فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب حکمروایی خوب شهری

کتاب حکمروایی خوب شهری
جلد یکم

نسخه الکترونیک کتاب حکمروایی خوب شهری به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب حکمروایی خوب شهری

حکمروایی شهری را می‌توان فرایندی دانست که پاسخ کارآمد و مؤثری به مشکلات شهری است؛ فرایندی مستمر از تطبیق و همسوسازی منافع متضاد و متفاوت افراد و گروه‌ها. این فرایند شامل نهادهای رسمی و غیررسمی و نیز سرمایه اجتماعی شهروندان می‌شود. حکمروایی شهری پیوندی ناگسستنی با رفاه شهروندان دارد و باید شهروندان را در دسترسی به مزایای شهروندی یاری رساند. در حکمروایی خوب، قواعد حکومتی که به وسیله آنها می‌توان کارکردهای سنتی حکومت را هدایت کرد، به‌خوبی مستقر و درک شده‌اند. این‌گونه تصور می‌شود که لازمه مدیریت شهری، وجود شاخص‌های حکمروایی خوب است که همبستگی مثبتی با توسعه دارد. در نتیجه با در نظر گرفتن همکاری‌های سیاسی، چهارچوب‌های پاسخ‌گویی و مشارکت شهروندان برای ادعای مطالباتشان، به عنوان ارکان کلیدی حکمروایی خوب شهری معرفی می‌شوند. در همین راستا، کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست و می‌توان ادعا کرد تغییر و تحولات اجتماعی ـ فرهنگی در جامعه ایران، الزامات و تأثیراتی را بر حوزه سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و مدیریت راهبردی کشور بر جای گذاشته که از آن جمله می‌توان به مفهوم حکمروایی شهری و به دنبال آن، به حکمروایی خوب شهری اشاره کرد.

ادامه...

بخشی از کتاب حکمروایی خوب شهری

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

حکمروایی خوب شهری و نظام تفکر راهبردی مدیریت شهری

اعتقاد دارم شهر، مجموعه ای از «کالبد و اجتماع» را در بر می گیرد و شهروندان را در سطحی بسیار وسیع و در بستری از ارتباطات پیچیده، به سویی رهنمون می سازد که علی القاعده باید جهت گیری آن در راستای دستیابی به «کمال انسانیت و حیات طیّبه» باشد؛ چراکه شهر، فقط یک سکونتگاه نیست، بلکه «آبادی» است که باید «روح اجتماع» در آن متبلور شده و هویت یابد؛ ازاین رو، به عنوان اصلی انسجام بخش، تجهیز شهرداری به سیستم نظام مندی از ایده ها و تفکرات، مهم ترین اصل و قاعده یک «نظام کارآمدگرا» و امری الزامی تلقی می شود که بخش بزرگی از تلاش ها برای تحقق آن از سال ۱۳۸۴ تاکنون را می توان در این راستا ارزیابی کرد.
شهرداری تهران با هدف صورت بندی اقدامات انجام شده و نظام مند کردن آنها در کلان ترین سطح، ایده «شهرداری به مثابه نهاد اجتماعی» را که از خاستگاه های خود یعنی معنویت، عقلانیت، عدالت و همچنین خرد تمدنی مان سرچشمه می گیرد، مطرح کرد که در بطن خود نهاد اجتماعی شهرداری را به سویی رهنمون خواهد کرد که شهروندان احساس کنند می توانند به مثابه شریک زندگی اجتماعی، تعامل سازنده ای با شهرداری داشته باشند و امید است با لطف ایزد منان، شهر، شهروندان و شهرداری به نظامی از ارزش های غایی نظیر حیات طیبه دست یابند.
با این چشم انداز، «حکمروایی خوب شهری» به عنوان رویکردی برگزیده شد که تحقق سازِ تبدیل شهرداری از «نهادی خدماتی» به «نهادی اجتماعی» با ویژگی های شفافیت و پاسخگویی است و به معنای تضمین گردش شفاف و کارآمد اطلاعات، تضمین رعایت عدالت در تصمیم گیری ها و تحقق تاثیرگذاری مردم در اقدامات مدیریت شهری است تا با «کارآمدسازی شهرداری» در ارائه «کمّی و کیفی» خدمات به ساکنان شهر به عنوان «شرکا و بهره مندان اصلی»، فرایند پیشرفت همراه با عدالت در شهر دست یافتنی تر شود.
باید توجه داشت که مطالبات جامعه شهری از شهرداری، تا اندازه زیادی در ذیل مقوله نیازهای نسل حاضر و مطالبات گوناگون اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آنها از نظام جمهوری اسلامی قرار می گیرد؛ از این رو اقتضای حکمرانی خوب شهری، جدیّت در درک مطالبات ریز و درشت جامعه شهری در مقیاس محله و کلان شهری است زیرا سرنوشت نسل های آینده و در نهایت، هویت اسلامی و ملی، ما در گروی این درک آرمان گرایانه و همراه با واقع بینی است.
تجارب قریب به هفت سال گذشته در شهرداری بر این امر صحه می گذارد که رویکرد حکمروایی شهری، شهر را به تجلی گاه «مناسبات و عرصه تولید اجتماعی» تبدیل می کند. حاکم شدن چنین تفکر راهبردی ای بر شهرداری تهران ـ صرف نظر از میزان توفیق در تحقق بخشی به آن ـ هم اکنون الهام بخش بهبودهای مهم در مدیریت شهری کلان شهر تهران بوده و بدیهی است که به واسطه تاثیرگذاری عمیق شهر تهران بر الگوهای مدیریتی سایر شهرها، موفقیت های حاصله در این زمینه را می توان دستاوردی ملی به حساب آورد.
مایلم بار دیگر تاکید کنم که باید به کلیّت آنچه انجام شده، نظر داشت؛ مثلث «شهرداری به مثابه نهاد اجتماعی»، «حکمروایی خوب شهری» و «ارزیابی تاثیرات اجتماعی و فرهنگی» در کنار هم می تواند تفکری راهبردی برای مدیریت بهتر شهری فراهم کند و در عین حال زمینه ای برای طرح مفاهیم جدید نیز باشد؛ اما قویاً بر این باورم که حرکت کردن به سویی که بتوان نظامی از تفکر و ایده ها را برای جهت دهی اقدامات عملی شهرداری طرح کرد، دستاوردی است که با تلاش فراوان متفکران و مدیران حاصل شده و باید پاس داشته شود. صرف نظر از هرگونه ارزیابی درباره میزان موفقیت شهرداری در تحقق اهداف این نوع تفکر، باید هسته مرکزی چنین راهبردی را در قالب حرکت هایی چون انتشار کتاب «مجموعه مقالات همایش علمی حکمروایی خوب شهری» حفظ کرد و برای تحقق بهتر اهداف آن کوشید. امیدوارم نتایج حاصل از چنین تلاش هایی، مقوّم گام های مدیریت کلان شهر تهران و سایر شهرها و کلان شهرها در دهه چهارم باشد.
در پایان جا دارد از تلاش های تمامی دست اندرکاران در مدیریت شهری به ویژه همکاران گرامی ام در معاونت امور اجتماعی و فرهنگی به پاس تمامی تلاش ها و اقدامات، قدردانی نموده و آرزوی توفیق را از درگاه ربِّ ودود مسئلت نمایم.

محمدباقر قالیباف

مقدمه

حکمروایی شهری فرایندی است که بر اساس کنش متقابل میان سازمان ها و نهادهای رسمی اداره شهر از یک سو، و سازمان های غیردولتی و تشکّل های جامعه مدنی از سوی دیگر، شکل می گیرد؛ به عبارت دیگر، حکمروایی شهری نوعی فرایند و ارتباط میان حکومت شهری و شهروندان است که هم حکومت شهری و هم جامعه مدنی را در بر می گیرد و بر حقانیت و تقویت عرصه عمومی تاکید می کند.
برایان مک لالین(۱)، نخستین نظریه پردازی است که در سال ۱۹۷۳ به این مفهوم پرداخته است. از نظر وی، حکومت مجموعه ای از نهادهای رسمی و حقوقی با قدرتِ قانونی است اما حکمروایی نوعی فرایند است. این فرایند متضمن نظام به هم پیوسته ای است که هم حکومت و هم اجتماع را دربرمی گیرد. حکومت شهری بیانگر رویکرد سنتی به اداره شهرها و مدیریت کلان شهری است و بیشتر به مناسبات حکومت مرکزی با شهرداری ها و سازمان های رسمی و حکومتی پرداخته و بر روابط بین آنها تاکید دارد. حکمروایی، روشِ به کارگیری توانایی و قدرت مردم (سیاست سازی) و عمل به سیاست ها و تصمیم گیری عمومی است؛ بنابراین در تعریف نظری، حکمروایی یک گام جلوتر از حکومت است. حکومت یک نهاد است و عناصر تاثیرگذار در اداره جامعه محلی، باید وارد تعامل و فعالیت مشترک شوند در حالی که حکمروایی فرایندی تعاملی است که میان نهاد رسمی حکومتی و عناصر دیگر، شکل می گیرد و سیاست ها و تصمیم ها از دل این تعامل برمی خیزد.
تحولات توسعه شهری در چند دهه اخیر، به تدریج سبب شده تا شیوه های مدیریتی، هرچه بیشتر به سمت دموکراتیک تر شدن بروند؛ به عبارت دیگر، در مقابل رویکردهای بالا به پایینِ حکومت ها، در این فرایند، حکومت ها باید نسبت به تحولات شهری و مسائل آن، «پاسخگوتر» و نسبت به جامعه «مسئول تر» باشند. یکی از مباحث مهم و در عین حال جدید که از دهه ۱۹۸۰ به بعد در ادبیات توسعه مطرح شده، موضوع حکمروایی خوب شهری است. این موضوع، به ویژه در کشورهای در حال توسعه و در راستای استقرار و نهادینه سازی جامعه مدنی، از جایگاه ویژه ای برخوردار شده است.
بنا بر نظر اکثر صاحب نظران، حکمروایی شهری یعنی اثرگذاری همه ارکان تاثیرگذار شهری بر مدیریت شهر، با استفاده از تمامی سازوکارهایی که به سوی تعالی شهر و شهروندان حرکت کنند؛ نه اینکه عرصه های عمومی و خصوصی کنار گذاشته شوند و فقط عرصه حکومتی، اختیاردار آن دو باشد. بانک جهانی به عنوان یکی از نهادهای بین المللی معتبر، در گزارشی که در سال ۱۹۸۹ منتشر کرد، برای نخستین بار، حکمرانی خوب را «ارائه خدمات عمومی کارآمد، نظام قضایی قابل اعتماد و نظام اداری پاسخگو» تعریف کرده است(۲) که خود این سه عامل، به طور دقیق تر به شش عنصر عمده تقسیم می شود: حق اظهار نظر و پاسخگویی(۳)، بی ثباتی سیاسی و خشونت(۴)، اثربخشی و کارآمدی دولت(۵) در انجام وظایف محوله، بار مالی مقررات(۶)، مقررات اضافی و هزینه های آن، حاکمیت قانون(۷)، فساد.(۸)
در این تعریف، میزان پاسخگویی دولت و حق اظهارنظر شهروندان در سنجش با سایر متغیرهایی که بُعد منفی دارند و نیز بار مالی مقررات اضافیِ دست و پاگیر کاهش می یابد؛ یعنی هرچه یک دولت پاسخگوتر و شهروندان حق اظهار نظر بیشتر داشته باشند، میزان فساد، خشونت و بی ثباتی سیاسی کمتر است و بدین ترتیب، اثربخشی وکارآمدی دولت بالا می رود. «موضوع» حکمرانی خوب، دستیابی به «توسعه انسانی پایدار» است که همراه با مشارکت مردمی، مبتنی بر کاهش فقر، ایجاد اشتغال، و حفاظت از محیط زیست، در طیف وسیعی از مفاهیم مرتبط با آن مانند روستایی، شهری و با رویکرد قانون مدارانه و شفافیت خط مشی برنامه ریزی های توسعه است.
حکمروایی شهری را می توان فرایندی دانست که پاسخ کارآمد و موثری به مشکلات شهری است؛ فرایندی مستمر از تطبیق و همسوسازی منافع متضاد و متفاوت افراد و گروه ها. این فرایند شامل نهادهای رسمی و غیررسمی و نیز سرمایه اجتماعی شهروندان می شود. حکمروایی شهری پیوندی ناگسستنی با رفاه شهروندان دارد و باید شهروندان را در دسترسی به مزایای شهروندی یاری رساند. در حکمروایی خوب، قواعد حکومتی که به وسیله آنها می توان کارکردهای سنتی حکومت را هدایت کرد، به خوبی مستقر و درک شده اند. این گونه تصور می شود که لازمه مدیریت شهری، وجود شاخص های حکمروایی خوب است که همبستگی مثبتی با توسعه دارد. در نتیجه با در نظر گرفتن همکاری های سیاسی، چهارچوب های پاسخ گویی و مشارکت شهروندان برای ادعای مطالباتشان، به عنوان ارکان کلیدی حکمروایی خوب شهری معرفی می شوند. در همین راستا، کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست و می توان ادعا کرد تغییر و تحولات اجتماعی ـ فرهنگی در جامعه ایران، الزامات و تاثیراتی را بر حوزه سیاست گذاری، برنامه ریزی و مدیریت راهبردی کشور بر جای گذاشته که از آن جمله می توان به مفهوم حکمروایی شهری و به دنبال آن، به حکمروایی خوب شهری اشاره کرد.
طرح این ایده به دلیل افزایش سطح انتظارات و نیازهای مردم و جامعه ایران از یک سو، و انگیزه ها و تمایلات ایجادشده در بخشی از مدیران خلاق و پیشرو نظام اجرایی در کشور ـ به ویژه در مدیریت کلان شهر تهران ـ بوده است. در واقع یکی از مهم ترین نهادهای موثر و پیشرو در راهبرد حکمروایی خوب در سال های اخیر، مدیریت شهری تهران بوده که نقش برجسته ای در طرح و بومی سازی ایده حکمروایی خوب شهری داشته است. بر این اساس، شهرداری تهران با تاکید و تمرکز بر این مفهوم و به منظور تجمیع ادبیات و تشویق پژوهشگران و محققان علاقه مند، از چندی پیش تمهیدات لازم را برای برگزاری همایشی علمی با همین عنوان مطرح کرد که با هدایت و پشتیبانی مستمر ایشان و سایر همکاران، مجموعه مقالات این همایش آماده انتشار شده است.

پرسش های محوری دست اندرکاران همایش عبارتند از:
زمینه های تحقق حکمروایی خوب شهری در ایران کدام است؟ موانع و چالش های حرکت به حکمروایی خوب شهری کدامند؟ و در نهایت راهکارهای رسیدن به حکمروایی خوب شهری در ایران کدامند؟
از آنجا که ادبیات درباره مسائل حکمروایی خوب شهری ناچیز است، لذا تصمیم بر آن شد تا از طریق برگزاری همایش و سفارش مقالات تخصصی، توجه محققان عرصه حکمروایی خوب شهری به این حوزه معطوف شود. در کنار این گونه تاملات، به نظر می رسید با برگزاری این همایش، توجه جمع فراوانی از محققان علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی به این حوزه جلب شود؛ با این حال، دست اندرکاران امیدوار بوده و هستند که با برگزاری این همایش، گامی هرچند مختصر برای تعمق و توسعه مطالعات آینده در حوزه علوم اجتماعی و نیز مطالعات استراتژیک فرهنگی و اجتماعی برداشته باشند.
برگزاری و تدوین این اثر جز با حمایت مستمر آقایان ایازی، محکی، مصطفوی و سایر دوستان معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران میسور نبوده است که لازم می دانم از تلاش و توجه ایشان قدردانی کنم. همچنین از اعضای کمیته علمی همایش، داوران مقالات و نویسندگانی که با ارسال آثار و مقالات خود بر غنای این مجموعه افزوده اند، سپاسگزاری می نمایم.

سید رضا صالحی امیری

شاخص های وحیانی حکمروایی خوب

محمدتقی محمدیان(۹)

مقدمه

قرآن، معجزه جاودان الهی و سند حقانیت دین حنیف و رسالت پیامبر اسلام(ص) است که از پیش و پس آن، گذری بر باطل نیست، «لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه»(۱۰) و آن رشته گسست ناپذیر الهی و پرتو روشنگر جوامع انسانی است، «فانه الحبل المتین و النور المبین»(۱۱) و داروی شفابخشی است که دردهای درمان ناپذیر را شفا می بخشد، «فان فیه شفاء من اکبر الداء»(۱۲) و ره گم کردگان طریق را به سلامت دلالت می کند، «و هو الدلیل یدل علی خیر سبیل»(۱۳) و آن کتابی است که شگفتی هایش ناشمارش، و اسرار و غرائبش ناپیداست، «لا تحصی عجائبه و لا تبلی غرائبه»(۱۴) و اخگرهای هدایت از آن پرفروغ، و منارهای حکمت از آن سربلند است، «فیه مصابیح الهدی و منار الحکمه»(۱۵).
قرآن، قانون آسمانی است که زمینیان را در پناه خویش گرفته است و ذخیره بی پایان و زوال ناپذیر الهی است که تا منتهای ابدیت، تشنگان وارد به خود را سیراب و حاضران مائده آسمانی اش را پذیراست.
به تعبیر تربیت یافته بزرگ مکتب قرآنی در قرن معاصر، حضرت امام خمینی (ره): «قرآن و کتاب الهی سفره ای گسترده ای است که همه از آن استفاده می کنند، منتها هرکس به وضعی استفاده می کند و عمده نظر کتاب الهی و انبیای عظام بر توسعه معرفت است».(۱۶)
از نظر درون دینی، چنین کتابی که وسیله هدایت بشر محسوب می شود، برای وجوه گوناگون زندگی او برنامه هایی کاربردی دارد که سعادت او را تامین و تضمین می کند و او را به حیات طیبه رهنمون می کند.
تاکید بر حکمروایی و تدبیر حضرت حق بر نظام خلقت و مدیریت دستگاه عظیم آفرینش در جای جای قرآن و توجه به فرستادن پیامبران برای تدبیر امور مادی و معنوی مردم ـ که بسیاری از آن در قالب زیبای قصص انبیا در قرآن آمده است ـ و همچنین اشعار و اشاره به حکمروایی نیکان و مدیریت صالحان در کلام وحی، موید این معناست که نه تنها می توان آموزه ها و پندهای مدیریتی و موثر در حکمروایی را از قرآن برگرفت، بلکه می توان با بررسی و کنکاش در آیات و تدبر و غور در مفاهیم والای آنها، نظام حکمروایی جامعی را از قرآن کشف و استنباط کرد. هرچند به این معنا نیز یقین داریم که قرآن، کتاب دانش و فن مدیریت نیست، چنانکه قرآن کتاب تاریخ نیست، قرآن کتاب احکام نیست، کتاب فلسفه نیست. قرآن، قرآن است؛ کتاب زندگی و هدایت بشر.
از سوی دیگر اقتضائات مدنیت جدید، اوضاع پیچیده ای برای زندگی انسان، به عنوان موجودی بالفطره اجتماعی ایجاد کرده است. شدت یافتن روزافزون مقیاس و گستره زندگی، شکل گیری و تکامل جوامع، نهادها، کلان نهادها و حکومت ها، گسترش روند شهرنشینی و رشد بی رویه شهرها و انبوه جمعیت شهرنشین در جهان، تحولات فناورانه، جمعیتی، اقتصادی، سیاسی و بین الملل، آسیب های زیست محیطی و تضییع ارزش ها، منابع و استعدادهای مادی و معنوی، بیش از پیش ضرورت ارائه یک نظام حکمروایی خدامحور و درعین حال انسان گرا را برای تحقق حیات طیبه و الهی ایجاب می کند.

پیشینه بحث حکمروایی خوب

مفهوم حکمروایی در اصطلاح علمی و اسلامی پیشینه چندانی ندارد؛ چرا که در قاموس واژگانی مسلمانان و اعراب، کلمه ای که برای حکمروایی استعمال شده است، واژه «تدبیر» است. این واژه در مهم ترین منابع اندیشه مدیریتی و سیاسی مسلمانان مانند «الاحکام السلطانیه» ماوردی به معنای حکمروایی آمده است (ر.ک. به محسن باقرالموسوی: ۳۳).
اندیشمندان دیگر اسلامی نظیر ابوعلی فراء، ابن خلدون در مقدمه، ابن سینا در تدبیر المنازل او السیاسات الاهلیه، واژه تدبیر را به جای حکمروایی به کار برده اند. حتی فیلسوفان و حکیمانی مانند فارابی نیز واژه تدبیر را به جای مدیریت و حکمروایی استعمال کرده اند (همان: ۳۵).
بر این اساس، واژه حکمروایی سابقه چندانی ندارد؛ ولی بحث تدبیر و موضوعات مربوط به آن سابقه زیادی در اسلام دارد. تا آنجا که ماوردی کتابی مستقل در باب سیاست و مدیریت در قرن پنجم هجری تالیف کرده است. با این نگاه حکمروایی اسلامی و شرح و بسط آن به صورت پراکنده به زمان شخص پیامبر(ص) بازمی گردد، زیرا لفظ تدبیر و مفاهیم مرتبط با آن مانند امره (فرماندهی و حکمروایی)، قدره (چیرگی بر نیروهای تحت امر)، سیاسه (فن راهبری) و رعایه (مراقبت از خود و زیردستان) و شرح و توضیح مسائل مربوط به آنها در قرآن و احادیث پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) در موارد فراوانی بیان شده است.. (همان: ۴۶-۳۶).
در ادبیات علمی کلاسیک نیز کاربرد مفهوم حکمروایی به اواخر دهه ۱۹۸۰ برمی گردد؛ اما «برایان مک لالین» نخستین نظریه پردازی است که در سال ۱۹۷۳ به بررسی این مفهوم پرداخته است. او معتقد بود: پاسخگو بودن در برابر تغییرات و اقدامات و ایفای نقش در پیش بینی، کشف و استقبال از آینده، مهم ترین مطالبه مردم از حکومت است. (زیبایی، ۲:۱۳۸۷) بعدها افراد دیگری چون «مک کینلی» و «اتکینسن» نیز این بحث را مطرح کرده اند (تقوایی،۱۳۸۷).

شاخص های وحیانی حکمروایی خوب

۱. نگرش جامع
«وَ ما کانَ الْمُوْمِنُونَ لِینْفِرُوا کافَّه» (توبه: ۱۲۲)
پس از نزول آیات جهاد و توبیخ کسانی که به جنگ نرفته بودند، همه می خواستند رهسپار جبهه شوند که خداوند متذکر شد: سزاوار نیست همه مومنان به جهاد روند و امور دیگر را تعطیل کنند.

حکمروایی خوب، سیستمی جامع نگر و یکپارچه است. در حکمروایی خوب ذوق و سلیقه شخصی و هیجانات احساسی در اولویت گذاری مسائل دخالتی ندارد. در غیر این صورت، با ترکیبی نامتوازن و کاریکاتورگونه از مسئله ها و حتی اقدامات مواجه خواهیم بود. کلام وحی با توجه به این معنا، به پیگیری معقول و متوازن امور، بر اساس رده اولویت تاکید دارد.
۲. طرح و برنامه
«وَ ما اَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِک مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِی اِلاّ اِذا تَمَنّی» (حج: ۵۲)
همه پیامبران الهی، برای پیشبرد اهداف خود، آرزوهایی در ذهن داشتند.

نظام حکمروایی خوب برای پیاده سازی اهداف و انجام وظایف خود، نیازمند نقشه راه و طرح و برنامه است. بر اساس کلام وحی، هیچ پیامبری بدون طرح کلی از ماموریت الهی خویش وارد عرصه اقدام نشده است. بی شک ملاحظه امکانات و راه بست ها از سویی و توجه به فرصت ها و تهدیدها از دیگر سو، از اساس منطق این طرح کلی است و در سیره عملی ایشان قابل مشاهده است.
۳. برنامه ریزی و اجرا
«فالِقُ اْلاِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّیلَ سَکنًا وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْبانًا ذلِک تَقْدیرُ الْعَزیزِ الْعَلیمِ» (انعام: ۹۶)
خداوند، شکافنده سپیده دم است و شب را مایه آرامش و خورشید و ماه را وسیله شمارش ایام قرار داد. این است اندازه گیری و برنامه ریزی خداوندِ قدرتمند و دانا.

در نظام حکمروایی خوب، برنامه ریزی دقیق و اجرای کامل برنامه ها نیازمند نظم، علم و قدرت است؛ علم برای تدوین برنامه خوب و نظم و قدرت برای اجرای نیکوی آن. کلام وحی با عنایت به سه مفهوم «تقدیر»، «عزیز» و «علیم» به سه شاخص نظم، قدرت و علم اشاره دارد که مبنای حکمروایی وحیانی محسوب می شود.
۴. پیامد تصمیم، انسجام سازمانی
«اِنّی خَشیتُ آن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَینَ بَنی اِسْرائیلَ» (طه: ۹۴)
هارون در جواب حضرت موسی که وی را به کم کاری متهم کرده بود، فرمود: من ترسیدم که بگویی بین بنی اسرائیل تفرقه انداخته ای، به همین دلیل در مقابل انحراف ایشان سکوت کردم.

قوه عامل در نظام حکمروایی خوب، به هنگام اتخاذ تصمیمات به عوارض و پیامدهای آن توجه دارد و این نکته را که حفظ وحدت و انسجام سازمان و حفظ شاکله آن، مهم تر از توجه به سایر مسائل است، مورد تاکید قرار می دهد.
۵. نیازسنجی
«فَهَلْ نَجْعَلُ لَک خَرْجًا عَلی آن تَجْعَلَ بَینَنا وَ بَینَهُمْ سَدًّا» (کهف: ۹۴)
مردم به ذوالقرنین گفتند: آیا حاضری که ما هزینه ای (پولی) به تو بدهیم تا بین ما و یاجوج و ماجوج، سدّی ایجاد کنی که در امنیت باشیم؟

مردم در جایی سرمایه گذاری می کنند که نسبت به آن احساس نیاز کنند، به ویژه اگر این نیاز جزء نیازهای اساسی باشد مثل امنیت و مولفه احساس امنیت. از این رو، نظام حکمروایی خوب، اموری را در دستور کار خود قرار می دهد که در پی برآوردن نیازهای مردم باشد و از این طریق سرمایه های مادی و معنوی مردم مانند منابع مالی و اعتماد عمومی را برای انجام برنامه ها و تحقق منویات نظام حاکم مبتنی بر مصالح عامه، به کار گیرند.
۶. دوری از اسراف
«وَ لا تُطیعُوا اَمْرَ الْمُسْرِفینَ» (شعرا: ۱۵۱)
ای مومنان، از اسرافکاران فرمان نبرید.

اسراف در حقیقت اتلاف منابع و سرمایه هاست. کسانی که اهل اسراف هستند نباید در نظام حکمروایی خوب در مناصب مدیریتی قرار بگیرند. حیف و میل کردن منابع، تجمل گرایی و سوءمدیریت سرمایه های عمومی، عامل مرگ زودرس در چرخه عمر نظام های حکمروایی است. علاوه بر آن، تضییع اموال عمومی و اسراف بیت المال، در نگاه فقه و حقوق اسلامی از گناهان کبیره محسوب می شود.

۷. اعتمادسازی
«اِنّی لَکمْ رَسُولٌ اَمینٌ» (دخان: ۱۸)
ای مردم! من برای شما پیامبری امین بوده ام.

تردیدی نیست که حکمروایان باید برای جلب اعتماد افراد جامعه تلاش کنند زیرا کمترین ثمره اعتماد متقابل، افزایش اطاعت پذیری جامعه از حکمروایان است.
۸. زمان شناسی
«فَاَسْرِ بِعِبادی لَیلاً» (دخان: ۲۳)
ای موسی! بندگان مرا شبانه از سرزمین مصر کوچ بده.

دخیل کردن عنصر زمان در برنامه ریزی های نظام حکمروایی خوب، نقش تعیین کننده ای در موفقیت یا عدم توفیق آن نظام دارد. زمان شناسی و توجه به اقتضائات زمانی عاملی کلیدی برای مصون شدن از رویدادهای غیر مترقبه و مشتبه شدن غایات و اهداف است. امام صادق(ع) در تعبیری پُرمغز و البته استراتژیک می فرمایند: «العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس»؛ عالم به زمان، مورد هجمه شبهات قرار نمی گیرد (تحف العقول، بی تا: ۳۵۶).
۹. صداقت
«ما اَدْری ما یفْعَلُ بی وَ لا بِکمْ» (احقاف: ۹)
این آیه از زبان حضرت رسول می فرماید: من نمی دانم که با من و شما چگونه رفتار خواهد شد.

یکی از ویژگی های حکمروایان در نظام اسلامی، صداقت است؛ آنجا که چیزی را نمی دانند یا توان انجام آن را ندارند، با صداقت می گویند: از حدّ دانش یا توان من خارج است. مسلماً این برخورد شفاف با افکار عمومی زمینه ساز ارتقای اعتماد عمومی و مشارکت اجتماعی است که از مشخصات نظام حکمروایی خوب به شمار می رود.
۱۰. توزیع امکانات
«اضْرِبْ بِعَصاک الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَه عَینًا قَدْ عَلِمَ کلُّ اُناسٍ مَشْرَبَهُمْ» (اعراف: ۱۶۰)
خداوند به حضرت موسی فرمود: با عصایت به این سنگ بزن، سپس از آن سنگ دوازده چشمه جوشید و هر قبیله از یکی از آنها استفاده کرد.

تقسیم و توزیع عادلانه امکانات و منابع، نقش مهمی در تسهیل امور دارد.
۱۱. تبیین تهدیدها
«وَ اتْلُ عَلَیهِمْ نَبَاَ الَّذی آتَیناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْ ها فَاَتْبَعَهُ الشَّیطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوینَ» (اعراف: ۱۷۵)
ای پیامبر! داستان بلعم باعورا را بر مردم بخوان که از علم خود اندکی به او داده بودیم و قدرت اجابت دعا و برخی کرامات را داشت تا آنکه شیطان او را در پی خویش کشید و از گمراهان شد.

راهبران نظام حکمروایی خوب، باید مواردی را که اهداف و ماموریت این نظام را تهدید می کند و سبب شکست برنامه می شود، به افراد تحت تکفل خود گوشزد کنند و با بیان سرگذشت فریب خوردگان، آنان را برای مقاومت در مسیر صحیح آماده سازند. تبیین آسیب ها و عوامل آسیب ساز به عنوان یکی از اصول پذیرفته شده در پدافند غیر عامل، به صورت قابل توجهی هزینه های مقابله را کاهش داده و شناسایی مصادیق آسیب را آسان می سازد.
۱۲. تمرکز بر هدف
«ما کانَ لِنَبِی ان یکونَ لَهُ اَسْری حَتّی یثْخِنَ فِی اْلارْضِ» (انفال: ۶۷)
هیچ کسی حق اسیر گرفتن ندارد، مگر بعد از آنکه بر منطقه، غلبه کامل پیدا کرد. (اسیر گرفتن شما را از فتح و پیروزی دور نکند.)

تمرکز بر هدف و دوری از تشتّت، برای نیل به اهداف در نظام حکمروایی خوب است.
۱۳. ایمان به هدف
«فَلا تَک فی مِرْیه مِمّا یعْبُدُ هوُلاءِ» (هود: ۱۰۹)
ای پیامبر! به دلیل کفر مردم، در شک و تردید قرار نگیر.

ایمان به هدف و آرمان ، از شاخصه های اساسی راهبران نظام حکمروایی خوب است تا استوار و مطمئن به مسیرخود ادامه دهند و انحراف افراد، نتواند ایشان را دچار تزلزل و سستی کند.
۱۴. پایداری بر اهداف
«وَ کذلِک جَعَلْنا لِکلّ ِ نَبِی عَدُوًّا شَیاطینَ اْلاِنْسِ وَ الْجِنّ ِ» (انعام: ۱۱۲)
ای پیامبر! اینان تنها در برابر تو به لجاجت نپرداخته اند، بلکه برای هر پیامبری دشمنانی از شیطان های انسانی و جنّی قرار دادیم.

نظام حکمروایی خوب واقع بینانه و منصفانه در برابر جریان های مخالف موضع گیری می کند و به این نکته واقف است که در برابر هر تغییر و اصلاحی، مقاومت و مخالفت صورت می گیرد.
۱۵. پاسخگویی
«فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذینَ اُرْسِلَ اِلَیهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلینَ» (اعراف: ۶)
قطعاً مردم و پیامبران از آنچه انجام داده اند، بازخواست خواهند شد.

در نظام حکمروایی خوب، راهبران و مدیران نسبت به اقدامات و تصمیمات خود مسئولند، همچنین افراد عادی و کارکنان باید نسبت به آنچه بر دوششان گذاشته شده، پاسخ گو باشند.
۱۶. نظریه انگیزش و تکریم ارباب رجوع
«وَ اِذا جاءَک الَّذینَ یوْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیکمْ» (انعام: ۵۴)
خداوند به پیامبر اکرم(ص) می فرماید: هرگاه مومنان نزد تو آمدند، به ایشان سلام کن.

راهبران و مدیران نظام حکمروایی خوب باید با برخوردی محبت آمیز، کرامت انسانی و عزت نفس مردم را مراعات کنند. تکریم جامعه موجب افزایش انگیزش و ارتقای سطح مشارکت، رضایتمندی و همکاری در نظام می شود.
۱۷. شفاف سازی روش مدیریت
«قُلْ لا اَقُولُ لَکمْ عِنْدی خَزائِنُ اللّهِ وَ لا اَعْلَمُ الْغَیبَ وَ لا اَقُولُ لَکُمْ اِنّی مَلَک آن اَتَّبِعُ اِلاّ ما یوحی اِلَی» ( انعام: ۵۰)
ای پیامبر به مردم بگو: من ادعا نمی کنم که گنجینه های خداوند نزد من است و غیب می دانم و ادعا نمی کنم که من فرشته ام، بلکه من از آنچه را که به من وحی می شود، پیروی می کنم.

اهداف و شیوه کار در نظام حکمروایی خوب باید صریح و روشن بیان شود تا هم نتیجه و هم فرایند دستیابی به آن، کاملاً مشخص شود.
حکمروایان باید همچون دیگران در زندگی شخصی از امکانات عمومی استفاده کنند و استفاده از امکانات ویژه صحیح نیست.
۱۸. شفاف سازی دستورات
«فَمَنِ اعْتَدی بَعْدَ ذلِک فَلَهُ عَذابٌ اَلیمٌ» (مائده: ۹۴)
خداوند پس از بیان قسمتی از احکام شکار می فرماید: بعد از این، هرکه از این مرزها تجاوز کند، او را عذابی دردناک است.

این مسئله، بیان از اصول ثابت و عقلایی در نظام حکمروایی خوب است. پیش از ابلاغ دستورات، نمی توان کارکنان و مردم را مواخذه کرد، بلکه ابتدا باید به صورتی که همگان در جریان قرار گیرند دستورات ابلاغ شود، سپس در صورت تعدی از آن، مواخذه و تنبیه صورت گیرد.
۱۹. دوری از تبعیض
«فَلا تَمیلُوا کلَّ الْمَیلِ فَتَذَرُوها کالْمُعَلَّقَه» (نساء: ۱۲۹)
پس تمایل خود را متوجه یک طرف نکنید تا دیگری بلاتکلیف رها شود.

نظام حکمروایی خوب نباید با رفتارهای تبعیض آمیز، بعضی از نیروهای خود را منزوی کند، بلکه باید نسبت به تمام نیروها توجه داشته باشد تا موجب افزایش انگیزش عوامل انسانی خود شود.

نظرات کاربران درباره کتاب حکمروایی خوب شهری