فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب در پی آن آشنا

کتاب در پی آن آشنا
دفتر دوم، آشنايان بيگانه

نسخه الکترونیک کتاب در پی آن آشنا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب در پی آن آشنا

«آشنایانِ بیگانه» پژوهشی واژه‌شناختی، معنی‌شناختی و ریشه‌شناختی است در باره‌یِ شماری از واژگانِ دیوانِ حافظ، که در زبان و زمانِ او معنی و کاربردی داشته‌اند جز آن‌چه امروزه در زبان و زمانِ ما دارند، و از همین‌روی، نه تنها بسی از خوانندگانِ حافظ را به بی‌راهه می‌کشانند که گاه برخی از استادان و گزارش‌گرانِ دیوانِ او را نیز فریفته و می‌فریبند. در این گفتار بسیاری از این آشنایانِ بیگانه‌یِ به کار رفته در شعرِ حافظ را بررسیده‌ایم و در بازنماییِ آن‌ها چه‌بسا نکته‌هایِ واژه‌شناختی، ریشه‌شناختی و معنی‌شناختی که تهی از نکته‌سنجی و نوآوری نیز نیستند، چاشنیِ سخن کرده‌ایم. همان‌گونه که به مناسبت، در گره‌گشایی از برخی بیت‌هایِ حافظ گام‌هایی برداشته‌ایم.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.55 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۶۵ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب در پی آن آشنا

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



به جایِ پیش گفتار

به نامِ خداوندِ ذهن و زبان

«آشنایانِ بیگانه» پژوهشی واژه شناختی، معنی شناختی و ریشه شناختی است در باره یِ شماری از واژگانِ دیوانِ حافظ، که در زبان و زمانِ او معنی و کاربردی داشته اند جز آن چه امروزه در زبان و زمانِ ما دارند، و از همین روی، نه تنها بسی از خوانندگانِ حافظ را به بی راهه می کشانند که گاه برخی از استادان و گزارش گرانِ دیوانِ او را نیز فریفته و می فریبند. ساختارِ نخستینه یِ این پژوهش که یکی از چند پی آمدِ خواسته و ناخواسته یِ سر وکلّه زدن هایِ چندین ساله با این ابررندِ روزگاران است، به سالیانی پیش باز می گردد. در آن روزها، آن گاه که پس از بسی بنویسم وننویسم، به نوشتنِ آن برخاستم، به گفتاری بیست سی برگی می اندیشیدم، امّا روزها گذشت و گذشت و آن جستارِ بیست سی برگیِ نخستینه با گسترش هایِ گاه به گاهی، به ساخت و سامانِ گسترده ای که اینک دارد، دست یافت. و «الخیر فی ماوقع»، که «هرچه پیش آید خوش آید».
نخست، بر آن بودیم که این گفتار یکی از سه گفتارِ دفترِ نخستِ «در پیِ آن آشنا» باشد؛ سپس ها بر بنیادِ گسترشِ این گفتار از یک سو، و اندک ناهمگونیِ آن با دیگرگفتارهایِ آن دفتر، خود دفتری جدا شد: دفترِ دومِ «در پیِ آن آشنا»، و «چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنیم».
دوست داشتم پیش گفتارِ این دفتر را به گزارشی گسترده از سبک و سیاق، و طرز و طورِ سخنِ حافظ ویژه سازم، اما روزها و روزگارها گذشت و این خواسته، ناخواسته دست نداد، اینک تا کارِ این دفتر بیش تر به درازا نکشد، به جایِ آن گفتار، به همین یادداشتِ کوتاه بسنده می کنم و آن گفتار را به وقتِ خویش وا می نهم، که «الاُمورُ مَرهونه بِاَوقاتِها = هر کار در گروِ وقتِ خویش است».
و سخنِ پایانی، سپاسِ بسیار از همه یِ گرامیانی که ساخت و سامانِ این دفتر به هرگونه وام دارِ مهر و مردیِ آنان است. سایه یِ مهرِ خدا بر سرشان. و سپاس خدا را در آغاز و انجام.

سید محمد راستگو
پاییز ۱۳۹۴

چکیده

می دانیم که زبان در گذرِ زمان دگرگونی هایِ گوناگونی می پذیرد. یکی از این دگرگونی ها این است که برخی از واژگان، بی آن که خودِ آن ها از میان بروند، دگرگونیِ معنایی می یابند، و در همین معنیِ تازه چنان جا می افتند که معنیِ پیشین یک سره فراموش می شود و گویش وران آن را تنها در همین معنیِ تازه می شناسند و از همین روی چون آن ها را در سروده ها یا نوشته هایِ پیشینیان می بینند، چه بسا فریب می خورند و آن ها را به همان معنیِ تازه می گیرند و به بی راهه می افتند. از این جاست که استاد احمدِ سمیعیِ گیلانی آن ها را «واژه هایِ فریب کار» نامیده است و در این جا «آشنایانِ بیگانه» نام گرفته اند. کاربردِ شمارِ بسیاری از این واژگانِ فریب کار در دیوانِ حافظ، زمینه شده تا نه تنها خوانندگانِ عادی که برخی از استادان و شارحانِ شعرهایِ او نیز فریب خورند و از دریافتِ درستِ سخنِ او دور افتند. در این گفتار بسیاری از این آشنایانِ بیگانه یِ به کار رفته در شعرِ حافظ را بررسیده ایم و در بازنماییِ آن ها چه بسا نکته هایِ واژه شناختی، ریشه شناختی و معنی شناختی که تهی از نکته سنجی و نوآوری نیز نیستند، چاشنیِ سخن کرده ایم. همان گونه که به مناسبت، در گره گشایی از برخی بیت هایِ حافظ گام هایی برداشته ایم.

درآمد

در پیِ آن آشنا از همه بیگانه شد
(۲۲۵)

کم وبیش آشکار است، و در جایِ خود نیز بررسی و بازنمایی شده که زبان در گذرِ زمان دگرگونی هایِ گونه گون می پذیرد، و همین دگرگونی ها یکی از زمینه هایی است که زبان را زنده و زایا می سازد و از یک جا ماندن و مرداب شدن دور می دارد. از میانِ سویه هایِ چندگانه یِ زبان یعنی سویه هایِ واجی، واژگانی و ساختاری نیز گویا سویه یِ واژگانی بیش از دیگر سویه ها دست خوشِ دگرگونی می گردد. برایِ نمونه در گذرِ زمان پاره ای از واژه ها کم کمک کم رنگ می شوند و کاربردِ آن ها هم چنان کاهش می پذیرد تا آن جا که یک سره از گردونه یِ زبان بیرون می روند؛ چنان که از سویِ دیگر، واژگانِ تازه ای در زبان راه می یابند و کم کمک گسترش می یابند و جا می افتند.
یکی دیگر از دگرگونی هایِ زبانی، که این گفتار بر بنیادِ آن سامان یافته، این است که برخی از واژگان بی آن که خودِ آن ها از گردونه یِ زبان بیرون افتند، کم کمک دگرگونیِ معنایی می یابند، و در همین معنیِ تازه چنان جا می افتند که معنیِ پیشین یک سره فراموش می شود و گویش وران آن را تنها در همین معنیِ تازه به کار می برند. این گونه واژگان را استاد احمدِ سمیعیِ گیلانی «واژه هایِ فریب کار» نامیده است، از این روی که چه بسا خوانندگان و شنوندگان را فریب می دهند و به بی راهی می کشانند (← نشرِ دانش، س ۹، ش ۲، بهمن و اسفندِ ۱۳۶۷، ص ۲۰؛ نامه یِ فرهنگستان، ش ۱۱، ص ۱۳۱؛ گلگشت هایِ زبانی و ادبی، دفترِ دوم، ص ۱۱).
به سخنِ گسترده تر: از آن جا که این گونه واژه ها در گذشته یک معنی و امروزه معنیِ دیگری دارند، چون خواننده یِ امروزی یکی از آن ها را در سخنِ گذشتگان بخواند، آشناییِ او با معنیِ امروزین، ناخودآگاه زمینه می شود تا فریب خورد و آن را در سخنِ گذشتگان نیز به همین معنیِ امروزین بگیرد، با آن که در سخنِ آنان معنیِ دیگری دارد. و این، یعنی به بی راهی افتادن و سخنِ گذشتگان را بد فهمیدن.
آشنایی و خوگرفتن با معنیِ امروزینِ این واژه ها، نه تنها عامه یِ خوانندگان و خوانندگانِ عامه را گول می زند و به بی راهی می افکند، که گاه واژه شناسان و فرهنگ نگارانِ بزرگ و برجسته ای چون دهخدایِ بزرگ را نیز می فریبد و ره زنی می کند (برایِ نمونه ← حلبی در همین دفتر)، چنان که گاه استادانِ بسیاردانِ نکته سنجِ یگانه ای چون فروزان فر و فرزان و قزوینی و زریاب و... را (برایِ نمونه ← کارگاه، دستکش، غالبا، پرگار، ماجرا و... در همین دفتر).
خواسته یِ ما نیز از «آشنایانِ بیگانه» که در پیشانیِ این گفتار آورده ایم، همین گونه واژه هاست. این گونه واژه ها در سخنِ دیروزیان، برایِ امروزیان هم آشنای اند هم بیگانه: آشنا از این رو که آن ها را می شناسند و در زبانِ امروزِ خود به کار می برند؛ و بیگانه از این رو که معنیِ آن را در سخنِ دیروزیان نمی شناسند و از آن معنی بیگانه اند. و این بیگانگی از یک سو، و آن آشنایی از سویِ دیگر، زمینه می شود تا فریب خورند و به بی راهی افتند، و به گفته یِ حافظ: در پیِ آن آشنا از همه بیگانه شوند.
این آشنایانِ بیگانه، گونه هایِ دیگری نیز دارند: واژگانِ چندمعنایی که افزون بر معنیِ جاافتاده و همگانیِ خود، معنیِ دیگری نیز دارند که هرچند از میان نرفته و در زبان زنده است، گروه هایِ ویژه ای آن را می شناسند و به کار می برند. پیداست که چنین واژگانی چون در آن معنیِ ویژه به کار روند، برایِ کسانی که آن معنیِ ویژه را نمی شناسند، بیگانه و فریبنده خواهند بود. (برایِ نمونه ← ماجرا، غرامت، کارگاه و... در همین دفتر)
واژگانِ کم شناخته و کم کاربردی که با واژگانی شناخته و پرکاربرد همانندی و هم خانوادگی دارند و از همین روی چه بسا زمینه می شوند تا کسانی فریب خورند و نادانسته آن ها را با این ها یکی بگیرند، نیز گونه یِ دیگری از این آشنایانِ بیگانه اند. (برایِ نمونه ← قصارت، حزین، خاک انداز و... در همین دفتر)
بهره گیری از برخی شگردهایِ هنری چون طنز و تهکّم نیز گاه واژگانی آشنا را بیگانه می سازند و خوانندگانی را فریب می دهند و به بی راهی می کشانند. این کاربردهایِ طنزی و تهکّمی نیز از گونه هایِ آشنایانِ بیگانه می باشند. (برایِ نمونه ← غیور، غالبا، عاقل و... در همین دفتر)
گاه نیز نه معنیِ واژه ها که ترکیب و هم نشینیِ چند واژه زمینه می شود تا آن ترکیب و ساختار کژتاب و گول زننده شود و خواننده را، دستِ کم در خوانش هایِ نخست، به بی راهی کشاند و از دریافتِ درستِ سخن دور دارد. (برای نمونه ← افسونِ عمرکاهی در همین دفتر)
در این گفتار کوشیده ایم تا شماری از این آشنایانِ بیگانه و واژگانِ فریبنده را که در سخنِ حافظ آمده اند و چه بسا خوانندگانِ امروزیِ سروده هایِ او را به بی راهی می افکنند، گرد آوریم و معنیِ دیروزی و امروزیِ آن ها را بررسیم و بازنماییم، باشد که خوانندگانِ امروزیِ حافظ به ویژه کسانی را که با زبانِ دیروزیان کم تر سر و کار دارند، به کار آید و آنان را در دریافتِ بهترِ سخنِ خواجه یاری کند و از فریب خوردن و به بی راهی افتادن دور دارد، به ویژه که پاره ای از همین واژه ها، چنان که از این پس خواهیم دید، برخی از حافظ پژوهانِ دانشمند و گزارش گرانِ به نامِ و اهل و آشنایِ سروده هایِ او چون زریاب و خرمشاهی را نیز فریفته اند و به بی راهی کشانده اند تا چه رسد به گزارش گرانِ نه چندان اهل و آشنا.
گفتنی است که این گفتار بیش از آن که در پیِ نکته سنجی و نوآوری باشد، در پیِ راه گشایی و گره گشایی است و یاریِ خوانندگانِ امروزیِ حافظ، تا کم تر به دامِ آن آشنایانِ بیگانه افتند. از همین روی، از آوردنِ برخی از این گونه واژگان که پیش تر در نوشته هایِ حافظ پژوهانِ دیگر بررسی شده اند، پرهیز نکرده ایم و البتّه نام و نشان آن گرامیان را یاد کرده ایم، و خواسته ایم تا بدین گونه اگر نه همه یِ این آشنایانِ بیگانه، بیش ترِ آن ها را یک جا گرد کرده باشیم؛ با این همه، از آن جا که بنیادِ این گفتار، واژگانی است و سرشتِ آن واژه پژوهیک، چه بسا بررسی هایی واژه شناختی، ریشه شناختی و معنی شناختی که تهی از نکته سنجی و نوآوری نیز نیستند، چاشنیِ سخن کرده ایم؛ چنان که کوشیده ایم پیوندِ معنایِ دیروزین و امروزینِ این واژگان را ــ که جایِ دیگر کم تر بدان پرداخته شده ــ نیز نشان دهیم. بررسیِ تاریخی و نشان دادنِ این که معنیِ دیروزین کی از میان رفته و معنیِ امرزوین کی و کجا پدید آمده، به فرصت و فراغِ دیگری نیاز دارد که امیدواریم فراهم شود. نیز این نکته سنجی هایِ واژه شناختی را بیش تر پس از بررسیِ معنیِ دیروزین و امروزینِ واژه ها آورده ایم و بیش تر با آغازه هایی چون «این را نیز بیفراییم»؛ چنان که این افزونه ها را بیش تر برایِ دوست دارانِ این گونه بحث و بررسی ها افزوده ایم. گاه نیز به خواستاریِ سخن گام هایی برداشته ایم برایِ بازگشاییِ دشواری هایِ سخنِ خواجه یا بازنماییِ نغزی ها، نازک کاری ها و نهان پژوهی هایِ آن. نیز جز برخی جاها که بایسته می نموده است، از آوردنِ نمونه و شاهد از دیگر سرایندگان و نویسندگان پرهیخته ایم و از این شیوه ــ که از نگاهِ کسانی اوجِ «تتبّع و تحقیق و پژوهش» است ــ روی بر تافته ایم تا سخن بیش به درازا نکشد. اینک نمونه ها با چینشِ الف بایی:

آشنایان بیگانه

آسانی

«آسان» و «آسانی» به معنیِ سهل و سهولت و برابرهایِ دشوار و دشواری، واژگانِ بسیار آشنایی هستند که همگان آن ها را هنوز فراوان به کار می بریم. حافظ نیز بارها «آسان» را در همین معنیِ شناخته به کاربرده است، برایِ نمونه در بیتِ هایِ زیر که با بهره گیری از آرایه یِ تضاد و ناسازی، آن را با «سخت» و «مشکل» برابر نهاده است: 

گفت آسان گیر بر خود کارها کز رویِ طبع
سخت می گیرد جهان بر مردمانِ سخت کوش
(۳۲۳) (۳)

از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستانِ جانی مشکل توان بریدن
(۴۲۵)

الا یا ایها السّاقی ادر کاساً و ناولها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل ها
(۳۹)

در گذشته ها امّا، «آسان» در معنیِ «آسوده»، و «آسانی» در معنیِ «آسایش» و «آسودگی» نیز کاربرد داشته اند، کاربردی که فراموش شده و این واژه ها را برایِ امروزیان فریبنده ساخته است.(۴) حافظ نیز که بیش تر آن ها را در همین معنیِ شناخته یِ امروزی به کار برده، دوبار آن ها را به گونه ای فریبنده در معانیِ آسوده و آسودگی به کار گرفته؛ «آسان» را در این بیت و این گونه:

تازیان را غمِ احوالِ گران باران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
(۳۹۴)

که «خوش و آسان» یعنی خوش و آسوده، هرچند معنیِ شناخته یِ «آسان» نیز در این جا راهی به دهی می برد؛ و «آسانی» را که تنها یک بار در سخنِ او آمده، در این بیت و این گونه:

ملول از همرهان بودن طریقِ کاردانی نیست
بکش دشواریِ منزل به یادِ عهدِ آسانی
(۵۰۹)

که «عهدِ آسانی» یعنی عهدِ آسایش و آسودگی.
این را نیز بیفزاییم که «آسان» نه تنها با «آسودن» هم معنی است که به گمانِ بسیار هم ریشه نیز هست؛ یعنی «آسای» یا «آسا» که بنِ اکنونِ «آسودن» است، با افزایشِ «ن» یا دگرگونیِ «ی» به «ن»، «آسان» شده است؛ همان گونه که «فرما»/«فرمای»: بنِ اکنونِ فرمودن، «فرمان» شده و «پیما»/«پیمای»: بنِ اکنونِ پیمودن، «پیمان».
کاربردِ «آسان» در دو معنیِ آسوده و ساده (= سهل) سنجیدنی است با واژه یِ «راحت» که آن نیز به هردو معنیِ آسان و آسوده هنوز در نمونه هایی چون: «او زندگیِ بسیار راحتی (= آسوده ای) دارد؛ و «انجامِ این کار بسیار راحت (= آسان) است»، در فارسی به کار می رود.
این نیز گفتنی است که واژه یِ «یاد» نیز در این بیت تا اندازه ای فریبنده است؛ چراکه بیش تر درباره یِ یادآوریِ چیزهایِ گذشته به کار می رود و سرشتِ آن نیز همین را می خواهد: «به یاد آوردن» یعنی چیزی را که پیش تر در خاطر داشته ایم و اینک از آن غافل مانده ایم، به خاطر بازگردانیم؛ در این جا امّا بیش تر درباره یِ یادآوریِ (و به سخنِ درست تر، در ذهن آوردن و تصوّرکردنِ) چیزی آینده به کار رفته و به جایِ «به امیدِ» یا «در اندیشه یِ». و «بکش دشواریِ منزل به یادِ عهدِ آسانی» یعنی به امیدِ آسودگی هایی که پس از سفر خواهی داشت، دشواری هایِ منازلِ میانِ راه را بکش و تاب بیاور؛ یا: به آسودگی هایی که پس از سفر خواهی داشت، بیندیش و دشواریِ منزل را تاب بیاور.

احتمال

«احتمال» در معنیِ گمان، فکر، حدس، شک و... و در کاربردهایی چون احتمال می دهم (= فکر می کنم، گمان می کنم)، احتمال دارد (= امکان دارد، ممکن است)، احتمالاً (= شاید، ممکن است)، امروزه واژه ای آشناست؛ امّا در گذشته، درست به جایِ آن چه امروزه «تحمّل» می گوییم، نیز به کار می رفته است. و حافظ نیزکه تنها یک بار از این واژه بهره گرفته، آن را به همان معنیِ «تحمّل» به کار برده است:

حافظ مکن شکایت گر وصلِ دوست خواهی
زین بیش تر بباید بر هجرت احتمالی
(۴۹۵)

این را نیز بگوییم که احتمال و تحمّل هردو از ریشه یِ «حمل»اند به معنیِ بار؛ و چنان که در جایِ خود آمده، یکی از معانیِ باب هایِ «افتعال» و «تفعّل»، پذیرش و برداشتن است؛ از این روی، چون «حمل» (= بار) به این دو باب رود «تحمّل» و «احتمال» می شود و معنیِ بنیادینِ آن ها: پذیرش و برداشتِ بار، یا بارِ چیزی را به دوش گرفتن؛ و از آن جا که بار کم و بیش سنگین است و برداشت و نگه داشتِ آن، به تاب و توان نیاز دارد؛ از این معنیِ بنیادین، به مجاز، معنیِ «تاب آوردن» نیز برآمده است. این دو واژه در همین معنیِ «تاب آوردن» از عربی به فارسی راه یافتند و تا سده هایِ هفت و هشت در فارسی نیز مانندِ عربی رواج داشتند. از آن پس، کم کمک راهِ آن ها از هم جدا شد: «احتمال» در معنیِ گمان و فکر و شک جا افتاد و معنیِ «تاب آوردن» را فرونهاد؛ «تحمّل» امّا در همین معنیِ تاب آوردن هم چنان به کار رفت و جایِ «احتمال» در این معنی را نیز گرفت.
از بسامدِ کمِ این واژه در سروده هایِ حافظ (یک بار) و هم روزگارانش چون خواجو (سه بار)، سلمان (سه بار) و... بر می آید که این واژه با این معنی در سده یِ هشتم روزهایِ پایانیِ خود را می گذرانده، بگذریم که پیش ترها نیز بسامدِ چشم گیری نداشته است. بیش ترین بسامدِ آن گویا در سعدی است که نزدیک به چهل بار آن را به کار برده است، برایِ نمونه:

صبر کن ای دل که صبر سیرتِ اهلِ صفاست
چاره یِ عشق احتمال شرطِ محبت وفاست
(غزل هایِ سعدی، ص ۱۷۰)

احتمالِ نیش کردن واجب است از بهرِ نوش
حملِ کوهِ بیستون بر یادِ شیرین بار نیست
(همان، ص ۶۵)

نظرات کاربران درباره کتاب در پی آن آشنا

عااااالیست... دکتر جاااان راستگو سپاااااااااااااس...
در 1 سال پیش توسط lit...e2a