معنادار می سازد و آنها را متقاعد و آماده مشارکت و سهیم شدن در اداره شهر می نماید و حس تعلق به شهر و محله را در آنها تقویت می کند.
شهرداری تهران در سال های اخیر بنا به الزام های قانونی و توسعه ای و مهم تر از آن در راستای توسعه و گسترش مشارکت های مردمی بنا به رویکرد اجتماع و محله محوری که در دستورکار خود قرارداده است، تلاش درخور توجهی را برای تحقق مشارکت مردمی، در قالب ها و صورت های مختلف، صرف کرده است. به گونه ای که می توان در این نهاد از وجود سیاست، خط مشی و برنامه مشارکت و درگیر ساختن آحاد شهروندان در کمک به مدیریت و ساماندهی مناسب تر امور و کاهش مشکلات کلان شهر تهران یاد کرد. رویکرد محله گرا در مدیریت شهری تهران نتایج مثبتی را در ایجاد روابط و تعاملات فرهنگی و اجتماعی در پی دارد. با این وجود از این نکته هم نباید غافل شد که با وجود تلاش های صورت گرفته این آغاز راه است و به نوعی نباید آن را حتی شروع بازی و ورود در فرایند مشارکت در معنای اصیل آن دانست، بلکه باید آن را به مثابه شروع و آغاز تمرین بازی مشارکت تلقی کرد. تجارب و بحث های نظری مشارکت، نشانگر این نکته هستند که تحقق مشارکت نیازمند بستر مناسب و شکل گیری هنجار ها و قواعدی است که باید در طی زمان ساخته و پرداخته شوند. این بستر و مجموعه هنجاری چیزی ازپیش ساخته شده نیست. و شاید یکی از مشکلات دست اندرکاران بحث های مشارکت این تصور است که می پندارند مشارکت قالب و اسلوب های ازپیش فراهم و ساخته شده دارد. درحالی که چنین نیست، مشارکت امری اکتسابی و آموختنی است که البته در این فرایند تجربه عملی و ورود به بازی مهم ترین نقش را دارد. با این معیار طرح های مشارکت محور در مقیاس های منطقه ای و محلی شهرداری را، با وجود کاستی هایی که به هرحال در شروع کار دارند، باید دستاورد و شروع مناسبی برای دیدن حیات شهری فراتر از کالبد و فیزیک آن دید و این شیوه ایجادکننده بسترسازی و تقویت قابلیت هایی است که مشارکت بیشتر و دستیابی به شهروندی اجتماعی فعال را فراهم می سازد.
کتاب حاضر در هفت فصل تنظیم شده است. در فصل اول به نقش و سهم مشارکت در حیات شهری و در فصل دوم به اختصار مبانی، مفهومی، نظری و برخی از الگوهای تجربه شده در مدیریت شهری از حیث اجتماعی و مدیریت محلی پرداخته شده است. فصل سوم به امر مشارکت و شهروندی اجتماعی در جامعه ایران اختصاص دارد. در فصل چهارم پشتوانه ها و الزام های حقوقی و قانونی که موجد ورود شهرداری به گسترش و تقویت مشارکت شهروندان و نیز مدیریت محلی است، آورده شده است. در فصل پنجم به مجموعه ای از برنامه ها و اقداماتی که در دو دهه اخیر مورد اجرا قرار گرفته اند، اشاره شده است. در فصل ششم بر مبنای مصاحبه هایی که با مدیران و مسئولین شهرداری داشته ایم و نیز بررسی اسناد و مدارک، ابتدا به معرفی و بیان سیاست ها و برنامه های عملی که شهرداری در سال های اخیر، به منظور فراهم سازی زمینه برای حضور و مشارکت بیشتر شهروندان در عرصه عمومی شهر داشته، پرداخته ایم. در فصل هفتم به کاستی ها و قوت های این برنامه ها و در نهایت به اهداف، الزام ها و راهکارهایی که باید برای استمرار و تقویت این برنامه ها مورد توجه قرار گیرند، اشاره شده است.
در پایان لازم است از سرکار خانم نیلوفر هاشمی که به عنوان همکار اصلی طرح فعالیت داشته اند تشکر و قدردانی نمایم.

غلامرضا غفاری

فصل یکم: مشارکت و زندگی شهری

امر شهروندی و توسعه مشارکت شهروندان به ویژه در ابعاد مختلف اجتماعی و فرهنگی از کارویژه های اصلی نهاد شهرداری در کلان شهرهاست. به نظر می رسد همین کارویژه در تلقی نمودن شهرداری به مثابه نهادی اجتماعی، سهم و نقش مهمی داشته است. تقویت شهروندی و مشارکت شهروندان برای تشکیل انجمن ها، سازمان ها و نهادهای داوطلبانه و غیردولتی به عنوان حقوق اولیه شهروندی از مظاهر مهم مشارکت اجتماعی به شمار می آید. مشارکت اجتماعی، فرایندی مبتنی بر خِرد جمعی و رفتاری آگاهانه و داوطلبانه است که شرکت همه افراد ذی نفع را در همه ابعاد برنامه ریزی و تصمیم گیری، مدیریت، اجرا، ارزیابی و کنترل و تقسیم منافع و سود برای رسیدن به هدف در بر می گیرد. مشارکت اجتماعی مفهومی گسترده و با ابعاد وسیع است که متضمن انواع فعالیت های فردی یا اجتماعی تاثیرگذار بر تصمیم گیری ها و سیاست های دستگاه های عمومی از سطح پایین (شهرداری، نظام آموزشی وغیره) تا سطوح بالاتر (دستگاه های عالی قانون گذاری اجرایی و قضایی) است. دامنه فعالیت این مجموعه های داوطلبانه بسیار وسیع و گسترده است که می تواند شامل اتحادیه های صنفی، بنگاه های اقتصادی و خصوصی، شرکت های تعاونی، گروه های هنری، مطبوعات، موسسه های خیریه و حتی اجتماعات محلی مشتمل بر ساکنین یک خیابان یا محله شود. مشارکت اجتماعی دلالت بر گسترش روابط بینِ گروهی در قالب انجمن های داوطلبانه، باشگاه ها، اتحادیه ها و گروه هایی دارد که معمولاً خصلتی محلی و غیردولتی دارند. تعدد و گستردگی سازمان های محلی و غیردولتی در یک جامعه، شاخص و بیانگر وجود مشارکت اجتماعی در آن جامعه است. مشارکت اجتماعی یعنی شرکت داوطلبانه، ارادی و آگاهانه افراد، گروه ها و سازمان های تشکیل دهنده یک جامعه در ابعاد گوناگون حیات اجتماعی و فرهنگی جامعه که موجب نظم اجتماعی پویا و توسعه همه جانبه آن جامعه می شود. مشارکت اجتماعی در حوزه شهری سازوکاری است برای تبدیل یک شهرنشین بی تفاوت به یک شهروند دارای حقوق و مسئولیت های فردی و اجتماعی که با محیط خود ارتباطی ذهنی و عاطفی دارد و پذیرای تعاون و همکاری برای بهسازی محیط خود است.

۱. سیاست توسعه مشارکت شهروندان

این واقعیت امری مسلم است که اداره و مدیریت کلان شهری چون تهران با جمعیت انبوه، وسعت جغرافیایی زیاد، آسیب های اجتماعی متنوع و انبوهی از نیازها و انتظارات اجتماعی، بدون حضور جدی و مشارکت واقعی شهروندان امکان پذیر نیست. این امر تاکنون مورد توجه بسیاری از صاحب نظران مسائل و مطالعات شهری قرار گرفته است. بسیاری از متخصصان و دست اندرکاران امور شهری، ضرورت نگرشی نوین در زمینه امور شهری را مطرح می کنند؛ ازاین رو به دلیل گسترش روزافزون مشکلات شهری و رشد شهرنشینی، لزوم توجه به توسعه مشارکت واقعی شهروندان و تحقق شهروندی فعال به عنوان دو امر و مقوله ای که دارای ارتباط متقابل با یکدیگر هستند، مورد توجه جدی نهادهای اجتماعی شهری قرار گرفته است. شهروندی فعال در مقایسه با مفهوم عام شهروندی بیشتر بُعد عملی داشته است که پیوند محکمی با مفهوم کنشگر فعال دارد و بر این قیاس است که مشارکت در اَشکال اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن، جوهره و هسته شهروندی فعال را تشکیل می دهد. مشارکت را می توان هم به عنوان حقوق و هم تکلیف شهروندی محسوب کرد. مشارکت به مفهوم حقوق این است که حکومت و نهادهایی اجتماعی چون شهرداری زمینه مشارکت شهروندان را در جامعه فراهم سازند و مشارکت به مثابه تکلیف به این معناست که شهروندان آنچنان خود را متقاعد و آماده کرده باشند که مشارکت در فرآیند تصمیم گیری، اجرا، نظارت و بهره گیری را در حوزه وظایف و مسئولیت های خود تعریف کنند. بر این مبنا شهروندی بیانگر عضویت فرد در اجتماع و جامعه است که متضمن مجموعه ای از حقوق و تکالیف خواهد بود. شهروندی فعال ناظر بر مشارکت در امور اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برای اداره اجتماع و جامعه است و تبیین آن به نگاهی عمل گرایانه نیاز دارد. به گونه ای که فرد باید طی تجربه نمودن فرآیندهای جامعه پذیری و تعلیم وتربیت درست و مناسب، ارزش ها و هنجارهای شهروندی را درونی سازد و آنها را مبنای کنش و عمل خود قرار دهد. هرچند در نگاه نخست به نظر می رسد که شهروندی فعال متکی به عاملیت انسانی است، ولی از سهم عوامل ساختاری نمی توان غفلت کرد، به ویژه فرصت های ساختاری و بسترهایی که حکومت و نهادهای اجتماعی در مقیاس های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی فراهم می سازند. بدون تردید در کلان شهرها نهاد شهرداری به عنوان مهم ترین نهاد اجتماعی، سهم وافری در توسعه مشارکت های اجتماعی و تحقق و بازتولید شهروندی فعال دارد. کلان شهر تهران به دلیل جایگاه نخست خود در کشور نیازمند نگرش نوین در اداره امور شهر از طریق استفاده از منابع و توان بالقوه شهروندان است. مشارکت و همکاری سازمان های غیردولتی در توسعه و تامین خدمات شهری و در تحلیلی کلان، گسترش مشارکت سازمان های غیردولتی در فعالیت های شهرداری ها و پرداختن به مسائل توسعه محلّی در ایران نیازمند این بوده است که نهاد شهرداری مواردی چون ایجاد آمادگی در نهاد شهرداری برای همکاری با سازمان های غیردولتی، انعطاف سازمانی و اداری، اجازه قانونی و حقوقی برای همکاری، بسترسازی و ارائه تسهیلات و منابع برای ترغیب به حضور و ورود شهروندان در فرآیند مشارکت و سهیم شدن در اداره شهر را در دستور کار خود قرار دهد. این حضور بسته به وجود عناصر عدیده ای است از جمله: سیاست های نظری و عملی نهاد شهرداری که اداره و مدیریت شهر را عهده دار است؛ قابلیت های نهادی و سازمانی نهادهای متولی؛ وجود فرهنگ مشارکت و شهروندی و ظرفیت ها و توانمندی شهروندان در مقیاس های ذهنی و عینی. به هرحال در دوره جدید به دلیل تغییرات پیش آمده در مناسبات اجتماعی و شکل گیری کلان شهر ها، توسعه مشارکت شهروندی نیز دستخوش تغییرهایی شده است که به تبع آن فرآیند و عمل مشارکت مردمی نیز فرازوفرود داشته است. وضعیتی که موجب طرح این مسلئه شده این است که در سال های اخیر نهاد شهرداری در توسعه مشارکت شهروندی در کلان شهر تهران چه سیاست هایی را اختیار کرده است؟ چه الزام هایی نهاد شهرداری را موظف و وادار به انتخاب و اختیار نمودن این سیاست ها کرده است؟ سیاست ها در قالب چه برنامه هایی عملیاتی شده اند، ظهور و نمود آنها را در چه نوع نهاد یا انجمن های مشارکتی باید دید؟ این سیاست ها و برنامه ها چه دستاوردهایی را در پی داشته است؟ موانع و تنگناهایی که این سیاست ها در مقام عمل با آن مواجه بوده اند، کدامند؟

۲. کلان شهر تهران و توسعه مشارکت شهروندان

عوامل عدیده ای را می توان در مورد ضرورت و چرایی توجه به مشارکت مردم در امور شهری برشمرد که به نظر می رسد، اساسی ترین آنها را میتوان در پیچیدگی فزاینده زندگی در کلان شهرها، تنوع در نظام انتظارها و مطالبات شهروندان، ناعتوانی برنامه ریزان شهری به رغم تمام تلاشی که صرف مدیریت شهر می کنند در وقوف به پهنه وسیع نیازها و سلایق شهروندان، ناتوانی حاکمیت در تامین مالی و فراهم سازی زمینه های اجرایی و نظارتی برنامه ها و اقدام های موردنیاز، حفظ حس خوداتکایی و قدرت انتخاب در بین شهروندان، تقویت احساس مسئولیت، حس تعلق و پرهیز از انفعال و بی تفاوتی مدنی جست وجو کرد. افزون بر این، مشارکت مردم نه تنها انجام امور را کم هزینه و تسریع می کند، بلکه مشارکت شهروندان عادی فرآیند برنامه ریزی و انجام امور، عامل مهمی برای مشروعیت بخشیدن به برنامه ها و نهادهای درگیر است. مشارکت شهروندان، زندگی در شهر و سیاست ها و برنامه های مربوط به آن را برای آحاد افراد جامعه معنادار کرده و آنها را متقاعد و آماده مشارکت و سهیم شدن در اداره شهر می کند و حس تعلق به شهر و محله را در آنها تقویت می نماید. به هرحال در شرایطی که اعضای جامعه در زندگی روزمره خود با مسائل و مشکلات بسیار و منابع محدود مواجه هستند، مشارکت، بیشترین سهم و نقش را در رویارویی(۱) با مسائل و مشکلات و کاهش آنها دارد؛ زیرا راهبرد موردنظر در مشارکت مردمی به ویژه در قالب شکل گیری انجمن ها و گروه های اجتماعی در مقیاس های محلّی و فرامحلّی، آزادسازی انرژی آنها و استفاده از پتانسیل های محلّی برای دسترسی به منابع و توان بیشتر برای حل مشکلات فعلی و پیش رو است. افزون بر این، آگاهی از نیازها و خواسته های شهروندان، تمرکززدایی و حرکت به سوی واگذاری امور، اولویت فضاهای فرهنگی ـ اجتماعی، آموزش فرهنگ شهرنشینی و بهره وری بهینه از امکانات و تلاش برای دستیابی به توسعه پایدار شهری که به عنوان اصول کلیدی مدیریت شهری از آنها یاد می شود، بدون مشارکت مردم و تحقق حکمروایی شهری(۲) امکان پذیر نیست. هرچند اسناد تاریخی، ۲۰۰ سال پایتخت بودن را برای شهر تهران گواهی می کنند، بی تردید در ۱۰۰ سال گذشته، شهر تهران مرکز ثقل تحول های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی کشور بوده است. شهری که رشد جمعیتی آن مرهون تحول هایی اجتماعی و سیاسی است که از دهه ۴۰ شمسی شروع شده و به تدریج توانسته است بیشترین سهم را از جمعیت شهری در مقایسه با دیگر شهرهای کشور در خود جای دهد و مهم تر اینکه، زادگاه و بسط دهنده طبقه متوسط است که بیشترین سهم را در تحول های اجتماعی عهده دار هستند. تهران امروز ۱۲درصد جمعیت کشور را در خود جای داده است و به لحاظ جمعیتی، هجدهمین شهر جهان محسوب می شود و جمعیت آن دارای رشد مستمر بوده است. به گونه ای که در سال ۱۳۵۵ یعنی در آستانه تحقق انقلاب اسلامی، دارای جمعیت ۴۵۳۰۲۲۳ تن، در سال ۱۳۶۵ دارای جمعیت ۶۰۵۷۲۰۷ تن، در سال ۱۳۵۷ دارای جمعیت ۶۷۵۸۸۴۵ تن، در سال ۱۳۸۵ دارای جمعیت ۷۷۱۱۲۳۰ تن و درنهایت در سال ۱۳۸۹ دارای جمعیت ۸۷۹۱۳۸۷ تن بوده است. رشد جمعیت و دیگر تحول ها و تغییرات پیش آمده و نیز مطالبات و انتظارهای جدیدی که تحت تاثیر این تغییر سر بر آورده است، در حیات ذهنی شهروندان و اعیان اجتماعی تاثیر گذاشته است. و نیز گسترش فیزیکی و کالبدی کلان شهر تهران و انواع آسیب ها و چالش های فضایی و اجتماعی که به زیان حفظ ارزش ها و هویت فضایی و اجتماعی شهر است، ممکن است موجب بی نظمی ها و اختلال اجتماعی و چه بسا خلق بحران های اجتماعی شود. برون رفت از این وضعیت بحرانی نه تنها از مهم ترین چالش های مدیریت شهری پایتخت به شمار می رود، بلکه بخش مهمی از برنامه های مدیریت و اداره کلان شهر را به خود معطوف کرده است. در چنین شرایطی، ویژگی های کمّی وکیفی مدیریت و اداره کلان شهر تهران اهمیت ویژه ای خواهد یافت. برای اداره امور عمومی شهری، دو روش و شیوه وجود دارد:
در روش نخست که حکومت نام دارد، شهرداری مسئولیت تمام امور را بر عهده دارد. این نهاد موظف است، تمامی خدمات را برای شهروندان فراهم کند. این روش به سبب مسائلی مانند پیچیدگی روزافزون زندگی و کاهش توان مدیریت ها در حل مسائل شهری و ازمیان بردن یا تضعیف قوه استقلال و ابتکار عمل شهروندان مورد چالش های جدی قرار گرفته است. در روش دوم که حکومت داری نام دارد، مسئولیت اداره امور عمومی میان سه نهاد شهرداری، جامعه مدنی و بخش خصوصی تقسیم شده است. هریک از این سه نهاد به طور مشترک در قبال تمامی مسائل پاسخ گو هستند. در این رابطه مشترک لازم است هریک از شرکا منابعی را فراهم کنند. منابع شهرداری شامل امکانات فنی، توان مالی و روش های مردم سالارانه انجام امور و منابع بخش خصوصی شامل توان مدیریت و روش های بهره وری و کارآمد انجام امور و منابع جامعه مدنی شامل دارایی های اجتماعی و فرهنگی است.
امروزه سازمان های غیردولتی و تشکل های مردمی به عنوان راهکار حل مشکلات و پاسخ گویی به چالش های جامعه شهری مطرح هستند؛ نهادهایی که می توانند در جهت تحقق مدیریت پایدار شهری موثر واقع شوند. مردم، سازمان های غیردولتی(۳) و سازمان های محله محور(۴) را نهادهایی برخاسته از مردم برای کمک به هم نوعان با نگرش های مبتنی بر توانمندسازی شهروندان می شناسند. توانایی و قابلیت همکاری کردن برای منافع مشترک، بنیادی ترین امر برای توسعه و مدیریت شهری است؛ زیرا هسته مرکزی پارادایم جدید مدیریت شهری، مشارکت فراگیر شهروندان در مقیاس های فردی، جمعی و نهادی است. بر این مبناست که بهره گیری از منابع انسانی و اجتماعی در قالب سرمایه های انسانی و اجتماعی در کنار دیگر انواع سرمایه چون سرمایه مالی و فیزیکی و نیز مدیریت این سرمایه ها اهمیت کلیدی پیدا می کند. تجربه های جهانی نشان می دهد که از دهه ۱۹۸۰ میلادی به بعد در برنامه های توسعه و همچنین توسعه شهری، توجه فزاینده ای به رویکرد مشارکتی صورت گرفته است. تاجایی که در حال حاضر مشارکت شهری، رمز موفقیت پروژه توسعه شهری و همچنین یکی از معیارهای ارزیابی عملکرد نظام مدیریت شهری و ارکان آن یعنی شهرداری ها و شوراهای شهر است. عمده ترین نتایج و پیامدهای مشارکت شهری نیز عبارتند از: آگاهی مردم از مهارت ها و توانایی های خود، تقویت حس اعتماد و اطمینان نسبت به مدیران شهری، تقویت حس همکاری میان شهروندان و مدیریت شهری، بروز خلاقیت های شهروندان و ارائه طرح ها و پیشنهادها، حل مشکلات شهری از طریق شهروندان و احساس تعلق بیشتر به جامعه شهری (نجاتی حسینی، ۱۳۷۹:۸).
سرمایه اجتماعی از طریق افزایش تعامل های اجتماعی، تعاون و همکاری اجتماعی و افزایش روابط و تعامل ها و نیز کاهش ازخودبیگانگی و آسیب های اجتماعی، زمینه را برای افزایش وفاق و انسجام اجتماعی فراهم می کند. یکی از ابعاد سرمایه اجتماعی، مشارکت فعالانه در امور جامعه از طریق آگاهی و توانمندسازی افراد به دخالت در تعیین سرنوشت خویش و جامعه است. این امر شکل دهنده شهروندی فعال، با اخلاق مسئولیت و وفاداری اجتماعی است. از طرفی شکل گیری این موارد بسته به وجود میزانی از اعتماد اجتماعی در میان جامعه است. چنان که اعتماد باعث می شود، این اطمینان در افراد شکل گیرد که کاری که انجام می دهند با پاسخ مثبت از جانب فرد معتمد مواجه می شود و از رفتار وی سوءاستفاده نخواهد شد. همچنین وجود اعتماد باعث می شود که بیگاری در میان جامعه کاهش یابد. انتظار کاهش بیگاری باعث مشارکت فعالانه افراد در تصمیم گیری های جمعی و انجام امور اجتماعی می شود. بدین طریق افراد در اداره جامعه، خود را سهیم می دانند. از طرف دیگر با شکل گیری این امر در افراد احساس مسئولیت اجتماعی شکل گرفته و آنها به صورت داوطلبانه به فعالیت در اداره امور جامعه می پردازند. این امر منجر به پویایی جامعه می شود؛ یعنی جامعه در مسیر روبه جلو حرکت خواهد کرد و آمادگی و روحیه تغییر و توسعه در جامعه ایجاد خواهد شد. از طرف دیگر، چون مشارکت و تعاون در میان افراد جامعه بالاست، همه افراد به سرنوشت جامعه حساس می شوند؛ زیرا سرنوشت خود را از سرنوشت جامعه جدا نمی بینند و در جهت تعادل و نظم اجتماعی پویا عمل خواهند کرد؛ به عبارتی شکل گیری و افزایش سرمایه اجتماعی باعث مشارکت فعالانه، احساس مسئولیت در میان افراد جامعه و وفاق اجتماعی خواهد شد که از مجموع این کارکردها، نظم پویا حاصل خواهد شد. در نظم پویا «فرد با کسب شخصیت منفک و منسجم در خلال فرایند جامعه پذیری، حائز اخلاق مسئولیت پذیری می شود و در جهت منافع فردی و جمعی به صورت خلاق، نقاد و سازنده حرکت می کند» (چلبی، ۱۳۷۵: ۲۸۴). درنتیجه سرمایه اجتماعی از طریق کارکردهایی که داراست، باعث شکل گیری توسعه اجتماعی و نظم پویا در جامعه خواهد شد.
افزون بر این، نهادهایی مانند بانک جهانی یکی از شروط اصلی تحقق برنامه هایی چون بهبود مدیریت شهری و افزایش بهره وری شهری را بهره گیری از مشارکت های عمومی و خصوصی می دانند. عموماً به شهرداری ها توصیه می شود تا با انجام کارهایی چون مقررات زدایی و اصلاح نظام های حقوقی مربوط به زمین، مسکن، امور مالی، زیربناها، خدمات و بازارهای اشتغال، تمرکززدایی قدرت های مدیریت شهری از سطوح مرکزی به سطح دولت محلی، مشارکت عمومی گروه های محلی در طراحی و اجرای پروژه ها و بهبود امور مالی در جهت حل مشکلات خویش گام بردارند. در این خصوص سازمان های غیردولتی و سازمان های داوطلبانه خصوصی به عنوان کارگزاران مناسب برای پیشبرد برنامه های توسعه معرفی شده اند که باید مورد حمایت قرار گیرند.
برخی تجربه های ثبت شده نیز حکایت از اثربخشی و سودمندی سازمان های غیردولتی در همکاری با شهرداری ها دارد. برای نمونه یک پژوهشگر آلمانی در مقاله خود از نقش موثر این سازمان ها در کاهش آمار تصادف ها و قربانیان رانندگی در سطح شهرهای آلمان ظرف مدت ۳۰ سال با فعالیت هایی مانند آموزش، برنامه ریزی، خدمات امدادرسانی و نجات مجروحان، کنترل و نظارت وسایل نقلیه و ساخت تجهیزات ترافیکی خبر می دهد.
در تجربه ای دیگر در کشور درحال توسعه بنگلادش، شهرداری های دو شهر این کشور، کاهش آلودگی های زیست محیطی، به کاربستن روش های موثر، اشتغال زایی برای فقیران، افزایش آگاهی درباره روش های مناسب دفع و جمع آوری زباله در میان شهروندان و کاهش هزینه های شهرداری، وظیفه نظافت شهری و جمع آوری مواد زائد را به دو سازمان غیردولتی واگذار کردند. مطالعه موردی انجام شده بر روی این دو تجربه، حکایت از این دارد که چنین تجربه هایی، کارایی مشارکت سازمان های غیردولتی را در حد بالا به اثبات رسانده است. سودمندی هایی که برای این دو شهرداری حاصل شده است، بر اساس مطالعه صرفه جویی در هزینه ها، نیروی انسانی، پرداخت دستمزد بیشتر به کارگران شهرداری، افزایش عملکرد و افزایش رضایت عمومی بوده است (جمشید زاده، ۱۳۸۷).
با توجه به چنین دستاوردهایی، در سال های اخیر شهرداری ها به عقد قرارداد با سازمان های غیردولتی برای اداره پروژه های شهری، تحت نظارت مالی و فنی خود تشویق شده اند. استفاده از سازمان های غیردولتی به این شیوه موجب آگاهی بیشتر این سازمان ها از وضعیت محلی و تواناتر شدن آنها در ایجاد پیوند های محلی، فراهم آوردن راهنمایی فنی، اداری، حقوقی، اقتصادی و تسهیلات پشتیبان برای گروه های محلی می شود. شهرداری ها نیز با داشتن چنین تعامل و همکاری هایی به منافعی مانند کارایی اقتصادی به سبب تعهد روانی و قوی تر اجتماع محلی به پروژه ها، استفاده موثرتر از منابع و پروژه های طراحی شده، دریافت آسان تر عوارض محلی، نگهداری موثر و کارآمد خدمات، کاهش فساد و عدم جانب داری و تخصیص کالاها و خدمات، دست می یابند. در ایران نیز با تشکیل شوراهای اسلامی شهرها و تلاش برای رفع معضلات عمده مدیریت شهری و حل بحران مشارکت در تصمیم گیری های شهری کارهای نسبتاً موثری انجام شده است. همچنین در کنار پروژه های دولتی، مانند شهر سالم و رابطان بهداشت از سازمان های غیردولتی و سازمان های محله محور استفاده شده است، ولی این استفاده با توجه به گستره فعالیت شهرداری ها و نیاز آنها به مشارکت نهادهای مردمی در سطح محدود و پایینی قرار دارد.

نظرات کاربران درباره کتاب مدیریت شهری و مشارکت های اجتماعی