فیدیبو نماینده قانونی انتشارات نقش و نگار و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .

کتاب فلسفه در ۳۰ روز

نسخه الکترونیک کتاب فلسفه در ۳۰ روز به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است. تنها لازم است اپلیکیشن موبایل و یا نرم افزار ویندوزی رایگان فیدیبو را نصب کنید.

درباره کتاب فلسفه در ۳۰ روز

کتاب حاضر درآمدی کوتاه و آموزنده بر فلسفه است که نویسنده آن را در سی فصل کوتاه نوشته است. او این کتاب را برای دخترش کلر نوشته که به تازگی قرار است در دبیرستان مطالعه‌ی فلسفه را آغاز کند. کتاب فاقد پیچیدگی‌ها و دشواری‌های کتاب‌های کلاسیک و دانشگاهی است و با زبانی روشن و به دور از هر گونه ابهامی مسائل و پرسش‌های فلسفی را برای خواننده‌ی مبتدی مطرح می‌سازد. نویسنده در این کتاب موضوعات و فیلسوفان بسیاری را از عهد باستان تا عصر جدید مورد بررسی قرار می‌دهد و بسیاری از مسائل مهمی که ذهن فیلسوفان بزرگ را در طول تاریخ ۲۵۰۰ ساله‌ی فلسفه به خود مشغول داشته به اجمال مطرح می‌کند.

ادامه...
  • ناشر انتشارات نقش و نگار
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.84 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۳۳ صفحه
  • شابک

معرفی رایگان کتاب فلسفه در ۳۰ روز

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



۱. فلسفه چه چیز نیست؟

هر کاری از یک زمانی شروع می شود: راه رفتن، حرف زدن، بیان نام خود، تشخیص پدر و مادر. اما آیا همگان «اولین باری» که چنین کارهایی را انجام داده اند به خاطر می آورند؟ از آنجا که این کارها در گذشته های دور اتفاق افتاده است، کسی برایشان ارزشی قائل نمی شود و حتی درباره ی آن ها فکر هم نمی کند. وقتی بزرگ تر می شوید، وقایع مهم تری رخ می دهد: برای مثال نخستین روزهای مدرسه، نخستین نمایش یا کنسرت شما در آنجا، عروسی خانوادگی و بحران عاطفی که شاید نخستین عاشق شدن باشد.
هر یک از این وقایع، در الگوی زندگی روزمره تغییری کوچک یا بزرگ ایجاد می کند. هنگامی که به خواندن فلسفه مبادرت ورزید، آیا زندگی روزمره تان نیز مختل می شود و به این نتیجه می رسید که «بعد از آن هیچ چیزی مثل سابق نیست...»؟ قضاوت در این مورد هنوز خیلی زود است، اما پیشاپیش می توان دید که تصمیم به مطالعه ی فلسفه برخلاف وقایع فوق هیچ ارتباطی با آیین آشنایی یا مناسک گذر(۱۳) ندارد.
مناسک گذر فعالیتی است که بار معنایی دینی و اجتماعی دارد و باید مطابق آیین های رسمی انجام شود. برای مثال جشن تکلیف در دین یهود نشانه ی پذیرش جوان در اجتماع است. در برخی جوامع افریقایی اعمالی مانند فَرْج بَندی (ختنه ی زنان)، تیغ زنی و خالکوبی نشانه های قطعی و بی چون و چرای بزرگ شدن یا رسیدن به سن بلوغ است.
مناسک گذر هنگامی به آیین آشنایی واقعی تبدیل می شود که گروه یا اجتماع از آن برای القای شناخت لازم به فرد جهت پذیرش کامل او در گروه یا اجتماع بهره گیرد. همه ی ادیان و نیز جوامع و انجمن های سرّی چنین مناسکی دارند. برای مثال اپرای فلوت جادویی(۱۴) موتسارت(۱۵) را در نظر بگیرید که قهرمان آن، تامینو(۱۶) باید به چند آزمون دشوار و نمادین متعلق به اعمال فراماسونی سرّی تن دهد. وقتی این مناسک را انجام دادید به فردی «کامل» و انسانی متفاوت، یعنی یک بزرگسال، جنگجو و تازه وارد بدل و با رمزها و کلمه ی عبور آشنا می شوید.
اما برای فیلسوف شدن به کلمه ی عبور یا فرمول جادویی نیازی نیست و هیچ خالکوبی یا غسل تعمیدی انجام نمی شود و نیازی به افسارگسیختگی عمومی و توسل به خدایان و ارواح نیست؛ فیلسوفان با خلسه های عمیق، مناجات ها و تضرع های پرشور سروکاری ندارند.
آیا این گفته ها بدان معناست که فلسفه برای جوانانی که ترجیح می دهند خوش باشند بیش از حد خشک و بی روح است؟ شاید. اما حتی در جوانی هم زندگی تک بُعدی نیست و فقط به هیاهو و فعالیت ختم نمی شود، بلکه مجالی هم برای تامل توام با آرامش و برخورد با مسائل جدّی وجود دارد. کشف اینکه هستی مسئله ای دشوار است، نباید شما را دچار افسردگی عمیق کند. تامل، تفکر انتقادی و سکوت، هیچ یک ضرورتا مغایر با تجربه ی جوانی نیست. اگر مجال کنجکاوی و در عین حال مسئولیت پذیری بیشتری دارید، چرا از آن بهره نگیرید؟
تامل فلسفی معمولاً توام با ایضاح تفکر و مسئولیت پذیری است و قطعا می تواند الهام بخش شور و اشتیاق نیز باشد، هرچند از اموری اجتناب می کند که ابتدایی یا دینی به نظر می رسند. فلسفه همچنین مستلزم ستیزه جویی، سرسختی و پای بندی به عقاید عامه ی مردم هم نیست.
آنچه توقع دارید از فلسفه به دست بیاورید فقط به تلاش خودتان بستگی دارد. در وهله ی اول این سخن به معنای ایجاد و پرورش نوعی بی طرفی انتقادی است که جدیت و آگاهی فکری عظیمی در پی دارد. مسائلی هست که نمی توان از آن ها گذشت. البته فلسفه وعده ی هر چیزی را نمی دهد و هر چیزی را ممکن نمی سازد، اما هرگز مایه ی دردسر شما و باعث نابودی زندگی تان نخواهد شد. فلسفه در چارچوب «همه یا هیچ» عمل نمی کند.
استاد فلسفه، کشیش اعظمی نیست که تعلیم رستگاری دهد یا معجزه کند. در حقیقت باید در مورد هر کسی که چنین ادعایی کند بدگمان بود. بنابراین، درس اول این است: مراقب مرشدها(۱۷) باشید.

پیش گفتار

کتابی که در دست دارید، معجزه ای است کوچک. مقدمه ای است آموزنده و جذاب بر فلسفه در سی فصل کوتاه و تقریباً هر کدام برای یک روز از ماه. دومینیک ژانیکو آن را با این امید نوشت که خوانندگان تازه کار در فلسفه به این معماگونه ترین و در عین حال معمولی ترین رشته ی دانشگاهی علاقه مند شوند و جرات بررسی بیشتر پیدا کنند.
او این کتاب را برای دخترش کلر نوشته است، چرا که قصد داشت مطالعه ی فلسفه را در دبیرستان آغاز کند ــ چیزی که متاسفانه هنوز هم در فرانسه رایج تر از کشورهای انگلیسی زبان است. ژانیکو با خواندن کتاب های مقدماتی و درسی متعدد این رشته و با نارضایتی از پیچیدگی های آکادمیک آن ها، تصمیم به نوشتن کتاب خودش گرفت. او این کتاب را نه فقط برای دخترش، بلکه برای هر کسی در هر سنی و با هر پیش زمینه ی تحصیلی که دارای کمی کنجکاوی است اما وقت آزاد اندکی دارد نوشت. به گفته ی فیلسوف بزرگ امریکایی استنلی کاول(۲) «فلسفه آموزش بزرگسالان است.» این کتاب در طول یک ماه تابستان ۲۰۰۲ نوشته شده و به نظر من حال و هوای تابستانی دارد، یعنی زمانی که مشغولیت های طاقت فرسای کار یکنواخت روزانه کم کم از بین می رود و به گفته ی والاس استیونِ(۳) شاعر «روح رنج هایش را به یک سو می نهد.» در چنین لحظاتی، انسان به تفکر فرا خوانده می شود: به اندیشیدن درباره ی غناهای زندگی و فهم و درک ناچیز ما از آن.
این کتاب علی رغم اختصار، طیف وسیعی از فیلسوفان و موضوعات فلسفی را دربر می گیرد. خواننده مباحث فلسفه ی قدیم و جدید را که از متفکران پیشاسقراطی، پارمنیدس و هراکلیتوس(۴)، قبل از افلاطون و ارسطو آغاز می شود در آن خواهد یافت. ژانیکو توجه ویژه ای به استفاده ی افلاطون از گفت وگو می کند، امری که به خصوص ماهیت فلسفه را به عنوان یک بحث مستدلِ دقیق درباره ی مفاهیمی کلی چون زیبایی، حقیقت و عدالت به نمایش می گذارد. این بحث به بررسی روشنی از افکار فیلسوفان جدید به خصوص دکارت، نیچه(۵)، کانت و هگل(۶) کشیده می شود. سپس ژانیکو به سراغ مسائلی می رود که قرن ها ذهن متفکران را به خود مشغول کرده است: وجود خدا، معنای زندگی، طبیعت انسان و مسئله ی اختیار. همچنین تصویری کلی ارائه می شود از آنچه تحت عناوین «زیبایی شناسی»، «فلسفه ی سیاسی» و «فلسفه ی علم» قرار می گیرد. یکی از موارد درخور توجه، بحثی است جذاب که به ماهیت اخلاق می پردازد و در آن دغدغه ی آشکار متفکرانی چون فروید و نیچه را که عمیقاً نسبت به کل موضوع منع اخلاقی بدگمان بودند ارائه می کند.
با این حال آنچه من تاکنون گفته ام، این خطر را در پی دارد که به کتاب سطحی نگاه شود و بدتر از آن، فلسفه در سطحی پرطمطراق و غیرقابل دسترسی به نظر آید. این همان چیزی است که ژانیکو «فلسفه به معنای خاص» می نامد. دغدغه ی مهم تر، فلسفه به معنای عام است که می توان وجود آن را در عمل، در روزمره ترین فعالیت ها هم نشان داد. اما این امر به چه معناست؟ فلسفه یک عقیده ی جزمی، آموزه یا حکمتی سرّی، نوعی آیین، مناسک یا شکلی از مرید بودن نیست که توسط مرشدها بیان شود؛ فلسفه همچنین یک تکنیک، روش یا ملک اختصاصی کارشناسان حقوق بگیر دانشگاه یا افرادی که در خدمت «گروه های متفکر»اند، نیست. برعکس، فلسفه یک فعالیت است. فلسفه فعالیتِ اندیشیدن، فعالیت تامل انتقادی درباره ی مسائل کلیِ مهم است. فلسفه فعالیتی است که همه ی انسان ها، در صورت قرار گرفتن در موقعیت مناسب می توانند در آن شرکت کنند. فلسفه با وجود شانس و مقداری پشتکار، می تواند به عادت ذهن تبدیل شود.
به نظر ژانیکو، پرسش بنیادی فلسفه «بودن یا نبودنِ» هملت(۷) است. بدین معنا که بسیاری از پرسش های ظاهراً انتزاعی فلسفه به پرسش وجودیِ ما کیستیم و چه چیز هست برمی گردد و ریشه در آن دارد. به قول ژانیکو، تجربه ی چنین پرسیدنی می تواند برانگیزاننده ی «حیرت در برابر وجود، در برابر این واقعیت که وجود هست، باشد. باید از این حیرت استقبال کرد و آن را ارزشمند دانست، چون شاید فلسفی ترین کار باشد.» آنچه در اینجا بسیار اهمیت دارد این است که این حیرت را باید در برابر پرسش پذیری اشیا تجربه کرد. ما به طور قطع نمی دانیم که کیستیم و چه چیز هست؛ این ها پرسش های ماست.
خود واژه ی «فلسفه» از واژه ای یونانی به معنای «عشق به حکمت» مشتق شده است. اما مسئله ی مهم در اینجا این است که حکمت چیزی نیست که مالک آن باشیم یا آن را بدانیم، بلکه چیزی است که ما در پیِ آنیم، چیزی است که طالب و خواهان آن هستیم. فلسفه در شخص سقراط با یک تناقض آشکار آغاز می شود؛ ندای معبد دلفی(۸) اعلام کرد که سقراط داناترین انسان در یونان است، اما او همیشه مصرانه ادعا می کرد که چیزی نمی داند، و اما این دو موضع هیچ تناقضی با هم ندارند: حکمت عبارت است از فروتنی نسبت به آنچه ظاهراً می توانیم با یقین بدانیم. به همین دلیل سقراط و همه ی فیلسوفان بزرگ از اینکه خود را حکیم بدانند خودداری می کردند، و حکیم عنوانی بود که آن ها به سوفسطایی ها نسبت می دادند، به آن هایی که همه چیز می دانستند و مردم را با جذبه و ابهت خود مجذوب می کردند. فلسفه یک جست وجو است و مسیر آن را پرسش ها تعیین می کند. حقیقت چیست؟ عدالت چیست؟ زیبایی چیست؟ شیوه درست اداره ی جامعه چیست؟ ما درباره ی طبیعت چه می توانیم بدانیم؟ آیا خدا وجود دارد؟ و سرانجام، من کیستم؟ ادعای بسیار جسورانه ی فلسفه این است که زندگی ای که با تفکر عقلانی از طریق این پرسش ها سپری شود، رضایت بخش تر، غنی تر و سعادتمندانه تر است. به نظر سقراط زندگی ناآزموده ارزش زیستن ندارد.
با کمال تاسف، ژانیکو روز پس از اتمام اولین دست نوشته ی این کتاب در آگوست ۲۰۰۲ پس از شنا در دریای مدیترانه در ازه(۹) در کت دازور(۱۰) بر اثر حمله ی قلبی درگذشت. او که ۶۴ سال سن داشت و سلسله کتاب های باارزشی از او منتشر شده بود، اواخر دوره ی برجسته ی کاری خود را در دانشگاه نیس(۱۱) می گذراند. ژانیکو همان طور که عادتش بود، بعد از پیاده روی در مسیری که امروزه راه نیچه نامیده می شود، مسیر ۱۰۰۰ متری شیب دار و ناهموار بین ساحل و روستای قدیمی که نیچه در اقامت هفت ساله اش در نیس در دهه ی ۱۹۸۰ در آن قدم می زد به شنا رفته بود. من در دهه ی ۱۹۸۰ دانشجوی ژانیکو بودم و این راه سر بالا را در چند موقعیت به یادماندنی با او رفته ام. البته در سفر بازگشت به نیس برای شرکت در بزرگداشتِ زندگی و آثار ژانیکو، من به تنهایی این راه را طی کردم. موقع بالا رفتن، توقف کردم تا قطعاتی از کتابی را که اکنون در دست دارید و نیکول همسر ژانیکو آن را به من داده بود، بخوانم. فوراً به ذهنم خطور کرد که ترجمه ای انگلیسی از این کتاب ایده ی خوبی است و خوشحالم که این کار اکنون صورت گرفته است. بسیار امیدوارم که خوانندگان، قدر آشنا شدن با فلسفه را در مصاحبت با راهنمای خوب، مهربان و بلندنظری مانند ژانیکو بدانند.
درست است که بگوییم فلسفه مانند راه شیب دار نیچه، نیازمند تلاش و کوشش است: فلسفه کاری است که از ما می خواهد تا قدمی بزنیم و ذهن مان را از تیرگی و آشفتگیِ گرفتاری های روزمره پاک کنیم. فلسفه در بهترین حالت می تواند یک صعود باشد آن هم در لحظاتی که فرد آن لحظات را گرامی می دارد. افلاطون در سرآغاز فلسفه، یعنی ۲۵۰۰ سال پیش در یونان، آن را به منزله ی بیرون آمدن از غارِ توهمِ محض و عقاید نادرست، و رفتن به سوی نور تابناک معرفت و حقیقت توصیف کرد. ما در عصر شکاکانه ی دون پایه ی خود ممکن است نسبت به عظمت بلندمرتبه ی نگرش افلاطون اندکی بدگمان باشیم، اما نباید فعالیت آزادانه ی تفکر انتقادی را که فلسفه مشوق آن است، ترک کنیم. از صعود لذت ببرید، اما حتماً در طول راه استراحت کنید و به راهی که پیش تر پیموده اید، نگاهی بیندازید.

سایمون کریچلی(۱۲)
نیویورک، ۲۰۰۵

مقدمه ی مترجمان

کتاب حاضر درآمدی کوتاه و آموزنده بر فلسفه است که نویسنده آن را در سی فصل کوتاه نوشته است. او این کتاب را برای دخترش کلر نوشته که به تازگی قرار است در دبیرستان مطالعه ی فلسفه را آغاز کند. کتاب فاقد پیچیدگی ها و دشواری های کتاب های کلاسیک و دانشگاهی است و با زبانی روشن و به دور از هر گونه ابهامی مسائل و پرسش های فلسفی را برای خواننده ی مبتدی مطرح می سازد. نویسنده در این کتاب موضوعات و فیلسوفان بسیاری را از عهد باستان تا عصر جدید مورد بررسی قرار می دهد و بسیاری از مسائل مهمی که ذهن فیلسوفان بزرگ را در طول تاریخ ۲۵۰۰ ساله ی فلسفه به خود مشغول داشته به اجمال مطرح می کند.
نویسنده نمی خواهد مجموعه ای از آرا و عقاید فیلسوفان دوران گذشته را برای خواننده بازگو کند؛ بلکه می خواهد این پیام را به خواننده منتقل کند که فلسفه مجموعه ای از عقاید و تعالیم جزمی، نوعی حکمت سری و حتی تکنیک و روشی نیست که ملک شخصی عده ای متخصص و استاد دانشگاه باشد؛ فلسفه در واقع نوعی فعالیت است: اندیشیدن و تفکر انتقادی درباره ی مسائل کلی بنیادی؛ فعالیتی که همه ی انسان ها می توانند در آن شرکت داشته باشند. طرح پرسش های فلسفی می تواند شگفتی در برابر هستی را در انسان برانگیزد. باید از این شگفتی استقبال کرد و آن را گرامی دانست؛ چرا که سرآغاز تفکر فلسفی، هم در تاریخ و هم در وجود انسان است.
چاپ نخست کتاب در سال ۲۰۰۳ به زبان فرانسه با عنوان:
Les bonheurs de sophie: une initiation á l