فیدیبو نماینده قانونی انتشارات تیسا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب راهنمای تحلیل اجتماعی از شهر

کتاب راهنمای تحلیل اجتماعی از شهر

نسخه الکترونیک کتاب راهنمای تحلیل اجتماعی از شهر به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب راهنمای تحلیل اجتماعی از شهر

ایده «شهر پایدار» در ادبیات جدید سیاست‌گذاری مدیریت شهری، جایگاهی ویژه دارد. این مفهوم، ابعاد معنایی گسترده‌ای را دربرمی‌گیرد و لازم است شهرپژوهان، سیاست‌گذاران و مدیران شهری، در این‌باره فهم مشترک داشته باشند. «گفت‌و‌شنود» مستمر، راهی است برای رسیدن به این فهم مشترک و انتشار نوشتارهای مرتبط با موضوع، مقدمه‌ای ضروری است برای آغاز گفت‌و‌شنودهای عالمانه. کتاب حاضر، تحلیل اجتماعی از شهر را به عنوان یکی از ابعاد معنایی مفهوم «شهر پایدار»، هدف بحث قرار داده است.

ادامه...

بخشی از کتاب راهنمای تحلیل اجتماعی از شهر

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

پیشگفتار

ایده «شهر پایدار» در ادبیات جدید سیاست گذاری مدیریت شهری، جایگاهی ویژه دارد. این مفهوم، ابعاد معنایی گسترده ای را دربرمی گیرد و لازم است شهرپژوهان، سیاست گذاران و مدیران شهری، در این باره فهم مشترک داشته باشند. «گفت و شنود» مستمر، راهی است برای رسیدن به این فهم مشترک و انتشار نوشتارهای مرتبط با موضوع، مقدمه ای ضروری است برای آغاز گفت و شنودهای عالمانه. کتاب حاضر، تحلیل اجتماعی از شهر را به عنوان یکی از ابعاد معنایی مفهوم «شهر پایدار»، هدف بحث قرار داده است. ازآنجاکه نگارندگان کتاب حاضر، علاوه بر دارا بودن دانش مدیریت شهری، تجربه سال ها مطالعات اجتماعی شهری را نیز در توشه معرفتی خود دارند، سرمایه ای ارزشمند به شمار می روند. زمانی که قلم سرمایه های فرهنگی در جهت نگارش نظام مند دانش و تجربه بومی به حرکت درمی آید، سرمایه معرفتی، از محدوده انباشت ذهنی بیرون می آید. بدین ترتیب، گام نخستین برای گفت و شنود و نیل به فهم مشترک برداشته می شود.
به همین جهت، اداره کل مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، از تلاش علمی پژوهشگران و دانشگاهیانی که گنجینه بزرگ تجربه و معرفت به شمار می روند، حمایت می کند تا با نگارش متون پشتیبان اندیشه شهر پایدار، مقدمه رسیدن به زبان مشترک فراهم شود.
گفتمان «شهر به مثابه پدیده ای اجتماعی و فرهنگی» که از چند سال پیش به طور جدی مورد حمایت مدیریت کلان شهر تهران قرار دارد، دارای ابعاد معرفتی گسترده ای است و عوامل اندیشه ای، علمی و تجربی بسیاری در سوگیری و حمایت از این رویکرد دخالت داشته اند. مباحث مربوط به این رویکرد، تا چند سال پیش صرفاً به عنوان یکی از مفاهیم در حال رویش و بالندگی مورد توجه بخش اندکی از سیاست گذاران شهری در ایران بوده، اما اینک به مرحله ای از پختگی رسیده که می توان انتظار داشت بیشتر از گذشته وارد عرصه تصمیمات کلان مدیریت شهری شود و به نحو بارزتری به عنوان دال مرکزی، مورد توجه قرار گیرد. بنابراین لازم است در جهت رسیدن این مباحثات به بلوغ، هم دانشگاهیان، هم پژوهشگران و هم سیاست گذاران و مدیران شهری به موازات هم وارد عمل شوند و سهم و نقش مشارکتی داشته باشند. بدین منظور لازم است نخست به تبارشناسی این گفتمان در مدیریت شهری توجه شود و مجموعه مقالات و پژوهش های ارائه شده مرتبط با این گفتمان و همچنین مجموعه برنامه هایی که در این فضا، در قسمت های مختلف شکل گرفته اند، مورد نقد و تحلیل قرار گیرند.
در واقع، وجود یک الزام معرفتی و مفهومی مقدماتی، همه مراجع درگیر در واکاوی، سیاست گذاری و تصمیم سازی مدیریت شهر را وا می دارد تا در این باره مطالعه و گفت و گو کنند. مدیرانی که به اشتباه این الزام را وقت گذرانی در جهت فلسفه بافیِ بی نتیجه تلقی می کنند، احتمالاً به گونه ای ساده انگارانه، پیچیدگی ها و ظرایف نهفته در این گفتمان را نادیده می گیرند و به همین سبب، به رغم نیّت دلسوزانه و تلاش بی وقفه، کمتر به نتیجه دلخواه دست می یابند. اگر گفته می شود که بخش بزرگی از جامعه مدیران دلسوز ما، با رنج «تلاش کم نتیجه» به سر می برند، باید یکی از دلایل آن را معرفت گریزی و فرار از تفکر انتزاعی و تمایل شدید به تفکر انضمامی دانست. شاید بتوان یکی از مهم ترین دلایل انسداد تفکر در جامعه را، غلبه گفتمان «پزشکی» و «مهندسی» در حوزه مدیریت جامعه برشمرد؛ بنابراین، همیشه بدون آنکه بخواهیم و یا نیت بدی داشته باشیم، تحت تاثیر این گفتمان، در «تصمیم سازی» ها، به سبک الگوهای منسوخ شده کلاسیک، بیشتر به «برایند» و نتیجه توجه داشته ایم تا به «فرایند» و مسیر.
دلیل غلبه «نتیجه گرایی» و برایندگرایی، سازگاری مبانی آن با عقل سلیم عامیانه و تفکر مهندسی است که غایت هر نوع سیاست گذاری، تصمیم و اقدام را، تولید کالا به اقتضای بازار می داند. یافته های مطالعات انتقادی اندیشمندان معاصر نشان می دهد برتری تفکر برایندگراییِ صِرف بر سیاست ها و برنامه های مدیریت شهری، به ویژه در حوزه های اجتماعی و فرهنگی، تا چه اندازه منجر به نتایج ناگوار و مغایر با نیات و خواست های برنامه ریزی شده بوده است؛ بنابراین لازم است به سوی یک معرفت شناسی جدید درباره مفاهیم کلیدی مرتبط با سیاست گذاری اجتماعی و فرهنگی پیش رویم که فراتر از تفکرات بالینی، کلینیکی و مهندسی ـ که جامعه را بیمار و آحاد آن را بسان کالا می پندارد ـ مسیر حرکت را بر چشم اندازی کیفی، بهداشتی، پیشگیرانه و انسانی استوار می سازد.

دکتر علی اصغر محکی
مدیرکل مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران
پاییز ۱۳۹۲

یادداشت نویسندگان

تاریخ شهرنشینی و شهرسازی دست کم به چندین هزار سال پیش بازمی گردد؛ تاریخی که به جرئت می توان گفت به تعداد دهه های آن نظریه، اندیشه، پارادایم و مباحث علمی مختلف به همراه داشته است؛ زیرا شهر نه تنها نماد حضور انسان و تفکرات اوست، بلکه به واسطه زمینه سازی حضور اندیشه ها و گرایش های مختلف فکری و اعتقادی، به بازتولید اندیشه های مختلف امکان داده و نتیجه آن در طول تاریخ در ابعاد مختلف زندگی بشری زمینه ظهور یافته و شاید نسبت به امروز در کمتر دوره ای از تاریخ تا این حد مورد توجه و تاکید بوده است. شهر امروزین یک تولید اجتماعی محسوب می شود و به کانون اصلی قدرت، حضور انسان، اندیشه، تعامل، اختلاف و تنوع در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی تبدیل شده است و در مباحث توسعه هنگامی که بعد اجتماعی و فرهنگی آن فراموش شده یا چندان مورد توجه واقع نشده به کانون تزاحم، رقابت شکننده و عقب ماندگی فرهنگی تبدیل شده است. در مقابل نگرش یکپارچه به ابعاد مختلف آن سبب ساز زمینه رشد و توسعه پایدار بوده است.
مفهوم توسعه که پس از جنگ جهانی دوم به شدت با وجه شهری شدن و نرخ بالای شهرنشینی گره خورده است، بدون اغراق مفهوم واقعی خود را در شاخص های سبک زندگی شهری، درجه رفاه، رضایتمندی، سرمایه اجتماعی، درجه اعتماد اجتماعی و درنهایت سطح شادی و امید انسان ها می یابد. درحالی که مفهوم توسعه در آغاز بیشتر یا شاید تنها متوجه و معادل رشد اقتصادی بود، ولی با ظهور آثار و پیامدهای (خواسته یا ناخواسته) منفی فرایندها و پروژه های توسعه ای در دنیا و تحقق نیافتن اهداف اجتماعی مترتب بر پروژه های فن مبنا، بازنگری برنامه های توسعه از اواخر دهه شصت میلادی با ارزیابی تاثیر زیست محیطی و سپس ارزیابی تاثیر اجتماعی و فرهنگی ـ به مفهوم شناسایی تمامی ابعاد پیدا و پنهان آنی و آتی تاثیرات اجتماعی توسعه و ارائه بدیل ها و راه هایی برای تعدیل و تخفیف پیامدهای منفی آن و افزایش پیامدهای مثبت ـ شکل گرفت؛ به نحوی که امروزه تحلیل اجتماعی و فرهنگی، بخشی جدایی ناپذیر از فرایند تصمیم سازی تا بهره برداری از طرح ها و پروژه ها در تمامی مناطق شهری دنیا محسوب می شود و در همین راستا این اندیشه از حدود سه دهه اخیر در کشور به تدریج رواج پیدا کرده و اصول و مبنا های استواری برای خود یافته است، تاحدی که تحلیل و ارزیابی تاثیر اجتماعی و فرهنگی تصمیم ها، برنامه ها و پروژه ها در ابعاد و مقیاس های مختلف به عنوان یکی از الزامات در قانون برنامه پنجم توسعه کشور مورد تاکید قرار گرفته است.
شهر یک تولید اجتماعی است و رویکرد اجتماع محور در کنار رویکرد فن محور تحقق بخش توسعه پایدار شهری به شمار می آید به شرط اینکه مبتنی بر شناخت و تحلیل درستی از ساختارها، شرایط، شاخص ها و روند های اجتماعی باشد. از این منظر تحلیل اجتماعی بخش مهمی از فرایند مدیریت و برنامه ریزی شهری را به خود اختصاص می دهد. موضوعاتی همچون عدالت اجتماعی، عدالت در فضا، وضعیت گروه های اجتماعی (مانند کودکان، زنان، سالخوردگان، معلولان، فقرا وغیره) زمینه های شکل گیری گروه های حاشیه ای، علل بازتولید شرایط اجتماعی و سرانجام سطح معیارها و شاخص های توسعه و محرومیت اجتماعی بخشی از موضوعات مهم در تحلیل اجتماعی شهری هستند که در تمامی برنامه های توسعه پایدار شهری مورد توجه قرار می گیرند.
هدف اصلی این کتاب شناساندن ابعاد تحلیل و توسعه اجتماعی شهری است و می تواند در حکم مقدمه ای برای ورود به یکی از مباحث گسترده جغرافیای اجتماعی شهر باشد. برای این منظور ساختار اصلی آن بر استفاده از انتشارات بانک جهانی به ویژه اثری با عنوان تحلیل اجتماعی در بخش شهری: یک یادداشت راهنما(۱) قرار گرفته است، ولی با توجه به تعداد اندک متون ترجمه و تالیف علمی و دانشگاهی در این حوزه و به منظور تکمیل برخی از مباحث، فصل دیگری نیز به آن اضافه شده است که می تواند در حد یک راهنما مورد استفاده دانشجویان و محققان شهری قرار گیرد.
فصل نخست کتاب با عنوان «تغییر و تضاد شهری (نابرابری، محرومیت و عدالت فضایی)» ابتدا به تعریف اثر (تاثیر) و انواع آن پرداخته است و سپس به سیر تحولی و فرایند مفاهیم عمده ای چون بازسازی، برابری، تناقض، دسترسی، عدالت و بی عدالتی در فضا و شهر، برابری اجتماعی، فقر، رفاه، طرد اجتماعی، شاخص های محرومیت، قطبی شدن اجتماعی، اقتصاد غیررسمی و تضاد شهری، پایداری اجتماعی و توسعه و توسعه پایدار می پردازد.
فصل دوم دارای پنج محور اصلی که مقدمه ای بر تحلیل اجتماعی بخش شهری، چالش های اصلی توسعه اجتماعی در مناطق شهری، مسائل اجتماعی در مداخلات توسعه شهری، چهارچوب تحلیلی شهر و ادغام تحلیل اجتماعی شهری در چرخه یک پروژه است. این بخش ها با مفهوم شهری شدن و چالش های پیش روی آن در حوزه توسعه و به ویژه توسعه اجتماعی آغاز شده است و با بررسی اصول حقوقی و قوانین حوزه شهری، مفاهیم و عناوین مهمی همچون مشارکت، ذی نفعان (ذی مدخلان)، مشارکت و انواع آن، چرخه پروژه، آماده سازی پروژه، ارزیابی تاثیر اجتماعی، ارزشیابی، نظارت، پایش، بازنگری، ابزارهای تحلیل اجتماعی و سیاست های مراقبتی، به ارائه و شرح نمونه های واقعی و عملیاتی پروژه های بانک در نقاط مختلف جهان می پردازد.
این کتاب برای پژوهشگران حوزه مطالعات شهری مفید بوده و همچنین به عنوان یک منبع کمکی برای دانشجویان دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته ها و گرایش های برنامه ریزی شهری، شهرسازی و جامعه شناسی قابل استفاده است. بی شک این اثر نیز همچون تمامی آثار و کتاب های دیگر بدون نقص و اشتباه نبوده و امید است به مرور با تلاش دیگر همکاران دانشگاهی تکمیل شود.

دکتر مهدی امینی
دکتر رحیم سرور
پاییز ۱۳۹۲

فصل اول:شهرنشینی و چالشهای توسعه پایدار اجتماعی

مقدمه

مسئله افزایش روز افزون جمعیت و رشد و توسعه شهرها به ویژه در کشورهای جهان سوم و نتایج و پیامدهای اجتماعی آن که آثار خود را در بروز مشکلات مختلف شهری ظاهر ساخته است، بی شک مهم ترین نگرانی دولت ها در آینده نیز خواهد بود.
وسعت و عمق این مشکل، هنگامی بهتر روشن می شود که مسئله را در چهارچوب ساختارهای کشورهای روبه توسعه و امکانات محدود آنها برای توسعه و رشد پایدار شهرها و همچنین امکانات و فرصت های کنونی و آتی آنها بررسی کرده، برای درک و تجسم مسئله به زبان گویای آمار و ارقام متوسل شویم. نخستین جهش افزایش جمعیت در عصر نوسنگی با انقلاب کشاورزی روی داد و بر اساس برآورد جولیان هاکسلی، زیست شناس انگلیسی، جمعیت با نرخی افزایش می یافت که در هر ۱۷۰۰ سال دو برابر می شد؛ جمعیت آدمیان را در عصر مفرغ ۳۵ میلیون و در عصر آهن ۷۰ میلیون تخمین می زنند. در سال ۱۶۰۰، جمعیت روی زمین ۵۰۰ میلیون، در سال ۱۸۰۰ قریب به ۹۰۰ میلیون و در سال ۱۹۰۰ حدود ۱۶۰۰ میلیون نفر بود ولی در سال ۱۹۷۰ بالغ بر ۳۶۰۰ میلیون نفر شد.
جمعیت زمین در سال ۲۰۱۲ به بیش از هفت میلیارد نفر رسیده و با رشدی در حدود ۲/ ۱ درصد به سرعت در حال افزایش است. این افزایش بسیار جمعیت برای دنیایی پیش بینی می شود که هنوز بسیاری از کشورها با وجود تمام پیشرفت های علمی وتکنیکی، در امر تامین انرژی و امکانات رفاهی برای افراد جامعه خود با مشکل روبه رو هستند. افزایش بیش از حد جمعیت، با توجه به محدودیت های محیطی و ضعف ساختارهای بیشتر کشورها در هدایت و کنترل آثار رشد جمعیت و شهرنشینی، نظر سازمان ملل متحد و بسیاری از سازمان ها و نهادهای محلی و منطقه ای و نیز نظریه پردازان را در یک قرن گذشته به خود جلب کرده است. در هر حال رشد جمعیت و مهاجرت های گسترده به سمت مناطق شهری به ویژه مناطق کلان شهری در کنار ضعف ساختارهای اقتصادی و مدیریتی، در جذب و هدایت روندهای جمعیتی به تناسب امکانات و محدودیت های ساختاری سبب شده است که پیدایش بخش غیررسمی و دوقطبی شدن فضای اجتماعی و اقتصادی، به یک مسئله شهری تبدیل شود که ضمن بازتولید خود، به نارسایی های مختلفی در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و فضایی دامن می زند که به نظر می رسد هنوز درباره آینده نگری این پدیده و متناسب سازی ساختارهای مدیریت و برنامه ریزی با روندهای کنونی اقدامات صورت گرفته چندان کارساز نبوده است؛ بنابراین همزادی فقر در ابعاد مختلف خود همراه با نارسایی های اجتماعی در نبود یک مدیریت فراگیر و نظام تخصیص کارآمد، مسئله ای است که ذهن تمامی مدیریت های شهری را به خود جلب کرده است و هریک به تناسب شرایط تاریخی و وضعیت شاخص های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی راهکارهایی را برای رهایی از این وضعیت در پیش گرفته اند. با این اوصاف بررسی روند ها نشان می دهد نابرابری های نهادینه شده در زمینه های مختلف ضمن نارسایی های مدیریتی (از نظریه برنامه ریزی گرفته تا برداشت از مفهوم و جایگاه شهر در نظام توسعه انسانی و میزان هم گرایی اقدامات) حل فوری بسیاری از مسائل اجتماعی را حداقل در کوتاه مدت دور از ذهن نشان می دهد.
امروزه روند سریع شهرنشینی و تغییرات چشمگیر در مطالبات اجتماعی و اقتصادی در کنار رویه های سنتی مدیریت شهری به ویژه در مناطق کلان شهری به نامعادلاتی دامن زده است که تقلیل سرمایه اجتماعی، کاهش اعتماد اجتماعی و تهدید رفاه، رضایتمندی و امنیت تنها بخشی از برون دادهای آن محسوب می شود و این در وضعیتی است که مدیریت های مناطق کلان شهری برای جبران کمبودهای ناشی از عقب ماندن از فرایند توسعه پایدار و نیز برای مقابله با روندهای پیش رو ملزم به درپیش گرفتن اقدامات توسعه ای وسیعی هستند که می تواند وضعیت زندگی مردم را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
هدف اصلی این فصل ارائه تصویری از روند های شهرنشینی و پیامدهای آن در وضعیت اجتماعی ساکنان و درنهایت آشنایی کلی با زمینه های نوظهور در مدیریت و برنامه ریزی اجتماع محور در مراکز شهری است.

۱. شهر، شهرنشینی و توسعه پایدار اجتماعی

۱ -۱. واقعیت شهر: کلیت اجتماعی ـ فضایی پویا

شهریک تولید اجتماعی است که تحت تاثیر روندهای تمدنی، شرایط و مقتضیات اجتماعی و فرهنگی خاص، خود را بازتولید می کند. هریک از بازیگران شهری در این فرایند دارای نقش و اثر بوده و در وجود یک نظریه اجتماعی راهبردی ساختارهای زمینه ساز، به خلق شرایط اجتماعی و فرهنگی می پردازند که این شرایط در چهارچوب شاخص ها و اوضاع عمومی اجتماعی قابل درک و شناسایی است.
ملاک های مختلفی در تعریف شهر وجود دارد. یکی از این ملاک ها، «اندازه جعمیت» است؛ ولی با توجه به اینکه معیار جمعیت، قراردادی و متغیر است، معیار رضایت بخشی نخواهد بود مگر اینکه حدود فیزیکی شهر نیز به دقت تعیین شده باشد. این در حالی است که حدود فیزیکی شهر نیز به مرور زمان تغییر پیدا می کند و از این جهت معیار «تراکم جمعیت» نیز خالی از ابهام نیست. به ویژه اینکه معیار تراکم به شیوه های تصرف زمین و نحوه ترکیب فضاها بستگی دارد و بیشتر نیز معرف فضاهای مسکونی است و فضاهای تجاری و اداری را در بر نمی گیرد. افزون بر این ملاک های تقسیم بندی فیزیکی که مبنای محاسبه تراکم قرار می گیرد نیز بیشتر قراردادی است؛ ازاین رو جامعه شناسان، در تعریف شهر، تراکم جمعیت یا تراکم فیزیکی را شرط لازم می دانند، نه شرط کافی.
برخی پژوهشگران، سازمان اجتماعی را اساس تعریف شهر قرار می دهند؛ چنان که دورکیم، «تراکم اخلاقی یا رابطه ای را شرط لازم شهر و مقدم بر تراکم فیزیکی می داند. به عقیده وی تراکم فیزیکی نتیجه تراکم اخلاقی است و هنگامی که سازمان اجتماعی گسسته باشد، شهر وجود ندارد» (فیالکوف، ۱۳۸۳: ۱۶). افزون بر این درحالی که تراکم اخلاقی بیشتر به تراکم و مجاورت فیزیکی می انجامد، عکس آن لزوماً رخ نمی دهد. در این معنا می توان گفت شهر محصول تراکم فیزیکی (فضایی) و تراکم اخلاقی (اجتماعی) است و این دو نوع تراکم، شرط های لازم و کافی برای تعریف شهر به حساب می آیند و آگاهی از رابطه میان این دو، اساس فهم جامعه شناسی شهر را تشکیل می دهد. در این معنا شهریک واقعیت به هم پیوسته اجتماعی - فضایی است.
با این توضیح، چنانچه شهر را متناظر با تجمیع جمعیت در فضا تلقی کنیم، فضاهایی که بر پایه الگوهای معین «کنش اجتماعی» شکل گرفته اند تا حد زیادی از هم قابل تشخیصند. بدین ترتیب ضرورت انواع کنش های اجتماعی در حیطه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در میان جمعیت به انواع مجاورت و تراکم فضایی می انجامد.
بر اساس تعریف یادشده، سازمان فضایی (کالبدی) و سازمان اجتماعی شهر همدیگر را بازنمایی می کنند و بر وجود هم دلالت دارند و از این جهت تفاوت ها و گروه بندی های مکانی شهر تا حد زیادی دلالت بر تفاوت ها و گروه بندی های اجتماعی ساکنان شهر دارد؛ بنابراین متناسب با دسته بندی انواع کنش ها، انواع فضاها را نیز می توان دسته بندی کرد و نیز تحولات فضایی شهر تابع تحولات کنش در عرصه اجتماعی است.
بر اساس توضیحات بالا، شهریک واقعیت اجتماعی فضایی پویاست که در آن مفهوم کنش و فضا درهم آمیخته می شود. تعریف یادشده مجال می دهد که بتوان دیدگاه های مختلف را از نظر تاکیدی که بر انواع کنش شهری دارند در یک چهارچوب مفهومی واحد آمیخت و شهر را به مثابه یک نظام کنش انسانی - فضایی پویا مفهوم سازی کرد.

نظرات کاربران درباره کتاب راهنمای تحلیل اجتماعی از شهر